آیه قوت دوشنبه ۴ ژوئن ۲۰۱۸

افسسیان باب ۴ آیه ۲۹
افسسیان باب ۴ آیه ۲۹

افسسیان باب ۴ آیه ۲۹

یک کلمهٔ زشت از دهانتان خارج نشود بلکه گفتار شما به موقع، خوب و سودمند باشد تا در نتیجهٔ آن به شنوندگان فیضی برسد.

کانون کتاب مقدس چیست؟

کانون کتاب مقدس چیست؟
کانون کتاب مقدس چیست؟
واژه «کانون» به قاعده ای اشاره می کند که بوسیله آن مشخص می شود که آیا یک کتاب مطابق با استاندارد است یا نه و کانون کتاب مقدس به سری کتاب های معتبر کتاب مقدس می گویند. مهم است توجه کنیم که نوشته های کتاب مقدس در لحظه ای که نوشته می شدند، معتبر بودند. نوشته های کتاب مقدس آن هنگام که قلم، کاغذ را لمس می کرد، جزء کتاب مقدس محسوب می شدند. این مطلب خیلی مهم است زیرا مسیحیت با تعریف خدا یا عیسی مسیح یا نجات آغاز نمی شود. مبنای مسیحیت در قدرت کتاب مقدس یافت می شود. اگر ما نتوانیم متون مقدس را شناسایی کنیم، پس احتمالاً نمی توانیم هر حقیقت الهی را از نادرست تشخیص دهیم.

چه معیار یا سنجشی برای تعیین کتاب های کتاب مقدس استفاده شد؟ آیه کلیدی برای درک این پروسه و منظور، یهودا آیه ۳ است که می گوید که ایمان مسیحی » یکبار برای همیشه به مقدسین عطا شده است». از آنجاییکه ایمانمان بواسطه کتاب مقدس تعریف می شود، یهودا در اصل می گوید که کتاب مقدس یک بار برای منفعت تمام مسیحیان داده شد. آیا این شگفت انگیز نیست که بدانید که هیچ نوشته مخفی یا گمشده ای وجود ندارد که پیدا شود، هیچ کتب اسرارآمیزی وجود ندارد که تنها برای عده خاصی آشنا باشد، و هیچ انسان زنده ای وجود ندارد که مکاشفه خاصی داشته باشد و نیازمند آن باشد تا ما به کوه هیمالیا صعود کنیم تا ما را روشن ساخته از گمراهی نجات دهد؟ ما می توانیم مطمئن باشیم که خدا ما را بدون شاهد نگذاشته است. همان قدرت ما فوق طبیعه که خدا برای تولید کلامش بکار گرفت، برای نگهداری از آن نیز بکار گرفت.

مزامیر فصل ۱۱۹ آیه ۱۶۰ بیان می کند که کلام خدا حقیقت است. با این پیش فرض می توانیم نوشته های غیر معتبر خارج از کتاب مقدس را مقایسه و آزمایش کنیم تا ببینیم که آیا حقیقت دارند یا نه . به عنوان مثال، کتاب مقدس ادعا می کند که عیسی مسیح، خداست (اشعیا فصل ۹ آیه های ۶ تا ۷؛ متی فصل ۱ آیه های ۲۲ تا ۲۳؛ یوحنا فصل ۱ آیه های ۱۴،۲،۱؛ یوحنا فصل ۲۰ آیه ۲۸؛ اعمال فصل ۱۶ آیه های ۳۱،۳۴؛ فیلیپیان فصل ۲ آیه های ۵ تا ۶؛ کولسیان فصل ۲ آیه ۹؛ تیتوس فصل ۲ آیه ۱۳؛ عبرانیان فصل ۱ آیه ۸؛ دوم پطرس فصل ۱ آیه ۱). با این حال بسیاری از متون غیر کتاب مقدسی که ادعای کتاب مقدسی بودن دارند می گویند که عیسی خدا نیست. وقتی تناقضات واضحی وجود دارند، کتاب مقدس اصلی می باید مورد اعتماد قرار گیرد و دیگر نوشته ها در خارج از دایره کتاب مقدس گذاشته شود.

در قرون اولیه کلیسا، گاهی اوقات مسیحیان به خاطر در اختیار داشتن رونوشتهای کتاب مقدس کشته می شدند. به خاطر این آزار و اذیت ها، این پرسش بلافاصله مطرح شد که «کدام کتاب ها ارزش مردن را دارند؟» برخی از کتابها ممکن است سخنان عیسی را دربر داشته باشند، اما آیا آنگونه که در دوم تیموتائوس فصل ۳ آیه ۱۶ بیان می شود، از طرف خدا الهام شده بودند؟ شوراهای کلیسا نقشی را در به رسمیت شناختن عمومی کانون کتاب مقدس (کتاب های معتبر کتاب مقدس)ایفا کردند، اما اغلب، یک کلیسای واحد یا گروهی از کلیساها کتابی را بر اساس نوشته اش الهام شده از طرف خدا تشخیص دادند (کولسیان فصل ۴ آیه ۱۶، اول تسالونیکیان فصل ۵ آیه ۲۷). در سرتاسر قرون اولیه کلیسا، کتابهای اندکی مورد بحث و جدل قرار گرفت و فهرست کانون کتاب مقدس در سال ۳۰۳ میلادی مشخص شد.

در موضوع عهد قدیم، سه واقعیت مهم مورد توجه قرار گرفت: ۱) عهد جدید از تمام مطالب عهد قدیم به جز دو مورد، یا نقل قول می کند و یا اشاره ضمنی می کند ۲) عیسی مسیح در متی فصل ۲۳ آیه ۳۵ عملا کانون عبری ( کتاب های معتبر یهودیان ) را زمانی تصدیق می کند که یکی از اولین روایات و آخرین روایات کتاب مقدس را ذکر می کند. ۳) یهودیان در نگهداری متون مقدس بسیار دقیق و با وسواس بودند و بحث و جدل های اندکی بر سر اعتبار یا عدم اعتبار متون مقدس داشتند. آپوکریفای کاتولیک روم مطابق با کانون نبوده و خارج از تعریف کتاب مقدس قرار داشته و هرگز توسط یهودیان مورد قبول واقع نشده است

بیشتر پرسشها درباره اینکه کدام کتاب متعلق به کتاب مقدس است مربوط به زمان عیسی مسیح به بعد می شود. کلیسای اولیه معیارهای خیلی خاصی داشته که چه کتابهایی جزء عهد جدید محسوب شوند. این معیارها شامل این موارد بودند: آیا کتاب توسط کسی نوشته شده که شاهد عینی عیسی مسیح بوده؟ آیا آن کتاب «آزمون راستی» را گذرانده است (به عبارت دیگر، آیا با دیگر کتاب ها مورد توافق و هم رای است؟). کتاب های عهد جدید که مورد پذیرش قرار گرفتند در برابر آزمون زمانه تاب آوردند و مسیحیان راست آیین (ارتدکس) این کتب را با چالشهای کوچکی، برای قرنها پذیرفته است.

اطمینان در پذیرش این کتاب ها به مسیحیان قرن اول باز می گردد که شهادت های دست اول را به عنوان سندی برای گفته هایشان ارائه میدادند. از این گذشته، موضوع آخرالزمانی کتاب مکاشفه و ممنوعیت افزودن کلام به کتاب در مکاشفه فصل ۲۲ آیه ۱۸، به طور جدی می گوید که کانون کتاب مقدس در زمان نگارش آن ( آخرین آیه کتاب مکاشفه در سال ۹۵ میلادی) بسته شد.

یک نکته الهیاتی مهمی وجود دارد که نباید فراموش شود. خدا کلامش را برای چندین هزار سال به یک منظور اصلی بکار گرفته است — که خودش را آشکار کند و با بشریت رابطه برقرار کند. در نهایت، شوراهای کلیسا تصمیم نگرفتند که آیا کتابی جزء کتاب مقدس بوده یا خیر؛ بلکه این تصمیم هنگامی گرفته شد که نویسنده انسانی آن توسط خدا انتخاب شد تا آن را بنویسد. به منظور دستیابی به نتیجه پایانی، یعنی محافظت از کلام خویش در طول قرون، خدا شوراهای کلیسای اولیه را در به رسمیت شناختن کانون کتاب مقدس هدایت کرد.

دانستن موضوعاتی مانند ذات حقیقی خدا، منشأ هستی و زندگانی، هدف و معنای زندگی، عجایب نجات و رویدادهای آینده (شامل سرنوشت بشر) ماورای گنجایش علمی و مشاهداتی طبیعی بشریت هستند. کتاب مقدسی که به ما رسانده شده است برای قرنها توسط مسیحیان ارزش گذاری و به کار گرفته شده و برای دانستن هر آنچه در مورد مسیح لازم داریم کافی است (یوحنا فصل ۵ آیه ۱۸؛ اعمال رسولان فصل ۱۸ آیه ۲۸؛ غلاطیان فصل ۳ آیه ۲۲؛ دوم تیموتائوس فصل ۳ آیه ۱۵). کتاب مقدس ما را تعلیم دهد، اصلاح کند و ما را به سمت پارسایی و زندگی خداپسندانه هدایت می کند (دوم تیموتائوس فصل ۳ آیه ۱۶).

منبع: http://www.gotquestions.org

چرا خدا به ما چهار انجیل داد؟

چرا خدا به ما چهار انجیل داد؟
چرا خدا به ما چهار انجیل داد؟
 در اینجا چند دلیل برای اینکه چرا خدا به جای یک انجیل، چهار انجیل داده مطرح شده است:

۱) برای اینکه تصویر کاملتری از مسیح ارائه دهد. در حالیکه تمام کتاب مقدس الهام خداست (دوم تیموتائوس فصل ۳ آیه ۱۶)، اما خدا از نویسندگان بشری با پیش زمینه ها و شخصیتهای متفاوت استفاده کرده تا مقاصدش را از طریق نوشته هایشان محقق کند. هر یک از نویسندگان انجیل ها در پسِ انجیل خود هدف متفاوتی را داشته اند و در اجرای مقاصد خود، هریک بر جنبه های متفاوتی از شخصیت و خدمت عیسی مسیح تاکید کردند.

متی برای مخاطبان عبرانی می نوشت و یکی از اهدافش این بود که با استفاده از شجره نامه عیسی و تحقق پیشگویی های عهد قدیم نشان دهد که او همان مسیحی بود که از زمان های دور در انتظارش بودند و از اینرو می بایست به او ایمان داشت. تاکید متی این است که عیسی، «پادشاه موعود»، و «پسر داود» است که تا ابد بر تخت سلطنت اسراییل خواهد نشست (متی فصل ۹ آیه ۲۷؛ فصل ۲۱ آیه ۹).

مرقس، پسرعموی برنابا (کولسیان فصل ۴ آیه ۱۰)، شاهد عینی رویدادهای زندگی عیسی و همچنین دوست پطرس رسول بود. مرقس برای مخاطبان غیر یهودی نوشت و به همین خاطر، مطالبی را که برای خوانندگان یهودی مهم بوده (شجره نامه، مجادله عیسی با رهبران یهودی زمان او، ارجاعات مکرر به عهد قدیم و …) را در انجیل خود نیاورد. مرقس بر مسیح به عنوان خادم رنج دیده تاکید می کند، کسی که نیامد تا خدمتش کنند، بلکه آمد تا خدمت کند و جانش را در راه آزادی دیگران فدا کند (مرقس فصل ۱۰ آیه ۴۵).

لوقا، «پزشک محبوب» (کولسیان فصل ۴ آیه ۱۴)، بشارت دهنده، و همنشین پولس رسول، هم انجیل لوقا و هم اعمال رسولان را نوشت. لوقا تنها نویسنده غیر یهودی عهد جدید است. او مدتهاست که به عنوان یک تاریخ دان سخت کوش و ماهر توسط کسانیکه از نوشته هایش در مطالعات تاریخی و شجره نامه ای استفاده می کنند، پذیرفته شده است. به عنوان یک تاریخ نویس، او میگوید تمایل دارد که امور زندگی مسیح را بر پایه گزارشات شاهدان عینی به ترتیب زمانی به نگارش درآورد (لوقا فصل ۱ آیه های ۱ تا ۴). از آنجاییکه او به طور خاص خطاب به تئوفیلوس نوشته است، که ظاهراً از مقامات غیر یهودی بوده، انجیل او با ذهنیت یک مخاطب غیر یهودی نوشته شد و هدف او این است که نشان دهد که ایمان مسیحی بر مبنای رویدادهای قابل اعتماد و قابل تایید تاریخی است. لوقا اغلب به مسیح به عنوان «پسر انسان» اشاره می کند و بر انسان بودن او تاکید می کند و جزئیات بسیاری را که در سایر انجیل ها یافت نمی شود، به اشتراک می گذارد.

انجیل یوحنا، که توسط یوحنای رسول نوشته شده، متمایز از سه انجیل دیگر است و شامل محتوای الهیاتی بیشتری درباره شخص مسیح و مفهوم ایمان است. متی، مرقس و لوقا، به دلیل سبکهای مشابه شان و گزارش خلاصه ای از زندگی مسیح، به عنوان «انجیل های هم نوا» تلقی می شوند. انجیل یوحنا با تولد یا خدمت زمینی عیسی آغاز نمی شود بلکه پیش از آنکه او انسان شود، با فعالیت و شخصیت پسر خدا آغاز می شود (یوحنا فصل ۱ آیه ۱۴). انجیل یوحنا بر الوهیت مسیح تاکید می کند، همانطور که در استفاده از عباراتی نظیر «کلام، خدا بود» (یوحنا فصل ۱ آیه ۱)، «منجی جهان» (یوحنا فصل ۴ آیه ۴۲)، «پسر خدا» (بارها بکار گرفته شده)، و «خداوند و … خدا» (یوحنا فصل ۲۰ آیه ۲۸) دیده می شود. عیسی در انجیل یوحنا الوهیتش را با عبارات متعدد «من هستم» تصدیق می کند؛ قابل ملاحظه ترین اظهارات مربوط به یوحنا فصل ۸ آیه ۵۸ است که می گوید «پیش از آنکه ابراهیم باشد، من هستم» (مقایسه کنید با خروج فصل ۳ آیه های ۱۳ تا ۱۴). اما یوحنا بر حقیقت انسانیت عیسی نیز تاکید می کند و تمایل دارد که اشتباه فرقه مذهبی آن زمان یعنی گنوستیست ها را نشان دهد که بر انسانیت مسیح ایمان نداشتند. انجیل یوحنا هدف کلی نگارشش را مشخصاً اینگونه بیان داشته است: «شاگردان عیسی معجزات بسیاری از او دیدند که در این کتاب نوشته نشده است. ولی همین مقدار نوشته شد تا ایمان آورید که عیسی، همان مسیح و فرزند خداست و با ایمان به او، زندگی جاوید بیابید» (یوحنا فصل ۲۰ آیه های ۳۰ تا ۳۱).

بنابراین، با در دست داشتن چهار گزارش متمایز اما به یک اندازه صحیح از مسیح، جنبه های مختلف شخصیتی و خدمتش آشکار می شود. این چهار گزارش مثل نخهایی با رنگهای مختلف است که در یک پرده نقش دار در کنار یکدیگر بافته شده است تا تصویر کاملتری از این شخص که در ورای توصیف است را نشان دهد و از آنجاییکه ما هرگز همه چیز را درباره عیسی مسیح نخواهیم فهمید (یوحنا فصل ۲۰ آیه ۳۰)، از طریق چهار انجیل می توانیم به اندازه کافی بدانیم و درک کنیم که او کیست و برای ما چه کرده است تا اینکه از طریق ایمان به او زندگی جاودانه داشته باشیم.

۲) تا ما را قادر سازد که به طور عینی صداقت گزارش های آنها را بررسی کنیم. کتاب مقدس، از اولین دوران، بیان می کند که دادرسی در یک دادگاه قانون تنها با شهادت یک شاهد عینی بر ضد یک شخص انجام نخواهد گرفت، مگر با شهادت حداقل دو یا سه نفر (تثنیه فصل ۱۹ آیه ۱۵). با توجه به این موضوع، گزارشات مختلف از شخصیت و خدمات زمینی عیسی مسیح ما را قادر می سازد که صحت اطلاعاتی را که درباره او داریم، ارزیابی بکنیم.

سیمون گرینلیف، حقوق دان مشهور و شناخته شده در زمینه تشخیص و تعیین اینکه چه مدارکی در دادگاه قابل قبول هستند، چهار انجیل را از نقطه نظر قانونی مورد بررسی قرار داد. او متذکر شد که نوع گزارشات شهودی که در چهار انجیل داده شده – گزارشاتی که هم رای هستند، اما هر نویسنده خواسته که جزئیاتی را برای تفاوت داشتن با دیگران حذف یا اضافه کند – نوعی از مدارک قابل اعتماد و مستقل هستند که در یک دادگاه قانون به عنوان شواهد قوی مورد پذیرش قرار می گیرند. اگر انجیل ها دقیقاً دارای اطلاعات یکسان با جزئیات یکسان می بودند و از یک چشم انداز نوشته می شدند، این نشانگر تبانی بود، به عبارت دیگر در یک زمانی نویسندگان پیشاپیش با هم جمع شده اند که داستانهای خود را راست و ریست کنند تا نوشته هایشان به نظر معتبر بیایند. اما اختلافات بین انجیل ها، حتی تناقضات ظاهری که در دید اول اینگونه به نظر می رسند، دلیلی بر طبیعت مستقل هر کدام از نوشته هاست. از اینرو، طبیعت مستقل گزارشات چهار انجیل، که در اطلاعاتشان هم رای اما در چشم انداز، مقدار جزئیات، و اینکه کدام رویداد ثبت شده است، تفاوت دارند، نشان می دهد که گزارشی را که ما از زندگی و خدمت مسیح در انجیل ها داریم واقعی و قابل اعتماد است.

۳) تا جویندگان سخت کوش را پاداش دهد. با مطالعه هر انجیل اطلاعات بسیاری بدست می آید، اما با مقایسه و در مقابل هم قرار دادن گزارشات متفاوت رویدادهای خاص از خدمت عیسی، اطلاعات بیشتری بدست می آید. به طور مثال، در متی فصل ۱۴ گزارش خوراک دادن به ۵۰۰۰ تن و راه رفتن عیسی روی آب داده شده است. در متی فصل ۱۴ آیه ۲۲ گفته شده که » عیسی به شاگردانش فرمود که سوار قایق شده، به آنطرف دریاچه بروند. اما او خود همان جا ماند تا مردم را روانۀ خانه‌هایشان نماید» کسی ممکن است بپرسد که چرا عیسی چنین کاری را انجام داد؟ در گزارش متی هیچ دلیل آشکاری ذکر نشده است. اما وقتی که آن را با گزارش مرقس در فصل ۶ ترکیب می کنیم، می بینیم که هنگامی که عیسی شاگردان را دو به دو اعزام کرده بود و بدیشان قدرت بخشیده بود که ارواح خبیث را بیرون کنند و مردم را شفا دهند، آنان از این ماموریت با غرور و خودبینی برگشتند و جایگاه خود را فراموش کردند و اکنون آماده شدند تا حتی به او دستور هم بدهند(متی فصل ۱۴ آیه ۱۵). بنابراین، در مرخص کردن آنان هنگام غروب که به آنسوی دریای جلیل بروند، او دو چیز را بدیشان آشکار می سازد. از آنجاییکه آنان به خاطر تکیه و اعتماد به خودشان تا ساعات اولیه صبح گرفتار طوفان و امواج شدند (مرقس فصل ۶ آیه های ۴۸ تا ۵۰) متوجه دو چیز شدند: ۱) با توانایی شخصی شان هیچ چیزی را نمی توانند برای خدا بدست آورند و ۲) اگر او را صدا بزنند و با تکیه به قدرت او زندگی کنند، هیچ چیز غیر ممکن نیست. قسمتهای بسیاری از کلام وجود دارد که شبیه به «جواهرات» هستند که توسط دانش آموز سخت کوش کلام خدا که برای مقایسه متون کتاب مقدس با هم وقت می گذارند، پیدا می شوند.

منبع: http://www.gotquestions.org

آیه قوت یکشنبه ۳ ژوئن ۲۰۱۸

اول سموئیل باب ۲ آیه ۲
اول سموئیل باب ۲ آیه ۲

اول سموئیل باب ۲ آیه ۲

«او یگانه خدای پاک و مقدّس است.شریک و همتایی ندارد. هیچ پشت و پناهی مانند خدای ما نیست.

آیا بیداری روحانی داریم ؟

 

ما اغلب نیاز داریم تا از نظر روحانی بیدار شویم. و این امر نه تنها نیاز اشخاص است، بلکه کلیساها نیز به چنین بیداریی نیاز دارند. ما باید پیوسته خود را تفتیش نماییم.

آیا ما عیسی را بیش از هر چیز دیگر در جهان دوست داریم (مرقس ۱۲: ۳۰)؟

آیا ملکوت خدا را قبل از هر چیز دیگری می‌طلبیم (متی ۶: ۳۳)؟

آیا ما با دیگر خواهران و برادران مسیحی خود در محبت و مشارکت کامل به سر می‌بریم (اول یوحنا ۱: ۷، ۴: ۲۰)؟

آیا هر روزه ثمره روح‌القدس را در زندگی خود تجربه می‌کنیم (غلاطیان ۵: ۲۲-۲۳)؟

آیا در زندگی ما قدرت روحانی وجود دارد؟ در کلیسای ما چطور (لوقا ۲۴: ۴۹؛ اعمال ۱: ۸)؟

اگر پاسخ هر یک از این سوالات منفی باشد، پیدا است که به بیداری روحانی و تجدید حیات نیاز داریم.اکنون بیایید به موضوع بیداری روحانی نگاهی بیندازیم. قبل از هر چیز، ببینیم بیداری روحانی چیست؟ بیداری روحانی احیا شدن محبت نخستینمان نسبت به مسیح است. بیداری روحانی به معنی سلوک کردن در نور همراه با عیسی است و نیز به این معنی است که به او اجازه بدهیم که در ما زندگی کند. بیداری روحانی به معنی بازگشت به حالت سلامت روحانی پس از یک دوران ضعف و رکود است. بیداری روحانی به معنی تصدیق گناهانمان و درخواست از عیسی به جهت آمرزش و پاک شدن است. بیداری روحانی به معنی سپردن عنان بخشهای مختلف زندگی مان به دستهای عیسی است.
یکی از دلایل اصلی مطالعه کلام خدا این است که تجدید حیات و بیداری روحانی را تجربه کنیم.  هنگامی که کلام خدا را مطالعه می‌کنیم، دعای ما این باشد که کلام خدا برای ما معنی و قدرت جدیدی بیابد و مانند چشمه حیات در قلبمان جاری شود.

 

برگرفته از سایت مرکز پژوهش های مسیحی