شکرگزاری و رضایت

”مزمور ۱۰۳ : ۲

گاهی ما احسان های خدا را فراموش می‌کنیم به خاطر همین گرسنه می شویم و احساس رضایت نمی کنیم. برکات و نیکویی و نجات او را فراموش می کنیم و توقعات ما بالا می رود. وقتی کار های خدا رو فراموش کنیم در نتیجه شکر گزاری را نیز فراموش خواهیم کرد و وقتی شکرگزاری فراموش شود عدم رضایت در زندگی ما می آید. همه ی نا رضایتی ها دامی است جلوی پای ما. اگر می خواهیم احساس رضایت کنیم باید با مسیح متحد شویم .

“مسیح اصلا شکایت نکرد در صورتی که حق داشت شکایت کند. وقتی ما با او متحد شویم و با او زندگی کنیم ما هم یاد می گیریم که شکایت نکنیم.

غیبت کردن

غیبت کردن
غیبت کردن


☜پرسش:
نتایج غیبت کردن چیست و چگونه از آن بگذریم؟
✓پاسخ:
خدشه‌دار شدن رابطه با خدا: در مزمور ۱۵:‏۱و۳ می‌خوانیم: «خداوندا، کیست که در خیمۀ تو میهمان شود؟ و کیست که در کوه مقدست ساکن گردد؟…آنکه به زبان خویش غیبت نکند، و به همسایۀ خود بدی روا مدارد و ملامت را دربارۀ نزدیکانش نپذیرد». این آیات چند نکتۀ مهم در مورد غیبت نکردن به ما می‌آموزد:
اول اینکه برای ایماندارانی که وسوسه می‌شوند غیبت کنند این سؤال را مطرح می‌سازد که حضور در کدام میهمانی را بیشتر ترجیح می‌دهند؟ میهمانی «غیبت» یا میهمانی خدا؟ ممکن است برخی تصور کنند که با غیبت نکردن تبدیل به شخصی خشک و غیراجتماعی می‌شوند. شاید! اما پاسخ به پرسش بالا اولویت‌های شخص ایماندار را به او نشان می‌دهد.
دوم اینکه راه رفتن با خدا، باعث می‌شود رابطۀ‌مان با دیگران مبتنی بر محبت، صداقت و وفاداری باشد. غیبت کردن از دیگران با محبت و وفاداری سازگار نیست. کسی که در حضور خدا بسر می‌برد و زندگی‌اش الهام‌ یافته از موازین الهی است، به‌هیچ وجه نمی‌تواند بنشیند و به عیب‌جویی، رسوا کردن، و خوار و بدنام کردنِ دوست خود، همسر خود، همکار خود، یا خواهر و برادر ایمانی خود گوش فرا دهد، ولو آنکه به شوخی باشد یا توجیه خوبی برای آن وجود داشته باشد. شخص ایماندار، «ملامت را دربارۀ نزدیکانش نمی‌پذیرد».

گرچه گریز از محیطی که در آن غیبت می‌شود گاه شاید غیرممکن باشد، اما در اکثر موارد راه‌هایی برای متوقف کردن چرخۀ غیبت وجود دارد. کسی که آماده است از دستورات کتاب‌مقدس در مورد لزوم پرهیز از غیبت و سخن‌چینی اطاعت کند، باید بدون قضاوت کردن درباره دیگران یا بدون آنکه بخواهد خود را مقدس‌تر نشان دهد، به کسانی که در کنار او غیبت می‌کنند بگوید که مایل نیست به غیبت گوش دهد. طبیعی است که دوستان‌تان در ابتدا از شما دلخور خواهند شد، به‌ویژه اگر قبلاً در غیبت کردن با آنان شریک بوده‌اید، اما مطمئن باشید که به‌تدریج مورد احترام و اعتماد آنها قرار خواهید گرفت و از غیبت دورخواهد بود

چرا خداوند عیسی مسیح را «به موقع خودش» فرستاد؟ چرا خداوند او را دقیقا در آن زمان خاص فرستاد؟

چرا خداوند عیسی مسیح را "به موقع خودش" فرستاد؟ چرا خداوند او را دقیقا در آن زمان خاص فرستاد؟
چرا خداوند عیسی مسیح را «به موقع خودش» فرستاد؟ چرا خداوند او را دقیقا در آن زمان خاص فرستاد؟
جواب: » اما چون روزی که خدا تعیین کرده بود فرا رسید، او فرزندش را فرستاد تا بصورت یک یهودی از یک زن بدنیا بیاید» (غلاطیان فصل ۴ آیه ۴). این آیه می گوید که خدای پدر «وقتیکه زمان آن فرارسیده بود» پسرش را فرستاد. در زمان قرن اول خیلی چیزها در حال اتفاق بود، حداقل از نظر انسانی و بنظر می آید که برای آمدن مسیح زمان ایده آل بود.

۱) بین یهودیان گمان بر این بود که مسیح می آید. رومیان بر اسراییل حکومت می کردند و این مسئله باعث شده بود تا یهودیان بیش از اندازه خواستار ظهور مسیح شوند.

۲) رومیان بیشتر دنیا را زیر حکومتشان متحد کرده بودند، و سرزمینهای مختلف زیر یک اتحاد و قدرت درآمده بودند. بعلاوه چون امپراطوری در آرامش و صلح نسبی بسر می برد، مسافرت امکانپذیر بود، و این به ایمانداران اولیه این فرصت را می داد که پیام انجیل را پخش کنند. چنین آزادی برای سفر کردن در دوره های دیگر غیر ممکن بود.

۳) در حالیکه روم از نظر نظامی حاکم بود یونان از نظر فرهنگی در آن زمان غالب بود. یک نوعی از زبان یونانی ( نه یونانی کلاسیک) زبان رایج در معاملات و تجارت بود و در سرتاسر امپراطوری صحبت می شد، بنابراین ترویج انجیل به اقوام مختلف با استفاده از یک زبان رایج را ممکن کرده بود.

۴) این حقیقت که بت های دروغین نتوانسته بودند، آنها را از زیر تسلط رومیان آزاد کنند باعث شده بود که عده بسیاری بت پرستی را کنار بگذارند. در عین حال، در شهرهایی که فرهنگ بیشتر رواج داشت، فلسفه یونانی و علم آن زمان، مردم را از نظر روحانی تهی گذاشته بود چنانکه امروزه حکومتهای کمونیست و بی خدا مردم را در خلا و پوچی قرار داده اند.

۵) مذاهب اسرارآمیز آن زمان بر روی خدای نجات دهنده ای تاکید می کردند که باید برای این خدا، خون قربانی ریخته شود، بنابراین خبر انجیل که مسیح، «قربانی نهایی» است را برای آنها باور کردنی می نمود. یونانیها همچنین به ابدی بودن روح و جان (اما نه جسم) اعتقاد داشتند.

۶) ارتش روم سربازان را از مناطق مختلف استخدام می کرد و فرهنگ و آداب رومی و ایده هایی مثل انجیل را که هنوز به آن نواحی نرسیده بودند به آنها یاد می داد. اولین خبر انجیل در بریتانیا بوسیله سربازان مسیحی که به آنجا فرستاده شده بودند، منتشر شد.

موارد ذکر شده در بالا، بر اساس دیدگاه مردم در آن زمان، این حدس را تقویت می کند که چرا آن مقطع از تاریخ، زمان خوبی برای آمدن مسیح بود. اما این را درک می کنیم که راه و روش های خدا مانند راه و روش های ما نیستند (اشعیاء فصل ۵۵ آیه ۸)، بنابراین، موارد ذکر شده تنها ممکن است دلیل ظهور مسیح در آن مقطع زمانی باشد و به طور حتمی نمی توان گفت که ظهور مسیح کلا به دلایل ذکر شده بوده است. از محتوای غلاطیان فصل ۳ و ۴، مشخص است که خدا می خواست پایه ای را از طریق شریعت یهودیان بر جای بگذارد که راه برای آمدن مسیح آماده شود. شریعت باید به مردم کمک می کرد که عمق گناه کار بودنشان را درک کنند (که با گناه کار بودن نمی توانستند به شریعت عمل کنند) پس ممکن است با آمادگی بیشتری درمان گناه را از طریق عیسی مسیح قبول کنند (غلاطیان فصل ۳ آیه های ۲۲ تا ۲۳، رومیان فصل ۳ آیه های ۱۹ تا ۲۰). شریعت مانند یک معلم راهنما بود (غلاطیان فصل ۳ آیه ۲۴) تا مردم را بطرف عیسی مسیح هدایت کند. اینکار را از طریق پیش گویی های فراوان درباره مسیح که عیسی آنها را به انجام رسانید، انجام داد. بعلاوه شریعت با سیستم قربانی که نیاز به قربانی برای گناه را عنوان می کرد، اعتراف می کرد که خود قادر به نجات کسی نیست زیرا بعد از هر قربانی باز قربانی دیگری لازم بود. تاریخ عهد قدیم نیز تصاویری از شخص عیسی مسیح و کار او را از طریق وقایع گوناگون و جشنهای مذهبی ترسیم کرده بود (مثل آماده بودن ابراهیم برای قربانی کردن اسحق، و یا جزئیات عید فصح در زمان خروج از مصر، و غیره).

بالاخره، مسیح در زمانی که باید آن پیش گویی خاص را به سرانجام می رسانید، آمد. دانیال فصل ۹ آیه های ۲۴ تا ۲۷ از «هفتاد هفته» یا هفتاد «هفت» صحبت می کنند. بر اساس متن، این «هفته ها» یا «هفت ها» اشاره به گروهی از «هفت سال ها» دارند، و منظورش هفت روز نمی باشد. ما می توانیم تاریخ را بررسی کنیم و جزئیات اولین شصت و نه هفته (هفتادمین هفته در آینده اتفاق می افتد) را کنار هم بگذاریم. شمارش معکوس هفتاد هفته با فرمان شروع بازسازی اورشلیم (دانیال فصل ۹ آیه ۲۵) شروع می شود. این فرمان بوسیله اردشیر یکم هخامنشی در سال ۴۴۵ قبل از میلاد صادر شده است (نحمیا فصل ۲ آیه ۵). بعد از هفت «هفت ها» بعلاوه ۶۲ «هفت ها» یا ۶۹ ضرب در ۷ سال، پیش گویی می گوید «پس از آن دورۀ شصت و دو «هفته»، آن رهبر برگزیده (مسیح) کشته خواهد شد، ولی نه برای خودش. سپس پادشاهی همراه سپاهیانش به اورشلیم و خانۀ خدا حمله برده، آنها را خراب خواهد کرد. آخر زمان مانند طوفان فراخواهد رسید و جنگ و خرابیها را که مقرر شده، با خود خواهد آورد»( یعنی خرابی عظیم) (دانیال فصل ۹ آیه ۲۶). در اینجا ما مرجعی غیر قابل تردید درباره مرگ نجات دهنده بر صلیب داریم. یک قرن پیش، سِر رابرت اندرسون در کتابش به اسم «آمدن شاهزاده» با استفاده از سالهای پیش گویی کننده، در نظر گرفتن سالهای کبیسه، اشتباهات تقویمی، تغییر تقویم از «قبل از میلاد، در انگلیسی B.C.» به «بعد از میلاد، در انگلیسی A.D.» و غیره، جزییاتی را درباره ۶۹ هفته محاسبه کرده بود و فهمیده بود که ۶۹ هفته درست در روز ورود پیروزمندانه مسیح به اورشلیم خاتمه می یابد، یعنی ۵ روز قبل از مرگ او. کسی از این جدول زمانی استفاده بکند یا نکند، نکته اینجاست که زمان آمدن مسیح در جسم عیسی، توسط دانیال در ۵۰۰ سال قبل از ظهور مسیح، پیش گویی شده بود.

زمان آمدن مسیح در جسم عیسی طوری بود که مردم آن زمان آماده آمدنش بودند. از آن به بعد، مردم در هر قرنی از قرن قبلی به مدارک و شواهد کامل تری می رسیدند که عیسی همان مسیح وعده داده شده بود که از او این حقیقت را از طریق به سرانجام رسانیدن پیش گویی های کتاب مقدس در مورد آمدنش با جزییات کاملا دقیق به اثبات رسانید.

در کدام قسمت های عهد قدیم، آمدن عیسی مسیح پیش بینی شده است؟

در کدام قسمت های عهد قدیم، آمدن عیسی مسیح پیش بینی شده است؟
در کدام قسمت های عهد قدیم، آمدن عیسی مسیح پیش بینی شده است؟
جواب: پیشگویی های زیادی در عهد قدیم در مورد عیسی مسیح وجود دارد. برخی از مفسران شمار پیش گویی ها درباره ظهور عیسی مسیح را صدها مورد می دانند. در ادامه، آنهایی که جزو روشن ترین و مهم‌ترین موارد به نظر می رسند، ذکر می شوند.

در مورد تولد عیسی مسیح اشعیا فصل ۷ آیه ۱۴ می گوید : حال که چنین است خداوند خودش علامتی به شما خواهد داد. آن علامت این است که باکره‌ای حامله شده، پسری بدنیا خواهد آورد و نامش را عمانوئیل خواهد گذاشت». اشعیا فصل ۹ آیه ۶ : «زیرا فرزندی برای ما بدنیا آمده! پسری بما بخشیده شده! او بر ما سلطنت خواهد کرد. نام او «عجیب»، «مشیر»، «خدای قدیر»، «پدر جاودانی» و «سرور سلامتی» خواهد بود». میکاه فصل ۵ آیه ۲ : «خداوند می‌فرماید: ای بیت‌لحم افراته، هر چند که در یهودا روستای کوچکی بیش نیستی با وجود این از تو کسی برای من ظهور خواهد کرد که از ازل بوده است و او قوم من اسرائیل را رهبری خواهد نمود».

در مورد خدمت و مرگ عیسی مسیح، در زکریا فصل ۹ آیه ۹ اینچنین می خوانیم:» ی قوم من، شادی کنید و از خوشحالی فریاد برآورید، چون پادشاهتان نزد شما می‌آید! او نجات دهنده‌ای پیروزمند است و با فروتنی، سوار بر کرّه الاغی می‌آید». مزامیر فصل ۲۲ آیه های ۱۶ تا ۱۸: «دشمنانم مانند سگ، دور مرا گرفته‌اند. مردم بدکار و شرور مرا احاطه نموده‌اند. دستها و پاهای مرا سوراخ کرده‌اند. از فرط لاغری تمام استخوانهایم دیده می‌شوند؛ بدکاران به من خیره شده‌اند. رَخت مرا در میان خود تقسیم کردند و بر ردای من قرعه انداختند».

به احتمال زیاد روشن ترین پیشگویی در مورد عیسی مسیح، فصل ۵۳ اشعیا است. به ویژه اشعیا فصل ۵۳ آیه های ۳ تا ۷ که بارزترین هستند: » ما او را خوار شمردیم و رد کردیم، اما او درد و غم را تحمل کرد. همۀ ما از او رو برگردانیدیم. او خوار شد و ما هیچ اهمیت ندادیم. این دردهای ما بود که او به جان گرفته بود، این رنجهای ما بود که او بر خود حمل می‌کرد؛ اما ما گمان کردیم این درد و رنج مجازاتی است که خدا بر او فرستاده است. برای گناهان ما بود که او مجروح شد و برای شرارت ما بود که او را زدند. او تنبیه شد تا ما سلامتی کامل داشته باشیم. از زخمهای او ما شفا یافتیم. ما همچون گوسفندانی که آواره شده باشند، گمراه شده بودیم؛ راه خدا را ترک کرده به راه‌های خود رفته بودیم. باوجود این، خداوند تقصیرها و گناهان همۀ ما را به حساب او گذاشت! با او با بی‌رحمی رفتار کردند، اما او تحمل کرد و زبان به شکایت نگشود. او را مانند بره به کشتارگاه بردند؛ و او همچون گوسفندی که نزد پشم برنده‌اش بی‌زبان است، خاموش ایستاد و سخنی نگفت».

نبوت «هفتاد هفته» در دانیال فصل ۹ تاریخ دقیقی را که عیسی، مسیح موعود، کشته می شد را پیش بینی می کند: اشعیا فصل ۵۰ آیه ۶ به دقت ضرب و شتمی که عیسی تحمل کرد را توصیف می کند. زکریا فصل ۱۲ آیه ۱۰ «نیزه خوردن» مسیح را، که پس از جان دادن او بر روی صلیب رخ داد را پیش بینی می کند. نمونه‌های بسیار بیشتری می تواند ارائه داد، اما این کفایت خواهد کرد. پیش گویی های عهد قدیم قطعا آمدن عیسی به عنوان مسیح موعود را پیش بینی کرده است.

منبع: http://www.gotquestions.org

چه کسی می تواند نجات پیدا کند؟

چه کسی می تواند نجات پیدا کند؟
چه کسی می تواند نجات پیدا کند؟
جواب: عیسی به طور واضح در (یوحنا فصل ۳ آیه ۱۶) می گوید که هرکس به او ایمان آورد نجات پیدا خواهد کرد: «زیرا خدا بقدری مردم جهان را دوست دارد که یگانه فرزند خود را فرستاده است، تا هر که به او ایمان آورد، هلاک نشود بلکه زندگی جاوید بیابد. »

این «هر که» شامل شما و هر شخص دیگری در این دنیا می شود.

کتاب مقدس می گوید که اگر نجات بر حسب تلاش خود ما حاصل می شد، هیچ کس نجات پیدا نمی کرد:

«زیرا همه گناه کرده‌اند و هیچکس به آن کمال مطلوب و پرجلالی که خدا انتظار دارد، نرسیده است. «(رومیان فصل ۳ آیه۲۳). مزامیر فصل ۱۴۳ آیه ۲ این را اضافه می کند: «بندۀ خود را محاکمه نکن، زیرا هیچکس در نزد تو عادل و بی‌گناه نیست.»همچنین رومیان فصل ۳ آیه ۱۰ تصدیق می نماید: » هیچکس نیکوکار نیست، در تمام عالم، یک بی‌گناه هم یافت نمی‌شود.»

ما نمی توانیم خود را نجات دهیم. درعوض، با ایمان آوردن به عیسی مسیح نجات می یابیم. افسسیان فصل ۲ آیه های ۸ تا۹ به ما می گوید: « بنابراین، در اثر بخشش رایگان و مهربانی خدا و توسط ایمانتان به مسیح است که نجات یافته‌اید؛ و این کار شما نیست، بلکه هدیۀ خداست. ۹نجات نتیجۀ اعمال خوب ما نیست، از اینرو هیچکس نمی‌تواند به خود ببالد.»

ما از طریق لطف خداوند نجات یافته ایم؛ و لطف، همانطور که از معنایش پیداست، نمی تواند کسب شود. ما استحقاق نجات را نداریم و تنها از طریق ایمان آن را به دست می آوریم.

فیض خداوند برای پوشاندن تمام گناهان کافی است (رومیان فصل ۵ آیه ۲۰). کتاب مقدس پر از نمونه های افراد مختلفی است که از گذشته گناه آلود خود نجات یافته اند. پولس رسول، به مسیحیانی که در گذشته در اشکال گوناگونی از گناه مانند شهوت رانی، بت پرستی، زناکاری، لواط ، دزدی، طمعکاری و مستی زندگی می کردند نامه نوشت. پولس به ایشان می گوید که بعد از نجات :»… اکنون گناهانتان شسته شده، و شما وقف خدا و مورد پسند او شده‌اید، و این در اثر کار خداوند ما عیسی و قدرت روح‌القدس میسر شده است » (اول قرنتیان فصل ۶ آیه های ۹ تا ۱۱).

پولس رسول، مسیحیان را مورد آزار و اذیت قرار می داد؛ با مرگ استیفان موافقت نمود (اعمال رسولان فصل ۸ ایه ۱)، مسیحیان را دستگیر نموده و آنها را به زندان می انداخت (اعمال رسولان فصل ۸ آیه ۳) او بعدها می نویسد:» گرچه قبلاً به مسیح کفر می‌گفتم و مسیحیان را تعقیب می‌کردم و آزار و شکنجه می‌دادم، اما خدا بر من رحم فرمود، زیرا نمی‌دانستم چه می‌کنم و هنوز مسیح را نشناخته بودم. وه که خداوند ما چه مهربان و پر محبت است! او نشان داد که چگونه به او ایمان بیاورم و از محبت مسیح عیسی لبریز شوم. این حقیقت چقدر عالی است و چقدر آرزو دارم همه آن را بپذیرند که عیسی مسیح به جهان آمد تا گناهکاران را نجات بخشد. من خود، بزرگترین گناهکاران هستم، » (اول تیموتائوس فصل ۱ آیه های ۱۳ تا ۱۵).

خداوند معمولاً افراد غیرمتعارفی را برای پیش برد اهدافش بکار میگیرد. او سارقی بر روی صلیب را چند دقیقه قبل از مرگش نجات داد (لوقا فصل ۲۳ آیه های ۴۲ تا ۴۳). از آزاردهنده کلیسا (پولس)، ماهیگیری که او را رد کرده بود (پطرس)، سرباز رومی و خانواده اش (اعمال رسولان ۱۰)، برده ای فراری (اونیسیموس در کتاب فیلیمون)، و بسیاری دیگر بهره گرفت. هیچ کسی وجود ندارد که خداوند قادر به نجات او نباشد (به اشعیا فصل ۵۰ آیه ۲ مراجعه کنید). ما نیز باید با ایمان قلبی واکنش نشان داده و هدیه رایگانِ زندگی ابدی را دریافت کنیم.

چه کسی می تواند نجات یابد؟ یک چیز قطعی است: شما می توانید؛ اگر عیسی مسیح را به عنوان ناجی خود بپذیرید! اگر مطمئن نیستید که عیسی را به عنوان نجات دهنده خود پذیرفته اید، می توانید با دعایی به مانند دعای زیر هم اکنون این اطمینان را حاصل نمایید:

«خداوندا من درک می کنم که گناهکار هستم و هرگز با کارهای نیک خود نمی توانم به بهشت برسم. اکنون ایمان خود را بر عیسی مسیح قرار می دهم، که به عنوان پسر خدا برای گناهان من مرد، و از مرگ رستاخیز پیدا کرد تا به من زندگی ابدی بدهد. گناهان من را ببخش و به من کمک کن تا با تو زندگی کنم. شکرگزارم که مرا می پذیری و به من زندگی ابدی می بخشی.»

منبع: http://www.gotquestions.org

ثمرات روح القدوس قسمت اخر راز

ثمرات روح القدوس قسمت اخر راز
ثمرات روح القدوس قسمت اخر راز

قسمت اخر راز
این دلیل بودن ما در اینجاست تا خداوند و نجات دھنده مان مورد ستایش
و جلال قرار گیرد و از حضور او در زندگی ھای مان لذت ببریم. این
شادی حقیقی است! این ثبات است! و خدا، روح القدس را مقرر نموده تا
این امر برای ما ممکن گردد. پیشتر در این فصل، لیستی از آیات کلیدی
داشتیم که بر ھویت روح القدس به عنوان یک شخص و کار او تاکید می
کند لطفا چند لحظه را به مرور آنھا اختصاص دھید. در حالیکه آنھا را
مطالعه می کنید، حداقل ۴ نقش مھمی که روح القدس می خواھد در
زندگی شما ایفا نماید را مشاھده می نمایید:
((تسلی دھنده شخصی شما))
آیا تا به حال در کنار یک ایماندار بوده اید که علی رغم شکسته دلی و
غمگین بودنش، به نظر می رسید که آرامشی مافوق طبیعی از میان
اشک ھایش دیده می شد؟
شاید واکنش شما این بوده است که این حالت او نمی تواند واقعی باشد.
اما آرامشی که مشاھده کردید، بیشتر شبیه کار درونی روح القدس در
زندگی آن شخص است. روح خدا ما را در مقابل آسیب ھای انسانی
محافظت نمی کند (خود عیسای مسیح بدترین دردھای فیزیکی و
احساسی را تجربه کرد، حتی به خاطر گناھان ما بر روی صلیب مرد .)
اما روح خدا می تواند در میان آسیب ھا و مصایب گوناگون به ما
آرامش بدھد. یک اطمینان درونی که خدا حقیقتا ھمه چیز را در کنترل
دارد و ما می توانیم به او اعتماد کنیم تا عمل نماید. «و می دانیم که به
جھت آنانی که خدا را دوست می دارند و به حسب اراده او خوانده شده
اند ھمه چیزھا برای خیریت ایشان با ھم در کار می باشند» (رومیان ٨ :
.(٢٨
وقتی عیسی گفت: «و من از پدر سوال می کنم و تسلی دھنده دیگر به
شما عطا خواھد کرد تا ھمیشه با شما بماند» (یوحنا ١۴ :١۶ ،(روی
سخن او با من و شما بود! روح القدس تسلی دھنده شخصی ماست که
وقتی به نظر می رسد ھمه چیزھا در اطراف ما در حال خرابی است،
می تواند استقامت، شوق و آرامش مافوق طبیعی به ما بدھد.
((یاور شخصی شما))
پاشنه آشیل (نقطه ضعف) شما چیست؟ عصبانیت؟ شھوت؟ خود بینی؟
روح انتقاد جو؟ خدا کاملا از وجود جنگ روحانی بین ملکوت نور و
تاریکی آگاه است و روح القدس را فرستاد تا برای غلبه بر وسوسه به ما
نیرو دھد. تا وقتی که ھدف او جلال خداست، او دائما در دسترس ماست
تا به ما کمک نماید تا خدا را جلال بدھیم!
((معلم شخصی شما))
در حالیکه کتاب مقدس را مطالعه می کنید، روح القدس شما را در
راستی ھدایت می کند و به شما کمک می کند تا کشف کنید که می توانید
راه رفتن با خدا را در خواست نمایید. وقتی با دقت به یک سخنرانی یا
موعظه گوش می دھید، راه ھایی را به شما نشان می دھد که خدا می
خواھد از طریق آنھا فکر کنید، صحبت کنید و عمل نمایید و . قتی یک
بینش تازه به دست می آورید که بیشتر عظمت و شکوه خدا را مکاشفه
می نمایید، این روح القدس است که در شما کار می کند. و بیشتر از این ھمانند بھترین استادان، او مکررا آن حقایق را در موقعیت ھای واقعی
زندگی دوباره در شما تداعی می نماید. وقتی مشکلی پیش می آید، آیات
مناسب را به یاد ما می آورد که یکبار مطالعه یا حفظ نموده ایم . یا اگر به
طور ناگھانی نسبت به تدارک خدا شک کنیم، او جمله»ھراسان مباش و
به یاد بیاور که دیروز خدا چگونه برای تو مھیا نمود»، را در گوش ھای مان زمزمه می کند. به این فکر کنید که روح القدس در تعلیم راه ھای
خدا به شما، علاقه ای مسلم و قطعی دارد. این موضوع برای ما یک
امتیاز است که به حکمت الھی و آگاھی مطلق او دسترسی شخصی
داریم.
((راھنمای شخصی شما))
مسیحی که می خواھد برای خدا زندگی نماید، اغلب احساس می کند که
نوعی فشار سنج داخلی درونش وجود دارد. یک اندازه آرامش عمیق
وقتی که در اراده خدا قرار دارد و یک آشفتگی و فقدان آرامش، وقتی که
به ماجراجویی خارج از اراده خدا می پردازد. این نیز کار روح القدس
است. به عنوان راھنمای شخصی شما، روح القدس در موارد گناه
اعتراف نشده، درجھآن فشار سنج داخلی را پایین می آورد و در نتیجه
شما را ملزم می کند. او بھ دنبال این است کھ یک دستور کتاب مقدس را
به یاد شما بیاورد و شما را در اولین مرحله از گناه کردن، منع نماید؛ یا
یک حالت عدم آرامش و یا ناپاکی در مورد کاری که انجام می دھید را
در شما بوجود می آور د. وقتی که در تصمیم گیری ھای تان به دنبال
حکمت او ھستید، او شما را به اراده خدا ھدایت می نماید.
((منابع او در اختیار ماست))
تسلی دھنده، معلم، مددکار، راھنما. ھدف روح القدس جلال دادن مسیح
است و بنابرین او به من و شما قدرت و توانایی می دھد که توسط زندگی
مان خدا را جلال دھیم. منابع او در اختیار ماست و اگر از آنھا استفاده
نکنیم، فقط مثل سالی بیچاره می توانیم زندگی کنیم. تلاش و کوششی از
خلال یک بودن بی برکت، در حالیکه ثروت عظیمی در اختیار داریم.
اما وقتی کنترل زندگی مان را به روح القدس می دھیم، آن اندوخته
روحانی را می گشاییم. خداوند خدای قادر مطلق ھر چیزی را که برای
احترام گذاردن به او و زندگی را به پری تجربه کردن برای «… در
انسانیت باطنی خود از روح اوبه قوت زور آور شوید» (افسسیان ٣ :
١۶ (نیاز داریم را به ما عطا می کند توقف بعدی ما در این سفر نشان
می دھد که چگونه می توانیم کاری کنیم که این اتفاق بیافتد….امین

ثمرات روح القدوس قسمت چهارم راز

ثمرات روح القدوس قسمت چهارم راز
ثمرات روح القدوس قسمت چهارم راز

قسمت چهارم راز
راز الھی
مرد جوانی یکبار به من گفت، «وخ» ، تمام این آیات به درک موضوع
کمک می کند، اما من ھنوز گیج ھستم. من در مورد تثلیث اقدس اینطور
می شنوم که خدا در سه شخص: پدر، پسر، روح القدس . آیا آنھا یکی
ھستند و شبیه ھم اند یا نه ؟ و چرا ما این مقوله گیج کننده را کنار نمی
گذاریم و بر عیسای مسیح تمرکز نمی کنیم؟»
ھر انسانی باید بپذیرد که فکر فانی بشری برای درک راه ھای غیر فانی
خداوند مناسب و توانا نیست . عقل محدود ما نمی تواند تثلیث اقدس و
اینکه خدای پدر، خدای پسر و خدای روح القدس در خدا بودن مساوی و
برابر ھستند را به خوبی درک کند . مغز ما نمی تواند عمق این موضوع
را حلاجی نماید که تنھا یک خدا وجود دارد که خودش را در سه شخص
متجلی ساخته است. یکروز از حضور پر جلال او لذت خواھیم برد و
ھمه چیز برای مان آشکار خواھد شد، ولی بھر حال در زندگی حال
حاضر، تثلیث به عنوان یک رمز الھی باقی خواھد ماند.
بھترین تعاریف ما برای شرح تثلیث از واقعیت بدور خواھد بود. ممکن
است خود من بگویم به عنوان یک انسان واحد، یک شوھر، یک پدر و
مدیر این خدمت جھانی ھستم. به عبارتی یک انسان در سه عملکرد
متفاوت. یا می توانم بگویم آب سه حالت مختلف دارد، ممکن است مایع
باشد یا یخ یا به حالت بخار. یک فرمول شیمیایی و سه شکل. اما آموزه
تثلیث، عمیق تر، وسیع تر و بزرگتر از این تشبیھات ناشیانه است.
چیزی که از کلام خدا می دانیم این است که یک خدا داریم که خود را در
سه شخص مجزا از ھم متجلی نموده است.
چارلز رایری در کتاب مطالعه کتاب مقدس رایری می نویسد که وقتی
عیسی گفت » : من و پدر یک ھستیم» (یوحنا ١٠ : ٣٠ ،(از شکل خنثای
کلمه یک استفاده کرد که اشاره بدین موضوع دارد که آنھا، یعنی خدای
پدر و خدای پسر، یک شخص نیستند ؛ بلکه پدر و پسر (و در پی آنھا
روح القدس نیز) در ذات و عمل خود در یک اتحاد کامل قرار دارند . ھر
سه فکر و خصوصیات خدا را دارند. پس ھیچوقت تضاد و اختلافی در
بین آنھا وجود ندارد. سه یک ھستند. یک، سه می باشد. عیسی در ھمان
قسمت کلام گفت: «و لکن چنانچه بجا می آورم، ھر گاه به من ایمان
نمی آورید، به اعمال ایمان آورید تا بدانید و یقین کنید که پدر در من
است و من در وی» (یوحنا ١٠ :٣٨ .( این موضوع واقعا یک رمز و
راز الھی است. به ھمان اندازه که غیر قابل درک است، واقعی نیز می
باشد و لازم است که تثلیث اقدس مورد احترام و قبول ما قرار گیرد.
یکی از پروفسورھای من یک بار گفت، «تلاش برای درک تثلیث باعث می شود که شخص عقلش را از دست بدھد و سعی در انکار تثلیث سبب
می شود که شخص روحش را از دست بدھد.» خیلی از انسان ھا قوه
جاذبه را درک نمی کنند، ولی وجود و واقعیت آن را قبول دارند. واسن
ھاویز یکی از بزرگترین شبانان آمریکا یکبار گفت، «من ھمه چیز را
در مورد الکتریسیته نمی دانم، ولی ھیچوقت نمی روم در تاریکی بنشینم
تا زمانی که ھمه چیز را در مورد الکتریسیته یاد بگیرم . »
به ھمین منوال، تثلیث با توضیحات انسانی کاملا قابل درک نخواھد بود،
ولی این موضوع نباید مانع اعتماد عمیق قلبی ما به وجود تثلیث باشد .
این مورد یکی از آن قسمت ھای ویژه مسیحیت می شود، آنجایی که
ایمان، ایمان است؛ بر اساس کلام غیر قابل زوال خداوندمان عیسی
مسیح بدین مضمون که روح القدس حقیقی است و در طول قرن ھای
راز متمادی در زندگی مردان و زنان مختلف در حال عمل کردن بوده است.
چرا باید در مورد نقش روح القدس در زندگی مان ھوشیار باشیم؟ چون
او تجلی شخص خدای قادر مطلق است که در اختیار ما گذاشته شده تا به
راه ھای او احترام بگذاریم و کار او را انجام دھیم. او عیسای مسیح
است که در ما ساکن است تا به وعده ی او مبنی بر ، دزد نمی آید مگر
آنکه بدزدد و بکشد و ھلاک کند. من آمدم تا ایشان حیات یابند و آن را
زیادتر حاصل کنند (یوحنا ١٠ :١٠ (، جامه عمل بپوشاند. روح القدس
ضرورتا به شما علاقه مند است. ماموریت او این است که قدرت و
راھنمایی ھای لازم را در اختیار تان قرار دھد تا به ھدف خدا برای شما
بر روی زمین نائل گردد . ھدف ما چیست؟ من توضیح دائره المعارف
وست مینستر را دوست دارم: «ھدف انسان این است که خدا را جلال
دھد و تا ابد از حضور او لذت ببرد.»…….ادامه دارد