تحریف تاریخ، تکذیب حقیقت؛ تلاش جمهوری اسلامی برای تخریب مسیحیت

تحریف تاریخ، تکذیب حقیقت؛ تلاش جمهوری اسلامی برای تخریب مسیحیت
تحریف تاریخ، تکذیب حقیقت؛ تلاش جمهوری اسلامی برای تخریب مسیحیت

مسئولان و رسانه‌های وابسته به جمهوری اسلامی برای مخدوش کردن چهره مسیحیت در بین شهروندان نه تنها بسیاری واقعیات را وارونه جلوه می‌دهند بلکه از بیان مطالب بی‌اساس هم دریغ نمی‌کنند.

کمتر از یک ماه پس از آنکه تارنمای مشرق نزدیک به سپاه در گزارشی به بررسی «وضعیت اقلیت‌های مذهبی در دوران رضاشاه» پرداخت و نوشت که اقلیت‌های مذهبی در این دوران از اهمیت بیشتر و فرصت‌های بهتر برای پیشرفت اقتصادی برخوردار بودند که نتیجه عملکرد دولت رضاشاه در جهت برخورد برابر با کلیه شهروندان بود» حالا وب‌سایتی به اسم «رسانه‌ ایران» در گزارشی نوشته وضعیت اقلیت‌های دینی در ایران پس از انقلاب بهتر شده است.

در روایتی که این تارنما مطرح کرده آمده در دوره مشروطه که اولین بار حقوق اقلیت‌ها در مجلس شورای ملی مطرح شد، بهبهانی نمایندگی کلیمیان و طباطبایی وکالت ارامنه ایران را به عهده گرفتند. در آن زمان زرتشتیان تنها اقلیت مذهبی بودند که اجازه‌ داشتن نماینده مستقیم داشتند، اما بعد از انقلاب اسلامی ایران علی رغم جمعیت کمتر از ۱درصدی اقلیت‌ها، ۵ کرسی برای نمایندگی آن‌ها در نظر گرفته شد که با رای مستقیم اقلیت‌های هر مذهب انتخاب می‌شوند».

این سایت در ادامه نوشته چنین اقدامی یعنی داشتن نماینده ویژه برای اقلیت‌های دینی اقدامی است که در بعضی کشورهای پیشرفته مثل انگلیس و آمریکا انجام نشده است.

به باور نویسنده مقاله داشتن نمایندگان اقلیت های مذهبی در مجلس یک ساز و کار دموکراتیک است و در کشورهایی مانند انگلیس و آمریکا به مراتب آزار و اذیت اقلیت‌ها و توهین‌ به مسلمانان، پیامبر اسلام و حتی عیسی مسیح بیشتر است.

مانور روی حضور نماینده اقلیت‌ها در مجلس
این اولین بار نیست که یک رسانه وابسته به جمهوری اسلامی حضور نماینده اقلیت‌های دینی در مجلس شورای اسلامی را نماد آزادی می‌داند.

دو ماه قبل نیز محمدجواد ظریف وزیر امورخارجه ایران در شورای روابط بین‌الملل آمریکا در نیویورک در یک جلسه پرسش و پاسخ وقتی از او درباره تبعیض اقلیت‌های دینی سوال شد همین جواب را داد و حضور تعدادی نماینده اقلیت در مجلس را نماد احترام به حقوق اقلیت‌ها در جمهوری اسلامی دانست.

حال آنکه ده‌ها بیانیه و گزارش درباره سرکوب و فشار اقلیت‌های دینی در ایران به خصوص نوکیشان مسیحی و بهاییان از ابتدای انقلاب تاکنون صادر شده، اما جمهوری اسلامی تغییری در رفتار خود نداشته است. شاهد این مدعا تعداد بالای زندانیان عقیدتی و سیاسی و دگراندیشان دینی در زندان‌های ایران است.

برگزاری آزادانه مراسم محرم در کشورهای مسیحی
از طرفی این تارنما مدعی شده در کشورهای مسیحی دنیا به مسلمانان توهین می‌شود و مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند، اما در همین هفته‌های اخیر ده‌ها دسته و هیات اسلامی وابسته به جمهوری اسلامی و سازمان‌های شیعه از انگلیس و آلمان و کشورهای اسکاندیناوی گرفته تا آمریکا و کانادا در خیابان به عزاداری پرداختند و حتی یک گزارش از تعرض یا آسیب به یکی از این مسلمانان مخابره نشد! از این فراتر حتی در آلمان تعدادی کلیسا در اختیار مسلمان قرار گرفت نا مراسم محرم را در آن برگزار کنند.

سوال اینجاست اگر کشورهای غربی دنیا به آزاد و اذیت مسلمانان می‌پردازند، هزاران مسلمان شیعه و سنی عراقی و سوری چرا کیلومترها مسیر سخت و خطرناک را طی می‌کنند تا خود را بهکشورهای مسیحی دنیا برسانند؟ و چطور ده‌ها نفر از مردم مسلمان ایران تصمیم به مهاجرت از کشور می‌گیرند؟

چرا میزان گرویدن گروهیِ مسلمانان به مسیحیت تا این اندازه زیاد و است و نقطه مقابل آن گرویدن ادیان دیگر به اسلام است که کمتر شاهد آن هستیم؟

منبع : «محبت نیوز»

Advertisements

آیه قوت دوشنبه ۳۱ اکتبر ۲۰۱۶ برابر با ۱۰ آبان ۱۳۹۵

یوحنا باب ۸ آیه ۱۲
یوحنا باب ۸ آیه ۱۲

یوحنا باب ۸  آیه ۱۲

۱۲↵ عیسی باز به مردم گفت: «من نور جهان هستم، کسی‌که از من پیروی کند در تاریکی سرگردان نخواهد شد، بلکه نور حیات را خواهد داشت.»

آیه قوت یکشنبه ۳۰ اکتبر ۲۰۱۶ برابر با ۹ آبان ۱۳۹۵

مزامیر باب ۱۸ آیه ۲
مزامیر باب ۱۸ آیه ۲

مزامیر باب ۱۸  آیه ۲

۲↵ خداوند پشتیبان من است؛
پناهگاه مستحکم من،
خدای من نجات‌دهندهٔ من است.
او همانند یک پناهگاه از من محافظت می‌کند؛
او مرا حمایت می‌کند و مرا در امنیّت نگاه می‌دارد.

لوگوس چیست ؟

لوگوس چیست ؟
لوگوس چیست ؟
برای درک واژۀ «لوگوس» باید پیش‌زمینه‌های یونانی و یهودی آن را بررسی کرد. در ادبیات یونان لوگوس حاوی تنوع قابل ملاحضه‌ای از معانی است. هرالکیتویس، لوگوس را قدرت الهی برای بخشیدن انسجام، معنا و یکپارچگی به کائنات تعریف می‌کند. برای او لوگوس محور نظم کائنات است.

فیلسوفان رواقی، لوگوس را «عقل کل» می‌دانستند که به‌واسطۀ آن کائنات خلق و اداره می‌شدند. برای رواقیون، لوگوس، علت‌العلل نظام آفرینش تلقی می‌شد. فیلون فیلسوف یهودی نیز لوگوس را نقشۀ خدا و قدرت او برای خلق و تداوم خلقت تعریف می‌کند.

شایان ذکرست که واژۀ لوگوس در ترجمۀ یونانی عهدعتیق موسوم به ترجمۀ هفتاد Dabar است. Dabar علت بنیادی همه چیز است که با «پیام و عمل» تجلی پیدا می‌کند (مزمور ۱۰۷:‏۲۰ و تثنیه ۳۲:‏۴۶-‏۴۷). برای درک بهتر این واژه ضروری است که به پیش‌زمینه‌های اعتقادی یهودیان پیرامون مفهوم حکمت اشاره کرد زیرا که یکی از مفاهیم بنیادی لوگوس حکمت می‌باشد. بنابر اعتقاد یهودیان خدا از طریق حکمت خود جهان را خلق کرد، از این‌رو حکمت، ریشه در ذات خدا دارد. این حکمت در تورات به عالی‌ترین شکل ممکن جلوه‌گر می‌شد. در واقع کتب حکمتی عهدعتیق الهیات خلقت را ترسیم می‌کنند. اما در عهدجدید حکمت الهی در مسیح تجلی می‌یافت و عهدجدید فراتر از آن خود مسیح را به‌عنوان حکمت خدا معرفی می‌کند (لوقا ۲:‏۴ و مرقس ۶:‏۲ و اول قرنتیان ۱:‏۳۰). بدین‌سان آنچه در عهدعتیق ریشه در ذات خدا داشت حال در مسیح تجسم پیدا می‌کند.

مسیح همچون حکمت، عامل خلقت است (یوحنا ۱:‏۳ و۱۰). مسیح پیام و کلام خدا (لوگوس) به بشرست (یوحنا ۱:‏۱). در او نقشه و هدف الهی برای بشر نمایان می‌شود. در مسیح تفکر خدا پدیدار می‌گردد. سؤالی که با آن روبروییم آن است که چرا یوحنا به‌جای واژۀ حکمت از لوگوس استفاده کرد؟ به این سؤال می‌توان از چند بُعد پاسخ داد.

اولاً، لوگوس مفهوم حکمت را نیز در خود داشت و به‌علت حیطۀ معانی وسیع‌تر انتخاب بهتری بود. ثانیاً، یهودیان تورات را سمبل حکمت می‌دانستند، حال آنکه تجلی غایی این حکمت در مسیح می‌بود، از این‌رو واژۀ لوگوس گزیدۀ بهتری به لحاظ بشارت برای مسیحیان تلقی می‌شد. از سوی دیگر، اطلاق ضمیر مؤنث به حکمت در عهدعتیق به‌خوبی نمی‌توانست تجلی لوگوس در مسیح را نمایان سازد.

لوگوس بیانگر ازلیت و پیش‌موجودیت مسیح است. لوگوس نمایانگر یگانگی ذات مسیح با خداست. لوگوس مکاشفۀ تفکر و شخصیت خداست.

خدا شما را دوست دارد

خدا شما را دوست دارد
خدا شما را دوست دارد

زیرا خدا جهانیان را آنقدر محبت نمود، و آنقدر آن را محبت نمود که ( حتی ) پسر یگانه (منحصر به فرد) خود را داد، تا هر که به او ایمان بیاورد ( توکل کند، اعتماد نماید) هلاک نگردد (نابود نشود، گم نشود) بلکه صاحب حیات جاودان ( ابدی) شود. یوحنا ۳: ۱۶

یوحنا ۳ : ۱۶ میگوید که خدا جهانیان را آن قدر دوست داشت که پسر یگانه خود را برای آن قربانی نمود.
خدا شما را دوست دارد! شما برای او ارزش خاصی دارید. خدا شما را به خاطر اینکه آدم خوبی هستید و یا کارهای خوبی انجام میدهید، دوست ندارد. او شخص شما را دوست دارد! زیرا او محبت است. محبت کاری نیست که توسط خدا انجام میشود، بلکه خدا خودش محبت است. محبت در طبیعت خداست.
محبت خدا خالص و دائمی است. شما نمیتوانید این محبت را کسب نمایید، و هیچ کس نیز لایق آن نیست. این محبت تنها از طریق ایمان قابل دریافت است.
در افسسیان ۳ : ۱۹ پولس دعا میکند تا ما محبت خدا را بشناسیم. وقتی ما به این شناخت میرسیم، از درون تقویت میشویم. وقتی دروناً تقویت شدیم، مشکلات بیرونی نمیتوانند ما را شکست دهند.
اگر شما شخصاً این محبت را دریافت نکرده باشید، نمی توانید آن را به دیگران بدهید. اجازه دهید خدا شما را محبت نماید. این محبت را خودتان شخصاً تجربه نمایید و از آن اشباع گردید. خود را در میان این محبت قرار دهید. اجازه دهید این محبت شما را تقویت نماید و سپس آن را با دیگران تقسیم نمایید.

این را بگویید:
«خدا مرا دوست دارد. من برای او ارزش دارم. من امروز محبت عظیم و ابدی او را دریافت میکنم و درونم تقویت میشوم.»

تاریخچه درخت کریسمس را می دانید ؟

تاریخچه درخت کریسمس را می دانید ؟
تاریخچه درخت کریسمس را می دانید ؟

سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان، درختان تزیین شده را به خانه های خود آوردند، برمیگردد. همچنین در آن زمان عده ای هرمهایی از چوب میساختند و آنرا با شاخه های درختان همیشه سبز و شمع تزیین میکردند.

به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخشهای دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال ۱۸۴۱، انگلستان، پرنس آلبرت (Prince Albert)، شوهر ملکه ویکتوریا (Queen Victoria) با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندسور (Windsor) و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چیزی مد روز مبدل کرد.
واضح است که خانواده های ثروتمند انگلیسی به سرعت از این مد پیروی کردند و با ولخرجی تمام به تزیین درخت میپرداختند. در سالهای ۱۸۵۰، این تزیینات شامل عروسک، لوازم خانه مینیاتوری، سازهای کوچک، جواهرات بدلی، شمشیر و تفنگ اسباب بازی، میوه و خوراکی بود.

بسیاری از آمریکاییهای قرن نوزدهم، درخت کریسمس را چیزی غریب میدانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا، مربوط به سال ۱۸۳۰ است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمکهای مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود. در سال ۱۸۵۱، چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار می آمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند.

در حدود سالهای ۱۸۹۰، لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد میشد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت میافت. جالب است که اروپاییان از درختان کوچکی که حدود ۱ تا ۱٫۵ متر طول داشتند استفاده میکردند در حالی که آمریکاییان درختی را میپسندیدند که تا سقف خانه برسد.

در اوایل قرن بیستم، آمریکاییان درختهای کریسمس را بیشتر با لوازم تزیینی دست ساز خودشان تزیین میکردند اما بخشهای آلمانی/آمریکایی همچنان به استفاده از سیب، بلوط، گردو و شیرینیهای کوچک بادامی ادامه میدادند.
کشف برق، به ساخته شدن چراغهای کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به یک منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمانهای مهم-چه شخصی و چه دولتی- با برپا کردن یک درخت، به اسقبال تعطیلات کریسمس میرفتند.
در تزیین درختهای کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از فیگورهای پریهای کوچک- به نشانه ارواح مهربان- یا زنگوله و شیپر- که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار میرفت- استفاده میشد.
در لهستان، درخت کریسمس با مجسمه های کوچک فرشته، طاووس و پرندگان دیگر و تعداد بسیار زیادی ستاره، پوشیده میشد. در سوئد، درخت را با تزیینات چوبی که با رنگهای درخشان رنگ آمیزی شده اند و فیگورهای کودک و حیوانات از جنس پوشال و کاه تزیین میکنند. دانمارکیها، از پرچمهای کوچک دانمارک و آویزهایی به شکل زنگوله، ستاره، قلب و دانه برف استفاده میکنند. مسیحیان ژاپنی بادبزنها و فانوسهای کوچک را ترجیح میدهند.

تزیین درخت در اوکراین نیز بسیار جالب است، آنها حتما در تزیین درخت خود از عنکبوت و تار عنکبوت استفاده میکنند و آنرا خوش یمن میدانند، زیرا بنا بر یک افسانه قدیمی، زنی بی چیز که هیچ وسیله ای برای تزیین درخت و شاد کردن فرزندان خود نداشت، با غصه به خواب میرود و هنگام طلوع خورشید متوجه میشود که درخت کریسمس خانه اش با تار عنکبوت پوشیده شده است و این تارها با دمیدن خورشید به رشته های نقره مبدل شده اند.

سوال یک غیرمسیحی: شما ادعا دارید که کتاب مقدس به زبان های عبری و یونانی نوشته شده. پس چرا مسیحیان به زبان های عبری یا یونانی دعا نمی کنند؟

سوال یک غیرمسیحی: شما ادعا دارید که کتاب مقدس به زبان های عبری و یونانی نوشته شده. پس چرا مسیحیان به زبان های عبری یا یونانی دعا نمی کنند؟
سوال یک غیرمسیحی: شما ادعا دارید که کتاب مقدس به زبان های عبری و یونانی نوشته شده. پس چرا مسیحیان به زبان های عبری یا یونانی دعا نمی کنند؟

پاسخ: در کتاب مقدس تعلیمی درباره دعا به زبان های یونانی و عبری وجود ندارد. هر شخص می تواند به زبان مادری اش با خدا صمیمانه سخن بگوید. دلیل دیگر آن است که در قرن اول میلادی اناجیل به زبان های دیگر ترجمه شد. بنابراین مسیحیانی که در قلمرو امپراطوری روم زندگی می کردند، می توانستند اناجیل، نامه های پولس و سایر رسولان را به زبان مادری خود بشنوند یا مطالعه کنند.

دعای مسیحی باید فکورانه باشد. همان گونه در در گفتگوی با مردم، ذهن فعال است، دعا نیز باید واجد چنین شرطی باشد. خداوند دارای شخصیت است. جملات مکانیکی و از قبل حفظ شده نمی تواند ارتباط دوستی و صمیمیت برقرار سازد. دعای بدون تفکر، دعای بی معنا است. در دعا باید اندیشه خود را به کار ببرید. چنین کاری، رابطه شما را با خدا بسط و گسترش می دهد. مسیح فرمود:»خدا را با تمام اندیشه خود محبت کن».

در گفتگوی صمیمانه با خدا بایستی از جملات تکراری و از قبل حفظ شده، اجتناب کرد. دوستی با خدا از طریق شریک کردن خدا در تمام تجربیات زندگی تان میسر می باشد. ساده و عامیانه با خدا صحبت کنید.

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ