آیه قوت شنبه ۲۶ نوامبر ۲۰۱۶ برابر با ۶ آذر ۱۳۹۵

جامعه باب ۱۲ آیه 13
جامعه باب ۱۲ آیه ۱۳

جامعه باب ۱۲ آیه ۱۳

۱۳↵ خلاصه کلام اینکه، انسان باید از خدا بترسد و اوامر او را بجا آورد، زیرا که این تمام وظیفهٔ اوست؛

خلاصه تاریخ کتاب مقدس – پرسش و پاسخ

خلاصه تاریخ کتاب مقدس - پرسش و پاسخ
خلاصه تاریخ کتاب مقدس – پرسش و پاسخ

خلاصۀ تاریخ کتاب مقدس را به صورت پرسش و پاسخ برای مطالعۀ نو ایمانان و یادگیری کودکان جمع آوری شده‌اند.

۱. نخستین مرد که بود؟

آدم (پیدایش ۲:۷؛ ۱ قرنتیان ۱۵:۴۵)

۲. نخستین زن که بود؟

حوا (پیدایش ۳:۲)

۳. آدم از چه پدید آمد؟

از خاک زمین (پیدایش ۲:۷)

۴. خدا پس از آفرینش آدم او را در کجا گذاشت؟

در باغ عَدَن (پیدایش ۲:۸)

۵. آدم و حوا مرتکب چه گناهی شدند؟

ایشان از میوۀ ممنوعه خوردند. (پیدایش ۳:۶)

۶. چگونه ایشان مجازات شدند؟

ایشان به درد، محنت، و مرگ سزاور شده و از باغ بیرون شدند. (پیدایش ۳:۱۶−۱۹، ۲۴)

۷. خدا پیش از بیرون کردنشان از باغ به ایشان چه وعده‌ای داد؟

وعدۀ نجات‌دهنده‌ای (پیدایش ۳:۱۵)

۸. نخستین پسر آدم و حوا که بود؟

قائن (پیدایش ۴:۱)

۹. او چه کاره بود؟

قائن کشاورز بود. (پیدایش ۴:۲)

۱۰. دومین پسرشان که بود؟

هابیل (پیدایش ۴:۲)

۱۱. او چه کاره بود؟

هابیل گله‌بان بود. (پیدایش ۴:۲)

۱۲. قائن به هابیل چه کار کرد؟

او را کشت. (پیدایش ۴:۸)

۱۳. چرا او را کشت؟

برای حسودی، زیرا خدا قربانی هابیل را پذیرفت، ولی مال او را نپذیرفت. (پیدایش ۴:۴-۵؛ عبرانیان ۱۱:۴)

۱۴. شیث که بود؟

پسری بود که خدا بجای هابیل به آدم و حوا داد. (پیدایش ۴:۲۵)

۱۵. پیرترین مرد در دنیا که بود؟

متوشالح (پیدایش ۵:۲۷)

۱۶. چگونه دنیا یکبار نابود شد؟

با طوفان (پیدایش ۶:۱۷)

۱۷. چرا آن طوفان فرستاده شد؟

زیرا که مردم شریر بودند. (پیدایش ۶:۵)

۱۸. که از آن طوفان نجات یافت؟

نوح، همسرش، سه پسر ایشان و همسرانشان (پیدایش ۷:۷)

۱۹. چگونه نجات یافتند؟

بوسیلۀ کشتی (پیدایش ۷:۷)

۲۰. آیا هیچ موجود دیگری نجات پیدا کرد؟

بله، زوجی از تمامی موجودات زنده در روی زمین (پیدایش ۷:۸)

۲۱. نام پسران نوح چه بود؟

سام، حام، و یافِث (پیدایش ۵:۳۲)

۲۲. چگونه نوح فهمید که طوفان در حال فروکش کردن است؟

با فرستادن کبوتری که با برگ زیتونی بازگشت. (پیدایش ۸:۱۱)

۲۳. نوح تا چه مدتی در کشتی ماند؟

یک سال و ده روز.

۲۴. چرا مردم تلاش به بنا کردن برج در بابل داشتند؟

تا برای خود نامی پیدا کنند، و ایشان را از پراکندگی نگاه دارد. (پیدایش ۱۱:۴)

۲۵. چگونه ایشان در کارشان باز ماندند؟

خدا زبان ایشان را مشوش کرد، تا سخن یکدیگر را نفهمند. (پیدایش ۱۱:۷)

۲۶. چه شهرهایی برای گناهانشان نابود شدند؟

سُدوم و عَمُورَه (پیدایش ۱۸:۲۰)

۲۷. آنها چگونه نابود شدند؟

با آتش و گوگرد از آسمان. (پیدایش ۱۹:۲۴، ۲۵)

۲۸. آیا کسی نجات یافت؟

بله، لوط و دو دخترش. (پیدایش ۱۹:۳۰)

۲۹. سرنوشت زن لوط چه شد؟

او چون روی برگرداند و به پشت سر خود نگاه کرد، به ستون نمک تبدیل شد. (پیدایش ۱۹:۲۶)

۳۰. ابراهیم که بود؟

دوست خدا و پدر ایمانداران. (یعقوب ۲:۲۳؛ رومیان ۴:۱۶)

۳۱. او چگونه ایمان و اطاعت خود را نشان داد؟

با بیرون رفتن از کشور خود با شنیدن صدای خدا، و با قربانی کردن پسر خود اسحاق. (پیدایش ۱۲:۱-۴؛ ۲۲:۱-۱۲)

۳۲. پسران اسحاق که بودند؟

یعقوب و عیسو. (پیدایش ۲۵:۲۵-۲۶)

۳۳. یعقوب چند پسر داشت؟

دوازده پسر (پیدایش ۳۵:۲۲-۲۶)

۳۴. کدام یکی را برادرانش دوست نداشتند؟

یوسف (پیدایش ۳۷:۳-۴)

۳۵. چه بر سر او آوردند؟

او را مانند برده در مصر فروختند. (پیدایش ۳۷:۲۸، ۳۶)

۳۶. آیا او مانند برده در مصر ماند؟

نه، بلکه خدا با او بود و او را حکمت داد، و او را فرماندار مصر گردانید. (پیدایش ۴۱)

۳۷. آیا او از برادرانش برای فروش خود انتقام گرفت؟

نه، او ایشان را بخشید و مهربانی کرد، بدی را با نیکی جواب داد. (پیدایش ۴۳-۴۵)

۳۸. نام فرزندان یعقوب که بود؟

اسرائیلیان یا بنی‌اسرائیل(خروج ۹:۷؛ ۱:۷)

۳۹. چه موضوعی اسرائیلیان را به مصر آورد؟

برای تهیۀ آذوقه. (پیدایش ۴۲:۲-۳)

۴۰. در آنجا برای ایشان چه اتفاقی افتاد؟

نخست ایشان را به خوبی پذیرفتند، ولی بعد فرعون و مصریان ایشان را ذلیل کردند. (خروج ۱:۱-۱۱)

۴۱. خدا چه کسی را فرستاد تا ایشان را آزاد سازد؟

موسی، که وی وقتی بچه بود در صندوقچه‌ای از نی خوابانده شد، و دختر فرعون او را نجات داد. (خروج ۲:۱-۱۰)

۴۲. آیا فرعون مایل بود که بنی اسرائیل را آزاد کند؟

نه. (خروج ۵:۲)

۴۳. چگونه خدا او را مایل کرد؟

با فرستادن ده بلا، که آخرینش باعث مرگ تمامی نخست‌زادگان مصر شد. (خروج ۷-۱۱)

۴۴. چطور نخست‌زادگان بنی‌اسرائیل نجات یافتند؟

با پاشیدن خون برّه بر درشان. (خروج ۱۲:۱۳)

۴۵. چه جشنی را به یاد این اتفاق به جا می‌آورند؟

عید فِصَح. (خروج ۱۲:۱۱، ۴۴-۵۰)

۴۶. در چه راهی موسی بنی‌اسرائیل را از مصر به سرزمین کنعان هدایت کرد؟

در راه دریای قُلزُم و سپس در راه صحرا. (خروج ۱۳:۱۸)

۴۷. با چه راهنمایی شدند؟

با ستون ابر و آتش. (خروج ۱۳:۲۱)

۴۸. چه غذایی به ایشان داده شد؟

با منا. (خروج ۱۶:۱۵؛ یوحنا ۶:۴۸-۵۱)

۴۹. به چه صورت شگفت آوری خدا به ایشان آب داد؟

آب از صخره‌ای بیرون آمد. (خروج ۱۷:۶)

۵۰. به ایشان در کوه سینا چه چیزی داده شد؟

ده فرمان. (خروج ۲۰:۱-۲۰)

۵۱. خیمه چه بود؟

خیمه مکانی بود که خدا در میان مردمش ساکن بود، و پرستش می‌شد.

۵۲. در حالی که مردم در سینا بودند، مرتکب چه گناه بزرگی شدند؟

ایشان گوسالۀ طلایی برای پرستش ساختند. (خروج ۳۲:۱-۶)

۵۳. چه مدتی در صحرا آواره بودند؟

چهل سال. (اعداد ۳۲:۱۳)

۵۴. چه کسی ایشان را به سرزمین وعده‌ برد؟

یوشع. (تثنیه ۱:۳۸)

۵۵. چگونه وارد آن شدند؟

با گذشتن از رود اُردُن، که آنرا خدا برایشان باز کرد. (یوشع ۳:۱۴-۱۷)

۵۶. بعد از یوشع ایشان را که رهبری کرد؟

داوران. (داوران ۲:۱۶؛ اعمال ۱۳:۲۰)

۵۷. بعضی از داوران را نام ببر.

جِدْعُون، یَفْتاح، شَمْشُون، سَموئیل و غیره… (داوران ۶:۱۱؛ ۱۱:۱؛ ۱۳:۲۴؛ ۱ سموئیل ۷:۱۵)

۵۸. چه کسی نخستین پادشاه اسرائیل شد؟

شائول. (۱ سموئیل ۱۵:۱)

۵۹. چه کسی پادشاه دوم اسرائیل شد؟

داوود. (۲ سموئیل ۲:۴)

۶۰. وی به چه لقبی خوانده شده؟

مغنّیِ شیرین اسرائیل. (۲ سموئیل ۲۳:۱)

۶۱. بعد از او چه کس پادشاه شد؟

سلیمان. (۱ پادشاهان ۱:۳۹)

۶۲. چه چیزی دربارۀ وی ثبت شده؟

که او از خدا حکمت را درخواست، و حکیمترین انسان شد. (۱ پادشاهان ۳:۹)

۶۳. سلیمان چه چیزی را بنا کرد؟

هیکل (معبد) را در اورشلیم. (۱ پادشاهان ۶:۱)

۶۴. چه کسی بعد از سلیمان سلطنت کرد؟

پسر وی، رَحُبْعام. (۱ پادشاهان ۱۱:۴۳)

۶۵. در حکومتش چه اتفاقی افتاد؟

مملکت به دو قسمتِ اسرائیل و یهودا تقسیم شد. (۱ پادشاهان ۱۲:۱۶-۱۷)

۶۶. بعد از تقسیم مملکت، نخستین پادشاه اسرائیل که بود؟

یَرُبْعام پسر نَباط، که باعث گناه اسرائیل شد. (۱ پادشاهان ۱۲:۲۰؛ ۱۴:۱۶)

۶۷. چطور ایشان را به گناه کشید؟

دو گوسالۀ طلایی را برای پرستش ایشان برپا کرد. (۱ پادشاهان ۱۲:۲۸)

۶۸. ایلیّا که بود؟

پیامبری که از جانب خدا فرستاده شد تا مردم را از خدایان دروغین برگرداند. (۱ پادشاهان ۱۷-۱۸)

۶۹. چگونه مجازاتی را بخاطر گناهانشان به ایشان خبر داد؟

خشکسالی و قحطی باران. (۱ پادشاهان ۱۷:۱)

۷۰. آیا آن برآورده شد؟

بله، حتی برای سه سال و نیم. (لوقا ۴:۲۵)

۷۱. در آن مدت چگونه غذا بدست ایلیّا رسید؟

غُرابها برای وی نان و گوشت می‌آوردند، و بیوه‌زنی با او آرد و روغن خود را سهم تقسیم کرد. (۱ پادشاهان ۱۷:۶، ۱۵-۱۶)

۷۲. یکی، دو معجزۀ او را نام ببر؟

او تا روزی که دوباره باران آمد باعث دوام تاپویه آرد و کوزۀ روغن بیوه‌زن شد، و او پسر وی را دوباره زنده کرد. (۱ پادشاهان ۱۷:۱۵-۱۶، ۲۳)

۷۳. در آخر با ایلیّا چه شد؟

وی با ارابۀ آتشین به آسمان بالا رفت. (۲ پادشاهان ۲:۱۱)

۷۴. چه کسی به جای ایلیّا پیامبر شد؟

اَلِیشَع. او آب ناگوار را شفا داد و پسر زن شونیم را از مرگ زنده کرد. (۲ پادشاهان۲:۱۹-۲۲؛ ۴:۳۲-۳۷)

۷۵. بنی‌اسرائیل به کجا به اسیری برده شدند؟

سرزمین بابل. (۲ پادشاهان ۲۵)

۷۶. چرا ایشان به اسیری برده شدند؟

زیرا که خدایان دروغین را ستایش کردند.

۷۷. چه کسانی در تنور روشن افکنده شدند؟

سه جوان یهودی، شَدْرَک و میشَک و عَبِدْنَغو. (دانیال ۳:۱۹-۲۰)

۷۸. چرا؟

زیرا که ایشان بت طلایی را که نَبوْکَدْنَصَّر برپا کرده بود پرستش نکردند. (دانیال ۳:۱۲)

۷۹. چه کسی در چاه شیران انداخته شد؟

دانیال. (دانیال ۶:۱۷)

۸۰. چرا؟

زیرا که او دعا به خدا را ترک نکرد. (دانیال ۶:۱۴)

۸۱. چه کسی را به دریا انداختند و ماهی بزرگی وی را نجات داد؟

یونُس. (یونس ۱:۱۵-۱۷)

۸۲. چه کسانی یهودیان را به برگشتن به سرزمین مقدّس رهبری کردند؟

زرُّبابل، عَزْرا و نحمیا. (عزرا ۲:۲)

۸۳. پس از برگشتشان چه کار کردند؟

معبد خدا را که در قبل ویران شده بود را دوباره ساختند. (کتب عزرا و نحمیا)

۸۴. اِسْتَر که بود؟

یک خانم یهودی، که ملکۀ پارسیان شد، و قوم خود را از نابودی نجات داد. (کتاب استر)

۸۵. آخرین پیامبر عهد عتیق که بود؟

مَلاکی. (ملاکی ۱:۱)

۸۶. چه مدتی پیش از مسیح زندگی می‌کرد؟

حدود ۴۰۰ سال.

۸۷. در چه زمانی عیسی مسیح بدنیا آمد؟

وقتی که آگوستوسِ (یا اوغُسْطُس) قیصر امپراطور روم بود.

۸۸. وی در کجا بدنیا آمد؟

در بیت اللحم. (متّی ۲:۱)

۸۹. مادر وی که بود؟

مریم. (متّی ۱:۱۸)

۹۰. چه کسی مژدۀ تولد عیسی را اعلام کرد؟

فرشتگان به چوپانان بیت اللحم مژده دادند. (لوقا ۲:۸-۲۰)

۹۱. فرشتگان با خود چه آوردند؟

بشارتی شادی‌بخش. (لوقا ۲:۱۰)

۹۲. چه کسانی برای پرستش آن مولود نجات‌دهنده آمدند؟

مجوسانی از مشرق. (متّی ۲:۱)

۹۳. چگونه ایشان به آن مکان هدایت شدند؟

با ستاره‌ای در آسمان. (متّی ۲:۲)

۹۴. چه کسی فرمان مردگ کودکان را داد؟

هرودیوس پادشاه. (متّی ۲:۱۶)

۹۵. چرا؟

زیرا وی امید داشت تا با آن عیسی را به قتل رساند. (متّی ۲:۱۶)

۹۶. چگونه جان عیسی حفظ شد؟

یوسف و مریم او را با خود به مصر بردند. (متّی ۲:۱۴)

۹۷. عیسیِ دوازده ساله را در حال چه کاری می‌بینیم؟

در معبد به شنیدن معلمان، و در پرسش از ایشان پیدا شد. (لوقا ۲:۴۶)

۹۸. بعد از وی چه می‌خوانیم؟

او با مادرش و یوسف به خانه‌اشان بازگشت، و مطیع ایشان بود. (لوقا ۲:۵۱)

۹۹. از چه زمانی عیسی شروع به موعظه کرد؟

از سی سالگی. (لوقا ۳:۲۳)

۱۰۰. چه کسی راه را برای عیسی آماده کرد؟

یحیای تعمیددهنده. (مرقس ۱:۲-۴)

۱۰۱. سرنوشت یحیا چه بود؟

او بدست هیرودیس کشته شد. (مرقس ۱۴:۱-۱۰)

۱۰۲. چرا؟

زیرا او شرارتهای هیرودیس را توبیخ کرد. (لوقا ۳:۱۹)

۱۰۳. عیسی چند نفر را به عنوان رسولان برگزید؟

دوازده نفر. (لوقا ۶:۱۳)

۱۰۴. کدام یک او را انکار کرد؟

پطرس. (متی ۲۶:۳۴)

۱۰۵. کدام یک او را تسلیم کرد؟

یهودای اِسْخَریوطی. (لوقا ۲۲:۴۸)

۱۰۶. در زمان حیات خود، مسیح چه کار کرد؟

او به هر جا که رفت اعمال نیکو بجا می‌آورد، معجزه می‌کرد و انجیل را مژده می‌کرد. (اعمال ۱۰:۳۸)

۱۰۷. برخی از معجزه‌های وی را نام ببرید.

او چشمان نابینا را گشود، با پنج نان به پنج هزار نفر خوراک داد، دختر یایرُس و پسر یک بیوه زن و ایلِعازر را زنده کرد. (لوقا ۷:۲۱،۲۲؛ ۹:۱۰-۱۷؛ ۸: ۵۴-۵۶؛ ۷:۱۱-۱۷؛ یوحنا ۱۱)

۱۰۸. چه کسانی موجب مرگ عیسی شدند؟

رؤسای کاهنان و کاتبان. (لوقا ۲۲:۲)

۱۰۹. چرا؟

برای حسادت و دشمنی از او. (متی ۲۷:۱۸؛ یوحنا ۷:۷)

۱۱۰. چه کسی وی را برای مرگ تسلیم کرد؟

پنطیوس پیلاطُس، والیِ یهودیّه. (یوحنا ۱۹:۱۶؛ متی ۲۷:۱۵-۲۶)

۱۱۱. چگونه وی مرد؟

با مرگ بر صلیب. (یوحنا ۱۹:۳۰؛ فیلیپیان ۲:۸)

۱۱۲. آیا عیسی دوباره از مرگ برخاست؟

بله، در روز سوم برخاست. (متی ۱۶:۲۱؛ مرقس ۱۶:۱-۹)

۱۱۳. پس از قیامتش به چه مدت بر زمین ماند؟

چهل روز. (اعمال ۱:۳)

۱۱۴. پس از آن چه شد؟

از کوه زیتون به آسمان صعود کرد. (اعمال ۱:۹-۱۲)

۱۱۵. چه کسانی وی را دیدند که به بالا صعود کرد؟

شاگردان او. (اعمال ۱:۹،۱۰)

۱۱۶. در روز پنطیکاست چه پیشامد؟

روح‌القدس بر رسولان نازل شد. (اعمال ۲)

۱۱۷. پس از آن رسولان به چه مشغول شدند؟

ایشان به همه جا رفته، مژدۀ مسیح را موعظه می‌کردند.

۱۱۸. چه تعداد مردم در آنروز پنتیکاست ایمان آوردند؟

حدود سه هزار نفر. (اعمال ۲:۴۱)

۱۱۹. نخستین شهید مسیحی که بود؟

اِستیفان. (اعمال ۷:۵۹، ۶۰)

۱۲۰. او چگونه جان سپرد؟

او در حالی که سنگسارش می‌کردند برای قاتلان خود دعا کرد، و پس روح خود را به مسیح بخشید. (اعمال ۷:۵۹، ۶۰)

۱۲۱. سپس کدام رسول تازه‌ای بجای وی خوانده شد؟

سولُسِ تارسوسی، که بعداً پؤلُس نامیده شد. (اعمال ۹:۱-۶)

۱۲۲. کار وی در قبل چه بود؟

او پیروان مسیح را آزار می‌داد. (اعمال ۹:۱)

۱۲۳. او به چه صورت به مسیح ایمان آورد؟

او در راه به دمشق، با دیدن رویایی از مسیح ایمان آورد. (اعمال ۹:۳-۶)

۱۲۴. او چگونه بقیۀ زندگی خود را بسر برد؟

او با موعظه از مژدۀ مسیح، برپاسازی کلیساها و با نوشتن نامه‌ها برای کلیساهای مختلف زندگی خود را بسر برد.

۱۲۵. برخی از مکان‌هایی را که در آن کلیسا برپا کرد نام ببرید.

فیلیپی، اِفِسوس، قُرِنْتُس و غیره.

۱۲۶. پس از آن چه اتفاق دیگری برایش افتاد؟

او در سفر به روم کشتی‌شکسته شد. (اعمال ۲۷:۱۳-۴۴)

۱۲۷. چه زمانی اورشلیم ویران شد؟

حدود به چهل سال پس از مرگ مسیح اورشلیم ویران شد.

۱۲۸. چه بر سر رسولان آمد؟

بیشتر ایشان برای مسیح شهید شدند.

۱۲۹. ایشان پیش از وفاتشان چه کردند؟

ایشان خادمان و کشیشان را برای موعظۀ کلام و ادارۀ کلیسا معین کردند. (اعمال ۱۴:۲۳)

داستان ۵۷ سنت

داستان ۵۷سنت
داستان ۵۷سنت

یه روز یه دختر کوچولو کنار یک کلیسای کوچک محلی ایستاده بود؛ دخترک قبلا یک بار آن کلیسا را ترک کرده بود چون به شدت شلوغ بود. همونطور که از جلوی کشیش رد شد، با گریه و هق هق گفت: «من نمیتونم به کانون شادی بیام!»
کشیش با نگاه کردن به لباس های پاره پوره، کهنه و کثیف او تقریباً توانست علت را حدس بزند و دست دخترک را گرفت و به داخل برد و جایی برای نشستن او در کلاس کانون شادی پیدا کرد.
دخترک

از اینکه برای او جا پیدا شده بود بی اندازه خوشحال بود و شب موقع خواب به بچه هایی که جایی برای پرستیدن خداوند عیسی نداشتند فکر می کرد.
چند سال بعد، آن دختر کوچولو در همان آپارتمان فقیرانه اجاره ای که داشتند، فوت کرد. والدین او با همان کشیش خوش قلب و مهربانی که با دخترشان دوست شده بود، تماس گرفتند تا کارهای نهایی و کفن و دفن دخترک را انجام دهد.
در حینی که داشتند بدن کوچکش را جا به جا می کردند، یک کیف پول قرمز چروکیده و رنگ و رو رفته پیدا کردند که به نظر می رسید دخترک آن را از آشغال های دور ریخته شده پیدا کرده باشد.
داخل کیف ۵۷سنت پول و یک کاغذ وجود داشت که روی آن با یک خط بد و بچگانه نوشته شده بود: «این پول برای کمک به کلیسای کوچکمان است برای اینکه کمی بزرگ تر شود تا بچه های بیش تری بتوانند به کانون شادی بیایند.»
این پول تمام مبلغی بود که آن دختر توانسته بود در طول دو سال به عنوان هدیه ای پر از محبت برای کلیسا جمع کند.
وقتی که کشیش با چشم های پر از اشک نوشته را خواند، فهمید که باید چه کند؛ پس نامه و کیف پول را برداشت و به سرعت سمت کلیسا رفت و پشت منبر ایستاد و قصه فداکاری و از خود گذشتگی آن دختر را تعریف کرد.
او احساسهای مردم کلیسا را برانگیخت تا مشغول شوند و پول کافی فراهم کنند تا بتوانند کلیسا را بزرگ تر بسازند. اما داستان اینجا تمام نشد …
یک روزنامه که از این داستان خبردار شد، آن را چاپ کرد. بعد از آن یک دلال معاملات ملکی مطلب روزنامه را خواند و قطعه زمینی را به کلیسا پیشنهاد کرد که هزاران هزار دلار ارزش داشت. وقتی به آن مرد گفته شد که آن ها توانایی خرید زمینی به آن مبلغ را ندارند، او حاضر شد زمینش را به قیمت ۵۷ سنت به کلیسا بفروشد. اعضای کلیسا مبالغ بسیاری هدیه کردند و تعداد زیادی چک پول هم از دور و نزدیک به دست آن ها می رسید.
در عرض پنج سال هدیه آن دختر کوچولو تبدیل به ۲۵۰۰۰۰ دلار پول شد که برای آن زمان پول خیلی زیادی بود (در حدود سال ۱۹۰۰). محبت فداکارانه او سودها و امتیازات بسیاری را به بار آورد.
وقتی در شهر فیلادلفیا هستید، به کلیسای Temple Baptist Church که ۳۳۰۰ نفر ظرفیت دارد سری بزنید و همچنین از دانشگاه Temple University که تا به حال هزاران فارغ التحصیل داشته نیز دیدن کنید.
همچنین بیمارستان سامری نیکو (Good Samaritan Hospital) و مرکز «کانون شادی» که صدها کودک زیبا در آن هستند را ببینید. مرکز «کانون شادی» به این هدف ساخته شد که هیچ کودکی در آن حوالی روزهای یکشنبه را خارج از آن محیط باقی نماند.
در یکی از اتاق های همین مرکز می توانید عکسی از صورت زیبا و شیرین آن دخترک ببینید که با۵۷ سنت پولش، که با نهایت فداکاری جمع شده بود، چنین تاریخ حیرت انگیزی را رقم زد. در کنار آن، تصویری از آن کشیش مهربان، دکتر راسل اچ. کان ول که نویسنده کتاب «گورستان الماسها» است به چشم می خورد. این یک داستان حقیقی بود که نشان میدهد خداوند قادر است که چه کارهایی با ۵۷ سنت انجام دهد.

گرویدن به مسیحیت و تاثیر آن بر درخواست پناهندگی

گرویدن به مسیحیت و تاثیر آن بر درخواست پناهندگی
گرویدن به مسیحیت و تاثیر آن بر درخواست پناهندگی

حنیف حیدرنژاد -مجله اشپیگل در برنامه تلویزیونی خود (۱۲ ماه مه ۲۰۱۶) گزارشی با عنوان “غسل تعمید دسته جمعی: اقامت خداداد” منتشر کرد.در این گزارش از جمله آمده است: «تغییر مذهب در ایران با خطر مرگ همراه است. در یک کلیسای ایرانیان در‌هامبورگ در دو ماه گذشته ۲۰۰ پناهجو غسل تعمید دیده‌اند و قرار است تا پایان سال ۶۰۰ نفر شوند. اداره امور پناهندگی و مهاجرت می‌گوید: “تغییر مذهب [از اسلام به مسیحیت] می‌تواند در اساس موجب پذیرش پناهندگی شود اگر متقاضی پناهندگی به این دلیل در کشورش تحت تعقیب قرار بگیرد.”

به بیان روشنتر غسل تعمید این پناهجویان شانس آنها را برای دریافت پناهندگی افزایش می‌دهد. مشکل اما آنجاست که به سختی می‌توان اطمینان داشت که آیا چنین تغییر مذهبی جدی و واقعا از روی باور قلبی است. حتی کشیش این کلیسای ایرانیان در‌هامبورگ نیز نمی‌تواند به این سوال با اطمینان پاسخ دهد. او نظر خاص خودش را دارد. کشیش بابائیان می‌گوید: “ما نمی‌توانیم هیچ وقت ۱۰۰% مطمئن باشیم که مسئله واقعا چیست و اینکه این افراد واقعا باور و ایمان پیدا کرده‌اند. من با مسئله پناهندگی کاری ندارم و فکر خودم را به این موضوع مشغول نمی‌کنم. به آنها می‌گویم خدا می‌خواهد به شما یک پاس آسمانی بدهد. این پاس را بگیرید. این زندگی جاودانه است.”

یکی از مسئولین کلیسای پروتستان در برلین تردید خودش را در این مورد چنین بیان می‌کند: “ما نمی‌خواهیم که مسئله غسل تعمید مورد سوء استفاده قرار بگیرد و این احساس غلط را منتقل کند که از این طریق می‌شود مشکل اجازه‌ی اقامت را حل کرد.»

در فاصله‌ای کوتاه پس از پخش این گزارش، در فیسبوک برنامه تلویزیونی اشپیگل بسیاری درباره آن نظر دادند. فضای کلی نظرات داده شده مخالفت با سوء استفاده از تغییر مذهب برای گرفتن اجازه‌ی اقامت بود.

شبکه تلویزیونی کانال یک آلمان نیز پیشتر گزارشی در همین رابطه منتشر کرده بود که مضمون آن نه انتقادی، بلکه در توضیح این مسئله بود که به دلیل خطر جانی برای آنان که در ایران از اسلام به مسیحیت گرویده‌اند، این افراد ناچارند در آلمان درخواست پناهندگی بدهند.

میزان پناهجویانی که “مسیحیت” را دلیل پناهندگی عنوان می‌کنند

ایرانیانی که گرایش یا باور به مسیحیت را دلیل پناهندگی عنوان می‌کنند، آن را “کیس مسیحیت” می‌نامند. باید تاکید کرد که صِرف “مسیحی شدن” به خودی خود و به طور اتوماتیک منجر به قبولی درخواست پناهندگی نمی‌شود. بخش قابل توجهی از پناهجویان ایرانی دلیل خود برای پناهندگی در آلمان را “گرویدن به مسیحیت” اعلام می‌کنند. دسته‌ای در همان آغاز ورود اعلام می‌کنند که در ایران  “مسیحی شده” یا فعالیت مذهبی مرتبط با مسیحیت داشته‌اند. بخش دیگری از پناهجویان که در ابتدا دلیل پناهندگی خود را موضوع دیگری اعلام کرده بودند، پس از آنکه دلیل اولیه آنها رد می‌شود، تغییرعقیده و باور از اسلام به مسیحیت و فعالیت‌های خود در ارتباط  با مسیحیت در آلمان را به عنوان یک دلیل جدید اعلام  و درخواست مجدد پناهندگی می‌دهند. آمار دقیقی در این زمینه وجود ندارد. نویسنده بر اساس کار عملی و تخصصی، میزان هر دو گروه فوق را حدود ۲۵ تا ۳۰%  کل پناهجویان ایرانی در سال‌های  اخیر ارزیابی می‌کند. اداره امور مهاجرت و پناهندگی آلمان در سال ۲۰۰۹ با انتشار گزارشی با استناد به یک نمونه‌گیری آماری،  تعداد پناهجویان تازه رسیده ایرانی که مذهب خود را “مسیحیت” اعلام کرده‌اند ۱۶% کل پناهجویان اعلام کرده بود. این آمار البته مشخص نکرده که از این تعداد چه تعداد “مسیحی شده” بودند.

تغییر مذهب و باور به مسیحیت در چه حالتی می‌تواند منجر به قبولی پناهندگی شود؟

اداره امور مهاجرت و پناهندگی و دادگاه‌ها (در مواردی که پرونده به دادگاه کشیده شود)  تنها در شرایط خاصی با اعطای پناهندگی به این دلیل موافقت می‌کنند. اداره امور پناهندگی یا دادگاه‌ها در مصاحبه با این دسته پناهجویان چند دسته سوال مطرح می‌کنند، از جمله:

– دلایل برگشت، جدا شدن و مخالفت با اسلام: چرا و چگونه فردی که سال‌های طولانی به اسلام  باور داشته و در یک خانواده و جامعه اسلامی بزرگ و تربیت شده یکباره با اسلام مشکل پیدا می‌کند؟ مشکل او  با اسلام چه بوده و چه زمانی  شروع شده است؟ از چه زمانی این مشکل جدیتر شده و فراتر از مشکل، به مخالفت و جدائی و کنده شدن از اسلام تبدیل شده است؟

– دلایل گرایش به مسیحیت: چرا بعد از مشکل پیدا کردن با اسلام و یا مخالفت با آن نخواسته بی دین بماند؟ چرا به دین یا آئین دیگری گرایش پیدا نکرده و گرایش به مسیحیت از کجا ناشی می‌شود؟

– ارتباط  با مسیحیت و فعالیت‌های مرتبط با آن: آشنائی با مسیحیت چگونه بوده و کی و کجا این آشنائی صورت گرفته است؟ ارتباط با مسیحیان یا مراکز آنها چه بوده است؟ چه فعالیت‌هائی کرده یا می‌کند؟ آیا مسئولیتی هم داشتنه است؟

– ایمان به مسیحیت: از چه زمانی آشنائی با مسیحیت به “ایمان و به باور” به مسیحیت تبدیل شد؟ این روندِ درونی ِ تغییر باور چگونه بوده و نقطه اوج آن چه بوده و کی بوده است؟

– شناخته شدگی: از چه زمانی، کی و کجا و چگونه گرایش به مسیحیت یا باور به مسیحیت یا فعالیت‌های مرتبط با آن منجر به شناخت شدن او به این عنوان شده است؟ این شناخته شدن در چه سطحی  بوده و چه افرادی را شامل می‌شود؟ آیا نهادهای حکومتی یا نیروهای امنیتی هم از آن با اطلاع  بوده‌اند؟ چگونه؟

– زندگی در مسیحیت و با مسیح: تا کجا باور به مسیحیت در فرد نهادینه شده و جزئی از وجود و هویت او شده و روز و شب و زندگی خود و خانواده‌اش را تحت تاثیر قرار داده و زندگی بر اساس آن شکل گرفته است؟ (در این قسمت همچنین ممکن است برخی سوالات تئوریک مرتبط با “کتاب مقدس” یا مناسبت‌ها و آئین‌های مسیحیت مطرح شود.)

– اعلام  و علنی کردن باور و فعالیت تبلیغی: آیا مسیحیت یک باور فقط درونی است که فرد در درون خودش با آن زندگی می‌کند و در چهاردیواری خانه‌اش آن را نگه می‌دارد،  یا بر عکس برای او اعلام علنی این باور و تبلیغ در مورد آن فراتر از چهاردیواری خانه یک موضوع مهم و غیرقابل چشم‌پوشی است (مثلا شرکت در مراسم مذهبی، حضور در کلیسا، حمل صلیب و یا کتاب مقدس و گفتگو با دیگران در مورد  مسیحیت و دعوت آنها به مسیحیت.)

هم اداره امور پناهندگی و هم دادگاه‌هائی که به پرونده‌های مرتبط با مسیحیت رسیدگی می‌کنند به شکل‌های مختلف موضوعات بالا را مورد نظر قرار داده و به طور کلی یا با جزئیات وارد آن  می‌شوند. بنابراین صِرف اعلام “مسیحی شدن”، داشتن برگه غسل تعمید یا ارائه تائیدیه از کشیش یک کلیسا به خودی خود باعث قبولی پناهندگی به دلیل مسیحیت نمی‌شود.

باور به مسیحیت به عنوان بخشی از هویت

تا سال ۲۰۰۶ علاوه بر برگه غسل تعمید و برگه تائیدیه کشیش کلیسا، مهمترین شرط که اداره امور پناهندگی در بررسی پرونده فردی که “تغییر باور به مسیحیت” را به عنوان دلیل پناهندگی اعلام می‌کرد این بود که آیا این فرد فعالیت تبلیغی و ترویجی داشته است؟ کی و کجا؟ این فعالیت تا کجا گسترده بوده و چگونه منجر به شناخته شدن او شده است؟ آیا نهادهای حکومتی و نیروهای امنیتی رژیم ایران از این موضوع با اطلاع هستند، چگونه؟

از اکتبر سال ۲۰۰۶ با اجرای موازین اروپائی در امور پناهندگی، فعالیت تبلیغی و ترویجی اهمیت تعیین کننده خود را از دست داد. از آن زمان “تضمین حداقل‌های آزادی عقیده و مذهب” تعیین کننده شد. مهم و تعیین کننده این بود اگر درکشوری حداقل‌های آزادی عقیده و مذهب ، نه در چهاردیواری خانه، بلکه در جامعه و به طور علنی تضمین شده نباشد و فردی نتواند آن گونه که آئین و دین و عقیده‌اش از او می‌خواهد آزادانه مراسم و آیین‌ مورد نظرش را بجا آورده و نتواند آزاد و بدون خطرِ پیگرد و دستگیری عقیده اش را زندگی کند، در این صورت نمی‌توان چنین فردی را به کشورش بازگرداند و درخواست پناهندگی‌اش قبول می‌شود.

در سپتامبر ۲۰۱۲ نیز دیوان عالی اروپا در حکمی ‌تاکید کرد: در صورتی که فردی در کشور خودش نتواند باورها و فرایض مذهبی‌اش را که بخشی از هویت دینی فرد محسوب می‌شود به طور آزادانه و در ملاء عام اجرا کند، و در صورتی که به خاطر این باور و عمل، رفتارهای تحقیرآمیز و غیر انسانی در انتظار او باشد، این چنین محدودیت‌ها را باید برابر با نقض حداقل آزادی مذهبی قلمداد کرد. اگر، این فرد در خارج بوده و درخواست پناهندگی داده، نمی‌توان از او خواست به کشورش برگردد و دین و آئینش را با سکوت و در چهاردیواری خانه‌اش بجا آورده و از اجرای مراسم عمومی ‌و  یا استفاده از نشانه‌های مذهبی خودداری کند تا دچار خطر نشود. انتظار اینکه فردی باورهای مذهبی‌اش را انکار کرده و یا مخفی کند نقض حق آزادی مذهب آن فرد به شمار می‌آید.

از این زمان به بعد به دلیل آنکه تعداد متقاضیان پناهندگی که “تغییر باور به مسیحیت” را دلیل پناهندگی اعلام می‌کردند، به طور چشمگیری افزایش پیدا کرده بود، اداره امور پناهندگی و دادگاه‌های آلمان به این موضوع به دیده‌ی تردید نگاه کرده و آن را اقدامی ‌تاکتیکی و فرصت‌طلبانه می‌دیدند.

در جریان ارجاع یک شکایت، در فوریه سال ۲۰۱۳ دادگاه فدرال اداری آلمان در حکمی‌ و با استناد به حکم دیوان عالی اروپا شرایط پذیرش پناهندگی به دلایل مذهبی را اعلام کرد، اما در عمل با طرح یک سری اما و اگرها آن را محدود نمود. در این حکم آمده است: “در صورتی که یک متقاضی پناهندگی در کشورش به دلیل پیاده کردن اعتقادات مذهبی‌اش در زندگی خصوصی یا حوزه عمومی ‌مورد تعقیب قرار بگیرد، باید بتواند از حق پناهندگی برخوردار گردد.” اما جملات بعدی دست قضات را در تفسیر حائز بودن یا حائز نبودن شرایط  مورد نظر بسیار باز می‌گذارد. نتیجه‌ی عملی این حکم پر از تفسیرر، باز شدن راه برای صدور حکم منفی بود زیرا شرایط مورد نظر چنان سخت در نظر گرفته شده  که در عمل، شانس قبولی پناهندگی به این دلیل تنها شامل عده‌ای محدود می‌شود.

در شرایط مطرح شده در این حکم بر سخت‌گیری و محدودیت‌های اعمال شده علیه فرد مومن در پیاده کردن اعتقادات مذهبی‌اش در حوزه عمومی ‌بسیار تاکید شده است به نحوی که باید مشخص شود که چرا با وجود محدودیت و سختگیری‌هائی که فرد مومن با آن مواجه بوده است، همچنان بر پیاده کردن اعتقادات مذهبی‌اش اصرار داشته و باید مشخص شود که آیا واقعا اجرای این اعتقادات مذهبی در حفظ هویت مذهبی فرد مومن نقش محوری بازی می‌کند یا نه. “اگر چه هرنوع محدودیتِ اجرای اعتقادات مذهبی در کشور مبداء نمی‌تواند دلیلی باشد که به هر متقاضی پناهندگی، قبولی پناهندگی اعطاء گردد، اما محدودیت‌های شدید در اجرای اعتقادات مذهبی در حوزه عمومی ‌می‌تواند دلیلی برای پذیرش پناهندگی باشد. آن هم در صورتی که پیاده کردن اعتقادات مذهبی در حوزه عمومی‌ برای فرد یک اهمیت محوری به لحاظ حفظ هویت مذهبی او داشته و غیر قابل چشم‌پوشی باشد. محدودیت‌هائی آنچنان جامع و فراگیر که یک فرد مومن به دلیل آن خود را مجبور ببیند که از پیاده کردن اعتقادات مذهبی‌اش چشم پوشی کند.”

در حکم یادشده برخی واژه‌ها بسیار کلی هستند، مثلا: “قابل چشم‌پوشی بودن” ، “اهمیت محوری داشتن” ، “حفظ هویت مذهبی”، “محدودیت‌های جامع و فراگیر”. به نظر می‌رسد انتخاب چنین فرمول پر از تعبیر و تفسیری، آگاهانه باشد. دادگاه اداری فدرال آلمان با این حکم خود، عملا به صورت بسیار ماهرانه و شیک حکم دیوان عالی اتحادیه اروپا را دور زده است. اول آن را تائید کرده، اما بلافاصله با افزودن بسیاری اما و اگر آن را بسیار محدود کرده است.

پس از صدور حکم فوق، سختگیری اداره امور پناهندگی و دادگاه‌های آلمان در قبول پناهندگی برای “مسیحی شده”‌های ایرانی بیشتر شد و در پی آن تعداد قبولی‌ها کاهش یافت.

اگرچه برای اداره امور پناهندگی و دادگاه‌های آلمان مشخص است که در ایران بسیاری از مردم از اسلام بریده از آن روی گردانده‌اند و بسیاری به ادیان دیگر از جمله مسیحیت گرایش پیدا کرده‌اند، اما در بررسی درخواست‌های پناهندگی، ادعای مسیحی شدن یا ارائه برگه غسل تعمید و یا تائیدیه از کلیسا کافی نیست بلکه هر مورد در مصاحبه‌های حضوری به طور جداگانه و با توجه به جزئیاتی که در بالا توضیح داده شد، بررسی  می‌گردد.

آیه قوت جمعه ۲۵ نوامبر ۲۰۱۶ برابر با ۵ آذر ۱۳۹۵

مزامیر باب ۱۱۹ آیه 11
مزامیر باب ۱۱۹ آیه ۱۱

مزامیر باب ۱۱۹ آیه ۱۱

۱۱↵ کلام تو را در دل نگاه می‌دارم تا مرتکب گناه نشوم.

آیه قوت پنجشنبه ۲۴ نوامبر ۲۰۱۶ برابر با ۴ آذر ۱۳۹۵

مزامیر باب ۱۰۰ آیه ۴
مزامیر باب ۱۰۰ آیه ۴

مزامیر باب ۱۰۰ آیه ۴

۴با شکرگزاری به درگاه او بیایید و در صحنهای او، او را بپرستید، او را شکر کنید و نام او را بستایید.

آیا موسی نویسنده اصلی کتاب پیدایش بود؟

آیا موسی نویسنده اصلی کتاب پیدایش بود؟
آیا موسی نویسنده اصلی کتاب پیدایش بود؟

کتاب پیدایش همراه با توضیح های موسی

سه دیدگاه برای منابع موسی ارائه شده:

یک. موسی روایات شفاهی را نوشت.

دوم. موسی توسط مکاشفه الهی کتاب پیدایش را به رشته تحریر درآورد.

سوم. موسی توسط اسناد و مدارکی که در اختیار داشت، کتاب پیدایش را تکمیل کرد.

اکثر کارشناسان مسیحی معتقدند که موسی با داشتن مدارک و شواهد موثق تاریخی موفق گردید جزئیات کتاب پیدایش را بنویسد.

در پیدایش فصل ۵ آیه ۱ می خوانیم:»این است شرح (در زبان عبری «کتاب») پیدایش آدم و نسل او».

به نظر می رسد عبارت آغازین «این است شرح (کتاب)…» بیانگر آن باشد که این فصل نوشته واحد و مستقلی بوده است. «کتاب» به معنی «گزارش نوشته شده با هر اندازه ای» است. شروع این فصل با گزارش مختصری از آفرینش و هم چنین طرح یکدست و دقیق پاراگرافت ها، این تفسیر و استنباط را تایید می کند.

این آیه به «نگارش» در دوران حیات آدم اشاره می کند. خدا می خواست با بشر در ارتباط و گفتگو باشد. وقتی انسان به شباهت خدا خلق شد، توانایی و قابلیت سخن گفتن نیز داشت. با مطالعه کتاب مقدس درمی یابیم آدم، بدوی وعقب مانده خلق نشده بود. خدا با آدم صحبت کرد و او سخنان خدا را کاملا درک می کرد (پیدایش فصل ۱ آیات ۲۸- ۳۰). کمی بعد، آدم حیوانات را نامگذاری کرد (فصل ۲ آیه ۲۰) و بعد از آفرینش زن، آدم با حوا حرف زد (آیه ۲۳).

آدم زنش را «حوا» یعنی «مادر زندگان» نامید (فصل ۳ آیه ۲۰). بنابراین درمی یابیم که درک و بینش آدم نه فقط ضعیف و ابتدایی نبود، بلکه خدا به او توانایی تکلم و نگارش هم عطا کرده بود. خط و نگارش به مراتب پیچیده تر از گفتار است. خدا نه فقط قدرت بیان را به آدم و حوا داد، بلکه آنان به خوبی قادر به نوشتن بودند. تردیدی نیست که آدم جزئیاتی را که خدا درباره آفرینش به او گفته بود و وقایعی را که دیده و شنیده بود، نوشت. نوح مدارک و اسناد آدم را که هم چنان سالم باقی مانده بود، در اختیار داشت.

در ماجرای برج بابل، خداوند زبان مردم را تغییر داد تا سخن یکدیگر را نفهمند (فصل ۱۱ آیه ۷). پس درمی یابیم که زبان ها توسط انسان اختراع نشده اند. همان طور که زبان و تکلم به هنگام آفرینش آدم در اثر معجزه خدا پدید آمد، تعدد زبان ها نیز با دخالت مستقیم خدا به وجود آمدند.

خداوند از موسی سئوال کرد:»کیست که زبان به انسان داده است؟ آیا نه من که خداوند هستم؟ بنابراین برو و من به تو قدرت بیان خواهم داد و هر آنچه باید بگویی به تو خواهم آموخت» (خروج فصل ۴ آیات ۱۱- ۱۲).

دلیل دیگر آن است که ابداعات و اختراعات زیادی در قبل از طوفان انجام شد: قائن شهری را بنیاد نهاد (پیدایش فصل ۴ آیه ۱۸)، ساختن آلات مسی و فلزی (فصل ۴ آیه ۲۲) آغاز گردید، موسیقی ابداع شد (فصل ۴ آیه ۲۱)، نوح کشتی بزرگی ساخت (فصل ۶)… پس بدون شک «خط» هم اختراع شد.

خط و نگارش به مراتب پیچیده تر از گفتار است. خدا نه فقط قدرت بیان را به آدم و حوا داد، بلکه آنان به خوبی قادر به نوشتن بودند. تردیدی نیست که آدم جزئیاتی را که خدا درباره آفرینش به او گفته بود و وقایعی را که دیده و شنیده بود، نوشت. نوح مدارک و اسناد آدم را که هم چنان سالم باقی مانده بود، در اختیار داشت.

کشفیات باستان شناسی نشان می دهند که از ۲۳۵۰ قبل از میلاد، کتیبه هایی که از گل یا خاک رس تهیه می شدند برای مکاتبات و دادستد شخصی نیز مورد استفاده قرار می گرفت. در همان زمان، کاربرد مهرهای شخصی نیز رایج شد. به مهر در زمان ایوب نیز اشاره شده (ایوب فصل ۳۸ آیه ۱۴). طبق نظر کارشناسان، ایوب در قبل یا هم زمان با ابراهیم می زیست.

نویسندگان کتاب پیدایش

یک. آدم نویسنده فصل ۲ آیه ۵ تا فصل فصل ۵ آیه ۲ بوده است.

دو. نوح نویسنده فصل ۵ آیه ۳ تا فصل ۶ آیه ۹ بوده است.
سه. پسران نوح فصل ۶ بخش دوم آیه ۹ تا فصل ۱۰ آیه ۱ را نوشتند.

چهار. فصل ۱۰ آیه ۲ تا فصل ۱۱ بخش اول آیه ۱۰ توسط سام نوشته شد (احتمالا سام که در ایمان آوردن ابراهیم به خدای حقیقی نقش موثری داشته، گزارش هایش را که بر روی کتیبه ها نوشته بود، در اختیار ابراهیم گذاشت).

پنج. فصل ۱۱ از بخش دوم آیه ۱۰ تا آیه ۲۷ توسط تارح نوشته شد.

شش. از فصل ۱۱ بخش دوم آیه ۲۷ تا فصل ۲۵ بخش اول آیه ۱۹ توسط اسحاق و اسماعیل نوشته شد.

هفت. فصل ۲۵ بخش دوم آیه ۱۹ تا فصل ۳۷ بخش اول آیه ۲ توسط یعقوب و عیسو نوشته شد. بعد از آشتی دو برادر (پیدایش فصل ۳۳)، یعقوب به مدارک عیسو دست یافت (فصل ۳۶) و آن ها را برای نسل های بعد حفظ و نگه داری کرد.

هشت. نویسنده فصل ۳۷ از بخش دوم آیه ۲ تا فصل ۵۰ آیه ۲۵ یوسف بود.

نه. آیه ۲۶ توسط پسران یوسف اضافه شد.

از فصل ۲ تا فصل ۳۷ آیه ۲ بر روی کتیبه های گلی نوشته شد و بعد از آن می بایست بر روی پاپیروس (کاغذ مصری) ثبت شده باشد.

بشر در فصل ۱ از آیه ۱ تا فصل دوم آیه چهارم (گزارش مختصر آفرینش در شش دوران/ روز) به عنوان شاهد حضور نداشت. بنابراین نویسنده اصلی بخش آغازین کتاب مقدس «روح القدس» است. مراحل شش گانه (روز/ دوران) آفرینش عالم هستی، به زبان ساده برای مردمان ساده دوران باستان در چند هزار سال قبل نوشته شد که مطابق با تقسیمات زمین شناسی است و با زیست شناسی و جانورشناسی کنونی هماهنگی شگفت انگیزی دارد. اگر منبع اطلاعاتی موسی به عنوان نویسنده غلط بود، او چگونه می توانست مراحل آفرینش را به طور صحیح مراعات کند؟

سهم موسی در نگارش کتاب پیدایش

موسی به اسناد و مدارک (کتیبه و پاپیروس) پاتریارخ ها (ابراهیم، اسحاق، یعقوب و یوسف) دسترسی داشته است.

تردیدی نیست یوسف به عنوان نخست وزیر مصر، جزئیات سرگذشت زندگی خود و گذشتگانش را به رشته تحریر در آورده بود. جدا از گزارش های شفاهی که قوم اسرائیل از آن آگاه بودند، کتیبه هایی از پسران آدم مانند شیث و هم چنین نوح و پسر او سام باقی مانده بود. احتمالا سام که در ایمان آوردن ابراهیم به خدای حقیقی نقش موثری داشته، گزارش هایش را که بر روی کتیبه ها نوشته بود، در اختیار ابراهیم گذاشت.

موسی به زبان های عبری و مصری تسلط کامل داشت و قادر بود اسناد قدیمی را بخواند. بنابراین با هدایت روح القدس کتاب پیدایش را به رشته تحریر درآورد. موسی گزارش های یوسف را از زبان مصری به عبری ترجمه کرد.

با گذشت بیش از چهارصد سال از روزگار ابراهیم تا موسی، اسامی مناطق و مکان ها تغییر کرده بود. موسی اسامی جدید مکان ها را نوشت. برای مثال، او به نام ها جدید و قدیم در پیدایش فصل ۱۴ آیات ۲- ۳ و ۷-۸ و ۱۵ و ۱۷ اشاره می کند.

با این توصیف، اسامی برخی از مناطق تغییر نکرده بود، مانند شهرهای سدوم و غموره که بعد از نابودی، نه فقط بازسازی نشدند بلکه به فراموشی سپرده شدند و در نتیجه تغییری در نام شان ایجاد نشد (پیدایش فصل ۱۹)، یا در فصل ۱۶ آیه ۱۴ موسی جمله ای را اضافه می کند:»چاهی که بین قادش و بارد است»، در حالی که با گذشت قرن ها نام چاه عوض نشده بود.

موسی شاهد عینی وقایع دوران کتاب خروج بود. با جغرافیای مصر و گیاهان و جانوران منطقه کاملا آشنایی داشت:»لوط نگاهی به اطراف انداخت و تمام دره رود اردن را از نظر گذراند. همه آن سرزمین تا صوغر، چون باغ عدن و مصر سرسبز بودند» (پیدایش فصل ۱۳ آیه ۱۰).

«آن سال تگرگ تمام محصولات کتان و جو را از میان برد، چون ساقه جو خوشه کرده و کتان شکوفه داده بود، ولی گندم از بین نرفت، زیرا هنوز جوانه نزده بود» (خروج فصل ۹ آیات ۳۱- ۳۲).

موسی بارها واژه ها و کلمات مصری را در پنج کتابش به کار برد که در کتاب های دیگر کتاب مقدس مشاهده نشده است. بررسی کارشناسان نشان داده که این واژهای مصری متعلق به دو هزار سال قبل از میلاد است:»موسی تمام علوم و حکمت مصر را فرا گرفت تا جایی که شاهزاده ای با نفوذ و ناطقی برجسته شد» (اعمال رسولان فصل ۷ آیه ۲۲).

«موسی» در واقع نام مصری است و نه عبرانی:»دختر فرعون کودک را به فرزندی قبول کرد و او را موسی، یعنی «از آب گرفته شده» نامید» (خروج فصل ۲ آیه ۱۰).

در کتاب پیدایش طول کشتی نوح ۳۰۰ ذراع برآورد شده است که این واحد اندازه گیری برحسب ذراع مصری است. همین امر ثابت می کند که موسی نویسنده اصلی کتاب پیدایش است، زیرا او در دربار مصر تحصیلاتش را گذرانده بود. در مصر باستان هر ذراع برابر با ۵۲٫۷ سانتی متر بوده است. با محاسبه این عدد، طول کشتی نوح ۱۵۸ متر و ۴۶ سانتی متر برآورد شده است.

در پنج کتاب موسی هیچ گونه اشاره ای به معبد یا اورشلیم در آینده نشده است، بلکه فقط از «خیمه اجتماع» که محل پرستش قوم اسرائیل بعد از خروج از مصر بود، ذکر شده است.

با این توصیف، طبق روایات یهود و کتاب مقدس، موسی به عنوان نویسنده پنج کتاب تورات، معرفی شده است.

خداوند به موسی فرمود:»شرح این پیروزی را بنویس تا به یادگار بماند» (خروج فصل ۱۷ آیه ۱۴)

«موسی تمام دستورات خداوند را نوشت» (خروج فصل ۲۴ آیه ۴)

«موسی طبق دستور خداوند، سفرنامه قوم اسرائیل را نوشت» (اعداد فصل ۳۳ آیه ۲)

«موسی قوانین خدا را نوشت» (تثنیه فصل ۳۱ آیه ۹)

خداوند به موسی فرمود:»کلمات این سرود را که به تو می دهم بنویس و به مردم اسرائیل یاد بده» (آیه ۱۹)

«در همان روز، موسی کلمات سرود را نوشت و آن را به قوم اسرائیل یاد داد» (آیه ۲۲)
«موسی کلیه قوانینی را که در این کتاب ثبت شده است، نوشت» (آیه ۲۴)

هم چنین نویسندگان دیگر کتاب مقدس، موسی را به عنوان نویسنده تورات معرفی کرده اند:
خداوند به یوشع فرمود:»از قوانینی که خدمتگزارم موسی به تو داده است، اطاعت نما. این کتاب تورات از تو دور نشود. شب و روز آن را بخوان و در گفته های آن تفکر کن» (یوشع فصل ۱ آیه ۷- ۸)

«دستوراتی را که در تورات موسی نوشته شده است، اطاعت کنید» (یوشع فصل ۲۳ آیه ۶)
«خداوند در تورات موسی امر فرموده بود که پدران به سبب گناه پسران کشته نشوند و نه پسران برای گناه پدران» (دوم پادشاهان فصل ۱۴ آیه ۶)

خداوند فرمود:»اگر قوم اسرائیل از دستوراتی که من توسط موسی به آن ها داده ام پیروی نمایند، بار دیگر هرگز آنان را از این سرزمین که به اجداد ایشان دادم، بیرون نخواهم راند» (دوم پادشاهان فصل ۲۱ آیه ۸)

«همان طور که در کتاب موسی دستور داده شده بود، قربانی های سوختنی تقدیم نمودند» (عزرا فصل ۳ آیه ۲)
«کاهنان و لاویان در معبد قرار دادند تا طبق دستورات شریعت موسی به کار مشغول شوند» (عزرا فصل ۶ آیه ۱۸)
«قوم اسرائیل از عزرای کاهن خواستند تا کتاب تورات موسی را بیاورد و بخواند» (نحمیا فصل ۸ آیه ۱)
«قوم اسرائیل از احکام تو سرپیچی کردند و به همین سبب لعنت هایی که در کتاب تورات موسی نوشته شده، بر سر ما آمده است» (دانیال فصل ۹ آیات ۱۱- ۱۳)

عیسی مسیح نیز موسی را به عنوان نویسنده تورات معرفی نمود. مسیح فرمود:»اگر شما به موسی ایمان داشتید، به من نیز ایمان می آوردید، زیرا او در کتاب تورات درباره من نوشته است» (یوحنا فصل ۵ آیه ۴۶)

عیسی در موارد دیگر نیز موسی را نویسنده تورات معرفی کرد:

«هدیه ای را که شریعت موسی برای جذامی های شفا یافته تعیین کرده، تقدیم کن تا همه بدانند که شفا یافته ای» (متی فصل ۸ آیه ۴)

فریسیان از مسیح سئوال کردند:»چرا موسی فرموده مرد می تواند زنش را طلاق دهد؟» مسیح پاسخ داد:»موسی چنین گفت، زیرا می دانست شما چقدر سنگدل و بی رحم هستید» (متی فصل ۱۹ آیات ۷- ۸)

مسیح از سران یهود پرسید:»مگر موسی تورات را به شما نداده است؟ پس چرا دستورات آن را اطاعت نمی کنید؟» (یوحنا فصل ۷ آیه ۱۹)

پولس رسول نیز موسی را به عنوان نویسنده تورات تایید می کند:

«حتی در زمان موسی نیز خدا فرموده بود که نجات خود را به مردم بت پرست و نادان عطا خواهد کرد تا بلکه قوم اسرائیل به غیرت بیایند و از خواب غفلت بیدار شوند» (رومیان فصل ۱۰ آیه ۱۹)

«حتی امروز نیز وقتی یهودیان نوشته های موسی را می خوانند، آن را درک نمی کنند و تصور می کنند که راه نجات، همانا اطاعت از شریعت موسی است» (دوم قرنتیان فصل ۳ آیه ۱۵)

بدون تردید نویسنده دیگر کتاب پیدایش «خداوند» بود. او مراحل آفرینش و جزئیات زیادی از رویدادهای پیدایش را برای موسی مکشوف نمود.

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

آیه قوت چهارشنبه ۲۳ نوامبر ۲۰۱۶ برابر با ۳ آذر ۱۳۹۵

اول تواریخ باب ۲۹ آیه ۱۳
اول تواریخ باب ۲۹ آیه ۱۳

اول تواریخ باب ۲۹ آیه ۱۳

۱۳↵ اکنون ای خدای ما، تو را سپاس می‌گوییم و نام با شکوه تو را نیایش می‌کنیم.

آیه قوت سه شنبه ۲۲ نوامبر ۲۰۱۶ برابر با ۲ آذر ۱۳۹۵

اول قرنتیان باب ۱۵ آیه ۵۷
اول قرنتیان باب ۱۵ آیه ۵۷

اول قرنتیان باب ۱۵ آیه ۵۷

۵۷↵ امّا خدا را شکر که او به وسیلهٔ خداوند ما عیسی مسیح به ما پیروزی بخشیده است.

ابراز نگرانی “رهبر کلیسای ارتدکس روسیه” از وضعیت مسیحیان در خاورمیانه

وی بیرون راندن مسیحیان از منطقه خاورمیانه، مهد مسیحیت را یک فاجعه تمدنی و بشری خواند.

۸۲۲۵۹۸۰۹-۷۱۰۷۷۳۰۴-۲
ابراز نگرانی “رهبر کلیسای ارتدکس روسیه” از وضعیت مسیحیان در خاورمیانه

“یارک کریل” پاتریارک مسکو و سراسر روسیه اظهار کرد که بیرون راندن مسیحیان از منطقه خاورمیانه یک فاجعه تمدنی و بشری است.

به نوشته تارنمای اسپوتنیک روسیه، کریل در گفتگو با راشا تودی اظهار کرد: «خاورمیانه مهد مسیحیان و مهد فرهنگ مسیحیان است. به همین خاطر کشتن مردم مسیحی و بیرون راندن آنها از منطقه خاورمیانه نه تنها جنایت اعتقادی بلکه مقابله با حقوق و آزادی بشر بوده و یک فاجعه تمدنی و بشری است».

پاتریارک همچنین خاطر نشان کرد که مسیحیان در منطقه بیش از سایر اقلیت ها آزار و اذیت می بینند.

لاوروف: کم شدن تعداد مسیحیان خاورمیانه نگران کننده است

پاتریارک همچنین یادآور شد که در سوریه نیم میلیون مسیحی ناپدید شده اند و در عراق امروز تنها ۱۵۰ هزار نفر از جمعیت یک و نیم میلیون نفری مسیحیان باقی مانده است.

منبع : محبت نیوز