تعمق در کلام

آیا مطمئن هستید که فرزندان خدا خوانده شده اید؟ آیا اطمینان دارید که او تمام گناهان شما را به واسطه صلیب مسیح بخشیده است؟ آیا آرامش از جنس خدا (که از درک این جهان بیرون است) دارید؟ آیا روح القدس در زندگی شما کار می کند؟خدا را شکر! حال که این برکات روحانی را دارید پس رفتار شما هم باید مناسب شخصیت خانواده جدید شما در مسیح باشد! فراموش نکنید که پدر شما خداست و عیسی مسیح برادر بزرگتر و روح القدس راهنما و معلم شماست… شما فرزند روشنایی و نور هستید. (این را در ذهن داشته باشید.)-این آیات را مطالعه کنید و به آنها فکر کنید. اگر لازم شد دوباره بخوانید.چنان رفتار کنیم که شایستهٔ کسانی باشد که در روشنایی روز به سر می‌برند و از عیّاشی و مستی و فِسق و هرزگی یا نزاع و حسد بپرهیزیم. خود را با عیسی مسیح خداوند مسلّح سازید و دیگر در فکر ارضای خواهش‌های نفسانی خود نباشید.رومیان ۱۳: ۱۳-۱۴آیا در زندگی شما گناه وجود دارد؟ آیا تا به حال بر علیه گناهان در زندگی خودتان دعا کرده اید؟ آیا از خدا خواسته اید که گناه را از زندگی شما دور کند؟ آیا از مسیح خواسته اید که در جنگ با گناه همراه شما باشد؟ عزیزان، مراقب افکار خود باشید، توجه کنید که در این آیه مرکز رشد خواهش های نفسانی در فکر معرفی شده است و حقیقت این است که ما هرچه بیشتر بر روی خود متمرکز بشویم بیشتر در خطر هستیم. پس بجای اینکه روی خود متمرکز باشید، فکر خود را از مسیح و کتاب مقدس پر کنید تا جایی که همه افکار شما به شکل کلام خدا در آید. ما از اینکه با گناه خود مواجه بشویم نمی ترسیم چرا که خدای ما خدای خطا پوش است و جنگ ما را با گناه با ارزش می داند. برای یک تغییر بزرگ در زندگی خود دعا کنید. از نور نترسید بلکه بگذارید تاریکی های شما را روشن کند

بدون ایمان محال است که انسان خدارا خشنود سازد

عبرانیان ۶:۱۱شکر گزار برکات ونیکویی های تو هستیم .واحسان های تورا فراموش نمی کنیم .خداوندم شکرت می کنیم برای این روز جدید وفرصت دوباره که به ما بخشیدی تادر حضور تووجد وشادی کنیم .واز بودن باتو لذت ببریم. وتومراد دل مارا به ما عطا می کنی .وجودمان رابه تو تسلیم وتقدیم می کنیم ومی طلبیم درنام پرجلال مسیح جلال تورادرزندگی ما نمایان شود.مارا فیض عطا کن تادرتو بمانیم وتودرما؛وثمرهای نیکو بیاوریم .می طلبیم درنام عیسی ؛ آزادی از هر اسارتی را؛ رهاشدن ازهر دردورنج و اندوهی را …..خداوندم …..❤️❤️امروز هم خوراک روحانی مارا به ما ببخش واجازه بده درتو رشد کنیم ؛ بناشویم . درتو ؛ وماراآماده کنی برای خدمت وپیشبرد اهداف آسمانی خودت .خداوندم ….❤️❤️مارادرجایی بزار که اراده خودت هست و پرازبرکت باشیم ؛ برای دیگران می طلبیم درنام مسیح قلب مالبریز ازمحبت به خودت ومحبت به همسایه شود درنام عیسی خداوند طلبیبدیم …

شکر گذار باشید

خدا برای اینکه ما را به باشکوه ترین شکل و حالتی که خود در نظر دارد در بیاورد بسیار بیشتر از یک هنرمند که بر روی نقاشی خود زحمت می کشد نکته سنج تر است و با علاقه و عطوفت بیشتری تلاش میکند کافی است که با رضامندی از او اطاعت کنیم و با اعتماد کامل بطلبیم تا او با عمل نمودن بصورتی که خود می خواهد به هدف خویش برسد نور از آغوش تاریکی بیرون میاید صبح از رحم شب طلوع میکند در کوههای بالکان گل بسیار زیبا و بی نظیری به نام استار وجود دارد که باید در تاریکترین زمان شب چیده شود یعنی پس از نیمه شب زیرا این گل به هنگام روز چهل درصد رایحه خود را از دست میدهد این حقیقت در مود زندگی روحانی ما هم صدق میکند تاریکی های زندگی الهام بخش سرودهای ما هستند ستاره ها در تاریکی می درخشند خداوند با سختیها و تاریکی ها شخصیت روحانی ما را شکل میدهد و ما را زیبا میسازد.

انضباط روحانی

مزامیر باب ۱۱۶ آیه ۲
مزامیر باب ۱۱۶ آیه ۲

انضباط روحانی ما را دعوت میکند تا به نهان خانه قلمرو روحانی خود برویم.

البته این امـر نیازمند رابطه حقیقی با خداست،رابطه عمیق هم مستلزم

تعمق و تأمل در کلام مقدس است.

مسلماً زمانی رابطه مؤثر و عاشقانه خواهیم داشت که انتساب مبتنی بر

شناخت آمـوزه های مسیح توأم بـــا اشتیاقِ شنیدن صــدای خـدا در دل و

جان ما ریشه دوانیده باشد.اگر دلیل رابطه و پرستش و دعا را بدانیم،قطـعاً

به یک نظم روحانی کشیده میشویم. در غیر این صورت اعمال مـا تبدیل به

احکام و فرایض تصنعی خواهد شد.

بـه راستی که نور مسیح خاموش نشده ،کافی است، بـا دعا در راستای

فیض خدا باشیم.تا در معرض عمل دست مسیح قرار بگیریم.«آمین»

درک صحیح تثلیث

برای درک صحیح آموزه تثلیث ابتدا ما باید بدانیم که دانسته های ما از خدا از چه طریقی است؟ در واقع ما باید بدانیم که همه دانسته های ما از خداوند توسط خود خدا بر ما مکشوف شده است. ( مکشوف کردن یعنی از حجاب بیرون آمدن ) در حقیقت با تفکر در مورد خدا ما نمی توانیم خدا را بشناسیم. جهت شناخت خدا ما باید توجه کنیم و ببینم خدا در مورد خودش چه گفته و خودش را چگونه معرفی کرده است. خداوند در طبیعت ؛ کتاب مقدس و در عیسی مسیح خودش را به ما معرفی کرده که عالی ترین درجه مکاشفه خدا از خودش در عیسی مسیح است. خداوندی که جسم میپوشد و بر زمین می آید. اکنون میخواهیم بدانیم خداوند در کلامش خودش را چگونه به ما معرفی کرده است؟ ما در کتاب مقدس با خدایی روبرو میشویم که خالق ما و ماوراء است ( خدای پدر ) خدایی که جسم می پوشد و برای رهایی ما از گناهانمان بر روی صلیب میرود ( خدای پسر ) خدایی که وقتی به او ایمان می آوریم در ما ساکن می شود و ما را تغییر میدهد ( روح القدس ) این به معنای ایمان ما به سه خدا نیست. ما اعتقاد به یک خدا داریم . ما میگوییم خدا در ذات یکی است ولی در سه شخص خودش را به ما معرفی کرده است. وقتی می گوییم سه شخص منظورمان سه فرد نیست و اگر می گوییم سه شخص و از کلمه شخص استفاده میکنیم به این علت است که می خواهیم ساکت نباشیم چرا که ما داریم از کلمات محدود انسانی استفاده می کنیم . پس ما به تثلیث باور داریم چون همه دانسته های ما از خدا از طریقی است که او خود را به ما معرفی نموده و خدا در کلامش خودش را اینگونه به ما معرفی کرده است . متی فصل ۳ آیات ۱۶ و۱۷ : پس از تعمید همان لحظه که عیسی از آب بیرون می آمد آسمان باز شد و یحیی روح خدا را دید ( روح القدس ) که به شکل کبوتری پایین آمد و بر عیسی قرار گرفت. آنگاه ندایی از آسمان در رسید ( خدای پدر ) که این فرزند عزیز من است ( خدای پسر ) که از او خشنودم . و همچنین باید بدانیم که از ازل در خدا تثلیث بوده است. از ازل پدر و پسر و روح القدس در خدای واحد و در یک ذات وجود داشته است.

۶۲Hodjat Daniari, Atoosa Rezazadeh and 60 others12 Comments1 ShareLikeCommentShare

راه رسیدن به خدا

راه رسیدن به خداراههایی هستند که بنظر انسان راست می‌آیند اما عاقبت به مرگ منتهی می‌شوند» (امثال سلیمان ١۴: ١٢). عیسی مسیح در انجیل یوحنا ١۴: ۶ می‌فرماید: «من راه و راستی و حیات هستم، هیچکس جز بوسیله من نزد پدر نمی‌آید.» سه نوع عکس‌العمل در مورد این ادعای مسیح در مردمی که اقرار می‌کنند به خدا ایمان دارند دیده می‌شود:اول- مسیحیان اسمی، بطور سطحی این ادعای مسیح را باور کرده و در نتیجه به کلیسا و یا جماعتی ملحق می‌شوند و بدون توجه به این حقیقت انجیل که: وقتی یک نفر از آن مسیح می‌گردد، تبدیل به شخص جدیدی می‌شود و زندگی کاملاً تازه‌ای را آغاز می‌کند، خود را مسیحی دانسته و زندگی دنیوی خود را ادامه داده و با زندگی و رفتار غیرمسیحی خود، موجب بدنامی مسیحیان واقعی می‌شوند.دوم- مسیحیان حقیقی، نه تنها این ادعای مسیح را قبول دارند، بلکه با هدایت روح خدا مسیح زنده را پیروی نموده و بوسیله اعتماد به مسیح و اطاعت از او، روز به روز در روحانیت رشد کرده بیشتر و بیشتر شبیه مسیح می‌شوند تا روزی برسد که براساس انجیل: «او را چنانکه هست ببینند.»سوم- مذهبیون، یعنی آنانیکه فکر می‌کنند بوسیله انجام مراسم و تشریفات مذهبی و کارهای نیک می‌توانند به خدا برسند، این ادعای مسیح را رد کرده و می‌پرسند: چطور ممکن است که مسیح تنها راه رسیدن به خدا باشد؟ برای پاسخ به این سؤال مهم و حیاتی، باید به کتاب مقدس که کلام خدا است مراجعه نمائیم. در این کتاب دلایل زیادی برای اثبات این ادعای مسیح یافت می‌شود که در این مقاله به ارائه سه دلیل عمده اکتفاء می‌نمائیم:١- تنها عیسی مسیح است که از روح خدا، بوسیله مریم باکره به دنیا آمد (متی ١: ١٨)، به این جهت انجیل او را فروغ جلال خدا و پسر یگانه خدا می‌خواند. بنابراین تنها عیسی مسیح است که می‌تواند خدا را همانگونه که هست به ما بشناساند و چقدر مهم و ضروری است که برای رسیدن به خدا، ابتدا او را بشناسیم و با محبت بیدریغ الهی که در عیسی مسیح بر دنیا مکشوف گردید آشنا شویم. لازم به توضیح است که لقب پسر خدا، هرگز به معنای جسمانی نیامده زیرا «خدا روح است»، بلکه این لقب عیسی مسیح، جنبه روحانی دارد و نشان دهنده شباهت او در ذات و ماهیت با خدا می‌باشد. این شباهت به حدی است که انجیل، عیسی را کلمه خدا و کلام حیات، معرفی می‌کند که جسم گردید و در میان ما زندگی کرد. خدای نادیدنی اراده فرمود که کلمه خود را جسم بخشد تا ما خدا را بشنویم و ببینیم و لمس کنیم. رسولان مسیح در انجیل این حقیقت را فاش می‌سازند و چنین شهادت می‌دهند: «ما در باره کلام حیات به شما می‌نویسیم- کلامی که از ازل بود و ما آنرا شنیده و با چشمان خود دیده‌ایم- آری، ما آنرا دیده‌ایم و دستهایمان آن را لمس کرده است. آن حیات ظاهر شد و ما آن را دیدیم . . .» (رساله اول یوحنا ١: ١ و ٢).٢- تنها عیسی مسیح است که کاملاً بی‌گناه بود (دوم قرنتیان ۵: ٢١)، بنابراین تنها او می‌تواند راه رسیدن انسان گناهکار، به خدای پاک و مقدس باشد. سئوال می‌شود: چرا انسان، گناهکار و مسیح، بی‌گناه است؟ پاسخ اینستکه: هر کسی که از پدر و مادر جسمانی بدنیا می‌آید ذاتی گناه‌آلود دارد که از آدم و حوا به ارث برده است. علاوه بر این، خودش هم در فکر و سخن و عمل گناه می‌کند. ولی مسیح چون از خدا، بدون پدر جسمانی بدنیا آمد، ذات گناه‌آلود نداشت و هرگز هم گناهی از او سر نزد. سئوال دیگر اینست که: چگونه مسیح بی‌گناه، ما را به خدا می‌رساند؟ در پاسخ بایستی بگوئیم: خدا مزد گناه را موت یا مرگ روحانی تعیین فرموده است که معنایش جدائی از خدا می‌باشد. بنابراین همه انسانها محکوم به مرگ روحانی هستند. ولی خدای نیکو و مهربان، که وضعیت انسان را می‌دانست، دلش بحال انسان که او را از لحاظ روحانی به شباهت خود آفرید، بسوخت و عیسی مسیح، تنها بی‌گناهی را که می‌توانست بجای انسانهای گناهکار، مزد گناه را با مرگ خود بر صلیب بپردازد به جهان فرستاد تا انسان بتواند با ایمان با این راه رسیدن به خدا، از مرگ روحانی نجات یابد و به زندگی جاودانی قدم گذارد و البته چون تنها عیسی مسیح است که الوهیت و ذات الهی دارد، تنها او می‌توانست بجای همه انسانها جان فدا سازد.٣- تنها عیسی مسیح است که زنده و با خدا بر تخت نشسته است (مکاشفه ٣: ٢١)، بنابر این تنها او می‌تواند شفیع و واسطه در میان خدا و انسان باشد. در انجیل می‌خوانیم که عیسی مسیح سه روز پس از مرگ، از مردگان برخاست و بعد از ۴٠ روز که خود را بر شاگردانش ظاهر می‌کرد به آسمان بالا برده شد، پس تنها اوست که می‌تواند ما را به خدا برساند. چرا؟ چون برای اینکه انسان مقبول درگاه خدا شود، لازم است که نجات دهنده و شفیعی زنده در حضور خدا در آسمان داشته باشد. و خدا را شکر که برطبق انجیل شریف: «او (عیسی مسیح) قادر است همه کسانی را که بوسیله او به حضور خدا می‌آیند کاملاً و برای همیشه نجات بخشد، زیرا او تا به ابد زنده است و برای آنان شفاعت می‌کند» (عبرانیان ٧: ٢۵).اکنون باید پرسید که: چگونه انسان با این روح و جسم ناپاکی که دارد می‌تواند به خدایی که کاملاً پاک و مقدس است برسد؟ مگر چنین نیست که تاریکی گناه نمی‌تواند در مقابل روشنایی پاکی بایستد و سیاه و سفید هرگز بهم نمی‌رسند. برای پاسخ به این سؤال مهم، باز باید به کتاب مقدس مراجعه کنیم و توجه داشته باشیم که چون عیسی مسیح، مظهر و آشکار کننده خدا، وسیله آمرزش و برطرف شدن گناه انسان را با خون ریخته شده و مرگ خود بر صلیب فراهم نموده است و پس از مرگ از مردگان قیام نموده و زنده است، خدا به همه کسانی که به او ایمان می‌آورند نجات از اسارت و نتایج شوم گناه را می‌بخشد و به آنان تولد روحانی عطا می‌نماید. در اول پطرس ١: ٣ می‌خوانیم: «خدا . . . به وسیله رستاخیز عیسی مسیح از مردگان تولد تازه و امید زنده به ما بخشیده است،» این حقیقتی است که نمی‌شود انکار کرد زیرا وقتی که از گناه توبه می‌نمائیم و از راه ایمان، مسیح را بعنوان منجی و خداوند خود دریافت می‌کنیم و به درون قلب و زندگی خود خوش‌آمد می‌گوئیم، خدا ما را روحاً از نو می‌آفریند تا بتوانیم با خدای پاک و قدوس مشارکت روحانی داشته باشیم. .خواننده گرامی: تمام پیامبران آمدند و بشر را از عواقب وخیم گناه که خود انسان مسئول آن می‌باشد آگاه ساختند، ولی برای علاج آن اقدامی نکردند و وفات یافتند. تنها عیسی مسیح است که آمد و نه تنها انسان را از عواقب وخیم گناه آگاه ساخت بلکه جان خود را نیز در راه نجات انسانها از این عواقب که در نهایت هلاکت ابدی است، فدا ساخت و پس از مرگ، جسماً و روحاً زنده شد و به پیروان خود اطمینان بخشید که: تا پایان عالم همراه آنان خواهد بود، و ابدیت را نیز با او سپری خواهند ساخت.این است خبر خوش نجات و راه رسیدن به خدا: عیسی مسیح از روح خدا، بوسیله مریم باکره بدنیا آمد و بخاطر آمرزش گناهان انسان بر روی صلیب جان سپرد و در روز سوم از مردگان برخاست و به آسمان صعود نمود تا به آنانی که به او ایمان می‌آورند زندگی جدید و جاوید عطا فرماید. آیا از این راه، راهی بهتر و مطمئن‌تر برای رسیدن به خدا وجود دارد؟ خدا را شکر که این راه، از خدا شروع شده و به خدا نیز ختم می‌گردد و خوبست که شما حق جوی عزیز و گرامی نیز بوسیله ایمان و اعتماد قلبی به عیسی مسیح خداوند و واقعیت مرگ و قیام او از مردگان، نجات و حیات جاوید بیابید.خلاصه:عیسی مسیح تنها راه رسیدن به خدا می‌باشد، زیرا:١- تنها او در ذات و ماهیت همانند خدا است، بنابراین او می‌تواند خدا را به ما بشناساند.٢- تنها او کاملاً پاک و بی‌گناه است، بنابراین او می‌توانست بجای همگی ما مزد گناه ما رابپردازد و مانع اصلی را برای رسیدن ما به خدا برطرف سازد.٣- تنها او زنده و با خدا بر تخت نشسته است، بنابراین او می‌تواند در حضور خدا برای ماشفاعت و وساطت نماید.

۸۲Atoosa Rezazadeh, Hodjat Daniari and 80 others10 Comments1 ShareLikeCommentShare

کَرکاس ریاکــار

ای درونت برهنه از تقوی کز برون جامعه ریاکاری (سعدی)

چکیده:

ریا یا خودنمایی از آفت های رفتار اجتماعی است کـه در مسیحیت به شدت بر

لـزوم پرهیز از آن تأکید میشود.این امر ناپسند البته در بسیاری از ادیان و سنتها

نکوهیده شده است.روانشناسان معتقدند این خصیصه به دلیل احساس حقارت

و عدم ارزشمندی و غفلت از استعدادهای بالقوه پدیدمی آید.

نوشتار حاضر میکوشد تـا مختصر و مفید این رفتار منفی را در کلام خـدا توأم بـا

رویکردهایی علمی و راهکارهای کتاب مقدسی ریشه یابی نماید.

کلید واژگان: کَرکاس ریاکار-خودنمایی

معنی لغوی ریاکاری

در لغت نامه دهخدا ریاکار شخصی است کــه همچون بازیگر حرکاتی که حقیقی

نیست را انجام میدهد.

ریا در واقع یعنی انسان بــا نشان دادن اعمال و یا کارهای نیک خود به دیگران یا

در مــواردی با اقدامی خیر خواهانه امــا با هدف جلب تـوجـه و تمجید و ستایش

صفاتی را نشان میدهد،تا مقبول دیگران واقع گردد.به عبارتی رفتارهایی از او سر

میزند که با اعمال او برابر نیست.

شاید کلمه کرکاس نمونۀ خـوبی باشد بـرای تفسیر این لغت،زیرا کـرکاس گیاه

مضری است کـه در میان گندم می روید و تماماً شبیه گندم است؛به طوری که

به سختی میتوان آنرا از گندم تمیز داد.عیسی مسیح جهان را مزرعه و تخم نیکو

را ابنای ملکوت و کرکاسها را پسران شریر نامید.«کتاب متی باب ۱۳آیۀ ۳۸»

تعریفی دیگردر این زمینه در متی۲۳ اینگونه است: «شما ظاهراً به مـردم عادل

می نمایید،لیکن باطناً از ریاکاری و شرارت مملو هستید.«آیۀ۲۸»

عیسی مسیح درهمین کتاب«باب ۱۵آیۀ ۸» صراحتاً گروهی را سرزنش میکند

که:»بـه زبانهای خود بـه مـن تقّرب می جویند و بــه لبهای خویش مــرا تمجید

می کنند اما دلشان از من دوراست.»

همچنین در متی «فصل ۲۳آیۀ ۲۵ » توصیف جامعی تری در ایـن خصوص ارائـه

شده:»وای بـر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار کـه بیرون پیاله و بشقاب را پاک

مینمایید و درون آنها مملو از جبر و ظلـم است. «عـلاوه بــر این عیسی مسیح

شاگردانش را از خمیر مایۀ فریسیان برحذر میدارد.«انجیل لوقاباب ۱۲آیۀ۱»

خــداوند بارها بـا عبارتی تحت عنوان «وای بـر شما ای ریـاکــاران» با فریسیان

برخورد کــرد،و آنها را ریاکار خطاب نمود؛بـا استناد به این آیات یقیناً تنها طیفی

که هرگز کنار مسیح جایی نداشت،این دسته بود.«متی ۲۳»[۱]

دلایل ریاکاری افراد

از دید روانشناسان این رفتار به دلیل احساس حقارت، یا محرومیت روحی و مادی

یا رفتارهای خشن اطرافیان، لغزشهای اخلاقی و تجدید خاطره یا وجود یک خاطره

تلخ و یا حادثه غمبار رخ میدهد.البته بـرخی مواقع نیز به دلیل کسب منفعت صورت

میگیرد.

جان بالبی روانکاو انگلیسی دراین باره می نویسد:»اگر شخصی در بزرگسالی دچار

مشکلی است ریشۀ آن در کودکی اوست.»[۲]

بی شک همه مـا دوران کودکی متفاوتی را تجربه کره ایم؛ اتفاقاتی کـه برای ما رخ

داده،بسته به آداب و رسوم و شرایط فرهنگی متغییر است.که هر کدام از آنها میتواند

در شخصیت ما نقش بسزایی ایفا کند.

اما به قول خانم کوین :»ما به عنوان فردی بالغ و کامل توانایی آن را داریـم تا با تفکر

منطقی و معقول با برداشت کودکانه خود که در ذهنمان منجمد شده مبارزه کنیم».

خـداوند عالم این توانایی را به ما داده تا بین اکنون و گذشته خویش،توازن و تـعـادل

برقرارکنیم.مبادا که از پرتگاه زندگی به گرداب ناکامی و افسردگی سقوط کنیم.امـا

قانون آفرینش همیشه بین خاطرۀ فرد و برداشت او از خاطراتش توازن و تعادل برقرار

می کند.[۳]

وقتی کلام خدا را می خوانیم به خوبی مشاهده میکنیم.خداوند آن قاضی سرسخت

نیست.که هر حرکت و اعمال مارا زیر نظر داشته باشد تا ما را تنبیه کند،بلکه خداوند

یاور ماست.البته ضمانت آن،داشتن رابطه صمیمی با خدا و ایمان توأم با اعمال طبق

استاندارهای کلام خداست.به عبارتی دیگر از تو حرکت از خدا برکت.

در «رومیان فصل ۱۳ آیۀ ۱۲ » عیسی مسیح مارا تشویق میکند تــا تاریکی را بیرون

کنیم و اسلحۀ نور را بپوشیم.

بر حسب این آیه اولین قدم در پارسایی باید از سمت ما صورت بگیرد. و ایمانِ تنها

کافی نیست.بـر این اساس رسالۀ یعقوب در «بـاب ۲ آیۀ ۲۰ » ایمانِ بدون عمل را

امری بـاطل میشمارد.

همچنین ایمانی کـه عمل ندارد را مـرده می پندارد. «یعقوب ۲ آیۀ ۱۷» بدین ترتیب

تصمیم مــا در کنار ایمان به پـروردگار، راهکاری برای شفا و آزادی از اسارت هــایی

است که به قول روانشناسان ریشه در کودکی ما داشته باشد.

باتوجه به آیات فوق انسان از اعمال عادل شمرده میشودنه ایمان.«یعقوب۲:آیۀ ۲۴»

بنابراین ایمان بدون عمل مشکلی از ما حل نمیکند،بلکه تنها با شناسایی ضعف ها

و از همه مهمتر رفع آن مسئله در کنار توبه و دعا در پیشگاه خداوند و در صورت لزوم

بهره گرفتن از یک درمانگر،میتوان امید داشت که در مسیر صلح و سلامتِ روح و روان

و زندگی مقدس قرار گرفته ایم.لذا این امر مستلزم اعتماد ما به خداوندی است که

منبع امنیت ماست.تا هـرگز نیازمند تکیه بر منابعی خارج از او در وجود خود نباشیم.

راهکار

اگر جای خودنمایی و تظاهر بـه آنچه کـه نیستیم ،در صدد کشف استعدادهای خود

بر بیاییم و با توبه به سمت خدا بازگشت کنیم،طبق قول خدا در کتاب ارمیا او ما را

محافظت میکند:»درصورتی که نفایس را از رذایل بیرون کنیم ما را به حضور خود قائم

میسازد.»«باب ۱۵ آیۀ ۱۹»

پس رابطه خود را با کلام خدا مستحکم کنیم و با تکیه بر آیات با تشویق و گاه توبیخ

خود،در این راستا پیش رویم.و بر آنچه خداوند به ما عطا کرده شکرگزار باشیم،علاوه

بر این،افکارمثبت را در خود رشد دهیم؛چه بسا طبق کلام خدا بسیاری از غیر ممکن

های زندگیمان ممکن میشود.و رؤیاهای زندگیمان تجلی می یابد.

خدا در «امثال ۲۹ آیۀ ۱۸»می فرماید: «جایی که رویا نباشد قوم گردنکش میشود.»

بنابراین داشتن رؤیایی مطابق با اصول کتاب مقدس نه تنها بازدارنده ای مـؤثر، بلکه

راهکاری مناسب برای پیشبرد اهداف ماست. پس کافی است بـر رؤیاهای خـداوند

متمرکز شویم و بپذیریم کـه هر کدام از ما صاحب استعدادهای خاص هستیم، و در

صدد کشف آن بربیاییم.سپس نیاز دیده شدن را که امری طبیعی است به سمت و

سویی سوق دهیم که باعث درخشندگی و کمال ما شود.و درآن،جایی برای غرور

و نخوت نباشد. بلکه نیاز درونی خود را در قالب عبادت بـدون خـودنمایی در راستای

استانداردهای کلام خدا کنترل کنیم.

در نتیجه :آنچه کلام خدا می گوید را به جا آوریم،و مانند ریا کاران نباشیم که آنچه

می گویند و نمی کنند.«متی ۲۳:آیۀ ۳»

زیرا دورویی رفتار ناهنجاری است،کـه نه تنها مـا را مسموم میکند؛بلکه از والـدین به

خانواده و غالباً به جامعه سرایت می نماید.و طبق کلام خدا»گناه آنقدر گسترش پیدا

خواهدکرد،که محبت بسیاری سرد خواهد شد.«متی باب ۲۴ آیۀ ۱۲» به قلم:پرنیان

منابع:

۱-کتاب مقدس

۲-سلم آبادی،مجتبی،(۱۳۹۱)نظریۀ جان بالبی در روانشناسی شخصیت،برگرفته

ازسایت صدای آرامش

۳-لیمن،کوین،کارلسون،رندی،اسرار خاطرات کودکی،ترجمۀضیاءالدین رضاحانی،

تهران،نسل نواندیش،۱۳۷۷،از صفحات ۳۳ و ۱۸۲

برخورد با دشمنان

چکیده:

همه ما هر روز فرصت های زیادی برای محبت کردن،هدیه دادن و عشق ورزیدن

بـه دیگران مخصوصاً نزدیکان و عزیزانمان داریم.از آنجایی کـه محبت به دوستان

امــری طبیعی و معمول است و هیچ تضادی بــا محبت خـدا نــدارد،چندان کـار

دشواری نمی باشد.اما آنچه غیر معمول و دور از ذهن به نظر میرسد، محبت به

دشمنان است.یعنی بخواهیم بر خلاف طبیعت خودمحورانه خود رفتار کنیم.

مسلماً ایــن است تفاوت مسیحیت بـــا آیین های دیگر و ایــن تعلیم در نوع خود

بی نظیر و چـالش برانگیزاست.کتاب مقدس بـه ما فرصتی داده تا به اندازۀ طول

زنـدگیمان این امر مهم را بیاموزیم.در این مقاله قصد داریم محبت به دشمنان را

از دیدگاه مسیحیت بررسی کنیم.

کلید واژگان:بخشش،محبت به دشمنان

محبت برای روح انسان مــانند آب برای جسم است.اما بارها شنیده شده،که به

آدم ها بــه اندازه ای محبت کنید،کــه لایـق آن باشند.در ابتدا بـایـد به ایـن مطلب

اشاره کنیم که، اینگونه افکار در کلام خــدا جایی ندارد؛ زیــرا فکرهای خداونــد با

فکرهای ما متفاوت است در این مورد اشعیا فصل ۵۵آیۀ۸ می فرماید: «افکار من

افکار شما نیست،و نه راههای من ،راههای شما»

درانجیل«متی ۵ آیات ۴۴-۴۸»دل خداوند را نسبت به این موضوع کاملاً متقاوت با

دل انسان میبینیم.

«مگر نه این است که خدا آفتاب خود را هم بر انسان های نیک و هم بر انسانهای

بد می تاباند؟ و اینکه اگر فقط برادران خـود را محبت کنیم چـه تفاوتی بین مـا بـا

بـدکـاران است،کـه فقط به یکدیگر و درجمع های خـودشان نسبت به هم محبت

دارند؟»

محبت به والدین،همسر یا دوستان منافاتی با محبت خدا ندارد.اما تجربیات عادی

بشر خارج از مسیحیت است. زیــرا محبت بشری در رفیع تـرین و بهترین شکلش

تـا اندازه ای به منافع شخصی آلوده است.

در کلام خـدا نه تنها محبت به هم نوع ،بلکه محبت به دشمنان بسیار توصیه شده:

«دشمنان خود را دوست بدارید،هر که شما را لعنت کرد برایش دعای برکت بطلبید،

بـه آنـانی که از شما نفرت دارند؛نیکی کنید و بـرای آنان که بــه شما ناسزا گویند و

شما را آزار می دهند،دعا کنید.»«متی باب۵آیۀ۴۴»

همچنین در انجیل لوقا باب ۶ آیه ۳۵ می خوانیم:»شما دشمنانتان را محبت نمایید و

احسان کنید.بدون عوض،قرض دهیدزیرا که اجر شما عظیم خواهد بود و فرزندان خدا

خواهید شد.چونکه او با ناسپاسان و بدکاران مهربان است.»

مسیح بارها تأکید می کند:»ببخش هفتاد مرتبه هفتاد بــاری»«متی ۱۸:آیۀ۲۲»البته

بخشش در ابتدای امـر،آزادی بــرای شخص محسوب میشود،زیـرا کینه مــانع از یـک

رابطه ناب و صمیمی با پروردگار میگردد؛از این رو تعداد دفعات بخشش از نظر مسیح

غیر قـــابل شمارش است.

زمانی که مسیح زن زنـاکار را که طبق شریعت مجازاتش سنگسار بــود بخشید و با

حکمت،نقشۀ آنان را باطل نمود وگفت: «سنگ اول را کسی بزندکــه خودش گناهـی

نکرده»سران قوم همه رفتند و عیسی به زن فرصت توبه و زندگی داد.«یوحنا باب ۸»

بر این اساس مسیح نه تنها گناه را توجیه نکرد و برایش تبصره ای قائل نشد بلکه با

محبتی که پایۀ آن انجیل است با گناهکار برخورد نمود.بخشیدن نه تنها فرصتی است

بــرای گناهکار بلکه انسان بخشنده نیز بـا بخشیدن اجـازه نمیدهد افکـارش مسموم

شود. زیرا افرادی که به راحتی دیگران را نمی بخشند،معمولاً افکـار ناراحت کننده را

در ذهن خود مـدام مـرور می کنند.محققان بــر ایـن باورند:کـه بخشش کلید سلامـت

عاطفی ، روانی و جسمی است و همانند اکسیژن فعالیت مغز را بهبود می بخشد.

ما مسیحیان به طور خاص فرا خوانده شدیم تا دشمنان خــود را محبت کنیم.محبتی

بی همتا که هیچگونه نفع شخصی درپی آن نباشد .محبتی از نوع محبت الهی،زیرا

سـرشت گناه آلـــود مــا تمایل بـه انتقام و کینه ورزی دارد ؛کــه این امـر بــا مـحـبـت

شگفت انگیز خدا در تضاد است.

خدا ما را به شباهت خویش آفرید،اما گناه و به دنبال آن سقوط انسان از باغ عدن،این

شبیه بودن را تحت تأثیر قرار داد.هــرچندخدا توسط یگانه پسرش محبت حقیقی خود

را برای بشر مشهود ساخت.کلمه ای که جسم شد و سخاوتمندانه بدون قید و شرط

نمونۀ بارزی از محبت پدر را بر روی زمین آشکار کرد.محبتی که برای مـا قربانی گشت.

و روی صلیب گفت:»پدر ببخش زیـرا نمیدانند چــه میکنند».«لوقا ۲۳:آیۀ ۳۴»

شکنجه بـی رحمانۀ صلیب نتوانست دعــای خـداوند را بــرای دشمنانش ساکت کند،

پس کدامین رنج و ناراحتی میتواند سکوت ما را توجیه نماید؟ قطعـاً با ایمان بـه عیسی

مسیح و دریافت روح القدوس میتوان در مسیری گام گذاشت که دشمنان خویش را نیز

محبت کنیم.مثل آفتابی کـه بـرهمگان می تابد،بدون اینکه انتظاری داشته باشد.اگـر در

شرایطی قـــرارگرفتیم،کـه نمیتوانیم از صمیم قلب دیگــران را ببخشیم و نیازمند زمــان

هستیم لااقل در پی انتقام نباشیم. و طبق کـلام خدا همه چیز را بـه خدا بسپاریم.زیرا

خداوند به صراحت مــا را از کینه ورزی منع میکند: «ای محبوبان انتقام خــود را مکشید،

بلکه خشم را مهلت دهید،زیرا مکتوب است،انتقام از آن من است».«رومیان۱۲:آیۀ ۱۹»

اینگونه نظرات و تعبیرات ممکن است بسیار جالب و شنیدنی باشد،اما عمل به آن جـز

داشتن ارتباط واقعی با خداوند غیر ممکن است.آمین که هر روز فراتر از جسم و نفس

بـا محبتی دور از تبعیض همـراه بـا تواضع و فروتنی و بـا انصاف در چـارچوب مـعیارهـای

کتاب مقدس گام برداریم. ش.پرنیان

منبع:کتاب مقدس