چند سوال از تکامل گرایان

چند سوال از تکامل گرایان
چند سوال از تکامل گرایان

یک. داروین معتقد است چون موجودات چشم دار بیشتر از موجودات بی چشم قدرت فرار از خطرات را داشتند. کم کم موجودات بی چشم ، چشم درآوردند. مگس ها دارای چشمان زیادی هستند، چرا عمرشان بسیار کوتاه است؟ اگر یک مگس با عقل و درایت صاحب چشمان زیاد شد، چگونه از همان عقل استفاده نکرد تا شکست ناپذیر شده و دارای عمر طولانی شود؟

دوم. احتمال تولید یک سلول در محیط بسیار نامساعد در حد صفر است، ولی در آزمایشگاه چطور؟ پس ما باید بتوانیم در شرایط ویژه آزمایشگاهی چند ماده اولیه را به سلول تبدیل کنیم (البته حتی اگر بتوانیم، به نظریه طراح هوشمند کمک کرده ایم، نه نظریه به داروین).

سوم. فعالیت های دانشمندان بر روی بقایای شکننده حیات ماقبل کامبرین، یک سئوال مهم را مطرح می سازد: اگر این لایه های رسوبی می توانستند برخی از این موجودات را که با میکروسکوپ قابل تشخیص است، حفظ کنند، پس چطور نتوانستند اشکال بزرگ تر آن ها را که به گمان تکامل باوران نیاکان حیوانات دوران کامبرین هستند، حفظ و نگه داری کنند؟

چهارم. بدون دستور ژنتیکی، اسید آمینه ها نمی توانند پروتئین را بسازند! همه دانشمندان با این نکته کاملا موافق هستند. این سئوال مطرح می شود که چگونه اولین پروتئین توانست بدون دستور ژنتیکی نظم بگیرد؟

پنجم. چگونه نر و ماده بودن جانوارن را توضیح می دهید؟ چرا گونه های چند جنسیتی نداریم و همه گونه ها ۲ جنسیتی هستند؟ اگر جانوران برای تکامل نیاز به تغییر ژنتیکی دارند، چرا همه آنها برای تولید مثل نیاز به زوج دارند؟ در حالی که نیاز به زوج می تواند مشکلاتی را برای جانور تنها ایجاد کند و اگر تداوم نسل به تنهایی مشکل است، چرا در هیچ گونه ای برای تولید مثل نیاز به مثلا ۳ جنس از آن گونه وجود ندارد و همه گونه ها از ۲ جنس هستند؟

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

آیه قوت چهارشنبه ۲۸ آگوست ۲۰۱۶ برابر با ۷ مهر ۱۳۹۵

مزامیر باب ۱۰۰ آیه ۵
مزامیر باب ۱۰۰ آیه ۵

مزامیر باب ۱۰۰  آیه ۵

زیرا او خدای مهربان است و محبّت پایدار و وفاداری او تا ابد استوار است.

اگر به زبانهای آدمیان و فرشتگان سخن گویم، ولی محبت نداشته باشم

اگر به زبانهای آدمیان و فرشتگان سخن گویم، ولی محبت نداشته باشم
اگر به زبانهای آدمیان و فرشتگان سخن گویم، ولی محبت نداشته باشم

اگر به زبانهای آدمیان و فرشتگان سخن گویم، ولی محبت نداشته باشم، زنگی پرصدا و سنجی پرهیاهو بیش نیستم.
اگر قدرت نبوّت داشته باشم و بتوانم جمله اسرار و معارف را درک کنم، و اگر چنان ایمانی داشته باشم که بتوانم کوهها را جا‌‌به‌‌جا کنم، امّا محبت نداشته باشم، هیچم.
اگر همه دارایی خود را بین فقیران تقسیم کنم و تن خویش به شعله‌های آتش بسپارم، امّا محبت نداشته باشم، هیچ سود نمی‌برم.
محبت بردبار و مهربان است؛ محبت حسد نمی‌برد؛ محبت فخر نمی‌فروشد و کبر و غرور ندارد.
رفتار ناشایسته ندارد و نفع خود را نمی‌جوید؛ به آسانی خشمگین نمی‌شود و کینه به دل نمی‌گیرد؛
محبت از بدی مسرور نمی‌شود، امّا با حقیقت شادی می‌کند.
محبت با همه‌چیز مدارا می‌کند، همواره ایمان دارد، همیشه امیدوار است و در همه‌حال پایداری می‌کند.
محبت هرگز پایان نمی‌پذیرد. امّا نبوّتها از میان خواهد رفت و زبانها پایان خواهد پذیرفت و معرفت زایل خواهد شد.
زیرا معرفت ما جزئی است و نبوّتمان نیز جزئی؛
امّا چون کامل آید، جزئی از میان خواهد رفت.
آنگاه که کودکی بیش نبودم، چون کودکان سخن می‌گفتم و چون کودکان می‌اندیشیدم و نیز چون کودکان استدلال می‌کردم. امّا چون مرد شدم، رفتارهای کودکانه را ترک گفتم.
آنچه اکنون می‌بینیم، چون تصویری محو است در آینه؛ امّا زمانی خواهد رسید که روبه‌رو خواهیم دید. اکنون شناخت من جزئی است؛ امّا زمانی فرا‌‌خواهد رسید که به‌‌کمال خواهم شناخت، چنانکه به‌‌کمال نیز شناخته شده‌ام.
و حال، این سه چیز باقی می‌ماند: ایمان، امید و محبت. امّا بزرگترینشان محبت است.

اول قرنتیان باب۱۳

آیه قوت سه شنبه ۲۷ آگوست ۲۰۱۶ برابر با ۶ مهر ۱۳۹۵

اول قرنتیان باب ۶ آیه های ۱۹ و ۲۰
اول قرنتیان باب ۶ آیه های ۱۹ و ۲۰

اول قرنتیان باب ۶ آیه های ۱۹ و ۲۰

 

۱۹آیا نمی‌دانید بدن شما معبد روح‌القدس است که خداوند به شما بخشیده و در شما ساکن است؟ علاوه براین شما دیگر صاحب بدن خود نیستید، ۲۰زیرا با قیمت گزافی خریده شده‌اید. پس بدنهای خود را برای جلال خدا بکار ببرید.

عیسی کیست؟

عیسی کیست؟
عیسی کیست؟

عیسی ناصری برای شما کیست؟زندگی شما در این دنیا و در ابدیت بستگی به پاسخ شما به این پرسش دارد.
به نظر شما او کیست……

برجسته‌ترین شخص در تمام ادوار؟

بزرگترین رهبر؟

بزرگترین استاد؟

کسی که نیکوترین کارها را برای بشریت انجام داد؟

کسی که مقدسترین زندگی را که هیچ کس هرگز نزیسته بود زیست؟

امروزه به هر کجای دنیا که بروید, با پیروان هر مذهبی که صحبت نمایید, صرف‌نظر از اینکه چقدر نسبت به مذهب خویش متعهد می باشند، اگر چیزی درباره تاریخ بدانند، باید بپذیرند که هرگز کسی مانند عیسای ناصری وجود نداشته است.
عیسی مسیر تاریخ را تغییر داد. حتی تاریخ روزنامه صبحی که در دست دارید گواه بر این اصل می‌باشد که عیسای ناصری ۲۰۰۰ سال پیش بر روی زمین می‌زیست.
B.C (ق. م) یعنی قبل از مسیح و( A.D (Anno Domini یعنی سالهای خداوند.

پیشگویی ظهور عیسی

صدها سال قبل از تولد عیسی،کتب مقدسه نبوت انبیای اسرائیل را در مورد ظهور وی به ثبت رسانیدند. عهد عتیق که به وسیله اشخاص بسیاری در طی مدت ۱۵۰۰ سال نگاشته شده است, شامل ۳۰۰ نبوت در مورد آمدن وی می‌باشد. تمامی این جزئیات و همچنین تولد معجزه آسا, زندگی عاری از گناه, معجزات بسیار, مرگ و قیام او تماماً به واقعیت پیوستند. زندگی‌ای که عیسی زیست, معجزاتی که او کرد, سخنانی که او گفت, مرگش بر روی صلیب, قیام او, عروج او به آسمان، همه این اصل را بیان می‌کنند که او تنها یک انسان نبود, بلکه بیش از یک انسان بود. عیسی اعلام نمود که «من و پدر یک هستیم، هیچ کس نزد پدر جز به وسیله من نمی‌آید». (یوحنا ۱۴: ۶)

زندگی و پیام او موجب تغییر می‌گردد

هر گاه به زندگی و تاثیر عیسای ناصری از دید تاریخ نظری بیفکنید،مشاهده خواهید نمود که حضور او و پیامش همواره در زندگی مردم واقوام باعث تغییرات بزرگی گردیده‌اند. هر جا که تعالیم او تاثیر خودرا بر جای گذاشته، تقدس ازدواج، حقوق زنان، حق رای، تاسیس مدارس و دانشگاهها جهت تحصیلات عالیه, وضع قوانین برای محافظت از کودکان، برچیده شدن برده‌داری و هزاران تغییر مفید دیگر به زندگی‌های شخصی نیز به گونه‌ای برجسته تغییر یافته است. برای مثال، » لیوو والاس » یک ژنرال مشهور و نابغه در ادبیات، به عنوان یک ملحد شناخته شده بود. برای مدت دو سال، آقای «والاس» مشغول مطالعه در برجسته‌ترین کتابخانه‌های اروپا و آمریکا بود. او در جستجوی اطلاعاتی بود تا به وسیله آنها مسیحیت را برای همیشه نابود سازد. هنگام نگارش دومین فصل کتابی که او بدین منظور می‌نوشت، گریه‌کنان در حالی که زانو زده بود فریاد بر آورد : » عیسی ، ای خدای من و ای خداوند من» و اینچنین مسیح را یافت. با چنین مدرک محکم و غیر قابل بحثی او دیگر نمی‌توانست خداوندی و پسر خدا بودن عیسی را انکار کند. بعدها » لیو والاس» کتاب «بنهور» که یکی از بزرگترین رمانهای قرن به زبان انگلیسی است و داستان آن در دوران زیست مسیح اتفاق افتاده را به رشته تحریر درآورد. همینطور «سی.اس.لوئیس»، پروفسور دانشگاه آکسفورد انگلستان که از عرفای منکر وجود خدا بود و سالهای متمادی الوهیت مسیح را انکار می‌کرد نیز در صداقتی عقلانی پس از مطالعه عمیق و گسترده برای یافتن دلایلی جهت اثبات الوهیت مسیح، پذیرفت که عیسی همان خدا و منجی است.

خداوند، دروغگو، یا دیوانه؟

» لوئیس» در کتاب مشهورش به نام «مسیحیت صرف» این جمله را بیان می‌کند: «شخصی که تنها یک انسان است و چیزهایی را مانند عیسی می‌گوید نمی‌تواند یک استاد بزرگ اخلاق باشد».
او می‌تواند یک دیوانه باشد- همطراز با مردی که می‌گوید خود یک تخم‌مرغ آبپز است- یا باید شیطان مجسم جهنمی باشد.
شما باید انتخاب کنید. او یا پسر خدا بوده و هست یا یک مرد دیوانه یا چیزی بدتر از آن. شما یا می‌توانید او را یک دیوانه تلقی کنید یا به پایش بیفتید و او را خداوند خود خطاب نمایید. ولی خواهش می‌کنم درباره او این سخن بی‌معنی را نگویید که او یک استاد بزرگ بشریت بود. او چنین بابی را برای ما نگشوده است.
عیسی مسیح برای شماکیست؟ زندگی شما بر روی این جهان و در ابدیت بستگی به پاسخ شما به این پرسش دارد.
تمامی ادیان توسط انسان پایه‌گذاری شده‌اند و بر پایه فلسفه‌های انسانی، قوانین و میزانهای رفتاری استوار گردیده‌اند. اگر بنیانگزاران این ادیان را از قوانین و نحوه پرستش آنها خارج سازید، شاهد تغییر کوچکی در آنها خواهید بود.
ولی عیسی مسیح را از مسیحیت خارج نمایید، هیچ چیز دیگری باقی نخواهد ماند. مسیحیت کتاب مقدسی تنها فلسفه‌ای برای زندگی نیست و نه استانداردهای اخلاقی برای اطاعت از مراسم مذهبی. مسیحیت واقعی بر پایهای اساسی یعنی رابطه‌ای شخصی با خداوند و منجی زنده و قیام کرده استوار می‌باشد

بنیانگزار قیام کرده

عیسای ناصری بر روی صلیب مصلوب شد، در قبری قرض شده دفن و در روز سوم از مردگان قیام نمود. مسیحیت در این خصوص بینظیر است.
هر گونه بحث در مورد اعتبار مسیحیت بستگی به اثبات قیام عیسای ناصری دارد.
در طی قرون متوالی عالمان بزرگ تصمیم گرفته‌اند که قیام او را به اثبات برسانند. آنها ایمان آورده و اکنون نیز ایمان دارند که عیسی زنده است.
«سایمون گرینلیف» متصدی حقوقی ثبت در مدرسه قانون هاروارد پس از مطالعه و تفحص درباره واقعه قیام که توسط نویسندگان اناجیل به دست ما رسیده است، به این نتیجه میرسد که «غیر ممکن است آنها بتوانند بر عقاید خود مبنی بر قیام نکردن عیسی از مردگان اصرار نمایند. حقایق نقل شده در اناجیل این را اثبات می‌نماید که اگر آنها این اصل را نمیفهمند و به آن اطمینان ندارند پس سایر اصول را نیز نخواهند فهمید».
«جان سینگلتون کپُلی » که بعنوان یکی از مغزهای حقوقی در تاریخ بریتانیا شناخته شده است چنین نظر می‌دهد که: «من بسیار خوب می‌دانم که مدرک و گواه چیست و این را به شما میگویم که رویدادی مانند قیام هرگز قابل انکار نمی‌باشد».

دلایلی برای ایمان

قیام هسته مرکزی ایمان یک مسیحی است. دلایل متعددی برای این مسئله که چرا کسی که در مورد قیام مطالعه می‌نماید به واقعیت آن ایمان می‌آورد، وجود دارد:

پیشگویی: ابتدا، عیسی خود پیشگویی کرد که مرده و قیام خواهد نمود و مرگ و قیام او همان گونه اتفاق افتاد که وی پیشگویی کرده بود. ( لوقا ۱۸: ۳۱-۳۳ )

قبر خالی: دوم، قیام تنها پاسخ موجه برای قبر خالی اوست. این داستان کتاب‌مقدسی نمایانگر قبری است که بدن مسیح را در آن گذاشته و به وسیله سنگی عظیم مسدود و در احاطه سربازان رومی قرار گرفته بود.
اگر کسی ادعا می‌نماید که عیسی نمرده بلکه ضعیف شده بود، پس نگهبانان و سنگ می‌توانستند از فرار او جلوگیری نمایند- یا از هرگونه کوششی توسط پیروان او جهت آزاد ساختنش ممانعت بعمل آورند.
دشمنان عیسی هم بدن او را بر نمی‌داشتند زیرا گمشدن بدن او تنها موجب تشویق ایمان پیروانش در مورد قیام او می‌شد.

ملاقاتهای شخصی: سوم، قیام تنها پاسخ برای ظهور عیسی مسیح به پیروانش می‌باشد. پس از قیامش عیسی حداقل ده بار به آنانی که او را می‌شناختند و به مردم بسیاری مثلاً ۵۰۰ نفر در یک بار ظاهر شد. خداوند ثابت کرد که این ظاهر شدنها توهم نیستند زیرا او با آنها غذا خورد ، حرف زد و آنان او را لمس کردند. ( اول یوحنا ۱:۱)

تولد کلیسا: چهارم، قیام تنها پاسخ مستدل برای شروع کلیسای مسیحی میباشد. کلیسای مسیحی بزرگترین بنیادی است که تاکنون در تاریخ جهان به وجود آمده است. قسمت اعظم محتوای موعظه در اولین جلسه این کلیسا در مورد قیام بود.
( اعمال ۲: ۱۴-۳۶ ) بدون شک، کلیسای اولیه آگاه بود که قیام مسیح پایه و اساس پیامش می‌باشد. دشمنان عیسی در واکنش به ایجاد کلیسا می‌توانستند در صورت داشتن بدن مرده عیسی به سادگی با ارائه آن در هر زمان شاگردان را از موعظه به قیام باز دارند ولی هرگز اینچنین نشد زیرا او بالفعل از مردگان قیام کرده بود.

زندگیهای تغییر یافته: پنجم، قیام تنها دلیل منطقی برای پاسخ در مورد زندگیهای تغییر یافته شاگردان است. آنها پیش از قیامش او را ترک کردند، پس از مرگش گرفتار ترس و یاس شده بودند. آنها انتظار نداشتند که عیسی از مردگان قیام نماید. ( لوقا ۲۴: ۱-۱۱ )
بعدها پس از قیامش و تجربه آنها در روز پنطیکاست، همین مردان و زنان مایوس و بیهدف با قدرت مسیح قیام کرده ، تغییر یافته و در نام عیسی مسیح جهان را شورانیدند. بسیاری زندگی خود را به خاطر ایمانشان از دست دادند، دیگران به طور وحشتناکی تحت جفایا قرار گرفتند. شجاعت آنها و رفتارشان به خاطر درک این مسئله بود که آنها مجرمیت خود را میدانستند یعنی ایمان به واقعیت قیام عیسی مسیح و این اصلی ارزشمند برای مردن محسوب می‌گشت.
در طی ۴۰ سال کار با پیروان عقل و منطق در دنیای دانشگاهی، کسی را ندیده‌ام که درباره این واقعه عمیقاً مطالعه نموده باشد و الوهیت و قیام عیسی ناصری برایش اثبات نشده باشد و نپذیرد که او پسر خدا و مسیح موعود است.
کسانی هم که ایمان ندارند خودشان صادقانه می‌گویند که من وقتی را برای مطالعه کتا‌ب‌ مقدسی و حقایق تاریخی درباره مسیح نگذاشته‌ام.

خدایی زنده: به خاطر قیام عیسی، پیروان راستینش نه تنها به عنوان یک بنیانگزار مرده اخلاق به او نمی‌نگرند بلکه در رابطه‌ای زنده و شخصی با خدای زنده بسر می‌برند. عیسی مسیح امروز زنده است و وفادارانه آنانی را که به او ایمان دارند و از او اطاعت می‌نمایند برکت می‌دهد.
در طی قرون متمادی بسیاری عیسی مسیح و ارزش او را شناخته‌اند، و به جمع کسانی که جهان را تحت تاثیر قرار داده‌اند، پیوسته‌اند.
فیلسوف و فیزیکدان فرانسوی «بلزپاسکال» درباره احتیاج انسان به مسیح چنین می‌گوید: » در قلب هر انسانی خلاءای وجود دارد که تنها خداوند به وسیله پسرش عیسی مسیح می‌تواند آن را پر سازد».

آیا شما مشتاق هستید که عیسی مسیح را به عنوان منجی زنده خود بشناسید؟ همان گونه که این جمله نشان می‌دهد، عیسی اشتیاق فراوان دارد تا رابطه‌ای محبت‌آمیز و شخصی را با شما آغاز نماید. عیسی تمامی مقدمات لازم جهت این کار را انجام داده است

کاریکاتوری که باعث ترور روزنامه نگار اردنی شد

کاریکاتوری که باعث ترور روزنامه نگار اردنی شد
کاریکاتوری که باعث ترور روزنامه نگار اردنی شد

ناهض حتر روزنامه نگار اردنی امروز در مقابل کاخ دادگستری در امان پایتخت اردن به ضرب گلوله به قتل رسید.

ناهض حتر روزنامه نگار اردنیناهض حتر روزنامه نگار اردنی
ناهض حتر روزنامه نگار اردنی

این روزنامه نگار ۵۶ ساله اردنی به دلیل انتشار کاریکاتوری که ضد اسلامی خوانده شده بود، قرار بود امروز به اتهام توهین به اسلام از طریق انتشار کاریکاتور زیر در صفحه فیسبوکش محاکمه شود.

به گفته شاهدان، فرد ضارب با شلیک سه گلوله این روزنامه نگار اردنی را به قتل رساند. خبرها از بازداشت قاتل حکایت دارد.

آقای حتر در ماه آگوست  پس از انتشار این کاریکاتور بازداشت شد،کاریکاتور مذکور افراط‌گرایان و دیدگاه آنها در مورد زندگی پس از مرگ را دست می اندازد.

در این کاریکاتور یکی از اعضای  وابسته به گروه اسلامی/تروریستی داعش به تصویر کشیده شده که با دو زن در رختخواب است و از خدا می خواهد تا برایش یک نوشیدنی بیاورد.

آقای حتر پیش‌ از این در سال ۱۹۹۸ میلادی نیز هدف ترور قرار گرفت که آن سوءقصد نافرجام ماند.

منبع : خبرگزاری صدای مسیحیان ایران

ادعاهای وزیرخارجه ایران در مورد حقوق مسیحیان در ایران !

ادعاهای وزیرخارجه ایران در مورد حقوق مسیحیان در ایران !
ادعاهای وزیرخارجه ایران در مورد حقوق مسیحیان در ایران !

وزیرخارجه ایران حضور انگشت شمار نمایندگان مسیحی و یهودی در مجلس را مصداق آزادی بیان برای اقلیت‌های دینی در کشور دانست.

محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران دوم مهرماه در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک در نشست شورای روابط خارجی آمریکا حاضر شد و به سوالات فرید ذکریا، مجری شبکه سی‌ان‌ان و تعدادی از حضار و اعضای شورا درباره مسائلی چون توافقنامه اتمی، روابط خارجی ایران، بحران سوریه و داعش و دستگیری دوتابعیتی‌ها پاسخ داد.

یکی از سوالاتی که در این نشست از ظریف شد درباره حقوق مسیحیان در ایران بود که او برای پاسخ به این پرسش بدون اشاره به دستگیری و تهدید نوکیشان مسیحی فارسی زبان (غیرارمنی) در کشور و با نادیده گرفتن وجود نزدیک به ۹۰ زندانی مسیحی در زندان‌های ایران که یا در انتظار سرانجام نتیجه دادگاه هستند که بسیاری به اتهام تبلیغ علیه نظام برای آنان پرونده‌سازی شده گفت «در ایران دو نماینده مسیحی در مجلس داریم، کلیساهای ارمنیان در ایران دائر است. المپیک ارمنی‌ها به میزبانی ارامنه ایران در تهران برگزار شد و شاید بسیاری ندانند که ما پس از اسرائیل بیشترین جمعیت یهودیان را در داخل ایران داریم که آنها کنیسه‌های خود را دارند و به رقم اینکه شمار آنها به اندازه کافی نیست اما برای همین تعداد دو کرسی در مجلس منظور گردیده است.»

ظریف ادامه داده «ما در نهایت پنج نفر از اقلیت‌های مذهبی در مجلس داریم، نماینده یهودی سابق مجلس مادرش در لوس آنجلس اقامت داشت و به مادرش در آنجا سر می‌زد و مشکلی هم نبود. بیشتر چیزهایی که از این ساخته شده فقط یک تصویر است […] ما زندانیان ادراک و فرضیات خودمان هستیم و این پس از اینکه این ادراک را پس از ۴۰ ساخته‌ایم به مشکلی تبدیل شده است.»

براساس اصل ۱۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، پیروان اقلیت‌های دینی که دین آنها به رسمیت شناخته شده، یعنی مسیحی، کلیمی، زرتشتی، در انجام مراسم مذهبی خود در حدود قانون آزاد می‌باشند.

مسیحیان خواه پروتستان و کاتولیک و خواه ارتدکس مشمول اصل ۱۳ می‌شوند، اما با استناد به سخنان وزیرخارجه ایران تنها اقلیتهای آشوری و ارمنی که از دیدگاه جمهوری اسلامی مسیحی زاده محسوب می شوند، در ایران اجازه دارند در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی امورات مربوط به مراسم مذهبی خود را برگزار کنند، اما دیگر اقلیت‌ها به مانند نوکیشان مسیحی پارسی زبان و بهائیان از ابتدای دگرگونی های سال ۵۷ هیچگاه به رسمیت شناخته نشده و با سرکوب و محدودیت‌های امنیتی مواجه بودند که در نتیجه یا مجبور به تحمل زندان شدند و یا از ایران مهاجرت کردند.

از طرفی «طبق اصل برائت» یعنی اصل سی و هفتم قانون اساسی و هیچ‌کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد. تمامی مسیحیان دستگیر شده و زندانی برای دور زدن قانون به اتهام تبلیغ علیه نظام یا جاسوسی و یا اقدام علیه امنیت ملی از طریق حضور یا تشکیل کلیساهای خانگی دستگیر و با همین موارد تفهیم اتهام می‌شوند.

در صورتی که تشکیل کلیساهای خانگی ذیل اصل ۱۳ قانون اساسی قرارمی‌گیرد، اما چون در احکام شرعی ارتداد با اشد مجازات روبه‌روست، اصول مربوط به آزادی ادیان رسمی نادیده گرفته می‌شود وگرچه حکم ارتداد یعنی اعدام صادر نمی‌شود با اتهامات عقیدتی و سیاسی در پرونده حبس‌ها طولانی را برای نوکیشان مسیحی به همراه دارد.

اینکه وزیرخارجه ایران به وجود ۵ نماینده از اقلیت‌های مذهبی در مجلس اسلامی افتخار می‌کند در شرایطی است که طبق قانون مجلس این پنج کرسی برای اقلیت‌ها در نظر گرفته شده و خواه ناخواه حتی باکمترین رای هم صندلی آنها گرفته می‌شود.

سابقه نمایندگان اقلیت‌های مذهبی پس از دگرگونی های سال ۵۷ نشان داده آنها از جمله محافظه‌کارترین نمایندگان مجلس هستند و نه تنها خود را درگیر مسائلی چون آزادی بیان و دموکراسی نمی‌کنند بلکه بیشترین تمایل را به حاکمیت دارند.

گرچه حسن روحانی در نخستین روزهای پس از ریاست جمهوری معاونت امور اقلیت‌ها و اقوام را به ریاست یونسی وزیر سابق اطلاعات تشکیل داد، اما رفته رفته مشخص شد تغییری در وضعیت اقوام و اقلیت‌های دینی در ایران ایجاد نشده است. طبق گزارش‌های نهادهای حقوق بشری وضع حقوق بشر پس از برجام بدتر شده است.

منبع : «محبت نیوز»