چشیدن طعم عشق و رابطه عاشقانه واقعی در گرو شناخت اوست!!!

چشیدن طعم عشق و رابطه عاشقانه واقعی در گرو شناخت اوست!!!
چشیدن طعم عشق و رابطه عاشقانه واقعی در گرو شناخت اوست!!!

دوستان گرامی ، عیسی مسیح ( تجلی و تجسم روح خدا در جسم ) اسامی و لقب‌های بسیاری دارد. نام «عیسی» یعنی «کسی که نجات می‌دهد». ما معمولا لقب «مسیح» را به نام او اضافه می‌کنیم. واژه «مسیح» از واژۀ عبری «ماشَیخ» گرفته شده شده است «مسیح» یا «ماشیخ» به معنی «مسح شده» یا «کسی که خدا او را برای خدمت مسح کرده» می‌باشد.

زمانی که عیسی چشم به جهان گشود، یهودیان چند صد سال بود که در انتظار آن شخص «مسح شده» بودند. اشعیای نبی در مورد ماشیخ موعود نوشته بود که او کسی است که گناهان و غمهای انسانها را بر خود می‌گیرد (اشعیا ۵۳: ۱-۱۲)؛ او نوشته بود که مسیح حتی خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد (اشعیا ۹: ۶). با وجود این، یهودیان در انتظار پادشاهی بودند که ایشان را در راه پیروزی سیاسی بر امپراطوری روم رهبری نماید. آنان اعتقاد نداشتند که ماشیخ موعود، پسر خدا خواهد بود که باید همانند یک انسان بر زمین بیاید و اینکه بر صلیب بمیرد.  اصطلاحات «پسر خدا» و «پسر انسان» اصطلاحات دیگری هستند که در مورد عیسی به کار گرفته شده اند (به مرقس ۲: ۱۰، یوحنا ۱: ۱۴، ۱۸، ۳۴ و ۵: ۲۵-۲۷ و تفسیر آنها مراجعه کنید). واژه «پسر خدا» معمولا بر الوهیت عیسی تاکید دارد و واژه «پسر انسان» معمولا بر نقش او به عنوان مسیح. در عهد عتیق، مسیح «پسر انسان» نامیده شده است. (دانیال ۷: ۱۳-۱۴). اگر چه این مسیح یا «پسر انسان» از آسمان نازل می‌شد و پرستشی را که شایسته خدا بود، برای خویشتن می‌پذیرفت، اما عیسی در طول زندگی بشری خود، هر گاه که واژه «پسر انسان» را به کار می‌گیرد، بر انسانیت خود تاکید دارد (متی ۸: ۲۰؛ ۱۱: ۱۹؛ ۱۷: ۲۲-۲۳). این واژه‌ها در متی ۲۶: ۶۳-۶۵، به شکل مترادف و هم معنی به کار رفته اند. 
ما باید در مورد عیسی مسیح دو موضوع را مدنظر داشته باشیم: نخست آن که وی کاملا انسان؛ دوم آن که او کاملا خدا نیز هست. او هم انسان است و هم خدا (رومیان ۱: ۳-۴).

عیسی خدا است 

۱

عیسی از خصوصیاتی الهی برخوردار است. او موجودی ازلی است که همواره خدا بوده است (یوحنا ۱: ۱-۲، ۱۷: ۱-۵). عیسی در آفرینش جهان نقش داشته است (یوحنا ۱: ۳، کولسیان ۱: ۱۶-۱۷، عبرانیان ۱: ۲). خدا در عیسی بوده و عیسی در خدا (یوحنا ۱: ۱۰، ۱۷: ۲۱، ۲۳). عیسی پسر یگانه یا نخست زاده خدا خوانده شده است (یوحنا ۳: ۱۶-۱۸، کولسیان ۱: ۱۵، ۱۸، عبرانیان ۱: ۶). کتاب مقدس به شکل مشخص خاطر نشان می‌سازد که عیسی پدر را به ما نشان داده است (یوحنا ۱: ۱۸، ۱۴: ۹) و نیز این که او صورت خدای نادیده (کولسیان ۱: ۱۵) و خاتم جوهر خدا است (عبرانیان ۱: ۳). کتاب مقدس همچنین خاطر نشان می‌سازد که عیسی با خدا یکی است (یوحنا ۱۰: ۳۰، ۱۷: ۱۱، ۲۲) و با او برابر است (فیلیپیان ۲: ۶). در واقع، کتاب مقدس صریحا اعلان می‌کند که عیسی خدا است (یوحنا ۱:، رومیان ۹: ۵، عبرانیان ۱: ۸). عیسی فقط از بخشی از الوهیت برخوردار نیست، بلکه پُری الوهیت در او ساکن است (کولسیان ۱: ۱۹، ۲: ۹). او کاملا خدا است. 

عیسی انسان است

چشیدن طعم عشق و رابطه عاشقانه واقعی در گرو شناخت اوست!!!
چشیدن طعم عشق و رابطه عاشقانه واقعی در گرو شناخت اوست!!!
چشیدن طعم عشق و رابطه عاشقانه واقعی در گرو شناخت اوست!!!

اما در عین حال، عیسی کاملا انسان است. اگر چه نطفۀ او توسط روح‌القدس بسته شد. اما او مادری داشت که انسان بود و به عنوان یک کودک قدم بدین جهان گذاشت (متی ۱: ۲۰، لوقا ۱: ۳۴-۳۵). اگر چه عیسی خدا بود، اما به شباهت مردمان شد (فیلیپیان ۲: ۷) انسانها می‌توانستند او را ببینند و لمس کنند (اول یوحنا ۱: ۱-۲)؛ او همانند انسانهای دیگر خسته، تشنه، و گرسنه می‌شد و همچون دیگر انسانها می‌گریست. عیسی آزموده شده در هر چیز به مثال ما است (عبرانیان ۴: ۱۵). همانند ما، عیسی نیز در مواردی که خدا آینده را بر او مکشوف نمی‌ساخت، اطلاعی از آینده نداشت (مرقس ۱۳: ۳۲). اعتقاد به این موضوع که عیسی کاملا انسان شد، اهمیتی حیاتی دارد. یوحنا موضوع را آزمونی می‌داند برای تشخیص کسانی که روح خدا را دارند از آنانی که او را ندارند؛ او می‌گوید که انبیای دروغین و فریبکار، این موضوع را انکار می‌کنند که عیسی در جسم ظاهر شد (اول یوحنا ۴: ۱-۲). 

بدعت‌هایی در مورد عیسی 
کلیسا از همان ابتدای تاریخ خود، با اشخاصی روبرو شد که آموزه‌های نادرستی را در مورد عیسی تعلیم می‌دادند. حتی امروزه نیز اشخاصی هستند که با پیروی از تعالیم نادرست در مورد عیسی، در طریق گمراهی گام بر می‌دارند. این تعالیم نادرست را می‌توان به سه گروه اصلی تقسیم کرد. نخستین گروه از تعالیم نادرست، این دیدگاه را مطرح می‌کنند که عیسی صرفا یک انسان بود و به هیچوجه خدا نبود. کسانی که چنین دیدگاهی دارند، معتقدند که عیسی معلم بزرگ اخلاق بود و خدا نیز او را تایید فرمود، اما خدا بودن عیسی را انکار می‌کنند.

دومین گروه از تعالیم نادرست، در نقطه مقابل تعلیم فوق قرار دارد، یعنی این دیدگاه را مطرح می‌سازد که عیسی خدا بود، اما انسان نبود. برخی از پیروان این گروه می‌گویند که عیسی تنها روح بود و بدنی هماند انسانهای دیگر نداشت. برخی دیگر نیز می‌گویند که روح عیسی، روح یک انسان نبود، بلکه او فقط دارای روح خدا بود که در بدن انسانی ساکن شده بود. اما این دیدگاه نیز نادرست است زیرا عیسی انسانی کامل بود که هم دارای بدنی انسانی و هم دارای روح انسانی بود (عبرانیان ۲: ۱۷-۱۸). 
سومین گروه از تعالیم نادرست، این است که عیسی از الوهیت برخوردار بود، اما این الوهیت در مرتبه‌ای پایینتر از خدای پدر قرار داشت. کسانی که چنین دیدگاهی دارند، بر این عقید ه اند که بدن، ناپاک و گناه آلود است؛ لذا خدای پاک هرگز در بدن انسانی ظاهر نمی‌شود. بنابراین، پیروان این گروه معتقدند که عیسی از نظر الوهیت در مرتبه‌ای پایینتر از خدا قرار داشت، اما خود خدا نبود. این گروه (که نمی‌توان آنها را مسیحیان حقیقی دانست)، به آیاتی اشاره می‌کنند که در آنها عیسی گفته که پدر از وی بزرگتر است (یوحنا ۱۴: ۲۸). درست است که عیسی در این آیات پدر را بزرگتر از خود می‌داند، اما علتش این است که او در دوره زندگی بشری خود، در جسم انسانی بود و برای کاری خاص آمده بود. در آیات دیگر عیسی می‌گوید: «من و پدر یک هستیم» (یوحنا ۱۰: ۳۰)؛ « کسی که مرا دید پدر را دیده است» (یوحنا ۱۴: ۹). یوحنا با صراحت می‌گوید که عیسی در ابتدا نزد خدا بود و او خدا بود (یوحنا ۱: ۱).  بنابراین، همانگونه که در سطور فوق دیدیم، عیسی کاملا خدا و کاملا انسان بود.

عمل عیسی مسیح

چشیدن طعم عشق و رابطه عاشقانه واقعی در گرو شناخت اوست!!!
چشیدن طعم عشق و رابطه عاشقانه واقعی در گرو شناخت اوست!!!

عیسی هم آفریننده جهان است و هم نگاهدارنده آن (کولسیان ۱: ۳، ۱۰، کولسیان ۱: ۱۶-۱۷، عبرانیان ۱: ۲-۳ ). عیسی در آسمان نماند بلکه جلالی را که در آنجا داشت ترک کرد (یوحنا ۱۷: ۱-۵) و انسان شد. برای تجسم عیسی به عنوان انسان دو دلیل مهم وجود دارد.دلیل نخست برای تجسم وی این است که هنگامی که ما به عیسی می‌نگریم، می‌توانیم ببینیم که خدا چگونه است. هیچکس تا کنون خدا را ندیده است (یوحنا ۶: ۴۶)، اما عیسی پدر را به ما نشان داده است (یوحنا ۱۲: ۴۵، ۱۴: ۷-۹). برای مثال ما با نگریستن به عیسی و توجه به آنچه که وی گفت و انجام داد، نه تنها می‌توانیم از این موضوع آگاه شویم که خدای پدر نیکو و پر محبت است و گناهان ما را آمرزیده است، بلکه همچنین در می‌یابیم که او به همه نیازها و مسائل ما توجه دارد. 
دومین دلیل برای تجسم عیسی، مرگ و قیام او برای نجات ماست. کتاب مقدس از عیسی به عنوان کسی سخن می‌گوید که به خاطر ما «فدا» شد، یعنی کسی که جان خود را فدا کرد تا ما را از گناه و لعنت آن رهایی بخشد (به مرقس ۱۰: ۴۵ و غلاطیان ۳: ۱۳ و تفسیر آن مراجعه کنید). عیسی بهای آزادی ما را با نقره یا طلا نپرداخت، بلکه با خون گرانقدر خودش (اول پطرس ۱۴: ۱۸-۱۹). کفاره او ما را از قدرت ظلمت رهانیده، به ملکوت پسر محبت خود منتقل ساخت (کولسیان ۱۳: ۱۴). 
خدای مقدس باید گناه را رد کرده، آن را مجازات کند. اما عیسی با مرگ خود بر صلیب، گناهان ما و مجازات آن را بر خود گرفت. به همین دلیل است که گفته شده که عیسی کفاره ما است، بدین معنی که او خواسته‌های بر حق خدایی مقدس را بر آورده ساخت (رومیان ۳: ۲۵، اول یوحنا ۲: ۲). کفاره مسیح این امکان را به خدا داد تا گناهکاران را بیامرزد و در عین حال مقدس باقی بماند. زیرا وی به جای نادیده گرفتن گناه، آن را مجازات کرد. ما به خاطر گناهانمان از خدا جدا بودیم، اما خدا ما را بواسطه عیسی مسیح (دوم قرنتیان ۵: ۱۸) و خون او (رومیان ۵: ۱، ۹: ۱۱، کولسیان ۱: ۲۰-۲۲) با خود مصالحه داده است. با مرگ مسیح بر صلیب و ریخته شدن خون وی، ما آمرزش گناهان را به دست می‌آوریم، نه بدین معنی که خدا گناهان ما را نادیده می‌گیرد، بلکه اینکه گناهان ما را بر می‌دارد (کولسیان ۲: ۱۳-۱۴، عبرانیان ۱۰: ۱۷) و ما را پاک می‌سازد (عبرانیان ۹: ۱۴، ۲۲، اول یوحنا ۱: ۷-۹) و با مرگ عیسی بر صلیب، او ابلیس را شکست داد و کار او را تباه ساخت (یوحنا ۱۲: ۳۱، عبرانیان ۲: ۱۴-۱۵). بسیاری از مسیحیان بر این عقیده اند که عیسی مرض‌های ما را نیز بر صلیب بر خود گرفت؛ به این ترتیب، برای بدنهای ما شفا و برای روح‌های ما آزادی از ارواح شریر را به ارمغان آورد؛ ( اشعیا ۵۳: ۴-۵، متی ۸: ۱۶-۱۷، مرقس ۱: ۲۷). عیسی با قیام خود امکان قیام بدنی ما را فراهم ساخته و به ما حیات ابدی بخشیده است (یوحنا ۶: ۵۴-۵۸، ۱۱: ۲۵-۲۶، اول قرنتیان ۱۵: ۲۰-۲۲).

تمامی این برکات را عیسی با مرگ خود بر صلیب برای ما فراهم ساخت. اما عیسی کار دیگری نیز دارد که هنوز ادامه دارد. عیسی در روز پنطیکاست، روح‌القدس را فرستاد تا به کلیسا قدرت بخشد (یوحنا ۱۴: ۱۶-۱۷، ۱۵: ۲۶-۲۷، اعمال ۲: ۱-۴)؛ او هنوز هم روح‌القدس خود را می‌فرستد .او وعده داده است که توسط روح‌القدس همواره همراه ما باشد (متی ۱۸: ۲۰، ۲۸: ۲۰، یوحنا ۱۴: ۱۶-۱۸). عیسی در آسمان برای ما شفاعت می‌کند و ما را مدد می‌رساند و برای ما دعا می‌کند (رومیان ۸: ۳۴، اول یوحنا ۲: ۱). عیسی همچنان «سر» کلیسا است (افسسیان ۵: ۲۳، کولسیان ۱: ۱۸) و نیز بر همه چیز حاکم است (متی ۲۸: ۱۸، افسسیان ۱: ۲۰-۲۲، فیلپیان ۲: ۹-۱۱). 

بی نظیر بودن مسیح

چشیدن طعم عشق و رابطه عاشقانه واقعی در گرو شناخت اوست!!!
چشیدن طعم عشق و رابطه عاشقانه واقعی در گرو شناخت اوست!!!

عیسی مانند رهبران مذهبی دیگر یا بنیان گذران مذاهب دیگر نیست. بسیاری از شخصیت‌های مذهبی یا خدا انگاشته شده اند یا انسان، اما نه هر دو. آن شخصیت‌های مذهبی که انسان انگاشته شده اند، مرده اند و هیچکس ادعا نکرده که مجددا از مردگان برخاسته اند. 
عیسی تجسم واقعی خدا است. برخی تصور می‌کنند که عیسی فقط یک تجسم از تجسم‌های متعدد خدا است، اما چنین نیست. خدای زنده حقیقی تنها یک مجسم داشته است که همانا عیسی مسیح بوده است. کسی که ادعا می‌کند تجسم حقیقی خدا است، باید یک زندگی کاملا انسانی داشته باشد، اما در عین حال، با زندگی خود نشان دهد که کاملا خدا است (رومیان ۱: ۳-۴). کسی که ادعا دارد تجسم حقیقی خدا است، باید در زندگی خود عاری از گناه باشد. تنها عیسی زندگی یی کاملا انسانی داشت و در عین حال، این زندگی را بدون گناه سپری کرد (عبرانیان ۴: ۱۵، اول پطرس ۲: ۲۲). افرادی که در طول تاریخ ادعا کرده اند که تجسم خدا هستند، از چنین خصائصی برخوردار نبودند. 
عیسی واسطه‌ای حقیقی بین خدا و انسان است، زیرا او هم خدا و هم انسان است (عبرانیان ۹: ۱۵). عیسی برای اینکه کفاره انسانها باشد، باید انسان می‌بود (عبرانیان ۹: ۱۵). از سوی دیگر، حقیقتا باید خدا می‌بود (عبرانیان ۹: ۱۴). و عیسی حقیقتا باید انسان می‌بود تا به جای انسان بتواند شیطان را شکست دهد (عبرانیان ۲: ۱۴-۱۷)؛ و برای اینکه به اندازه کافی نیرومند باشد که شیطان و ارواح شریر را شکست دهد، باید خدا می‌بود (کولسیان ۱۵: ۲۶، مکاشفه ۱۹: ۱۱-۲۱). 
عیسی فقط نقش یک راهنما را در طریق نجات ایفا نمی‌کند؛ او در واقع خودش این راه است (یوحنا ۱۴: ۶). عیسی نه تنها واعظی است که ما را تشویق می‌کند تا زندگی خدا پسندانه‌ای داشته باشیم، بلکه این قدرت را نیز به ما می‌دهد تا بتوانیم اینچنین زندگی کنیم. وی به ما قدرت می‌دهد تا عادل باشیم. عیسی توسط قدرت روح‌القدس به ما این آزادی را می‌دهد تا از اسارت گناه آزاد باشیم. عیسی نه تنها تعلیم صحیح را به ما می‌دهد، بلکه حیات ابدی نیز به ما می‌بخشد. 
عیسی تنها طریق به سوی خدا است. «من راه و راستی و حیات هستم. هیچ کس نزد پدر جز به وسیلۀ من نمی‌اید» (یوحنا ۱۴: ۶). پطرس رسول نیز می‌فرماید: «و در هیچ کس غیر از او نجات نیست زیرا که اسمی دیگر زیر آسمان به مردم عطا نشده که بدان ما باید نجات یابیم» (اعمال ۴: ۱۲).

در فیض و برکت دستان عیسی مسیح خداوند باشید. آمین  

تخریب سازمانی کلیساهای باستانی ایران، آنچه یونسکو ندید!

تخریب سازمانی کلیساهای باستانی ایران، آنچه یونسکو ندید!
تخریب سازمانی کلیساهای باستانی ایران، آنچه یونسکو ندید!
هم‌اکنون ۵۰۰کلیسا در ایران وجود دارد که بخشی از آنها به گفته مدیر پایگاه میراث جهانی کلیساهای تاریخی ایران متروک یا تخریب شده‌اند.
«– به مناسبت هفته میراث فرهنگی، در تهران در کلیسای مریم مقدس که به تازگی ثبت ملی شده مراسمی با حضور «استرکیش لاروش» نماینده یونسکو برگزار و از جمهوری اسلامی برای ثبت جهانی تعدادی از کلیساهای ارامنه در فهرست آثار ملی تاریخی تقدیر شد.
اما همزمان در همین مراسم «روبرت بیگلریان» نماینده ارامنه در مجلس شورای اسلامی، در سخنانی افشا کرد که چند روز پیش گروه‌های افراطی اقدام به تخریب کلیسای روستای ساوا از توابع شهرستان مریوان استان کردستان کرد که نماینده ارامنه اعتراض خود را در این خصوص اعلام کرده و مسئولان در حال پیگیری موضوع و یافتن مسببان این حمله هستند.
گزارش این نماینده محافظه‌کار درباره تخریب یک کلیسا در استان کردستان همه ماجرا نبود. ۲۳ اردیبهشت ماه (کمتر از ۱۰ روز پیش از تقدیر نماینده یونسکو از ایران) کلیسای «مریم مقدس» واقع در شهرستان سلماس در استان ارومیه تخریب شد.
وب سایت خبری- تحلیلی «آذریها» عنوان کرد که تخریب‌گران با ورود مخفیانه به محوطه کلیسا با اطلاع از وجود درب آهنی و نبود پنجره در بنای کلیسا از راه سقف و با تخریب «راه روشنایی» وارد کلیسا شدند و با دیلم و تبر به تخریب صلیب کلیسا پرداختند و مجسمه‌های مریم را شکستند و حتی تصویر نقاشی شده روی دیوار را پاره کردند و اسباب و اثاثیه را بر هم ریختند.
این در حالیست که در همین شهرستان بهمن ماه سال گذشته تندیس «فردوسی» نیز با دستور فرماندار این شهر برداشته شد و نام این میدان تغییر کرد.
تخریب کلیساها در نقاط مختلف کشور سابقه طولانی در جمهوری اسلامی دارد.
فروردین ۱۳۹۱ منابع خبری گزارش‌ دادند که «کلیسای هفتوان» در توابع سلماس در آستانه نابودی قرار گرفته است.
شهریور ۱۳۹۰ به دستور مسئولان قضایی با لودر به بنای کلیسای تاریخی در شهر کرمان تخریب شد و با وجود اینکه در سال ۱۳۸۷ در لیست آثار ملی ایران ثبت شده بود به تلی از خاک تبدیل شد.
۱۷ فروردین ۱۳۹۱ قبرستان تاریخی مسیحیان با بیش از ۲۰۰ سال قدمت بار دیگر در استان کرمان کاملن تخریب شد.
کلیسای تاریخی انجیلی واقع در میدان «ده دی» در مشهد نیز که در سال ۸۴ از سوی اداره میراث فرهنگی در فهرست آثار تاریخی قرار گرفت در سال‌های گذشته تخریب شد.
هم‌اکنون ۵۰۰کلیسا در ایران وجود دارد که بخشی از آنها به گفته مدیر پایگاه میراث جهانی کلیساهای تاریخی ایران متروک یا تخریب شده‌اند.
عکس: تخریب کلیسای «مریم مقدس» در شهرستان سلماس

آیه قوت امروز سه شنبه ۳۱ مه ۲۰۱۶ برابر با ۱۱ خرداد ۱۳۹۵

اشعیا باب ۴۸ ← ۱۷
خدای قدّوس اسرائیل
-‌خداوندی که منجی توست- می‌گوید:«من خداوند، خدای تو هستم،خدایی که می‌خواهد خیر و صلاح خودت را به تو بیاموزد
و تو را به راهی که می‌باید بروی، رهبری می‌کند.

دعای توبه در مسیحیت چگونه انجام می گیرد؟

دعای توبه در مسیحیت چگونه انجام می گیرد؟
دعای توبه در مسیحیت چگونه انجام می گیرد؟
دوستان عزیزم هنگامی که شخصی خود را ، بعد از مدتی مطالعه و تعمق در طریق مسیحیت ، گناهکار می بیند و احتیاج به نجات دهنده دارد، این یعنی  بیداری روحانی و دیدن خود در نور و شنیدن صدای دعوت عیسی مسیح به آغوش خویش می باشد . او کافیست در حضور خدای محبت  زانو زده و دعا  کند تا آمرزیده شده حیات جاودانی بیابد. این دعا، دعای توبه نام دارد. دعای توبه ، به خودی خود چیزی را عوض نمی کند. این دعا زمانی مؤثر است که بیانگر شناخت، درک، و ایمان شخص از گناه و احتیاجش به نجات (در مسیح) باشد.
 
اولین جنبۀ دعای توبه در مسیحیت  حاوی این مطلب است که شخص فهمیده باشد که گناهکار است. رومیان ۱۰:۳ می گوید: ” چنانکه مکتوب است “کسی عادل نیست، یکی هم نی.” کتابمقدس بطور واضح تعلیم می دهد که همۀ ما گناه کرده ایم، و بخاطر گناهکار بودنمان، همۀ ما مُحتاج رحمت و آمرزش الهی می باشیم (تیطس ۵:۳ـ۷) زیرا گناه ما را مستحق مجازات ابدی کرده است (متی ۴۶:۲۵). دعای توبه  در واقع خواستۀ پر التماس یک گناهکار است که از خدا می طلبد، به عوض اینکه او را بخاطر گناهانش مورد غضب و داوری قرار دهد، فیض و رحمت الهی به او عطا نماید.
دومین جنبۀ دعای توبه حاوی این مطلب است که شخص گناهکار آنچه را که خدا برای معالجۀ وضعیت گناه آلود و مُهلک ما انجام داده است، درک کرده باشد. خدا جسم پوشید و در شخص عیسی مسیح قالب انسانی بخود گرفت (یوحنا ۱:۱ ، ۱۴). در حالی که زندگی زمینی وی مقدس و بدون گناه بود، تعالیمش در مورد خدا بود (یوحنا ۴۶:۸ ؛ دوم قرنتیان ۲۱:۵). او به جای ما بر روی صلیب مُرد و بدین وسیله مجازاتی را که ما مستحق آن بودیم، بر خود گرفت (رومیان ۸:۵). عیسی مسیح، پس از مَرگ، از مُردگان برخاست و بدین ترتیب پیروزی خود را بر گناه و مَرگ و جهنم ثابت نمود (کولسیان ۱۵:۲ ؛ اول قرنتیان باب ۱۵). با در نظر گرفتن مطالبی که گفته شد، اگر ما فقط به عیسی مسیح ایمان آوریم، آمرزش گناهان و وعدۀ حیات ابدی به ما داده خواهد شد. در نهایت آنچه ما باید انجام دهیم این است که ایمان آوریم او به جای ما مُرد و روز سوم از مُردگان قیام نمود (رومیان ۹:۱۰ـ۱۰). نجات ما تنها توسط فیض خدا، فقط به وسیلۀ ایمان، و تنها از طریق عیسی مسیح میسّر است. در افسسیان ۸:۲ می خوانیم: ” زیرا که محض فیض نجات یافته اید؛ بوسیلۀ ایمان. و این از شما نیست بلکه بخشش خداست.”
اعلام  دعای توبه فقط راهی است برای اینکه شخص گناهکار در حضور خدا اقرار می کند که برای نجات یافتن تنها به عیسی مسیح اعتماد دارد. “کلمات” و یا “دعای سحرآمیزی” وجود ندارد که باعث نجات شما بشود. تنها و تنها ایمان به مَرگ و قیام عیسی مسیح است که قادر است ما را نجات ببخشد. اگر شما واقعاً مفهوم گناهکار بودن و احتیاج خود به نجات را درک کرده اید، می توانید از نمونه دعای زیر به عنوان ” دعای توبه ،” برای ابراز ایمان خود استفاده کنید.
“خداوندا، می دانم که به ضّد تو گناه کرده ام و مستحق مجازات می باشم. اما می دانم که عیسی مسیح، مجازاتی را که من شایستۀ آن بودم بر خود گرفت تا من بتوانم بوسیلۀ ایمان به او آمرزیده شوم. از گناه خود توبه میکنم و برای نجات فقط به تو اعتماد میکنم. تو را شکر می کنم که محض فیض عجیب خود گناهانم را بخشیده و به من حیات جاودانی داده ای. آمین.” 
دوست خوب من ، اگر با تمامی قلب و تشنگی و نیاز روحانی این دعای ساده را نزد عیسی مسیح ( تجسم خدا در جسم ) اعلام نمودی ، به شما تبریک عرض می نماییم و خداوند قدوس ، پدر سرمدی را برای وجود شما فرزندش شکر گذاریم که برادر یا خواهر گمشده دیگرمان به آغوش پدر آسمانی مان در پاکی و سلامتی و حیات ابدی و شادی و آرامی ساکن گردید . پیشنهاد می کنم کتاب مقدس را هر روزه مطالعه و همچون غذای روحانی استفاده نماید . اگر در دسترس نیست ، می توانید از صفحه اصلی دانلود و یا آنلاین بخوانید . همچنین شما گل باغ پدر برادر و خواهر گرامی ، هر روزه بر صخره نجات ایران خوش آمده هستید و می توانید از دیگر مطالب و مقالات استفاده نماید و اگر سئوالاتی هم  در زمینه مسیحیت دارید با ما از طریق ( تماس با صخره نجات ایران) در میان بگذارید  . دعای قلبی ما این است که جانهای شما در محبت پدر آسمانیمان هر لحظه شیرین گردد . آمین 

در شادی و برکات خداوند عشق و محبت باشید  

آلمان:۴۰ هزار پناهجوی مسیحی در مراکز نگهداری توسط مسلمانان آزار و اذیت شده اند!

آلمان:۴۰ هزار پناهجوی مسیحی در مراکز نگهداری توسط مسلمانان آزار و اذیت شده اند!
آلمان:۴۰ هزار پناهجوی مسیحی در مراکز نگهداری توسط مسلمانان آزار و اذیت شده اند!

در یک تحقیق جدید گفته شده است  که هزاران تن از مسیحیان در مراکز  نگهداری از پناهجویان در آلمان از سوی  مسلمانان افراطی مورد حمله و آزار و اذیت قرار گرفته اند!

سازمان های مختلف حقوق بشری دولت آلمان را مطلع کرده و  در رابطه با شرایط سخت زندگی پناهجویان مسیحی هشدار داده اند.

 وبسایت خبری آلمانی فرانکفورتر در گزارشی به نقل از یک سازمان حقوق بشری گفته است به طور خاص  ۲۳۱ مورد آزار و اذیت پناهجویان مسیحی توسط پناهجویان مسلمان و مامورین امنیتی مسلمان شاغل در  اردوگاه های پناهجویی به آنها گزارش شده است.

با اینحال ولکر بومن سخنگوی سازمان Action for Persecuted Christians می گوید که این تعداد به مراتب بیشتر از ۲۳۱  پناهجو است و  ادعا کرده که با توجه به تحقیقات آنان  ۴۰ هزار مسیحی به خاطر ایمان خود در آلمان تحت آزار و اذیت قرار گرفته اند.

مارکوس سوار، یک از اعضای سازمان Open Doors (درهای باز) حقوق بشری  حمایت از مسیحیان تحت آزار و اذیت در گفتگو با فرانکفورتر  این وضعیت اسفناک را به “نوک کوه یخ” تشبیه کرده است است و خواستار اقدام بیشتر برای رسیدگی به این مشکل جدی شده است.

در  گزارش سازمان درهای باز آمده است در تحقیقات به عمل آمده اکثر این مسیحیان  از عراق، سوریه،ایران و افغانستان آمده اند کشورهایی که آنها را به خاطر باور مسیحی و مسیحی شدن مورد آزار و اذیت قرار میگرفته اند.

همچنین پایگاه  اینترنتی بریتبرت در گزارشی از مشکلات و چالشهای مسیحیانی که از اسلام به مسیحیت رو آورده اند گفته است:بسیاری از نوکیشان مسیحی که به خاطر ترک اسلام و رو آوردن به مسیحیت در زادگاه خود مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند و به خاطر حفظ جان خود مجبور به ترک آنجا شده و به اروپا پناه آورده اند

 در حال حاضر در اردوگاه های  پناهندگی اروپا نیز به همان اندازه که در زادگاه خود مورد آزار و اذیت قرار میگرفته اند در معرض خطر قرار دارند.

در گزارشات بدست آمده اولیه ۹۶ مورد توهین و تهدید لفظی گزارش شده است،۸۶ مورد آزار و اذیت جسمی و ۷۳ مورد نیز تهدید به مرگ و اعضای خانواده گزارش شده است و همینطور سه چهارم از مهاجرین قربانی حملات گوناگون بوده اند.

عاملان بسیاری از این تهدید ها و حملات پناهجویان نوکیش مسیحی را مرتد میدانند، جالب تر این است که نیروهای امنیتی مسلمان نیز در این  حملات شرکت میکنند. تقریبا نیمی از افرادی که مورد حمله قرار گرفته بودند گفته اند از سمت نیروهای امنیتی مسلمان شاغل در این مراکز نگهداری  پناهجویان مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند.

 در پایتخت آلمان شهر برلین این رقم به دو سوم افزایش یافته است . بسیاری از نیروهای امنیتی استخدام به حفظ نظم و حفاظت از پناهجویان خودشان مهاجر هستند و در اغلب موارد فاقد مدارک اقامتی میباشند!

با اینحال ولکر بومن سخنگوی سازمان Action for Persecuted Christians می گوید که وضعیت به مراتب بیشتر از ۲۳۱  پناهجو است و  ادعا کرده که با توجه به تحقیقات آنان  ۴۰ هزار مسیحی به خاطر ایمان خود در آلمان تحت آزار و اذیت قرار گرفته اند.

آیه قوت امروز دوشنبه ۳۰ مه ۲۰۱۶ برابر با ۱۰ خرداد ۱۳۹۵

یوحنا باب ۳ ← ۱۸

«هرکس به او ایمان بیاورد محکوم نمی‌شود امّا کسی‌که به او ایمان نیاورد در محکومیّت باقی می‌ماند، زیرا به اسم پسر یگانهٔ خدا ایمان نیاورده است.

سئوال مسیحیان: چرا خدا در قرآن از ضمیر جمع «ما» استفاده می کند؟

اغلب اوقات غیرمسیحیان می پرسند»اگر خدا واحد است، چرا مسیحیان به پدر، پسر و روح القدس به عنوان خدا اعتقاد دارند؟» مسیحیان نیز پرسش مشابهی دارند:» طبق شهادت قرآن، خدا واحد است. اما چرا خدا در قرآن ضمیر جمع را به کار می برد و از واژه «ما» استفاده می کند؟

یک. در قرآن و کتاب مقدس خدا واحد است. به گفته کارشناسان، واحد بودن به معنای آن است که بت ها و خدایان زیادی وجود دارند، اما فقط یک خدا حقیقی است.

دو. در قرآن و کتاب مقدس خدا از ضمیر جمع استفاده می کند:» انسان را شبیه ما بسازیم» (پیدایش فصل ۱ آیه ۲۶). تقریبا در هر سوره از قرآن، ضمیر جمع برای خدا استفاده شده است:» هر که پاداش این دنیا را بخواهد به او از آن مىدهیم و هر که پاداش آن سراى را بخواهد از آن به او مىدهیم و به زودى سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد» (آل عمران آیه ۱۴۵)

سه. برخی معتقدند که در دوران باستان، پادشاهان و سلاطین در صحبت از خودشان، ضمیر جمع را به کار می بردند. اما طبق نظر کارشناسان مسلمان، اسلام مخالف حکومت های پادشاهی است و خدا هرگز از روش و رسوم پادشاهان استفاده نمی کند.

چهار. بعضی بر این باورند که به کار بردن ضمیر جمع به آن علت است که خدا با کمک و یاری فرشتگان و پیامبران، اهدافش را اجرا می کند. این نکته نیز مورد تایید قرآن نیست، زیرا خدا به همکار و مشاور نیاز ندارد. او قادرمطلق است.

پنج. در پیام به مریم، چرا ابتدا خدا ضمیر مفرد را استفاده می کند و می گوید: «من». سپس ضمیر جمع را به کار می برد؟ (سوره مریم آیه ۲۱). این در حالی است که خدا به همکار و مشاور نیاز ندارد. آیا اشاره این آیه به کثرت در وحدت نیست؟ همان روح عامل تولد مسیح بود.
متفکران مسلمان معتقدند که انسان به علت محدودیت، قادر به شناخت خدا نیست. غزالی در مقدمه کتابش می گوید:»هیچکس نمی تواند خدا را بشناسد. خدا فقط خودش را می شناسد».
در کتاب معارف اسلامی که در دانشگاه های ایران تدریس می شود، ذکر شده (بخش «شناخت ذات و صفات خدا»): یکی از مبانی خداشناسی اسلامی آن است که شناخت ذات الهی برای هیچ موجود دیگری از جمله انسان ممکن نیست».
الفروغی (استاد مسلمان اسلام شناسی) در کتابش «اسلام» می گوید که خدا خودش را به هیچکس مکشوف نمی کند. متفکر و کارشناس دیگر مسلمان، شبیر اختر نام دارد کتابی نوشته به نام «ایمانی برای تمام فصل ها». او در کتابش می نویسد:» قرآن بر خلاف کتاب مقدس هیچگاه از ذات خدا سخن نمی گوید. فقط توصیف های مبنی بر صفات را می توان به خدا نسبت داد، که آن هم محدود است در اراده خدا با انسان. جزئیات شخصیت خدا، اسرار است».