دید مسیحی در مورد پیشگو چیست؟

کتاب مقدس شدیدا احضار ارواح، فالگیری و پیشگویی را منع می کند (لاویان ۲۰: ۲۷، تثنیه ۱۸: ۱۰-۱۳). فالگیری، ستاره شناسی، پیشگویی، و کف بینی همه در این محدوده حساب می شوند.
امکان وجود این کارها نشان می دهد که خدایان، فرشتگان و روحهای مرده گان قادرند با ما صحبت کرده، ما را نصیحت و راهنمایی کنند. این «خدایان «و «ارواح» فرشتگان شریر هستند (۲ قرنتیان ۱۱: ۱۴-۱۵).
کتاب مقدس به ما دلیلی نمی دهد که روحهای عزیزان ما که مرده اند می توانند با ما تماس بگیرند. اگر آنها ایماندار بودند، در بهشت هستند و از این جای عجیب و عالی و از مشارکت با خدای محبت لذت می برند. و اگر بی ایمان نبودند، بخاطر رد کردن محبت خدا و سرکشی بر علیه او، در جهنم و در عذاب بی پایان هستند. پس اگر عزیزان ما نمی توانند با ما تماس بگیرند، کسانی که احضار ارواح و پیشگویی می کنند این اطلاعات دقیق را از کجا می آورند؟ خیلی از مواقع این پیشگوها شارلاتان هستند. ثابت شده است که پیشگوها می توانند اطلاعات زیادی را از راههای معمولی بدست آورند. گاهی با استفاده از شماره تلفنی که روی تلفنشان نشان می دهد و یا از طریق جستجو در اینترنت، یک پیشگو می تواند اسم، آدرس، تاریخ تولد، تاریخ ازدواج، و اعضای خانواده شخص را پیدا کند. بهر حال این غیر قابل انکار است که پیشگوها گاهی چیزهایی را می دانند که دانستن آنها برای آنها ممکن نیست. آنها این اطلاعات را از کجا می گیرند؟ جواب این است که از شیطان و فرشتگان شریر این اطلاعات را بدست می آورند. «جای تعجب نیست که وقتی شیطان بعنوان فرشته نور خود را ظاهر می کند، خادمان او هم خود را بشکل خادمان عدالت ظاهر کنند. عاقبت آنها نتیجه اعمالشان است.» (۲ قرنتیان ۱۱: ۱۴-۱۵).
اعمال رسولان ۱۶: ۱۶-۱۸ در مورد یک پیشگو صحبت می کند که می توانست آینده را پیشگویی کند تا اینکه پولس رسول او را نهیب داد و روح بد از او خارج شد. شیطان وانمود می کند که مهربان و کمک کننده است. او خود را خوب نشان می دهد. شیطان و فرشتگان شریر به پیشگویان اطلاعاتی در مورد شخص می دهند تا آن شخص را با روحهای شریر در تماس قرار بدهند، چیزی که خدا آنرا منع کرده است. این در وهله اول بنظر خیلی بی ضرر می آید، اما با اینکار شخص خیلی زود خود را معتاد به پیشگوها می بیند و به شیطان اجازه کنترل زندگیش را داده و زندگی خود را نابود می کند. پطرس هشدار داد که «هوشیار و بیدار باشید زیرا که دشمن شما ابلیس مانند شیر غران گردش می کند و کسی را می طلبد تا ببلعد» (۱ پطرس ۵: ۸). در بعضی موارد، پیشگوها خودشان هم فریب خورده هستند و نمی دانند که از کجا این اطلاعات را دریافت می کنند.
L126151342553بهر صورت و با هر منشایی، هیچ چیزی که مربوط به احضار ارواح، جادوگری، و یا پیشگویی با ستاره شناسی و غیره باشد، راه خدایی نیست. خدا از ما می خواهد که چگونه اراده او را در زندگیمان تشخیص دهیم؟ نقشه خدا ساده است، اما در عین حال با قدرت و موثر می باشد. کلام خدا را مطالعه کنید (۲ تیموتاووس ۳: ۱۶ -۱۷) و برای حکمت دعا کنید (یعقوب ۱: ۵). منبع: http://www.gotquestions.org

Advertisements

مسیحیت چه نظری در مورد حکومتها دارد؟

شخص مسیحی باید چه دیدگاهی در خصوص حکومت مملکت‌ها داشته باشد؟ خوشبختانه پولس رسول به این سؤال پاسخی بسیار صریح و مستقیم می‌دهد. می‌فرماید: «هر کس باید تسلیم قدرت‌های حاکم باشد، زیرا هیچ قدرتی جز از سوی خدا نیست. قدرت‌هایی که وجود دارند، از جانب خدا مقرر شده‌اند. پس آن که بر علیه قدرتی عصیان کند، در حقیقت علیه آنچه خدا مقرر کرده، عصیان ورزیده است؛ و آنان که چنین می‌کنند، مجازات را برای خود می‌خرند.» (رومیان ۱۳:‏۱-‏۲). در اینجا، پولس رسول به‌ صراحت تعلیم می‌دهد که حکومت امپراطوری روم از سوی خدا مقرر شده بوده است، همان حکومتی که مسیحیان را تحت هولناک‌ترین آزارها قرار می‌داد. مسیحیان باید توجه داشته باشند که هیچ حکومتی بدون اجازۀ خدا بر سر کار نمی‌آید. این را نه فقط پولس رسول می‌فرماید، بلکه در جاهای مختلفی از عهدعتیق نیز به آن اشاره شده است. اگر به فرمودۀ خداوندگار ما عیسی مسیح، حتی یک گنجشک نیز بدون اجازه پدر آسمانی بر زمین نمی‌افتد (متی ۱۰:‏۲۹)، پس آیا امکان دارد که حکومتی بدون اجازۀ خدا سرنوشت یک ملت را در دست بگیرد؟ در اینجا است که پی می‌بریم شیطان چه دروغ بزرگی در بارۀ حکومت‌های جهان به مسیح گفت که «من همۀ این قدرت و تمامی شکوه اینها را به تو خواهم بخشید، زیرا که به من سپرده شده است و مختارم آن را به هر که بخواهم بدهم…» (لوقا ۴:‏۶). پس چه کفرآمیز است که بگوییم حکومت مملکتی از جانب شیطان مقرر شده است و آن را شیطانی بنامیم. پطرس رسول که در امپراطوری روم زندگی می‌کرد، به ایمانداران چنین اندرز می‌دهد: «به‌ خاطر خداوند، تسلیم هر منصبی باشید که در میان انسان‌ها مقرر گشته است، خواه پادشاه که مافوق همه است، و خواه والیان که مأمور اویند… همگان را حرمت بدارید، برادران را محبت کنید، از خدا بترسید و به پادشاه احترام بگذارید.» (اول پطرس ۲:‏۱۳-‏۱۴، ۱۷). بسیار جالب است که پطرس رسول این اندرز را درست در رساله‌ای می‌دهد که در آن به جفاها و آزارهای هولناک امپراطوری روم اشاره می‌کند (ر.ک. ۴:‏۱۲-‏۱۹). پولس رسول از این نیز جلوتر رفته، می‌فرماید: «بنابراین، پیش از هر چیز، سفارش می‌کنم که مؤمنان درخواستها، دعاها، شفاعت‌ها و شکرگزاری‌ها را برای همۀ مردم به‌ جا آورند، از آن جمله، برای حاکمان و همۀ صاحب‌منصبان تا بتوانیم زندگی آرام و آسوده‌ای را در کمال دینداری و وقار بگذرانیم.» (اول تیموتائوس ۲:‏۱-‏۲). طبق این حکم، مسیحیان نه تنها نباید از حکومت‌ها و مقامات حکومتی بد بگویند، بلکه باید برای آنها دعا کنند و حتی شکرگزاری به‌ عمل آورند. متأسفانه در برخوردهای متعددی که با ایمانداران در نقاط مختلف داشته‌ام، متوجه شده‌ام که ایشان اکثراً نگرش و دیدگاه درستی از کلام خدا در بارۀ حکومت‌های ممالک ندارند. ایشان از نحوۀ ادارۀ مملکت به‌ دست رهبران آن گله و شکایت می‌کنند، و گاه حتی کار را تا آنجا پیش می‌برند که این حکومت‌ها را لعن و نفرین می‌کنند. این امر یک بیماری روحانی است. باید بگویم که چنین کاری صد در صد بر خلاف ارادۀ خدا است. پولس رسول فرموده: «برای کسانی که به شما آزار می‌رسانند، برکت بطلبید؛ برکت بطلبید و لعن مکنید.» (رومیان ۱۲:‏۱۴). این حکم، هم در مورد افراد صادق است و هم در مورد حکومت مملکت. بسیاری از مسیحیان، آزارهای اطرافیان خود را تحمل می‌کنند و برای آنان دعای خیر می‌نمایند، اما همین افراد آزارهای حکومت را تحمل نمی‌کنند، همان حکومتی را که از سوی خدا مقرر شده است. در اینجا لازم است فرمایش مسیح را به یاد آوریم که فرمود: «اما من به شما می‌گویم دشمنان خود را محبت نمایید و برای آنان که به شما آزار می‌رسانند، دعای خیر کنید تا پدر خود را که در آسمان است، فرزندان باشید.» (متی ۵:‏۴۴-‏۴۵).jesuschristlove072-29473702_std1 آیا می‌دانید شاگردان مسیح و شنوندگان او در آن لحظه‌، با شنیدن این گفته، چه کسانی در نظرشان مجسم شد؟ دقیقاً مأموران و سربازان امپراطوری روم! بله، مسیح فرمود که پیروانش می‌بایست مقامات و مأموران و سربازان رومی را محبت نمایند و برای ایشان دعای خیر کنند. آیا شما تا به حال برای حکومت مملکت دعای خیر کرده‌اید؟ آیا برای صاحب‌منصبان مملکت شکرگزاری به‌عمل آورده‌اید؟ آیا از خدا برای رهبران مملکت خود طلب برکت و هدایت کرده‌اید؟ این است نگرش درست مسیحیان نسبت به حکومت مملکت. هر نگرش و حالت دیگری، برخلاف کلام خدا است. آخرین باری که برای رهبران کشور دعا و شکرگزاری به‌ جا آوردید، کِی بود؟
نویسنده: آقای آرمان رشدی

آیا معجزات در کتاب مقدس عیناً اتفاق افتاده اند؟

بله، معجزات کتاب مقدس عیناً اتفاق افتاده اند، از آنجا که کل کتاب مقدس عیناً اتفاق افتاده است، مگر آن بخشهایی که به وضوح از آنها به نماد یاد شده باشد. مزمور ۱۷: ۸ یک نمونه از این نمادهاست. » مرا همچون مردمک چشم خود نگاه دار؛ و در سایۀ بالهایت پنهانم کن،» (مزمور ۱۷: ۸) ما به معنای واقعی کلمه همچون مردمک چشم خداوند نیستیم، و همینطور خدا نیز به معنای واقعی کلمه بال ندارد. اما معجزات کتاب مقدس اتفاقات نمادین نیستند. بلکه رویدادهای واقعی هستند، که در واقعیت اتفاق افتاده اند. هر یک از این معجزات در کتاب مقدس با یک هدفی انجام شده و اتفاقاتی بوده اند که نمیتوانسته به صورتی دیگر غیر از این رخ دهد.

اولین و عمیق ترین این معجزات خلقت یا آفرینش است. خداوند همه چیز را از هیچ آفرید و هر معجزه متعاقب دیگری که رخ می داده تقویت کننده باور به قدرت عجیب او بود. کتاب خروج پر است از حوادث همراه با معجزات خدا اراده او را عملی ساختند. «پس اینک خداوند چنین می‌فرماید: ’این‌گونه خواهی دانست که من خداوند هستم: با عصایی که در دست دارم آب رود نیل را خواهم زد و تبدیل به خون خواهد شد.» (خروج ۷: ۱۷) و «در همان شب، من از سرزمین مصر عبور خواهم کرد و هر نخست‌زاده را در سرزمین مصر، اعم از انسان و چارپا، خواهم زد و بر همۀ خدایان مصر داوری خواهم کرد. من خداوند هستم.» (خروج ۱۲: ۱۲)، اینها حوادث واقعی هستند که در نهایت فرعون را مجبور به رها کردن قوم بنی اسرائیل کردند. اگر این بلاها اتفاق نمی افتادند، چگونه فرعون به مردم اجازه می داد بروند؟ و اگر مرگ نخست‌زاده در اثر طاعون صحت نداشت، پس خداوند آن شب در مصر راه نمی افتاد تا نخست زاده را بکشد، و هیچ ضرورتی برای بنی اسرائیل نبود تا با قطرات خون چارچوب درب خانه هایشان را رنگین کنند. پس پیشگویی خون ریخته عیسی روی صلیب باطل می بود، که در اینصورت خود واقعه صلیب نیز زیر سوال می رفت. از زمانی که شروع به شک کردن نسبت به واقعیت هر معجزه می کنیم، باید از اهمیت هرچیزی که کتاب مقدس در نتیجه هر یک از این معجزات میگوید نیز کاسته شود، و این به نوبه خود منجر به شک کردن به کل کتاب مقدس می شود.

در میان بزرگترین و شناخته شده ترین این معجزات در عهد عتیق میتوان به عبور از دریای سرخ اشاره کرد (خروج ۱۴)، که در طی آن فرعون و بسیاری از ارتش او در این دریا غرق شدند. اگر این معجزه نمادین است، پس ما چطور تشخیص دهیم که دیگر قسمتهای این داستان واقعی است؟ آیا بنی اسرائیل واقعاً مصر را ترک نکردند؟ آیا ارتش مصر واقعاً آنها را دنبال نکردند؟ و اگر کردند، چگونه بنی اسرائیل از چنگ آنها گریختند؟ مزمور ۷۸ یکی از آیاتی است که خدا در آن به بنی اسرائیل یاد آوری می کند که چگونه آنها را از اسارت مصر گریزانده است. معجزات بزرگ خدا برای قومهای اطراف اثباتی است بر اینکه خداوند یکیست و او خدای حقیقی است. بتهای بت پرستان از سنگ و چوب قادر به انجام چنین کارهایی نبوده اند. فقط خدای معجزات است که مستحق پرستش و عبادت می باشد.

در عهد جدید، عیسی به انجام معجزات متعددی می پردازد، این معجزات از جشن عروسی در قانا آغاز می شود که در آن آب به شراب تبدیل می شود (یوحنا ۲: ۱-۱۰). که البته دیدنی ترین معجزه او، زنده کردن ایلعاذر است پس از اینکه چهار روز از مرگ او می گذشت (یوحنا ۱۱). همه معجزات عیسی ثابت می کنند که گفته او که پسر خداست صحیح است. هنگامی که او در متی ۸ طوفان را آرام می کند، کار به جایی می رسد که حتی شاگردان نیز شگفت زده می شوند و می پرسند: «این چگونه شخصی است؟ حتی باد و امواج نیز از او فرمان می‌برند!»(متی ۸: ۲۷). اگر معجزات عیسی حقیقت نداشته، و حکایت کتاب مقدس از شفای بیماران توسط عیسی تنها داستانهای زیبایی بوده اند، و آن دسته از افراد با بیماری درمانده باقی می ماندند، پس شفقت او مورد تردید است (متی ۱۴: ۱۴، ۱۰: ۳۴، مرقس ۱: ۴۱). اگر واقعاً او هزاران نفر از مردم را با چند قرص نان و چند ماهی غذا نداد و مردم در آنجا همانطور گرسنه ماندند پس این سخنان عیسی: «آمین، آمین، به شما می‌گویم، مرا می‌جویید نه به سبب آیاتی که دیدید، بلکه به سبب آن نان که خوردید و سیر شدید. »» (یوحنا ۶: ۲۶) کلاً هیچ معنایی در بر ندارند. ولی عیسی فی الواقع شفاها را انجام داد، هزاران نفر را طعام داد، آب را به شراب تبدیل کرد، و ایلعاذر را از مردگان زنده کرد. یوحنا ۲: ۲۳ به ما می گوید که باید بخاطر معجزاتش به او ایمان داشته باشیم.

همه این معجزات یک هدف دارند، که ثابت کنند خدا مثل هیچ کس دیگر نیست، او کنترل کامل خلقت را بدست دارد، و ما را متقاعد می کنند که اگر او بخواهد هر کار غیرممکنی را ممکن می سازد. انجام هیچ کاری در زندگی ما برای او سخت نیست. او می خواهد ما به او اطمینان کنیم و ایمان بیاوریم که می تواند در زندگی ما معجزه کند. اگر این معجزات رخ نداده باشند، پس چگونه می توانیم به کل کتاب مقدس ایمان داشته باشیم، به ویژه که به ما گفته زندگی ابدی ما در گرو ایمان به مسیح است. وقتی به هر بخشی از کتاب مقدس شروع به شک کنیم، همه نقشه شگفت انگیز خداوند برای ما مورد ظن واقع می شود، و به این صورت درهای دروغ و تحریف را که طرح شیطان برای از بین بردن ایمان ماست، باز کرده ایم (۱ پطرس ۵: ۸). کتاب مقدس برای خواندن و درک واقعیت است، و این شامل معجزاتش نیز می شود.
منبع مقاله: http://www.gotquestions.org
۳۳_۹۵۶

آغاز نهضت پروتستان- مارتین لوتر ۴

قسمت چهارم

چکیده عقاید لوتر

عقاید و نظرات لوتر از طریق موعظه‌ها و نوشته‌های او خیلی سریع در میان مردم آلمان محبوبیت یافت و زمینه را برای جدایی کامل پیروان لوتر از کلیسای کاتولیک فراهم ساخت. او پایه‌های اساسی مذهب کاتولیک را رد کرد. طبق عقاید او، پاپ فاقد قدرت و اختیار بر زندگی روحانی و دنیایی مسیحیان بود و نمی‌بایست در امور سیاسی و اجتماعی کشورها دخالت کند؛ او فقط کتاب‌مقدس را حاکم بر حیات مسیحیان و کلیسا می‌دانست. او بر اساس عهدجدید اعتقاد داشت که همه ایمانداران کاهنان مسیح هستند و می‌توانند خودشان خادمین خود را تعیین کنند. هر ایمانداری حق دارد کتاب‌مقدس را بخواند و درک کند و آن را تفسیر نماید. او هسته مرکزی مذهب کاتولیک را که همانا هفت آیین مقدس باشد رد کرد و فقط قائل به دو آیین بود، یعنی غسل تعمید و عشاء ربانی، تنها آیینهایی که در عهدجدید تصریح شده است. بااینحال، لوتر و یارانش به اعتقادنامه‌های کلیسای اولیه که بین سالهای ۳۲۵ تا ۴۵۱ میلادی تدوین شده بود پایبند بودند.

از میان خدمات لوتر باید به نخستین ترجمه تمام کتاب‌مقدس از زبانهای اصلی به زبان آلمانی اشاره کرد. این امر باعث شد که زبان و دستور زبان آلمانی تثبیت شود. این ترجمه هنوز نیز در کشورهای آلمانی زبان کاربرد و اعتبار دارد. او با نظام رهبانیت مخالف بود و راهب‌ها و راهبه ‌ها را تشویق می‌کرد که عهد خود را بشکنند و ازدواج کنند.

عقاید و عبادات کلیسای لوتری

لوتر برای کلیسای نوبنیاد خود آیینهای مشخصی تهیه کرد که در ظاهر چندان تفاوتی با کلیسای کاتولیک ندارد، با این تفاوت که مریم مورد تکریم قرار نمی‌گیرد و عناصر عشاء ربانی، یعنی نان و شراب، تغییر ماهیت نمی‌دهند بلکه فقط ماهیت بدن و خون مسیح را بر خود حمل می‌کنند و به این ترتیب، مسیحیان واقعاً در بدن و خون مسیح شریک می‌شوند. کلیساهای لوتری دارای سلسله مراتب اسقفان و کشیشان و شماسان می‌باشند. کلیساهای لوتری امروزه عمدتاً در کشورهای آلمان و اسکاندیناوی رواج دارند.

علل توفیق لوتر

جامعه اروپا در اثر تماس با فرهنگ شرقی-اسلامی، به‌دنبال جنگهای صلیبی، روح جدیدی یافته بود. توجه به زبان یونانی که زبان کلاسیک قدیم به‌شمار می‌آمد و نیز به هنر باستانی یونان و فلسفه آن، تفکر اروپا را متحول کرده بود. همین امر باعث شده بود که عده‌ای از کشیشان متفکر به مطالعه کتاب‌مقدس به زبانهای اصلی (عبری و یونانی) علاقه نشان دهند. این امر خون تازه‌ای به بدن فرسوده مسیحیت قرون وسطی وارد کرد و باعث شد که تعالیم عهدجدید مورد توجه بسیار قرار گیرد. مارتین لوتر تحت تأثیر همین امر، کتاب‌مقدس را برای نخستین بار از زبانهای اصلی به آلمانی ترجمه کرد.
این مطلب ادامه دارد.
منبع: وبلاگ آرمان رشدی

آغاز نهضت پروتستان- مارتین لوتر ۲

قسمت دوم

ظهور مارتین لوتر
در چنین اوضاع و احوالی بود که مارتین لوتر در شهر کوچک آیزِلْبن آلمان در سال ۱۴۸۳ چشم به جهان گشود. او پس از طی تحصیلات دانشگاهی، در سال ۱۵۰۷ به سلک کشیشان کاتولیک پیوست و بلافاصله به تدریس الهیات در دانشگاههای آلمان پرداخت. او به زبانهای لاتین و یونانی و عبری تسلط یافته بود. در سال ۱۵۱۰ و ۱۵۱۱ برای رسیدگی به برخی امور مذهبی، به روم سفر کرد و با مشاهده جلال و جبروت دربار پاپ و انحطاط اخلاقی و اداری آنجا منقلب و دلزده شد. در همین سال بود که او دکترای الهیات خود را از دانشگاه ویتن‌برگ دریافت داشت. لوتر در حین تدریس الهیات و کتاب‌مقدس در دانشگاهها، در اثر تحقیق و تدریس رسالات رومیان و غلاطیان، به‌تدریج به این نتیجه رسید که نجات تنها به‌واسطه ایمان به عیسی مسیح میسر است، نه به‌واسطه اجرای آیین‌های مقدس، آنگونه که کلیسای کاتولیک تعلیم می‌داد. همچنین او به این نتیجه رسید که یگانه مرجعی که اصول اعتقادات و عبادات و روش زندگی مسیحی را تعیین می‌کند، کتاب‌مقدس است و بس. در اینجا بود که روح منقلب او آرامش نجات را دریافت داشت. در حین این سالهای تنویر، لوتر هوادارانی در میان اساتید دانشگاه و کشیشان پیدا کرد.
این مطلب ادامه دارد.
منبع: وبلاگ آرمان رشدی

آغاز نهضت پروتستان- مارتین لوتر ۱

قسمت اول
در اواخر قرون وسطی و پیش از آنکه مارتین لوتر اعتراضات خود را عنوان کند، این کلیسا (کلیسای کاتولیک) به شکلی در آمده بود که به زحمت می‌شد در آن، اثری از الگوی عهدجدید برای اعتقادات و عبادات یافت. تشکیلات عریض و طویل دربار پاپها، سلطه آنان بر پادشاهان کشورهای اروپایی، ثروت دربار پاپ که از راه اخذ مالیات‌های سنگین از کشورهای اروپایی حاصل می‌شد، فساد اخلاقی اسقفان و کشیشان که علناً معشوقه نگه می‌داشتند، فساد اداری نظام کلیسایی که باعث می‌شد مقامات کلیسایی علناً خرید و فروش شود، توجه به ظواهر آیینها و خالی کردن آنها از ایمانی قلبی و صادقانه، سلطه و اِعمال قدرت کشیشان بر مسیحیان به‌واسطه منحصر کردن خدمات کلیسایی به خود، و نظایر اینها، مسیحیت را از شکل اصلی‌اش خارج ساخته بود. فقط اسقفان و کشیشان می‌توانستند با دعای خود، عشاء ربانی را تقدیس کنند و به‌عنوان بدن و خون واقعی مسیح به مسیحیان بدهند. شرکت در این آیین بود که می‌توانست روح مسیحیان را از عذاب دوزخ نجات دهد. کشیش این اختیار را داشت که کسانی را از عشاء ربانی محروم کند و به این وسیله، روح او را محکوم به عذاب جهنم سازد. این امر به کلیسا اختیار و اقتداری جادویی می‌بخشید. گویی کلیسا بر سرنوشت ابدی مسیحیان اختیار و قدرت دارد. جان و مال مردم اروپا در دست کلیسا بود.

کشیشان معترض
مارتین لوتر نخستین کشیشی نبود که به چنین نظامی غیرکتاب‌مقدسی اعتراض کرد. در این میان کشیشان و روحانیونی بودند که ایمان صادقانه و تقدس را حفظ کرده، آن را به مردم تعلیم می‌دادند. اما اشکال کار از سر ماهی بود، نه از دُمش! عده‌ای از کشیشان معترض یا در صومعه‌ها ترک دنیا اختیار می‌کردند، یا در اثر اعتراضات سازش‌ناپذیر خود، از سوی دربار پاپ محکوم به مرگ می‌شدند که از آن جمله‌اند جان ویکلیف انگلیسی (۱۳۳۰-‏۱۳۸۴)، یان هُوس اهل چک (۱۳۷۲-‏۱۴۱۵)، و ویلیام تیندِیل (۱۴۹۴-‏۱۵۳۶).
این مطلب ادامه دارد.
منبع: وبلاگ آرمان رشدی

آغاز نهضت پروتستان- مارتین لوتر ۳

قسمت سوم

نخستین جرقه

اما در سال ۱۵۱۷ اتفاقی افتاد که همچون جرقه‌ای بود بر مخزن بنزین. ماجرا به‌طور خلاصه از این قرار بود که اسقف یکی از مناطق آلمان می‌خواست به مقام اسقفی منطقه مجاور نیز برسد. اما این کار از نظر قانون کلیسا ممنوع بود، مگر آنکه پاپ رضایت دهد. پاپ نیز برای موافقت با این امر، مبلغ کلانی پول مطالبه می‌کرد تا صرف هزینه‌های بنای کلیسای سنت پیتر بسازد که امروز نیز در واتیکان موجود است. پاپ به‌منظور آنکه به آن اسقف کمک کرده باشد، به او اجازه داد که اسنادی را به فروش برساند به‌نام مغفرت‌نامه. همانطور که قبلاً گفتیم، یکی از آیینهای کلیسای کاتولیک، آیین توبه است. در آیین توبه، کشیش پس از شنیدن اعتراف به گناه فرد، و پیش از ادای فرمول آمرزش، می‌تواند از فرد بخواهد که صدقه‌ای به فقرا بدهد یا روزه بگیرد یا کار خاصی انجام دهد. طبق این آیین و مطابق تجویز پاپ، اسقف مورد بحث مجاز شد که در ازای ادای فرمول آمرزش، مغفرت‌نامه‌ای به فرد بفروشد. این مغفرت‌نامه، شخص را مطمئن می‌ساخت که گناهانش نه فقط در این دنیا، بلکه در آخرت نیز آمرزیده شده است. شخص حتی می‌توانست برای بستگان متوفای خود نیز مغفرت‌نامه بخرد تا مدت اقامت آنان را در برزخ، میلیونها سال کوتاه کند! بهای این مغفرت‌نامه‌ها بستگی به میزان ثروت فرد داشت. مستمندان بهایی نمی‌پرداختند.

در تاریخ ۳۱ اکتبر سال ۱۵۱۷، لوتر در اعتراض به چنین اقدامی، بیانیه‌ای شامل نود و پنج ماده نوشت و آن را بر سردر کلیسای قصر ویتن‌برگ نصب کرد. این اعتراض لوتر صرفاً بر علیه سوء استفاده از نظام مغفرت‌نامه‌ها بود. اما بین سالهای ۱۵۱۸ تا ۱۵۲۱ لوتر متقاعد شد که تنها راه برای تحول و اصلاح نظام کلیسایی، جدایی از روم و نظام کلیسایی آن است.

مقامات مختلف کلیسایی کوشیدند لوتر را از عقایدش بر گردانند یا او را خاموش سازند. به این منظور، شوراهای مختلفی تشکیل دادند. اما لوتر شجاعانه در تمام آنها شرکت کرد و می‌گفت که یگانه مرجع قابل قبول برای او، کتاب‌مقدس است؛ هر چه که بر اساس کتاب‌مقدس قابل اثبات نباشد، از نظر او خارج دین است.
این مطلب ادامه دارد.
منبع: وبلاگ آرمان رشدی