آیه قوت سه شنبه ۳۰ مه ۲۰۱۷ برابر با ۹ خرداد ۱۳۹۶

اول یوحنا باب ۴ آیه ۱۸
اول یوحنا باب ۴ آیه ۱۸

اول یوحنا باب ۴ آیه ۱۸

۱۸↵ کسی‌که محبّت دارد، نمی‌‌‌ترسد و هرکه بترسد هنوز به محبّت کامل نرسیده است؛ زیرا محبّت کامل ترس را دور می‌سازد، ولی شخصی می‌ترسد که در انتظار مجازات است.

آیه قوت دوشنبه ۲۹ مه ۲۰۱۷ برابر با ۸ خرداد ۱۳۹۶

اول پطرس باب ۵ آیه ۷
اول پطرس باب ۵ آیه ۷

اول پطرس باب ۵ آیه ۷

۷↵ بار تمام نگرانی‌های خود را به دوش او بگذارید، زیرا او همیشه در فکر شماست.

روز پنطیکاست (Pentecost Day) چه روزیست؟ و امسال مصادف است با چه روزی از تاریخ شمسی؟

روز پنطیکاست (Pentecost Day) چه روزیست؟ و امسال مصادف است با چه روزی از تاریخ شمسی؟
روز پنطیکاست (Pentecost Day) چه روزیست؟ و امسال مصادف است با چه روزی از تاریخ شمسی؟

 

imandaran:
روز پنطیکاست (Pentecost Day) چه روزیست؟ و امسال مصادف است با چه روزی از تاریخ شمسی؟

مراسم روز پنطیکاست در روز یکشنبه و پنجاه روز پس از عید قیام و ده روز پس از صعود عیسی به آسمان برگزار می‌شود. برای مسیحیان روز پنطیکاست از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا در اولین عید پنطیکاست پس از مرگ و قیام عیسی، روح‌القدس با قدرت عظیم بر شاگردان او نازل شد. در آن زمان، شاگردان از روح‌القدس پر شدند و تعمید روح‌القدس را یافتند. این جشن بر اساس هدیه روح‌القدس به ایمانداران است و همچنین این روز در واقع روز تولد کلیسا در جهان است.
این روز در کشور انگلیس و ایرلند بنام روز ‘Whitsun’ شناخته می‌شود.

این روز امسال مصادف است با یکشنبه June / 4th – همگاه با ۱۴ خرداد ماه ۱۳۹۶

آیا عیسی مسیح ازدواج کرده بود؟

jesuschristlove072-29473702_std1
عیسی مسیح قطعا ازدواج نکرده بود. امروزه افسانه های رایجی در مورد ازدواج عیسی مسیح با مریم مجدلیه وجود دارد. این افسانه کاملا نادرست اند و هیچ پایه و اساس مذهبی یا تاریخی ندارد ومطابق کتاب مقدس نیستتد. در حالی که چند انجیل عرفانی به رابطه ای نزدیک بین عیسی و مریم مجدلیه اشاره می کنند، هیچ یک از آنها به طور خاص بیان نمی کند که عیسی با مریم مجدلیه ازدواج کرده بود، و یا هیچ گونه رابطه ی عاشقانه ای با او داشت. نزدیک‌ترین مطلب در این موضوع، آنست که یکی‌ از آنها اشاره می‌کند که عیسی مسیح مریم مجدلیه را بوسید، که به سادگی‌ قابل اشاره به یک بوسه‌ از سر محبت است. افزون بر این، حتی اگر اناجیل عرفانی مستقیماً بیان می کردند که عیسی مسیح با مریم مجدلیه ازدواج کرده بود، به هیچ وجه قابل اتکا‌ نبود، زیرا ثابت شده است که همه ی اناجیل عرفانی اختراعاتی جعلی برای ایجاد تصویری عارفانه از عیسی مسیح اند.

اگر عیسی ازدواج کرده بود، کتاب مقدس آن را به ما می گفت ، و یا چند گزاره بدون ابهام در مورد این واقعیت وجود داشت. کتاب مقدس درمورد چنین مسئله مهمی به طور کامل ساکت نمی ماند.کتاب مقدس به مادر عیسی، پدر خوانده، برادر خوانده و خواهر خوانده های او اشاره می کند.چرا ذکر این واقعیت که عیسی مسیح همسر داشته است را نادیده گرفته است؟ کسانی که بر این باورند یا آموزش می دهند که عیسی ازدواج کرده بود،این کار را برای این انجام می دهند که تلاش کنند به او بیشترجنبه ی انسانی‌ ببخشند، او را معمولی تر و مانند بقیه نشان دهند. مردم در حقیقت نمی خواهند باور داشته باشند که عیسی خدا در جسم بود (یوحنا ۱: ۱، ۱۴، ۳۰:۱۰ ).بنابراین، آنها افسانه هایی در مورد عیسی مسیحی که ازدواج کرده بود، فرزند داشت، و همانند یک انسان عادی بود را اختراع و باور کرده اند.

سوال دوم این خواهد بود که، «آیا عیسی مسیح می‌شد که ازدواج کرده باشد؟».هیچ گناهی در مورد ازدواج کردن وجود ندارد. هیچ گناهی در مورد داشتن رابطه جنسی در ازدواج وجود ندارد. بنابراین، بله، عیسی می توانست ازدواج کرده باشد و هنوز هم بره ی بی‌گناه خدا و نجات دهنده جهان باشد. در حالی که، هیچ دلیلی بنا به کتاب مقدس مبنی بر این که عیسی ازدواج کرده بود وجود ندارد. این البته مورد بحث نیست. کسانی که باور دارند که عیسی ازدواج کرده بود معتقد نیستند که او بی گناه بود، و یا او مسیح موعود بود. ازدواج و داشتن فرزند دلایلی نیستند که به خاطر آنها خدا عیسی را فرستاد. مرقس ۱۰ : ۴۵ به ما می گوید که چرا عیسی آمد: «چنانکه پسر‌انسان نیز نیامد تا خدمتش کنند، بلکه آمد تا خدمت کند و جانش را چون بهای رهایی به‌عوض بسیاری بدهد «.

منبع:
✝…از ازل کلمه بود…✝

اطمینان به نجات:

یوحنا باب ۱۱ آیه ۲۶
یوحنا باب ۱۱ آیه ۲۶

چطور شما می توانید بطور قطع بدانید که نجات یافته اید؟ ۱ یوحنا ۵ : ۱۱-۱۳ را در نظر بگیرید «و آن شهادت این است که خدا حیات جاودانی به ما داده است و این حیات در پسر اوست. آنکه پسر را دارد حیات را دارد و آنکه پسر خدا را ندارد حیاترا نیافته است. اینرا نوشتم بشما که به اسم خدا ایمان آورده اید تا بدانید که حیات جاودانی دارید و تا به اسم پسر خدا ایمان بیاورید.» چه کسی پسر خدا را دارد؟ آنهایی که به او ایمان آوردند و او را قبول کردند (یوحنا ۱ : ۱۲). اگر شما مسیح را دارید، حیات را دارید. نه زندگی موقتی، بلکه ابدی.

خدا می خواهد که ما از نجاتمان اطمینان داشته باشیم. ما نمی توانیم زندگی مسیحی خود را هر روزه در نگرانی و بلاتکلیفی بسر ببریم که آیا نجات داریم یا نه. برای همین کتاب مقدس نقشه نجات را اینقدر واضح بیان می کند. به عیسی مسیح ایمان بیاور و نجات خواهی یافت (یوحنا ۳ : ۱۶ و اعمال رسولان ۱۶ : ۳۱). آیا باور می کنید که عیسی مسیح تنها نجات دهنده است، که مرد تا بهای گناهان شما را بپردازد (رومیان ۵ :۸ و ۲ قرنتیان ۵ : ۲۱)؟ آیا برای نجات فقط به او اطمینان می کنید؟ اگر جواب بله است، شما نجات را دارید. اطمینان یعنی «همه شک ها را کنار گذاشتن». با نگه داشتن کلام خدا در قلبتان، می توانید «همه شک ها را کنار بگذارید» و حقیقت نجات ابدیتان را دریابید.

خود عیسی مسیح این را درباره کسانی که به او ایمان می آورند تایید می کند: «ومن به آنها حیات جاودانی می دهم و تا بابد هلاک نخواهند شد و هیچکس آنها را از دست من نخواهد گرفت. پدری که بمن داد از همه بزرگتر است و کسی نمی تواند از دست پدر من بگیرد» (یوحنا ۱۰ : ۲۸-۲۹). زندگی ابدی همین است- ابدی. هیچکس نیست، حتی خود شما، که بتواند هدیه خدادادی نجات مسیح را از شما بگیرد.

ما کلام خدا را در قلبمان پنهان می کنیم تا به او گناه نکنیم (مزمور ۱۱۹ : ۱۱)، و این شامل گناه شک نیز هست. در آنچه کلام خدا به شما می گوید شادی کنید، که بجای شک می توانیم با اطمینان زندگی کنیم! ما می توانیم اطمینان نجات را از کلام خود مسیح کسب کنیم آنوقت نجاتمان هیچوقت زیر سوال نخواهد رفت. اطمینان ما بر اساس محبت خدا به ما از طریق عیسی مسیح است.

منبع:
✝…از ازل کلمه بود…✝

ترس خدا را داشتن یعنی چه؟

cropped-8-1.jpg
برای یک بی ایمان، ترس خدا ترسی است از قضاوت خدا و از مرگ ابدی که جدایی ابدی از خداست (لوقا ۱۲:۵، عبرانیان ۱۰: ۳۱). اما برای یک ایماندار، ترس خدا چیزی بسیار متفاوت است. ترس یک ایماندار از روی احترام به خداوند است. عبرانیان ۱۲: ۲۸-۲۹ توضیح خوبی از این مطلب است: «پس چون ملکوتی را که نمی توان جنبانید می یابیم شکر بجا بیاوریم تا بخشوع و تقوی خدا را عبادت پسندیده نماییم. زیرا خدای ما آتش فروبرنده است.» این احترام و هیبت دقیقا همان ترس خدا برای مسیحیان است. این عامل تشویق کننده ماست برای اینکه خود را همیشه تسلیم به خالق جهان نگه داریم.

امثال ۱: ۷ می گوید «ترس یهوه آغاز علم است» تا وقتیکه ما ندانیم خدا کیست و ترسی از احترام در ما ایجاد نشود، نمی توانیم حکمت حقیقی را بدست آوریم. حکمت حقیقی فقط با شناخت حقیقی خدا بدست می آید و اینکه بدانیم او قدوس، عادل، و صالح است. تثنیه ۱۰: ۱۲، ۲۰-۲۱ می گوید «پس الان ای اسرائیل یهوه خدایت از تو چه می خواهد جز اینکه از یهوه خدایت بترسی و در همه طریقهایش سلوک نمایی و او را دوست بداری و یهوه خدای خود را بتمامی دل و بتمامی جان خود عبادت نمایی. از یهوه خدای خود بترس و او را عبادت نما و به او ملصق شو و بنام او قسم بخور. او فخر توست و او خدای توست که برای تو این اعمال عظیم و مهیبیکه چشمانت دیده بجا آورده است.» ترس خداوند اساس قدم زدن در راههای او، خدمت به او، و بله، محبت به اوست.

بعضی ها ترس خدا را در ایمانداران را با احترام به او به یک معنی می گیرند. در حالیکه احترام قسمتی از ترس خداست، اما ترس خدا بیش از احترام است. ترس خدای کتاب مقدسی برای یک ایماندار شامل درک این مطلب است که خدا از گناه نفرت دارد و گناه را داوری و تنبیه می کند. عبرانیان ۱۲: ۵-۱۱ در مورد تربیت و تنبیه ایمانداران صحبت می کند. در حالیکه این تربیت در محبت انجام می شود (عبرانیان ۱۲: ۶)، اما هنوز چیزی ترسناک است. بدون شک، ترس از تنبیه والدین جلوی خیلی از کارهای بد فرزندان را می گیرد و این می تواند در رابطه ما با خدا هم صادق باشد. ما باید از تنبیه او بترسیم، و بنابراین طوری زندگی کنیم که او را خشنود نماییم. ایمانداران نباید از خدا وحشت داشته باشند. ما دلیلی برای وحشت از او نداریم. ما وعده او را داریم که هیچ چیز نمی تواند ما را از محبت او جدا سازد (رومیان ۸: ۳۸-۳۹). ما وعده او را داریم که او هیچ وقت ما را رها و ترک نمی کند (عبرانیان ۱۳: ۵). ترس خدا یعنی چنان احترامی به او داشته باشیم که روی نحوه زندگی ما اثر بگذارد. ترس خدا، احترام به او، اطاعت از او، قبول تربیت او و پرستش کردن اوست.

منبع:
✝…از ازل کلمه بود…✝

مردم قبل از اینکه عیسی برای گناهان ما بمیرد، چطور نجات می یافتند؟

تاریخ صلیب

از زمان سقوط انسان، پایه نجات همیشه بر اساس مرگ مسیح بوده است. هیچکس، نه قبل از صلیب یا از زمان صلیب، می توانسته بدون آن واقعه بزرگ تاریخی نجات بیابد. مرگ مسیح جریمه گناهان گذشته مقدسین عهد عتیق و گناهان آینده مقدسین عهد جدید را پرداخت کرد.

لازمه نجات همیشه ایمان بوده است و موضوع ایمان همیشه خدا بوده است. نویسنده مزامیر می نویسد که خوشا به حال همه آنانیکه به او توکل دارند (مزمور ۲ : ۱۲). پیدایش ۱۵ : ۶ به ما می گوید که ابراهیم به خدا ایمان آورد و همین برای خدا کافی بود که برای او عدالت بحساب بیاید (رومیان ۴ : ۳-۸). سیستم قربانی عهد عتیق گناهان را برنداشت، چنانکه عبرانیان ۱۰ : ۱-۱۰ واضحا درس می دهد. اما بهر حال عهد عتیق به زمانی اشاره می کرد که پسر خدا خون خود را برای گناهان بشر می ریخت.

آنچه در طی تاریخ عوض شده است، محتوای ایمان یک ایماندار است. آنچه خدا برای ایمان، لازم معرفی می کند، بر اساس میزان مکاشفه ایست که تا آن تاریخ به او داده شده است. این را مکاشفه تدریجی می گویند. آدم قولی را که خدا در پیدایش ۳ : ۱۵ داد باور کرد که از نسل زن کسی بر شیطان پیروز می شود. آدم این را باور کرد، چون اسمی که بر روی حوا گذاشت (آیه ۲۰) این را نشان می دهد و خدا بلافاصله قبول این ایمان به وعده را با پوشاندن آنها با پوست (آیه ۲۱) نشان داد. در آن موقع آدم چیزی بیشتر نمی دانست ولی آنچه می دانست قبول کرد.

ابراهیم خدا را بر اساس وعده و مکاشفاتی که او در پیدایش ۱۲ و ۱۵ آشکار کرد، باور نمود. قبل از موسی، کلام نوشته شده ای نبود، اما انسان برای آنچه خدا مکشوف کرده بود مسئول بود. در تمام عهد عتیق، ایمانداران نجات یافتند با این ایمان که روزی خدا مشکل گناه آنها را برمی دارد. امروزه وقتی به عقب نگاه می کنیم، ایمان داریم که او گناهان ما را بر صلیب برداشت (یوحنا ۳ : ۱۶ و عبرانیان ۹ : ۲۸).

در مورد ایمانداران زمان مسیح قبل از مرگ و قیام او چطور؟ آنها به چه ایمان داشتند؟ آیا آنها معنی کامل مردن مسیح بر صلیب برای گناهانشان را می فهمیدند؟ در اواخر خدمتش «عیسی بشاگردان خود خبر دادن آغاز کرد که رفتن او به اورشلیم و زحمت بسیار کشیدن از مشایخ و روسای کهنه و کاتبان و کشته شدن و در روز سوم برخاستن ضروریست» (متی ۱۶ : ۲۱-۲۲). عکس العمل شاگردانش به این پیغام چه بود؟ «و پطرس او را گرفته شروع کرد به منع نمودن و گفت حاشا از تو ای خداوند که این بر تو هرگز واقع نخواهد شد» پطرس و شاگردان دیگر تمام حقیقت را نمی دانستند، اما نجات را داشتند چون باور کردند که خدا مشکل گناهان آنها را حل خواهد کرد. آنها دقیقا نمی دانستند او اینکار را چگونه انجام خواهد داد، همانطور که آدم، ابراهیم، موسی، و داوود نمی دانستند، اما به خدا را باور کردند.

امروزه، ما بیشتر از مردمی که قبل از قیام مسیح زندگی می کردند مکاشفات داریم و تمام ماجرا را می دانیم. «خدا در زمان سلف به اقسام متعدد و طریقهای مختلف بوساطت انبیاء بپدران ما تکلم نمود. در این ایام آخر بما بوساطت پسر خود متکلم شد که او را وارث جمیع موجودات قرار داد و بوسیله او عالم ها را آفرید» (عبرانیان ۱ : ۱-۲). نجات ما هنوز بر اساس مرگ مسیح است، ایمان ما هنوز لازمه نجات است، و موضوع ایمان هنوز خداست. امروزه، برای ما محتوای ایمانمان این است که عیسی مسیح برای گناهان ما مرد، دفن شد، و روز سوم از مردگان قیام کرد (۱ قرنتیان ۱۵ : ۳-۴).

منبع:
✝…از ازل کلمه بود… ✝

کتاب مقدس درباره نژادپرستی، تعصب و تبعیض نژادی چه می گوید؟

جواب: اولین چیزی که باید در این بحث درک کرد این است که فقط یک نژاد وجود دارد-آنهم نژاد انسان. سفید پوستان، آفریقایی ها، سرخپوستان، عربها، و یهودیان نژادهای مختلف نیستند. بلکه، اقوام مختلف نژاد انسان هستند. همه انسانها خصوصیات مشترک جسمانی دارند (البته با اختلافات کوچک). مهمتر اینکه همه انسانها به شباهت خدا آفریده شده اند (پیدایش ۱: ۲۶-۲۷). خدا جهان را آنقدر محبت نمود که عیسی را فرستاد تا جانش را برای ما بدهد (یوحنا ۳ : ۱۶). واضحا «دنیا» شامل همه قومهاست.

نزد خدا طرفداری نیست و او بین انسانها فرق نمی گذارد (تثنیه ۱۰: ۱۷، اعمال رسولان ۱۰: ۳۴، رومیان ۲: ۱۱، افسسیان ۶: ۹)، و ما هم نباید اینکار را بکنیم. یعقوب ۲: ۴ به آنهایی که بین انسانها فرق می گذارند «داوران با خیالات فاسد» می گوید. در عوض ما باید همسایه خود را مثل خود دوست بداریم (یعقوب ۲: ۸). در عهد عتیق، خدا انسان را به دو گروه نژادی تقسیم کرد: یهودیان و ملل دیگر. خدا می خواست که قوم یهود قوم کاهنان باشند که ملل دیگر را خدمت کنند. در عوض، یهودیان از موقعیت خود مغرور شدند و به ضدیت با ملل دیگر پرداختند. عیسی مسیح این مسئله را با خراب کردن دیوار خصومت بین آنها خاتمه داد (افسسیان ۲: ۱۴). هر نوع نژادپرستی، تعصب، و تبعیض نژادی مخالف کار مسیح بر روی صلیب است.

عیسی به ما فرمان می دهد که همدیگر را دوست داشته باشیم همانطور که او ما را دوست دارد (یوحنا ۱۳ : ۳۴). اگر خدا ما را یکسان دوست دارد، ما هم باید همدیگر را با همان استاندارد بالا دوست داشته باشیم. عیسی در متی ۲۵ به ما یاد می دهد که هر چه ما برای کوچکترین برادرش انجام دهیم، انگار برای او انجام داده ایم. اگر ما با کسی با حقارت رفتار کنیم، یعنی با کسی که بشکل خدا آفریده شده است با حقارت رفتار کرده ایم، و کسی را که خدا او را دوست دارد و عیسی برایش مرد اذیت کرده بدرد آورده ایم.

نژادپرستی، در شکلهای گوناگون و به درجات مختلف، بلاییست که هزاران سال است گریبانگیر انسانهاست. برادران و خواهران از همه اقوام، نباید چنین باشد. قربانی های نژادپرستی، تعصب و تبعیض نژادی باید ببخشند. افسسیان ۴ : ۳۲ می گوید، «با یکدیگر مهربان باشید و رحیم و همدیگر را عفو نمایید چنانکه خدا در مسیح شما را هم آمرزیده است». یک نژاد پرست ممکن است لیاقت بخشش شما را نداشته باشد، اما ما هم بسیار بیشتر لیاقت بخشش خدا را نداریم. کسانی که نژاد پرستی، تعصب و تبعیض نژادی را رواج می دهند، باید توبه کنند. «خود را از مردگان زنده شده به خدا تسلیم کنید و اعضای خود را تا آلات عدالت برای خدا باشند (رومیان ۶: ۱۳). باشد که غلاطیان ۳: ۲۸ کاملا درک شود، «هیچ ممکن نیست که یهود باشد یا یونانی و نه غلام و نه آزاد و نه مرد و نه زن زیرا که همه شما در مسیح عیسی یک می باشید.

منبع:
✝…از ازل کلمه بود…✝
۹:۱۵دوم قرنتیان

فرشتگان:

آفریننده خدا که بود و او از کجا آمده ؟ ذات و شخصیت خدا چگونه است ؟

فرشتگان موجودات روحانی هستند که دارای عقل و شعور ، احساسات، و اراده هستند و این در مورد فرشتگان بد (روحهای شریر) و خوب هر دو صادق است. فرشتگان عقل و شعور دارند (متی ۸ : ۲۹، ۲ قرنتیان ۱۱ : ۳، ۱ پطرس ۱ : ۱۲)، احساسات نشان می دهند (لوقا ۲ : ۱۳، یعقوب ۲ : ۱۹، مکاشفه ۱۲: ۱۷)، و از اراده شان استفاده می کنند (لوقا ۸ : ۲۸-۳۱، ۲ تیموتاووس ۲ : ۲۶، یهودا ۶). فرشتگان موجودات روحانی هستند (عبرانیان ۱ : ۱۴) که بدن جسمانی حقیقی ندارند. اگر چه آنها بدن جسمانی ندارند، اما شخصیتهای خودشان را دارا می باشند.

چون آنها مخلوق هستند، دانش آنها محدود است. یعنی آنها همه چیز را مثل خدا نمی دانند (متی ۲۴ : ۳۶) بنظر می آید که دانش آنها از انسانها بیشتر است که ممکن است به سه دلیل باشد. اول اینکه فرشتگان در ترتیب خلقت از انسان بالاتر آفریده شدند، بنابراین، از دانش بیشتری برخوردارند. دوم اینکه فرشتگان در مورد کلام خدا و دنیا بیشتر و دقیقتر از انسان مطالعه می کنند و در نتیجه دانش بیشتری از آن دارند (یعقوب ۲ : ۱۹، مکاشفه ۱۲ : ۱۲)، سوم، فرشتگان دانش خود را از مشاهده طولانی از کارهای انسان بدست می آورند. بر خلاف انسان، فرشتگان مجبور نیستند گذشته را مطالعه کنند چون در آن بوده خودشان آنرا تجربه کرده اند. بنابراین، می دانند دیگران چطور در موقعیتهای مختلف عمل کرده یا عکس العمل نشان داده اند و می توانند با درصد بالاتری حدس بزنند که ما چطور در موقعیت مشابه عمل می کنیم.

اگر چه آنها اراده دارند، فرشتگان، مثل همه مخلوقات، زیر اراده خدا هستند. فرشتگان خوب بوسیله خدا فرستاده می شوند تا به ایمانداران کمک کنند (عبرانیان ۱ : ۱۴). بعضی از فعالیتهای آنها که در کتاب مقدس نوشته شده است عبارتند از : آنها خدا را تسبیح می خوانند (مزمور ۱۴۸ : ۱-۲، اشعیا ۶ : ۳). آنها خدا را پرستش می کنند (عبرانیان ۱ : ۶ ، مکاشفه ۵ : ۸-۱۳). آنها در آنچه خدا انجام می دهد شادی می کنند (ایوب ۱ : ۶، ۲ : ۱). آنها خدا را خدمت می کنند (مزمور ۱۰۳ : ۲۰، مکاشفه ۲۲ : ۹). آنها جواب دعاها را می آورند (اعمال رسولان ۱۲: ۵-۱۰). آنها کمک می کنند تا مردم به مسیح ایمان بیاورند (اعمال رسولان ۸ : ۲۶ ، ۱۰: ۳). آنها ترتیب مسیحیان، اعمال آنها و زحماتشان را مشاهده می کنند (۱ قرنتیان ۴ : ۹، ۱۱: ۱۰، افسسیان ۳ : ۱۰، ۱ پطرس ۱ : ۱۲). آنها در وقتهای خطر تشویق کننده هستند ( اعمال رسولان ۲۷ : ۲۳-۲۴). آنها در زمان مرگ عادلان به خدمتشان مشغولند (لوقا ۱۶: ۲۲).

فرشتگان کاملا موجوداتی متفاوت از انسانها هستند. انسان بعد از مرگ فرشته نمی شود. فرشتگان هیچوقت انسان نبوده و نخواهند بود. خدا فرشتگان را آفرید، همانطور که انسان را آفرید. در جایی از کتاب مقدس نمی بینیم که نوشته باشد فرشتگان بصورت خدا آفریده شدند، اما این درمورد انسان نوشته شده است (پیدایش ۱ : ۲۶). فرشتگان موجودات روحانی هستند که می توانند، تا حدی، شکل جسمانی بخود بگیرند. ولی انسانها اصلا موجودات جسمانی هستند، اما با بُعدی روحانی. بزرگترین چیزی که ما می توانیم از فرشتگان خوب یاد بگیریم این است که آنها فرمانهای خدا را سریع و بدون سوال کردن اطاعت می کنند.

منبع:

✝…از ازل کلمه بود… ✝

اخلاقیات مسیحی:

مزامیر باب ۱۱۹ آیه ۹
مزامیر باب ۱۱۹ آیه ۹
اخلاقیات مسیحی به خوبی در کولسیان ۱:۳-۶ خلاصه می شود: «پس چون با مسیح برخیزانیده شده‌اید، به آنچه در بالاست، دل ببندید، آنجا که مسیح به‌‌دست راست خدا نشسته است. به آنچه در بالاست، بیندیشید، نه به آنچه بر زمین است. زیرا مُردید و زندگی شما اکنون با مسیح در خدا پنهان است. چون مسیح که زندگی شماست، ظهور کند، آنگاه شما نیز همراه او با جلال ظاهر خواهید شد. پس، هر‌‌آنچه را در وجود شما زمینی است، بکُشید، یعنی بی‌عفتی، ناپاکی، هوی و هوس، امیال زشت و شهوت‌پرستی را که همان بت‌پرستی است. به‌‌سبب همینهاست که غضب خدا بر سرکشان نازل می‌شود.»

کتاب مقدس چیزی بیشتر از صرفاً فهرستی از «بایدها» و «نبایدها» ارائه می دهد و به ما دستورالعملهای جامع می دهد که چگونه باید زندگی کنیم. کتاب مقدس تمام آنچه است که ما باید بدانیم که چطور زندگی مسیحی داشته باشیم. اما کتاب مقدس صریحاً تمام شرایطی را که در زندگی مان مواجه خواهیم شد را پوشش نمی دهد. آنوقت چطور است که برای تمام مسائل پیچیده اخلاقی که با آن مواجه می شویم کافی است؟ اینجاست که اخلاقیات مسیحی وارد می شود. علم، اخلاقیات را «مجموعه ای از اصول اخلاقی، مطالعه اخلاقیات» تعریف می کند. از اینرو اخلاقیات مسیحی اصولی خواهد بود که از ایمان مسیحی نشأت می گیرد که بوسیله آن ما عمل می کنیم. در حالیکه کلام خدا هر موقعیتی را که در طول زندگیمان با آن روبرو می شویم پوشش نمی دهد، اما اصول کلام خدا استاندارهایی را به ما می دهد که بوسیله آن ما باید خودمان در موقعیتهایی که هیچ دستورالعمل صریحی وجود ندارد رفتار کنیم.

برای مثال، کتاب مقدس صراحتاً چیزی به ما درباره استفاده از مواد مخدر غیر قانونی نمی گوید اما بر مبنای اصولی که از طریق کلام خدا می آموزیم می توانیم بدانیم که نادرست است. برای یک نمونه، کتاب مقدس به ما می گوید که بدن، معبد روح القدس است و ما باید خدا را با بدنمان حرمت نهیم (اولی قرنتیان ۱۹:۶-۲۰). با دانش بر این که مواد چه اثراتی بر بدنهایمان می گذارد و آسیبی که به اندامهای مختلف بدنمان وارد می آورد، می دانیم که استفاده از مواد، معبد روح القدس را نابود می کند. این قطعاً به معنی حرمت نگذاشتن به خداست. کتاب مقدس همچنین می گوید که ما باید از قدرتهایی که خدا خودش در جای قرار داده پیروی کنیم (رومیان ۱:۱۳). با مسلم بودن ماهیت غیر قانونی مواد مخدر، ما با استفاده از آنها در واقع تسلیم قدرتها نیستیم بلکه بر علیه شان داریم شورش می کنیم. آیا این بدان معناست که اگر مواد مخدر که غیر قانونی است، قانونی بود در آنصورت مشکلی نداشت. چرا، به این خاطر که از اصل نخست تخلف می کند.

با استفاده از اصولی که در کتاب مقدس می یابیم، مسیحیان می توانند خط سیر اخلاقی را در هر موقعیت مفروضی تعیین کنند. در برخی از موارد، ساده خواهد بود، مثل قوانینی که برای زندگی مسیحی در فصل سوم کولسیان می یابیم. اما در موارد دیگر نیاز است که کمی کند و کاو کنیم. بهترین راه برای این کار این است که روی کلام خدا دعا کنیم. روح القدس در هر ایمانداری ساکن است و بخشی از نقش او این است که به ما تعلیم می دهد که چطور زندگی کنیم: «امّا آن مدافع، یعنی روح‌القدس، که پدر او را به نام من می‌فرستد، او همه‌چیز را به شما خواهد آموخت و هر‌‌آنچه من به شما گفتم، به یادتان خواهد آورد» (یوحنا ۲۶:۱۴). «امّا درباره شما باید بگویم آن مسح که از او یافته‌اید، در شما می‌ماند و نیازی ندارید کسی به شما تعلیم دهد، بلکه مسح او درباره همه‌چیز به شما تعلیم می‌دهد. آن مسح، حقیقی است، نه دروغین. پس همان‌‌گونه که به شما تعلیم داده است، در او بمانید» (اول یوحنا ۲۷:۲). بنابراین، وقتی که ما روی متن کلام خدا دعا می کنیم، روح القدس ما را هدایت کرده و تعلیم خواهد داد. او اصولی را به ما نشان خواهد که لازم است در هر موقعیتی بر آن تکیه کنیم.

هرچند که کلام خدا هر موقعیتی را که در زندگی مان مواجه می شویم را پوشش نمی دهد، اما برای یک زندگی مسیحی کفایت می کند. در اغلب موارد، می توانیم به سادگی ببینیم که کتاب مقدس چه می گوید و از آن در خط سیر مناسب بر پایه آن پیروی کنیم. در سوالات اخلاقی ای که کلام خدا دستورات صریحی نمی دهد، لازم است که به دنبال اصول بگردیم که بتوانیم برای آن موقعیت بکار ببندیم. ما باید روی کلام او دعا کنیم و خودمان را به روی روح او بگشاییم. روح به ما تعلیم خواهد داد و ما را از طریق کتاب مقدس هدایت خواهد کرد تا اصولی را بیابیم که باید بر آن تکیه کنیم تا آنگونه زندگی کنیم که یک مسیحی می باید زیست کند. منبع

منبع:
✝…از ازل کلمه بود… ✝