آیا خدا به روش تکامل، جهان را آفرید؟

آیا خدا به روش تکامل، جهان را آفرید؟
آیا خدا به روش تکامل، جهان را آفرید؟

پاسخ کوتاه «خیر» می باشد. اما برای آگاهی بیشتر باید بدانیم:

یک. کتاب مقدس تعلیم می دهد که خداوند موجودات را مطابق با گونه خودشان آفرید (پیدایش فصل ۱ آیات ۲۱، ۲۴). به عبارت دیگر، ساختار دی ان ای ماهی با دی ان ای پرنده متفاوت است و ساختار دی ان ای پرنده با پستاندار خشکی یکسان نیست.
تمام دانشمندان و حتی مسیحیان به ریز تکامل اعتقاد دارند. ریز تکامل اجازه می دهد تغییراتی صورت گیرد، اما نمی تواند باعث شود یک نوع موجود به طبقه بالاتر تحول پیدا کند. اسب هنوز اسب است و کرم زمینی هم چنان کرم باقی می ماند. شواهد این امر بسیار به چشم می خورد و دانشمندان مسیحی توافق دارند که این نوع ریز تکامل اتفاق می افتد. اما هیچ گونه شواهد علمی وجود ندارد که ماهی به اسب تبدیل شده باشد. مثلا دیرینه شناسی، هیچ پیوند گمشده میان نهنگ ها و پستانداران زمینی کشف نکرده است. زمین شناسی بیش از ۱۲۰ سال است که به دنبال این پیوندها می گردد.

اشتباه است که درباره پیوندهای گمشده سخن گفت. هزاران پیوند گمشده وجود دارد. بنابراین، ریز تکامل همواره در بطن نوعی منفرد از جاندار صورت می گیرد. همان گونه که گفته شد:»اسب هنوز اسب است». زیرا جانداران با اعضای گروه خودشان تولید مثل می کنند. مثلا یک اسب با خرگوش تولید مثل نمی کند. بحث روی کلان تکامل است که شواهد علمی ندارد. آن فقط یک پیش فرض بر روی کاغذ است.

دو. داروین در کتابش (منشاء گونه ها) توضیح داد که عدم برابری توانایی موجودات زنده در زنده ماندن، باعث تغییرات تدریجی می شود. آن ویژگی هایی که به سیستم حیات کمک می کنند تا زنده مانده و تولید مثل کند، به تدریج در طی قرن ها به وجود می آیند. بنابراین، آن ویژگی هایی که مانع زنده ماندن و تولید مثل هستند، ناپدید می شوند. داروین از اصطلاح «انتخاب طبیعی» برای توصیف این فرایند استفاده کرد.

جکوب مونود، دانشمند تکامل گرا و برنده جایزه نوبل، چنین اظهار نظر کرد: «تلاش برای بقا و رفع عیوب و نقاط ضعف با روند تکامل، هولناک و ناخوشایند است». دانشمندان آفرینش گرا معتقدند که تغییرات عمده در بدن یک جانور برای تبدیل شدن به حیوان دیگر، به آسیب های جدی در بدن، اختلالات روانی و رفتاری و سپس مرگ و انقراض منجر می شود.
سه. اگر خدا از طریق تکامل، گیاهان، جانوران و انسان را آفرید، چرا سخت ترین، طولانی ترین، هولناک ترین و ناخوشایندترین روش را برای خلق موجودات زنده برگزید؟ آیا خدا قادر نبود از همان ابتدا با روش آفرینش و ظهور ناگهانی حیوانات، آن هم با بدن های پیچیده، از روند سخت، طولانی و خطرناک به شیوه تکامل خودداری نماید؟

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

Advertisements

ادعای داروین: منشاء نهنگ، اسب آبی بوده است!

در کتاب «منشاء گونه ها» داروین مدعی شده که اسب آبی بعد از گذراندن مراحل تکامل به نهنگ تبدیل شده است!

یک. اعتقاد به این ادعای داروین از ایمان به خدا و باور به معجزات، به مراتب عجیب تر است! طبق نگرش داروین، اسب آبی با تغییراتی نه فقط به موجود عظیم الجثه دریایی تبدیل شده، بلکه به سونار (رادار طبیعی که برای هدایت نهنگ و دلفین در دریا و نیز شناسایی شکار به کار می رود)، مکانیسم شنا کردن در عمق دریاها و اقیانوس ها… مجهز گردیده و نکته عجیب تر آن که وزن نهنگ چندین برابر وزن اسب آبی است!
با این توصیف، تکامل باوران بدون شک و تردید، نظریه تکامل اسب آبی به نهنگ را کاملا می پذیرند و داروین در نزد آنان، هم چنان محبوب و مورد ستایش است.

دو. بررسی بر دی ان ای نهنگ و هم چنین شواهد فسیل ها، ادعای داروین را تایید نمی کنند. تاکنون هیچ گونه فسیلی مبنی بر تکامل اسب آبی به نهنگ یافت نشده است. تکامل گرایان امیدوارند در آینده با کشف پیوندهای گمشده میان اسب آبی و نهنگ، ادعای داروین ثابت گردد.

بر روی کاغذ، تخیل نقاش را مشاهده می کنیم که گام به گام نظریه داروین را به تصویر درآورده است، در حالی که وقتی به موزه های آثار طبیعی می روید، فسیل های مراحل تکامل اسب آبی به نهنگ وجود ندارند.

یکی از دانشمندان متعصب تکامل گرا به نام نیلز الدریج در کتابش تحت عنوان «پیروزی تکامل و شکست آفرینش گرایی» (صفحه ۴۹) چنین اظهار نظر کرد:»بررسی بر روی فسیل ها نشان می دهد که در دوران طولانی تغییرات جزئی بوده و یا اصلا تکاملی رخ نداده است».

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

ادعای مخالفان: کتاب مقدس می گوید که از بالای کوه می توان تمام کشورهای جهان را مشاهده کرد!

ادعای مخالفان: کتاب مقدس می گوید که از بالای کوه می توان تمام کشورهای جهان را مشاهده کرد!
ادعای مخالفان: کتاب مقدس می گوید که از بالای کوه می توان تمام کشورهای جهان را مشاهده کرد!

مخالفان مسیحیت ادعا می کنند که کتاب مقدس تعلیم می دهد که زمین کروی شکل است (اشعیاء فصل ۴۰ آیه ۲۲)، اما در لوقا فصل ۴ آیه ۵ تعلیم می دهد که شیطان جهان را از بالای کوه به مسیح نشان داد! مخالفان می پرسند:»آیا می توان از بالای کوه تمام کشورهای جهان مثلا استرالیا، مکزیک، کانادا، روسیه، ژاپن، آلمان… را مشاهده کرد؟»

۱٫ مخالفان مسیحیت سرانجام پذیرفتند که کتاب مقدس هزاران سال قبل به کروی بودن زمین اشاره کرد. نسخه های کتاب اشعیاء نبی که متعلق به قبل از میلاد می باشند، در موزه ها موجود است.

۲٫ در لوقا فصل ۴ آیه ۵ می خوانیم:»شیطان، مسیح را به بالای کوهی برد و در یک چشم به زدن تمام ممالک دنیا را به او نشان داد».

عبارت کلیدی در این آیه «در یک چشم به زدن» است. به عبارت دیگر، «در یک لحظه» شیطان جهان را به مسیح نشان داد. اگر به شیطان اعتقاد دارید، بنابراین باید بپذیرید که او دارای قدرت محدود مافوق طبیعی است. او به مراتب قوی تر از انسان می باشد و به نیروهایی همچون معجزه مجهز است. مسیح از چشم انداز شیطان، جهان را برای لحظه ای تماشا کرد. این واقعیت است که مسیح بر فراز کوهی بود، اما شیطان با قدرت شگفت انگیز خود توانست فیلم کوتاهی از حکومت های جهان را بر پرده آسمان به نمایش درآورد. در واقع شیطان رویایی را به مسیح نشان داد.

هالیوود نیز به کارخانه رویاسازی معروف شده. امروزه اگر به دیزنی لند بروید، پروژکتورها فیلم های واقعی یا انیمیشن را بر روی آسمان شب به شما نشان می دهند. بخشی از این فیلم به معرفی ممالک جهان اختصاص دارد!

۳٫ لوقا نوشت:»در یک چشم به زدن تمام ممالک دنیا را به او نشان داد». گاهی تیتراژ فیلم های مستند چندین تصویر را هم زمان پخش می کنند. مثلا تصویری از هنگ کنگ در کنار تصاویر برلین، لندن، مسکو به طور هم زمان به نمایش درمی آیند.

فرض کنید شما در اتاق پذیرایی منزل تان هستید و مستند «نگاهی به کشورهای جهان» را تماشا می کنید. اگر ادعا کنید که من از خانه ام چند کشور را در یک لحظه دیدم، هیچکس به شما نمی خندد، چون همه می دانند از طریق تلویزیون و کامپیوتر می توان نقاط دیدنی دنیا را تماشا کرد، بدون آن که نیازی به سفر باشد.

۴٫ مسیح و شیطان، آدم های عادی در دوران باستان نبودند. مورخان غیر مسیحی قرن اول میلادی درباره معجزات مسیح، زنده شدن او و صعودش به آسمان گزارش داده اند.

۵٫ «بعد زمان» در نزد خدا و شیطان مانند انسان نیست. شاید مطابق زمان بندی انسان، «نمایش کشورهای دنیا» توسط شیطان، ساعت ها به طول انجامیده است!

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

آیه قوت چهارشنبه ۳۱ اوت ۲۰۱۶ برابر با ۱۰ شهریور ۱۳۹۵

مزامیر باب ۱۱۹ آیه ۱۴۳
مزامیر باب ۱۱۹ آیه ۱۴۳

مزامیر باب ۱۱۹ آیه ۱۴۳

سختی و مشکلات مرا فراگرفته است، امّا احکام تو موجب شادی من است.

معیار کلیسا برای گزینش کتاب های عهد جدید چه بود؟

معیار کلیسا برای گزینش کتاب های عهد جدید چه بود؟
معیار کلیسا برای گزینش کتاب های عهد جدید چه بود؟

معیار کلیسا برای انتخاب کتاب های عهد جدید چنین بود:

یک. آیا کتاب توسط نبی و رسول خدا نوشته شده؟

در مورد نویسندگان عهد جدید، همگی یا رسول بودند یا دستیار رسولان: متی، مرقس، لوقا، یوحنا، پطرس، پولس، یعقوب و یهودا یا شاهد عینی بودند و یا هم عصر مسیح و دیگر رسولان. همه این مردان از رهبران معروف و شناخته شده کلیسای قرن اول میلادی بودند و اکثر آنان مسیح را در جسم دیده بودند و از لحاظ اخلاقی افراد قابل اعتمادی محسوب می شدند. این افراد به استثنای یوحنا که دوران سخت زندان را سپری کرد، به خاطر اعتقادات شان شهید شدند.
عده ای از مخالفان مسیحیت بر این باورند که شاگردان مسیح، انجیل (عهد جدید) را تحریف کرده اند. آن ها ادعا می کنند از آن جا که عیسی مسیح انجیل مکتوب نداشت، بنابراین انجیل حقیقی به صورت شفاهی بود و آنچه بعدها توسط شاگردانش نوشته شد، در واقع تحریف تعالیم مسیح بود. آیا این ادعا صحیح است؟
یک. اگر این ادعای مخالفان را بپذیریم به آن معنا است که خدا نتوانست آینده را ببیند و در همان آغاز فعالیت، ناگهان غافلگیر شد، زیرا شاگردان مسیح تعالیم استاد خود را تحریف کردند. بنابراین خدا اجازه داد تا قرن ها مردم در جهالت، گناه و سرگردانی به سر ببرند. این نگرش مخالفان، محبت خدا به بشر و غیرت و پیشدانی او را نسبت به کلامش زیر سئوال می برد.

زمانی که مسیح فعالیت خود را به طور جدی شروع کرد، نوشته های انبیاء (عهد عتیق)، معیار اعتقادات یهودیان خداپرست بود. اگر قبل از ظهور مسیح، عهد عتیق تحریف می گردید، یهودیان به انحراف و بت پرستی روی می آوردند. شواهد تاریخی نشان می دهند که قوم اسرائیل در زمان مسیح، نسبت به نوشته های انبیاء خداوند، بسیار وفادار و غیور بوده اند.
دو. اگر این ادعای مخالفان را بپذیریم، بدین معنا است که مسیح در زمینه شاگردسازی موفق نبود. او حتی نتوانست شخصیت انسان ها را به درستی بشناسد، چه رسد به آن که درون اشخاص را مشاهده کند.

بنابراین مسیح، مرتکب اشتباه شد و به کسانی اعتماد کرد که بعد از صعودش به آسمان، تعالیم او را تحریف کردند. در نتیجه این اقدام فریبکارانه شاگردان، عده بی شماری از انسان ها در طی قرون در جهالت، گناه و سرگردانی به سر بردند، بدون آن که از تعالیم واقعی مسیح آگاهی داشته باشند.

در اناجیل بارها می خوانیم که مسیح نه فقط درون انسان ها را مشاهده می کرد (یوحنا فصل ۱ آیات ۴۷- ۵۰)، بلکه از گذشته آنان مطلع بود (یوحنا فصل ۴ آیه ۱۸). مسیح قادر بود درون انسان ها را ببیند و انگیزه آنان را مشاهده نماید. بنابراین، هیچکس نمی توانست او را فریب دهد تا مرتکب خطا و اشتباه شود. شاید همان مخالفان بگویند که یکی از شاگردان مسیح خیانت کرد و دیگری او را انکار کرد. پاسخ این است که مسیح، گناهان دو شاگرد را قبل از ارتکاب، پیشگویی کرد (لوقا فصل ۲۲ آیه ۳۴، یوحنا ۱۳ آیات ۲۱- ۳۰). پطرس توبه کرد. یهودا نیز به شدت پشیمان شد، اما به جای توبه، خودکشی نمود.

اگر شاگردان مسیح به دروغگویی رو آورده بودند، چرا جان خود را به خاطر چیزی که می دانستند دروغ بوده، از دست دادند؟ یازده شاگرد مسیح، به خاطر ادعاهای شان شهید شدند. یوحنا هم دوران سخت زندان را گذراند. اگر شاگردان مسیح، قصد فریب مردم را داشتند، چرا جان خود را به خاطر ادعای دروغ از دست دادند؟ افراد به خاطر آنچه می دانند درست است جان خود را فدا می کنند (حتی اگر آن عقیده نادرست باشد)، اما هیچکس جان خود را در راه چیزی که خودش هم می داند دروغ است، به خطر نمی اندازد.
مطابق شریعت یهود شهادت چند نفر در دادگاه، مانع از دروغگویی و ایجاد شک و تردید می گردید (تثنیه فصل ۱۷ آیه ۶). نویسندگان عهد جدید تعالیم متضاد در مورد زندگی مسیح و نجات شناسی نداشتند. اگر یکی از آنان گزارش کذب ارائه می داد، سایر شاهدان آن گزارش یا تعلیم غلط را تکذیب می کردند. در دوران عهد عتیق نیز قوم اسرائیل و رهبران آنان شاهد رویدادها بودند و گزارش نادرست به سادگی قابل شناسایی بود.

برای مثال، نویسندگان عهد جدید در مورد زنده شدن مسیح از مردگان، هیچ گونه تردیدی نداشتند (متی فصل ۲۸ آیه ۱۷، مرقس فصل ۱۶ آیه ۴، لوقا فصل ۲۴ آیه ۱۲ و یوحنا فصل ۲۰ آیات ۲۴- ۲۹). فصل پانزدهم رساله اول قرنتیان که درباره مرگ و زنده شدن مسیح تعلیم می دهد، در حدود ۵۵ میلادی توسط پولس نوشته شد، یعنی ۲۲ سال بعد از واقعه مرگ و زنده شدن مسیح. در آن زمان، بسیاری از شاهدان از جمله مردم شهر اورشلیم (مکان مصلوب و زنده شدن مسیح) در قید حیات بوده اند.

دو. آیا قدرت خدا ورای پیام خدا دیده می شود تا زندگی انسان های منفی به افراد مثبت و مفید تبدیل شود؟

اگر پیام کتاب مقدس نتواند هدفی را که در آن بیان شده محقق بخشد و اگر قدرت نداشته باشد که زندگی کسی را تغییر دهد، بنابراین مشخص است که خدا در ورای آن پیام قرار ندارد.

پدران کلیسا بر این باور بودند که کلام خدا «زنده و مقتدر» است (عبرانیان فصل ۴ آیه ۱۲). در نتیجه باید قدرتی دگرگون کننده در درون انسان (دوم تیموتاوس فصل ۳ آیه ۱۷) و در معرفی انجیل داشته باشد (اول پطرس فصل ۱ آیه ۲۳). حضور قدرت دگرگون کننده خدا نشانه قدرتمندی بود که ثابت می کرد کتاب مورد بحث مهر تایید را بر خود دارد.

سه. آیا آن کتاب توسط کلیسا تایید شده است؟

مسیح عهد عتیق را تایید کرد (لوقا فصل ۲۴ آیه ۴۴) و پطرس نوشته های پولس را تصدیق نمود (دوم پطرس فصل ۳ آیه ۱۶) و پولس در رساله هایش تعالیم مسیح را مورد تایید قرار داد.

تعالیم اناجیل و رسالات رسولان در تناقض نیستند. نکته دیگر این که جهان بینی الهیاتی کتاب مقدس و بدعت ها با هم متضاد و متفاوت است. مثلا کتاب مقدس می گوید که مسیح خداوند است و هم چنین مرگ و قیام او را تایید می کند، در حالی که بدعت ها الوهیت مسیح و مرگ و قیام او را انکار می کنند. بنابراین، در زمینه این نکته بسیار حساس، یکی از این نگرش ها متناقض، نادرست و اشتباه می باشد. آنچه مسلم است، هر دو نگرش متضاد به طور هم زمان نمی توانند درست باشند، هر چقدر هم هر یک از سوی هر تعداد از مردم مورد باور قرار داشته باشند. رسولان در عهد جدید بارها به بدعت ها اشاره کرده اند.

نسخه هایی تحت عنوان «اناجیل سری (رمزی)» همراه با انجیل مسمی به یهودا کشف شده اند مانند انجیل فیلیپس، انجیل توما، انجیل مریم… که محتوای هیچکدام با تعلیمات عهد جدید همخوانی ندارد و اشاره ای به ماموریت ، رنج ها و قیام مسیح از مردگان نشده است. جالب است بدانید این مجموعه در کنار مجموعه عهد جدید (تعالیم مسیح و رسولان) وجود نداشت، زیرا نویسندگانش اعتقادی به تعالیم عهد جدید نداشتند. پدران کلیسا نیز هرگز از «اناجیل رمزی» نقل قول نمی کردند، بلکه نقل قول های آنان محدود به اناجیل و رسالات رسولان بود.

به عنوان مثال، محققانی که انجیل یهودا را بررسی کردند، اطلاعات تاریخی آن را موثق نمی‌دانند. حتی بارت ارمن (ملحد آمریکایی) چنین توضیح می‌دهد: «این نوشته، انجیلی نیست که به‌دست یهودا نگاشته شده باشد یا کتابی نیست که در آن ذکر شده باشد که به‌دست یهودا نوشته شده است این نوشته، حتی انجیلی نیست که در آن زمان به‌دست شخصی که یهودا را به‌خوبی می‌شناخت، نوشته شده باشد… بنابراین، این کتاب، کتابی نیست که به ما در مورد اتفاقات دوران زندگی عیسی اطلاعاتی بیشتر دهد».

اناجیل رمزی (سری)، در حقیقت مهر تاییدی است بر هشدارهای رسولان. برای نمونه اگر پولس چنین هشدار داد:»می دانم وقتی بروم، معلمین دروغین مانند گرگان درنده به جان شما خواهند افتاد و به گله رحم نخواهند کرد. آن ها حقیقت را وارونه جلوه خواهند داد تا مردم را به دنبال خود بکشند» (اعمال رسولان فصل ۲۰ آیات ۲۸- ۲۹).

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

ادعای مخالفان: خدا اجازه داد تا یعقوب با حیله و نیرنگ برکت الهی را نصیب خود سازد!

ادعای مخالفان: خدا اجازه داد تا یعقوب با حیله و نیرنگ برکت الهی را نصیب خود سازد!
ادعای مخالفان: خدا اجازه داد تا یعقوب با حیله و نیرنگ برکت الهی را نصیب خود سازد!

مخالفان مسیحیت می گویند که مطابق روایت کتاب مقدس، یعقوب با فریب پدرش (اسحاق)، برکت معنوی و مادی را از آن خود کرد. چرا خدای نیکو و مهربان که از گناه نفرت دارد، از نیرنگ یعقوب حمایت و پشتیبانی کرد؟

یک. اسحاق، مردی بود متعهد در اطاعت از خداوند. او در اواخر عمرش از فرمان خدا سرپیچی نمود. قبل از آن که پسران اسحاق متولد شوند، خدا به او و ربکا (رفقه) گفته بود که یعقوب (پسر کوچک شان) برکات عهد را دریافت خواهد کرد (پیدایش فصل ۲۵). علی رغم این آگاهی، اسحاق ترجیح داد تا عیسو صاحب این برکات گردد! عیسو با دختران بت پرست ازدواج کرده بود و صلاحیت خود را برای دریافت وعده خداوند خدشه دار ساخته بود. زندگی عیسو پر بود از تصمیمات غلط. چنین به نظر می رسد که او هرگز به عواقب کاری که می کرد، نمی اندیشید. او تحت تاثیر نیازهای لحظه ای اش عمل می کرد، بدون آن که متوجه باشد در عوض رفع آن نیاز، چه چیز مهمی را از دست خواهد داد. عیسو ظاهرا برای نخست زادگی و حتی برگزیدگی واجد شرایط بود. اما تصمیمات غلط او، سبب شد تا فرصت های طلایی مانند نخست زادگی و برگزیدگی در اختیار یعقوب قرار گیرد.او حق انتخابش کم تر از یعقوب نبود.
نااطاعتی اسحاق از خدا و تصمیم غلط او، بحرانی را در زندگی خانوادگی اش به وجود آورد.

دو. ربکا می توانست وعده خدا را به اسحاق یادآوری کند مبنی بر آن که یعقوب می بایست صاحب وعده شود، و بدین ترتیب از بحران خانوادگی جلوگیری نماید. اما او نقشه کشید تا یعقوب پدرش را فریب دهد تا بتواند صاحب وعده شود!

سه. اگر ربکا به جای فریب، به خدا توکل می کرد، خدا می توانست او را یاری دهد. نیرنگ و فریب، روش شیطان است (دوم قرنتیان فصل ۱۱ آیه ۳). نویسنده مزمور چنین نوشت:»خوشا به حال کسی که در روح او حیله ای نمی باشد» (مزمور ۳۲ آیه ۲).

چهار. یعقوب با پدر نابینایش روبرو شد و شروع کرد به دروغ گفتن: خودش را عیسو معرفی کرد، گوشت بز را که متعلق به گله و رمه خانواده بود، «گوشت شکار» نامید و حتی ادعا کرد که خدا به او کمک کرد تا بتواند زود شکار کند. یعقوب پوست بز را بر تن کرد تا به پدرش بفهماند که عیسو است با بدن پر از مو!

پنج. پیامد و عواقب فریب یعقوب چنین بود:

۱٫ او از ترس انتقام عیسو، خانواده اش را برای همیشه ترک کرد و مادرش را هرگز ندید.

۲٫ عیسو می خواست او را بکشد. نسل عیسو همواره با قوم اسرائیل در جنگ و ستیز بود.

۳٫ لابان (دایی یعقوب) او را در مورد کار و همسر فریب داد.

۴٫ سال ها در تبعید و دور از خانواده زندگی کرد.

۵٫ خدا به پای یعقوب آسیب رساند و او تا آخر عمر لنگ شد.

۶٫ پسران یعقوب به علت حسادت، یوسف را به بردگی فروختند و به پدرشان گفتند که حیوان وحشی او را کشت. یعقوب سال ها در غم و اندوه به سر برد.
اگر یعقوب و مادرش به خدا توکل می کردند، این وقایع رخ نمی داد و مسیر زندگی یعقوب متفاوت بود. همواره به یاد داشته باشیم: انسان با داشتن اختیار و اراده آزاد، مسئول تصمیم های خویش است.

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

آلمان:حمله مسلمانان افراطی به پناهجوی مسیحی اهل افغانستان

آلمان:حمله مسلمانان افراطی به پناهجوی مسیحی اهل افغانستان
آلمان:حمله مسلمانان افراطی به پناهجوی مسیحی اهل افغانستان

چهار پناهجوی افغان به یک نوکیش مسیحی در آلمان با فریاد الله اکبر حمله ور شدند و قصد کشتن وی را داشتند!

طبق اخبار رسیده از فعالین مسیحی نوکیش مسیحی شهروند  افغانستان در شهر ماینتال نزدیک فرانکفورت واقع در ایالت هسن  توسط چهار پناهجوی مسلمان و هموطن خود مورد حمله قرار میگیرد و به شدت زخمی میشود.

به نقل از شاهدین عینی مهاجمین با نعره “الله اکبر” قصد کشتن وی را داشتند.

مصدوم که خود پناهجو میباشد به صورت داوطلبانه به عنوان مترجم در یک مرکز نگهداری از پناهجویان مشغول به کار است پیش از حمله در یک جلسه پرستشی حضور داشته است.

گفته شده است این اتفاق چهارشنبه شب ۱۷ آگوست رخ داده است،مصدوم در خارج از محل سکونت خود  ایستاده بود که چهار نفر با فریاد “الله اکبر”به وی حمله میکنند،و با مشت و لگد و چاقو او را مضروب میکنند که با حضور ساکنان محل هر چهار ضارب متواری میشوند،سپس با حضور نیروهای امدادی مصدوم به بیمارستان منتقل و مراحل درمان وی انجام میشود.

هویت مصدوم  به دلایل امنیتی محفوظ میباشد،هم اکنون در بیمارستان تحت مداوا قرار دارد  کبودی بر روی شانه، ساعد و صورت وی مشهود میباشد،او میگوید برای ما مسلمان زادگانی که از اسلام به مسیحیت گرویده ایم شرایط خیلی سخت است نه در کشور خود و نه در آلمان به راحتی نمیتوانیم از باورهای مذهبی خود صحبت کنیم،حتی صلیبی که بر گردن خود آویخته ایم باید مخفی نگه داریم.

سه نفر از ضاربین در کمپ پناهندگی ماینتال زندگی میکنند و یکی دیگر از آنان در دارمشتات زندگی میکند.

سازمانهای حامی مسیحیان تحت جفا همواره هشدار حضور مسلمان رادیکال و اقدامات خودسرانه و خطرناک در قبال نوکیشان مسیحی در مراکز نگهداری پناهجویان در آلمان را به مقامات پلیس آن کشور داده اند و حتی خواستار جدا شدن مسلمانان و مسیحیان در این مراکز شده بودند.

منبع : خبرگزاری صدای مسیحیان ایران