آتئیسم یعنی چه؟

اِیتیِسِم دیدی است که در آن خدا وجود ندارد. اِیتیِسِم چیز جدیدی نیست. مزمور ۱۴: ۱، که داوود آنرا در هزار سال قبل از میلاد نوشت به اِیتیِسِم اشاره می کند: «احمق در دل خود می گوید که خدایی نیست.» آمار اخیر نشان می دهد که تعداد بیشتری از مردم ادعا می کنند اِیتیِست یا بی خدا هستند. آیا اِیتیِسِم واقعا آنطور که اِیتیِستها می گویند ایده ای منطقی است؟ چرا اِیتیِسِم وجود دارد؟ چرا خدا بسادگی خودش را به مردم ظاهر نمی کند تا وجودش ثابت شود؟ قطعا اگر خدا فقط ظاهر شود، دیگر نباید فکری کرد، بلکه همه به او ایمان خواهند داشت. مشکل اینجاست که این خواست خدا نیست که فقط مردم را قانع کند که وجود دارد. علاقه خدا در این است که مردم به او با ایمان اعتقاد داشته باشند (۲ پطرس ۳: ۹) و هدیه نجات او را با ایمان دریافت کنند (یوحنا ۳: ۱۶). خدا بطور واضح وجود خود را بارها در عهد عتیق نشان داده است (پیدایش ۶-۹، خروج ۱۴: ۲۱-۲۲، ۱ پادشاهان ۱۸: ۱۹-۳۱). آیا مردم ایمان داشتند که خدا وجود دارد؟ بله. آیا آنها از اعمال شریرانه خود بازگشت کرده و از خدا اطاعت کردند؟ نه. اگر کسی حاضر نیست وجود خدا را با ایمان قبول کند، یقینا حاضر نیست عیسی مسیح را با ایمان بعنوان نجات دهنده خود قبول کند (افسسیان ۲: ۸-۹). علاقه خدا در این است که مردم مسیحی شوند نه اینکه فقط ایمان داشته باشند خدا وجود دارد. کتاب مقدس به ما می گوید که وجود خدا را باید با ایمان قبول کرد. عبرانیان ۱۱: ۶ می گوید، «لیکن بدون ایمان تحصیل رضامندی او محال است زیرا هر که تقرب بخدا جوید لازمست که ایمان آورد بر اینکه او هست و جویندگان خود را جزا می دهد.» کتاب مقدس به ما یادآوری می کند که ما برکت یافته هستیم وقتیکه با ایمان وجود خدا را باور کرده به او اعتماد می کنیم: «عیسی گفت ای توما بعد از دیدنم ایمان آوردی خوشا بحال آنانیکه ندیده ایمان آورند» (یوحنا ۲۰: ۲۹). وجود خدا باید بوسیله ایمان قبول شود، اما معنی آن این نیست که ایمان به خدا چیزی غیر منطقی است. با گفتن اینکه «خدا وجود ندارد» مثل این است که ادعا کنیم ما همه چیز را درباره همه چیزهایی که وجود دارد می دانیم و در همه جای دنیا و کهکشان بوده ایم و شاهد همه چیز بوده ایم. البته هیچکدام از اِیتیِستها این ادعا را نمی کنند. اما بهر حال معنی حرف آنها وقتیکه می گویند خدا وجود ندارد همین است. اِیتیِستها نمی توانند مثلا ثابت کنند که خدا در مرکز خورشید، و یا زیر ابرهای مریخ، یا در جای بسیار دوری از دسترسی نباشد. از آنجایی که این مکانها خارج از دسترس ما هستند، پس نمی توان ثابت کرد خدا وجود ندارد. برای هر دو باور کردن و باور نکردن وجود خدا ایمان لازم است . اِیتیِسِم را نمی توان ثابت کرد، و وجود خدا باید با ایمان قبول شود. واضح است که مسیحیان ایمانی قوی به وجود خدا دارند و اعتراف می کنند که قبول وجود خدا امری است با ایمان. اما در عین حال ما این عقیده را که ایمان به خدا امری غیر منطقی است رد می کنیم. ما باور داریم که وجود خدا می تواند به وضوح دیده شود، می تواند بسیار نزدیک احساس شود، و فلسفی و علمی هم هست. «آسمان جلال خدا را بیان می کند و فلک از عمل دستهایش خبر می دهد. روز سخن می راند تا روز و شب معرفت را اعلان می کند تا شب. سخن نیست و کلامی نی و آواز آنها شنیده نمی شود. قانون آنها در تمام جهان بیرون رفت و بیان آنها تا اقصای ربع مسکون»(مزمور ۱۹: ۱-۴). منبع: http://www.gotquestions.org

Advertisements

سه چیز که داشتنشان بسبار عالیست را بعنوان هدیه کریسمس به شما تقدیم میکنم.

با سنت هایی مرتبط با “کریسمس” در کشورهای مختلف جهان آشنا شوید

سه چیز که داشتنشان  بسیار عالیست را بعنوان هدیه کریسمس به شما تقدیم میکنم.

۱- هدفی کاملأ واضح و روشن برای زندگی: اشاره شده است که شما میبایست هدف روشنی برای زندگی داشته باشید. از دیدگاه منفی و به سادگی این هدف آن است که: گناه نکنید! هر چیزی که بی احترامی به خداوند تلقی می شود را انجام ندهید!

«ای فرزندان من، اینها را برای شما می نویسم تا گناه نکنید» اوّل یوحنا باب ۲ آیه ۱. » و از این جهت پسر خدا ظاهر شد تا اعمال ابلیس را باطل سازد. » اوّل یوحنا باب ۳ آیه ۸.

اگر از من بپرسید که آیا میشود اینها را از جنبه مثبتش بیان کنم، می گویم بلی. تمام اینها در اوّل یوحنا باب ۳ آیه ۲۳ خلاصه شده است. در واقع این آیه خلاصه ای بسیار عالی از رساله کامل یوحنا است. به کلمه مفردِ «حکم» (و این است حکم او که به اسم پسر او عیسی مسیح ایمان آوریم و یکدیگر را محبت نماییم، چنانکه به ما امر فرمود) دقّت کنید، این دو نکته بطور مستقیم با هم در ارتباط هستند، زیرا یوحنا آنها را یک حکم میخواند: به عیسی مسیح ایمان بیاورید و یکدیگر را محبت نمایید. این است هدف زندگی شما. این است خلاصه یک زندگی مسیحی. اعتماد به عیسی مسیح و محبت کردن به مردم چنانکه عیسی مسیح و شاگردانش به ما می آموزند. این اولین هدیه است. هدفی برای زندگی کردن.

۲- امید به آنکه تمام قصورات ما بخشوه خواهند شد: دومیّن دلیلی که عیسی مسیح آمده تا گناه ما را نابود کرده و گناهانمان را ببخشد این است که ما در غلبه کردن بر گناه رشد میکتیم، هنگامیکه امید بر این داریم که قصورات ما بخشوده خواهند شد، اگر باور نداشته باشیم که خدا قصورات ما را خواهد بخشید، در ابتدا مبارزه با گناه، تسلیم آن خواهیم شد.

بسیاری از شما در اندیشه تغییر کردن یا تغییر دادن الگوهایتان در سال نو هستید، چرا که در راههای گناه آلود گام بر داشته اید و بدنبال راه خلاصی هستید. شما در جستجوی الگوهای جدیدی برای غذا خوردن، تفریح کردن، هدیه دادن ، ارتباط بهتر با همسرتان، راوبط خانوادگی، و حتی ورزش و و خواب هستید. حتی الگوی جدیدی برای جرأت بیشتر در شهادت دادن لازم دارید.، ولی در کشمکش هستید، زیرا که نمیدانید که آیا فایده ای اینها فایده ای هم خواهند داشت؟ این، دوّمین هدیه کریسمس شما است: عیسی مسیح آمد تا نه تنها قدرت شیطان را نابود سازد، بلکه حامی ما در تجربیاتی که در مبارزه با آنها شکست می خوریم باشد.

پس از شما در خواست میکنم که بگذارید این حقیقت که شکست حرف آخر را نخواهد زد، به شما در این مبازره امید دهد. ولی هوشیار و آگاه باشید که اگر فیض خدا را به مجوزی تبدیل کنید و بگویید که «حتی اگر شکست هم بخورم اتفاقی برایم نمی افتد، پس چرا اصلاً مبارزه کنم» اگر این را بگویید و واقعاً به آن باور داشته باشید، و همان اعمال و گناهان را تکرار کنید، پس شما تولّد تازه نداشته و یقیناً لغزش خواهید خورد. ولی یقین دارم که اکثر شما میخواهید با عادتها و الگوهای گناه آلود خود مبارزه کنید و آنچه خداوند به شما میگوید این است که» به شما می نویسم تا گناه نکنید، و اگر کسی گناهی کند، شفیعی داریم نزد پدر، یعنی عیسی مسیح عادل»

۳- عیسی مسیح ما را کمک میکند: سومین دلیلی که این حقیقت مضاعف را ثابت میکند این است که عیسی مسیح آمد تا گناهان ما را برداشته و آنها را بیامرزد. عیسی مسیح در این مبارزه واقعاً ما را کمک خواهد کرد.او شما را واقعاً کمک خواهد کرد. او طرفدار و حامی شماست. او نیامد تا گناه را بخاطر تفریح و سرگرمی بودنش نابود سازد،  بلکه آمد تا گناه را بخاطر مهلک و مرگبار بودنش نابود سازد.  گناه عمل فریبنده و گمراه کننده شیطان است و اگر با آن مبازره نکنیم ما را قطعاً نا بود خواهد کرد. عیسی مسیح آمد تا به ما کمک کند تا در این راه آسیبی نبینیم.

این سومین هدیه کریسیمس شماست. عیسی مسیح کمک خواهد کرد تا بر گناه درونتان غلبه کنید. اولین یوحنا باب ۴ آیه ۴ می فرماید »  زیرا او که در شماست، بزرگتر است از آنکه در جهان است.» عیسی مسیح زنده است. عیسی مسیح قادر مطلق است. عیسی مسیح از طریق ایمان در ما زندگی میکند و طرفدار ماست نه بر علیه ما. او شما را در مبارزه با گناهانتان در سال جدید یاری و حمایت خواهد کرد. به او اعتماد کنید!

جان پایپر ( John Piper)

ترجمه: خدمت رشد روحانی

کارناوال چیست؟

کارناوال چیست
آیا کارناوال مراسم مسیحی است ؟
آیا مطابق کلام خدا است؟
آیا ما بعنوان ایماندار مسیحی میتوانیم در کارنوال شرکت کنیم یا بچه های خود را ببریم تا شرکت کنند؟
کلام خدا در این باره چه میگوید؟
کارنوال چیست؟
آیا می دانید که ریشه و مبدأ این مراسم از کجا و کی آغاز شد ؟
مراسم کارنوال ، سالهای بسیاری است که بصورت یک جشن ملی و کشوری در آمده است.
اما آیا این چیزها همه فقط یــک تفریح و یـا سرگرمی هستند؟
و یایک حقیقت تلخ وبازی شُوم ،در پشت آن نهفته است ؟..
اولین بار در قرن سیزده میلادی ( قرون وسطی ) کلیساهای کاتولیک زمانیکه در حیطه قدرت بود تصمیم گرفت تا مراسمی را برگزار کند و در آن از تمامی مردم بجهت تماشا دعوت شد .
نقالها ( بازگوکنندگان اشعار حماسی ) و شعبده بازهائی را برای این مراسم استخدام کردند ، تا با لباسهای مبدل و ماسک بتوانند اعمال گناه آلود انسانهای بی خدا را به معرض نمایش بگذارند .
هدف ایشان از ابتدا این بود که با اجرای این مراسم بتوانند تأثیر وحشت آوری از ثمرات زندگی گــناه آلــود را بــر زندگی مردم نشان دهند . و با این نمایش تفاوت میان قلمرو تاریکی ( مقر حکومت شیطان ) و قلمرو روشنائی ( ملکوت خداوند ) را نشان بدهند بطوریکه اخلاقیات خدا را به مردم نشان دهند و وسوسه ها و فریبهای شیطان را به مردم بیاموزند.
بطوریکه عده ای در نقش افراد بی خدا که تن به هر گناهی میدهند و اینکه در پشت سر همه اینها شیطان و ارواح تاریکی ایستاده اند و عده ای را بعنوان فرشتگان خدا و برگزیدگان خدا در نمایشهای خیابانی به تصویر میکشیدند.
اما چیزی نگذشت که این هدف اولیه بکنار رفته و از یاد رفت . و نمایش گناه آلود قلمرو شیطان ، نه تنها در دل مردم وحشت و ترس و توبه ایجاد نکرد , بلکه برعکس بسیار مورد استقبال قرار گرفت و جذاب جلوه نمود .
مردم نه تنها روش زندگی خود را عوض نکردند ، بلکه همه مجذوب این لذتها شدند ، و خوشحال بودند از اینکه می توانند در این روز به یکباره هرچه که دلشان می خواهد گناه بکنند .
و در واقع بعد از گذشت زمان به این باور رسیدن که ایشان آزاد هستند تا در این روز هر چه که می خواهند گناه بکنند .
بجای اینکه این مراسم برای مردم زنگ خطری باشد تا ایشان را از زندگی گناه آلود منع سازد ،کـم کـم این روش تبدیل به سنت و جشنی رایج در میان مردم شد ، که با گناه و کارهای خلاف اخلاق در قلمرو شیطان باعث جلال نام او شدند که به نوعی یک کج دهنی با اخلاقیات خدا بود .
با این توضیحات متوجه خواهید شد که چرا در این مراسم از چیزهای ترسناک ، شکلکهای زشت و وحشتناک ، جادوگرها ، شیطان ، عفریته ها و اجنه و موجودات دیگر که از سمبلهای قلمرو تاریکی است استفاده کرده و با تمایل و گرایش بسیار از طرف مردم در ایام کارنوال به نمایش گذاشته می شوند ؟!.
همچنین پی می بریم که چرا ایام کارنوال به ایام احمقها معروف است
و افراد شرکت کننده و تماشاگر در مراسم کارنوال به احمقها معروف هستند و قیافه خود را بشکل احمقها در می آورند.
کلام خدا در مزمور ۱۴ : ۱ می فرماید : احمق در دل خود می گوید خدائی نیست .
کتابمقدس افرادی را که فقط در راه خوشی و رضایت و ارضاء خواسته های خـود می باشند و خدا و قوانین او را عمداً نادیده گرفته و اصلاً به آن توجهی نمی کنند را بنام انسانهای احمق معرفی می کند .
موضوع مهم و خطرناکی که مورد بحث است اینست که ، در هفته کارنوال جوکها و شوخیها ، و کارهای احمقانه در زیر خطی قرار می گیرند که مستقیماً به کفرگوئی بخدا می انجامد .و هرکسی که در این مراسم شرکت می کند ، در واقع به خدا کفر می گوید .
آداب اخلاقی از کنترل خارج می شود و تماماً کارهای خلاف اخلاق و ضد خدا به نمایش گذاشته می شود و مسلماً این بازی تنها به ایام کارنوال ختم نمی شود ، بلکه شروعی است تازه برای زندگی با شیطان و ارواح شریر که متعاقباً نتایج بد و وخیمی را در زندگی شخص بهمراه خواهد داشت .
زمانیکه انسانها خود را در گناه خفه می کنند وگفتار و اعمال خداوند را که خالق تمام هستی می باشد را به مسخره می گیرند و عمداً به او بی احترامی می کنند ، به پایان زندگی خود با خدا می رسند ، زیرا که مراسم کارنوال فقط دست روی کارهای اخلاقی و غیر اخلاقی نگذاشته ، بلکه هدف مخرب قلمرو تاریکی این است که خـــداوند را به مسخره بگیرند و وجود و قدرت او را انکار کرده و با این کار اعلان کنند که داوری خداوند وجود نداشته و هر طوری که میخواهی زندگی کن چرا که در انتها همه به بهشت خواهند رفت چرا که جهنم وجود ندارد. و با این کار همه را تحت قلمرو شیطان در می آورند .
عموماً اشعاری که در این مراسم خوانده می شوند ، دلیل دیگری بر حماقت انسانها و اسارت آنها در دام شیطان می باشد ، زیرا که آنان بر این اعتقادند که هر گناهی را که می خواهی انجام بده و به هر قیمتی باید لذت برد و با این کار به بهشت خواهیم رفت ، چرا که ما انسانهای نیکو ئی هستیم .
در صورتیکه این درست بر خلاف حقیقت کتابمقدس است .
امیدوارم که این مقاله چشم شما عزیزان را باز کرده باشد و از شرکت در این مراسم پرهیز کرده و خود را به گناه آلوده نسازیم .
کلام خدا در مزمور ۱ : ۱۱ می فرماید : خوشابحال کسی که به مشورت با شریران نمی رود و راه گناهکاران را در پیش نمی گیرد و با کسانیکه خدا را مسخره می کنند همنشین نمی شود .
و در رومیان ۱۲ : ۲ می فرماید : همشکل این جهان نشوید ، بلکه بوسیله تجدید افکار ، وجود شما تغییر شکل یابد تا بتوانید اراده خدا را تشخیص داده و آنچه را که مفید و پسندیده و کامل است را بشناسید.

اسقف اعظم ارامنه تهران: با «بشارت مسیحیت» مخالفم!

اسقف اعظم ارامنه تهران: با «بشارت مسیحیت» مخالفم!
اسقف اعظم ارامنه تهران: با «بشارت مسیحیت» مخالفم!
خلیفه ارامنه می‎گوید با «ایده بشارت» موافق نیستم و همه ما باید هویت مذهبی‌، ملی‌ و قومی خود را حفظ کنیم !
سیبوه سرکیسیان، خلیفه ارامنه تهران در گفتگو با خبرگزاری «اِفِه اسپانیا» گفته مسیحیان در جمهوری اسلامی ایران در آزادی دینی و مذهبی قرار داشته و مورد اذیت و آزار نیستند.
او مدعی شده در ایران آزادی مذهبی وجود دارد و دولت، حقوق «همه مسیحیان» را به رسمیت می‌‌شناسد و پیروان مسیح اجازه دارند که مراسم مذهبی‌ و جشن‌های خود نظیر کریسمس را برگزار کنند.
سرکیسیان در همین مصاحبه گفته «مسیحیان اجازه دارند که مراسم مذهبی‌ و جشن‌های خود نظیر کریسمس را برگزار کنند اما بر اساس قوانین ایران ترویج دینی (فعالیت تبشیری یا بشارت) ممنوع است.
خلیفه ارامنه توضیح داده که با «ایده بشارت» موافق نیستم و همه ما باید هویت مذهبی‌، ملی‌ و قومی خود را حفظ کنند.
در اظهارات این مقام مسوول، چند تناقض عمده وجود دارد.
*نخست آنکه «بشارت» یک ایده نیست بلکه امر است، بشارت دادن یک توصیه یا یک کار اختیاری نیست بلکه فرمان مسیح است : «بروید»، بهر حال، به ما فرمان داده شده است که به انجیل بشارت بدهیم و هیچ عذری برای انجام ندادن آن نداریم.(متی ۲۸ : ۱۹-۲۰، اعمال رسولان ۱ : ۸، ۱ پطرس ۳ : ۱۵)
و مطابق کلام خدا (قرنتیان اول فصل نه آیه ۱۶): «هرگاه بشارت دهم، مرا فخر نیست چون‌که مرا ضرورت افتاده است، بلکه وای بر من اگر بشارت ندهم». در کتاب مقدس بارها و بارها در مورد «بشارت» توضیح داده شده و تکلیف آن مشخص است.
*دوم آنکه، همانگونه که او به خود حق داده یا ترجیح داده که با «بشارت مسیحیت» موافق نباشد، ایمانداران مسیحی ایران هم حق دارند که بر اساس کلام خدا به امر بشارت اقدام نمایند چون در کلام خدا «بشارت» وظیفه است، اگر به فرض “سرکیسیان” چنین نباشد، ایشان باید بر اساس کلام خداوند اظهار نظر کند که چرا با بشارت موافق نیست ؟!
*سوم آنکه “سرکیسیان” مدعی است در ایران حقوق «همه مسیحیان» به رسمیت شناخته می‏شود، میلیون‎ها نفر از شهروندان مسیحی در دنیا امر بشارت را از ارکان مهم و وظیفه ایمانی خود می‎دانند، پس چطور در این خصوص ادعا می‎شود در ایران آزادی مذهبی هست، اما رساندن مژده نجات ممنوع است!
*چهارم آنکه خلیفه ارامنه می‎گوید «همه ما باید هویت مذهبی‌، ملی‌ و قومی خود را حفظ کنند» پس چطور اگر یک غیرمسلمان از هر دینی چه ارمنی و یا آشوری و بهایی در ایران، به اسلام ایمان آورد آن را در بوق و کرنا می‎کنند و پیروزی بر کفر می‎دانند؟ چرا ایشان آنجا سکوت می‎کند و موعظه نمی‎کند که فرد یا افراد تغییر دین ندهند و اسلام نیاورند و بر هویت خود بمانند ؟!
نکته اینجاست که به اندازه عمر انقلاب اسلامی، استقلال از مجمع فکری خلیفه‎گری ارامنه گرفته شده است. اینکه به خاطر این بده بستان با حکومت، آیا چیزی گیر خلیفه‎گری آمده یا نه، هرگز قابل قضاوت نیست، اما آنچه سیبوه سرکیسیان و اطرافیان او که شامل بعضی نمایندگان ارمنی مجلس هم می‌‏شود از کف داده اند، “هویت” مستقل آنان است که قابل درک می باشد، وقتی امنیتی‎ها برای وفاداران به انقلاب اسلامی به دلیل تضادهای فکری چنان حصر و بایکوت را پیاده می‎کنند، اگر یکی از رهبران اقلیت دینی بخواهد خلاف نظر آنها امری را پیاده کند، یحتمل استخوان‎اش را می‏شکنند.
شاید هم تصور بر این باشد که در شرایطی که استبداد مطلقه ولی فقیه بر سر شهروندان ایران خواه مسلمان و غیرمسلمان، از زن و مرد تا پیر و جوان سایه افکنده، دستکم رهبران ارامنه به نفع جامعه اقلیت خود بابت از دست دادن استقلال و اختیارات می خواهند به نفع شهروندان ارمنی امتیازاتی بگیرند.
حتی اگر قرار به معامله هویت باشد، چه معامله‏‌ای است که فقط نظام دست بگیر دارد؟ اگر در این میان چیزی ستانده می‏ شود کجا می‏رود؟ چرا همچنان با این همه «بله قربانگویی» و «تعظیم و خشوع» یک معاون وزیر یا یک مدیر کل ارمنی و یا آشوری  نیست ؟ اگر چه وضعیت نوکیشان مسیحی که جای خود دارد. آیا خلیفه‎گری نمی‌‏بیند که نظام اعتمادی به آنها ندارد؟
اما در خاتمه باید به آقای سرکیسیان خلیفه محترم ارامنه چند باب از آیه کتاب مقدس را یادآوری کرد.  “می دانید چرا باید ما بشارت بدهیم؟”
۱. چون دستور خداست.
در متی ۲۸: ۱۹عیسی مسیح، خواهش و التماس نکرد بلکه دستور داد تا این مأموریت بزرگ را صد در صد انجام دهیم ” پس‌ رفته‌، همه‌ امّت‌هـا را شاگـرد سازیـد و ایشـان‌ را بـه‌ اسمِ اب‌ و ابن‌ و روح‌القدس‌ تعمید دهید ”
۲. چون فریادی از عمق جهنم به گوش ما می رسد.
افرادی که بدون ایمان به عیسی مسیح و آمرزش گناهان جان سپردند، از ته جهنم فریاد بر می آورند که به داد بستگانشان برسیم.
این وظیفه ما است. عیسی مسیح کارش را تمام کرد و حال نوبت ماست تا این پیغام نجات بخش را به دیگران برسانیم.
۳. چون احتیاج و نیاز مردم دور اطراف ما می باشد.
اعمال رسولان ۱۶: ۹ ” شبی‌ پولُس‌ را رؤیایی‌ رخ‌ نمود که‌ شخصی‌ از اهل‌ مکادونیه‌ ایستاده‌، بدو التماس‌ نموده‌ گفت‌: «به‌ مکادونیه‌ آمده‌، ما را امداد فرما ” در واقع اشتیاق مردم شناخت حقیقت است.
۴. و آخرین نکته محبت و رحم ما نسبت به مردم است که ما را وادار می کند تا حتما بشارت بدهیم.
دوم قرنتیان ۵: ۱۴ ” زیرا محبّت‌ مسیح‌ ما را فرو گرفته‌ است‌، چونکه‌ این‌ را دریافتیم‌ که‌ یک‌ نفر برای‌ همه‌ مرد پس‌ همه‌ مردند. و برای‌ همه‌ مرد تا آنانی‌ که‌ زنده‌اند، از این‌ به‌ بعد برای‌ خویشتن‌ زیست‌ نکنند بلکه‌ برای‌ او که‌ برای‌ ایشان‌ مرد و برخاست “‌ و همچنین در
در امثال سلیمان۱۱: ۳۰ چنین می خوانیم “… کسی که‌ جانها را صید کند حکیم‌ است‌”

تشکر از «انجام وظیفه»؛ عمق تبعیض علیه ارامنه در ایران

تشکر از «انجام وظیفه»؛ عمق تبعیض علیه ارامنه در ایران
تشکر از «انجام وظیفه»؛ عمق تبعیض علیه ارامنه در ایران
باید از نمایندگان ارامنه در مجلس پرسید شهادت در راه وطن «پر شکوه» است یا دیدار حسن روحانی با آنها؟ آیا به واقع چنین دیداری مایه موباهات جامعه ارمنی شد؟
 پس از آنکه حسن روحانی رییس جمهور ایران در پیامی ایام کریسمس و میلاد عیسی مسیح را به مسیحیان ایران تبریک گفت و به دیدار یکی از خانواده‎های ارمنی شهدای جنگ ایران و عراق رفت، کارن خانلری و ژرژیک آبرامیان نمایندگان ارمنیان ایران در مجلس شورای اسلامی در نامه‎ای به او به خاطر این مسائل «تشکر و قدردانی» کردند.
در این نامه که ادبیات آن شبیه نامه‎های مدیحه‎گویانه‎ی دربار قاجار است آمده:
“حضور پر شکوه حضرت‎عالی در میان خانواده‎های شهدای ارامنه به مناسبت عید میلاد فرخنده عیسی مسیح، موجب موباهات جامعه ارمنیان ایران شد.
اینجانبان به عنوان نمایندگان جامعه ارمنیان ایران مراتب تشکر و قدردانی خود را از این اقدام وحدت آفرین و خداپسندانه ابراز داشته و از خداوند منان آرزوی تندرستی و توفیق جناب‌عالی در سال جدید میلادی را خواستاریم.”
باید از این دو نماینده ارمنی پرسید شهادت آن جوان در راه وطن و صبر وبردباری خانواده او «پر شکوه» است یا دیدار حسن روحانی با آنها؟ آیا به واقع چنین دیداری موباهات جامعه ارمنی شد؟
چرا خانلری فراموش کرده که همین دو هفته پیش در مصاحبه با روزنامه قانون اعلام کرد که دولت نسبت به ارامنه با تبعیض برخورد می‎کند؟ مگر فراموش کرد که گفته بسیاری از هموطنان ارامنه به خاطر مشکلات معیشتی و اقتصادی بیکارند یا مجبور به ترک ایران شده‎اند؟
پیام تشکر این دو نماینده ارمنی برای حسن روحانی در شرایطی که او و دولت‎اش حتی درصدی به فکر تامین حقوق اقلیت‎ها نیستند، بیش از آنکه نشان دهنده احترام و حُسن نیست متقابل باشد، در «بله قربانگویی» و «مدیحه سرایی» خلاصه می‎شود.
آیا علنی کردن این نامه واجب‎تر از آن است که نامه‎های اعتراضی به دولتمردان برای بازگوی مشکلات و تشویش خاطر جامعه ارمنی کشور علنی شود؟ آیا اصلن چنین نامه‎هایی وجود دارد؟ اگر هست چرا علنی نمی‏شود؟ و اگر هست گویای عمق مشکلات است و این همه تعریف و تمجید از جمهوری اسلامی و «برج بلند دموکراسی» خواندن آن چیست؟

پناهندگی در کلیسا؛ تخطی از قوانین آلمان

پناهندگی در کلیسا؛ تخطی از قوانین آلمان
پناهندگی در کلیسا؛ تخطی از قوانین آلمان
سازمانهای مسیحی، هرچه بیشتر متقاضایان پناهندگی در معرض خطر اخراج را، زیر نام “پناهندگی در کلیسا” می پذیرند. در این اواخر شمار این‌گونه پناهجویان افزایش یافته و وزیر داخله آلمان خواستار گفتگو در این مورد شده است.
 در دهه ۱۹۹۰، به ویژه از زمان تشدید قانون پناهندگی در سال ۱۹۹۳، میزان “پناهندگی در کلیسا” در آلمان افزایش مشابهی داشته است.
به نوشته دویچه وله آلمان، پناه جستن در کلیسا حتی در قرن چهارم میلادی وجود داشته است، اما با ایجاد نظام ها و دولت های مبتنی بر قانون، این گونه پناهندگی اهمیت خود را از دست داده و در قرن های ۱۸ و ۱۹ میلادی در بسیاری از کشورها از بین رفت و قوانین جدیدی که در کلیساها در سال ۱۹۸۳ صادر گردیدند، “پناهندگی در کلیسا” دیگر به گونه رسمی وجود ندارد.
امروزه در جمهوری آلمان فدرال، هرکسی که یک فرد را در کلیسا پناه بدهد، از قوانین معتبر تخطی می‌کند. مقامات می‌توانند به طور قانونی پناهندگان را از کلیساها بیرون کنند. با این وجود کلیساها در آلمان به “پناهندگی در کلیسا” به عنوان “کمک در راه برقراری صلح و حفظ ارزش‌های اساسی جامعه” اشاره می‌کنند.
اسقف های کاتولیک، در اعلامیه ای که در آگست ۲۰۱۵ منتشر کردند، “پناهندگی در کلیسا” را آخرین امکان عنوان کرده و هشدار دادند که در رابطه با این “امکان ارزشمند” باید دقت و توجه زیاد صورت گیرد. “پناه دادن در کلیسا” در این سند، “یک شکل نافرمانی مدنی و عاری از خشونت” خوانده شده بود.
اداره فدرال آلمان در امور مهاجرت و پناهندگی در سال ۲۰۱۵ در مورد یک شکل جدید همکاری در قبال “پناهندگی در کلیسا” با کلیساها موفقت کرد.
به اساس این توافق نمایندگان کلیساها باید امکان آن را داشته باشند که در موارد انفرادی دوسیه پناهجو را بار دیگر از سوی اداره فدرال مورد بررسی قرار بدهند، و بهتر خواهد بود که این کار قبل از آن صورت بگیرد که یک فرد به عنوان پناهنده در کلیسا پذیرفته شود.
وزیر داخله آلمان خواستار گفتگو است
توماس دیمیزیر وزیر داخله آلمان فدرال موضوع “پناهندگی در کلیسا” را قابل بحث می‌داند. او در مصاحبه با “فونکه” گفته است که میزان اینگونه پناهندگی “بیشتر از حد انتظار” بالا رفته است. دیمیزیر گفته است که اداره های فدرال و ایالتی باید در این رابطه با کلیسا‌ها صحبت کنند.
دیمزیر تأکید کرده است که این یک موضوع حساس است. او افزوده است: «کلیسا می تواند مهربان باشد، اما دولت باید مبتنی بر عدالت باشد.»
دیمیزیر یاد آور شده است که کلیسا ها باید مطابق با توافقات، در رابطه با هر مورد مراجع مسئول دولتی را مطلع سازند. او انتقاد کرده است که این توافق متأسفانه دیگر عملی نمی‌گردد. به گفته وی کلیسا ها بر مسئولیت انسان‌دوستانه خود اتکاء می کنند، در حالی‌که در بررسی های دولتی نیز جنبه های بشردوستانه مد نظر گرفته می‌شوند.

آیه قوت آیه قوت شنبه ۳۰ دسامبر ۲۰۱۷ برابر با ۹ دی ۱۳۹۶

مزامیر باب ۱۱۹ آیه ۱۱۴
مزامیر باب ۱۱۹ آیه ۱۱۴

مزامیر باب ۱۱۹ آیه ۱۱۴

تو پناهگاه و پشتیبان من هستی، به وعده‌های تو امیدوارم.