آیه قوت چهارشنبه ۳۱ مه ۲۰۱۷ برابر با ۱۰ خرداد ۱۳۹۶

لوقا باب ۶ آیه ۲۷ و ۲۸
لوقا باب ۶ آیه ۲۷ و ۲۸

لوقا باب ۶ آیه های ۲۷ و ۲۸

۲۷ «امّا به شما که سخن مرا می‌شنوید می‌گویم: به دشمنان خود محبّت نمایید، به آنانی که از شما متنفّرند نیکی کنید. ۲۸ برای آنانی که به شما دشنام می‌دهند دعای خیر کنید. برای آنانی که با شما بدرفتاری می‌کنند دعا کنید.

دعای گناهکار چیست؟

هنگامی که شخص گناهکار عمیقاً درک میکند گناهکار است و احتیاج به نجات دهنده دارد، در حضور خدا دعا می کند تا آمرزیده شده حیات جاودانی بیابد. این دعا، دعای گناهکار نام دارد. دعای گناهکار، به خودی خود چیزی را عوض نمی کند.
این دعا زمانی مؤثر است که بیانگر شناخت، درک، و ایمان شخص از گناه و احتیاجش به نجات (در مسیح) باشد. اولین جنبۀ دعای گناهکار حاوی این مطلب است که شخص فهمیده باشد که گناهکار است. رومیان ۱۰:۳ می گوید: » چنانکه مکتوب است «کسی عادل نیست، یکی هم نی.»
کتابمقدس بطور واضح تعلیم می دهد که همۀ ما گناه کرده ایم، و بخاطر گناهکار بودنمان، همۀ ما مُحتاج رحمت و آمرزش الهی می باشیم (تیطس ۵:۳ـ۷) زیرا گناه ما را مستحق مجازات ابدی کرده است (متی ۴۶:۲۵). دعای گناهکار در واقع خواستۀ پر التماس یک گناهکار است که از خدا می طلبد، به عوض اینکه او را بخاطر گناهانش مورد غضب و داوری قرار دهد، فیض و رحمت الهی به او عطا نماید. دومین جنبۀ دعای گناهکار حاوی این مطلب است که شخص گناهکار آنچه را که خدا برای معالجۀ وضعیت گناه آلود و مُهلک ما انجام داده است، درک کرده باشد.
خدا جسم پوشید و در شخص عیسی مسیح قالب انسانی بخود گرفت (یوحنا ۱:۱ ، ۱۴). در حالی که زندگی زمینی وی مقدس و بدون گناه بود، تعالیمش در مورد خدا بود (یوحنا ۴۶:۸ ؛ دوم قرنتیان ۲۱:۵). او به جای ما بر روی صلیب مُرد و بدین وسیله مجازاتی را که ما مستحق آن بودیم، بر خود گرفت (رومیان ۸:۵). عیسی مسیح، پس از مَرگ، از مُردگان برخاست و بدین ترتیب پیروزی خود را بر گناه و مَرگ و جهنم ثابت نمود (کولسیان ۱۵:۲ ؛ اول قرنتیان باب ۱۵).
با در نظر گرفتن مطالبی که گفته شد، اگر ما فقط به عیسی مسیح ایمان آوریم، آمرزش گناهان و وعدۀ حیات ابدی به ما داده خواهد شد. در نهایت آنچه ما باید انجام دهیم این است که ایمان آوریم او به جای ما مُرد و روز سوم از مُردگان قیام نمود (رومیان ۹:۱۰ـ۱۰). نجات ما تنها توسط فیض خدا، فقط به وسیلۀ ایمان، و تنها از طریق عیسی مسیح میسّر است. در افسسیان ۸:۲ می خوانیم: » زیرا که محض فیض نجات یافته اید؛ بوسیلۀ ایمان. و این از شما نیست بلکه بخشش خداست.»
گفتن دعای گناهکار فقط راهی است برای اینکه شخص گناهکار در حضور خدا اقرار می کند که برای نجات یافتن تنها به عیسی مسیح اعتماد دارد. «کلمات» و یا «دعای سحرآمیزی» وجود ندارد که باعث نجات شما بشود. تنها و تنها ایمان به مَرگ و قیام عیسی مسیح است که قادر است ما را نجات ببخشد.
اگر شما واقعاً مفهوم گناهکار بودن و احتیاج خود به نجات را درک کرده اید، می توانید از نمونه دعای زیر به عنوان » دعای گناهکار،» برای ابراز ایمان خود استفاده کنید.
«خداوندا، می دانم که به ضّد تو گناه کرده ام و مستحق مجازات می باشم. اما می دانم که عیسی مسیح، مجازاتی را که من شایستۀ آن بودم بر خود گرفت تا من بتوانم بوسیلۀ ایمان به او آمرزیده شوم. از گناه خود توبه میکنم و برای نجات فقط به تو اعتماد میکنم. تو را شکر می کنم که محض فیض عجیب خود گناهانم را بخشیده و به من حیات جاودانی داده ای. آمین.»
منبع: www,gotquestions.org
۲-۱۵

چرا می بایست عیسی بمیرد؟

عیسی روی صلیب مرد تا به جای ایمانداران تاوان گناه را متحمل شود. بیشتر افراد به مرگ عیسی روی صلیب و برخاستنش از قبر، علی رغم وجود مستندات تاریخی، شک داشته اند. مسلمین میپرسند، «چرا الله نیاز داشت که پیامبرش عیسی بمیرد؟»

کتاب مقدس توضیح میدهد که عیسی مسیح به خاطر گناهان ما مرد: » مسیح مطابق با کتب مقدس در راه گناهان ما مرد، و اینکه دفن شد، و اینکه مطابق با همین کتب در روز سوم از مردگان برخاست. » (اول قرنتیان ۱۵: ۳ب-۴)

کتاب مقدس تاکید میکند که عیسای بی گناه روی صلیب خونش ریخته شد و مرد تا تاوان ایمانداران گناهکار را پرداخت کند. اجازه دهید متن کتاب مقدس را بشکافیم، تا بفهمیم چرا مرگ عیسی و رستاخیز او تنها راه ورود گناهکاران به بهشت است.

تاوان گناه مرگ است

کتاب مقدس میگوید خدای مقدس زمین و آدم را بکمال آفرید. اما آدم و حوا به وسوسه شیطان دچار شدند و از خدا نافرمانی کردند. از گناه آدم تا کنون، گناه نژاد بشر را متأثر نموده است. هر شخصی مجرم است: » همه گناه کرده‌اند و از جلال خدا کوتاه می آیند.»(رومیان ۳: ۲۳)

گناه تنها شامل چیزهای بزرگی مثل قتل یا توهین به مقدسات نیست بلکه شامل دروغ، شهوت، و دزدی نیز میشود. حتی مطابق با کتاب مقدس، عشق به پول یا نفرین دشمنان گناه است. کارهای خوب نمیتواند تلافی خطاهای ما را در حق خدای قدوس بکند. در برابر عظمت او، » اعمال نیک ما جملگی همچون پارچه کثیف است!» (اشعیا ۶۴: ۶ب)

با داشتن گناه در حق خداوند، ما سزاوار عقوبت او هستیم. یک قاضی که قانونشکنان را میبخشد یک قاضی خوب نیست. به همین ترتیب، خدا نیز از گناه چشم پوشی نمیکند. او غضب منصفانه خود را برضد گناهکاران میریزد (رومیان ۲: ۱-۱۱). گناهکاران بی ایمان با رنج مرگ ابدی در جهنم برای گناهانشان مجازات میشوند: » مزد گناه مرگ است. » (رومیان ۶: ۲۳الف).

وعده نیاز به مرگ یک شخص بیگناه داشت

هرچند خداوند آدم و حوا را از باغ و درخت زندگی تبعید کرد، ولی به آنها امید نجات و بهشت داد. او وعده فرستادن فرزندی از نسل زن -عیسی- را داد که شیطان را مغلوب میکند (پبدایش ۳: ۱۵). تا آن زمان، آدمیان باید گوسفندان بی گناه را بعنوان یک جایگزین برای مجازاتی که لایقش هستند قربانی کنند. قربانی کردن یک حیوان تأیید فروتنانه آدمیان را نشان می داد مبنی بر اینکه گناهشان مجازاتش مرگ است و ایمانشان را به فرزند آینده و قربانی خدا نشان می داد (یعنی عیسی)که تاوان ایمانداران را برای یک بار و برای همه پرداخت میکند.

پیامبران مرگ عیسی را پیشگویی کردند

از آدم تا عیسی، خدا پیامبرانی را برای بشریت فرستاد، تا آنها را از تاوان گناه هشدار دهند و آمدن نجات دهنده را پیشگویی کنند. هفتصد سال پیش از اینکه عیسی متولد شود، اشعیای نبی وی را توصیف میکند:

«چه کسی پیام ما را باور کرده، و بازوی خداوند بر که مکشوف گشته است؟ زیرا در حضور وی چون نهال، و همچون ریشه ای در زمین خشک خواهد رویید.

او را نه شکل و شمایلی است که بر او بنگریم، و نه ظاهری که مشتاق او باشیم. خوار و مطرود نزد آدمیان، مرد درد آشنا و رنجدیده، چون کسی که روی از او بگردانند، خوار گشت و به حسابش نیاوردیم.

حال آنکه رنجهای ما بود که او بر خود گرفت و دردهای ما بود که حمل کرد، اما ما او را از جانب خدا مضروب، و از دست او مصدوم و مبتلا پنداشتیم. حال آنکه به سبب نافرمانیهای ما بدنش سوراخ شد، و به جهت تقصیرهای ما له گشت؛ تأدیبی که ما را سلامتی بخشید بر او آمد، و به زخمهای او ما شفا می یابیم.

همه ما چون گوسفندان، گمراه شده بودیم، و هر یک از ما به راه خود رفته بود، اما خداوند تقصیر جمیع ما را بر وی نهاد. آزار و ستم دید، اما دهان نگشود؛ همچون بره ای که برای ذبح می برند، و چون گوسفندی که نزد پشم برنده اش خاموش است، همچنان دهان نگشود.

با محاکمه ای ظالمانه برده شد؛ چه کسی از نسل او سخن تواند گفت، زیرا او از زمین زندگان منقطع شد، و به سبب نافرمانی قوم من مضروب گردید؟

گرچه هیچ خشونت نورزید، و فریبی در دهانش نبود، قبرش را با شریران تعیین کردند، و پس از مرگش با دولتمندان.

اما خواست خداوند این بود که او را له کرده، به دردها مبتلا سازد. چون جان خود را قربانی گناه ساخت، نسل خود را خواهد دید و عمرش دراز خواهد شد، و اراده خداوند به دست وی به انجام خواهد رسید.

ثمره مشقت جان خویش را خواهد دید و سیر خواهد شد.

خادم پارسای من به معرفت خود سبب پارسا شمرده شدن بسیاری خواهد گشت، زیرا گناهان ایشان را بر خویشتن حمل خواهد کرد.

بنابر این من نیز او را در میان بزرگان نصیب خواهم داد، و غنیمت را با زورآوران تقسیم خواهد کرد. زیرا جان خویش را به کام مرگ ریخت، و از خطاکاران شمرده شد، او گناهان بسیاری را بر دوش کشید، و برای خطاکاران شفاعت می کند.»

(اشعیا ۵۳: ۱-۱۲)

این پیامبر، نجات دهنده موعود را به یک بره تشبیه می کند، که برای گناهان دیگران ذبح خواهد شد.

قرنها بعد، عیسی پیشگویی اشعیا را به انجام رسانید. هرچند عیسی از ازل تا ابد با خدا یکی است، خدای پدر پسرش را به زمین فرستاد (یوحنی ۳: ۱۶). عیسی فرزند موعود از نسل زن است (پیدایش ۳: ۱۵)، در جسم انسان از مریم باکره زاده شده. خدا شهادت داد که عیسی پسر خود او است (متی ۱۷: ۵). با دیدین عیسی، پیامبر یحیی تعمید دهنده میگوید، «این است بره خدا که گناه از جهان بر می گیرد!» (یوحنا ۱: ۲۹)

برای برداشتن گناه از زمین همچون بره قربانی خدا، عیسی می بایست بمیرد. او آمد تا تاوانی برای گناه بدهد – مرگ.»

عیسی مرگ خود را چند بار پیشگویی کرد: » آنگاه آن دوازده تن را به کناری کشید به ایشان گفت: « اینک به اورشلیم می رویم. در آنجا هر آنچه که انبیا در باره پسر انسان نوشته اند به انجام خواهد رسید. زیرا او را به اقوام بیگانه خواهند سپرد. آنها او را استهزا و توهین خواهند کرد و آب دهان بر او انداخته، تازیانه اش خواهند زد و خواهند کشت. اما در روز سوم بر خواهد خاست.» (لوقا ۱۸: ۳۱-۳۳)

خدا عیسی را بخاطر گناه قربانی کرد

در طول زندگی عیسی، اطراف او برای شفا گرفتن و آموختن مملو از جمعیت بود، اما رهبران مذهبی نسبت به او تکبر داشتند. آنها او را دستگیر کردند و او را بخاطر توهین به مقدسات و ادعای پسر خدا بودن مجازات کردند (لوقا ۲۲: ۷۰). جمعیت فریاد میزد: «او را مصلوب کنید!» سربازان او را زدند، تمسخر کردند، و مصلوب کردند.

بر روی صلیب، عیسی تاوان گناه را پرداخت. هنگام مرگ، فریاد زد، «تمام شد» (یوحنا۱۹: ۳۰). عیسی پرداخت تاوان را برای گناه همچون بره کامل خدا تمام کرد.

همانطور که اشعیا پیش بینی کرد، عیسی بین دو مجرم مصلوب شد و در آرامگاه ثروتمندان دفن شد. اما عیسی در قبر نماند. همانطور که او پیش بینی کرده بود، عیسی از مرگ برخاست، تا پیروزی خود بر گناه و مرگ را اثبات کند.

چرا عیسی باید میمرد؟

عیسی بخاطر گناهکاران ایماندار مرد. ما نمیتوانیم با اتکا بر شایستگی خود به بهشت برویم. به یاد بیاورید، خدای مقدس اجازه نمی دهد گناه بدون کیفر بماند. اگر ما تاوان گناهان خود را می دادیم، رنج قضاوت در شعله های جهنم را میکشیدیم. اما خدا عیسی را به عنوان جایگزین کامل ایمانداران قربانی کرد.

کتاب مقدس میگوید، » هنگامی که ما هنوز ناتوان بودیم، مسیح در زمان مناسب به خاطر بی دینان جان داد. حال آنکه به ندرت ممکن است کسی به خاطر انسانی پارسا از جان خود بگذرد، هر چند ممکن است کسی را این شهامت باشد که جان خود را برای انسانی نیک بدهد. اما خدا محبت خود را به ما این گونه ثابت کرد که وقتی ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح در راه ما مرد. پس چقدر بیشتر، اکنون توسط خون او پارسا شمرده شده ایم، به واسطه او از غضب نجات خواهیم یافت. زیرا اگر هنگامی که دشمن بودیم؛ به واسطه مرگ پسرش با خدا آشتی داده شدیم، چقدر بیشتر اکنون که در آشتی هستیم، به وسیله حیات او نجات خواهیم یافت. نه تنها این، بلکه ما به واسطه خداوندمان عیسی مسیح که توسط او از آشتی برخورداریم، در خدا نیز فخر می کنیم.

پس، همان گونه که گناه به واسطه یک انسان وارد جهان شد، و به واسطه گناه، مرگ آمد، و بدین سان مرگ دامنگیر همه آدمیان گردید، از آنجا که همه گناه کردند.

«پس همان گونه که یک نافرمانی به محکومیت همه انسانها انجامید، یک عمل پارسایانه نیز به پارسا شمرده شدن و حیات همه انسانها منتهی می گردد. زیرا همان گونه که به واسطه نافرمانی یک انسان، بسیاری گناهکار شدند، به واسطه اطاعت یک انسان نیز بسیاری پارسا خواهند گردید.

حال شریعت امد، تا نافرمانی افزوده شود؛ اما جایی که گناه افزون گشت، فیض بی نهایت افزونتر گردید. تا همان گونه که گناه در مرگ حکمرانی کرد، فیض نیز در پارسایی حکم براند و به واسطه خداوند ما عیسی مسیح، به حیات جاویدان رهنمون شود.»

(رومیان ۵: ۶-۱۲؛ ۱۸-۲۱)

مسیح مرد تا تنها راه زندگی ابدی را تدارک ببیند. اگر خدا گناه تو را و نیازت به عیسی را نشان می دهد، توبه کن، از گناهت و از طریق خودت برای تلاش جهت رضایت خدا، برگرد . تو نمیتوانی خودت را اصلاح کنی. به حقیقت کتاب مقدس درباره اینکه عیسی کیست و چه کرد ایمان بیاور، به عیسی به عنوان نجات دهنده از گناه اعتماد کن و از وی به عنوان خداوند پیروی کن. او تو را از طریق کلامش، کتاب مقدس، رهبری و هدایت خواهد نمود.
منبع مقاله: http://www.gotquestions.org
esa

باور انسان ها در مورد پول

امروزه پول در افکار همگان هست

ما نگران این هستیم که آیا تا آخر هر هفته را می توانیم بگذرانیم ، خرج تحصیل فرزندان را فراهم کنیم ، بازنشستگی خود را پس انداز کنیم ، یا از زیر قرض در بیاییم. داشتن و استفاده از پول هیچ اشکالی ندارد. اما چگونگی استفاده از آن و یا دلیل اهمیت آن است که ما را به بی راهی می کشاند. هر چند استفاده از پول قسمت مهم و واجب در زندگی است ، ما می بایست اعتقاد شخصی خود را در این مورد بر مبنای کلام خدا بنا کنیم. تنها در آن زمان می توانیم از هر جهت زندگی پر حکمت و پسندیده خدا را داشته باشیم.

خداوند در کلامش اغلب در مورد پول صحبت میکند

در حقیقت ، آیه های بیشتری در این مورد وجود دارد تا در مورد دعا و بهشت و جهنم. بیش از نصف مثل های عیسی در رابطه با موقعیتهای مالی است. اگر تعلیمات کلام خدا را در این مورد به کار بگیریم ، هیچگاه مشکلی نخواهیم داشت، چون آنها بهترین راهنمای ما برای مدیریت مالی شخصی هستند.

نقطه نظر دنیا در رابطه با پول

کلمه کلیدی در دیدگاه دنیوی از پول، ذخیره، می باشد. مهم گرفتن است. هدف دریافت تا حد امکان و انباشتن برای آینده است. توجه اصلی منافع شخصی است_ نیازها، احتیاجات، شهوات و امنیت شخصی . و هنگامی که مبلغ مورد نیاز جمع آوری شد مرحله بعدی حفاظت آن است.

این دیدگاه دنیوی به افرادی که ثروت جمع می کنند وعده شادی و امنیت مالی می دهد، اما اینها وعده های تو خالی است. بعضی از ثروتمندان جهان بد بخت ترین هستند و هیچ تضمینی ندارند که ثروت خود را فردا از دست نخواهند داد.

نقطه نظر خدا در رابطه با پول

ایمان ما همیشه بر روی کاربرد مالی ما تأثیر می گذارد. به همین دلیل ، بسیار مهم است که باورهای خود ر بر اساس کلام خدا بنا کنیم.

خدا مالک همه چیز است. بنابه مزمور ۲۴ : ۱ » زمین و هر آنچه در آن است از آن خداوند است جهان و همه ساکنانش» این اولین و مهمترین حقیقتی است که ما باید آن را درک کنیم. هر آنچه که ما آنرا از آن خود می پنداریم در اصل مال اوست.
ما ناظران پول خدا هستیم. اگر خدا مالک هستی است پس ما مدیران و وکیلان دارایی او هستیم. هر چیزی که به ما واگذار می شود باید با راهنمایی او به کار گرفته شود.
کلمه کلیدی خدا تقسیم (دادن)است. برعکس نگرش دنیوی، که تأکید بر جمع آوری می کند، خواست خدا در پخش کردن داده های اوست. در عوض اینکه کوشش کنیم برای حد اکثر دریافت، باید به افرادی تبدیل شویم که برای تقسیم بیشتر کوشش می کنند .

دو جنبه بخشیدن( دادن)

تشویق الهی. هنگامی که عیسی در مورد سخاوتمندی صحبت می کرد، او شاگردانش را اینگونه تشویق کرد: » بدهید تا به شما داده شود. پیمانه ای پر، فشرده ، تکان داده و لبریز در دامنتان ریخته خواهد شد! زیرا با هر پیمانه ای که بدهید، با همان پیمانه به شما داده خواهد شد.» ( لوقا ۶: ۳۸ ) . آنچه ما با پول خود می کنیم ، تعیین کننده آنچه ما دریافت می کنیم می باشد. یا برای دریافت آنچه که توانایی داریم متکی به خود هستیم ویا آنگونه که خدا هدایت می کند می دهیم و از سخاوتمندی او دریافت می کنیم. خداوند نه تنها صاحب همه چیز است، بلکه اختیار هر چیز نیز در دستان اوست و می تواند در صورت تمایل ما را هدایت کند. اگر ما بنابه اراده او ببخشیم ، او نیز ما را بخاطر اطاعت ما پاداش می دهد.
هشدار خداوند. » اما آنان که سودای ثروتمند شدن دارند، دچار وسوسه می شوند و به دام امیال پوچ و زیانباری گرفتار می آیند که موجب تباهی و نابودی انسان می گردد. زیرا پولدوستی ریشه ای است که همه گونه بدی از آن به بار می آید، و بعضی در آرزوی ثروت، از ایمان منحرف گشته، خود را به دردهای بسیار مجروح ساخته اند.»( اول تیموتاِوس ۶: ۹-۱۰ ). پول می تواند چیزی خطرناک باشد اگر تحت اراده و خواست خدا قرار نگیرد. در عوض ثروت طلبی و در وسوسه ها افتادن ، خداوند می گوید » اما تو ا مرد خدا، از اینها بگریز، و در پارسایی و دینداری و امان و محبت و پایداری و ملامت باش.»( آیه ۱۱)

انتخاب

بعد از شنیدن تشوق و هشدار خداوند، ما باید انتخاب کنیم. یا می بایست در بخشش و سخاوت مطیع خدا شد و به وعده های او در قبال تدارکات الهی بری ما اعتماد کرد و یا اینکه به دنبال رسیدن به ثروت و برکات مالی از طریق ذخیره و جمع آوری بود، حتی اگر این به معنی رفتن زیر بار قرض باشد. راه حل دوم هیچگاه به شادی نمی انجامد، چون آن تنها در رابطه درست با خدا و اطاعت از او دریافت می گردد.

نقشه مالی خدا

ملاکی ۳: ۸-۱۱ برای قوم اسرائیل نوشته شده بود اما اصول ذکر شده در این آیات برای ایمان داران امروزی نیز صادق است:.

خدا از ما انتظار پرداخت ده یک را دارد که ده درصد از درآمد شخصی می باشد. چون قوم اسرائیل از انجام این حکم غافل شدند، خدا این اتهام را به آنان زد.» آیا انسان از خدا می دزدد؟ اما شما از من می دزدید! می گویید ، در چه چیز از تو دزدیده ایم؟ در ده یک ها و هدایا » ( ملاکی ۳: ۸ ). اگر ما درک بکنیم که هر چیز به خدا تعلق دارد. می فهمیم که با ندادن هر آنچه او از ما می طلبد برابر با دزدی از اوست.
برکات خداوند در بخششهای ما جاری می شود.» پس حالا همه ده یک ها را به انبارها بیاورید تا در خانه من خوراک باشد. و خداوند لشکر ها می گوید: مرا بدین سان بیازمایید که آیا روزنه های آسمان را برایتان نخواهم گشود و چنان برکتی بر شما نخواهم ریخت که دیگر هیچ نیازی باقی نماند!» ( آیه ۱۰ ). هنگامی که ما از خداوند در امور مالی اطاعت می کنیم ، برکات او بر ما نمیچکد بلکه جاری می شود.
خدا ما را دعوت می کند تا او را در حوزه بخشش امتحان کنیم. او می داند که ما شک خواهیم کرد ، پس ما را به چالش می کشد تا او را امتحان کرده و ببینیم که او به وعده اش عمل می کند.
خداوند از آنانی که می دهند حفاظت می کند. » خداوند لشکر ها می فرماید : آفت را به جهت شما توبیخ خواهم کرد تا ثمره زمین شما را تباه نکند، و موهای تاکستان شما بی ثمر نخواهد بود» ( آیه ۱۱ ). هرچند پیروی از دستورات خدا پر مخاطره به نظر می آید، اما اطاعت ما و اموالمان را تحت حفاظت خدا قرار می دهد.

مهم اطاعت است

خداوند از ما پول نمی خواهد چون به چیزی از طرف ما نیاز دارد. او در هر حال مالک همه چیز است. آنچه او از ما می خواهد اطاعت ما است، و اگر او را محبت می کنیم اشتیاق ما پیروی دستورات او خواهد بود. خدا از موقعیت کنونی ما آگاه است و خود را با قوت و وفاداری در برآورده کردن تمام نیازهای ما ظاهر خواهد کرد.

Secrets-About-Money
نویسنده مقاله: دکتر چارلز استنلی

نماینده ولی فقیه در همدان: دست منبرها برای مقابله با مسیحیت خالی است

دستگاه روحانیت بیش از گذشته نگران گرویدن شهروندان به مسیحیت شده است.

به گزارش«محبت نیوز» پس از هشدار آیت الله علوی بروجردی تولیت مسجد اعظم قم از گرایش جوانان این شهر به مسیحیت، در تازه‌ترین اظهار نظر غیاث‌الدین طه محمدی، نماینده ولی‌فقیه در استان همدان نیز نسبت به گرویدن جوانان به مسیحیت هشدار داده است.
او گفته دشمن با سلاح اینترنت و شبکه‌های اجتماعی اعتقادات جوانان را نشانه گرفته و نمی‌توانیم فقط به منبرها اکتفا کنیم، اما کسی را نداریم تا بتواند در برابر توطئه‌ها صف آرایی کند در این مسأله همیشه بازنده‌ایم.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن، طه محمدی گفته حوزه علمیه به عنوان شاکله اصلی تربیت طلاب باید افراد را طوری آموزش دهد تا پاسخگوی شبهات جوانان باشند چون امروز مسیحیت تبشیری و اسلام تکفیری در حال فعالیت و تبلیغ هستند و ما کسی را نداریم در جامعه روحانیت تا بتواند در برابر توطئه‌ها صف آرایی کند در واقع در این مسأله همیشه بازنده‌ایم.
او همچنین با اعتراف به این مساله که طلاب حوزه از سواد و آگاهی لازم برای رویارویی با مسائل برخوردار نیستند گفته است، مشکلات فرهنگی جامعه به خاطر «ضعف روحانیت» است و این مهم تنها به این دلیل است که کار علمی در حوزه انجام نمی‌شود، طلاب می‌روند حوزه، مسئله‌ای را می‌خوانند و حفظ می‌کنند و باز می‌گردند، در واقع عمیق به این مباحث فکر نمی‌کنند.
او همچنین گفته باید از ابزاری مانند فضای مجازی و اینترنت برای توسعه تفکرات اسلامی استفاده شود.

نماینده علی خامنه‌ای در همدان آمار تازه‌ای را هم در مورد تعداد طلاب در حال تحصیل در حوزه‌های علمیه اعلام کرده و گفته ۷۰ هزار طلبه در حوزه‌های علمیه درس می‌خوانند، اما در بسیاری از روستاها حتی یک طلبه برای اقامه نماز جماعت ندارند که باید از سوی مرکز چاره اندیشی شود.

گفتنی است این از معدود دفعاتی است که یک مقام حکومتی تا این حد شفاف در خصوص عجز و ضعف دستگاه‌های دینی برای مقابله با مسیحیت صحبت کرده است.

این در حالیست که در سال‌های گذشته به علت حجم بالای سرکوب‌ که نهادهای امنیتی در قبال اقلیت‌های دینی به خصوص نوکیشان مسیحیان اعمال نمودند، برپایی کلیساهای خانگی به شدت خصوصی شده و مسیحیان ترجیح دادند در گروه‌های کوچکتر خانوادگی مراسم دعا و نیایش را برگزار کنند.
حسن روحانی رییس جمهور ایران در ابتدای دولت اول خود بر تدوین منشور حقوق اقلیت‌های دینی و قومی تاکید داشت و در واپسین ماه‌های دولتش از آن رونمایی کرد، اما تغییری در وضعیت اقلیت‌های دینی ایجاد نشد و همچنان با محدودیت‌های امنیتی روبه رو هستند.

هشدار آیت الله ها از افزایش گرویدن به مسیحیت در قم

قم، شهر تضادهای دینی و اجتماعی/ برپایی کلیساهای خانگی که امری شخصی بود به مثابه‎ی یک جرم امنیتی تلقی شد و برابر با تهدید نظام و براندازی حکومت و اقدام علیه امنیت ملی شمرده شد و پای چهره‌های امنیتی به پرونده‌های مسیحیان بویژه نوکیشان مسیحی باز شد.

به گزارش«محبت نیوز» روند گرایش شهروندان ایرانی به مسیحیت که سال‌هاست شیب صعودی به خود گرفته همواره باعث نگرانی حکومت و مراجع تقلید و نهادهای اسلامی بوده است. این بار آیت الله علوی بروجردی تولیت مسجد اعظم قم در درس خارج فقه خود عنوان کرده «طبق گزارشات صحیح، جوانان ما در قم، مسیحی می‌شوند و کلیسای خانگی دارند».
افزایش تعداد مسیحیان در شهر قم که پایتخت دینی مذهبی جمهوری اسلامی قلمداد می‌شود در حالیست که در گذشته هم عنوان شده بود آمار شهروندانی که در شهرهای مذهبی مشهد و قم، به مسیحیت گرویده‌اند، افزایش یافته است.
یکی از مراجعی که در سال‌های اخیر بارها نسبت به افزایش مسیحیان و گرویدن جوانان به مسیحیت هشدار داده ناصر مکارم شیرازی است مراجع تقلید بلند پایه حکومت است.

گرچه مکارم شیرازی و بسیاری دیگر از فقها و مراجع تقلیدِ شیعه سعی می‌کنند «فعالیت و نفوذ دشمن» را عامل اصلی گرویدن شهروندان مسلمان به مسیحیت عنوان کنند، اما باید از آنها پرسید که چه شرایطی ایجاد شده که افراد به ویژه جوانان با وجود مخاطرات زیادی که تغییر دین دارد، اما تا این اندازه از اسلام فاصله گرفتند که آرامش خود را در مسیح دیدند؟
علاوه بر محیط خانواده، در نظام آموزش ایران از پایه تا بالاترین سطوح همواره آموزش‌های مکتبی اسلامی در ذهن جوانان پمپاژ می‌شود. سالیانه میلیاردها تومان از بودجه‎ی کشور صرف سازمان‌ها و نهادهای عریض و طویل دینی می‌شود تا آنها با تبلیغات و برنامه‌های فرهنگی و دینی خود شیعه را در ایران و جهان را تقویت کنند. این عدد و رقم‌ها به خصوص در شهرهای مذهبی همچون مشهد و قم به واسطه وجود ده‌ها مدرسه قرآنی و حوزه‌های علمیه بیشتر از سایر نقاط ایران است اما بازخورد آن نه تنها مورد رضایت حکومت نیست بلکه از آن چه در حال رخ دادن است ابراز نگرانی می‌کنند.
سال گذشته که بحث افزایش گرایش جوانان حاشیه شهر مشهد به مسیحیت از سوی مکارم شیرازی مطرح شد، بسیاری از مقام‌های ارشد سیاسی، امنیتی و مذهبی اولین نسخه‎ای که برای مقابله با این روند پیچیدند اعزام مبلغان و مفسران بیشتر به آن مناطق بود.
فاز بعدی استفاده از قوای قهریه و امنیتی برای شناسایی کلیساهای خانگی و دستگیری نوکیشان مسیحی و ارعاب بین شهروندان با صدور احکام طولانی مدت زندان و صدور قرار وثیقه با نرخ‌های بالا برای موارد مشابه بود تا به قول معروف حساب کار دست مرتدین آید.

اواخر سال ۱۳۸۹ وحیدخراسانی با ابراز نگرانی از گسترش مسیحیت در ایران گفته بود آماری از جوانانی قم را در دست دارد که به دین مسیحیت گرایش پیدا کردند. او با انتقاد شدید از مسؤولان و دستگاه‌های آنها را متهم کرد که از این ماجرا غافلند و هشدار داد که کوتاهی نکنند و چاره اندیشی شود تا بساط «تبلیغ مسیحیت» از مملکت برچیده شود.!
او نیز برای مقابله با افزایش گرویدن مردم به مسیحیت نسخه داد که باید با برنامه ریزی مناسب دستگاه‌های مسوول با تبلیغ و ترویج مسیحیت مقابله کنند.
کمی پس از او جعفر سبحانی به نقل از منابع مطلع خود در قم و مشهد گزارش داد که ۶۰۰ نفر از مردم یک شهر در استان خراسان مسیحی شده‌اند.
طبق روال تنها واکنش حکومت به این موارد استفاده از توان امنیتی و پلیسی بود و در موجی که مراجع به راه انداختند با دستگیری گسترده مسیحیان و بستن کلیساهای خانگی در نقاط مختلف کشور روبه رو شد.

– شکست رویارویی اسلامی با ترویج مسیحیت در کشور
آنچه جمهوری اسلامی و مراجع برای رویارویی با مسیحیت در ذهن دارند در دو جبهه شکست خورده است. اول میلیاردها تومان هزینه برای تبلیغات اسلامی بین شهروندان است که تجلی آن یعنی افزایش بدحجابی و گرایش مردم و جوانان به سبک زندگی غیراسلامی و غربی از علائم آن است.
شاید عدم پیروزی سید ابراهیم رییسی در انتخابات ریاست جمهوری اخیر که نهادهای دینی به شدت از او حمایت می‌کردند نیز یکی از نشانه‌های شکست جمهوری اسلامی در سرمایه‌گذاری‌ معنوی و اسلامی بود چون او نماد توده‎ی تندرو و مذهبی جامعه بود و انتخاب نشد.
دومین شکست جمهوری اسلامی کاربرد نهادهای امنیتی و پلیسی برای سرکوب نوکیشان مسیحی بود، چرا که اگر این روش نتیجه بخش بود، بار دیگر علما و روحانیون از افزایش گرایش شهروندان به مسیحیت ابراز نگرانی نمی‌کردند .
گرچه این احتمال هم وجود داشت که شاید نهادهای دینی و حاکمیتی برای بازار گرمی و ملتهب کردن جامعه به دروغ افزایش آمار مسیحیان در ایران هشدار می‌دهند که البته شاید از معدود اظهارات مراجع و روحانیون باشد که از واقعیت دور نیست.
تجلی آن هم افزایش شمار زندانیان مسیحی و بسته شدن گسترده کلیساهای خانگی در سال‌های اخیر در ایران بوده است. به این روند مهاجرت اجباری نوکیشان مسیحی از ایران را نیز باید اضافه کرد.
چند سال پیش جعفر سبحانی در یادداشتی نوشته بود «روزگاری در قم، مؤسسه در راه حق، یک تنه برابر تبلیغات مسیحیت می ایستاد و تأثیر شگرفی هم در آن دوره داشت، اما امروزه در قم مرکز خاص و مؤثری که در این باره با رویکرد تبلیغی علمی کار کند، وجود ندارد».
او در همین یادداشت اعتراف کرده بود که «بچه فلان روحانی مسیحی شده است».

اسفند ۸۹ اطلاعات سپاه ۲۰۰ کلیسای خانگی در مشهد را شناسایی کرد، این آمار پس از شش سال به مراتب بیشتر هم شده و شهری چون مشهد، دومین کلانشهر مذهبی جهان، پایتخت معنوی ایران در کنار شهرهای رشت، تهران و کرج بیشترین آمار فعالیت کلیساهای خانگی را دارد.
در تهران افزایش گرایش جوانان دیگر برای حکومت یک دغدغه حاشیه شهری نیست، بلکه در قلب پایتخت ده‌ها کلیسای خانگی تشکیل می‌شود. سال گذشته شیخ «نصرت الله هاتفی» امام جماعت مسجد «سید سجاد» تهران با اشاره به ترویج مسیحیت در بین اقشار جامعه، گفت امروز مسیحیان، انجیل را با زیباترین نوع تبلیغ، به جوانان ما ارائه کرده و در محله های مختلف به ویژه در محله بنی‌هاشم تهران، ده‌ها منزل به عنوان کلیسا تشکیل شده و ترویج مسیحیت می‌کنند.
نتیجه‎ی ظاهری موج مسیحیت ستیزی در ایران تعطیل شدن بسیاری از کلیساهای متعلق به مسیحیان پروتستان از جمله کلیسای جماعت ربانی مرکز، کلیسای جماعت ربانی اهواز و کلیسای جنت‌آباد توسط اطلاعات سپاه بود. نهادهای امنیتی از حضور و ورود نوکیشان مسیحی به کلیسا‌های ساختمانی جلوگیری کردند و انتشار انجیل به زبان فارسی و برگزاری مراسم مذهبی به زبان فارسی ممنوع شد. مجوز انتشار کتاب‌ها با مضامین مسیحی لغو شد، ده‌ها نسخه کتاب مربوط به مسیحیت که به فارسی منتشر شد از کتاب فروشی‌ها و نمایشگاه‌ها جمع‎آوری شد و ناشران آن اخطار گرفتند.

از طرفی برپایی کلیساهای خانگی که امری شخصی بود به مثابه‎ی یک جرم امنیتی تلقی شد و برابر با تهدید نظام و براندازی حکومت و اقدام علیه امنیت ملی شمرده شد و پای چهره‌های امنیتی به پرونده‌های مسیحیان باز شد و آن را به دو تابعیتی‌ها گره زدند و ارتباطات آنها با خارج از کشور زیر ذره‎بین رفت.
با این وجود نتیجه همه این بگیر و ببندها و سرکوب‌ها چیزی شد که علوی بروجردی و خیلی‌های دیگر اعتراف به آن می‌کنند، یعنی افزایش گرویدن شهروندان به مسیحیت و دور شدن آنها از اسلام حکومتی.

ادامه بی‌خبری از وضعیت دو نوکیش مسیحی در ارومیه

از وضعیت دو نوکیش مسیحی زندانی در ارومیه همچنان خبری در دست نیست و نهادهای امنیتی از پاسخگویی در مورد سرنوشت آنها خودداری می‌کنند.

به گزارش«محبت‌نیوز» بیش از سه ماه از بازداشت «انوشه (ورونیکا) رضابخش» و «سهیل (آگوستین) زرگرزاده‌ثانی» دو نوکیش مسیحی فارسی زبان در ارومیه می‌گذرد، اما همچنان از وضعیت آنها هیچ اطلاعی در دست نیست.
این مادر و پسر مسیحی روز دوم اسفند ماه ۱۳۹۵ برابر با (۲۰ فوریه ۲۰۱۷) توسط نیروهای لباس شخصی که گمان می‌رود اطلاعات سپاه شهر ارومیه بودند در منزل خود بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شدند.

سهیل زرگرزاده‌ثانی دانشجوی سال چهارم روانشناسی است و شاهدان عینی گفته بودند در هنگام دستگیری، نیروهای امنیتی بسیاری از کتاب‌ها و جزوات او را از منزل خارج کردند که در بین آنها چند جلد کتاب مقدس و جزوات الهیاتی هم وجود داشته است.
سهیل و مادرش از نوکیشان مسیحی با گرایش (اعتقادات کلیسای کاتولیک) هستند و تاکنون سابقه دستگیری و یا بازداشت نداشته‌اند.
اطلاعات بدست آمده توسط منابع آگاه در ارومیه حاکی از آن است که شهروندانی که با اتهامات عقیدتی و مذهبی روبه رو می‌شوند و یا دگراندیشان سیاسی و مذهبی را پس از دستگیری برای بازجویی به ساختمان اطلاعات سپاه واقع در خیابان بهشتی، دانشکده‎ی سابق منتقل می‌کنند.
در همین راستا گروهی از ایرانیان مسیحی در شهرهای مختلف اروپایی تلاش کردند تا با تشکیل کمپین‌هایی برای آزادی و روشن شدن سرنوشت این دو شهروند مسیحی تلاش کنند، از جمله این اقدامات تشکیل چند کمپین در آلمان بوده است.
ارومیه شهری است که نوکیشان مسیحی پیش از این هم در آن با برخوردهای شدید حکومتی روبه رو شدند.

در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران نیز هر دو کاندیدا با شعار برابری حقوق اقلیت‌های دینی و قومی سعی در جمع کردن آراء اقلیت‌ها داشتند و مدعی بودند «در ایران اقلیت‌های دینی و مذهبی آزادی کامل دارند».