روش صحیح مطالعه کتاب مقدس چیست؟

 


درک معنی کلام خدا یکی از مهمترین کارهای است که یک ایماندار در زندگیش بعهده دارد. خدا به ما نمی گوید که ما فقط باید کلام را بخوانیم. ما باید آنرا یاد بگیریم و آنرا درست بکار ببریم (۲ تیموتاووس ۲ : ۱۵). مطالعه و یادگیری کلام خدا کاری سخت است. اگر آن را سر سری و با یک نظر بخوانیم، گاهی نتایج بسیار اشتباهی به ما می دهد. بنابراین، خیلی حیاتی است که چند اصل را در نظر بگیریم تا معنی درست کلام را درک کنیم.

اول، شاگرد کتاب مقدس باید دعا کند و از روح القدس بخواهد که درک کلام به او بدهد، چون این یکی از کارهای اوست. «ولیکن چون او یعنی روح راستی آید شما را بجمیع راستی هدایت خواهد کرد زیرا که از خود تکلم نمی کند بلکه به آنچه شنیده است سخن خواهد گفت و از امور آینده بشما خبر خواهد داد» (یوحنا ۱۶ : ۱۳). همانطور که روح القدس شاگردان را هدایت کرد تا عهد جدید را بنویسند، همانطور هم ما را در درک آنها کمک می کند. بیاد داشته باشید، کتاب مقدس کتاب خداست، و ما باید از او معنی آنرا بپرسیم. اگر شما یک مسیحی هستید، نویسنده کلام خدا – روح القدس – در شما ساکن است و می خواهد که شما آنچه او نوشته درک کنید.

دوم، ما نباید یک قسمت از کلام را برداریم و خارج از متن و مفهوم آیات قبل و بعد از آن، سعی کنیم آنرا معنی نماییم. در حالیکه همه کلام خدا از اوست (۲ تیموتاووس ۳ : ۱۶ ، ۲ پطرس ۱ : ۲۱)، خدا از شاگردان استفاده کرد که آنها را بنویسند. این مردان متنی در فکرشان بوده، هدفی برای نوشتن و موضوع خاصی داشتند که باید در مورد آن می نوشتند. ما باید تاریخچه هر کتاب در کتاب مقدس را یاد بگیریم و ببینیم چه کسی آنرا نوشته، خطاب به چه کسانی نوشته شده، چه وقت نوشته شده، و چرا نوشته شده است. درضمن باید بگذاریم نوشته خودش با ما صحبت کند. گاهی اوقات مردم آنچه خود از معنی کلمات درک می کنند به آن نوشته ها نسبت می دهند تا آن تفسیری را که می خواهند بدست بیاورند.

سوم، ما نباید در مطالعه کتاب مقدس سعی کنیم به تنهایی آنرا تفسیر کنیم. این غرور است که ما فکر کنیم دسترنج دیگران که یک عمر در مطالعه کتاب مقدس گذرانیده اند، درک و اطلاعاتی به ما نمی دهد. بعضی از مردم، به اشتباه، به کتاب مقدس اینطور نگاه می کنند که می توانند تنها به روح القدس تکیه کرده تمام حقایق مخفی کلام را کشف کنند. مسیح، با دادن روح القدس، عطایای روح را هم به بدن مسیح داد. یکی از این عطایا عطای تعلیم است (افسسیان ۴ : ۱۱-۱۲، ۱ قرنتیان ۲۸:۱۲). این معلمها را خداوند داده تا به ما کمک کنند تا کلام خدا را درست بفهمیم و اطاعت کنیم. همیشه حکمت در این است که کلام خدا را با ایمانداران دیگر مطالعه کنیم، و به همدیگر کمک کنیم که حقایق کلام خدا را در زندگیهایمان بکار ببریم.

بنابراین، بطور خلاصه، راه درست مطالعه کلام چیست؟ اول، در دعا و فروتنی، باید برای درک کلام به روح القدس تکیه کنیم. دوم، باید همیشه کلام را در متن آن تفسیر کنیم و بدانیم که خود  کتاب مقدس خودش را توضیح می دهد. سوم، باید به زحمات مسیحیان دیگر چه در گذشته و چه حال که می خواسته اند کتاب مقدس را بطور صحیح مطالعه کنند، احترام بگذاریم. بیاد داشته باشید، خدا نویسنده کتاب مقدس است و او می خواهد ما آنرا درک کنیم.

.gotquestions.

آیا خوابهای ما از خدا هستند؟

 

 آیا خدا هنوز از طریق خواب صحبت می کند؟ در کلام خدا می بینیم که او بارها با مردم در خواب صحبت کرد. نمونه های آن کسانی هستند مثل یوسف، پسر یعقوب (پیدایش ۳۷: ۵-۱۰)، یوسف، شوهر مریم (متی ۲ : ۱۲-۱۴)، سلیمان (۱ پادشاهان ۳: ۵-۱۵)، و بعضی دیگر (دانیال ۲: ۱، ۷: ۱، متی ۲۷: ۱۹). همینطور نبوتی از یوئیل نبی هست (یوئیل ۲: ۲۸)، که پطرس رسول در اعمال رسولان ۲: ۱۷ به آن و به استفاده خدا از خواب اشاره می کند. پس جواب ساده به این سوال بله است، خدا می تواند از طریق خواب صحبت کند و او اینکار را انجام می دهد.

امروزه ما این حقیقت را به نوعی دیگر استفاده می کنیم. ما باید بیاد داشته باشیم که کتاب مقدس تمام شده و کامل است. کتاب مقدس آنچه را که ما از امروز و تا ابدالاباد نیاز داریم بدانیم به ما می گوید. معنی این حرف این نیست که خدا معجزه انجام نمی دهد و یا امروزه از طریق خواب صحبت با ما نمی کند، اما هر چه خدا می گوید، چه از طریق خواب، رویا، الهام، و یا «صدای آهسته»، با آنچه خدا در کلامش با ما در میان گذاشته است در هماهنگی می باشد. اقتدار خوابها را نمی توان بالاتر از اقتدار کلام خدا گذاشت.

اگر شما خوابی دیده اید و احساس می کنید که شاید خدا آنرا به شما داده است، با دعا کلام خدا را بررسی کنید و مطمئن شوید که خوابتان در توافق با کلام خداست. اگر چنین است، با دعا به آنچه خدا، در رابطه با دادن آن خواب، از شما خواسته است جواب مثبت دهید (یعقوب ۱: ۵). در کلام خدا، هروقت کسی خوابی از طرف خدا می دید، خدا خودش معنی آن خواب را چه مستقیما به خود شخص و یا از طریق یک فرشته و یا از طریق یک پیام آور (پیدایش ۴۰: ۵-۱۱، دانیال ۲: ۴۵، ۴: ۱۹) نشان می داد. وقتی خدا با ما صحبت می کند، مطمئن می شود که پیغامش بطور واضح درک شده است.
gotquestions

آیه قوت آیه قوت یکشنبه ۳۱ دسامبر ۲۰۱۷ برابر با ۱۰ دی ۱۳۹۶

دوم قرنتیان باب ۵ آیه ۱۷
دوم قرنتیان باب ۵ آیه ۱۷

دوم قرنتیان باب ۵ آیه ۱۷

۱۷↵ کسی‌که با مسیح متّحد است، حیاتی تازه دارد. هر آنچه کهنه بود درگذشت و اینک زندگی نو شروع شده است.

ترس خدا را داشتن یعنی چه؟

برای یک بی ایمان، ترس خدا ترسی است از قضاوت خدا و از مرگ ابدی که جدایی ابدی از خداست (لوقا ۱۲:۵، عبرانیان ۱۰: ۳۱). اما برای یک ایماندار، ترس خدا چیزی بسیار متفاوت است. ترس یک ایماندار از روی احترام به خداوند است. عبرانیان ۱۲: ۲۸-۲۹ توضیح خوبی از این مطلب است: «پس چون ملکوتی را که نمی توان جنبانید می یابیم شکر بجا بیاوریم تا بخشوع و تقوی خدا را عبادت پسندیده نماییم. زیرا خدای ما آتش فروبرنده است.» این احترام و هیبت دقیقا همان ترس خدا برای مسیحیان است. این عامل تشویق کننده ماست برای اینکه خود را همیشه تسلیم به خالق جهان نگه داریم. امثال ۱: ۷ می گوید «ترس یهوه آغاز علم است» تا وقتیکه ما ندانیم خدا کیست و ترسی از احترام در ما ایجاد نشود، نمی توانیم حکمت حقیقی را بدست آوریم. حکمت حقیقی فقط با شناخت حقیقی خدا بدست می آید و اینکه بدانیم او قدوس، عادل، و صالح است. تثنیه ۱۰: ۱۲، ۲۰-۲۱ می گوید «پس الان ای اسرائیل یهوه خدایت از تو چه می خواهد جز اینکه از یهوه خدایت بترسی و در همه طریقهایش سلوک نمایی و او را دوست بداری و یهوه خدای خود را بتمامی دل و بتمامی جان خود عبادت نمایی. از یهوه خدای خود بترس و او را عبادت نما و به او ملصق شو و بنام او قسم بخور. او فخر توست و او خدای توست که برای تو این اعمال عظیم و مهیبیکه چشمانت دیده بجا آورده است.» ترس خداوند اساس قدم زدن در راههای او، خدمت به او، و بله، محبت به اوست. بعضی ها ترس خدا را در ایمانداران را با احترام به او به یک معنی می گیرند. در حالیکه احترام قسمتی از ترس خداست، اما ترس خدا بیش از احترام است. ترس خدای کتاب مقدسی برای یک ایماندار شامل درک این مطلب است که خدا از گناه نفرت دارد و گناه را داوری و تنبیه می کند. عبرانیان ۱۲: ۵-۱۱ در مورد تربیت و تنبیه ایمانداران صحبت می کند. در حالیکه این تربیت در محبت انجام می شود (عبرانیان ۱۲: ۶)، اما هنوز چیزی ترسناک است. بدون شک، ترس از تنبیه والدین جلوی خیلی از کارهای بد فرزندان را می گیرد و این می تواند در رابطه ما با خدا هم صادق باشد. ما باید از تنبیه او بترسیم، و بنابراین طوری زندگی کنیم که او را خشنود نماییم. ایمانداران نباید از خدا وحشت داشته باشند. ما دلیلی برای وحشت از او نداریم. ما وعده او را داریم که هیچ چیز نمی تواند ما را از محبت او جدا سازد (رومیان ۸: ۳۸-۳۹). ما وعده او را داریم که او هیچ وقت ما را رها و ترک نمی کند (عبرانیان ۱۳: ۵). ترس خدا یعنی چنان احترامی به او داشته باشیم که روی نحوه زندگی ما اثر بگذارد. ترس خدا، احترام به او، اطاعت از او، قبول تربیت او و پرستش کردن اوست.
منبع: http://www.gotquestions.org

آیا چیزی به عنوان «زندگی پس از مرگ» وجود دارد؟

کتابمقدس می فرماید: «انسان که از زن زائیده می شود، قلیل الایّام و پر از زحمات است. مثل گل می روید و بریده می شود، و مثل سایه می گریزد و نمی ماند…. اگر مَرد بمیرد، بار دیگر زنده شود؟» (ایوب ۱:۱۴ – ۲ ، ۱۴). به مانند ایوب، این سؤال تقریباً ذهن همۀ ما را به خود مشغول کرده است . واقعاً پس از مرگ چه اتفاقی می افتد؟ آیا به همین سادگی از بین خواهیم رفت و دیگر وجود نخواهیم داشت؟ آیا پس از مَرگ به زمین خواهیم برگشت تا به اهداف شخصی عالی تری برسیم؟ آیا پس از مَرگ، همه به یک جا می روند و یا اینکه افراد مختلف به مکان های متفاوت منتقل خواهند شد؟ آیا واقعاً چیزی به نام بهشت و جهنم وجود دارد، و یا اینکه همۀ این ها توهّمات ذهنی هستند؟ کتابمقدس نه فقط حیات پس از مرگ را تأئید می کند، بلکه آن را جاودانی و بسیار پر جلال توصیف می نماید: «بلکه چنانکه مکتوب است: «چیزهائی را که چشمی ندید و گوشی نشنید و به خاطر انسانی خطور نکرد، یعنی آنچه خدا برای دوست داران خود مُهیّا کرده است» (اول قرنتیان ۹:۲). عیسی مسیح، خدای مُجَسّم، به این جهان خاکی آمد تا حیات جاودانی را همچون یک هدیه به انسان ببخشد. «و حال آنکه به سبب تقصیرهای ما مجروح و به سبب گناهان ما کوفته گردید، و تأدیب سلامتی ما بر وی آمد، و از زخمهای او ما شفا یافتیم» (اشعیا ۵:۵۳). عیسی مسیح، با فدا کردن جان خود، مجازاتی را که ما لایق آن بودیم بر خود گرفت. او پس از سه روز، با قیام روحانی و جسمانی خویش از قبر، پیروزی خود را بر مرگ ثابت نمود. پس از قیام از مردگان، عیسی مسیح مدت ۴۰ روز بر زمین ماند، و قبل از صعود به بهشت ابدی توسط هزاران نفر دیده شد. رومیان ۲۵:۴ می گوید: «که به سبب گناهان ما تسلیم گردید و به سبب عادل شدن ما برخیزانیده شد.» قیام مسیح از مرگ واقعه ای است که برای اثبات سَندیّت آن مدارک زیادی موجود می باشند. پولس رسول از افراد مختلف دعوت نمود تا با استفاده از شهود عینی، اعتبار این واقعه را مورد پرسش قرار دهند. ولی هیچکس نتوانست صِحّت قیام مسیح را ردّ کند. بر مبنای قیام مسیح، که اساس ایمان مسیحی است، ما نیز از مردگان خواهیم برخاست. برخی از مسیحیان اولیه به این حقیقت ایمان نداشتند. پولس آنها را بدینصورت نصیحت می کند: «لیکن اگر به مسیح وعظ می شود که از مُردگان برخاست، چونست که بعضی از شما می گویند که قیامت مُردگان نیست؟ اما اگر مُردگان را قیامت نیست، مسیح نیز برنخاسته است» (اول قرنتیان ۱۲:۱۵ ـ ۱۳). مسیح نوبر کسانی است که به جهت زندگی آینده خواهند برخاست. آدم، او که همۀ ما از نسل وی می باشیم، گناه کرد. گناه او مرگ جسمی را برای همۀ آدمیان به ارمغان آورد. اما همۀ آنانی که توسط ایمان به مسیح به فرزندخواندگی در خانوادۀ الهی خوانده شده اند، وارث زندگی جدید خواهند شد. (اول قرنتیان ۲۰:۱۵ـ۲۲) همچنانکه خدا بدن مسیح را از مُردگان برخیزانید، بدن های ما نیز به هنگام بازگشت مسیح از قبر خواهند برخاست. (اول قرنتیان ۱۴:۶) باید توجه داشت که اگر چه در نهایت همۀ ما برخیزانیده خواهیم شد، ولی همه به بهشت نخواهند رفت. آنچه تعئین می کند شما پس از مرگ به بهشت خواهید رفت و یا به جهنم، انتخابی است که حین حیات خود بر زمین اتخاذ می کنید. کتابمقدس می گوید: «و چنانکه مردم را یک بار مُردن و بعد از آن جزا یافتن مُقرّر است» (عبرانیان ۲۷:۹). آنانی که عادل کرده شده اند به آسمان خواهند رفت تا وارد حیات ابدی شوند. اما همۀ بی ایمانان، برای مجازات ابدی به جهنم فرستاده خواهند شد. (متی ۴۶:۲۵) جهنم نیز، مانند بهشت، یک توهّم و یا تجسم صِرف نیست؛ بلکه مکانی است واقعی. آنجا جائی است که اشخاص غیر عادل (بی ایمان) خشم و غضب ابدی خدا را تجربه خواهند کرد. در جهنم، گناهکاران متحمل شکنجۀ جسمی و عذاب روحی و روانی خواهند بود، و وجدانشان از خجالت، شرم، افسوس، و حقارت رنج خواهد برد. جهت توضیح ماهیّت جهنم، کتابمقدس از اسامی مختلفی استفاده می کند: هاویه که چاهی است بی انتها (لوقا ۳۱:۸ ؛ مکاشفه ۱:۹)، و دریاچۀ آتش که ساکنان آن شب و روز در آتش آن عذاب می کشند (مکاشفه ۱۰:۲۰). در جهنم گریه و فشار دندان خواهد بود. اینها نشانی است از رنجیدگی و غضب شدید (متی ۴۲:۱۳). آنجا جائی است که «… کِرم ایشان نمیرد و آتش خاموشی نیابد» (مرقس ۴۸:۹). نکتۀ مهم این است که هر چند خدا می فرماید: «من از مُردن مَرد شریر خوش نیستم. بلکه (خوش هستم) که شریر از طریق خود بازگشت نموده، زنده ماند» (حزقیال ۱۱:۳۳)، ولی، به زور، ما را مجبور نمی سازد او را اطاعت کنیم. اگر ما اختیار می کنیم که او را رد نمائیم، او آنچه را ما طلبیدیم به ما می دهد. و آن، چیزی نیست جز دوری ابدی از خدا. زندگی زمینی ما یک امتحان است؛ و در واقع تعئین کننده و تدارک بینندۀ آیندۀ ابدی ماست. برای ایمانداران، این آینده عبارت است از زندگی ابدی در حضور خدا. پس سؤال مهم این است: «من چگونه می توانم یک ایماندار محسوب شوم تا این حیات ابدی را دریافت کنم؟» در پاسخ باید گفت که فقط یک راه وجود دارد؛ و آن ایمان و اعتماد به عیسی مسیح، پسر خداست. عیسی فرمود: «… من قیامت و حیات هستم. هر که به من ایمان آورد، اگر مُرده باشد، زنده گردد. و هر که زنده بُوَد و به من ایمان آورد، تا به ابد نخواهد مُرد….» (یوحنا ۲۵:۱۱ـ۲۶). حیات ابدی، به عنوان یک هدیه، در دسترس همه می باشد. اما تنها کسانی قادر به دریافت آن هستند که خویشتن و امیال دنیوی خود را انکار کرده، و خود را همچون قربانی به خدا تسلیم کنند. «آنکه به پسر ایمان آورده باشد، حیات جاودانی دارد و آنکه به پسر ایمان نیاورد حیات را نخواهد دید، بلکه غضب خدا بر او می ماند.» (یوحنا ۳۶:۳). فرصت توبه به هیچکس پس از مَرگ داده نخواهد شد. فرصت ما پس از مَرگ، تنها برای رویاروئی با خداست. او ما را دعوت می کند تا امروز با محبت و ایمان بسوی او آئیم. اگر ما ایمان آوریم که مرگ عیسی مسیح جریمۀ طغیان گناه آلود ما را پرداخت نمود، نه فقط صاحب یک زندگی بامعنی و پربرکت بر روی زمین خواهیم شد، بلکه حیات جاودانی در حضور مسیح نیز برای ما تضمین می شود. اگر مایل هستید عیسی مسیح را به عنوان نجات دهندۀ خود بپذیرید، میتوانید از این نمونۀ دعا استفاده کنید. ولی این حقیقت را همیشه بیاد داشته باشید که گفتن و یا تکرار این دعا (و یا هر دعای دیگر) باعث نجات شما نمیشود. نجات واقعی تنها با اعتماد قلبی به عیسی مسیح که بر صلیب گناهان ما را آمرزید دریافت میشود. این دعا راه ساده ای است برای ابراز ایمان و قدردانی شما از خدائی که راه نجات را برای شما تدارک دید. «خداوندا، می دانم که به ضّد تو گناه کرده ام و مستحق مجازات می باشم. اما می دانم که عیسی مسیح، مجازاتی را که من شایستۀ آن بودم بر خود گرفت تا من بتوانم بوسیلۀ ایمان به او آمرزیده شوم. از گناه خود توبه میکنم و برای نجات فقط به تو اعتماد میکنم. تو را شکر می کنم که محض فیض عجیب خود گناهانم را بخشیده و به من حیات جاودانی داده ای. آمین.» منبع: http://www.gotquestions.org

آیا نجات جهانی/ یونیورسالیسِم کتاب مقدسی است؟

یونیورسالیسِم عقیده ایست که در آن همه نجات را دارند. امروزه خیلی از مردم هستند که به نجات جهانی اعتقاد دارند و قبول دارند که همه به بهشت خواهند رفت. احتمالا فکر اینکه مردها وزنان یک زندگی ابدی توام با شکنجه را در جهنم داشته باشند باعث می شود بعضی ها تعلیم کتاب مقدس را در اینباره رد کنند. برای بعضی ها زیاده روی در تمرکز بر محبت و ترحم خدا – و غفلت در مورد راستی و عدالت خداست – که باعث می شود آنها باور کنند خدا به همه موجودات رحم می کند. اما کلام خدا می گوید بعضی از مردم ابدیت را در جهنم خواهند گذرانید. اول از همه، در کتاب مقدس واضح است که کسانی که فدیه نشده اند تا ابد در جهنم بسر خواهند برد. کلمات خود عیسی تایید می کند که زمان در بهشت برای کسانی که فدیه شده اند به همان اندازه است که برای کسانی که فدیه نشده اند و در جهنم بسر خواهند برد. متی ۲۵: ۴۶ می گوید «و ایشان (بی ایمانان) در عذاب جاودانی خواهند رفت اما عادلان در حیات جاودانی» بر اساس این آیه، تنبیه کسانی که نجات را ندارند به همان اندازه ابدی است که زندگی عادلان. بعضی ایمان دارند که آنهایی که در جهنم هستند روزی نابود می شوند، اما خداوند خودش تاکید می کند که آنها ابدی می باشند. متی ۲۵: ۴۱ و مرقس ۹: ۴۴ جهنم را بصورت «آتش ابدی» و آتشی که خاموش نمی شود» توصیف می کنند. چطور یکنفر می تواند از این آتش خاموش نشدنی دوری کند؟ خیلی از مردم عقیده دارند که همه راهها – همه مذاهب و همه عقاید – به بهشت منتهی می شوند، یا فکر می کنند که خدا آنقدر پر از محبت و رحمت است که اجازه می دهد همه مردم به بهشت داخل شوند. خدا مطمئنا پر از رحمت و راستیست، این خصوصیات او باعث شد که پسرش، عیسی مسیح، را به زمین بفرستد تا بر روی صلیب جانش را برای ما بدهد. عیسی مسیح تنها دریست که به بهشت ابدی باز می شود. اعمال رسولان ۴: ۱۲ می گوید «در هیچکس غیر از او نجات نیست زیرا که اسمی دیگر زیر آسمان بمردم عطا نشده که بدان ما باید نجات یابیم».» زیرا خدا واحد است و در میان خدا و انسان یک متوسطی است یعنی انسانی که عیسی مسیح باشد» (۱ تیموتاوس ۲: ۵). در یوحنا ۱۴: ۶ عیسی می گوید «من راه و راستی و حیات هستم هیچکس نزد پدر جز بوسیله من نمی آید» یوحنا ۳: ۱۶، «زیرا خدا جهان را اینقدر محبت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هر که بر او ایمان آوَرَد هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد». اگر ما پسر خدا را رد کنیم، آنوقت شرایط دریافت نجات را نخواهیم داشت (یوحنا ۳: ۱۶، ۱۸، ۳۶). با آیاتی مثل اینها، واضح می شود که یونیوِرسالیسم و نجات همگانی عقیده ای کتاب مقدسی نیست. یونیوِرسالیسم در اصل اعتقاد مستقیما بر خلاف تعلیم کتاب مقدس است. در حالیکه خیلی از مردم مسیحیان را به انعطاف ناپذیری و انگشت نما بودن محکوم می کنند، باید بیاد داشته باشیم که اینها کلمات خود عیسی مسیح هستند. مسیحیان این عقاید را از خودشان در نیاورده یا بسط نداده اند، بلکه مسیحیان فقط آنچه خداوند گفته است تکرار می کنند. مردم انتخاب می کنند که پیغام را رد کنند، چون نمی خواهند با گناهانشان روبرو شوند و اعتراف کنند که برای نجات به خداوند احتیاج دارند. این گفته که کسانیکه تامین نجات خدا را از طریق پسرش رد می کنند هم نجات خواهند داشت، کوچک کردن قدوسیت و عدالت خداست و نیاز قربانی شدن مسیح بجای ما را رد می کند.
منبع: http://www.gotquestions.org

آیا تکلم به زبانها صحیح است یا خیر؟

در باره تکلم به زبانها کلام خدا به صراحت می گوید کسی را از صحبت کردن به زبانها منع نکنید. و در اول قرنتیان فصل ۱۴ کلام خدا فوائد زیاد تکلم به ربانها را نام می برد. مثلا می نویسد کسی که به زبانها صحبت می کند با خدا صحبت می کند و خود را بنا می کند و خدا را تمجید می کند و زبانها دعای با روح نامیده شده یعنی اینکه ما با روحمان خدا را می پرستیم ولی عقلمان برخوردار نمی شود و به این خاطر پولس رسول توصیه می کند که در کلیسا بیشتر به زبان عقل صحبت کنیم یعنی زبان قابل فهم و می فرماید من خودم در تنهایی بیشتر از همه شما قرنتیانیها به زبانها صحبت می کنم. تکلم به زبانها باعث بنای ایمان شخصی ما می شود و نوعی شکرگزاری و تمجید خداست به وسیله روحمان. مسلما» خیلی عالی خواهد شد که ترجمه زبانها را نیز از خداوند دریافت کنیم تا برای کلیسا نیز مفید باشیم و فقط در دعای شخصی از زبانها استفاده نکنیم بلکه در کلیسا نیز از آن بهره بجوییم.

البته باید بگویم که شیطان نیز از کار خدا تقلید می تواند بکند و زبانهای جعلی در پیروان خود بدهد. اما در کلام خدا صراحتا می فرماید اگر ما از خدا روح القدس را بخواهیم روح بد به ما نمی دهد و مسیح فرمود اگر شما که شریر هستید اگر فرزندان شما ماهی بخواهند مار به ایشان نمی دهید چگونه پدر آسمانی شما وقتی روح القدس را از او بخواهید آیا آن را نخواهد داد؟ پس کاملا مشخص است که وقتی یک ایماندار به مسیح از خدا روح القدس و عطایای او را می طلبد امکان ندارد روح بدی دریافت کند.

آتئیسم یعنی چه؟

اِیتیِسِم دیدی است که در آن خدا وجود ندارد. اِیتیِسِم چیز جدیدی نیست. مزمور ۱۴: ۱، که داوود آنرا در هزار سال قبل از میلاد نوشت به اِیتیِسِم اشاره می کند: «احمق در دل خود می گوید که خدایی نیست.» آمار اخیر نشان می دهد که تعداد بیشتری از مردم ادعا می کنند اِیتیِست یا بی خدا هستند. آیا اِیتیِسِم واقعا آنطور که اِیتیِستها می گویند ایده ای منطقی است؟ چرا اِیتیِسِم وجود دارد؟ چرا خدا بسادگی خودش را به مردم ظاهر نمی کند تا وجودش ثابت شود؟ قطعا اگر خدا فقط ظاهر شود، دیگر نباید فکری کرد، بلکه همه به او ایمان خواهند داشت. مشکل اینجاست که این خواست خدا نیست که فقط مردم را قانع کند که وجود دارد. علاقه خدا در این است که مردم به او با ایمان اعتقاد داشته باشند (۲ پطرس ۳: ۹) و هدیه نجات او را با ایمان دریافت کنند (یوحنا ۳: ۱۶). خدا بطور واضح وجود خود را بارها در عهد عتیق نشان داده است (پیدایش ۶-۹، خروج ۱۴: ۲۱-۲۲، ۱ پادشاهان ۱۸: ۱۹-۳۱). آیا مردم ایمان داشتند که خدا وجود دارد؟ بله. آیا آنها از اعمال شریرانه خود بازگشت کرده و از خدا اطاعت کردند؟ نه. اگر کسی حاضر نیست وجود خدا را با ایمان قبول کند، یقینا حاضر نیست عیسی مسیح را با ایمان بعنوان نجات دهنده خود قبول کند (افسسیان ۲: ۸-۹). علاقه خدا در این است که مردم مسیحی شوند نه اینکه فقط ایمان داشته باشند خدا وجود دارد. کتاب مقدس به ما می گوید که وجود خدا را باید با ایمان قبول کرد. عبرانیان ۱۱: ۶ می گوید، «لیکن بدون ایمان تحصیل رضامندی او محال است زیرا هر که تقرب بخدا جوید لازمست که ایمان آورد بر اینکه او هست و جویندگان خود را جزا می دهد.» کتاب مقدس به ما یادآوری می کند که ما برکت یافته هستیم وقتیکه با ایمان وجود خدا را باور کرده به او اعتماد می کنیم: «عیسی گفت ای توما بعد از دیدنم ایمان آوردی خوشا بحال آنانیکه ندیده ایمان آورند» (یوحنا ۲۰: ۲۹). وجود خدا باید بوسیله ایمان قبول شود، اما معنی آن این نیست که ایمان به خدا چیزی غیر منطقی است. با گفتن اینکه «خدا وجود ندارد» مثل این است که ادعا کنیم ما همه چیز را درباره همه چیزهایی که وجود دارد می دانیم و در همه جای دنیا و کهکشان بوده ایم و شاهد همه چیز بوده ایم. البته هیچکدام از اِیتیِستها این ادعا را نمی کنند. اما بهر حال معنی حرف آنها وقتیکه می گویند خدا وجود ندارد همین است. اِیتیِستها نمی توانند مثلا ثابت کنند که خدا در مرکز خورشید، و یا زیر ابرهای مریخ، یا در جای بسیار دوری از دسترسی نباشد. از آنجایی که این مکانها خارج از دسترس ما هستند، پس نمی توان ثابت کرد خدا وجود ندارد. برای هر دو باور کردن و باور نکردن وجود خدا ایمان لازم است . اِیتیِسِم را نمی توان ثابت کرد، و وجود خدا باید با ایمان قبول شود. واضح است که مسیحیان ایمانی قوی به وجود خدا دارند و اعتراف می کنند که قبول وجود خدا امری است با ایمان. اما در عین حال ما این عقیده را که ایمان به خدا امری غیر منطقی است رد می کنیم. ما باور داریم که وجود خدا می تواند به وضوح دیده شود، می تواند بسیار نزدیک احساس شود، و فلسفی و علمی هم هست. «آسمان جلال خدا را بیان می کند و فلک از عمل دستهایش خبر می دهد. روز سخن می راند تا روز و شب معرفت را اعلان می کند تا شب. سخن نیست و کلامی نی و آواز آنها شنیده نمی شود. قانون آنها در تمام جهان بیرون رفت و بیان آنها تا اقصای ربع مسکون»(مزمور ۱۹: ۱-۴). منبع: http://www.gotquestions.org

سه چیز که داشتنشان بسبار عالیست را بعنوان هدیه کریسمس به شما تقدیم میکنم.

با سنت هایی مرتبط با “کریسمس” در کشورهای مختلف جهان آشنا شوید

سه چیز که داشتنشان  بسیار عالیست را بعنوان هدیه کریسمس به شما تقدیم میکنم.

۱- هدفی کاملأ واضح و روشن برای زندگی: اشاره شده است که شما میبایست هدف روشنی برای زندگی داشته باشید. از دیدگاه منفی و به سادگی این هدف آن است که: گناه نکنید! هر چیزی که بی احترامی به خداوند تلقی می شود را انجام ندهید!

«ای فرزندان من، اینها را برای شما می نویسم تا گناه نکنید» اوّل یوحنا باب ۲ آیه ۱. » و از این جهت پسر خدا ظاهر شد تا اعمال ابلیس را باطل سازد. » اوّل یوحنا باب ۳ آیه ۸.

اگر از من بپرسید که آیا میشود اینها را از جنبه مثبتش بیان کنم، می گویم بلی. تمام اینها در اوّل یوحنا باب ۳ آیه ۲۳ خلاصه شده است. در واقع این آیه خلاصه ای بسیار عالی از رساله کامل یوحنا است. به کلمه مفردِ «حکم» (و این است حکم او که به اسم پسر او عیسی مسیح ایمان آوریم و یکدیگر را محبت نماییم، چنانکه به ما امر فرمود) دقّت کنید، این دو نکته بطور مستقیم با هم در ارتباط هستند، زیرا یوحنا آنها را یک حکم میخواند: به عیسی مسیح ایمان بیاورید و یکدیگر را محبت نمایید. این است هدف زندگی شما. این است خلاصه یک زندگی مسیحی. اعتماد به عیسی مسیح و محبت کردن به مردم چنانکه عیسی مسیح و شاگردانش به ما می آموزند. این اولین هدیه است. هدفی برای زندگی کردن.

۲- امید به آنکه تمام قصورات ما بخشوه خواهند شد: دومیّن دلیلی که عیسی مسیح آمده تا گناه ما را نابود کرده و گناهانمان را ببخشد این است که ما در غلبه کردن بر گناه رشد میکتیم، هنگامیکه امید بر این داریم که قصورات ما بخشوده خواهند شد، اگر باور نداشته باشیم که خدا قصورات ما را خواهد بخشید، در ابتدا مبارزه با گناه، تسلیم آن خواهیم شد.

بسیاری از شما در اندیشه تغییر کردن یا تغییر دادن الگوهایتان در سال نو هستید، چرا که در راههای گناه آلود گام بر داشته اید و بدنبال راه خلاصی هستید. شما در جستجوی الگوهای جدیدی برای غذا خوردن، تفریح کردن، هدیه دادن ، ارتباط بهتر با همسرتان، راوبط خانوادگی، و حتی ورزش و و خواب هستید. حتی الگوی جدیدی برای جرأت بیشتر در شهادت دادن لازم دارید.، ولی در کشمکش هستید، زیرا که نمیدانید که آیا فایده ای اینها فایده ای هم خواهند داشت؟ این، دوّمین هدیه کریسمس شما است: عیسی مسیح آمد تا نه تنها قدرت شیطان را نابود سازد، بلکه حامی ما در تجربیاتی که در مبارزه با آنها شکست می خوریم باشد.

پس از شما در خواست میکنم که بگذارید این حقیقت که شکست حرف آخر را نخواهد زد، به شما در این مبازره امید دهد. ولی هوشیار و آگاه باشید که اگر فیض خدا را به مجوزی تبدیل کنید و بگویید که «حتی اگر شکست هم بخورم اتفاقی برایم نمی افتد، پس چرا اصلاً مبارزه کنم» اگر این را بگویید و واقعاً به آن باور داشته باشید، و همان اعمال و گناهان را تکرار کنید، پس شما تولّد تازه نداشته و یقیناً لغزش خواهید خورد. ولی یقین دارم که اکثر شما میخواهید با عادتها و الگوهای گناه آلود خود مبارزه کنید و آنچه خداوند به شما میگوید این است که» به شما می نویسم تا گناه نکنید، و اگر کسی گناهی کند، شفیعی داریم نزد پدر، یعنی عیسی مسیح عادل»

۳- عیسی مسیح ما را کمک میکند: سومین دلیلی که این حقیقت مضاعف را ثابت میکند این است که عیسی مسیح آمد تا گناهان ما را برداشته و آنها را بیامرزد. عیسی مسیح در این مبارزه واقعاً ما را کمک خواهد کرد.او شما را واقعاً کمک خواهد کرد. او طرفدار و حامی شماست. او نیامد تا گناه را بخاطر تفریح و سرگرمی بودنش نابود سازد،  بلکه آمد تا گناه را بخاطر مهلک و مرگبار بودنش نابود سازد.  گناه عمل فریبنده و گمراه کننده شیطان است و اگر با آن مبازره نکنیم ما را قطعاً نا بود خواهد کرد. عیسی مسیح آمد تا به ما کمک کند تا در این راه آسیبی نبینیم.

این سومین هدیه کریسیمس شماست. عیسی مسیح کمک خواهد کرد تا بر گناه درونتان غلبه کنید. اولین یوحنا باب ۴ آیه ۴ می فرماید »  زیرا او که در شماست، بزرگتر است از آنکه در جهان است.» عیسی مسیح زنده است. عیسی مسیح قادر مطلق است. عیسی مسیح از طریق ایمان در ما زندگی میکند و طرفدار ماست نه بر علیه ما. او شما را در مبارزه با گناهانتان در سال جدید یاری و حمایت خواهد کرد. به او اعتماد کنید!

جان پایپر ( John Piper)

ترجمه: خدمت رشد روحانی

کارناوال چیست؟

کارناوال چیست
آیا کارناوال مراسم مسیحی است ؟
آیا مطابق کلام خدا است؟
آیا ما بعنوان ایماندار مسیحی میتوانیم در کارنوال شرکت کنیم یا بچه های خود را ببریم تا شرکت کنند؟
کلام خدا در این باره چه میگوید؟
کارنوال چیست؟
آیا می دانید که ریشه و مبدأ این مراسم از کجا و کی آغاز شد ؟
مراسم کارنوال ، سالهای بسیاری است که بصورت یک جشن ملی و کشوری در آمده است.
اما آیا این چیزها همه فقط یــک تفریح و یـا سرگرمی هستند؟
و یایک حقیقت تلخ وبازی شُوم ،در پشت آن نهفته است ؟..
اولین بار در قرن سیزده میلادی ( قرون وسطی ) کلیساهای کاتولیک زمانیکه در حیطه قدرت بود تصمیم گرفت تا مراسمی را برگزار کند و در آن از تمامی مردم بجهت تماشا دعوت شد .
نقالها ( بازگوکنندگان اشعار حماسی ) و شعبده بازهائی را برای این مراسم استخدام کردند ، تا با لباسهای مبدل و ماسک بتوانند اعمال گناه آلود انسانهای بی خدا را به معرض نمایش بگذارند .
هدف ایشان از ابتدا این بود که با اجرای این مراسم بتوانند تأثیر وحشت آوری از ثمرات زندگی گــناه آلــود را بــر زندگی مردم نشان دهند . و با این نمایش تفاوت میان قلمرو تاریکی ( مقر حکومت شیطان ) و قلمرو روشنائی ( ملکوت خداوند ) را نشان بدهند بطوریکه اخلاقیات خدا را به مردم نشان دهند و وسوسه ها و فریبهای شیطان را به مردم بیاموزند.
بطوریکه عده ای در نقش افراد بی خدا که تن به هر گناهی میدهند و اینکه در پشت سر همه اینها شیطان و ارواح تاریکی ایستاده اند و عده ای را بعنوان فرشتگان خدا و برگزیدگان خدا در نمایشهای خیابانی به تصویر میکشیدند.
اما چیزی نگذشت که این هدف اولیه بکنار رفته و از یاد رفت . و نمایش گناه آلود قلمرو شیطان ، نه تنها در دل مردم وحشت و ترس و توبه ایجاد نکرد , بلکه برعکس بسیار مورد استقبال قرار گرفت و جذاب جلوه نمود .
مردم نه تنها روش زندگی خود را عوض نکردند ، بلکه همه مجذوب این لذتها شدند ، و خوشحال بودند از اینکه می توانند در این روز به یکباره هرچه که دلشان می خواهد گناه بکنند .
و در واقع بعد از گذشت زمان به این باور رسیدن که ایشان آزاد هستند تا در این روز هر چه که می خواهند گناه بکنند .
بجای اینکه این مراسم برای مردم زنگ خطری باشد تا ایشان را از زندگی گناه آلود منع سازد ،کـم کـم این روش تبدیل به سنت و جشنی رایج در میان مردم شد ، که با گناه و کارهای خلاف اخلاق در قلمرو شیطان باعث جلال نام او شدند که به نوعی یک کج دهنی با اخلاقیات خدا بود .
با این توضیحات متوجه خواهید شد که چرا در این مراسم از چیزهای ترسناک ، شکلکهای زشت و وحشتناک ، جادوگرها ، شیطان ، عفریته ها و اجنه و موجودات دیگر که از سمبلهای قلمرو تاریکی است استفاده کرده و با تمایل و گرایش بسیار از طرف مردم در ایام کارنوال به نمایش گذاشته می شوند ؟!.
همچنین پی می بریم که چرا ایام کارنوال به ایام احمقها معروف است
و افراد شرکت کننده و تماشاگر در مراسم کارنوال به احمقها معروف هستند و قیافه خود را بشکل احمقها در می آورند.
کلام خدا در مزمور ۱۴ : ۱ می فرماید : احمق در دل خود می گوید خدائی نیست .
کتابمقدس افرادی را که فقط در راه خوشی و رضایت و ارضاء خواسته های خـود می باشند و خدا و قوانین او را عمداً نادیده گرفته و اصلاً به آن توجهی نمی کنند را بنام انسانهای احمق معرفی می کند .
موضوع مهم و خطرناکی که مورد بحث است اینست که ، در هفته کارنوال جوکها و شوخیها ، و کارهای احمقانه در زیر خطی قرار می گیرند که مستقیماً به کفرگوئی بخدا می انجامد .و هرکسی که در این مراسم شرکت می کند ، در واقع به خدا کفر می گوید .
آداب اخلاقی از کنترل خارج می شود و تماماً کارهای خلاف اخلاق و ضد خدا به نمایش گذاشته می شود و مسلماً این بازی تنها به ایام کارنوال ختم نمی شود ، بلکه شروعی است تازه برای زندگی با شیطان و ارواح شریر که متعاقباً نتایج بد و وخیمی را در زندگی شخص بهمراه خواهد داشت .
زمانیکه انسانها خود را در گناه خفه می کنند وگفتار و اعمال خداوند را که خالق تمام هستی می باشد را به مسخره می گیرند و عمداً به او بی احترامی می کنند ، به پایان زندگی خود با خدا می رسند ، زیرا که مراسم کارنوال فقط دست روی کارهای اخلاقی و غیر اخلاقی نگذاشته ، بلکه هدف مخرب قلمرو تاریکی این است که خـــداوند را به مسخره بگیرند و وجود و قدرت او را انکار کرده و با این کار اعلان کنند که داوری خداوند وجود نداشته و هر طوری که میخواهی زندگی کن چرا که در انتها همه به بهشت خواهند رفت چرا که جهنم وجود ندارد. و با این کار همه را تحت قلمرو شیطان در می آورند .
عموماً اشعاری که در این مراسم خوانده می شوند ، دلیل دیگری بر حماقت انسانها و اسارت آنها در دام شیطان می باشد ، زیرا که آنان بر این اعتقادند که هر گناهی را که می خواهی انجام بده و به هر قیمتی باید لذت برد و با این کار به بهشت خواهیم رفت ، چرا که ما انسانهای نیکو ئی هستیم .
در صورتیکه این درست بر خلاف حقیقت کتابمقدس است .
امیدوارم که این مقاله چشم شما عزیزان را باز کرده باشد و از شرکت در این مراسم پرهیز کرده و خود را به گناه آلوده نسازیم .
کلام خدا در مزمور ۱ : ۱۱ می فرماید : خوشابحال کسی که به مشورت با شریران نمی رود و راه گناهکاران را در پیش نمی گیرد و با کسانیکه خدا را مسخره می کنند همنشین نمی شود .
و در رومیان ۱۲ : ۲ می فرماید : همشکل این جهان نشوید ، بلکه بوسیله تجدید افکار ، وجود شما تغییر شکل یابد تا بتوانید اراده خدا را تشخیص داده و آنچه را که مفید و پسندیده و کامل است را بشناسید.