آیه قوت یکشنبه ۲۷ نوامبر ۲۰۱۶ برابر با ۷ آذر ۱۳۹۵

ملاکی باب ۳ آیه 1
ملاکی باب ۳ آیه ۱

ملاکی باب ۳ آیه ۱

۱↵ خداوند متعال می‌فرماید: «من قاصد خود را می‌فرستم تا راه را برای من آماده سازد. سپس خداوندی که منتظرش هستید، ناگهان به معبد بزرگ خود خواهد آمد. آن نبی‌ای که مشتاق دیدارش هستید، می‌آید و پیمان مرا به شما اعلام می‌کند.»

متی باب ۱۵ پاکی درون

متی باب ۱۵ پاکی درون
متی باب ۱۵ پاکی درون

  پاکی درون
۱ آنگاه‌ کاتبان‌ و فریسیان‌ اورشلیم‌ نزد عیسی‌ آمده‌، گفتند:  ۲ «چون‌ است‌ که‌ شاگردان‌ تو از تقلید مشایخ‌ تجاوز می‌نمایند، زیرا هرگاه‌ نان‌ می‌خورند دست‌ خود را نمی‌شویند؟ »  ۳ او در جواب‌ ایشان‌ گفت‌: «شما نیز به‌ تقلید خویش‌، از حکم‌ خدا چرا تجاوز می‌کنید؟  ۴ زیرا خدا حکم‌ داده‌ است‌ که‌ مادر و پدر خود را حرمت‌ دار و هرکه‌ پدر یا مادر را دشنام‌ دهد البته‌ هلاک‌ گردد.  ۵ لیکن‌ شما می‌گویید هر که‌ پدر یا مادر خود را گوید آنچه‌ از من‌ به‌ تو نفع‌ رسد هدیه‌ای‌ است‌،  ۶ و پدر یا مادر خود را بعد از آن‌ احترام‌ نمی‌نماید. پس‌ به‌ تقلید خود، حکم‌ خدا را باطل‌ نموده‌اید.  ۷ ای‌ ریاکاران‌، اشعیاء درباره‌ شما نیکو نبوّت‌ نموده‌ است‌ که‌ گفت‌:  ۸ این‌ قوم‌ به‌ زبانهای‌ خود به‌ من‌ تقرّب‌ می‌جویند و به‌ لبهای‌ خویش‌ مرا تمجید می‌نمایند، لیکن‌ دلشان‌ از من‌ دور است‌.  ۹ پس‌عبادت‌ مرا عبث‌ می‌کنند زیرا که‌ احکام‌ مردم‌ را بمنزله‌ فرایض‌ تعلیم‌ می‌دهند. »  ۱۰ و آن‌ جماعت‌ را خوانده‌، بدیشان‌ گفت‌: «گوش‌ داده‌، بفهمید؛  ۱۱ نه‌ آنچه‌ به‌ دهان‌ فرو می‌رود انسان‌ را نجس‌ می‌سازد بلکه‌ آنچه‌ از دهان‌ بیرون‌ می‌آید انسان‌ را نجس‌ می‌گرداند . »  ۱۲ آنگاه‌ شاگردان‌ وی‌ آمده‌، گفتند: «آیا می‌دانی‌ که‌ فریسیان‌ چون‌ این‌ سخن‌ را شنیدند، مکروهش‌ داشتند؟ »  ۱۳ او در جواب‌ گفت‌: «هر نهالی‌ که‌ پدر آسمانی‌ من‌ نکاشته‌ باشد، کنده‌ شود.  ۱۴ ایشان‌ را واگذارید، کوران‌ راهنمایان‌ کورانند و هرگاه‌ کور، کور را راهنما شود، هر دو در چاه‌ افتند. »  ۱۵ پطرس‌ در جواب‌ او گفت‌: «این‌ مثل‌ را برای‌ ما شرح‌ فرما.  ۱۶ عیسی‌ گفت‌: «آیا شما نیز تا به‌ حال‌ بی‌ادراک‌ هستید؟  ۱۷ یا هنوز نیافته‌اید که‌ آنچه‌ از دهان‌ فرو می‌رود، داخل‌ شکم‌ می‌گردد و در مبرز افکنده‌ می‌شود؟  ۱۸ لیکن‌ آنچه‌ از دهان‌ برآید، از دل‌ صادر می‌گردد و این‌ چیزها است‌ که‌ انسان‌ را نجس‌ می‌سازد  ۱۹زیرا که‌ از دل‌ برمی‌آید، خیالات‌ بد و قتلها و زناها و فسقها و دزدیها و شهادات‌ دروغ‌ و کفرها.  ۲۰ اینها است‌ که‌ انسان‌ را نجس‌ می‌سازد، لیکن‌ خوردن‌ به‌ دستهای‌ ناشسته‌، انسان‌ را نجس‌ نمی‌گرداند. »

عیسی خانواده حقیقی خود را معرفی می کند

عیسی خانواده حقیقی خود را معرفی می کند
عیسی خانواده حقیقی خود را معرفی می کند

عیسی خانواده حقیقی خود را معرفی می کند  ۴۶ او با آن‌ جماعت‌ هنوز سخن‌ می‌گفت‌ که‌ ناگاه‌ مادر و برادرانش‌ در طلب‌ گفتگوی‌ وی‌ بیرون‌ ایستاده‌ بودند.  ۴۷ و شخصی‌ وی‌ را گفت‌: «اینک‌ مادر تو و برادرانت‌ بیرون‌ ایستاده‌، می‌خواهند با تو سخن‌ گویند.»  ۴۸ در جواب‌ قایل‌ گفت‌: «کیست‌ مادر من‌ و برادرانم‌ کیانند؟»  ۴۹ و دست‌ خود را به‌سوی‌ شاگردان‌ خود دراز کرده‌، گفت‌: «اینانند مادر من‌ و برادرانم‌.  ۵۰ زیرا هر که‌ اراده‌ پدر مرا که‌ در آسمان‌ است‌ بجا آوَرد، همان‌ برادر و خواهر و مادر من‌ است‌.»

آیه قوت شنبه ۲۶ نوامبر ۲۰۱۶ برابر با ۶ آذر ۱۳۹۵

جامعه باب ۱۲ آیه 13
جامعه باب ۱۲ آیه ۱۳

جامعه باب ۱۲ آیه ۱۳

۱۳↵ خلاصه کلام اینکه، انسان باید از خدا بترسد و اوامر او را بجا آورد، زیرا که این تمام وظیفهٔ اوست؛

خلاصه تاریخ کتاب مقدس – پرسش و پاسخ

خلاصه تاریخ کتاب مقدس - پرسش و پاسخ
خلاصه تاریخ کتاب مقدس – پرسش و پاسخ

خلاصۀ تاریخ کتاب مقدس را به صورت پرسش و پاسخ برای مطالعۀ نو ایمانان و یادگیری کودکان جمع آوری شده‌اند.

۱. نخستین مرد که بود؟

آدم (پیدایش ۲:۷؛ ۱ قرنتیان ۱۵:۴۵)

۲. نخستین زن که بود؟

حوا (پیدایش ۳:۲)

۳. آدم از چه پدید آمد؟

از خاک زمین (پیدایش ۲:۷)

۴. خدا پس از آفرینش آدم او را در کجا گذاشت؟

در باغ عَدَن (پیدایش ۲:۸)

۵. آدم و حوا مرتکب چه گناهی شدند؟

ایشان از میوۀ ممنوعه خوردند. (پیدایش ۳:۶)

۶. چگونه ایشان مجازات شدند؟

ایشان به درد، محنت، و مرگ سزاور شده و از باغ بیرون شدند. (پیدایش ۳:۱۶−۱۹، ۲۴)

۷. خدا پیش از بیرون کردنشان از باغ به ایشان چه وعده‌ای داد؟

وعدۀ نجات‌دهنده‌ای (پیدایش ۳:۱۵)

۸. نخستین پسر آدم و حوا که بود؟

قائن (پیدایش ۴:۱)

۹. او چه کاره بود؟

قائن کشاورز بود. (پیدایش ۴:۲)

۱۰. دومین پسرشان که بود؟

هابیل (پیدایش ۴:۲)

۱۱. او چه کاره بود؟

هابیل گله‌بان بود. (پیدایش ۴:۲)

۱۲. قائن به هابیل چه کار کرد؟

او را کشت. (پیدایش ۴:۸)

۱۳. چرا او را کشت؟

برای حسودی، زیرا خدا قربانی هابیل را پذیرفت، ولی مال او را نپذیرفت. (پیدایش ۴:۴-۵؛ عبرانیان ۱۱:۴)

۱۴. شیث که بود؟

پسری بود که خدا بجای هابیل به آدم و حوا داد. (پیدایش ۴:۲۵)

۱۵. پیرترین مرد در دنیا که بود؟

متوشالح (پیدایش ۵:۲۷)

۱۶. چگونه دنیا یکبار نابود شد؟

با طوفان (پیدایش ۶:۱۷)

۱۷. چرا آن طوفان فرستاده شد؟

زیرا که مردم شریر بودند. (پیدایش ۶:۵)

۱۸. که از آن طوفان نجات یافت؟

نوح، همسرش، سه پسر ایشان و همسرانشان (پیدایش ۷:۷)

۱۹. چگونه نجات یافتند؟

بوسیلۀ کشتی (پیدایش ۷:۷)

۲۰. آیا هیچ موجود دیگری نجات پیدا کرد؟

بله، زوجی از تمامی موجودات زنده در روی زمین (پیدایش ۷:۸)

۲۱. نام پسران نوح چه بود؟

سام، حام، و یافِث (پیدایش ۵:۳۲)

۲۲. چگونه نوح فهمید که طوفان در حال فروکش کردن است؟

با فرستادن کبوتری که با برگ زیتونی بازگشت. (پیدایش ۸:۱۱)

۲۳. نوح تا چه مدتی در کشتی ماند؟

یک سال و ده روز.

۲۴. چرا مردم تلاش به بنا کردن برج در بابل داشتند؟

تا برای خود نامی پیدا کنند، و ایشان را از پراکندگی نگاه دارد. (پیدایش ۱۱:۴)

۲۵. چگونه ایشان در کارشان باز ماندند؟

خدا زبان ایشان را مشوش کرد، تا سخن یکدیگر را نفهمند. (پیدایش ۱۱:۷)

۲۶. چه شهرهایی برای گناهانشان نابود شدند؟

سُدوم و عَمُورَه (پیدایش ۱۸:۲۰)

۲۷. آنها چگونه نابود شدند؟

با آتش و گوگرد از آسمان. (پیدایش ۱۹:۲۴، ۲۵)

۲۸. آیا کسی نجات یافت؟

بله، لوط و دو دخترش. (پیدایش ۱۹:۳۰)

۲۹. سرنوشت زن لوط چه شد؟

او چون روی برگرداند و به پشت سر خود نگاه کرد، به ستون نمک تبدیل شد. (پیدایش ۱۹:۲۶)

۳۰. ابراهیم که بود؟

دوست خدا و پدر ایمانداران. (یعقوب ۲:۲۳؛ رومیان ۴:۱۶)

۳۱. او چگونه ایمان و اطاعت خود را نشان داد؟

با بیرون رفتن از کشور خود با شنیدن صدای خدا، و با قربانی کردن پسر خود اسحاق. (پیدایش ۱۲:۱-۴؛ ۲۲:۱-۱۲)

۳۲. پسران اسحاق که بودند؟

یعقوب و عیسو. (پیدایش ۲۵:۲۵-۲۶)

۳۳. یعقوب چند پسر داشت؟

دوازده پسر (پیدایش ۳۵:۲۲-۲۶)

۳۴. کدام یکی را برادرانش دوست نداشتند؟

یوسف (پیدایش ۳۷:۳-۴)

۳۵. چه بر سر او آوردند؟

او را مانند برده در مصر فروختند. (پیدایش ۳۷:۲۸، ۳۶)

۳۶. آیا او مانند برده در مصر ماند؟

نه، بلکه خدا با او بود و او را حکمت داد، و او را فرماندار مصر گردانید. (پیدایش ۴۱)

۳۷. آیا او از برادرانش برای فروش خود انتقام گرفت؟

نه، او ایشان را بخشید و مهربانی کرد، بدی را با نیکی جواب داد. (پیدایش ۴۳-۴۵)

۳۸. نام فرزندان یعقوب که بود؟

اسرائیلیان یا بنی‌اسرائیل(خروج ۹:۷؛ ۱:۷)

۳۹. چه موضوعی اسرائیلیان را به مصر آورد؟

برای تهیۀ آذوقه. (پیدایش ۴۲:۲-۳)

۴۰. در آنجا برای ایشان چه اتفاقی افتاد؟

نخست ایشان را به خوبی پذیرفتند، ولی بعد فرعون و مصریان ایشان را ذلیل کردند. (خروج ۱:۱-۱۱)

۴۱. خدا چه کسی را فرستاد تا ایشان را آزاد سازد؟

موسی، که وی وقتی بچه بود در صندوقچه‌ای از نی خوابانده شد، و دختر فرعون او را نجات داد. (خروج ۲:۱-۱۰)

۴۲. آیا فرعون مایل بود که بنی اسرائیل را آزاد کند؟

نه. (خروج ۵:۲)

۴۳. چگونه خدا او را مایل کرد؟

با فرستادن ده بلا، که آخرینش باعث مرگ تمامی نخست‌زادگان مصر شد. (خروج ۷-۱۱)

۴۴. چطور نخست‌زادگان بنی‌اسرائیل نجات یافتند؟

با پاشیدن خون برّه بر درشان. (خروج ۱۲:۱۳)

۴۵. چه جشنی را به یاد این اتفاق به جا می‌آورند؟

عید فِصَح. (خروج ۱۲:۱۱، ۴۴-۵۰)

۴۶. در چه راهی موسی بنی‌اسرائیل را از مصر به سرزمین کنعان هدایت کرد؟

در راه دریای قُلزُم و سپس در راه صحرا. (خروج ۱۳:۱۸)

۴۷. با چه راهنمایی شدند؟

با ستون ابر و آتش. (خروج ۱۳:۲۱)

۴۸. چه غذایی به ایشان داده شد؟

با منا. (خروج ۱۶:۱۵؛ یوحنا ۶:۴۸-۵۱)

۴۹. به چه صورت شگفت آوری خدا به ایشان آب داد؟

آب از صخره‌ای بیرون آمد. (خروج ۱۷:۶)

۵۰. به ایشان در کوه سینا چه چیزی داده شد؟

ده فرمان. (خروج ۲۰:۱-۲۰)

۵۱. خیمه چه بود؟

خیمه مکانی بود که خدا در میان مردمش ساکن بود، و پرستش می‌شد.

۵۲. در حالی که مردم در سینا بودند، مرتکب چه گناه بزرگی شدند؟

ایشان گوسالۀ طلایی برای پرستش ساختند. (خروج ۳۲:۱-۶)

۵۳. چه مدتی در صحرا آواره بودند؟

چهل سال. (اعداد ۳۲:۱۳)

۵۴. چه کسی ایشان را به سرزمین وعده‌ برد؟

یوشع. (تثنیه ۱:۳۸)

۵۵. چگونه وارد آن شدند؟

با گذشتن از رود اُردُن، که آنرا خدا برایشان باز کرد. (یوشع ۳:۱۴-۱۷)

۵۶. بعد از یوشع ایشان را که رهبری کرد؟

داوران. (داوران ۲:۱۶؛ اعمال ۱۳:۲۰)

۵۷. بعضی از داوران را نام ببر.

جِدْعُون، یَفْتاح، شَمْشُون، سَموئیل و غیره… (داوران ۶:۱۱؛ ۱۱:۱؛ ۱۳:۲۴؛ ۱ سموئیل ۷:۱۵)

۵۸. چه کسی نخستین پادشاه اسرائیل شد؟

شائول. (۱ سموئیل ۱۵:۱)

۵۹. چه کسی پادشاه دوم اسرائیل شد؟

داوود. (۲ سموئیل ۲:۴)

۶۰. وی به چه لقبی خوانده شده؟

مغنّیِ شیرین اسرائیل. (۲ سموئیل ۲۳:۱)

۶۱. بعد از او چه کس پادشاه شد؟

سلیمان. (۱ پادشاهان ۱:۳۹)

۶۲. چه چیزی دربارۀ وی ثبت شده؟

که او از خدا حکمت را درخواست، و حکیمترین انسان شد. (۱ پادشاهان ۳:۹)

۶۳. سلیمان چه چیزی را بنا کرد؟

هیکل (معبد) را در اورشلیم. (۱ پادشاهان ۶:۱)

۶۴. چه کسی بعد از سلیمان سلطنت کرد؟

پسر وی، رَحُبْعام. (۱ پادشاهان ۱۱:۴۳)

۶۵. در حکومتش چه اتفاقی افتاد؟

مملکت به دو قسمتِ اسرائیل و یهودا تقسیم شد. (۱ پادشاهان ۱۲:۱۶-۱۷)

۶۶. بعد از تقسیم مملکت، نخستین پادشاه اسرائیل که بود؟

یَرُبْعام پسر نَباط، که باعث گناه اسرائیل شد. (۱ پادشاهان ۱۲:۲۰؛ ۱۴:۱۶)

۶۷. چطور ایشان را به گناه کشید؟

دو گوسالۀ طلایی را برای پرستش ایشان برپا کرد. (۱ پادشاهان ۱۲:۲۸)

۶۸. ایلیّا که بود؟

پیامبری که از جانب خدا فرستاده شد تا مردم را از خدایان دروغین برگرداند. (۱ پادشاهان ۱۷-۱۸)

۶۹. چگونه مجازاتی را بخاطر گناهانشان به ایشان خبر داد؟

خشکسالی و قحطی باران. (۱ پادشاهان ۱۷:۱)

۷۰. آیا آن برآورده شد؟

بله، حتی برای سه سال و نیم. (لوقا ۴:۲۵)

۷۱. در آن مدت چگونه غذا بدست ایلیّا رسید؟

غُرابها برای وی نان و گوشت می‌آوردند، و بیوه‌زنی با او آرد و روغن خود را سهم تقسیم کرد. (۱ پادشاهان ۱۷:۶، ۱۵-۱۶)

۷۲. یکی، دو معجزۀ او را نام ببر؟

او تا روزی که دوباره باران آمد باعث دوام تاپویه آرد و کوزۀ روغن بیوه‌زن شد، و او پسر وی را دوباره زنده کرد. (۱ پادشاهان ۱۷:۱۵-۱۶، ۲۳)

۷۳. در آخر با ایلیّا چه شد؟

وی با ارابۀ آتشین به آسمان بالا رفت. (۲ پادشاهان ۲:۱۱)

۷۴. چه کسی به جای ایلیّا پیامبر شد؟

اَلِیشَع. او آب ناگوار را شفا داد و پسر زن شونیم را از مرگ زنده کرد. (۲ پادشاهان۲:۱۹-۲۲؛ ۴:۳۲-۳۷)

۷۵. بنی‌اسرائیل به کجا به اسیری برده شدند؟

سرزمین بابل. (۲ پادشاهان ۲۵)

۷۶. چرا ایشان به اسیری برده شدند؟

زیرا که خدایان دروغین را ستایش کردند.

۷۷. چه کسانی در تنور روشن افکنده شدند؟

سه جوان یهودی، شَدْرَک و میشَک و عَبِدْنَغو. (دانیال ۳:۱۹-۲۰)

۷۸. چرا؟

زیرا که ایشان بت طلایی را که نَبوْکَدْنَصَّر برپا کرده بود پرستش نکردند. (دانیال ۳:۱۲)

۷۹. چه کسی در چاه شیران انداخته شد؟

دانیال. (دانیال ۶:۱۷)

۸۰. چرا؟

زیرا که او دعا به خدا را ترک نکرد. (دانیال ۶:۱۴)

۸۱. چه کسی را به دریا انداختند و ماهی بزرگی وی را نجات داد؟

یونُس. (یونس ۱:۱۵-۱۷)

۸۲. چه کسانی یهودیان را به برگشتن به سرزمین مقدّس رهبری کردند؟

زرُّبابل، عَزْرا و نحمیا. (عزرا ۲:۲)

۸۳. پس از برگشتشان چه کار کردند؟

معبد خدا را که در قبل ویران شده بود را دوباره ساختند. (کتب عزرا و نحمیا)

۸۴. اِسْتَر که بود؟

یک خانم یهودی، که ملکۀ پارسیان شد، و قوم خود را از نابودی نجات داد. (کتاب استر)

۸۵. آخرین پیامبر عهد عتیق که بود؟

مَلاکی. (ملاکی ۱:۱)

۸۶. چه مدتی پیش از مسیح زندگی می‌کرد؟

حدود ۴۰۰ سال.

۸۷. در چه زمانی عیسی مسیح بدنیا آمد؟

وقتی که آگوستوسِ (یا اوغُسْطُس) قیصر امپراطور روم بود.

۸۸. وی در کجا بدنیا آمد؟

در بیت اللحم. (متّی ۲:۱)

۸۹. مادر وی که بود؟

مریم. (متّی ۱:۱۸)

۹۰. چه کسی مژدۀ تولد عیسی را اعلام کرد؟

فرشتگان به چوپانان بیت اللحم مژده دادند. (لوقا ۲:۸-۲۰)

۹۱. فرشتگان با خود چه آوردند؟

بشارتی شادی‌بخش. (لوقا ۲:۱۰)

۹۲. چه کسانی برای پرستش آن مولود نجات‌دهنده آمدند؟

مجوسانی از مشرق. (متّی ۲:۱)

۹۳. چگونه ایشان به آن مکان هدایت شدند؟

با ستاره‌ای در آسمان. (متّی ۲:۲)

۹۴. چه کسی فرمان مردگ کودکان را داد؟

هرودیوس پادشاه. (متّی ۲:۱۶)

۹۵. چرا؟

زیرا وی امید داشت تا با آن عیسی را به قتل رساند. (متّی ۲:۱۶)

۹۶. چگونه جان عیسی حفظ شد؟

یوسف و مریم او را با خود به مصر بردند. (متّی ۲:۱۴)

۹۷. عیسیِ دوازده ساله را در حال چه کاری می‌بینیم؟

در معبد به شنیدن معلمان، و در پرسش از ایشان پیدا شد. (لوقا ۲:۴۶)

۹۸. بعد از وی چه می‌خوانیم؟

او با مادرش و یوسف به خانه‌اشان بازگشت، و مطیع ایشان بود. (لوقا ۲:۵۱)

۹۹. از چه زمانی عیسی شروع به موعظه کرد؟

از سی سالگی. (لوقا ۳:۲۳)

۱۰۰. چه کسی راه را برای عیسی آماده کرد؟

یحیای تعمیددهنده. (مرقس ۱:۲-۴)

۱۰۱. سرنوشت یحیا چه بود؟

او بدست هیرودیس کشته شد. (مرقس ۱۴:۱-۱۰)

۱۰۲. چرا؟

زیرا او شرارتهای هیرودیس را توبیخ کرد. (لوقا ۳:۱۹)

۱۰۳. عیسی چند نفر را به عنوان رسولان برگزید؟

دوازده نفر. (لوقا ۶:۱۳)

۱۰۴. کدام یک او را انکار کرد؟

پطرس. (متی ۲۶:۳۴)

۱۰۵. کدام یک او را تسلیم کرد؟

یهودای اِسْخَریوطی. (لوقا ۲۲:۴۸)

۱۰۶. در زمان حیات خود، مسیح چه کار کرد؟

او به هر جا که رفت اعمال نیکو بجا می‌آورد، معجزه می‌کرد و انجیل را مژده می‌کرد. (اعمال ۱۰:۳۸)

۱۰۷. برخی از معجزه‌های وی را نام ببرید.

او چشمان نابینا را گشود، با پنج نان به پنج هزار نفر خوراک داد، دختر یایرُس و پسر یک بیوه زن و ایلِعازر را زنده کرد. (لوقا ۷:۲۱،۲۲؛ ۹:۱۰-۱۷؛ ۸: ۵۴-۵۶؛ ۷:۱۱-۱۷؛ یوحنا ۱۱)

۱۰۸. چه کسانی موجب مرگ عیسی شدند؟

رؤسای کاهنان و کاتبان. (لوقا ۲۲:۲)

۱۰۹. چرا؟

برای حسادت و دشمنی از او. (متی ۲۷:۱۸؛ یوحنا ۷:۷)

۱۱۰. چه کسی وی را برای مرگ تسلیم کرد؟

پنطیوس پیلاطُس، والیِ یهودیّه. (یوحنا ۱۹:۱۶؛ متی ۲۷:۱۵-۲۶)

۱۱۱. چگونه وی مرد؟

با مرگ بر صلیب. (یوحنا ۱۹:۳۰؛ فیلیپیان ۲:۸)

۱۱۲. آیا عیسی دوباره از مرگ برخاست؟

بله، در روز سوم برخاست. (متی ۱۶:۲۱؛ مرقس ۱۶:۱-۹)

۱۱۳. پس از قیامتش به چه مدت بر زمین ماند؟

چهل روز. (اعمال ۱:۳)

۱۱۴. پس از آن چه شد؟

از کوه زیتون به آسمان صعود کرد. (اعمال ۱:۹-۱۲)

۱۱۵. چه کسانی وی را دیدند که به بالا صعود کرد؟

شاگردان او. (اعمال ۱:۹،۱۰)

۱۱۶. در روز پنطیکاست چه پیشامد؟

روح‌القدس بر رسولان نازل شد. (اعمال ۲)

۱۱۷. پس از آن رسولان به چه مشغول شدند؟

ایشان به همه جا رفته، مژدۀ مسیح را موعظه می‌کردند.

۱۱۸. چه تعداد مردم در آنروز پنتیکاست ایمان آوردند؟

حدود سه هزار نفر. (اعمال ۲:۴۱)

۱۱۹. نخستین شهید مسیحی که بود؟

اِستیفان. (اعمال ۷:۵۹، ۶۰)

۱۲۰. او چگونه جان سپرد؟

او در حالی که سنگسارش می‌کردند برای قاتلان خود دعا کرد، و پس روح خود را به مسیح بخشید. (اعمال ۷:۵۹، ۶۰)

۱۲۱. سپس کدام رسول تازه‌ای بجای وی خوانده شد؟

سولُسِ تارسوسی، که بعداً پؤلُس نامیده شد. (اعمال ۹:۱-۶)

۱۲۲. کار وی در قبل چه بود؟

او پیروان مسیح را آزار می‌داد. (اعمال ۹:۱)

۱۲۳. او به چه صورت به مسیح ایمان آورد؟

او در راه به دمشق، با دیدن رویایی از مسیح ایمان آورد. (اعمال ۹:۳-۶)

۱۲۴. او چگونه بقیۀ زندگی خود را بسر برد؟

او با موعظه از مژدۀ مسیح، برپاسازی کلیساها و با نوشتن نامه‌ها برای کلیساهای مختلف زندگی خود را بسر برد.

۱۲۵. برخی از مکان‌هایی را که در آن کلیسا برپا کرد نام ببرید.

فیلیپی، اِفِسوس، قُرِنْتُس و غیره.

۱۲۶. پس از آن چه اتفاق دیگری برایش افتاد؟

او در سفر به روم کشتی‌شکسته شد. (اعمال ۲۷:۱۳-۴۴)

۱۲۷. چه زمانی اورشلیم ویران شد؟

حدود به چهل سال پس از مرگ مسیح اورشلیم ویران شد.

۱۲۸. چه بر سر رسولان آمد؟

بیشتر ایشان برای مسیح شهید شدند.

۱۲۹. ایشان پیش از وفاتشان چه کردند؟

ایشان خادمان و کشیشان را برای موعظۀ کلام و ادارۀ کلیسا معین کردند. (اعمال ۱۴:۲۳)

داستان ۵۷ سنت

داستان ۵۷سنت
داستان ۵۷سنت

یه روز یه دختر کوچولو کنار یک کلیسای کوچک محلی ایستاده بود؛ دخترک قبلا یک بار آن کلیسا را ترک کرده بود چون به شدت شلوغ بود. همونطور که از جلوی کشیش رد شد، با گریه و هق هق گفت: «من نمیتونم به کانون شادی بیام!»
کشیش با نگاه کردن به لباس های پاره پوره، کهنه و کثیف او تقریباً توانست علت را حدس بزند و دست دخترک را گرفت و به داخل برد و جایی برای نشستن او در کلاس کانون شادی پیدا کرد.
دخترک

از اینکه برای او جا پیدا شده بود بی اندازه خوشحال بود و شب موقع خواب به بچه هایی که جایی برای پرستیدن خداوند عیسی نداشتند فکر می کرد.
چند سال بعد، آن دختر کوچولو در همان آپارتمان فقیرانه اجاره ای که داشتند، فوت کرد. والدین او با همان کشیش خوش قلب و مهربانی که با دخترشان دوست شده بود، تماس گرفتند تا کارهای نهایی و کفن و دفن دخترک را انجام دهد.
در حینی که داشتند بدن کوچکش را جا به جا می کردند، یک کیف پول قرمز چروکیده و رنگ و رو رفته پیدا کردند که به نظر می رسید دخترک آن را از آشغال های دور ریخته شده پیدا کرده باشد.
داخل کیف ۵۷سنت پول و یک کاغذ وجود داشت که روی آن با یک خط بد و بچگانه نوشته شده بود: «این پول برای کمک به کلیسای کوچکمان است برای اینکه کمی بزرگ تر شود تا بچه های بیش تری بتوانند به کانون شادی بیایند.»
این پول تمام مبلغی بود که آن دختر توانسته بود در طول دو سال به عنوان هدیه ای پر از محبت برای کلیسا جمع کند.
وقتی که کشیش با چشم های پر از اشک نوشته را خواند، فهمید که باید چه کند؛ پس نامه و کیف پول را برداشت و به سرعت سمت کلیسا رفت و پشت منبر ایستاد و قصه فداکاری و از خود گذشتگی آن دختر را تعریف کرد.
او احساسهای مردم کلیسا را برانگیخت تا مشغول شوند و پول کافی فراهم کنند تا بتوانند کلیسا را بزرگ تر بسازند. اما داستان اینجا تمام نشد …
یک روزنامه که از این داستان خبردار شد، آن را چاپ کرد. بعد از آن یک دلال معاملات ملکی مطلب روزنامه را خواند و قطعه زمینی را به کلیسا پیشنهاد کرد که هزاران هزار دلار ارزش داشت. وقتی به آن مرد گفته شد که آن ها توانایی خرید زمینی به آن مبلغ را ندارند، او حاضر شد زمینش را به قیمت ۵۷ سنت به کلیسا بفروشد. اعضای کلیسا مبالغ بسیاری هدیه کردند و تعداد زیادی چک پول هم از دور و نزدیک به دست آن ها می رسید.
در عرض پنج سال هدیه آن دختر کوچولو تبدیل به ۲۵۰۰۰۰ دلار پول شد که برای آن زمان پول خیلی زیادی بود (در حدود سال ۱۹۰۰). محبت فداکارانه او سودها و امتیازات بسیاری را به بار آورد.
وقتی در شهر فیلادلفیا هستید، به کلیسای Temple Baptist Church که ۳۳۰۰ نفر ظرفیت دارد سری بزنید و همچنین از دانشگاه Temple University که تا به حال هزاران فارغ التحصیل داشته نیز دیدن کنید.
همچنین بیمارستان سامری نیکو (Good Samaritan Hospital) و مرکز «کانون شادی» که صدها کودک زیبا در آن هستند را ببینید. مرکز «کانون شادی» به این هدف ساخته شد که هیچ کودکی در آن حوالی روزهای یکشنبه را خارج از آن محیط باقی نماند.
در یکی از اتاق های همین مرکز می توانید عکسی از صورت زیبا و شیرین آن دخترک ببینید که با۵۷ سنت پولش، که با نهایت فداکاری جمع شده بود، چنین تاریخ حیرت انگیزی را رقم زد. در کنار آن، تصویری از آن کشیش مهربان، دکتر راسل اچ. کان ول که نویسنده کتاب «گورستان الماسها» است به چشم می خورد. این یک داستان حقیقی بود که نشان میدهد خداوند قادر است که چه کارهایی با ۵۷ سنت انجام دهد.

گرویدن به مسیحیت و تاثیر آن بر درخواست پناهندگی

گرویدن به مسیحیت و تاثیر آن بر درخواست پناهندگی
گرویدن به مسیحیت و تاثیر آن بر درخواست پناهندگی

حنیف حیدرنژاد -مجله اشپیگل در برنامه تلویزیونی خود (۱۲ ماه مه ۲۰۱۶) گزارشی با عنوان “غسل تعمید دسته جمعی: اقامت خداداد” منتشر کرد.در این گزارش از جمله آمده است: «تغییر مذهب در ایران با خطر مرگ همراه است. در یک کلیسای ایرانیان در‌هامبورگ در دو ماه گذشته ۲۰۰ پناهجو غسل تعمید دیده‌اند و قرار است تا پایان سال ۶۰۰ نفر شوند. اداره امور پناهندگی و مهاجرت می‌گوید: “تغییر مذهب [از اسلام به مسیحیت] می‌تواند در اساس موجب پذیرش پناهندگی شود اگر متقاضی پناهندگی به این دلیل در کشورش تحت تعقیب قرار بگیرد.”

به بیان روشنتر غسل تعمید این پناهجویان شانس آنها را برای دریافت پناهندگی افزایش می‌دهد. مشکل اما آنجاست که به سختی می‌توان اطمینان داشت که آیا چنین تغییر مذهبی جدی و واقعا از روی باور قلبی است. حتی کشیش این کلیسای ایرانیان در‌هامبورگ نیز نمی‌تواند به این سوال با اطمینان پاسخ دهد. او نظر خاص خودش را دارد. کشیش بابائیان می‌گوید: “ما نمی‌توانیم هیچ وقت ۱۰۰% مطمئن باشیم که مسئله واقعا چیست و اینکه این افراد واقعا باور و ایمان پیدا کرده‌اند. من با مسئله پناهندگی کاری ندارم و فکر خودم را به این موضوع مشغول نمی‌کنم. به آنها می‌گویم خدا می‌خواهد به شما یک پاس آسمانی بدهد. این پاس را بگیرید. این زندگی جاودانه است.”

یکی از مسئولین کلیسای پروتستان در برلین تردید خودش را در این مورد چنین بیان می‌کند: “ما نمی‌خواهیم که مسئله غسل تعمید مورد سوء استفاده قرار بگیرد و این احساس غلط را منتقل کند که از این طریق می‌شود مشکل اجازه‌ی اقامت را حل کرد.»

در فاصله‌ای کوتاه پس از پخش این گزارش، در فیسبوک برنامه تلویزیونی اشپیگل بسیاری درباره آن نظر دادند. فضای کلی نظرات داده شده مخالفت با سوء استفاده از تغییر مذهب برای گرفتن اجازه‌ی اقامت بود.

شبکه تلویزیونی کانال یک آلمان نیز پیشتر گزارشی در همین رابطه منتشر کرده بود که مضمون آن نه انتقادی، بلکه در توضیح این مسئله بود که به دلیل خطر جانی برای آنان که در ایران از اسلام به مسیحیت گرویده‌اند، این افراد ناچارند در آلمان درخواست پناهندگی بدهند.

میزان پناهجویانی که “مسیحیت” را دلیل پناهندگی عنوان می‌کنند

ایرانیانی که گرایش یا باور به مسیحیت را دلیل پناهندگی عنوان می‌کنند، آن را “کیس مسیحیت” می‌نامند. باید تاکید کرد که صِرف “مسیحی شدن” به خودی خود و به طور اتوماتیک منجر به قبولی درخواست پناهندگی نمی‌شود. بخش قابل توجهی از پناهجویان ایرانی دلیل خود برای پناهندگی در آلمان را “گرویدن به مسیحیت” اعلام می‌کنند. دسته‌ای در همان آغاز ورود اعلام می‌کنند که در ایران  “مسیحی شده” یا فعالیت مذهبی مرتبط با مسیحیت داشته‌اند. بخش دیگری از پناهجویان که در ابتدا دلیل پناهندگی خود را موضوع دیگری اعلام کرده بودند، پس از آنکه دلیل اولیه آنها رد می‌شود، تغییرعقیده و باور از اسلام به مسیحیت و فعالیت‌های خود در ارتباط  با مسیحیت در آلمان را به عنوان یک دلیل جدید اعلام  و درخواست مجدد پناهندگی می‌دهند. آمار دقیقی در این زمینه وجود ندارد. نویسنده بر اساس کار عملی و تخصصی، میزان هر دو گروه فوق را حدود ۲۵ تا ۳۰%  کل پناهجویان ایرانی در سال‌های  اخیر ارزیابی می‌کند. اداره امور مهاجرت و پناهندگی آلمان در سال ۲۰۰۹ با انتشار گزارشی با استناد به یک نمونه‌گیری آماری،  تعداد پناهجویان تازه رسیده ایرانی که مذهب خود را “مسیحیت” اعلام کرده‌اند ۱۶% کل پناهجویان اعلام کرده بود. این آمار البته مشخص نکرده که از این تعداد چه تعداد “مسیحی شده” بودند.

تغییر مذهب و باور به مسیحیت در چه حالتی می‌تواند منجر به قبولی پناهندگی شود؟

اداره امور مهاجرت و پناهندگی و دادگاه‌ها (در مواردی که پرونده به دادگاه کشیده شود)  تنها در شرایط خاصی با اعطای پناهندگی به این دلیل موافقت می‌کنند. اداره امور پناهندگی یا دادگاه‌ها در مصاحبه با این دسته پناهجویان چند دسته سوال مطرح می‌کنند، از جمله:

– دلایل برگشت، جدا شدن و مخالفت با اسلام: چرا و چگونه فردی که سال‌های طولانی به اسلام  باور داشته و در یک خانواده و جامعه اسلامی بزرگ و تربیت شده یکباره با اسلام مشکل پیدا می‌کند؟ مشکل او  با اسلام چه بوده و چه زمانی  شروع شده است؟ از چه زمانی این مشکل جدیتر شده و فراتر از مشکل، به مخالفت و جدائی و کنده شدن از اسلام تبدیل شده است؟

– دلایل گرایش به مسیحیت: چرا بعد از مشکل پیدا کردن با اسلام و یا مخالفت با آن نخواسته بی دین بماند؟ چرا به دین یا آئین دیگری گرایش پیدا نکرده و گرایش به مسیحیت از کجا ناشی می‌شود؟

– ارتباط  با مسیحیت و فعالیت‌های مرتبط با آن: آشنائی با مسیحیت چگونه بوده و کی و کجا این آشنائی صورت گرفته است؟ ارتباط با مسیحیان یا مراکز آنها چه بوده است؟ چه فعالیت‌هائی کرده یا می‌کند؟ آیا مسئولیتی هم داشتنه است؟

– ایمان به مسیحیت: از چه زمانی آشنائی با مسیحیت به “ایمان و به باور” به مسیحیت تبدیل شد؟ این روندِ درونی ِ تغییر باور چگونه بوده و نقطه اوج آن چه بوده و کی بوده است؟

– شناخته شدگی: از چه زمانی، کی و کجا و چگونه گرایش به مسیحیت یا باور به مسیحیت یا فعالیت‌های مرتبط با آن منجر به شناخت شدن او به این عنوان شده است؟ این شناخته شدن در چه سطحی  بوده و چه افرادی را شامل می‌شود؟ آیا نهادهای حکومتی یا نیروهای امنیتی هم از آن با اطلاع  بوده‌اند؟ چگونه؟

– زندگی در مسیحیت و با مسیح: تا کجا باور به مسیحیت در فرد نهادینه شده و جزئی از وجود و هویت او شده و روز و شب و زندگی خود و خانواده‌اش را تحت تاثیر قرار داده و زندگی بر اساس آن شکل گرفته است؟ (در این قسمت همچنین ممکن است برخی سوالات تئوریک مرتبط با “کتاب مقدس” یا مناسبت‌ها و آئین‌های مسیحیت مطرح شود.)

– اعلام  و علنی کردن باور و فعالیت تبلیغی: آیا مسیحیت یک باور فقط درونی است که فرد در درون خودش با آن زندگی می‌کند و در چهاردیواری خانه‌اش آن را نگه می‌دارد،  یا بر عکس برای او اعلام علنی این باور و تبلیغ در مورد آن فراتر از چهاردیواری خانه یک موضوع مهم و غیرقابل چشم‌پوشی است (مثلا شرکت در مراسم مذهبی، حضور در کلیسا، حمل صلیب و یا کتاب مقدس و گفتگو با دیگران در مورد  مسیحیت و دعوت آنها به مسیحیت.)

هم اداره امور پناهندگی و هم دادگاه‌هائی که به پرونده‌های مرتبط با مسیحیت رسیدگی می‌کنند به شکل‌های مختلف موضوعات بالا را مورد نظر قرار داده و به طور کلی یا با جزئیات وارد آن  می‌شوند. بنابراین صِرف اعلام “مسیحی شدن”، داشتن برگه غسل تعمید یا ارائه تائیدیه از کشیش یک کلیسا به خودی خود باعث قبولی پناهندگی به دلیل مسیحیت نمی‌شود.

باور به مسیحیت به عنوان بخشی از هویت

تا سال ۲۰۰۶ علاوه بر برگه غسل تعمید و برگه تائیدیه کشیش کلیسا، مهمترین شرط که اداره امور پناهندگی در بررسی پرونده فردی که “تغییر باور به مسیحیت” را به عنوان دلیل پناهندگی اعلام می‌کرد این بود که آیا این فرد فعالیت تبلیغی و ترویجی داشته است؟ کی و کجا؟ این فعالیت تا کجا گسترده بوده و چگونه منجر به شناخته شدن او شده است؟ آیا نهادهای حکومتی و نیروهای امنیتی رژیم ایران از این موضوع با اطلاع هستند، چگونه؟

از اکتبر سال ۲۰۰۶ با اجرای موازین اروپائی در امور پناهندگی، فعالیت تبلیغی و ترویجی اهمیت تعیین کننده خود را از دست داد. از آن زمان “تضمین حداقل‌های آزادی عقیده و مذهب” تعیین کننده شد. مهم و تعیین کننده این بود اگر درکشوری حداقل‌های آزادی عقیده و مذهب ، نه در چهاردیواری خانه، بلکه در جامعه و به طور علنی تضمین شده نباشد و فردی نتواند آن گونه که آئین و دین و عقیده‌اش از او می‌خواهد آزادانه مراسم و آیین‌ مورد نظرش را بجا آورده و نتواند آزاد و بدون خطرِ پیگرد و دستگیری عقیده اش را زندگی کند، در این صورت نمی‌توان چنین فردی را به کشورش بازگرداند و درخواست پناهندگی‌اش قبول می‌شود.

در سپتامبر ۲۰۱۲ نیز دیوان عالی اروپا در حکمی ‌تاکید کرد: در صورتی که فردی در کشور خودش نتواند باورها و فرایض مذهبی‌اش را که بخشی از هویت دینی فرد محسوب می‌شود به طور آزادانه و در ملاء عام اجرا کند، و در صورتی که به خاطر این باور و عمل، رفتارهای تحقیرآمیز و غیر انسانی در انتظار او باشد، این چنین محدودیت‌ها را باید برابر با نقض حداقل آزادی مذهبی قلمداد کرد. اگر، این فرد در خارج بوده و درخواست پناهندگی داده، نمی‌توان از او خواست به کشورش برگردد و دین و آئینش را با سکوت و در چهاردیواری خانه‌اش بجا آورده و از اجرای مراسم عمومی ‌و  یا استفاده از نشانه‌های مذهبی خودداری کند تا دچار خطر نشود. انتظار اینکه فردی باورهای مذهبی‌اش را انکار کرده و یا مخفی کند نقض حق آزادی مذهب آن فرد به شمار می‌آید.

از این زمان به بعد به دلیل آنکه تعداد متقاضیان پناهندگی که “تغییر باور به مسیحیت” را دلیل پناهندگی اعلام می‌کردند، به طور چشمگیری افزایش پیدا کرده بود، اداره امور پناهندگی و دادگاه‌های آلمان به این موضوع به دیده‌ی تردید نگاه کرده و آن را اقدامی ‌تاکتیکی و فرصت‌طلبانه می‌دیدند.

در جریان ارجاع یک شکایت، در فوریه سال ۲۰۱۳ دادگاه فدرال اداری آلمان در حکمی‌ و با استناد به حکم دیوان عالی اروپا شرایط پذیرش پناهندگی به دلایل مذهبی را اعلام کرد، اما در عمل با طرح یک سری اما و اگرها آن را محدود نمود. در این حکم آمده است: “در صورتی که یک متقاضی پناهندگی در کشورش به دلیل پیاده کردن اعتقادات مذهبی‌اش در زندگی خصوصی یا حوزه عمومی ‌مورد تعقیب قرار بگیرد، باید بتواند از حق پناهندگی برخوردار گردد.” اما جملات بعدی دست قضات را در تفسیر حائز بودن یا حائز نبودن شرایط  مورد نظر بسیار باز می‌گذارد. نتیجه‌ی عملی این حکم پر از تفسیرر، باز شدن راه برای صدور حکم منفی بود زیرا شرایط مورد نظر چنان سخت در نظر گرفته شده  که در عمل، شانس قبولی پناهندگی به این دلیل تنها شامل عده‌ای محدود می‌شود.

در شرایط مطرح شده در این حکم بر سخت‌گیری و محدودیت‌های اعمال شده علیه فرد مومن در پیاده کردن اعتقادات مذهبی‌اش در حوزه عمومی ‌بسیار تاکید شده است به نحوی که باید مشخص شود که چرا با وجود محدودیت و سختگیری‌هائی که فرد مومن با آن مواجه بوده است، همچنان بر پیاده کردن اعتقادات مذهبی‌اش اصرار داشته و باید مشخص شود که آیا واقعا اجرای این اعتقادات مذهبی در حفظ هویت مذهبی فرد مومن نقش محوری بازی می‌کند یا نه. “اگر چه هرنوع محدودیتِ اجرای اعتقادات مذهبی در کشور مبداء نمی‌تواند دلیلی باشد که به هر متقاضی پناهندگی، قبولی پناهندگی اعطاء گردد، اما محدودیت‌های شدید در اجرای اعتقادات مذهبی در حوزه عمومی ‌می‌تواند دلیلی برای پذیرش پناهندگی باشد. آن هم در صورتی که پیاده کردن اعتقادات مذهبی در حوزه عمومی‌ برای فرد یک اهمیت محوری به لحاظ حفظ هویت مذهبی او داشته و غیر قابل چشم‌پوشی باشد. محدودیت‌هائی آنچنان جامع و فراگیر که یک فرد مومن به دلیل آن خود را مجبور ببیند که از پیاده کردن اعتقادات مذهبی‌اش چشم پوشی کند.”

در حکم یادشده برخی واژه‌ها بسیار کلی هستند، مثلا: “قابل چشم‌پوشی بودن” ، “اهمیت محوری داشتن” ، “حفظ هویت مذهبی”، “محدودیت‌های جامع و فراگیر”. به نظر می‌رسد انتخاب چنین فرمول پر از تعبیر و تفسیری، آگاهانه باشد. دادگاه اداری فدرال آلمان با این حکم خود، عملا به صورت بسیار ماهرانه و شیک حکم دیوان عالی اتحادیه اروپا را دور زده است. اول آن را تائید کرده، اما بلافاصله با افزودن بسیاری اما و اگر آن را بسیار محدود کرده است.

پس از صدور حکم فوق، سختگیری اداره امور پناهندگی و دادگاه‌های آلمان در قبول پناهندگی برای “مسیحی شده”‌های ایرانی بیشتر شد و در پی آن تعداد قبولی‌ها کاهش یافت.

اگرچه برای اداره امور پناهندگی و دادگاه‌های آلمان مشخص است که در ایران بسیاری از مردم از اسلام بریده از آن روی گردانده‌اند و بسیاری به ادیان دیگر از جمله مسیحیت گرایش پیدا کرده‌اند، اما در بررسی درخواست‌های پناهندگی، ادعای مسیحی شدن یا ارائه برگه غسل تعمید و یا تائیدیه از کلیسا کافی نیست بلکه هر مورد در مصاحبه‌های حضوری به طور جداگانه و با توجه به جزئیاتی که در بالا توضیح داده شد، بررسی  می‌گردد.