بعد از طوفان دوران نوح، چرا خداوند حکم اعدام را مقرر کرد؟

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
خداوند مجازات اعدام را مقرر فرمود (پیدایش فصل ۹ آیات ۵- ۷)

بعد از خروج نوح و خانواده اش به همراه حیوانات از کشتی، خداوند به نوح فرمود:»کشتن انسان جایز نیست، زیرا انسان شبیه خدا آفریده شده است. هر حیوانی که انسانی را بکشد، باید کشته شود. هر انسانی هم که انسان دیگری را به قتل برساند، باید به دست انسان کشته شود»

مجازات اعدام برای محدود کردن خشونت صادر شد. قبل از طوفان، حکم الهی مبنی بر مجازات اعدام وجود نداشت. در نتیجه قتل و خشونت به تدریج رواج یافت. به عبارت دقیق تر، خشونت یکی از دلایل نازل شدن طوفان بود. بدین ترتیب، خدا نظم نوینی را در حکومت انسانی مقرر فرمود.

این نکته در کتاب خروج فصل ۲۰ آیه ۱۳ مشاهده می شود:»قتل نکن». قتل نه فقط گناه محسوب می شود، بلکه ارتکاب به آن، جامعه را ناامن می سازد. اگر خدا فرمان داد که دزدی نکن، مقصود فقط ارتکاب گناه نبود، بلکه در جامعه هرج و مرج ایجاد می شود. اگر خدا فرمود که زنا نکن، یعنی نه فقط زنا گناه است، بلکه روابط زن و شوهر را نابود می کند و بچه های طلاق و یا بی سرپرست به جامعه تحویل داده می شوند. آسیب شناسی زنا (خیانت به همسر) بسیار عمیق و معمولا غیر قابل جبران است.

اما خدا قانونی را در شریعت وضع می کند که قاتل کشته شود (خروج فصل ۲۱ آیه ۱۲). فرمان «قتل نکن» محدود است به روابط شخصی و جلوگیری از ناامنی در سطح جامعه. در اجتماعی که نه نیروی پلیس و نه دستگاه قضایی وجود داشت، چنین قانونی از انتقام شخصی جلوگیری می نمود. اگر این قانون نبود، افراد قوی، ضعیفان را در مقابل کوچک ترین خطا، خرد می کردند.

بدیهی است که قانون خروج فصل ۲۱ آیه ۱۲، صرفا رهنمودی بود برای قضات، نه این که به عنوان معیار روابط شخصی به کار برود. مجازات برای متخلفان خود متضمن برقراری سیستم قضایی بود. این قانون باعث می شد مجازات با نوع جرم متناسب باشد. بنابراین فقط سیستم قضایی می توانست حکم اعدام را اجرا کند. زمان جنگ نیز شرایط ویژه خود را دارد: دشمن کاملا بی رحم است و دفاع امری ضروری است.

از سوی دیگر، در دوران بعد از طوفان خدا مجازات اعدام را مقرر فرمود، زیرا این استنباط غلط می توانست شکل بگیرد که اگر خدا توسط طوفان سهمگین بشر را نابود کرد، پس می توان نتیجه گرفت که خدا ارزش اندکی برای حیات انسان قائل است.

برای مقابله با چنین تفکر اشتباه، خدا می آموزد که انسان ارزش بسیاری دارد، زیرا شبیه خدا آفریده شده است و نماینده خدا بر روی زمین است. لذا از این مقام منحصر به فرد حیات بشری باید حفاظت کرد و دانست که کشتن هر انسانی جرم بزرگی است. در نسخه های قدیمی کتاب پیدایش عبارت «هر انسانی هم که انسان دیگری را به قتل برساند» (فصل ۹ آیه ۵)، چنین است:»هر انسانی هم که برادرش را به قتل برساند». از آن جا که همگی از یک خانواده هستیم، بنابراین قتل در حکم برادرکشی است.

قاتلین می بایست اعدام می شدند، چون نه فقط جامعه را ناامن می کردند، بلکه خشونت را ترویج می دادند. با این توصیف، حکم عیسی همه را حیرت زده کرد. او فرمود که حتی بی دلیل بر شخصی خشمگین شوی، گناهی است به بزرگی قتل (متی فصل ۵ آیات ۲۱- ۲۲).

قتل و خشم هر دو از یک ریشه اند. اگرچه خشم به ظاهر گناه کوچک تری است، اگر به حال خود رها شود و جلو آن گرفته نشود، به گناه بزرگ تر یعنی قتل منجر می شود. اگر تلخی و عصبانیت ادامه یابد، در ما افکار و انگیزه های پلید ایجاد کرده و به انتقام و حتی جنایت منجر خواهد شد. زندگی انسان از افکارش ساخته می شود.

حال این سئوال مطرح می شود که اگر قتل غیرعمد بود، شریعت یهود چه دستورالعملی داشت؟
در تثنیه فصل ۱۹آیات ۲- ۷ می خوانیم:»باید سه شهر به عنوان پناهگاه تعیین کنید تا اگر کسی مرتکب قتل غیرعمد شود، بتواند به آن جا فرار کرده، در امان باشد.

بدین ترتیب مدعی خون مقتول نمی تواند قاتل بی گناه را بکشد». خداوند با تعیین «شهرهای ملجا (پناهگاه)» باعث تحکیم عدالت در قوم اسرائیل شد. اگر به نقشه باستانی اسرائیل نگاه کنیم، درمی یابیم که شهرهای ملجا طوری قرار داشتند که به راحتی برای آنانی که نیاز به محافظت داشتند، قابل دسترس بود.

راه هایی که به این شهرها منتهی می شد دارای تابلوهای راهنمایی بود تا کسی که به طور غیرعمد مرتکب قتل شده بود به راحتی بتواند از انتقام افراد خشمگین بگریزد. اگر آن شخص شهر ملجا را ترک می کرد، زندگی اش در معرض خطر قرار می گرفت و رهبران مذهبی نمی توانستند به او کمک کنند.

Advertisements

چرا مسیح دعا کرد که اگر ممکن است این جام رنج و عذاب را از مقابل من بردار؟ (متی فصل ۲۶ آیه ۳۹)

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

مخالفان مسیحیت ادعا می کنند که اناجیل گزارش داده اند مسیح دعا کرد تا مصلوب نشود. آنان می گویند مسیح از خدا درخواست کرد «این جام رنج و زحمت را از من بردار» (متی فصل ۲۶ آیه ۳۹). آیا مقصود عیسی دقیقا همان است که مخالفان کتاب مقدس مدعی هستند؟

ابتدا متن انجیل متی فصل ۲۶ آیات ۳۶- ۳۹ را مطالعه کنیم:» عیسی شاگردانش را به بیشه ای آورد که آن را جتسیمانی می نامیدند. او به آنان گفت:»بنشینید و منتظر باشید تا من کمی دورتر رفته، دعا کنم». پطرس و دو پسر زبدی یعنی یعقوب و یوحنا را نیز با خود برد. در حالی که غم و اندوه تمام وجود او را فرا گرفته بود، رو به ایشان کرد و فرمود:» من از شدت حزن و غم، در آستانه مرگ می باشم. شما این جا بمانید و با من بیدار باشید.» سپس کمی دورتر رفت و بر زمین افتاد و چنین دعا کرد:»پدر، اگر ممکن است این جام رنج و عذاب را از مقابل من بردار، اما نه به خواهش من، بلکه به خواست تو.»

اگر متن را با دقت خوانده باشید، درمی یابید که مسیح هرگز از خدا درخواست نکرد تا «جام رنج و عذاب» برداشته شود، بلکه اراده خدا را طلبید. عیسی برای فرار از مرگ، با خدا وارد بحث و چانه زدن نشد. گزارش اناجیل به وضوح و روشنی نشان می دهند مسیح کاملا پذیرفته بود که «جام رنج و عذاب» را با خواست و اراده خدا بنوشد (متی فصل ۲۶ آیه ۳۹، مرقس فصل ۱۴ آیه ۳۶، لوقا فصل ۲۲ آیه ۴۲).

در آن لحظات سخت، عیسی احساسات واقعی خود را ابراز می کرد، اما نمی خواست بر خلاف اراده خدا عمل کند. بیان احساسات ناشی از غم و رنج، گناه قلمداد نمی شود ، به شرط آن که شخص بخواهد مطیع اراده خدا باشد.

از سوی دیگر، گفتار مسیح نشان می دهد که دعای او کاملا روحانی (معنوی) بود. آیا ممکن بود نجات انسان از گناه، به روشی غیر از فدیه شدن مسیح باشد؟ آسمان سکوت نشان داد، زیرا راه دیگری وجود نداشت. خون عیسی باید ریخته می شد تا گناهکاران نجات یابند.

«جام» در واقع همان جدایی موقت او از پدر بود که بر روی صلیب رخ داد. عیسی گناهان بشر را بر خود گرفت تا ما نجات یابیم. این جدایی موقت از خدا، عیسی را مضطرب کرده بود. رنج بدنی او بر روی صلیب به شدت دردناک بود، اما رنج اصلی، جدایی روحی از خدا بود (متی فصل ۲۷ آیه ۴۶، مرقس فصل ۱۵ آیه ۳۴).

 

عکس ‏‎Mehran Pourpashang‎‏

داستان پسر گمشده.{لوقا۱۵}


عیسی فرمود:
«مردی بود که دو پسر داشت‌. ۱۲ پسر کوچکتر به پدر گفت: پدر، سهم مرا از دارایی خودت به من بده‌. پس پدر دارایی خود را بین آن دو تقسیم کرد‌. ۱۳ چند روز بعد پسر کوچک تمام سهم خود را به پول نقد تبدیل کرد و رهسپار سرزمین دوردستی شد و در آنجا دارایی خود را در عیاشی به باد داد‌. ۱۴ وقتی تمام آن را خرج کرد قحطی سختی در آن سرزمین رخ داد و او سخت دچار تنگدستی شد‌. ۱۵ پس رفت و نوکر یکی از ملاکین آن محل شد‌. آن شخص او را به مزرعه خود فرستاد تا خوکهایش را بچراند‌. ۱۶ او آرزو داشت شکم خود را با نواله‌هایی که خوکها می‌خورند پر کند ولی هیچ کس به او چیزی نمی‌داد‌. ۱۷ سرانجام به خود آمد و گفت: بسیاری از کارگران پدر من نان کافی و حتّی اضافی دارند و من در اینجا نزدیک است از گرسنگی تلف شوم‌. ۱۸ من بر می‌خیزم و پیش پدر خود می‌روم و به او می‌گویم: پدر، من نسبت به خدا و نسبت به تو گناه کرده‌‌ام‌. ۱۹ دیگر لایق آن نیستم که پسر تو خوانده شوم‌. با من هم مثل یکی از نوکران خود رفتار کن‌. ۲۰ پس برخاست و رهسپار خانه پدر شد‌. هنوز تا خانه فاصله زیادی داشت که پدرش او را دید و دلش به حال او سوخت و به طرف او دوید، دست به گردنش انداخت و به گرمی او را بوسید‌. ۲۱ پسر گفت: پدر، من نسبت به خدا و نسبت به تو گناه کرده‌‌ام‌. دیگر لایق آن نیستم که پسر تو خوانده شوم‌. ۲۲ اما پدر به نوکران خود گفت: زود بروید بهترین ردا را بیاورید و به او بپوشانید‌. انگشتری به انگشتش و کفش به پاهایش کنید‌. ۲۳ گوساله پرواری را بیاورید و سر ببرید تا مجلس جشنی بر پا کنیم، ۲۴ چون این پسر من مرده بود، زنده شده و گمشده بود، پیدا شده است‌. به این ترتیب جشن و سرور شروع شد‌. ۲۵ در این هنگام پسر بزرگتر در مزرعه بود و وقتی بازگشت، همین که به خانه نزدیک شد صدای رقص و موسیقی را شنید‌. ۲۶ یکی از نوکران را صدا کرد و پرسید: جریان چیست؟ ۲۷ نوکر به او گفت: برادرت آمده و پدرت چون او را صحیح و سالم باز یافته، گوساله پرواری را کشته است‌. ۲۸ اما پسر بزرگ قهر کرد و به هیچ وجه نمی‌خواست به داخل بیاید پدرش بیرون آمد و به او التماس نمود‌. ۲۹ اما او در جواب پدر گفت: تو خوب می‌دانی که من در این چند سال چطور مانند یک غلام به تو خدمت کرده‌‌ام و هیچ وقت از اوامر تو سرپیچی نکرده‌‌ام و تو حتّی یک بزغاله هم به من ندادی تا با دوستان خود خوش بگذرانم‌. ۳۰ اما حالا که این پسرت پیدا شده، بعد از آنکه همه ثروت تو را با فاحشه ‌ها تلف کرده است برای او گوساله پرواری می‌کشی‌. ۳۱ پدر گفت: پسرم، تو همیشه با من هستی و هر چه من دارم مال توست‌. ۳۲ اما ما باید جشن بگیریم و شادی کنیم، زیرا این برادر توست که مرده بود، زنده شده است و گمشده بود، پیدا شده است‌‌.»
منبع: انجیل لوقا باب ۱۵ آیه ۱۱ تا ۳۲ از ترجمه شریف

«دفاعیات مسیحی» چیست؟

دفاعیات یا «آپولوجی» از واژه یونانی گرفته شده است که اساساً به معنای «دفاعیه دادن» است. بنابراین دفاعیات مسیحی، علم دفاعیه از ایمان مسیحی است. شکاکان زیادی هستند که بر وجود خدا شک دارند و یا به باور به خدای کتاب مقدس حمله می کنند. نقادان زیادی هستند که به الهام بخشی و خطا ناپذیری کتاب مقدس حمله می کنند. معلمین دروغین بسیاری هستند که تعلیم غلط را ترویج می کنند و حقایق کلیدی ایمان مسیحی را انکار می کنند. ماموریت دفاعیات مسیحی مبارزه با این جنبشها و در عوض ترویج خدای مسیحی و ایمان مسیحی است.

احتمالاً آیه کلیدی درباره دفاعیات مسیحی اول پطرس ۱۵:۳ است، «در دل خویش مسیح را در مقام خداوند برافرازید و همواره آماده باشید تا هر‌کس دلیل امیدی را که در شماست بپرسد، او را پاسخ گویید، امّا به نرمی و با احترام…» هیچ عذری برای یک مسیحی وجود ندارد که اصلاً قادر نباشد از ایمانش دفاع کند. هر مسیحی باید قادر باشد تا ارائه ای معقول از ایمانش در مسیح بدهد. خیر، لازم نیست که هر مسیحی در دفاعیات خبره باشد. اما هر مسیحی باید بداند که به چه ایمان دارد، چرا به آن ایمان دارد، چگونه آن را با دیگران در میان بگذارد، و چگونه از آن در برابر دروغها و حمله ها دفاع کند.

جنبه دوم دفاعیات مسیحی که اغلب نادیده گرفته می شود، قسمت دوم اول پطرس ۱۵:۳ است، «اما به نرمی و با احترام…» دفاع کردن از ایمان مسیحی با دفاعیات، هرگز نباید با خشم و بی احترامی و گستاخی همراه باشد. در حالیکه دفاعیات مسیحی را بکار می گیریم، باید بکوشیم تا در دفاعمان قوی باشیم و در عین حال در ارائه مان مسیح گونه باشیم. اگر ما در مناظره ای پیروز شدیم اما با طرز فکرمان شخصی را از مسیح حتی بیشتر رویگردان کردیم، در آنصورت مقصود حقیقی دفاعیات مسیحی را باختیم.

دفاعیات مسیحی دفاعیه ای معقول از حقیقت و ایمان مسیحی را برای مخالفین آن ارائه می کند. دفاعیات مسیحی جنبه ای ضروری از ایمان مسیحی است. به همه ما فرمان داده شده است که آماده و مجهز باشیم تا انجیل را اعلام کنیم و از ایمانمان دفاع کنیم (متی ۱۸:۲۸-۲۰، اول پطرس ۱۵:۳). این جوهره دفاعیات مسیحی است.

نویسندگان کتب عهد جدید

نام کتابهای عهد جدید به همراه نام شخصی که به اعتقاد اکثر محققان کتاب مقدسی به عنوان نویسنده آن کتاب پنداشته می شود به همراه تاریخ تقریبی نگارش آن کتابها

انجیل متی = متی – ۶۰ میلادی
انجیل مرقس = یوحنای مرقس – ۵۷ میلادی
انجیل لوقا = لوقا – ۶۰ میلادی
انجیل یوحنا = یوحنا – ۸۵ میلادی
اعمال رسولان = لوقا –۶۲ میلادی
رساله های: رومیان، اول قرنتیان، دوم قرنتیان، غلاطیان، افسسیان، فیلیپیان، کولسیان، اول تسالونیکیان، دوم تسالونیکیان، اول تیموتائوس، دوم تیموتائوس، تیطُس، فیلیمون = پولس – ۵۰ تا ۶۸ میلادی
عبرانیان = نامشخص، به احتمال زیاد پولس – بین ۶۴ تا ۶۹ میلادی
یعقوب = یعقوب – ۴۵ میلادی
اول پطرس، دوم پطرس = پطرس – بین ۶۴ تا ۶۶ میلادی
اول یوحنا، دوم یوحنا، سوم یوحنا = یوحنا – ۹۰ میلادی
یهودا = یهودا – بین ۶۷ تا ۸۰ میلادی
مکاشفه = یوحنا – ۹۵ میلادی

منبع:ایمانداران

نویسندگان کتب عهد عتیق

نام کتابهای عهد عتیق به همراه نام شخصی که به اعتقاد اکثر محققان کتاب مقدسی به عنوان نویسنده آن کتاب پنداشته می شود به همراه تاریخ تقریبی نگارش آن کتابها

پیدایش، خروج، لاویان، اعداد، تثنیه = موسی – ۱۴۰۰ پیش از میلاد
یوشع = یوشع – ۱۳۵۰ پیش از میلاد
داوران، روت، اول سموئیل، دوم سموئیل = سموئیل – ۱۰۰۰ تا ۹۰۰ پیش از میلاد
اول پادشاهان، دوم پادشاهان = عزا و حزقیال و ارمیا– ۵۶۰ پیش از میلاد
اول تواریخ، دوم تواریخ، عزرا، نحمیا = عزرا – ۴۵۰ پیش از میلاد
استر = نامشخص، احتمالا مُردِخای
ایوب = نامشخص
مزامیر = نویسندگان متعدد، اما بیشتر آن توسط داوود – ۱۰۰۰ تا ۴۰۰ پیش از میلاد
امثال سلیمان، جامعه، غزل غزلهای سلیمان = سلیمان – ۹۳۱ پیش از میلاد
اشعیا = اشعیا – ۶۸۰ پیش از میلاد
ارمیا، مراثی ارمیا = ارمیا – ۵۸۶ پیش از میلاد
حزقیال = حزقیال – ۵۵۰ پیش از میلاد
دانیال = دانیال – ۵۵۰ پیش از میلاد
هوشع = هوشع – ۷۳۰ پیش از میلاد
یوئیل = یوئیل – ۸۳۵ پیش از میلاد
عاموس = عاموس – ۷۵۰ پیش از میلاد
عوبدیا = عوبدیا – ۵۸۶ پیش از میلاد
یونس = یونس – ۷۵۰ پیش از میلاد
میکاه = میکاه – ۶۸۰ پیش از میلاد
ناحوم = ناحوم – ۶۵۰ پیش از میلاد
حبقوق = حبقوق – ۶۰۰ پیش از میلاد
صفنیا = صفنیا – ۶۱۲ پیش از میلاد
حجی = حجی – ۵۲۰ پیش از میلاد
زکریا = زکریا – ۵۱۶ پیش از میلاد
ملاکی = ملاکی – ۴۰۰ پیش از میلاد

منبع:ایمانداران

خوانده شده ‌ایم یا برگزیده هستیم؟‌۳

قسمت سوم

آشتی میان دو نظر
در دهه ‌های گذشته، عده‌ای از پیروان کالون نظر او را تعدیل کرده‌اند و اظهار می‌دارند که انسان دارای آزادی اراده و انتخاب است، اما خدا ارادۀ آزاد او را به ‌شکلی بر می ‌انگیزد که ایشان نجات را انتخاب کنند. به این تعلیم می‌گویند آموزۀ کالوینیسم معتدل.

سؤال دیگری که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا همۀ کسانی که «اظهار ایمان» می‌کنند و به کلیسا می‌پیوندند جزو «برگزیدگان» هستند؟ اگر هستند، پس چرا بعضی از آنان بعد از مدتی ایمان خود را انکار می‌کنند و در بی‌ایمانی از دنیا می‌روند؟

پاسخ کالوینیسم این است که ایشان از ابتدا از «ایمان نجات‌بخش» برخوردار نبودند. ایمان ایشان اصیل نبود. در این زمینه، می‌توان به مَثـَل گندم و کرکاس اشاره کرد. اما پاسخ آرمینی‌ها به این سؤال این است که ایشان ایمان آوردند و بعد لغزش خوردند. با توجه به پاسخ هر دو مکتب به این سؤال، پی می‌بریم که در واقع گویا هر دو طرف همان نکته را به‌نوعی به دو طریق مختلف مطرح می‌سازند. شاید بتوان گفت که هر دو به‌نوعی به این نتیجه می‌رسند که همۀ کسانی که امروزه اظهار ایمان می‌کنند، ممکن است روزی منکر ایمان شوند. در واقع، این دو نظر، از دو دیدگاه متفاوت به قضیه‌ای واحد می‌نگرند.

سوء درک کالوینیسم

گاهی اوقات دیده می‌شود که حتی معلمین کالوینیست هم عقیدۀ خود را اشتباه مطرح می‌سازند. امنیت ابدی نجات برگزیدگان به این معنی نیست که همۀ کسانی که اظهار ایمان می‌کنند، جزو «برگزیدگان» هستند، چرا که همان گونه که گفتیم، ممکن است کسی که امروز اظهار ایمان می‌کند، از «ایمان نجات‌بخش» یا ایمان اصیل برخوردار نباشد. این آن چیزی است که کالون اظهار می‌دارد و باید آن را درست درک کرد.

در ضمن، امنیت ابدی برگزیدگان به معنی بی ‌مبالاتی و زندگی بی ‌بند و بار نیست. پطرس رسول می‌فرماید: «پس ای برادران، هر چه بیشتر بکوشید تا فراخواندگی و برگزیدگی خویش را تحکیم بخشید، چرا که اگر چنین کنید، هرگز سقوط نخواهید کرد.» (دوم پطرس ۳:‏۱۰). مفهوم این آیه بسیار روشن است، زیرا می‌گوید که گرچه عده ‌ای برگزیده شده ‌اند، اما ایشان باید برگزیدگی خود را ثابت کنند تا سقوط ننمایند.

نتیجه گیری
از آنجا که هر دو نظر در کتاب‌مقدس ذکر شده، نمی‌توان هیچ ‌یک را رد کرد. اما با توجه به اینکه خدا در بُعد زمان نیست، می‌توان هر دو را درک کرد. باید نهایت تلاش خود را بکنیم تا دعوت و برگزیدگی خود را ثابت کنیم، زیرا در غیر این صورت، ثابت کرده‌ایم که جزو برگزیدگان نیستیم. در اینجا، هم حاکمیت خدا را مد نظر قرار داده‌ایم و هم آزادی ارادۀ انسان را.

پایان
منبع: وبلاگ برادر آرمان رشدی