«یوناتن بت‌کلیا» نمادی از گرفتاری‌های‌ اقلیت‎های مسیحی در ایران

نماینده آشوریان در مجلس شورای اسلامی حتمن به این موضوع اشراف دارد که وقتی به عنوان نماینده‎ی جمهوری اسلامی در یک نشست رسمی حضور دارد باید در چهارچوب موازین و قوانین جمهوری اسلامی حاضر شود.

به گزارش «محبت ‌نیوز» انتشار تصاویری از «یوناتن بت کلیا» نماینده مسیحیان مجلس شورای اسلامی در سفر به لیسبون پرتغال و دست دادن و خوش و بش او با یکی از خانم‌های حاضر در جلسه، بازتاب زیادی در رسانه‌های داخل ایران داشته است.
انتقاد به این نماینده این نبود که چرا وی با یک خانم خارجی که به طور طبیعی حجاب هم بر سر نداشت دست داده، بلکه انتقاد از سیاستهای نظام جمهوری اسلامی و رفتارهای همراه با تعصبات دینی بود که مقام‌های ارشد نظام را همواره مجبور می‌کند در دیدارهای رسمی از دست دادن با نامحرم خودداری کنند و حالا “بت‌کلیا” مسیحی را برای بهبود چهره‌ جمهوری اسلامی جلو فرستادند و او را مسئول دست دادن با زنان خارجی کرده‌اند!
البته پس از انتشار گسترده این خبر “یوناتن بت کلیا” به آن واکنش نشان داد و اینکه برای دست دادن با مقامات زن خارجی و برای حفظ وجهه نظام ماموریت گرفته است را تکذیب و آن را شیطنت رسانه ایی خواند و مدعی شد «وجهه جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین المللی درخشان است و نظام برای حفظ وجهه خود نیازی به این دست اقدامات ندارد.»
او افزون بر این اعلام کرد «ما (مسیحیان) برای دست دادن با خانم‌ها منعی نداریم و وجهه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران با این موضوعات به خطر نخواهد افتاد. وجهه‌ای که خار چشم دشمنان خارجی شده و با طرح چنین موضوعاتی به دنبال ایجاد اختلاف میان ادیان هستند.»

او تاکید کرد که شرع ما (مسیحیان) با شرع اسلام متفاوت است به همین دلیل در این دیدار با مهمانان پرتغالی دست دادم که این شیطنت رخ داده و عده‌ای گمان کردند، من برای حفظ وجهه نظام مامور شده‌ام تا با مهمانان خارجی دست دهم که این موضوع اصلن صحت ندارد.
اما بت‌کلیا حتمن به این موضوع اشراف دارد که وقتی به عنوان نمانیده‎ی جمهوری اسلامی در یک نشست رسمی حضور دارد باید در چهارچوب موازین و قوانین جمهوری اسلامی حاضر شود و نباید اعتقادات شخصی خود را مقدم بر پروتکل‌های جمهوری اسلامی بداند و آن را نادیده بگیرد مگر ماموریتی داشته باشد.

بت کلیا در این موضوع از اعتقاد شخصی خود و مسیحی بودنش هزینه کرده که همین موضوع تفاوت آزادی‎های شخصی در شرع اسلام و مسیحیت را نمایان کرده است؛ پس با این نگرش، زنان مسیحی ایران و دیگر اقلیت‌ها هم به دلیل تمایزهای دینی و آیینی خود می‌توانند در تمامی اماکن بدون روسری در جامعه حضور پیدا کنند و هیچ محدودیتی برای آنان نباید باشد و مهمتر آنکه اگر مورد بازخواست قرار گرفتند مثل بت‌کلیا بگویند: «شرع ما (مسیحیان) متفاوت است».

نماینده دائمی آشوریان که به تعریف و تمجید از نظام شهرت دارد با نادیده گرفتن وضعیت اقلیت‌های دینی در ایران ادعا کرد که پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون ما بدون هیچ‌گونه محدودیتی آزادانه در کنار برادران مسلمان خود زندگی می‌کنیم و این موضوع برای دشمنان نظام غیرقابل باور است».
به گفته بت‌کلیا «وجهه جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین‌المللی درخشان است و نظام برای حفظ وجهه خود نیازی به این دست اقدامات ندارد و این اقدام شیطنت رسانه‌ای دشمنان نظام است».
اما این اظهارات بت‌کلیا اثر نکرد و همچنان رسانه‌های تندروی داخلی انتقاد به او را ادامه دادند و او را مجبور کردند دست به دامن “علی خامنه‎ای” شود.
این نماینده منتخب وزارت اطلاعات در مجلس در اظهاراتی تازه گفته «مدعیان غربی که دم از دموکراسی می‌زنند باید احترام به حقوق‌ اقلیت‌های دینی را از رهبر جمهوری اسلامی بیاموزند که به تدبیر او هیچ کس حق تعرض به ارزش‌ها و حقوق اقلیت‌های دینی را ندارد.»
او دیدار رهبر ایران با خانواده‌‏ی شهدای مسیحی را نشانه‌ای از تدابیر او عنوان کرد و گفته مسیحیان ایران از وضعیت زندگی خود راضی هستند و به برکت انقلاب اسلامی و رهبری مقام معظم رهبری، حقوق‌ و امنیت‌شان محترم شمرده می‌شود؛ کشیش‌های مسیحی در ایران مورد احترام دولت و ملت ایران هستند و همانند سوریه و عراق نیست که توسط داعشی‌ها کشته شوند.
این نماینده مجلس شورای اسلامی تاکید می‌کند که هیچ ماموریتی نداشته که با زنان خارجی دست بدهد، شاید تصور او این است که باید حکمی تقدیم‎اش کنند که روی آن نوشته شما بروید و دست بدهید و چهره‌ نظام را تغییر دهید! خیر، اتفاقن همین که او دست داد نشان می‌دهد تا چه اندازه دیوار محدودیت‌ها در نظام اسلامی بلند است که دیگران جرات چنین کاری نداشتند و او هم با توجیه اینکه دینش اسلام نیست دست به چنین کاری زده است.

برخوردهای قهری اطلاعات سپاه علیه جامعه بزرگ نوکیشان مسیحی ایران

اطلاعات سپاه پاسداران  با سیستم زور و قدرت  سعی در جبران کم کاری  دستگاههای دینی و حوزوی کشور دارد ،  وارد کردن اتهامات امنیتی به نوکیشان مسیحی پس از شناسایی گروهی از ایمان‌داران مسیحی  به همراه صدها کتاب و جزوه، همان اتهامی است که سپاه در عرصه‏ سیاسی به دو تابعیتی‌ها می‎زند.

به گزارش « محبت نیوز رسانه‌های داخلی در ایران به نقل از منابع نزدیک به اطلاعات سپاه اعلام کردند، که تعدادی از مسیحیان در شهرهای تهران، ری و پردیس شناسایی و دستگیر شدند و تصاویری منتشر کردند که نشان می‌دهد ده‌ها جلد کتاب مقدس، جزوات الهیاتی، کتاب‌های تعلیمی و سی‎دی در محلی که دپو شده بود ضبط گردیده است.
این منابع در مورد هویت افراد بازداشت شده و تعداد آنها اطلاعی ندادند، اما مدعی شدند «شبکه وسیعی بوده که به بهانه تبلیغ و ترویج مسیحیت و کلیساهای خانگی اقدام به تخریب ادیان ابراهیمی و تشویش اذهان عمومی و انحراف اذهان در فضای عمومی و مجازی می‌کردند».

همچنین در بخش دیگری از این خبر تاکید شده «در میان اسناد و مدارک به دست آمده از این شبکه وسیع ( به گفته آنان ) منحرفان مذهبی، کتاب‌های فرق مختلف، روش‌های شبکه‌سازی، یارگیری، ارتباط با بیگانگان و تخریب دین مبین اسلام و سایر ادیان به چشم می‌خورد».

در ماه‌های گذشته پس از هشدار آیت‌الله “علوی بروجردی”تولیت مسجد اعظم قم نسبت به گرایش جوانان این شهر به مسیحیت، هشدار “قاسم عبداللهی” رئیس کل دادگستری استان مرکزی از افزایش تبلیغ مسیحیت و از آنها مهمتر هشدار “غیاث‎الدین طه محمدی” امام جمعه همدان نسبت به اینکه کلیسای خانگی راه انداختند تا شیعیان ضعیف الاعتقاد را جذب کنند و اینکه تاکید کرده بود دست منبرها برای مقابله با مسیحیت خالی است قابل پیش‎بینی بود که حکومت مجبور شود برای جبران و پوشش دادن به ضعف دستگاه روحانیت برای مقابله با گرویدن شهروندان به مسیحیت و افزایش تبلیغ الهیات مسیحی وارد فاز امنیتی شود و قوای قهریه را که این بار سپاه سید‌الشهدا (سپاه دوم تهران بعد از سپاه محمد رسول‌الله) بود وارد میدان کند.

نکته‎ی بارز این ماجرا شباهت متن اطلاعیه‌ی سپاه بعد از شناسایی و بازداشت این گروه با احکام صادره از سوی دادگاه‌های انقلاب برای نوکیشان مسیحی است.

اینکه تاکید شده آنها «به بهانه‏ تبلیغ و ترویج مسیحیت و کلیساهای خانگی» این افراد اقدام به «تخریب ادیان ابراهیمی و تشویش اذهان عمومی و انحراف اذهان در فضای عمومی و مجازی می‌کردند و کتاب‌هایی کشف شده که در آن درباره فرق مختلف، روش‌های شبکه‌سازی، یارگیری، و تخریب دین اسلام و سایر ادیان نوشته شده و همینطور بحث «ارتباط با بیگانگان» همگی اتهاماتی است که بازجوی پرونده‎ی نوکیشان مسیحی با کمک قضات دادگاه آنها را جهت تکمیل پرونده‎ی متهمین مطرح می‌کنند که مصداق پرونده‏سازی است و طبق همین اتهامات امنیتی برای دگراندیشان مذهبی به خصوص نوکیشان مسیحی احکام بلند مدت صادر می‌کنند.

تصاویری که سپاه منتشر کرده نشان می‌دهد انبوهی از کتاب مقدس (انجیل) و جزوات آموزشی را نشان می‌دهد. در حکومتی که علما و مراجع صاحب‎نام آن همچون شیخ جعفرسبحانی، برای برشمردن مضررات و آسیب‌های نشست و برخاست مسلمانان با کافران به تفسیر آیه ۲۸ سوره توبه استناد می‌کند و مسیحیان را «نجس سیاسی» می‌داند“سوزاندن” این حجم کتاب مقدس و جزوات نیز توسط جمهوری اسلامی قابل پیش‎بینی است. کاری که پیش از این نیز انجام داده است و خبر آن رسانه ایی شده بود. در سالهای گذشته اداره بازرسی و کشف کالای قاچاق با هماهنگی نیروی امنیتی سپاه پاسداران  ۲ کارتن کتاب حاوی بیش از ۳۰۰ جلد کتاب مقدس مسیحیان را که در جریان یک عملیات ایست بازرسی در داخل یک اتوبوس کشف و ضبط کرده بودند در اقدامی شرم آور به آتش کشیدند.

دو مسئله در این دست اقدامات وجود دارد. اول مسئله‏ ی شناسایی و بازداشت افراد و نوکیشان مسیحی است و سرنوشت آنها و دوم عاقبت کتاب‌ها و جزوات !

وقتی دستگاه‎ دینی و حوزه با میلیاردها تومان بودجه نمی‌توانند از گرویدن شهروندان به مسیحیت جلوگیری کنند و اسلام برای نسل نو، جذابیتی ندارد، برخوردای قهری و چکشی تنها راهی خواهد بود که برای نظام اسلامی به آن چنگ زند.

اینکه مطرح می‎شود کتاب‌ها برای تخریب ادیان ابراهیمی بوده در کدام دادگاه باید ثابت شود؟
امثال آیت‌الله سبحانی به عنوان مرجع بلندپایه تقلید شیعه با استناد به متن قرآن مسیحیان را نجس می‌خواند، آیا قضات دادگاه مواردی را در داخل کتاب مقدس یا جزوات پیدا کرده‌اند که چنین محتوایی دارد؟ و یا حتی کدام وکیل و یا کارشناس ویا روحانی مسیحی حق ورود به دادگاه را داشته و اجازه دفاع از آن را داشته باشند؟

چاپ و تکثیر انجیل کتاب مقدس مسیحیان در ایران به دلیل ممنوعیت مقدور نیست. پس از تعطیلی کلیه کلیساهای فارسی زبان در کشور فشارهای امنیتی باعث شده کلیساهای خانگی و جلسات پرستشی در شخصی‌ترین حوزه‌های خانوادگی و بین دوستان و آشنایان و افرادی که کاملن به هم اعتماد دارند برگزار می‎شود، اما این مقدار ترس و نگرانی از تبلیغ برای چیست؟

«ارتباط با بیگانگان» همان اتهامی است که سپاه در عرصه‏ ی سیاسی به دو تابعیتی‌ها حتی آنهایی که در دستگاه حکومتی اشتغال دارند می‎زند.

شناسایی و بزرگ جلوه دادن  یکی از محل‌های دپوی کتاب و جزوات مسیحی [با کلمات و ادبیات حماسی شبیه اطاعیه‎هایی که پس از کشف تیم‌های مسلح ضد انقلاب منتشر می‏شود] دردی از دردهای جامعه‎ی ایران که روز به روز از اسلام فاصله می‌گیرد دوا نمی‌کند.

سال‌هاست که صدها نوکیش مسیحی با احکام طولانی مدت در ایران به زندان افتادند اما با تمام این ممنوعیت‌ها و محدودیت‌ها و احکام قضایی طولانی و تهدیدها همچنان این مسیر ادامه دارد تا آنجا که حوزه‌ها و دستگاه‌های دینی در برابر آن تسلیم شدند و مجبور به استفاده از قوای سپاه شده‌اند.

آیه قوت پنجشنبه ۳۱ اوت ۲۰۱۷ برابر با ۹ شهریور۱۳۹۶

غلاطیان باب ۶  آیه ۹
غلاطیان باب ۶  آیه ۹

غلاطیان باب ۶  آیه ۹

از انجام نیکوکاری خسته نشویم زیرا اگر دست از کار نکشیم، در وقت مناسب محصول خود را درو خواهیم کرد.

برای چه برگزیده شده ‌ایم؟

پولس رسول، به ایماندارانِ به مسیح فرموده: «(خدا) پیش از آفرینش جهان، ما را در وی (یعنی در مسیح) برگزید.» (افسسیان ۱: ‏۴).

اما خدا به چه منظوری ما را برگزید؟ تا به ‌واسطۀ مسیح حیات جاودانی را بیابیم؟
بله، اما علاوه بر نعمت حیات جاودانی در مسیح، پولس خودش در پاسخ به این سؤال می‌فرماید: «تا در حضورش مقدّس و بی‌عیب باشیم.» (همان آیه).

آیا می‌کوشیم که در زندگی‌مان در حضور خدا، مقدس و بی‌عیب باشیم؟

آیا در این زمینه، به‌ اندازۀ کافی با روح‌القدس همکاری می‌کنیم؟

منبع:ایمانداران

راه رسیدن به خدا/۳

قسمت سوم

اکنون باید پرسید که:

چگونه انسان با این روح و جسم ناپاکی که دارد می‌تواند به خدایی که کاملاً پاک و مقدس است برسد؟

مگر چنین نیست که تاریکی گناه نمی‌تواند در مقابل روشنایی پاکی بایستد و سیاه و سفید هرگز بهم نمی‌رسند. برای پاسخ به این سؤال مهم، باز باید به کتاب مقدس مراجعه کنیم و توجه داشته باشیم که چون عیسی مسیح، مظهر و آشکار کننده خدا، وسیله آمرزش و برطرف شدن گناه انسان را با خون ریخته شده و مرگ خود بر صلیب فراهم نموده است و پس از مرگ از مردگان قیام نموده و زنده است، خدا به همه کسانی که به او ایمان می‌آورند نجات از اسارت و نتایج شوم گناه را می‌بخشد و به آنان تولد روحانی عطا می‌نماید. در اول پطرس ١: ٣ می‌خوانیم: «خدا . . . به وسیله رستاخیز عیسی مسیح از مردگان تولد تازه و امید زنده به ما بخشیده است،» این حقیقتی است که نمی‌شود انکار کرد زیرا وقتی که از گناه توبه می‌نمائیم و از راه ایمان، مسیح را بعنوان منجی و خداوند خود دریافت می‌کنیم و به درون قلب و زندگی خود خوش‌آمد می‌گوئیم، خدا ما را روحاً از نو می‌آفریند تا بتوانیم با خدای پاک و قدوس مشارکت روحانی داشته باشیم. .

خواننده گرامی: تمام پیامبران آمدند و بشر را از عواقب وخیم گناه که خود انسان مسئول آن می‌باشد آگاه ساختند، ولی برای علاج آن اقدامی نکردند و وفات یافتند. تنها عیسی مسیح است که آمد و نه تنها انسان را از عواقب وخیم گناه آگاه ساخت بلکه جان خود را نیز در راه نجات انسانها از این عواقب که در نهایت هلاکت ابدی است، فدا ساخت و پس از مرگ، جسماً و روحاً زنده شد و به پیروان خود اطمینان بخشید که: تا پایان عالم همراه آنان خواهد بود، و ابدیت را نیز با او سپری خواهند ساخت.

این است خبر خوش نجات و راه رسیدن به خدا: عیسی مسیح از روح خدا، بوسیله مریم باکره بدنیا آمد و بخاطر آمرزش گناهان انسان بر روی صلیب جان سپرد و در روز سوم از مردگان برخاست و به آسمان صعود نمود تا به آنانی که به او ایمان می‌آورند زندگی جدید و جاوید عطا فرماید.
آیا از این راه، راهی بهتر و مطمئن‌تر برای رسیدن به خدا وجود دارد؟
خدا را شکر که این راه، از خدا شروع شده و به خدا نیز ختم می‌گردد و خوبست که شما نیز بوسیله ایمان و اعتماد قلبی به عیسی مسیح خداوند و واقعیت مرگ و قیام او از مردگان، نجات و حیات جاوید بیابید.

 

خلاصه:

عیسی مسیح تنها راه رسیدن به خدا می‌باشد، زیرا:

١- تنها او در ذات و ماهیت همانند خدا است، بنابراین او می‌تواند خدا را به ما بشناساند.

٢- تنها او کاملاً پاک و بی‌گناه است، بنابراین او می‌توانست بجای همگی ما مزد گناه ما را

بپردازد و مانع اصلی را برای رسیدن ما به خدا برطرف سازد.

٣- تنها او زنده و با خدا بر تخت نشسته است، بنابراین او می‌تواند در حضور خدا برای ما

شفاعت و وساطت نماید.

پایان
منبع: رادیو مژده

راه رسیدن به خدا/۲

نظریاتی درباره اینکه زندگی واقعی چیست و کجا میتوان آن را یافت؟

قسمت دوم

١- تنها عیسی مسیح است که از روح خدا، بوسیله مریم باکره به دنیا آمد (متی ١: ١٨)، به این جهت انجیل او را فروغ جلال خدا و پسر یگانه خدا می‌خواند. بنابراین تنها عیسی مسیح است که می‌تواند خدا را همانگونه که هست به ما بشناساند و چقدر مهم و ضروری است که برای رسیدن به خدا، ابتدا او را بشناسیم و با محبت بیدریغ الهی که در عیسی مسیح بر دنیا مکشوف گردید آشنا شویم. لازم به توضیح است که لقب پسر خدا، هرگز به معنای جسمانی نیامده زیرا «خدا روح است»، بلکه این لقب عیسی مسیح، جنبه روحانی دارد و نشان دهنده شباهت او در ذات و ماهیت با خدا می‌باشد. این شباهت به حدی است که انجیل، عیسی را کلمه خدا و کلام حیات، معرفی می‌کند که جسم گردید و در میان ما زندگی کرد. خدای نادیدنی اراده فرمود که کلمه خود را جسم بخشد تا ما خدا را بشنویم و ببینیم و لمس کنیم. رسولان مسیح در انجیل این حقیقت را فاش می‌سازند و چنین شهادت می‌دهند: «ما در باره کلام حیات به شما می‌نویسیم- کلامی که از ازل بود و ما آنرا شنیده و با چشمان خود دیده‌ایم- آری، ما آنرا دیده‌ایم و دستهایمان آن را لمس کرده است. آن حیات ظاهر شد و ما آن را دیدیم . . .» (رساله اول یوحنا ١: ١ و ٢).

٢- تنها عیسی مسیح است که کاملاً بی‌گناه بود (دوم قرنتیان ۵: ٢١)، بنابراین تنها او می‌تواند راه رسیدن انسان گناهکار، به خدای پاک و مقدس باشد. سئوال می‌شود: چرا انسان، گناهکار و مسیح، بی‌گناه است؟ پاسخ اینستکه: هر کسی که از پدر و مادر جسمانی بدنیا می‌آید ذاتی گناه‌آلود دارد که از آدم و حوا به ارث برده است. علاوه بر این، خودش هم در فکر و سخن و عمل گناه می‌کند. ولی مسیح چون از خدا، بدون پدر جسمانی بدنیا آمد، ذات گناه‌آلود نداشت و هرگز هم گناهی از او سر نزد. سئوال دیگر اینست که: چگونه مسیح بی‌گناه، ما را به خدا می‌رساند؟ در پاسخ بایستی بگوئیم: خدا مزد گناه را موت یا مرگ روحانی تعیین فرموده است که معنایش جدائی از خدا می‌باشد. بنابراین همه انسانها محکوم به مرگ روحانی هستند. ولی خدای نیکو و مهربان، که وضعیت انسان را می‌دانست، دلش بحال انسان که او را از لحاظ روحانی به شباهت خود آفرید، بسوخت و عیسی مسیح، تنها بی‌گناهی را که می‌توانست بجای انسانهای گناهکار، مزد گناه را با مرگ خود بر صلیب بپردازد به جهان فرستاد تا انسان بتواند با ایمان با این راه رسیدن به خدا، از مرگ روحانی نجات یابد و به زندگی جاودانی قدم گذارد و البته چون تنها عیسی مسیح است که الوهیت و ذات الهی دارد، تنها او می‌توانست بجای همه انسانها جان فدا سازد.

٣- تنها عیسی مسیح است که زنده و با خدا بر تخت نشسته است (مکاشفه ٣: ٢١)، بنابر این تنها او می‌تواند شفیع و واسطه در میان خدا و انسان باشد. در انجیل می‌خوانیم که عیسی مسیح سه روز پس از مرگ، از مردگان برخاست و بعد از ۴٠ روز که خود را بر شاگردانش ظاهر می‌کرد به آسمان بالا برده شد، پس تنها اوست که می‌تواند ما را به خدا برساند. چرا؟ چون برای اینکه انسان مقبول درگاه خدا شود، لازم است که نجات دهنده و شفیعی زنده در حضور خدا در آسمان داشته باشد. و خدا را شکر که برطبق انجیل شریف: «او (عیسی مسیح) قادر است همه کسانی را که بوسیله او به حضور خدا می‌آیند کاملاً و برای همیشه نجات بخشد، زیرا او تا به ابد زنده است و برای آنان شفاعت می‌کند» (عبرانیان ٧: ٢۵).
این مطلب ادامه دارد.

راه رسیدن به خدا/۱

 

 

هرچه کنید همه را برای جلال خدا بکنید

قسمت اول

راههایی هستند که بنظر انسان راست می‌آیند اما عاقبت به مرگ منتهی می‌شوند» (امثال سلیمان ١۴: ١٢). عیسی مسیح در انجیل یوحنا ١۴: ۶ می‌فرماید: «من راه و راستی و حیات هستم، هیچکس جز بوسیله من نزد پدر نمی‌آید.» سه نوع عکس‌العمل در مورد این ادعای مسیح در مردمی که اقرار می‌کنند به خدا ایمان دارند دیده می‌شود:

اول- مسیحیان اسمی، بطور سطحی این ادعای مسیح را باور کرده و در نتیجه به کلیسا و یا جماعتی ملحق می‌شوند و بدون توجه به این حقیقت انجیل که: وقتی یک نفر از آن مسیح می‌گردد، تبدیل به شخص جدیدی می‌شود و زندگی کاملاً تازه‌ای را آغاز می‌کند، خود را مسیحی دانسته و زندگی دنیوی خود را ادامه داده و با زندگی و رفتار غیرمسیحی خود، موجب بدنامی مسیحیان واقعی می‌شوند.

دوم- مسیحیان حقیقی، نه تنها این ادعای مسیح را قبول دارند، بلکه با هدایت روح خدا مسیح زنده را پیروی نموده و بوسیله اعتماد به مسیح و اطاعت از او، روز به روز در روحانیت رشد کرده بیشتر و بیشتر شبیه مسیح می‌شوند تا روزی برسد که براساس انجیل: «او را چنانکه هست ببینند.»

سوم- مذهبیون، یعنی آنانیکه فکر می‌کنند بوسیله انجام مراسم و تشریفات مذهبی و کارهای نیک می‌توانند به خدا برسند، این ادعای مسیح را رد کرده و می‌پرسند: چطور ممکن است که مسیح تنها راه رسیدن به خدا باشد؟ برای پاسخ به این سؤال مهم و حیاتی، باید به کتاب مقدس که کلام خدا است مراجعه نمائیم. در این کتاب دلایل زیادی برای اثبات این ادعای مسیح یافت می‌شود که در این مقاله به ارائه سه دلیل عمده اکتفاء می‌نمائیم.
این مطلب ادامه دارد

چگونه و چه وقت شیطان از آسمان سقوط کرد؟

افسسیان باب ۴ آیه ۲۷
افسسیان باب ۴ آیه ۲۷

سقوط شیطان از آسمان به طور نمادین در اشعیا ۱۲:۱۴-۱۴ و حزقیال ۱۲:۲۸-۱۸ توصیف شده است. در حالیکه این دو قسمت به طور خاص به پادشاهان بابل و صور اشاره می کنند، اما به نیروی روحانی یعنی شیطان که در پس آن پادشاهان بود نیز اشاره دارد. این دو قسمت توصیف می کند که چرا شیطان سقوط کرد، اما صریحاً نمی گوید که این سقوط در چه زمانی اتفاق افتاد. آنچه که ما می دانیم این است: فرشتگان پیش از خلقت زمین آفریده شدند (ایوب ۴:۳۸-۷). شیطان پیش از آنکه آدم و حوا را در باغ وسوسه کند سقوط کرد (پیدایش ۱:۳-۱۴). از اینرو سقوط شیطان باید در زمانی پس از خلقت فرشتگان و قبل از زمانی که آدم و حوا را در باغ عدن وسوسه کرد رخ داده باشد. اینکه آیا سقوط شیطان چند دقیقه، چند ساعت، یا چند روز پیش از هنگامی که آدم و حوا را در باغ وسوسه کرد، اتفاق افتاده، کتاب مقدس صریحاً نمی گوید.

کتاب ایوب به ما می گوید که شیطان دست کم برای مدتی به آسمان و به تخت خدا دسترسی داشت. «روزی پسران خدا آمدند تا به حضور خداوند شرفیاب شوند. شیطان نیز در میان ایشان آمد. خداوند از شیطان پرسید: «از کجا می آیی؟» شیطان به خداوند پاسخ داد: «از گشت و گذار در زمین و سِیر کردن در آن»» (ایوب ۶:۱-۷). ظاهراً در آن زمان، شیطان هنوز آزادانه بین آسمان و زمین حرکت می کرد و مستقیماً با خدا صحبت می کرد و در قبال فعالیتهایش پاسخ می داد. اینکه در چه زمانی خدا این دسترسی را قطع کرد، مشخص نیست.

منبع ایمانداران

اِشعیا کیست؟(پولس عهد قدیم)

در میان انبیای مشهور در کتاب مقدس، اشعیا، پادشاه انبیا می‌باشد. تمامی نگارشهای او از ادبیات عمیق و ژرفی برخوردار است و یکی از بزرگترین زمینه هایی که در تمامی نوشتجات او به چشم می‌خورد، رستگاری به واسطه ایمان است. اشعیا، پولس عهد قدیم است.
در زبان عبری او yesha و در زبان لاتین Esaias یا Isaias نامیده می‌شود. مفهوم و معنای نام او «رستگاری خداوند» نمادی از پیام او می‌باشد.
اشعیا پسر آموص و یکی از انبیای عهد عتیق است (اشعیا ۱: ۱؛ ۲: ۱). به نظر می‌آید که او به خانواده‌ای تعلق داشته است که می‌توانستند به آسانی به پادشاه دسترسی داشته باشند (اشعیا ۷: ۳)، و همچنین دارای رابطه صمیمی و نزدیک با کاهن بوده‌اند (اشعیا ۸: ۲). بر اساس روایت، اشعیا را پسر دایی عزّیا پادشاه می‌دانند. وی در دوران پادشاهی عزّیا و یوتام و آحاز و حزقیا بر یهودا، زندگی می‌کرد و ساکن اورشلیم بوده است. نام همسر اشعیا، نبیه بود (اشعیا ۸: ۳)، این نام شاید به خاطر اینکه نبوت می‌کرده یا همسر یک نبی بوده است، نبیه نامیده می‌شده است. وی دارای دو پسر با نامهای نمادین، بنام مَهیر شَلال حاش بَز و شآریاشوب بود.
شروع نبوت او با مرگ عزیا در حدود سال ۷۴۰ قبل از میلاد شروع گردید و او در زمان محاصره اورشلیم توسط سنخاریب در سال ۷۰۱ قبل از میلاد نیز می‌زیسته است، پس حداقل دوران نبوت اشعیا در حدود ۳۹ سال می‌باشد.
در مورد مرگ وی هیچ اشاره‌ای در کتاب مقدس نشده ولی گفته می‌شود در زمان پادشاهی منسی کشته شد. وی یکی از بزرگترین انبیای عهد عتیق است که به نبی بشارت و شاهزاده انبیای عهد عتیق شهرت یافته است.

آیا کتاب مقدس مرگ حواریون را ثبت کرده است؟ هر یک از حواریون چگونه مردند؟

آئینهای مقدس

تنها حواری که مرگش در کتاب مقدس ثبت شده است، یعقوب می باشد (اعمال رسولان ۱۲: ۲). پادشاه هیرودیس یعقوب را با شمشیر کشت، احتمالا سر او را با شمشیر زد. نوع مرگ حواریون دیگر از طریق کلیسا منتشر شد، ما در اینباره نباید خیلی روی مراجع دیگر حساب کنیم. در کلیسا شایعترین مطلب در رابطه با مرگ پطرس رسول این است که او در رُم بر روی صلیبی بشکل ضربدر و وارونه مصلوب شد و این انجام نبوتی بود که مسیح پیشگویی کرده بود (یوحنا ۲۱: ۱۸). در مورد مرگ دیگر حواریون مطالب زیر مرسوم است:

متی در اتیوپی شهید شد. او بوسیله زخم شمشیر مرد. یوحنا در دوران شکنجه مسیحیان در رُم در یک دیگ پر از روغن در حال جوش انداخته شد و با شهادت مواجه گردید، اما بطور معجزه آسایی از مرگ نجات یافت. یوحنا بعدا به زندانی با اعمال شاقه در معدن و در جزیره ای بنام پَطمُس تبعید شد. او کتاب نبوتی خود را بنام مکاشفه در پطمس نوشت. یوحنای رسول بعدها آزاد شد و به جایی که ترکیه امروزه است برگشت. او در پیری جانسپرد و تنها حواری بود که در آرامش مرد.

یعقوب برادر عیسی (رسما جزو حواریون نبود)، رهبر کلیسای در اورشلیم بود و وقتیکه از انکار کردن ایمانش به مسیح خودداری کرد، او را از بالای جنوب شرقی معبد (از بیش از سی متر ارتفاع) به پایین انداختند. وقتی فهمیدند که او از افتادن از این ارتفاع جان سالم بدر برده است، دشمنانش یعقوب را آنقدر با چماق زدند تا مرد. احتمال می دهند که این محل همان محلی از معبد باشد که شیطان مسیح را وقتیکه او را در بیابان تجربه می کرد به آنجا برد.

برتولما، معروف به نتنائیل، مبشری در آسیا بود. او در ترکیه امروزی به مردم در مورد مسیح موعظه می کرد. او را برای موعظه هایش در ارمنستان با شلاق زدن و پوست کندن بشهادت رساندند. اندریاس در یونان بر روی صلیبی بشکل ضربدر مصلوب شد. او بعد از اینکه بوسیله هفت سرباز بشدت شلاق خورد، بدنش را با طناب به صلیب بستند تا دوران دردش بیشتر شود. پیروان او می گفتند وقتیکه او را بطرف صلیب می بردند، با این کلمات صلیب را استقبال کرد و گفت: مدتهاست که انتظار و اشتیاق این ساعت خوش را دارم. بله، همیشه صلیب برای مصلوب کردن مسیحیان بکار رفته است. اندریاس به موعظه اش به کسانی که او را مصلوب کردند ادامه داد تا اینکه بعد از دو روز بر روی صلیب جان داد. توماس در یکی از سفرهای بشارتی اش که برای بنای کلیساها به هندوستان رفته بود، نیزه خورد. متیاس، حواری که انتخاب شد تا جای یهودای اسخریوطی خائن را بگیرد، سنگسار شد و بعد گردن او را زدند. پولس رسول شکنجه شد و بعد امپراطور نِرو شریر، گردن او را در رُم در سال ۶۷ میلادی زد. درباره حواریون دیگر هم چیزهایی گفته می شود، اما مدارک تاریخی برای آنها موجود نیست.

زیاد مهم نیست که حواریون چطور مردند. آنچه مهم است این حقیقت است که همه آنها حاضر بودند برای ایمانشان بمیرند. اگر عیسی قیام نکرده بود، شاگردان این را می دانستند. هیچکس حاضر نیست برای یک دروغ بمیرد. این حقیقت که همه حواریون حاضر بودند مرگ وحشتناکی را قبول کرده، از انکار کردن ایمانشان خودداری کنند، دلیل بزرگیست بر اینکه آنها حقیقتا شاهد قیام عیسی مسیح بودند.

منبع:ایمانداران