چرا مسحیت ؟

چرا مسحیت ؟
چرا مسحیت ؟

چرا انسان تصمیم می گیرد که مسیحی باشد؟ آیا مسیحیت صرفا» یک انتخاب است‘ مثل وقتیکه  کسی ماشین یا یک خانه را انتخاب می کند؟چطور کسی می تواند فقط یک مذهب را انتخاب کند؟

ادیان زیادی در دنیا وجود دارد‘ اصولا» چرا باید دین داشت؟ چرا نمی توان فقط یک انسان خوب بود و کارهای خوب انجام داد ولی دین نداشت؟

برای مثال کسیکه بر مبنای علوم طبیعی معتقد است خدا وجود ندارد‘می تواند انسان خوبی باشد و به دیگران کمک کند‘پس چه مشکلی است اگر مذهب یا دینی را انتخاب نکند؟

چرا هر کسی باید و نیاز داردا که خود را بودائی‘مسلمان‘مسیحی و غیره بنامد.

هدف از دین و دانش

مسلما» هدف نهائی دین تلاشی است برای پاسخ دادن به سوالات زندگی.ما که هستیم؟ از کجا   آمده ایم؟ آیا چیزی فرای این زندگی وجود دارد؟ آیا خدا وجود دارد؟ اگر خدائی وجود دارد‘او کیست؟ ماده از کجا آمده است؟ چه کسی یا چه چیزی جهان را به وجود آورده است؟ آیا از من خواسته شده کاری بکنم؟ مذهب به این سوالها بیش از اینها پاسخ می دهد و می گوید که پیروان مذهب چه کارهائی را باید انجام دهد و چه کارهائی را نباید انجام دهد.کلمه مذهب ازریشه یک کلمه لاتین به معنی محدودیت گرفته شده است.

علم و مذهب هر دو سعی در پاسخ به سوالات مشابه با مبنای متفاوت را دارند.علم سوالات زندگی را از دیدگاه طبیعی مورد توجه قرار می دهد.در حالیکه مذهب بر مبنای ماورا الطبیعه استوار است.مهمترین سوالاتی که علم و مذهب سعی در پاسخ دادن به انها را دارند به شرح ذیل می باشند:

– ما که هستیم؟

– از کجا آمده ایم؟

– به کجا می رویم؟

در جستجوی حقیقت

علم و مذهب هر دو مدعی جستجوی حقیقت هستند.جقیقت به این معنی است که چه چیزی واقعی و چه چیزی مجازی است.منطقا» لازم است که حقیقت وجود داشته باشد.برای مثال وجود انسان ها و حیوانات یک حقیقت است.حال سوال اینجاست که این زندگی چگونه بوجود آمده است؟

مذهب و علم هر دو در تلاشند تا حقیقت زندگی را روشن سازند.

برای مثال انسانی را که معتقد به فرضیه تکامل است در نظر بگیرید.او معتقد است حیات بر اثر یکسری جهش های  نتیکی اتفاقی و بدون کمک نیروی ماوراء الطبیعه( خدا) بوجود آمده است.

مسیحیت معتقد است که حیات توسط خدا خلق شده است.طبعا» هر دو این نظرات نمی توانند درست باشند‘ چرا که در تعارض با هم قرار دارند و این یک اصل منطقی است که دو موضوع متناقض نمی توانند همزمان صحیح باشند.خدا نمی تواند هم وجود داشته باشد و هم نداشته باشد.

یک بودائی معتقد است که بودا معرفت را دریافت کزده بوده ‘که او را به درجه کمال رسانده   بوده است.

یک مسلمان معتقد است که حضرت محمد حقیقت را از خدا دریافت کزده بوده و این حقیقت در قرآن نوشته شده است.یک مسیحی معتقد است که عیسی پسر خداست و به خاطر گنا هان بشریت کشته شده است و یک کافر معتقد است که ماده و زندگی بدون دخالت خدا بوجود آمده اند.

هر کدام از این گروهها معتقد است که حقیقت را بیان می کنند.از آنجائیکه بسیاری از این اعتقادات در تعارض با یکدیگرند‘ طبعا» همگی نمی توانند صحیح باشند.

از آنجائیکه همه نظرات نمی توانند صحیح باشند باید راهی برای تشخیص حقیقت وجود داشته باشد.آیا ما می توانیم واقعیات را به گونه ای بیازمائیم تا حقیقت را دریابیم.

آیا حقیقت مهم است؟

 

آیا زندگی پس از مرگ وجود دارد؟آیا خدا وجود دارد؟ آیا این زندگی مهم است؟ اینها سوالات مهمی هستند و بر مبنای اینکه اعتقادات ما چه باشد‘ ما راه خود در زندگی را انتخاب می کنیم.

بطور مثال اگر کسی معتقد باشد که حقیقت‘ عدم وجود خداست و این زندگی همه آن چیزی است که وجود دارد‘ او زندگیش را بر مبنای آنچه که این دنیا عرضه می دارد بنا می کند و نگران آنچه پس از مرگ اتفاق می افتد نخواهد بود.یک مسیونر مسیحی معتقد است این دنیا فانی است و ابدیت در بهشت است‘ لذا ممکن است زندگیش را در شرایط بسیار سختی در کشوری دور سپری کند تا به مردم آنجا در رابطه با مسیح یگوید. ما همگی بر مبنای آنچه که حقیقت می پنداریم‘ عمل می کنیم.

اگر کسی به زندگی پس از مرگ اعتقاد نداشته باشد‘ بنابراین این موضوع را نیز دنبال نمی نماید. مشکل این است که چگونه میتوان تشخیص داد که آیا این موضوع مهم است یا نه.ما باید به گونه ای  به دنبال کشف حقیقت باشیم.اگر شواهد حاکی از عدم اهمیت زندگی پس از مرگ باشد‘ پس چرا باید نگران مرگ بود‘ در حالیکه اگر شواهد حاکی از وجود زندگی پس از مرگ نیز باشند و وقایع این زندکی ما ابدیت ما را رقم بزند‘ آنگاه لازم خواهد بود به دنبال حقیقت باشیم.

کسیکه باور دارد مرگ بی اهمیت است‘ نگران اینکه پس از مرگ به کجا خواهد رفت هم نخواهد بود.حال آنکه اگر ما پس از مرگ به دنیای دیگری برویم(بهشت یا جهنم) ‘ آنگاه ممکن است نگران مرگ و عواقب آن نیاشیم و ممکن است به دنبال نقشه ای باشیم تا مسیر ما را به گونه ای مشخص کند که به مقصد دلخواه برسیم.یک نقشه در بسیاری جهات شبیه حقیقت است‘ اگر شما حقیقت را دریابید‘ راه را خواهید یافت.بنابراین اگر بهشت و دوزخی وجود داشته باشد مهم است که بدانبم چگونه به بهشت برویم و از جهنم دوری گزینیم. پس سوال این است :» آیا ما باید نگران آنجه پس از مرگ رخ خواهد داد باشیم؟»

عیسی می گوید باید نگران بود. او اینگونه در رابطه با مقصد نهائی روح به ما می آموزد.

او می گوید ارزش روح هر کسی بیش از بدست آوردن  دنیاست.

» برای شما چه فایده ای دارد اگر تمام دنیا را داشته باشید ولی زندگی جاوید را از دست بدهید‘آیا چیزی پیدا می شود که قدر و قیمت آن از زندگی  جاوید بیشتر باشد.» متی ۱۶:۲۶

آیا این گفته عیسی مسیح حقیقت دارد؟ اگر مسیحیت واقعیت نداشته باشد‘ آنگاه نباید به گفته های عیسی مسیح توجهی کرد. ولی عیسی حقیقت را می گوید و جهنم یک واقعیت است و بنابراین هیچ چیز مهمتر از کشف حقیقت نیست.

عیسی تنها راه نجات

 

مسیحیت مدعی بیان حقیقت است. اولا» عیسی مسیح خود را حقیقت مطلق می داند به این معنی که تنها راه رسیدن به خدا از طریق اوست.ثانیا» عیسی می گوید آنان که به او ایمان داشته باشند در زندگی جاودانی خود ایمن خواهند بود.

. اینها عباراتی محکم و واضح هستند.ولی آیا حقیقت دارند؟ آیا شواهدی مبنی بر حقانیت ادعا های عیسی وجود دارد؟

» عیسی به او فرمود: راه منم. راستی منم. زندگی منم. هیچ کس نمی تواند به خدا برسد مگر بوسیله من.»    یوحنا ۱۴:۶

» آنانکه به او ایمان داشته باشند از گناه نجات پیدا کنند و زندگی جاوید بیابند‘ زیرا خدا به قدری مردم جهان       را دوست دارد که یگانه فرزند خود را فرستاده است تا هر که به او ایمان آورد هلاک نشود‘ بلکه زندگی      جاوید بیابد. خدا فرزند خود را فرستاده است نه برای اینکه مردم را محکوم کند‘ بلکه بوسیله او نجاتشان دهد.» یوحنا -۱۷ ۳:۱۵

برای نجات چه باید کرد؟

ممکن است کسی بپرسد نجات ‘نجات از چه؟ مطابق انجیل بشری که توسط خدا آفریده شده است‘ همانند خدا جاودان است و کسیکه آفریده شود هیچگاه فنا نخواهد شد.سوال این است که او کجا خواهد بود؟ خدا عاری از هر گونه گناه است و گناه آنان باید پرداخت شود. تنها راهی که کسی بهای گناه خود را بپردازد ‘ قربانی شدن خود اوست. کسانیکه با گناهانشان بکیرند‘ از خدا جدا خواهند بود. خدا که بر درماندگی بشر آگاه است پسر خود عیسی مسیح را از آسمان به زمین فرستاد تا بهای گناهان ما را بر روی صلیب بدهد. وقتی کسی این هدیه نجات بخش خدا را بپذیرد‘ بهای گناهان وی با آنچه مسیح انجام داده است پرداخت می شود.

« او تعجب می کند که چرا کسی نیست  به داد مظلومان برسد پس اوخود آماده می شود که ایشان را نجات دهد، زیرا او خدای عادلی است. خداوند عدالت را مانند زره می پوشد و کلاه خود نجات را بر سر می گذارد. سراسر وجود او آکنده از حس عدالتخوا هی است. او از ظالمان انتقام خواهد کشید.» اشعیا ۱۷-۱۶: ۵۹

هفتصد سال قبل از میلاد عیسی مسیح، اشعیای پیغمبر درباره او نوشته است و اینکه چگونه مرگ او بهای گناهان همه بشریت را خواهد پرداخت. کتاب مقدس، مسیح را به عنوان » زره خداوند » در آیه های اشعیا ۵۳:۱ و ۵۹:۱۶ معرفی می کند.خداوند از طریق عیسی مسیح ما وساطت ما را کرده است چرا که شرایط و وضعیت ما ناامید کننده بوده است.

خداوند از طریق جسم یک انسان وارد دنیای ما شد تا بخاطر گناهان ما بمیرد، تا ما بتوانیم به او برسیم.

« خداوند در برابر چشمان تمام قوم ها قدرت مقدس خود را به کار خواهد برد و قوم خود را نجات خواهد داد تا همه آنرا ببینند.» اشعیا ۵۲:۱۰

« اما چه کم هستند کسانیکه این حقیقت را باور می کنند و چه کم هستند کسانی که قدرت خداوند به آنها آشکار شده است.» اشعیا ۵۳:۱

۱-    ما از خدا جدا شده ایم

 

« به همان اندازه که آسمان بلند تر از زمین است راههای من نیز از راههای شما و فکرهای من از فکرهای شما بلندتر و برتر است.»اشعیا ۵۵:۹

 

« پس آیا کسی می تواند خود را از من پنهان سازد؟ مگر نمی دانید که حضور من آسمان و زمین را فرا گرفته است؟» ارمیا ۲۳:۲۴

۲-    گناهان ما، ما را از خدا جدا ساخته است

 

« اما گناهان شما باعث شده او با شما قطع رابطه کندو دعاهای شما را جواب ندهد.» اشعیا ۵۹:۲

 

« کتاب آسمانی نیز در این باره می فرماید: هیچ کس درستکار نیست و در تمام عالم یک بی گناه یافت نمی شود.» رومیان ۲۳و۳:۱۰

 

۳-گناهان ما، باعث داوری و مرگ می شوند.

«وقتی آدم گناه کرد،گناه او تمام نسل بشر را آلوده ساخت و باعث شیوع مرگ در سراسر جهان شد.در نتیجه همه چیز دچار فرسودگی و تباهی گشت،چون انسانها همه گناه کردند.» رومیان ۵:۱۲

 

«چون جان همه، برای داوری و محاکمه در دست من است، چه جان پدران،چه جان پسران و قانون من برای داوری این است: هر که گناه کند فقط خودش خواهد مرد.» حزقیال ۱۸:۴

 

«زیرا همه گناه کرده اند و هیچکس به آن کمال مطلوب و پر جلالی که خدا انتظار دارد نرسیده اند.» رومیان ۳:۲۳

 

۴-عیسی مسیح آمد تا بهای گناهان ما را بپردازد

«زیرا خدا به قدری مردم جهان را دوست دارد که یگانه فرزند خود را فرستاد تا هر که به او ایمان آورد،هلاک نشود بلکه زندگی جاوید بیابد.» یوحنا ۳:۱۶

 

«برای گناهان ما بود که او مجروح شد و برای شرارت ما بود که او را زدند.او تنبیه شد تا ما سلامتی کامل داشنه باشیم.از زخمهای او ما شفا یافتیم.» اشعیا ۵۳:۵

 

«ما همچون گوسفندانی که آواره شده باشند، گمراه شده بودیم. راه خدا را ترک کرده به راههای خود رفته بودیم. با وجود این خداوند تقصیرات و گناهان همه ما را به حساب او گذاشت.» اشعیا ۵۳:۶

۵-کسانیکه به عیسی ایمان آورند، بخشوده می شوند

«زیرا هر که گناه کند تنها دسنمزدی که خواهد یافت مرگ است اما هر که به خداوند ما،عیسی مسیح ایمان آورد، پاداش او از خدا زندگی جاوید است.» رومیان ۶:۲۳

 

«باز تکرار می کنم: هر که به پیام من گوش دهد و به خدا که مرا فرسناده است ایمان آورد،زندگی جاوید دارد و هرگز به خاطر گناهانش بازخواست نخواهد شد بلکه از همان لحظه از مرگ نجات پیدا کرده به زندگی جاوید خواهد پیوست.» یوحنا  ۵:۲

 

۶- ما باید به عیسی مسیح ایمان آوریم

 

«پس خداوند هر کس را به او پناه ببرد، نجات خواهد داد.» رومیان ۱۰:۱۳

 

چگونه می توان به عیسی مسیح بعنوان نجات دهنده ایمان آورد؟

یک دعای ساده و قلبی آماده، همه آن چیزی است که نیاز است.

 

 

خدای بزرگ، من می دانم که یک گناهکارم و نمی توانم خود را نجات دهم. هم اکنون من از گناهان خود توبه می کنم و تو را به عنوان تنها راه نجات می پذیرم و از تو بخاطر نجاتم سپاسگزارم. به نام عیسی مسیح. آمین

آیا مسیحیت حقیقت دارد؟

 

برای درک اینکه آیا مسیحیت حقیقت دارد و عیسی آنچنانکه خودش ادعا کرده است، پسر خدا است یا نه، لازم است پیش زمینه ها، باورها و حقایق مسیحیت را فهمید.

۱-پیش زمینه مسیحیت

۱-الف عهد عتیق

لغت مسیحیت از کلمه Christ آمده است.Christ از ریشه یونانی xyXm Mashiyach  به معنی تعمید آمده است. بنابراین لغت مسیح برای کشیشان و پادشاهان استقاده شده است.در کتاب عهد قدیم آمدن مسیح به عنوان کسیکه جهان را نجات خواهد داد و گناهان را قضاوت خواهد کرد، وعده داده شده است. مسیحیت معتقد است عیسی همان مسیح موعود است که پیامبران قوم اسرائیل آنرا وعده داده اند. این پیامبران یک سری وقایع و مشخصاتی را   برای آمدن مسیح بیان کرده اند که فقط می تواند به یکنفر که همان عیسی مسیح است ، مربوط باشد.

بنابراین مسیحیت خود را تحقق وعده پیامبران یهودی می داند که گفته بودند مسیح به این دنیا خواهد آمد و رابطه خدا را با انسان احیا خواهد کرد.زمانیکه قوم اسرائیل عیسی را به عنوان مسیح موعود قبول نکردند، خداوند برکات وی را به اقوام غیر یهود نیز گستدش داد. عدم پذیرش وی توسط قوم اسرائیل، حتی پیش از آمدن او پیشگوئی شده بود. همچنانکه پذیرش وی در آینده توسط این قوم نیز پیش بینی شده است. مسیح که با جمله » من همانم که آنها مرا مصلوب کردند» شناخته می شود، اولین بار آمد تا برای گناهان همه جهان بمیرد،او دوباره با شکوه و افتخار باز می گردد تا به همه ملل حکمرانی کند. در پایان ، همه دنیا علیه اسرائیل بر خواهد خواست و قوم اسرائیل عیسی را بعنوان مسیح موعود خواهد پذیرفت.

«من  روح  ترحم  و تضرع  را بر تمام  ساکنان  اورشلیم  خواهم  ریخت ، و آنها بر من  که  نیزه  زده اند خواهند نگریست  و عزاداری  خواهند نمود چنانکه  گویی  برای  تنها فرزند خود عزا گرفته اند، و آنچنان  ماتم  خواهند گرفت  که  گویی  پسرارشدشان  مرده  است.» ذکریا ۱۲:۱۰

خداوند کلام خود را از طریق فرزندان ابراهیم، اسحاق و یعقوب آشکار خواهد ساخت. این فرزندان که بنام اسرائیل شناخته می شوند، بنام یعقوب، که او نیز به این نام خوانده شده است، نامگذاری شده اند. یعقوب دوازده پسر داشت که فرزندان آنها بنام دوازده قبیله اسرائیل نامیده شده اند.( رجوع شود به جدول ذیل ) خداوند از طریق قوم اسرائیل و توسط عیسی مسیح، هدف خود برای رهائی بشر از گناه را به انجام خواهد

خلاصه کتاب عهد قدیم

<td «>خدا زمین، آسمان و بشر را در ۶  روز آفرید و روز هفنم را استراحت کرد.خداوند اولین مرد و زن، آدم و حوا را آفرید. آنها مختار بودند که از خداوند اطاعت کنند یا از او سرپیچی نمایند ولی آنها فرمان خدا را نادیده گرفتند و به ندای شیطان که یک فرشته مغضوب بود، پاسخ دادند.با سرپیچی از فرمان خدا، نسل بشر تباه شد.اما خداوند وعده آمدن مسیح را برای نجات بشریت داد.  ( آفرینش ۳:۱۵)طبیعت تباه شده بشر باعث شد خداوند همه نسل وی را مغضوب کند، که نتیجه آن سیلی ویرانگر بود که همه انسانها و حیوانات را از بین برد.به جز نوح و خانواده اش و حیواناتی که سوار کشتی او بودند.انسان ها نوادگان نوح و خانواده او هستند.

 

 

 

از آفرینش

تا   طوفان نوح

 

 

آفرینش۹-۱

 

 

از طوفان نوح   تا            اسارت مصر

 

(۲۵۰۰ ق م تا ۱۵۴۰ق م)

 

 

 

 

آفرینش۵۰-۱۰

 

 

 

بعد از طوفان نوح کشنی آنها بر روی کوه آرارات( ارمنستان ) فرود آمد و از آنجا انسانها بعنوان یک قبیله به سرزمین بابل مهاجرت کردند. دوباره انسانها شروع به نافرمانی علیه خداوند کردند. بنابراین خدا زبان های مختلف زا بین نوادگان نوح بوجود آورد. این اختلاف زبان باعث شد انسانها در همه زمین پراکنده شوند و اقوام مختلفی را بوجود آورند.

ابراهیم به فرمان خدا شهر عور را در بابل به سمت اورشلیم ترک کرد.خداوند به او قول داد تا از فرزندان او قومی بزرگ بسازد.اسحاق پسر ابراهیم، دو پسر داشت به نامهای یعقوب و عیسو.یعقوب ۱۲ پسر داشت که بعدها قوم اسرائیل را بشکیل دادند.

یوسف پسر یعقوب توسط برادرانش به مصریان فروخته شد. او در مصر بعدها نخست وزیر شد.وقتی قحطی سرزمین کنعان را فرا گرفت، برادرانش

ناگزیر برای تهیه غذا به مصر آمدند. آنجا آنها برادرشان را که سالها پیش به عنوان برده فروخته بودند، ملاقات کردند. یوسف آنها را بخشید و آنها در مصر به همراه یوسف ماندگار شدند.در ۴۰۰ سال پس از آن نوادگان آنها به بیش از یک ملیون رسیدند ولی تحت بردگی فرعون جدید زندگی می کردند.آنها دست دعا بسوی خداوند بلند کردند و خدا موسی را برای نجات آنها فرستاد. موسی یک عبری بود که در خانه فرعون بزرگ شده بود.

 

 

 

 

از مصر به بابل

 

(۱۴۵۰ ق م تا ۵۳۹ ق م)

 

 

 

 

خروج تا دوم      پادشاهان، اشعیا، ارمیا   وحزقیال

 

موسی خدا را به فرعون معرفی کرد و نهایتاً فرعون قبول کرد که قوم اسرائیل را از بردگی رها سازد. موسی نوادگان یعقوب را ( اسرائیل ) به سرزمین کنعان راهنمائی کرد. در طول راه قوم اسرائیل علیه موسی شوریدند و خواستند که به مصر بازگردند و به همین علت آنها مجبور شدند به مدت چهل سال در صحرای سینا تحت رهبری موسی سرگردان باشند تا همه نسل نافرمان مردند. جاشوا قوم اسرائیل را پس از موسی به سرزمین کنعان هدایت کرد. قوم اسرائیل بخشی از سرزمین را تصرف کردند و یک اجتماعی متشکل از ۱۲قبیله منشعب از یعقوب تشکیل دادند.خداوند بر این قبائل از طریق قاضیان حکم می راند و مردم از خداوند پادشاهی مانند دیگر اقوام خواستند و خداوند شائول را بعنوان اولین پادشاه و داوود را پس از او بر آنها حاکم کرد. داوود شهر اورشلیم را تصرف کرد و آن را شهر داوود نام نهادند. خداوند توسط پیامبران تاج سلطنت داوود را ابدی ساخت تا نهایتاً این تاج به مسیح که روزی در اورشلیم بر همه دنیا پادشاهی خواهد کرد،برسد.سلیمان پسر داوود معبدی را در اورشلیم بنا ساخت که به معبد سلیمان معروف گشت.

ولی قوم اسرائیل از خداوند ابراهیم، اسحاق و یعقوب روی برگرداندند و شروع به پرستش بتها در سرزمین های کنعان، بابل و غیره کرد. خداوند از طریق پیامبران به این قوم اخطار داد تا بدانند که این اعمال به نابودیشان منتهی خواهد شد ولی آنها این پیام ها را که از طریق پیامبران مختلف  به آنها ابلاغ شد را نادیده گرفتند و پرستش بتها را ادامه دادند.

خداوند با فرستادن لشگر بابل در سال ۷۲۲ قبل از میلاد به این نافرمانی ها پاسخ داد. آنها بخش شمالی اسرائیل را اشغال کردند. از ۶۰۵ تا ۵۸۶ قبل از میلاد بابلی ها اورشلیم را ویران کردند و معبد سلیمان را تخریب کردند و همه کسانی را که زنده مانده بودند، برای هفتاد سال به بابل بردند. در پایان  هفتاد سال ایرانیان تحت فرمان کوروش کبیر بابل را تصرف کردند و او به یهودیان اجازه داد به سرزمین اسرائیل بازگردند.

 

از بابل  تا مکابیز

 

(۵۳۹ ق م تا ۴ ق م)

 

 

 

 

دانیال تا

در بابل قوم اسرائیل به بابلی ها خدمت می کردند اگر چه در آنجا خداوند پیامبرانی مانند دانیال را مبعوث کرد، که همچنین به مقام تحت وزیری بابل در زمان پادشاهی نبوکد نصر دست یافت. از طریق دانیال خداوند هدف خود را که همان آمدن مسیح بود، برای قوم اسرائیل و همه جهان آشکار ساخت. او حتی ماه، سال و روز مرگ مسیح را نیز خبر داد.

در ۵۳۹ قبل از میلاد کوروش کبیر پادشاه ایران زمین، بابل را فتح کرد. او به یهودیان اجازه داد تا به سرزمین اسرائیل باز گردند و معبد خود را دوباره بسازند. در سال ۵۱۶ قبل از میلاد، ۷۰ یال بعد از تخریب معبد ، دومین معبد تکمیل شد. در اینمدت خداوند از طریق پیامبرانش ذکریا، ملاکی، حجی با مردم صحبت کرد تا قوم اسرائیل را در خصوص هدف خود برای رهائی آنها از طریق مسیح آگاه سازد.

اسکندر همانگونه که در کتاب دانیال گفته شده بود، پادشاهی ایران زمین را در سال ۳۳۱ ق م فتح کرد و یونانی ها کنترل اسرائیل را بدست گرفتند.بعد از مرگ اسکندر پادشاهی او بین چهار تن از سردارانش تقسیم شد. تولمی و سولسید دو بخش این پادشاهی را در اختیار گرفتند و هر دو برای بدست آوردن کنترل اسرائیل جنگیدند.

نهایتاً در سال ۱۶۵ ق م آنتی کوس اپی فانیس که از سولسیدها بود، تلاش کرد هویت یهودیان را با ساختن بتی از زئوس و قربانی کردن یک خوک در معبد مقدس یهودیان  از بین ببرد و او یهودیان را مجبور کرد تا رسوم یونانی را به عمل آورند. این اعمال باعث جنبشی شد که به ایحاد یک ایالت یهودی خودمختار برای حدود ۱۰۰ سال به نام پادشاهی مکابیز منتهی شد. اختلافات بین رهبران یهودی باعث شد سرداری بنام پومپی ، اورشلیم را در سال ۶۳ ق م فتح کند. بعدها رومیان هرودیس را بعنوان پادشاه منطقه فلسطین منصوب کردند و این شروع فرمانروائی رومیان بر اسرائیل در زمان عیسی مسیح بود. هرودیس در سال ۴ ق م مرد.

۱-ب) کتاب عهد جدید

عیسی مسیح تقریباً در سال ۴ ق م قبل از مرگ هرودیس متولد شد.او در شهر بیت الحم متولد شد همانگونه که در میکاه ۲-۵ پیش بینی شده بود.

خلاصه عهد جدید

 

تولد عیسی تا دوران کشیشی

 

 

 

 

(۴ ق م تا ۳۰ ب م)

 

عیسی در شهر بیت الحم بدنیا آمد همانگونه که در کتاب میکاه ۲-۵ ، ۷۰۰ سال قبل از آن پیش بینی شده بود. یوسف و مریم به فرمان خدا به بیت الحم رفتند چرا که رومیان در حال انجام سرشماری بودند. مریم در آن زمان حامله بود ولی این حاملگی نه از یوسف بلکه از طریق روح القدس بود. او عیسی مسیح را باردار بود. کسیکه باید به این دنیا می آمد تا بشریت را رهائی  بخشد. که این باز هم توسط اشعیای پیغمبر ۸۰۰ سال قبل از آن پیش بینی شده بود.( باکره ای حامله خواهد شد. اشعیا ۷:۱۴ )

تقریباً دو سال پس از تولدش، سه ستاره شناس از مشرق زمین در جستجوی پادشاه یهود، مسیح، به اورشلیم آمدند. در اورشلیم به آنها گفته شد به بیت الحم که در کتب مقدس بعنوان محل تولد مسیخ به آن اشاره شده بود، بروند. یوسف در این هنگام از بیت الحم به مصر گریخت تا از چنگال هرودیس بگریزد. پس از این هرودیس که نگران از دست دادن سلطنتش بود همه نوزادان پسر زیر دو سال را کشت.

بعد از مرگ هرودیس ، یوسف از مصر بازگشت و در ناصره اقامت گزید.بعد از اقامت یوسف و مریم و عیسی در ناصره در خصوص حدود ۳۰ سال بعد از آن اطلاعات زیادی در دست نیست. به جز هنگامیکه عیسی برای جشن پسح به اورشلیم رفت و والدینش او را در سن ۱۲ سالگی در معبد گم کردند. لوقا ۴۹-۴۱: ۲

 

 

سال های رسالت

 

 

(۳۰ ب م      تا ۳۳ ب م)

 

 

 

 

در پانزدهمین سال سلطنت سزار و حدود سال ۲۹ بعد از میلاد، یوحنا تعمید دهنده دوران رسالت خود را بعنوان پیش زمینه ظهور مسیح آغاز کرد.( لوقا ۳:۱ ) رسالت مسیح در ادامه یوحنای تعمید دهنده بودو سه سال و نیم به طول انجامید. در این مدت ائ خود را بعنوان مسیح موعود به قوم اسرائیل معرفی کرد و معجزاتی از قبیل علاج نابینا و ناشنوا و زنده کردن مرده را انجام داد.قوم اسرائیل عیسی را بعنوان مسیح موعود پیامبرانشان نپذیرفت. عیسی آمد تا برای گناهان همه مردم دنیا بمیرد، همانگونه که اشعیای پیغمبر و دانیال نبی پیشگوئی کرده بودند.( اشعیا ۵۲:۱۳ و ۵۳:۱۲ و دانیال ۲۷-۹:۲۴ )

 

 

 

سال های پسح

 

 

 

۳۳ ب م

 

 

در روز عید پسح سال ۳۳ بعد از میلاد ، عیسی مسیح به صلیب کشیده شد و این دقیقاً همان تاریخی بود که توسط دانیال نبی، ۵۳۹ سال قبی از تولد وی پیش بینی کرده بود.( دانیال  ۲۷-۹:۲۴ ) مسیح کشته شد تا کفاره گناهان همه جهان را بدهد. او آمد تا بهای گناهان ما را بپردازد.

عیسی مسیح تخریب معبد مقدس را پس از رد وی توسط قوم اسرائیل پیش بینی کرده بود.( متی ۲۳:۳۷ و ۲۴:۱ )

قبل از مصلوب شدن مسیح، او از روزی خبر داد که وی با شکوه و قدرت باز خواهد گشت تا همه دنیا را قضاوت کند. او بر تخت پادشاهی خواهد نشست و همه ملل را قضاوت خواهد کرد.( متی ۲۴:۳۰ و ۲۵:۳۰ ) و قوم اسرائیل در آینده او را به عنوان مسیح موعود خواهد پذیرفت.(متی ۲۳:۳۹ )

 

کلیسا

 

 

۳۳ ب م تا کنون

 

 

 

بعد از اینکه عیسی به بهشت رفت ( اعمال ۱۱-۱:۱۰) پنجاه روز پس از عید پسح روح القدس به حواریان ظاهر شد.( اعمال ۲ )حواریون شروع به گسترش پیام مسیح از بیت المقدس کردند. این خبر خوش این بود که مرگ مسیح بر صلیب بهای گناهان همه بشریت را پرداخته است و با قبول وی بعنوان سرور و ناجی خود، گناهان نیز بخشیده می شود.

خبر خوش این است که گناهان شما به واسطه آنچه عیسی بر صلیب انجام داد می تواند بخشیده شود.

این پیام روح مسیحیت است.

۱-    خدا در قالب انسان و بنام عیسی مسیح به این دنیا آمد تا بهای گناهان بشریت را بپردازد.

۲-    با پذیرش عیسی مسیح بعنوان سرور و ناجی ، شما هدیه زندگی جاودان را با آنچه عیسی بر صلیب انجام داد، دریافت می کنید.

۳-    عیسی با قدرت و افتخار دوباره بازخواهد گشت و در آن همگام او را بعنوان مسیح موعود خواهند پذیرفت.

 

 

– اعتقادات مسیحیت

اعتقادات مسیحیت بر پایه هر دو بخش انجیل، عهد عتیق و عهد جدید می باشد. هد رو بخش از طرف خدا می باشند و از طریق پیامبرانش به مردم نازل شده اند.دست نوشته های اولیه بدون اشتباه می باشند ولی در انتقال و ترجمه برخی اشتباهاتی به چشم می خورد. به هر حال این اشتباهات جزئی بوده و پیام کلی را تحت تاثیر قرار نمی دهند.

با وجود کتابهای عهد قدیم متعدد( هبرو و آرامایک ) و دست نوشته های عهد جدید ( یونانی ) میتوان به صحت انجیل مطمئن بود. برخی کشفیات اخیر در دریای مرده، تاکیدی است بر دقت دست نوشته های هبرو در طول زمان.

 

 

برخی مبانی اعتقادی مسیحیت :

       خدا

 

مسیحیت معتقد است که فقط یک خدا وجود دارد. خدا زمین و آسمان و همه موجودات را آفریده است. خدا خود را بعنوان پدر، پسر و روح القدس یعنی یک خدا در سه قالب معرفی کرده است.( تثلیث )

 

با هم‌ مشورت‌ کنید، و اگر می‌توانید دلیل‌ بیاورید و ثابت‌ کنید که‌ بت‌پرستی‌ عمل‌ درستی‌ است‌! غیر از من‌ چه‌ کسی‌ گفته‌ که‌ این‌ چیزها در مورد کوروش‌ عملی‌ خواهد شد؟ غیر از من‌ خدایی‌ نیست‌. من‌ خدای‌ عادل‌ و نجات‌ دهنده‌ هستم‌ و دیگری‌ نیست‌! تا حال‌ کدام‌ بت‌ به‌ شما گفته‌ است‌ که‌ این‌ وقایع‌ رخ‌ خواهد داد؟ ( اشعیا ۴۵:۲۱ )

 

     مسیح

 

 

مسیحیت معتقد است که عیسی همان مسیح موعود اسرائیل است که آمد، همانگونه که در متون فبل از وی پیش بینی کرده بودند، و زجر کشید.( اشعیا ۵۳:۱۲ و ۵۲:۱۳ ) و مسیح همانطور که در انجیل پیش بینی شده است پسر خدا است. او آمد تا بر تخت داوود پادشاهی کند. او پسر داوود و پسر خداست.

 

از ظلم‌ و از داوری‌ گرفته‌ شد. و از طبقه‌ او که‌ تفکّر نمود که‌ او از زمین‌ زندگان‌ منقطع‌ شد و به‌ جهت‌ گناه‌ قوم‌ من‌ مضروب‌ گردید؟( اشعیا  ۵۳:۸ )

 

زیرا که‌ برای‌ ما ولدی‌ زاییده‌ و پسری‌ به‌ ما بخشیده‌ شد و سلطنت‌ بر دوش‌ او خواهد بود و اسم‌ او عجیب‌ و مشیر و خدای‌ قدیر و پدر سرمدی‌ و سرور سلامتی‌ خوانده‌ خواهد شد. ترقّی‌ سلطنت‌ و سلامتی‌ او را بر کرسی‌ داود و بر مملکت‌ وی‌ انتها نخواهد بود تا آن‌ را به‌ انصاف‌ و عدالت‌ از الا´ن‌ تا ابدالا´باد ثابت‌ و استوار نماید. غیرت‌ یهوه‌ صبایوت‌ این‌ را بجا خواهد آورد. ( اشعیا ۷-۹:۶ )

 

 

مرگ

 

مسیحیت معتقد است که ما فقط یک زندگی داریم. وقتی کسی می میرد، شانس دوباره ای برای زندگی کردن وجود ندارد. تنها استثنائی که وجود دارد معجزه شدن است، مانند نشان دادن قدرت مسیح بر مرگ هنگامیکه مرده را به زندگی بر گرداند.برای مثال ایلعارز به زندگی برگردانده شد.( یوحنا ۱۱ )

       گناهان

 

 

کسانیکه به مسیح به عنوان نجات دهنده و سرور اعتقاد دارند، گناهانشان بخشیده خواهد شد. مسیح بهای گناهان تمامی انسانها را بر روی زمین پرداخت ولی پرداخت وی تنها کسانیکه این موضوع را باور دارند، این هدیه را دریافت خواهند کرد.

 

اما ، اگر در نور بسر می بریم ــ همانطور که خدا در نور است ــ در آن صورت با یکدیگر اتحاد داریم و خون عیسی ، پسر او ، ما را از همهً گناهانمان پاک می سازد.
اگر بگوئیم که بی گناه هستیم خود را فریب می دهیم و از حقیقت دوریم.
اما اگر ما به گناهان خود اعتراف نمائیم ، می توانیم به اواعتماد کنیم زیرا او به حق عمل می کند ــ او گناهان ما را می آمرزد و ما را از همه خطاهایمان پاک می سازد.                      ( یوحنا۱  ۹-۱:۷  )

       بهشت  

بعد از مرگ نجات یافته ها به بهشت می روند تا با مسیح باشند نه به خاطر حقیقت و درستی اعمال شان، بلکه بخاطر حقیقت و درستی مسیح.کسانیکه مسیح را می پذیرند، بهای گناهانشان پرداخته شده و آنها حقیقت مسیح را دریافت می کنند.

 

اما اگر با زنده ماندن بتوانم کار ارزنده ای انجام دهم ، من نمی دانم کدام را انتخاب کنم.  بین دو راهی گیر کرده ام ، اشتیاق دارم که این زندگی را ترک کنم و با مسیح باشم که خیلی بهتر است. ( فیلیپیان -۲۳۱:۲۲ (

 

پس از اینکه رفتم و مکانی برای شما آماده ساختم، دوباره میآیم و شما را پیش خود میبرم تا جائیکه من هستم شما نیز باشید. ( یوحنا ۱۴:۳ )

       جهنم

 

 

جهنم یک حقیقت است. انسان های گناهکار پس از مرگ به آنجا می روند و منتظر حسابرسی می مانند.شانس دوباره ای برای انسانهائیکه در جهنم هستند،وجود ندارد. مسیح در مورد جهنم دو برابر بهشت صحبت کرده است که به انسانها یادآوری کند که جهنم یک حقیقت است.

 

باری‌ آن‌ فقیر بمرد وفرشتگان‌، او را به‌ آغوش‌ ابراهیم‌ بردند و آن‌ دولتمند نیز مرد و او را دفن‌ کردند.   پس‌ چشمان‌ خود را در عالم‌ اموات‌ گشوده‌، خود را در عذاب‌ یافت‌، و ابراهیم‌ را از دور و ایلعازَر را در آغوشش‌ دید.   آنگاه‌ به‌ آواز بلند گفت‌، ای‌ پدر من‌ ابراهیم‌، بر من‌ ترحّم‌ فرما و ایلعازَر را بفرست‌ تا سر انگشت‌ خود را به‌ آب‌ تر ساخته‌ زبان‌ مرا خنک‌ سازد، زیرا در این‌ نار معذّبم‌.  ( لوقا ۲۴-۱۶:۲۲)

 

هر کـه‌ نامـش‌ در دفتـر حیات‌ نبود، به‌ دریاچه‌ آتش‌ افکنـده‌ شـد. ( مکاشفه ۲۰:۱۵ )

 

دلایل صحت مسیحیت

سوالی که زیاد ممکن است از خودتان بپرسید این است که چرا باید باور کنم مسیحیت حقیقت است؟پرسیدن این سوال حق هر کسی است. این سوالی است که هر کسی که به چیزی اعتقاد دارد باید از خودش سوال کند.

کافر، کسیکه خدا را قبول ندارد،او هم احتیاج دارد که این سوال را از خود بپرسد. اگر خدا وجود ندارد، چطور جهان بوجود آمده است؟ بودائی ها باید از خود بپرسند، چه مدرکی وجود دارد که بودا متمایز و برتر شده است؟ چطور من بدانم که هندو و بودا حقیقت است؟ مسلمانها باید بپرسند آیا محمد مکاشفه را از جبرئیل دریافت کرده است؟

چرا ما باید سوال کنیم؟ برای اینکه چیزی را که اعتقاد داریم درست است شاید اشتباه باشد! کافر که زندگی خودش را خودش کنترل می کند،ممکن است در انتهای دنیا مجبور شود فکر کند که چرا بررسی وجود خدا را انجام نداده است. بودائی که مطمئن بوده است که شانسهای بی پایانی از طریق تناسخ به او داده شده است، ممکن است به این حقیقت برسد که فقط یک زندگی بوده است و مسلماً بعد از مرگ خیلی دیر خواهد بود. مسلمانی که پیرو محمد است و مردن مسیح را بر روی صلیب باور ندارد، ممکن است بعد از مرگ به این باور برسد که عیسی مسیح بر روی صلیب تنها امید آنها برای نجات بوده است.

دلایل و مدارک ماوراالطبیعه

کتاب انجیل با تمام کتابهای روی زمین متفاوت است. این کتاب دقیقاً یک مجموعه از کتابهای عهد عتیق به زبانهای عبری و آرامی وعهد جدید به زبان یونانی می باشد.

( دانیال بخش های ۲ الی ۷ )

این چیزی است که جدا می کند کتاب انجیل را از بقیه کتابهای موجود با توجه به ماورا الطبیعه بودن و شواهدی که در صفحات آن نهفته است. ماورا الطبیعه بدان معنی است که آن فراتر از این دنیای طبیعی است، مرگ یک چیز طبیعی است برای همه، برگشتن از دنیای پس از مرگ به زندگی دوباره یک فوق طبیعی است، فراتر از این دنیای طبیعی است.

زمانیکه مسیح به این دنیا آمد، او فقط ادعای مسیحیت نکرد، پسر خدا بودن، اما از طریق مسائل ماورا الطبیعه تشریح کرد که او چه کسی است.عیسی مسیح انسانها را از مرگ به زندگی برگرداند، طوفان ها را آرام کرد، نابینا و ناشنوا و فلج را شفا داد. او این کارها را انجام داد تا به انسانها نشان بدهد که او پسر خداست.

این شواهد دال بر وجود مسیح بیشتر از آن چیزی است که دو هزار سال پیش وجود داشته است.

حتی قبل از اینکه مسیح به این دنیا بیاید، خدا از طریق پیامبرانش مشخصات مسیح را برای همه معلوم کرده بود. خدا ماورا الطبیعه بودن انجیل را با بیان حوادثی که اتفاق نیافتادند، بیان و تشریح می کند.

و به‌ یاد داشته‌ باشید که‌ من‌ بارها شما را از رویدادهای‌ آینده‌آگاه‌ ساخته‌ام‌. زیرا تنها من‌ خدا هستم‌ و کسی‌ دیگر مانند من‌ نیست‌ که‌  بتواند به‌ شما بگوید در آینده‌ چه‌ رخ‌ خواهد داد. آنچه‌ بگویم‌ واقع‌ خواهد شد و هر چه‌ اراده‌ کنم‌ به‌ انجام‌ خواهد رسید.

۴۶: ۹-۱۰اشعیا

خداوند می‌گوید: «آنچه‌ را که‌ می‌بایست‌ رخ‌ دهد، از مدتها پیش‌ به‌ شما اطلاع‌ دادم‌ و آنگاه‌ ناگهان‌آنها را به‌ عمل‌ آوردم‌. می‌دانستم‌ که‌ دلهایتان‌ همچـون‌ سنگ‌ و سرهایتـان‌ ماننـد آهن‌ سخت‌ است‌. این‌ بود که‌ آنچه‌ می‌خواستم‌ برای‌ شما انجام‌ دهم‌ از مدتها پیش‌ به‌ شما خبر دادم‌ تا نگوئید که‌ بتهایتان‌ آنها را بجا آورده‌اند.

۴۸: ۳-۵اشعیا

مدارک فوق بشری بودن عیسی مسیح:

 

 

۱-قبل از آمدن مسیح موارد مربوط به مرگ وی و انکار شدنش گفته شده بود:

 

عیسی توسط قوم اسرائیل همانگونه که در دست نوشته ها موجود است، انکار شد. پیامبران عهد عتیق مواردی را در مورد مرگ عیسی ( مسیح ) به ما گفته بودند، که چطور مردم خودش ( قوم اسرائیل ) بار اول او را قبول نخواهند کرد ولی مرتبه دوم او را خواهند پذیرفت. در کتاب اشعیا بخش های ۵۲:۱۳ و ۵۳:۱۲ ، انکار شدن او که هفتصد سال قبل از تولد مسیح نوشته شده و مرگش را بخاطر مقامش نشان میدهد.

خداوند می‌فرماید: «خدمتگزار من‌ در کار خود کامیاب‌ و بسیار سرافراز خواهد شد. بسیاری‌ از مردم‌ با دیدن‌ او متحیر می‌شوند، زیرا صورت‌ او بقدری‌ عوض‌ شده‌ که‌ دیگر شکل‌ انسان‌ ندارد.  او خون‌ خود را بر قومهای‌ بسیار خواهد پاشید و آنها را از گناه‌ پاک‌ خواهد ساخت‌. پادشاهان‌ جهان‌ درحضور او دهان‌ خود را خواهند بست‌، زیرا چیزهایی‌ را خواهند دید که‌ کسی‌ برای‌ آنها تعریف‌ نکرده‌ و چیزهایی‌ را خواهند فهمید که‌ از کسی‌ نشنیده‌ بودند.»

۷۱۰ سال قبل از میلاد))۵۲: ۱۳-۱۵اشعیا

ما او را خوار شمردیم‌ و رد کردیم‌، اما او درد و غم‌ را تحمل‌ کرد. همه‌ ما از او رو برگردانیدیم‌. او خوار شد و ما هیچ‌ اهمیت‌ ندادیم‌.

ما او را خوار شمردیم‌ و رد کردیم‌، اما او درد و غم‌ را تحمل‌ کرد. همه‌ ما از او رو برگردانیدیم‌. او خوار شد و ما هیچ‌ اهمیت‌ ندادیم‌.

۵۳:۳, ۷-۸اشعیا

۲-محل تولد مسیح به ما گفته شده است:

 

پیامبران عهد قدیم، محل تولد مسیح را تائید می کنند. تائید کردن محل تولد مسیح با تمام جزئیات مکان موردنظر که مسیح در یک شهر مشخصی به دنیا می آید، ۹۹٫۹۹% احتمال اینکه کس دیگری روی کره زمین مسیح باشد را از بین می برد.

ما او را خوار شمردیم‌ و رد کردیم‌، اما او درد و غم‌ را تحمل‌ کرد. همه‌ ما از او رو برگردانیدیم‌. او خوار شد و ما هیچ‌ اهمیت‌ ندادیم‌.

(۷۰۰ سال قبل از میلاد ) ۵:۲ میکاه

۳- به ما گفته شده که مسیح بخاطر ردش به صلیب کشیده خواهد شد:

 

پیامبران قبل از آمدن او پیشگوئی کردند که مسیح به صلیب کشیده خواهد شد و انکار خواهد شد و به صلیب کشیده شدنش یکی از نشانه های هویت اوست.داوود در کتاب مزامیر تشریح می کند مصلوب شدن او را هزار سال قبل از تولد او.

ذکریا تائید می کند نجات یافتن یهودیان را در آخر زمان، همان کسی که آنها او را به صلیب کشیدند.

دشمنانم‌ مانند سگ‌، دور مرا گرفته‌اند. مردم‌ بدکار و شرور مرا احاطه‌ نموده‌اند. دستها و پاهای‌ مرا سوراخ‌ کرده‌اند.  از فرط‌ لاغری‌ تمام‌ استخوانهایم‌ دیده‌ می‌شوند؛ بدکاران‌ به‌ من‌ خیره‌ شده‌اند. رَخت‌ مرا در میان‌ خود تقسیم‌ کردند و بر ردای‌ من‌ قرعه‌ انداختند.

۲۲(۱۰۰۰ سال قبل از میلاد)مزامیر: ۱۶-۱۸

من  روح  ترحم  و تضرع  را بر تمام  ساکنان  اورشلیم  خواهم  ریخت ، و آنها بر من  که  نیزه  زده اند خواهند نگریست  و عزاداری  خواهند نمود چنانکه  گویی  برای  تنها فرزند خود عزا گرفته اند، و آنچنان  ماتم  خواهند گرفت  که  گویی  پسر ارشدشان  مرده  است .

ذکریا ۱۲:۱۰ ( ۵۲۰ سال قبل از میلاد)

 

 

 

۴- بعد از مرگ مسیح اورشلیم ومعبد ویران خواهند شد:

دانیال ۵۳۹ سال قبل ازتولد مسیح، ماه و سال مرگ مسیح را پیشگوئی می کند و اتفاقاتی که بعد از کشتن مسیح رخ می دهد. شهرو معبد یهودیان ویران خواهد شد. این وقایع دقیقاً در سال ۷۰ بعد از میلاد، زمانیکه رومی ها شهر و معبد را ویران کردند، اتفاق افتاد.

پس از آن دوره شصـت و دو  «هفته»، آن رهبـر برگزیده کشته خواهد شد، ولی نه بـرای خودش. سپس پادشاهی همراه سپاهیانش به اورشلیم و خانه خدا حمله برده، آنها را خراب خواهد کرد. آخر زمان مانند طوفان فراخواهد رسید و جنگ و خرابیها را که مقرر شده، با خود خواهد آورد.

دانیال ۹:۲۶ ( ۵۳۹ سال قبل از میلاد )

۵- مسیح توسط مردم آزار و اذیت خواهد شد:

 

قبل از اینکه مسیح به صلیب کشیده شود، توسط یهودیان و رومی ها مورد آزار و اذیت قرار گرفت، که این مورد ۷۰۰ سال قبل از تولدش در کتاب اشعیا به تصویر کشیده شده است.

۶- ماه و سالی که مسیح خواهد مرد:

 

۵۳۹ سال قبل از تولد مسیح، دانیال مدت زندگی مسیح را به ما می گوید.دانیال از نقطه آغازین اتفاقات تا دوباره ساخته شدن اورشلیم را پیشگوئی کرد.(ماه مارس ۴۴۴ قبل از میلاد نحمیا   ۲:۸ ) بعد از سال ۴۸۳، مسیح کشته خواهد شد و به دنبال مرگ او اورشلیم ویران خواهد شد.   ( هفتاد هفته )

بدان و آگاه باش که از زمان صدور فرمان بازسازی اورشلیم تا ظهور رهبر برگزیده خدا، هفت «هفته» و شصت و دو «هفته» طول خواهد کشید و با وجود اوضاع بحرانی، اورشلیم با کوچه ها و حصارهایش بازسازی خواهد شد.

پس از آن دوره شصـت و دو  «هفته»، آن رهبـر برگزیده کشته خواهد شد، ولی نه بـرای خودش. سپس پادشاهی همراه سپاهیانش به اورشلیم و خانه خدا حمله برده، آنها را خراب خواهد کرد. آخر زمان مانند طوفان فراخواهد رسید و جنگ و خرابیها را که مقرر شده، با خود خواهد آورد.

) ۹: ۲۵-۲۶   ( دانیال

 

۷- مسیح سوار بر خر در اورشلیم نازل خواهد شد، زمانیکه به آخر دنیا یک روز مانده است:

 

در انجیل دو تصویر از مسیح وجود دارد،یکی در نقش خدمتگزار بخشنده است و دیگری ناجی دنیا.یهودیان در زمان عیسی مسیح نفهمیدند که مسیح یک بار به عنوان خدمتگزار به این دنیا می آید، طرد می شود و دوباره بعداً در مقام پادشاه دنیا به این جهان برمی گردد. مسیح اولین جائی که وارد می شود در اورشلیم است و سوار بر یک خر در مقام پادشاه اسرائیل ، که قبلاً توسط پیروانش طرد شده بود، بازمی گردد.

 

وقتی  به  سرازیری  کوه  زیتون  رسیدند، گروه  انبوه  پیروانش  فریاد شادی  برآورده ، برای  همه  معجزات  و کارهای  عجیبی  که  انجام  داده  بود، خدا را شکر می کردند، و می گفتند: «مبارک  باد پادشاهی  که  به  نام  خداوند می آید! آرامش  در آسمان  و جلال  بر خدا باد!»

( لوقا ۱۹:۳۷ و ۱۹:۳۸ )

 

مدارک و شواهد

 

شرح

 

اهمیت

 

مدارک تاریخی در رابطه با قوم اسرائیل و یهودا

 

در مقام یک ملت و مردم، اسرائیل و یهودا، یکسری مدارک تاریخی در رابطه با پادشاهان ، شهرها، جنگها و تعامل داشتن با بقیه ملتها وجود دارد.

کتاب انجیل در رابطه با پیدایش قوم اسرائیل و یهودا و ارتباطشان با خدا و بقیه انسانهای اطرافشان صحبت می کند.

 

امروزه ما می توانیم به شهرها و دهات اطراف اسرائیل برویم. ما می توانیم در مورد ساختمانها ، جاده ها، کوه ها و رودخانه ها بررسی و تحقیق انجام دهیم و آنها را با تاریخ موجود مقایسه کنیم. با استفاده از علم باستان شناسی ما می توانیم بر موارد ذکر شده در کتابهای قدیم دقیق شویم.

 

ما می توانیم نوشته های باستانی به جا مانده از بقیه ملتها و نویسندگان شان را در رابطه با قوم اسرائیل با هم مقایسه کنیم. ما می توانیم از حقایق ذکر شده در کتاب انجیل حمایت کنیم.افرادی مانند رامسس دوم از مصر، پادشاه نبوچادنزار از بابل و کوروش کبیر ، تمامی طبق مدارک تاریخی مستند با قوم اسرائیل و مردم یهودی ارتباط داشتند. ما می توانیم این مدارک و شواهد را با آنچه که نویسنده های این ملتها در رابطه با کتاب انجیل و وقایع مربوط به آن گفته اند، مقایسه کنیم.

 

مدارک تاریخی در رابطه با تاریخ ایرانیان

 

مردم قوم اسرائیل و مردم ایران زمین در سالهای ۵۳۹ قبل از میلاد تا ۳۳۳ قبل از میلاد با یکدیگر ارتباط داشتند.

 

 

پادشاه ایران زمین مردم بابل و یهودیان را در جنگ شکست میدهد و زمین هایشان را تحت کنترل خودشان قرار میدهند. نام پادشاهان، شهر ها و شرح حوادث در طول این زمان مشخص، ذکر شده اند.

 

 

ما می توانیم مدارک مستند تاریخی مربوط به تاریخ ایران زمین را با نوشته های کتاب انجیل مقایسه کنیم. ما می توانیم ببینیم که تاریخ از مدارک و شواهدی که در کتاب انجیل که توسط نویسنده ها نوشته شده است، حمایت می کند.

 

 

مدارک تاریخی روم

 

مردم قوم اسرائیل و مردم یهود با رومی ها از سال ۵۴ قبل از میلاد تا حال ارتباط داشتند. در ابتدا روم به مخالفت با پادشاه یهودیان آمد. کنترل روم بر این کشور در دوره مسیح وجود داشت.

 

تاثیر گذاران روم مانند سزار، آگوستوس، نرو و بقیه در کتاب عهد جدید نامشان برده شده است.

سربازان رومی، شهرها، سکه ها، لباسهای مخصوصشان همه اینها بخشهائی هستند که کتاب انجیل عهد جدید به آنها اختصاص داده شده است و تاریخ روم می تواند دقیقاً با مردم و شهرها مقایسه بشود.

 

 

تاریخ روم با مکتوبات کتاب عهد جدید مستند می شود. خیلی سالها قبل جزئیات کوچک در رابطه با مردم و شرایطشان در کشفیات باستان شناسی کاملاً مشخص شده است. مدارک موجود از پونتوس پیلت بوسیله خیلی منتقدان سوال شد اما کشفیات اخیر این مدارک موجود را تائید کرده است مانند دولت یهود.

 

 

مدارک باستان شناسی

 

باقیمانده های شهر باستانی بابل پایتخت پادشاهی بابلی ها منطقه ای است به مساخت ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ آر در ۵۶ مایلی جنوب بغداد در عراق کنونی.

 

باقیمانده های شهر بابل یکی از زیگورات ها را در ان منطقه شامل می شود.

بعداً این یافته ها شامل باقیمانده های قصر پادشاه نبوچادنزار می شود.   ( دانیال ۴:۲۹ )

 

 

قصر نبوچادنزار، کسیکه اورشلیم را در سال ۵۸۶ قبل از میلاد ویران کرد و یهودی ها را به تبعید فرستاد، مکان جشن در کتاب دانیال بخش ۵ موجود است، ارمیا  در کتابش نوشت که پادشاه ، بابل را برای همیشه متروک خواهد ساخت.( ارمیا ۲۵:۱۲ و ۵۱ )

 

 

مدارک باستانی یادبود سیاه از پادشاه شالمنزر

 

این یاد بود سنگ سیاه بطول ۶٫۵ فوت عکسها و نوشته هائی را در مورد پادشاهی آسیریان ( شالمنزر سوم ) نشان میدهد.

 

این یادبود سیاه در یک قصر در نیمرود در سال ۱۸۴۶ کشف شده است و پادشاه اسرائیل ( یهو ) زانو زدن و آوردن هدایا برای پادشاه آسیریان( شالمنزر سوم ) را نشان میدهد.( تاریخ ۸۴۱ قبل از میلاد )

 

 

این یافته ها تنها مدرک موجود است که ما در رابطه با پادشاهی اسرائیل در آن دوره دور داریم.

این اولین چیزی است که هدایای داده شده به آسیریا را بوسیله اسرائیلی ها ذکر می کند.( منطقه پادشاهی یهود ذکر شده در پادشاهان ۱۰-۹ )

 

 

مدارک باستان شناسی سنگ موبیت

 

در سال ۱۸۶۸ یک مبلغ آلمانی یک تخته سنگ صاف بطول ۳ فوت را در شرق دریای سیاه پیدا کرد.

نوشته روی سنگ یکی از دستاوردهای پادشاه موآب ( میشا ) در حدود سال های ۸۵۰ قبل از میلاد می باشد.

 

موآبیتهای باستانی از نسل های قوم اسرائیل بوده اند.( طبق آفرینش ۱۹:۳۷) روی این تخته سنگ پادشاه مشا اسرائیل ها را از کشورش بیرون کرده است.دو پادشاه به ما می گویند که پادشاه موآب بعد از مرگ پادشاه اسرائیل بنام اهب، با اسرائیلی ها دشمنی می کند.

 

 

این سنگ موآبیتی یکی از یافته های اولیه است که اشاره به مردم بابل می کند. این سنگ به ما می گوید که پادشاه آمری و پسرش اهب برای چندین سال از موآب اطاعت کردند. بعد از مرگ اهب پادشاه مشا گفت که او یک پیروزی بزرگ بر خاندان اهب داشته و اسرائیل برای همیشه از بین رفته است.

بعضی از مدارک می گویند که این تخته سنگ به » خانه داوود » اشاره کرده است.

 

مدارک باستانی کنده کاری سیلوم

 

دو تا پسر بچه این اثر تاریخی را کشف کردند. این کتیبه کنده کاری شده عبری بر روی سنگ دیوار یک تونل قرار دارد. وقتیکه آن دو داشتند از یک مسیر آبی که به جنوب تونل ختم می شد عبور می کردند این کتیبه را دیدند.( سال ۱۸۸۰)

 

این کتیبه مربوط به دوران هزکیا (سال ۷۰۱ قبل از میلاد ) می باشد. او کسی بود که دستور داد تونل ساخته شود تا از این طریق آب از چشمه جیحون در اورشلیم به شهر داخل مخازن دست ساز آنها برود. (استخر سیلوم ) این تونل آب اورشلیم را در طول پادشاهی سناچریب، دوره آسیریا ها، تامین می کرده است.

 

 

این کتیبه اعلام می کند جشن برگزار شده به خاطر تکمیل این تونل که در کتاب پادشاهان دوم بخشهای ۲۰:۲۰و۲ اول تواریخ ۳۲:۲۰ به آن اشاره شده است.

 

 

مدارک باستانی طومار دریای مرده

 

طومارهای دریای مرده دقیقاً صدها طومار و دست نوشته هستند که تاریخشان به بین سالهای ۳۰۰قبل از میلاد و ۷۰ بعد از میلاد بر می گردد. اولین طومار در سال ۱۹۴۷ در یک غار در نزدیکی دریای مرده حدود ۷ مایلی جنوب جریچو پیدا شد.

 

بعضی از این طومارها در شیشه پیدا شدند. نصف این دست نوشته ها شامل کپی هائی ازبخشهای کتاب عهد قدیم هستند. این کپی ها هزار بار قدیمی تر از بیشتر دست نوشته هایی هستند که قبلاً در دسترس برای مطالعه و ترجمه بوده اند.

 

 

این یکی از مهمترین کشفیات در تاریخ است بخاطر اینکه نشان میدهد که کتاب عهد قدیم خیلی با دقت در طول قرنها کپی شده است.موقعیکه این دست نوشته ها با متن های قدیمی مقایسه می شود، چیزیکه بیشتر ترجمه های جدید بر پایه آن استوار است، فقط تفاوتهای ناچیزی یافت شده است.لذا ما می توانیم به متنهای موجود الان مطمئن باشیم.

 

 v

دست نوشته های  هفتاد ساله

 

این یک ترجمه یونانی است از کتاب عهد قدیم که تاریخش متعلق به سالهای ۳۰۰ تا ۲۵۰ قبل از میلاد می باشد.

 

بعد از غلبه اسکندر بر پادشاهی ایران زمین، نوشتن خیلی از فرهنگها به زبان یونانی تغییر کرد که این شامل کتاب عهد قدیم هم می شود.که این ترجمه ها بنام دهه هفتاد نامیده شده است.

 

 

این ترجمه دهه هفتاد در کلیساهای اولیه بعنوان کتاب انجیلشان استفاده می شده است. اما این کتاب قبل از دوران مسیخیت است (بین سالهای ۲۵۰ تا ۳۰۰) این کتاب دقیقاً عین اصل کتاب انجیل عبری است.

 

 

مافوق طبیعی

 

پیمان موسی : پراکندگی اسرائیل

 

۳۴۵۰ سال پیش موسی پراکنده شدن فرزندان اسرائیل را پیشگوئی می کند.

 

دو بار در تاریخ اسرائیل، آنها بعنوان یک ملت پراکنده و پخش می شوند. اولین بار در دوران حکومت بابلی ها در سال ۶۰۸ قبل از میلاد و دومین بار در زمان اشغال رومی ها بین سالهای ۵۴ قبل از میلاد تا ۶۳۸ بعد از میلاد.

 

 

در سال ۷۰ بعد از میلاد ژنرال رومی ها و فرمانروایان آینده روم معبد و شهر یهودی ها را ویران می کنند و شروع به پراکنده کردن مردم یهود از طریق امپراطوری روم می کنند.این حوادث توسط یک تاریخدان و نویسنده یهودی بنام فلاویوس جزفوس ثبت شده است.و رومی ها پیروزی روم بر اورشلیم را جشن می گیرند.

 

 

پیمان موسی : جمع شدن اسرائیل

 

۳۴۵۰ سال پیش موسی جمع شدن فرزندان اسرائیل را پیشگوئی می کند.

 

دو بار در طول تاریخ، فرزندان اسرائیل بعنوان یک ملت پراکنده ودوباره دور هم جمع می شوند. بار اول بعد از پیروزی ایرانیان بر بابلی ها و دومین بار پیدایش سرزمین اسرائیل در ماه می سال ۱۹۴۸ است.

 

 

بوجود آمدن کشور اسرائیل بعد از ۲۰۰۰ سال دوره اشغال بوسیله نیروهای خارجی،قسمتی از عهد و پیمان موسی بود که انجام شد اما پیامبران دیگر هم مثل ارمیا، اشعیا، حزقیال، یوئیل، عاموس و میکاه همگی در مورد دور هم جمع شدن ملت یهود متلاشی شده صحبت کردند.

 

 

جمع شدن قوم اسرائیل (حزقیال ۳۶:۳۷)

 

۲۶۰۰ سال پیش یک کشیش یهودی جزئیات جمع شدن فرزندان اسرائیل را پیشگوئی می کند.

 

حزقیال تشریح می کند که قوم یهود بعد از ۱۹۰۰ سال پراکنده شدن، چطور دور هم جمع می شوند. مردم یهود از تمام دنیا دور هم جمع می شوند و تحت عنوان یک ملت دوباره متولد می شوند.

 

 

تقریباً ۱۹۰۰ سال بعد از اینکه ارتش روم یهودی ها را از سرزمینشان بیرون می کند و آنجا را فلسطین نام می نهد، آنها بر می گردند. اما ۶۰۰ سال قبل از اینکه آنها پخش و پراکنده شوند حزقیال به ما اطلاعات دقیقی میدهد که چطورآنها بر می گردند به سرزمینشان ولی بدون هیچ امیدی. جزئیات وعده الهی از تمام قوانین محکم تر است. حزقیال پیامبر یکسری حوادث آینده را در آن زمان گذشته می دانست.

 

 

جمع شدن یهودی ها از اتیوپی

 

۷۵۰ سال قبل از میلاد اشعیا در بخش ۱۱:۱۱ کتابش جمع شدن یهودی ها را از اتیوپی تشریح می کند.

 

در سال ۱۹۸۰ معروف به عملیات سلیمان و سال ۱۹۹۱ معروف به عملیات اکسودوس، مردم می دانستند که یهودی های اتیوپی به اسرائیل برده خواهند شد.

 

 

۲۷۵۰ سال قبل در کتاب اشعیا پیشگوئی شده که یهودی ها از ملتهای مختلف شامل اتیوپی دور هم چمع می شوند.تقریباً بعد از ازبین رفتن قوم اسرائیل ، هواپیماهای باری به اتیوپی فرستاده می شوند تا بازمانده های یهودیان را که متعلق به » دن » بودند را نجات دهند.

 

 

اورشلیم مرکز توجه ملتها

 

در کتاب ذکریا ۱۲:۳ ، ۲۵۵۰ سال پیش در مورد مرکز توجه بودن اورشلیم توسط ملتها پیشگوئی شده بود.

 

به ما گفته شده که اورشلیم یک مانع در دنیا و موضوعی برای جنگ و نزاع خواهد شد. ملتهای دنیا با بازماندگان قوم اسرائیل وارد جنگ می شوند.

 

۲۵۵۰ سال قبل اورشلیم با بقیه شهر های بزرگ دیگر خیلی تفاوت نداشته است. اما امروزه بیش از ۳ بیلیون نفر ( نصف جمعیت دنیا ) ادعای ارتباط داشتن با اورشلیم را دارند. ۳/۱ میلیارد مسلمان ادعا دارند که شهر و مسجد القصی به مسلمانها تعلق دارد و مسیحی ها هم معتقدند که بخاطر مسیح به آن ارتباط دارند.ذکریا در مورد این آینده در زمان گذشته به ما گفته است.

 

موقعیت ابراهیم ( آفرینش-۳  ۱۲:۲

 

ابراهیم شکوه و بزرگی را در دنیا وعده داده است.

 

ابراهیم تنها کسی است که ۴۰۰۰ سال قبل در شهر اور زندگی کرده است. ولی آیندهاش  طبق موارد ذیل پیشگوئی شده است :

۱-     ملت بزرگی از بازمانده های او خواهد امد.

۲-     اسم بزرگ

۳-     تمام مردم دنیا بخاطر او مورد لطف خدا قرار میگیرند.

 

 

۴۰۰۰ سال زمان زیادی است که یک نفر بین بقیه انتخاب شود و بعنوان کسی که روی زمین بزرگ خواهد بود معرفی بشود. در ۴۰۰۰ سال بعد در آینده که تقریباً غیر ممکن است.این چیزی است که قدرت خیلی زیادی دارد نسبت به زمان و مکان و می تواند آینده را در گذشته نشان بدهد یا یک حدس خوش بینانه است. در حقیقت اسم ابراهیم یک اسم بسیار معروف در دنیا است.

 

 

هفتاد هفته از دانیال           ( دانیال-۲۷  ۹:۲۴ (

 

دانیال در مورد تاریخ مرگ مسیح و ویران شدن اورشلیم و معبد و ساخته شدن دوباره آن می نویسد.

 

ماه و سال دقیق مرگ مسیح توسط دانیال پیشگوئی شده است. به دنبال مرگ او شهر و معبد ویران خواهند شد ولی معبد دوباره ساخته خواهد شد.

 

 

مسیح در سال ۳۳ بعد از میلاد مرد. بیش از ۵۰۰ سال قبل از مرگش دانیال ماه و سال مرگش را پیشگوئی کرده بود. همانطوریکه پیش بینی کرد که رومی ها شهر اورشلیم و معبد را ویران می کنند و در آینده دوباره ساخته می شود. جزئیات پیشگوئی دانیال مانند ماوراء یک حدس خوش شانس می باشد. منابع نوشته های دانیال ماوراء زمان و مکان است.

 

 

مسیح طرد شده      ( اشعیا   – ۵۳ ۵۲:۱۳ (

 

فردیکه در کتاب اشعیا تشریح می شود کسی است که مقامش از همه بالا است اما اول طرد و کشته خواهد شد.

 

عیسی ادعا کرد که مسیح است اما گفت که او باید اول به خاطر گناهان بشریت رنچ بکشد و انکار شود.۷۵۰ سال قبل از تولدش اشعیا حوادثی را که موازی با زندگی مسیح استو همگام و همعقیده با اهدافش است را تشریح می کند.

 

 

عیسی که ادعا می کند مسیح است توسط رومی ها به صلیب کشیده شد. اشعیا حوادثی را که ماورا کنترل طبیعت بشر است را پیشگوئی کرده بود. » زنده شدن و به آسمان رفتن » ابتدا «شوکه شدن و ناراحت شدن»، » سوراخ شدن به خاطر مخالفت با حکومت»، شکنجه شدن» ،» با افتخار مردن»، » دیدن نور زندگی» را ۷۵۰ سال قبل از تولدش.مسیحیان امروزه یکی از مذاهب معروف در دنیا هستند.

منبع اشعیا چه بود؟

 

 

ویران کردن معبد ( متی ۲۴:۲)

 

عیسی پیشگوئی می کند خراب شدن معبد یهودی ها را که هر سنگش به پائین پرتاب می شود.

 

در سال ۷۰ بعد از میلاد رومی ها تحت فرمان تیتوس معبد را ویران می کنند. ۳۷ سال بعد حواریون معبد را که کاملاً ویران شده است را تائید می کنند.

 

در سال ۷۰ بعد از میلاد رومی ها معبد را به آتش می کشند. طلای معبد ذوب می شود و داخل سنگها می رود. سربازان رومی تمام سنگها را جمع می کنند تا طلا ها را از توی آن ها در بیاورند.آنچه مسیح پیشگوئی  کرده بود، دقیقاً رخ داد.آینده در زمان گذشته پیشگوئی شد.

پیشگوئی های مسیحیت در کتاب عهد قدیم

پیشگوئی مرجع در کتاب عهد قدیم وقوع در کتاب عهد جدید
از بطن یک زن آفرینش ۳:۱۵ غلاطیان ۴:۴ و عبرانیان ۲:۱۴
از طریق فرزندان نوح آفرینش ۹:۲۷ لوقا ۶:۳۶
از نسل ابراهیم آفرینش ۱۲:۳ متی ۱:۱ و غلاطیان ۳:۸ و ۱۶
از نسل اسحاق آفرینش ۱۷:۱۹ رومیان ۹:۷ و عبرانیان ۱۱:۱۸
لطف خدا به ملت ها آفرینش ۱۸:۱۸ غلاطیان ۳:۸
از نسل اسحاق آفرینش ۲۱:۱۲ رومیان ۹:۷ و عبرانیان ۶:۱۴
لطف خدا به بی دینان آفرینش ۲۲:۱۸و ۲۶:۴ غلاطیان ۳:۸و ۱۶ و عبرانیان ۶:۱۴
لطف خدا از طریق ابراهیم آفرینش ۲۸:۱۴ غلاطیان ۳:۸و ۱۶ و عبرانیان ۶:۱۴
از قبیله یهود آفرینش ۴۹:۱۰ مکاشفه ۵:۵
بدون استخوان شکسته خروج ۱۲:۴۶ و اعداد ۹:۱۲ یوحنا ۱۹:۳۶
لطف خدا به اولین فرزند خروج ۱۳:۲ لوقا ۲:۲۳
پیشگوئی مرجع در کتاب عهد قدیم وقوع در کتاب عهد جدید
ابلیس در بیابان اعداد -۹۲۱:۸ یوحنا ۳:۱۴-۱۵
یک ستاره خارج از یعقوب اعداد -۱۹۲۴:۱۷ متی ۲:۲ و لوقا ۱:۳۳,۷۸و مکاشفه ۲۲:۱۶
مانند یک پیامبر تثنیه ۱۸:۱۵ و ۱۹-۱۸ یوحنا ۶:۱۴,۷:۴۰ واعمال رسولان۳:۲۲-۲۳
نفرین بر درخت تثنیه ۲۱:۲۳ غلاطیان ۳:۱۳
تخت پادشاهی داوود برای همیشه پایه گذاری شد دوم سموئیل -۱۳,۱۶,۲۵-۲۶۷:۱۲

اول تواریخ ۱۷:۱۱-۱۴,۲۳-۲۷

دوم تواریخ ۲۱:۷

متی ۱۹:۲۸,۲۱:۴, ۲۵:۳۱و مرقس ۱۲:۳۷

لوقا ۱:۳۲ و یوحنا ۷:۴ و اعمال رسولان ۲:۳۰,۱۳:۲۳

رومیان ۱:۳ ودوم تیموتائوس ۲:۸

رهائی وعده داده شده ایوب ۱۹:۲۵-۲۷ یوحنا ۵:۲۸-۲۹و غلاطیان ۴:۴ وافسسیان ۱:۷,۱۱,۱۴
اعلام پسر خدا بودن مزامیر ۲:۱-۱۲ متی ۳:۱۷ و مرقس ۱:۱۱ و اعمال رسولان ۴:۲۵-۲۶,۱۳:۳۳وعبرانیان۱:۵,۵:۵ ومکاشفه ۲:۲۶-۲۷,۱۹:۱۵-۱۶
دوباره زنده شدن مسیح مزامیر ۱۶:۸-۱۰ اعمال رسولان ۲:۲۷,۱۳:۳۵,۲۶:۲۳
دستها و پاهای سوراخ شده مزامیر ۲۲:۱-۳۱ متی ۲۷:۳۱,۳۵-۳۶
مسخره شدن و توهین شدن مزامیر ۲۲:۷-۸ متی ۲۷:۳۹-۴۳,۴۵-۵۹
سربازها برای تصاحب لباسش قرعه انداختند مزامیر ۲۲:۱۸ مرقس ۱۵:۲۰,۲۴:۲۵,۳۴ و لوقا۱۹:۲۴,۲۳:۳۵ و یوحنا ۱۹:۱۵-۱۸,۲۳-۲۴,۳۴ و اعمال رسولان۲:۲۳-۲۴
بوسیله شواهد غلط متهم شد مزامیر ۲۷: ۱۲ متی ۲۶:۶۰-۶۱
او خدائی بودن خود را به انجام می رساند مزامیر ۲۷: ۱۲ متی ۲۶:۶۰-۶۱
هیچ استخوان شکسته ای نیست مزامیر ۳۴:۲۰ یوحنا ۱۹:۳۶
پیشگوئی مرجع در کتاب عهد قدیم وقوع در کتاب عهد جدید
بوسیله شواهد غلط متهم شد مزامیر ۳۵:۱۱ متی ۲۶:۵۹-۶۱ و مرقس ۱۴:۵۷-۵۸
بدون دلیل منفور شد مزامیر ۳۵:۱۹ یوحنا ۱۵:۲۴-۲۵
دوستانش دور ایستادند و کمکی نکردند مزامیر ۳۸:۱۱ متی ۲۷:۵۵ و مرقس ۱۵:۴۰ و لوقا ۲۳:۴۹
آمده ام تا فرمانت را انجام دهم مزامیر ۴۰:۶-۸ عبرانیان ۱۰:۵-۹
بوسیله یک دوست به او خیانت شد مزامیر ۴۱:۹ متی ۲۶:۱۴-۱۶,۴۷,۵۰ و مرقس۱۴:۱۷-۲۱ و لوقا ۲۲:۱۹-۲۳ ویوحنا۱۳:۱۸-۱۹
به درستکاری شناخته شده است مزامیر ۴۵:۲,۶-۷ عبرانیان ۱:۸-۹
زنده شدن دوباره او مزامیر ۴۹:۱۵ مرقس ۱۶:۶
بوسیله یک دوست به او خیانت شد مزامیر ۵۵:۱۲-۱۴ یوحنا ۱۳:۱۸
عروج عیسی مسیح مزامیر ۶۸:۱۸ افسسیان ۴:۸
بدون دلیل منفور شد مزامیر ۶۹:۴ یوحنا ۱۵:۲۵
با عیبجوئی ها به او نیش می زدند مزامیر ۶۹:۹ یوحنا ۲:۱۷ و رومیان ۱۵:۳
شراب با مواد مخدر به او داده شد مزامیر ۶۹:۲۱ متی ۲۷:۳۴,۴۸ و مرقس ۱۵:۲۳ و لوقا ۲۳:۳۶ و یوحنا ۱۹:۲۹
بوسیله خدا پرستش شد مزامیر ۷۲:۱-۱۹ متی ۲:۲ و فیلیپیان ۲:۹-۱۱ وعبرانیان ۱:۸
او با تنثیل صحبت می کند مزامیر ۷۸:۲ متی ۱۳:۳۴-۳۵
از نسل داوود پرستش شده مزامیر ۸۹:۳-۴,۱۹,۲۷-۲۹,۳۵-۳۷ لوقا ۱:۳۲و اعمال رسولان۱۳:۲۳,۲:۳۰ و رومیان ۱:۳ و دوم تیموتائوس ۲:۸
پیشگوئی مرجع در کتاب عهد قدیم وقوع در کتاب عهد جدید
پسر آدم با شکوه می آید مزامیر ۱۰۲:۱۶ لوقا ۲۱:۲۴,۲۷ و مکاشفه ۱۲:۵-۱۰
تو تا ابد باقی هستی مزامیر ۱۰۲:۲۴-۲۷ عبرانیان ۱:۱۰-۱۲
برای دشمنانش دعا می کند مزامیر ۱۰۹:۴ لوقا ۲۳:۳۴
پیشگوئی های درست در رابطه با یهودا مزامیر ۱۰۹:۷-۸ اعمال رسولان ۱:۱۶-۲۰
یک کاهن مانند ملک صادق مزامیر ۱۱۰:۱-۷ متی ۲۲:۴۱-۴۵,۲۶:۶۴ و مرقس ۱۲:۳۵-۳۷,۱۶:۱۹ واعمال رسولان ۷:۵۶ و افسسیان ۱:۲۰ و کولسیان ۱:۲۰ و عبرانیان۱:۱۳,۲:۹,۵:۶,۶:۲۰,۷:۲۱,۸:۱,۱۰:۱۱-۱۳,۱۲:۲
سنگ بنای اصلی مزامیر ۱۱۸:۲۲-۲۳ متی ۲۱:۴۲ و مرقس ۱۲:۱۰-۱۱ و لوقا ۲۰:۱۷ و یوحنا ۱:۱۱ و اعمال رسولان ۴:۱۱ و افسسیان ۲:۲۰ و اول پطرس ۲:۴
پادشاهی به اسم خدا می آید مزامیر ۱۱۸:۲۶ متی   ۲۱:۹,۲۳:۳۹ و مرقس ۱۱:۹ و لوقا۱۳:۳۵,۱۹:۳۸ و یوحنا ۱۲:۱۳
نسل داوود بر تخت سلطنت مزامیر ۱۳۲:۱۱

دوم یموئیل ۷:۱۲-۱۳,۱۶,۲۵-۲۶,۲۹

متی ۱:۱
فرزند خدا بودن را اعلام می کند امثال ۳۰:۴ متی ۳:۱۷ و مرقس ۱۴:۶۱-۶۲ و لوقا ۱:۳۵ و یوحنا ۳:۱۳,۹:۳۵-۳۸,۱۱:۲۱ و رومیان ۱:۲-۴,۱۰:۶-۹ و دوم پطرس ۱:۱۷
ندامت برای ملتها اشعیا ۲:۲-۴ لوقا ۲۴:۴۷
قلبها سخت شدند اشعیا ۶:۹-۱۰ متی ۱۳:۱۴-۱۵ و یوحنا ۱۲:۳۹-۴۰ و اعمال رسولان ۲۸:۲۵-۲۷
از باکره متولد شد اشعیا ۷:۱۴ متی ۱:۲۲-۲۳
یک سنگ جرم اشعیا ۸:۱۴-۱۵ رومیان ۹:۳۳ و اول پطرس ۲:۸
نور خارج از تاریکی اشعیا ۹:۱-۲ متی ۴:۱۴-۱۶ و لوقا ۲:۳۲
خدا با ما است اشعیا ۹:۶-۷ متی ۱:۲۱,۲۳ و لوقا ۱:۳۲-۳۳ و یوحنا۸:۵۸,۱۰:۳۰,۱۴:۱۹ و دوم قرنتیان ۵:۱۹  و کولسیان ۲:۹
پیشگوئی مرجع در کتاب عهد قدیم وقوع در کتاب عهد جدید
مملو از خرد و قدرت اشعیا ۱۱:۱-۱۰ متی ۳:۱۶ و یوحنا ۳:۳۴ و رومیان ۱۵:۱۲ و عبرانیان ۱:۹
پادشاهی با بخشندگی اشعیا ۱۶:۴-۵ لوقا ۱:۳۱-۳۳
میخ محکم اشعیا ۲۲:۲۱-۲۵ مکاشفه ۳:۷
پیروزی در مرگ متاثر کننده اشعیا ۲۵:۶-۱۲ اول قرنتیان ۱۵:۵۴
یک سنگ در صهیون اشعیا ۲۸:۱۶ رومیان ۹:۳۳ و اول پطرس ۲:۶
آدم کر می شنود و آدم کور می بیند اشعیا ۲۹:۱۸-۱۹ متی ۵:۳ و ۱۱:۵ و یوحنا ۹:۳۹
پادشاه  پادشاهان و خدای خدایان اشعیا ۳۲:۱-۴ مکاشفه ۱۹:۱۶,۲۰:۶
عظیم ترین فرزند اشعیا ۳۳:۲۲ لوقا ۱:۳۲ و اول تیموتائوس
شفا برای نیاز اشعیا ۳۵:۴-۱۰ متی ۹:۳۰,۱۱:۵,۱۲:۲۲,۲۰:۳۴,۲۱:۱۴و مرقس ۷:۳۰ و یوحنا ۵:۹
آماده کردن راه خدا اشعیا ۴۰:۳-۵ متی ۳:۳ و مرقس ۱:۳ و لوقا ۳:۴-۵ و یوحنا ۱:۲۳
چوپان برای گوسفندانش می میرد اشعیا ۴۰:۱۰-۱۱ یوحنا ۱۰:۱۱ و عبرانیان ۱۳:۲۰ و اول پطرس ۲:۲۴-۲۵
خدمتگزار فروتن و مهربان اشعیا ۴۲:۱-۱۶ متی ۱۲:۱۷-۲۱ و لوقا ۲:۳۲
نوری برای بی دینان اشعیا ۴۹:۶-۱۲ اعمال رسولان ۱۳:۴۷ و دوم قرنتیان ۶:۲
تازیانه و سیلی خورد اشعیا ۵۰:۶ متی ۲۶:۶۷,۲۷:۲۶,۳۰ و مرقس۱۴:۶۵,۱۵:۱۵,۱۹ و یوحنا ۱۹:۱ و لوقا۲۲:۶۳-۶۵
بوسیله مردمش انکار شد اشعیا ۵۲:۱۳,۵۳:۱۲ متی ۸:۷,۲۷:۱-۲,۱۲-۱۴,۳۸
پیشگوئی مرجع در کتاب عهد قدیم وقوع در کتاب عهد جدید
بسیار رنج برد اشعیا ۵۳:۴-۵ مرقس ۱۵:۳-۴,۲۷-۲۸ و لوقا ۲۳:۱-۲۵,۳۲-۳۴
زمانیکه متهم شد، سکوت کرد اشعیا ۵۳:۷ یوحنا ۱:۲۹,۱۱:۴۹-۵۲
مصلوب شد اشعیا ۵۳:۱۲ یوحنا ۱۲:۳۷-۳۸ و اعمال رسولان۸:۲۸-۳۵
با افتخار دفن شد اشعیا ۵۳:۹ اعمال رسولان ۱۰:۴۳,۱۳:۳۸-۳۹ و اول قرنتیان ۱۵:۳ و افسسیان ۱:۷ و اول پطرس ۲:۲۱-۲۵ و اول یوحنا۱:۷,۹
قوم های بیگانه مطیع خواهند شد اشعیا ۵۵:۴-۵ یوحنا ۱۸:۳۷ و رومیان ۹:۲۵-۲۶ و مکاشفه ۱:۵
خارج شدن از صهیون اشعیا ۵۹:۱۶-۲۰ رومیان ۱۱:۲۶-۲۷
ملتها داخل نور قدم می گذارند اشعیا ۶۰:۱-۳ لوقا ۲:۳۲
مژده آزادی به اسیران اشعیا ۶۱:۱-۳ لوقا ۴:۱۷-۱۸ و اعمال رسولان ۱۰:۳۸
با نام جدید خوانده شد اشعیا ۶۲:۱-۳ لوقا ۲:۳۲ و مکاشفه ۳:۱۲
پادشاهی سوار بر کره الاغ اشعیا ۶۲:۱۱ متی ۲۱:۵
لباس در خون فرورفته اشعیا ۶۳:۱-۳ مکاشفه ۱۹:۱۳
آزار و اذیت با آزار و اذیت اشعیا ۶۳:۸-۹ متی ۲۵:۳۴-۴۰
انتخاب باید موروثی باشد اشعیا ۶۵:۹ رومیان ۱۱:۵,۷ و عبرانیان ۷:۱۴ و مکاشفه ۵:۵
بهشت و زمین جدید اشعیا ۶۵:۱۷-۲۵ دوم پطرس ۳:۱۳ و مکاشفه ۲۱:۱
خداوند درستکار ما ارمیا ۲۳:۵-۶ یوحنا ۲:۱۹-۲۱ و رومیان ۱:۳-۴ و افسسیان ۲:۲۰-۲۱ و اول پطرس ۲:۵
پیشگوئی مرجع در کتاب عهد قدیم وقوع در کتاب عهد جدید
یک پادشاه زاده شد ارمیا ۳۰:۹ یوحنا ۱۸:۳۷ و مکاشفه ۱:۵
قتل عام نوزادان ارمیا ۳۱:۱۵ متی ۲:۱۷-۱۸
روح مقدس را دریافت کرد ارمیا ۳۱:۲۲ متی ۱:۲۰ و لوقا ۱:۳۵
یک قرارداد جدید ارمیا ۳۱:۳۱-۳۴ متی ۲۶:۲۷-۲۹ و مرقس ۱۴:۲۲-۲۴ و لوقا ۲۲:۱۵-۲۰ و اول قرنتیان ۱۱:۲۵ و عبرانیان ۸:۸-۱۲,۱۰:۱۵-۱۷,۱۲:۲۴,۱۳:۲۰
یک خانه معنوی ارمیا ۳۳:۱۵-۱۷ یوحنا ۲:۱۹-۲۱ و افسسیان ۲:۲۰-۲۱ و اول پطرس ۲:۵
درختی که خدا انرا کاشت حزقیال ۱۷:۲۲-۲۴ متی ۱۳:۳۱-۳۲
تنهائی ستایش شده حزقیال ۲۱:۲۶-۲۷ لوقا ۱:۵۲
چوپان خوب حزقیال ۳۴:۲۳-۲۴ یوحنا ۱۰:۱۱
سنگ بدون دست بریده شد دانیال ۲:۳۴-۳۵ اعمال رسولان ۴:۱۰-۱۲
پادشاهی پیروزمندانه دانیال ۲:۴۴-۴۵ لوقا ۱:۳۳ و اول قرنتیان ۱۵:۲۴ و مکاشفه ۱۱:۱۵
تسلط داشتن کامل دانیال ۷:۱۳-۱۴ متی ۲۴:۳۰,۲۵:۳۱,۲۶:۶۴ و مرقس۱۴:۶۱-۶۲ واعمال رسولان ۱:۹-۱۱
پادشاهی برای سلطنتهای دنیا دانیال ۷:۲۷ لوقا ۱:۳۳ و اول قرنتیان ۱۵:۲۴ و مکاشفه ۱۱:۱۵
زمان تولدش دانیال ۹:۲۴-۲۷ متی ۲۴:۱۵-۲۱ و لوقا ۳:۱
جمع شدن دوباره اسرائیل هوشع ۳:۵ یوحنا ۱۸:۳۷ و رومیان ۱۱:۲۵-۲۷
پرواز به مصر هوشع ۱۱:۱ متی ۲:۱۵
پیشگوئی مرجع در کتاب عهد قدیم وقوع در کتاب عهد جدید
قول معنوی یوئیل ۲:۲۸-۳۲ اعمال رسولان ۲:۱۷-۲۱ و رومیان ۱۰:۱۳
تاریکی خورشید عاموس ۸:۹ متی ۲۴:۲۹ و اعمال رسولان ۲:۲۰ و مکاشفه ۶:۱۲
احیای اسرائیل عاموس ۹:۱۱-۱۲ اعمال رسولان ۱۵:۱۶-۱۸
جمع شدن دوباره اسرائیل میکاه ۲:۱۲-۱۳ یوحنا ۱۰:۱۴,۲۶
پادشاهی پایه گذاری شده میکاه ۴:۱-۸ لوقا ۱:۳۳
در بیت لحم متولد شد میکاه ۵:۱-۵ متی ۲:۱ و لوقا ۲:۴ و ۱۰:۱۱
زمین با علم بر شکوه خدا پر شد عبرانیان ۲:۱۴ رومیان ۱۱:۲۶ و مکاشفه ۲۱:۲۳-۲۶
بره بر تخت سلطنت ذکریا ۲:۱۰-۱۳ مکاشفه ۵:۱۳,۶:۹,۲۱:۲۴,۲۲:۱-۵
یک دوران کشیشی مقدس ذکریا ۳:۸ یوحنا ۲:۱۹-۲۱ و افسسیان ۲:۲۰-۲۱ و اول پطرس ۲:۵
ورود پیروزمندانه ذکریا ۶:۱۲-۱۳ متی ۲۱:۴-۵ و مرقس ۱۱:۹-۱۰ و لوقا ۲۰:۳۸ و یوحنا ۱۲:۱۳
بخاطر سی تکه نقره فروخته شد ذکریا ۹:۹-۱۰ متی ۲۶:۱۴-۱۵
پول در مقابل ارزش او ذکریا ۱۱:۱۲-۱۳ متی ۲۷:۹
سوراخ کردن بدنش ذکریا ۱۲:۱۰ یوحنا ۱۹:۳۴,۳۷
زدن چوپان و پراکنده شدن گوسفندان ذکریا ۱۳:۱,۶-۷ متی ۲۶:۳۱ و یوحنا ۱۶:۳۲
باز کننده راه ملاکی ۳:۱ متی ۱۱:۱۰ و مرقس ۱:۲ و لوقا ۷:۲۷
پیشگوئی مرجع در کتاب عهد قدیم وقوع در کتاب عهد جدید
گناهان ما پاک شد ملاکی ۳:۳ عبرانیان ۱:۳
نور جهان ملاکی ۴:۲-۳ لوقا ۱:۷۸ و یوحنا ۱:۹,۱۲:۴۶ و دوم پطرس ۱:۱۹و مکاشفه ۲:۲۸,۱۹:۱۱-۱۶,۲۲:۱۶
آمدن ایلیای نبی ملاکی ۴:۵-۶ متی ۱۱:۱۴و ۱۷:۱۰-۱۲

عیسی مسیح کیست؟

۱

عیسی مسیح کیست؟ آنانی که به وجود خدا شک دارند بیشتر از افرادی هستند که وجود و ماهیت عیسی مسیح را زیر سؤال می نهند. این یک حقیقت پذیرفته شدۀ عمومی است که عیسی مسیح مردی بود که ۲۰۰۰ سال پیش در سرزمین اسرائیل زندگی می کرد. بحث واقعی زمانی آغاز می شود که صحبت از هویت مسیح به پیش آید. تقریباً در همۀ مذاهب اصلی دنیا عیسی مسیح به عنوان یک نبی، یک معلم خوب، و یا یک شخص با خصائل خداگونه مُعرّفی شده است. مشکل اینجاست که کتابمقدس تعلیم می دهد که عیسی مسیح شخصیتی والاتر از همۀ اینها می باشد.

سی. اس. لوئیس، نویسندۀ برجستۀ مسیحی، در کتاب خود به نام «مسیحیت مطلق» می نویسد: «تلاش من آن است که به مردم یاد دهم از بکارگیری الفاظ و عبارات احمقانه در مورد عیسی مسیح اجتناب کنند. هرگز نباید بگوئیم «من حاضرم عیسی مسیح را به عنوان یک معلم اخلاق برجسته بپذیرم ولی ادعایش را مبنی بر اینکه او خداست ردّ می کنم.» اگر عیسی مسیح چیزی بیش از یک انسان صِرف نبود؛ و در عین حال، چنین تعلیم والائی از زبانش جاری شد، از نقطه نظر اخلاقی لیاقت نمی داشت حتی یک معلم خوب خوانده شود. تحت این شرایط او یا می بایستی یک دیوانۀ جنونی باشد و یا شیطان مُجسّم. شما باید تصمیم خود را بگیرید. این انسان حقیقی یا باید پسر خدا باشد (چنانکه هست) و یا اینکه آدمی دیوانه (و شاید بدتر). شما می توانید به پیغام او بی توجه باشید، بر صورت او آب دهان انداخته، او را بخاطر پلید بودنش به قتل رسانید. و یا اینکه به پایهای او افتاده، اقرار کنید که او خدا و خداوند شماست. پس بیائید این ادعای احمقانه را که مسیح فقط یک انسان ساده بوده است کنار بگذاریم و درک کنیم که تعلیم کتابمقدس در مورد شخصیت و ماهیت عیسی مسیح این است که او خداست و نه چیزی کمتر.»

بنابراین، عیسی مسیح چه ادعائی در مورد خود داشت؟ تعلیم کتابمقدس در بارۀ شخصیت او چیست؟ ابتدا بهتر است به کلمات خود عیسی مسیح در انجیل یوحنا ۳۰:۱۰ توجه کنیم: «من و پدر یک هستیم.» در اولین نگاه بنظر نمی رسد که در این آیه عیسی مسیح ادعا کرده باشد که او خداست. ولی عکس العمل یهودیان نسبت به کلام او ثابت می کند که او چنین ادعائی نموده بود. «یهودیان در جواب گفتند، «بسبب عمل نیک تو را سنگسار نمی کنیم بلکه بسبب کفر زیرا تو انسان هستی و خود را خدا می خوانی.» (یوحنا ۳۳:۱۰) یهودیان به خوبی فهمیده بودند که وقتی عیسی مسیح مدعی شد که او و پدر یک هستند، او در واقع ادعای الوهیت می کرد. جالب است که در آیات بعدی هیچگاه عیسی مسیح به آنان نگفت «من خدا نیستم!» پس برداشت یهودیان اشتباه نبوده است. با گفتن «من و پدر یک هستیم» عیسی مسیح ادعا کرد که خداست. این ادعا در یوحنا ۵۸:۸ نیز دیده می شود: «عیسی بدیشان گفت: «آمین آمین بشما می گویم که پیش از آنکه ابراهیم پیدا شود من هستم.» و یهودیان مجدداً قصد سنگسار کردن او کردند. (یوحنا ۵۹:۸) «من هستم،» عبارتی که عیسی مسیح در مورد خود بکار گرفت، یکی از نام های خدا در عهد عتیق است (خروج ۱۴:۳). تنها دلیل یهودیان برای سنگسار کردن عیسی این بود که آنان او را بخاطر ادعای الوهیت کافر می شمردند.

یوحنا ۱:۱ می گوید: «… و کلمه خدا بود…» و در یوحنا ۱۴:۱ می خوانیم: «و کلمه جسم گردید….» این آیات به وضوح تعلیم می دهند که عیسی خدا در جسم است. توما، یکی از شاگردان مسیح، اینچنین اعتراف کرد: «… ای خداوند من، و ای خدای من» (یوحنا ۲۸:۲۰). و مجدداً عیسی را می بینیم که سعی نکرد کلام او را اصلاح کند. پولس رسول در رسالۀ خود به تیطس ۱۳:۲ عیسی مسیح را اینچنین معرفی می کند: «… خدا و نجات دهندۀ خود، عیسی مسیح….» پطرس رسول نیز همین حقیقت را اقرار می کند: «… خدای ما و عسی مسیح نجات دهنده …» (دوم پطرس ۱:۱) خدای پدر نیز بر الوهیت کامل عیسی مسیح شهادت می دهد: «… ای خدا تخت تو تا ابدالآباد و عصای ملکوت تو عصای راستی است.» پیشگوئی های عهد عتیق بر خدا بودن عیسی مسیح شهادت می دهند: «زیرا که برای ما ولدی زائیده و پسری به ما بخشیده شد، و سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب، مُشیر، خدای قدیر، و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد.»

بر طبق بحث منطقی سی. اس. لوئیس ما نمی توانیم به عیسی مسیح فقط به عنوان یک معلم خوب ایمان داشته باشیم. عیسی مسیح بطور واضح و غیر قابل انکار ادعا کرد که خداست. اگر او خدا نباشد، پس یک دروغگوست؛ و واضح است که یک انسان دروغگو نمی تواند یک نبی، یک معلم خوب، و یا شخصی با خصائل خداگونه باشد. به منظور رد نمودن الوهیت عیسی مسیح، بسیاری ازدانشمندان معاصرتلاش کرده اند ثابت کنند که ادعاهای ثبت شدۀ عیسی مسیح در اناجیل کلام واقعی او نمی باشند. آیا استحقاق آن را داریم که مطالب مرقوم در کتابمقدس را زیر سؤال نهیم؟! آیا می توانیم قسمتی از کلام را بپذیریم و قسمتی دیگر را نقض کنیم؟! حاشا. و چگونه ممکن است یک محقق ۲۰۰۰ سال پس از مسیح بدنیا آید و مدعی باشد کلام و ماهیت عیسی مسیح را بهتر و عمیق تر از کسانی می شناسد که با او زیستند، او را خدمت نمودند، و تحت تعلیم او قرار گرفتند؟!! (یوحنا ۲۶:۱۴)

چرا بحث در مورد الوهیت عیسی مسیح اینقدر مهم است؟ چه فرقی میکند که مسیح خدا باشد و یا نباشد؟ مُهم تربن دلیل خدا بودن عیسی این است که اگر او خدا نباشد، مرگ او به عنوان یک انسان مَحض نمی تواند برای پرداخت جریمۀ گناهان همۀ جهان بسنده و کافی باشد (اول یوحنا ۲:۲). تنها خدا قادر بود اینچنین جریمۀ سنگینی را پرداخت نماید. عیسی مسیح باید خدا باشد تا بتواند دِین سنگین گناه ما را اَدا کند، و در ضمن باید انسان باشد تا بتواند بمیرد. نجات فقط از طریق ایمان به عیسی مسیح مُیَسّر است. الوهیت عیسی مسیح دلیلی است بر اینکه چرا او تنها طریق نجات است. چون او حقیقتاً خداست ادعا نمود: «من راه و راستی و حیات هستم. هیچکس جز بوسیلۀ من نزدپدر نمی آید.» (یوحنا ۶:۱۴)

عید پاک، مهم ترین روز در میان مسیحیان است

عید پاک (به زبان انگلیسی: Easter)، مهم ترین روز در مسیحیت محسوب می‌ شود که دارای تاریخ متغیر در تقویم کلیساهای مسیحی است. این روز به‌ عنوان عید رستاخیز عیسی مسیح  بوده که بر اساس روایات مسیحی سه روز پس از تصلیب وی، در سال های ٢٧ تا ٣٣ بعد از میلاد، صورت گرفته است و یکی از روزهای تعطیل در تقویم مسیحی است که یکشنبه‌ ای در ماه مارس یا آوریل است.
مسیحیان معتقد به کتاب ‌مقدس، رستاخیز مسیح را آغازگر خلقت تازه می‌دانند زیرا خدا در پی آن است که همه ی آفرینش خود را از نو احیا کند و از مؤمنان به خود نیز دعوت کرده تا در این پروژه ی نوسازی با او همکاری کنند.
روز عید پاک به پایان دوره ی پنجاه روز کلیسای که به عید پنجاهه ختم می‌شود اطلاق می‌شود. این روز را از طرفی یکشنبه ی رستاخیز نیز تعبیر کرده ‌اند. کلیساهای مسیحی در چنین روزی مراسم مختلفی را برگزار می‌ کنند که این مراسم در کلیساهای غربی و شرقی با یکدیگر تفاوت دارد.
واژه‌ شناسی و ریشه ی تاریخی
عید پاک در پایان هفته ی مقدسی است که عیسی وارد اورشلیم می‌شود و توسط سربازان رومی دستگیر و پس از تحمل مصائب و سختی‌ ها بر فراز تپه جلجتا در اورشلیم مصلوب می‌شود. اما ایمان مسیحیان مبتنی بر مرگ و قیام مسیح است. آن ‌ها بر این باور هستند که تمام ادعاهای مسیح به ‌وسیله ی قیامش تأیید می‌ شود. رستاخیر مسیح ثابت می‌ کند که تمام گفته‌ های او درست بوده و او واقعاً مسیح است‌. «با زنده شدنش پس از مرگ با قدرتی عظیم ثابت نمود که از لحاظ قدوسیت خدایی‌، او پسر خداست.»
از سویی دیگر، برخی از برجسته ‌ترین صاحب ‌نظران و الاهیدانان، تحت تأثیر جهان‌بینیِ عقل‌گرایانه ی خود، یا منکر رخداد رستاخیز شده ‌اند و یا با تلقی آن به ‌عنوان نمادی اسطوره ‌ای، کوشیده ‌اند تا این «رستاخیز» را در قالب تازه ‌ای تفسیر کنند و معانی الاهیاتی جدیدی را، با در نظر گرفتن ملزومات دنیای نو، بر آن حَمل کنند. این گروه از متفکران با اینکه ممکن است در مواردی با یکدیگر اختلاف ‌نظر داشته باشند، اما همگی در این نکته هم ‌صدا هستند که رستاخیز به معنای «واقعی و عینی و بدنی» رخ نداده است.
به هر حال، روز رستاخیز عیسی مسیح از مردگان یکی از مهمترین اعیاد مسیحیان است. روز یکشنبه برای اولین بار از سوی شورای نیقیه در سال ۳۲۵ میلادی رسما به‌ عنوان روز قیام مسیح معرفی شد و بدین ترتیب مسیحیان روز یکشنبه را جایگزین روز شنبه یا «شبات» کردند که مطابق شریعت یهود، روز استراحت مذهبی یهودیان بود.
قیام مسیح از مردگان همه ساله در اواخر ماه مارس یا اوایل آوریل، در آغاز بهار جشن ‌گرفته می ‌شود. بد نیست دیده شود در پسِ عنوان و تاریخ این عید که در بین فارسی ‌زبانان به «عید پاک» و در دنیای انگلیسی ‌زبان به «ایستر» معروف است، چه سنتی نهفته است.
عنوان «پاک» برخلاف آنچه برخی تصور می‌کنند، ربطی به «پاکی» و «تمییزی» ندارد، بلکه ترجمه ی فرانسوی عید قیام است. واژه فرانسوی «پاک» نیز خود از واژه ی لاتین «پاسخا» (Paskha) مشتق شده است که ریشه ‌اش همان واژه عبری «پسَح»، مهمترین عید یهودیان است. علت این است که مصلوب شدن عیسی مسیح در هفته‌ ای اتفاق افتاد که یهودیان بره پسح یا فصح را به‌ یادبود خروج قوم یهود از اسارت مصر قربانی می‌ کردند. درست همانطور که در شب واقعه ی پسح، خون بره که بر سر در منازل قوم خدا پاشیده شده بود سبب رهایی آنان گردید، در واقعه صلیب و قیام مسیح نیز خون بره خدا سبب رهایی و رستگاری قوم جدید خدا ‌شد.
و اما در این مورد که واژه انگلیسیِ Easter از کجا آمده است دو نظر وجود دارد. برخی از محققین آن را برگرفته از لغت Easter می‌دانند که نام الهه ی نور یا بهار در میان اقوام آنگلوساکسون بود. آنگلوساکسون‌ها این الهه را مظهرِ نور در حال تزاید می ‌دانستند که نوید دهنده ی رسیدن بهار و آغاز سال بود. به همین دلیل امروزه در آلمان جشنی سنتی به‌نام Ester وجود دارد که در آن مردم تخم‌ مرغ ‌های قرمز رنگ به نشانه ی تولد دوباره به یکدیگر می ‌دهند.
برخی دیگر معتقدند که عنوان Easter از لغت Eostarun در زبان قدیمی آلمان به معنی «فجر» یا «سپیده‌ دم» آمده است. شبیه همین لغت در زبان آلمان قدیم به معنی «سفید» نیز هست. جالب است که عید قیام از دیرباز روزی «سفید» دانسته می ‌شد چون مسیحیانی که در این روز برای اولین بار غسل تعمید می ‌گرفتند، به مناسبت جشن قیام مسیح جامه‌ هایی سفید می‌ پوشیدند.
مسیحیان معتقد به کتاب‌مقدس، رستاخیز مسیح را آغازگر خلقت تازه می‌دانند زیرا خدا در پی آن است که همه ی آفرینش خود را از نو احیا کند و از مؤمنان به خود نیز دعوت کرده تا در این پروژه ی نوسازی با او همکاری کنند.
شام آخر
شامگاه پنجشنبه عیسی مسیح یاران نزدیک خود (حواریون) را فرا خواند تا با او شام بخورند. در این مهمانی، او به آن ها نان و شراب عرضه کرد، سپس برای آن ها سخنرانی کرد و خبر داد که به زودی دستگیر خواهد شد.
پس از پایان شام، بر اساس روایات یکی از حواریون، به نام یهودا اسخریوطی، مخفیانه به نزد حاکمان رومی رفت و در ازای پولی ناچیز مخفیگاه مسیح را به آن ها لو داد و زمینه ی دستگیری او را فراهم کرد. در پایان شب، وقتی حواریون به بستر خواب رفتند، مسیح به تنهایی به بالای کوه زیتون رفت و به مناجات پرداخت و دانست که عقوبتی سخت در انتظار اوست. سحرگاه جمعه (آدینه نیک) سربازان رومی مسیح را در موضعی به نام «باغ جتسمانی» دستگیر کردند و به مقر فرماندهی بردند. حاکمان رومی اورشلیم، به تحریک «رؤسای کهنه و مشایخ قوم»، مسیح را پس از شکنجه و آزار فراوان، واداشتند که صلیبی سنگین را بر روی دوش تا بالای تپه جلجتا حمل کند.
«جمعه نیک» روز سوگواری است. پیروان کلیسا در این روز معمولا از خوردن گوشت پرهیز می‌ کنند. در این روز هم سبزی‌ خواری و هم سبزه ‌کاری توصیه شده است. روز شنبه را، که روز خاکسپاری مسیح است، اهل کلیسا به عبادت و تأمل و خویشتن ‌داری برگزار می ‌کنند.
مطابق روایت، در سومین روز پس از تصلیب، یاران و نزدیکان مسیح سپیده دم به مدفن او رفتند تا جسد را تدهین کنند، اما عیسی را نیافتند و دانستند که به سوی «پدر خداوند» رفته است.
مسیحیان امروز در «شنبه مقدس» معمولاً به خانه ‌تکانی و خرید و آشپزی و تدارک بساط روز عید پاک مشغول هستند.
روزهای یکشنبه و دوشنبه در همه خانه ‌ها جشن برگزار می ‌شود، که با شادمانی و بزم همراه است. غذای اصلی در این روز معمولا از گوشت بره است.
عید پاک در مسیحیت غربی
جشن عید پاک به شیوه‌ های مختلفی در میان مسیحیان غربی برگزار می‌ شود. مراسم سنتی و عبادی عید پاک در میان کاتولیک‌ها، لوتری‌ها و انگلیکن‌ ها از شنبه مقدس با مراسم شامگاهی عید پاک آغاز شده که به عنوان مهمترین عبادت سال محسوب می‌شود. این مراسم در تاریکی مطلق که در آن تنها یک شمع به نماد بلند شدن مسیح (ع) از دنیای مردگان روشن می ‌شود و دعای ویژه ی عید پاک منسوب به «سنت آمروس» از میلان قرائت می‌ شود.
پیش از این مراسم بخش‌ هایی از عهد قدیم قرائت می ‌شود که عمدتا داستان آفرینش، قربانی اسحاق، گذشتن از دریای سرخ و پیش بینی ظهور مسیحی از عهد قدیم کتاب مقدس انتخاب می ‌شود. این بخش از مراسم روز عید پاک با سرود روحانی حمد خداوند و قرائت هایی از رستاخیر در انجیل به نقطه ی اوج خود می ‌رسد. موعظه ی پس از قرائت انجیل نیز از برنامه ‌های این روز محسوب می ‌شود. در قدیم، عید پاک به عنوان مناسب ترین زمان برای تعمید محسوب می ‌شد که اکنون این سنت تنها در کلیسای کاتولیک رم صورت می‌ گیرد. مراسم شامگاهی عید پاک با برگزاری عشای ربانی یا قربانی مقدس خاتمه می ‌یابد.
مراسم دیگر عید پاک در روز یکشنبه برگزار می ‌شود. برخی از کلیساها ترجیح می‌ دهند این مراسم شبانگاهی را در ساعات اولیه ی صبح یکشنبه برگزار کنند، البته تا شنبه شب، برخی از کلیساها نیز پیش از روشن کردن شمع به قرائت عهد قدیم می‌ پردازند.
در کشور فیلیپین که اکثریت جمعیت آن را مسیحیت کاتولیک تشکیل داده ‌اند، صبح روز عید پاک با جشن بسیار شادی همراه است که طی آن مجسمه‌ های بزرگی از عیسی مسیح (ع) و حضرت مریم (ع) را در کنار یکدیگر گذاشته و علت آن را اولین دیدار مسیح با مادر خود پس از رستاخیز عنوان می‌کنند.
عید پاک در مسیحیت شرقی
عید پاک مهمترین و بنیادی ترین عید ارتدکس شرقی محسوب می ‌شود و دیگر مراسم دینی چون کریسمس در تقویم ارتدکس شرقی از درجه ی دوم اهمیت برخوردار است. این امر بیشتر در فرهنگ کشورهایی به چشم می‌خورد که به صورت سنتی اکثریت جمعیت آنها را ارتدکسها تشکیل داده ‌اند. برخی از تحلیلگران مسیحیت سنت ‌های کلیساهای شرقی را اصلی و غنی توصیف می ‌کنند و از سوی دیگر سنت هایی را که زمان عید کریسمس اجرا می ‌شود را اصولا منسوب به کشورهای غربی چون آلمان یا ایالات متحده آمریکا می ‌دانند.
البته این امر بدان معنا نیست که کریسمس و دیگر مراسم عبادی در تقویم دینی مسیحیت نادیده انگاشته می ‌شود، بلکه این رویدادها نیز در جای خود از اهمیت بسیاری برخوردار است، نقطه ی اوج مراسم دینی مسیحیت روز رستاخیر مسیح محسوب می ‌شود. عید پاک تحقق هدف رسالت مسیح (ع) بر زمین است و این امر در سرودهای روحانی که در این روز خوانده می ‌شود نیز مورد تأکید قرار می ‌گیرد.
علاوه بر روزه گرفتن، صدقه دادن و دعا کردن، مسیحیان ارتدکس باید از تمام فعالیت های اضافه پرهیز کنند. بر اساس سنت های ارتدکس، در عصر روز شنبه ی مقدس پس از ساعت ۱۱ شب مراسم آغاز می‌ شود و تمام چراغ ها و روشنایی های ساختمان کلیسا خاموش می‌ شود و تنها یک شعله ی کوچک در محراب روشن می ‌شود و یا این که در ابتدا کشیش شمع خود را روشن کرده و پس از آن شمع های دیکون ‌ها را روشن می ‌کند و آن ها نیز شمع‌ های شرکت کنندگان در کلیسا را روشن خواهند کرد. درست زمان نیمه شب مراسم دعای ویژه ی نماز صبح برگزار می‌ شود. سهیم شدن در غذای خود با دیگران نیز از رسوم این ایام محسوب می‌شود.
روز پس از شنبه مقدس که روز عید پاک محسوب می ‌شود هیچ مراسم عبادی برگزار نمی ‌شود؛ چرا که مراسم آن روز در ساعات اولیه بامدادی به اتمام رسیده است، اما عصر عید پاک مراسم دعای عصرگاهی و سهیم کردن دیگران در یک وعده ی غذایی برگزار می‌ شود. در این مراسم که در طول چند قرن اخیر به یک رسم تبدیل شده کشیش و دیگر حاضران در کلیسا یک بخش از انجیل یوحنا را به هر زبانی که می ‌توانند قرائت می‌ کنند.
هفته ‌ای که پس از یکشنبه ی عید پاک می ‌آید به هفته ی روشن شهرت دارد که روزه گرفتن ممنوع اعلام شده است و مسیحیان زمان دیدار با یکدیگر می ‌گویند مسیح برخاسته است و در پاسخ می ‌شنوند که به راستی که او برخاسته است.
عید پاک و باورهای آیین مسیحیت
از روز چهارشنبه ‌ی هفته‌ ی عید پاک تا روزی که مسیح را به صلیب می ‌کشند، نکاتی هست که باید از سوی معتقدان این دین رعایت شود و گرنه ممکن است انسان، گرفتار بلا یا مصیبتی گردد. از جمله‌ ی آن‌ ها می ‌توان به این موردها اشاره کرد:
در همه جا باید سکوت حاکم باشد و حتی زنگ هیچ کلیسایی نیز به صدا در نیاید.
تمام وسایلی که دارای چرخ هستند و یا گرد و مدوّرند، نباید مورد استفاده قرار گیرند؛ مانند چرخ نخ ریسی، آسیاب دستی، راندن گاری و وسایل چرخدار. آهنگری و هیزم‌شکنی و نظایر آن نیز ممنوع است.
چنین باوری ریشه در این مسئله داشت که در این روزها جادوگران به طرف محلی به نام «بلاکولا» (تپه ‌ی آبی رنگ)، در پروازند تا جشن بزرگ خود را بر پا دارند و تا صبح روز عید پاک به خانه بر ‌نمی ‌گردند. در این زمان، تأثیر جادو و جنبل بر انسان از هر وقت دیگر بیشتر است. به همین مناسبت در آن شب، آتش فراوان روشن می‌ کردند و ترقه ‌می ‌زدند تا به این وسیله آن ها را بترسانند.
مردم هرگز نباید جارو و یا هر چه را که دسته ‌ی بلند داشته باشد بیرون از خانه بگذارند. زیرا که جادوگران آن را بر می‌دارند و بر آن پرواز می‌ کنند.
خرگوش و تخم مرغ های رنگی عید پاک
خرگوش عید پاک که به خرگوش بهار شهرت داد در بخش هایی از ایالات متحده به عنوان خرگوش اساطیری که در روز عید پاک به کودکان هدیه می‌ دهند شناخته شده است و ریشه ی آن به فرهنگ های اروپای غربی باز می ‌گردد.
فرهنگ ارائه ی تخم مرغ توسط یک خرگوش از سوی پروتستان های آلمان به وجود آمده که می‌ خواستند از سنت خوردن تخم مرغ رنگی کاتولیک ها در روز عید پاک پرهیز کنند و از سویی هم نمی‌ خواستند فرزندان خود را با سنت های روزه داری کاتولیک آشنا کنند؛ چرا که در مذهب کاتولیک مسیحیت، خوردن تخم مرغ در ایام روزه ممنوع بود و به همین دلیل تخم مرغ در روز عید پاک فراوان بود.
از این رو، ایده ی خرگوشی که تخم مرغ به کودکان هدیه می‌دهد توسط مهاجران آلمانی به ایالات متحده راه یافت. هم اکنون در برخی از ایالت های آمریکا، بزرگسالان تخم مرغ رنگی ‌ها را پنهان می‌کنند تا کودکان آن ها را پیدا کنند و در برخی دیگر از ایالت ها تخم مرغ های عید پاک را هدیه ی خرگوش می ‌دانند.
تخم مرغ رنگ شده و خرگوش از نمادهای عید پاک هستند. در باور مردم، خرگوش ‌ها در این روز وارد لانه ی مرغ ‌ها شــده و تخم‌مـرغ‌ های آن هـا را می ‌دزدنـد. بنابراین مـردم تلاش می‌کننـد با رنگ ‌آمیـزی تخم مـرغ ‌ها آنهـا را از دیـد خرگـوش‌ ها پنهـان کننـد.