چرا خدا در زمانیکه عیسی را فرستاد اینکار را کرد؟ چرا زودتر نه؟ چرا دیرتر نه؟

قسمت دوم

عبارات بالا (قسمت اول) بر اساس دید انسانی به آن زمان و حدس برای این است که چرا آن مقطع از تاریخ زمان خوبی برای آمدن مسیح بود. اما این را می دانیم که راه های خدا راههای ما نیستند (اشعیاء ۵۵: ۸)، و اینها ممکن است دلیل فرستادن پسر خدا در آن زمان خاص باشد و یا نباشد. از محتوای غلاطیان ۳ و ۴، واضح است که خدا می خواست پایه ای را از طریق شریعت یهودیان بر جا بگذارد که راه برای آمدن مسیح آماده شود. شریعت باید به مردم کمک می کرد که عمق گناهانشان را درک کنند (که با آن ممکن نیست بتوانند شریعت را نگه دارند) پس ممکن است با آمدگی بیشتری درمان گناه را از طریق عیسی مسیح قبول کنند (غلاطیان ۳: ۲۲ و ۲۳، رومیان ۳: ۱۹و ۲۰). شریعت همچنین در قدرت بود (غلاطیان ۳: ۲۴) تا مردم را بطرف عیسی مسیح برساند. اینکار را از طریق نبوتهای زیاد درباره مسیح که عیسی آنها را به انجام رسانید، انجام داد. بعلاوه شریعت با سیستم قربانی که احتیاج به قربانی برای گناه را نشان می داد اعتراف می کرد که خود قادر به نجات کسی نیست زیرا بعد از هر قربانی باز قربانی دیگری لازم بود. تاریخ عهد عتیق همچنین تصاویری از انسان و کار مسیح را با وقایع گوناگون و جشنهای مذهبی نشان می دهد (مثل آماده بودن ابراهیم برای قربانی کردن اسحق، و یا جزئیات عید فصح در ضمن خروج از مصر، و غیره).

بالاخره، مسیح وقتی آمد که نبوت خاصی را دراینباره بکمال رسانید. دانیال ۹: ۲۴-۲۷ از «هفتاد هفته» یا هفتاد «هفت» صحبت می کند. ما می توانیم تاریخ را امتحان کنیم و جزئیات اولین شصت و نه هفته (هفتادمین هفته در آینده اتفاق می افتد) را کنار هم بگذاریم. شمارش معکوس هفته هفتادم با فرمان شروع بازسازی اورشلیم (آیه ۲۵) شروع می شود. این فرمان بوسیله اَرتَحشَستا (اردشیر دراز دست) در سال ۴۴۵ قبل از میلاد داده شد (نحمیا ۲: ۵). بعد از هفت «هفتها» بعلاوه ۶۲ «هفتها» یا ۶۹ ضربدر ۷ سال، نبوت می گوید «مسیح منقطع خواهد شد و از آن او نخواهد بود بلکه قوم آن رئیس که می آید شهر و قدس را خراب خواهد ساخت و آخر او در آن سیلاب خواهد بود» (یعنی خرابی عظیم)(آیه ۲۶). در اینجا ما مرجعی غیر قابل اشتباه درباره مرگ نجات دهنده بر صلیب داریم. یک قرن پیش سِر رابرت اندرسون در کتابش به اسم «آمدن شاهزاده» با استفاده از سالهای نبوتها، در نظر گرفتن سالهای کبیسه، اشتباهات تقویمی، تغییر از قبل از میلاد به بعداز میلاد و غیره، جزئیاتی را درباره ۶۹ هفته محاسبه کرده بود و فهمیده بود که ۶۹ هفته درست در روز ورود پیروزمندانه مسیح به اورشلیم خاتمه می یابد، یعنی ۵ روز قبل از مرگش. یکنفر می تواند این تاریخها را استفاده کند یا نه، اما نکته در اینجاست که زمان آمدن مسیح با جزئیات این نبوت بوسیله دانیال و بیش از پانصد سال قبل از وقوع آن بتحریر در آمده است.

زمان آمدن مسیح در جسم طوری بود که مردم آن زمان آماده آمدنش بودند. از آن تاریخ ببعد مردم در هر قرنی بیش از قرن قبل دلایلی دارند که عیسی درواقع همان مسیح است که قول آمدنش داده شده بود و او با به انجام رسانیدن نبوتهایی که با جزئیات زیاد آمدنش را پیشگویی کرده بودند این را به اثبات رسانید.
پایان

منبع: gotquestions

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

Please log in using one of these methods to post your comment:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s