۱۴۴۰۰۰ نفر چه کسانی هستند؟

144000 نفر چه کسانی هستند؟
144000 نفر چه کسانی هستند؟
 کتاب مکاشفه همیشه مفسران را به چالش کشیده است. این کتاب سرشار از تصویرسازی و رمزگرایی است و مردم بر اساس درک خود از کل کتاب آن را به صورت متفاوت تفسیر کرده‌اند. چهار رویکرد اصلی برای تفسیر کتاب مکاشفه وجود دارد: ۱) رویکرد پرتریست یا گذشته‌گرا که عقیده دارد همه و یا اکثر رویدادهای بیان شده در کتاب مکاشفه در پایان قرن اول میلادی اتفاق افتاده است؛ ۲) رویکرد تاریخ‌گرا که در آن، کتاب مکاشفه به عنوان یک مرور تاریخی کلیسا از زمان شاگردان مسیح تا به امروز می‌باشد؛ ۳) رویکرد آرمان‌گرا یا همان ایده‌آلیست که مکاشفه را نمایش یک مبارزه بین خیر و شر می‌بیند؛ ۴) رویکرد آینده‌گرایانه که کتاب مکاشفه را پیشگویی حوادث آینده می‌بیند. از بین این چهار رویکرد، فقط رویکرد آینده‌گرایانه است که کتاب مکاشفه را به همان روش تفسیر تاریخی-گرامری بقیه‌ی کتاب‌مقدس تفسیر می‌کند. همچنین با ادعای خود کتاب مکاشفه مبنی بر پیشگویی بودن نیز سازگار است (مکاشفه ۳:۱؛ ۷:۲۲، ۱۰، ۱۸، ۱۹).

بنابراین پاسخ این پرسش که «۱۴۴۰۰۰ نفر چه کسانی هستند؟» بستگی به رویکردی دارد که با استفاده از آن کتاب مکاشفه را تفسیر می‌کنید. به استثنای رویکرد آینده‌گرایانه، بقیه‌ی رویکرد‌ها رقم ۱۴۴۰۰۰ را به‌صورت نمادین تفسیر می‌کنند که نمایانگر کلیسا است و رقم ۱۴۴۰۰۰ نفر نماد تمامیت یا شمار کامل کلیسا می‌باشد. اما وقتی مطلب را همانطور که نوشته شده، تعبیر کنیم: «تعداد کسانی که از تمام قبیله‌های بنی‌اسرائیل مهر شدند، یکصد و چهل و چهار هزار نفر بود» (مکاشفه ۴:۷)، تنها تفسیری که می‌توان از متن داشت، این است که ۱۴۴۰۰۰ نفر تعداد دقیق مردانی است که از قبایل اسرائیل بودند، ۱۲۰۰۰ نفر از هر قبیله اسرائیل. در عهد جدید هیچ متن صریحی وجود ندارد که کلیسا جایگزین اسرائیل شده باشد.

یهودیانی که «مُهر» شده‌اند، یعنی اینکه آنها حفاظت و پشتیبانی خدا را از همه‌ی داوری‌های الهی و از ضد مسیح دارا می‌باشند تا ماموریتشان را در دوره‌ی مصیبت عظیم انجام دهند (به مکاشفه ۱۷:۶ نگاه کنید که در آن مردم تعجب می‌کنند که چه کسی تاب این غضب را دارد). دوره‌ی مصیبت عظیم به دوره‌ی هفت‌ساله‌ای در آینده گفته می‌شود که در آن خداوند داوری الهی خود را بر ضد کسانی که او را رد کرده بودند به اجرا در می‌آورد و نقشه‌ی نجات قوم اسرائیل را هم کامل می‌کند. همه‌ی اینها بر اساس آن چیزی است که خدا برای دانیال آشکار کرده بود (دانیال ۲۴:۹-۲۷). ۱۴۴۰۰۰ یهودی را می‌توان به نوعی «نوبرهای» (مکاشفه ۴:۱۴) اسرائیلِ بازخرید شده دانست که پیشتر پیشگویی شده است (زکریا ۱۰:۱۲؛ رومیان ۲۵:۱۱-۲۷)، و به نظر می‌رسد که ماموریت آنها بشارت دادن در مورد دنیای پس از رویداد «ربوده شدن» و همچنین بشارت پیام انجیل در دوره‌ی مصیبت عظیم می‌باشد. در نتیجه‌ی خدمت آنها، میلیون‌ها نفر به مسیح ایمان خواهند آورد: «جماعتی عظیم از هر ملت و طایفه و قوم و زبان… که هیچ‌کس آنان را نمی‌توانست شماره کند» (مکاشفه ۹:۷).

بیشتر سردرگمی‌ها در رابطه با عدد ۱۴۴۰۰۰ مربوط به آموزه‌ی غلط فرقه‌ی شاهدان یهوه می‌باشد. شاهدان یهوه می‌گویند که ۱۴۴۰۰۰ یعنی حداکثر کسانی که با مسیح در آسمان حکومت خواهند کرد و تا ابد با خدا خواهند بود. ۱۴۴۰۰۰ نفر چیزی دارند که شاهدان یهوه به آن «امید آسمانی» می‌گویند. کسانی که بین این ۱۴۴۰۰۰ نفر نیستند از «امید زمینی» بهره‌مند خواهند شد– بهشتی که بر روی زمین است و توسط عیسی مسیح و آن ۱۴۴۰۰۰ نفر اداره می‌شود. مطلبی که به روشنی دیده می‌شود این است که شاهدان یهوه یک جامعه‌ی طبقاتی پس از مرگ درست کرده‌اند که یک طبقه حاکم (۱۴۴۰۰۰ نفر) دارد و طبقه‌ی دیگر کسانی هستند که بر آنها فرمانروایی می‌شود. کتاب‌مقدس هرگز آموزه‌ای نظیر «طبقه‌ی دوگانه» را تعلیم نمی‌دهد. این درست است که کسانی خواهند بود که در دوره‌ی هزار ساله‌ی حکومت مسیح با او حکومت خواهند کرد. این مردم ترکیبی از کلیسا (ایمانداران به عیسی مسیح، اول قرنتیان ۲:۶)، قدیسین عهد قدیم (ایماندارانی که قبل از ظهور اول مسیح مرده‌اند، دانیال ۲۷:۷) و قدیسین دوره‌ی مصیبت عظیم (کسانی که در دوره‌ی مصیبت عظیم به مسیح ایمان می‌آورند، مکاشفه ۴:۲۰) خواهند بود. اما کتاب‌مقدس هیچ محدودیت عددی بر روی این گروه از مردم قرار نمی‌دهد. علاوه بر این، دوره‌ی هزار ساله‌ی فرمانروایی مسیح با وضعیت ابدی که در انتهای دوره‌ی هزار ساله اتفاق خواهد افتاد متفاوت است. در آن زمان، خداوند با ما در اورشلیم جدید ساکن خواهد شد. او خدای ما و ما قوم او خواهیم بود (مکاشفه ۳:۲۱). ارثی که به ماییکه در مسیح هستیم و با روح‌القدس مُهر شده‌ایم وعده داده شده (افسسیان ۱۳:۱-۱۴) به ما خواهد رسید، و ما همگی هم‌ارث با مسیح خواهیم بود (رومیان ۱۷:۸).

منبع: http://www.gotquestions.org

مکروه ویرانگر چیست؟

مکروه ویرانگر چیست؟
مکروه ویرانگر چیست؟
 عبارت «مکروه ویرانگر» به متی ۱۵:۲۴ اشاره می‌کند: «پس چون آنچه را دانیال نبی ‹مکروهِ ویرانگر’نامیده در مکان مقدّس بر پا بینید-خواننده دقّت کند.» این متن به دانیال ۲۷:۹ اشاره می‌کند: «او برای یک هفته عهدی را با بسیاری استوار خواهد کرد، و در نیمه‌ی آن هفته، قربانی و هدیه را متوقف خواهد ساخت. و بر بال [معبد] رجاساتْ ویران‌کننده‌ای خواهد آمد، تا پایانی که مقرر است بر ویران‌کننده ریخته شود.» در سال ۱۶۷ قبل از میلاد، پادشاه یونانی به نام آنتیخوس اپیفانُس، قربانگاهی را برای زئوس بر روی قربانگاه معبد یهودیان در اورشلیم بنا کرد. او همچنین یک خوک را در معبد اورشلیم قربانی کرد. این رویداد نیز با نام مکروه ویرانگر شناخته می‌شود.

عیسی در متی ۱۵:۲۴ حدود ۲۰۰ سال بعد رویداد «مکروه ویرانگر» صحبت می‌کرد. بنابراین عیسی باید در مورد یک «مکروه ویرانگر» دیگری پیشگویی کرده باشد که در زمانی در آینده در معبد اورشلیم اتفاق خواهد افتاد. بسیاری از مفسران کتاب مقدس بر این باور هستند که عیسی مسیح به «ضدمسیح» اشاره می‌کرد که کاری شبیه کار آنتیخوس اپیفانس خواهد کرد. این موضوع از این بابت قابل تایید است که برخی از آن وقایعی که دانیال در دانیال ۲۷:۹ پیشگویی کرده بود در سال ۱۶۷ قبل از میلاد بوسیله‌ی آنتیخوس اپیفانس اتفاق نیفتاد. آنتیخوس اپیفانس پیمانی هفت ساله با اسرائیل استوار نکرد. این ضدمسیح است که در زمانهای آخر، به‌مدت هفت سال با اسرائیل پیمان خواهد بست اما بعداً با انجام کاری شبیه به مکروه ویرانگر در معبد یهودیان در اورشلیم، آن پیمان را خواهد شکست.

«مکروه ویرانگر» آینده هر چه باشد، شکی نیست که کسی جز ضدمسیح مرتکب آن نخواهد شد. مکاشفه ۱۴:۱۳ اینگونه توضیح می‌دهد که او تصویری خواهد ساخت و همگی را مجبور به پرستش آن خواهد کرد. تبدیل کردن معبد خدای زنده به مکانی برای پرستش ضدمسیح، براستی عملی شنیع و «مکروه ویرانگر» است. کسانیکه در دوره‌ی مصیبت عظیم زنده هستند و باقی می‌مانند باید مراقب باشند و پی ببرند که این واقعه ابتدای سه سال و نیم از بدترین دوره‌ی مصیبت است و اینکه بازشگت خداوند عیسی بسیار نزدیک است. «پس همیشه مراقب باشید و دعا کنید تا بتوانید از همه‌ی این چیزها که به‌زودی رخ خواهد داد، در امان بمانید و در حضور پسر انسان بایستید» (لوقا ۳۶:۲۱).

منبع: http://www.gotquestions.org

آخر الزمان (آپوکالیپس) چیست؟

آخر الزمان (آپوکالیپس) چیست؟
آخر الزمان (آپوکالیپس) چیست؟
واژه آخر الزمان از واژه‌ی یونانی آپوکالوپسیس می آید و به معنی «آشکار کردن، پرده و پوشش را کنار زدن» می باشد. کتاب مکاشفه بعضی اوقات «آپوکالیپس یوحنا» نیز خوانده می شود برای اینکه خدا زمانهای آخر را برای یوحنا آشکار کرد. علاوه براین، واژه‌ی یونانی «آخر الزمان» دقیقاً اولین کلمه در کتاب مکاشفه در متن یونانی است. عبارت «ادبیات آپوکالیپتیک» یا «ادبیات آخر الزمانی» برای توصیف سمبل‌ها، تصاویر و اعداد بکار می‌رود تا رویدادهای آینده را مجسم کند. به غیر از کتاب مکاشفه، نمونه‌های دیگری از «ادبیات آپوکالیپتیک» در کتاب مقدس وجود دارند که عبارتند از: دانیال فصل های ۷ تا ۱۲، اشعیا فصل های ۲۴ تا ۲۷، حزقیال فصل های ۳۷ تا ۴۱، و زکریا فصل های ۹ تا ۱۲٫

چرا » ادبیات آپوکالیپتیک» در قالب نوشته ها سمبولیک، نمادگرا و تصویرپردازی است؟ کتابهای آپوکالیپتیک زمانی نوشته شده‌اند که رساندن پیام به روش سمبولیک و تصویری بسیار عاقلانه‌تر و سنجیده‌تر از نوشتن پیامها به زبان نوشتاری ساده بوده است. به‌علاوه، نمادگری و سمبولیسم یک عنصر رازگونه و مرموز درباره‌ی جزئیات زمانی و مکانی خلق می‌کرد. اما هدف از این نمادگرایی و سمبولیسم ایجاد سردرگمی نبود بلکه هدف آگاهی رساندن و تشویق پیروان خدا در زمانهای سخت بود.

فراتر از معنی خاص کتاب‌مقدسی، واژه «آپوکالیپس» اغلب به طوری کلی برای اشاره به زمانهای آخر و یا رویداد های زمانهای آخر استفاده می‌شود. وقایع زمانهای آخر نظیر آمدن ثانوی مسیح و نبرد حارمجدون (آرماگدون) را بعضی وقتها به‌عنوان آخر الزمان یا آپوکالیپس اشاره می‌کنند. در آخر الزمان خشم نهایی خداوند، عدالت نهایی خداوند و در نهایت عشق خداوند آشکار می شود. عیسی مسیح بزرگترین مکاشفه یا «آپوکالیپس» خداوند است، چرا که او خدا را برای ما آشکار کرد (یوحنا ۹:۱۴؛ عبرانیان ۲:۱).

منبع: http://www.gotquestions.org

نبرد حارمگدون یا حارمجدون چیست؟

نبرد حارمگدون یا حارمجدون چیست؟
نبرد حارمگدون یا حارمجدون چیست؟
واژه‌ی «حارمَگِدّون» از زبان عبری می آید و به معنی «کوه مجدو» می باشد و با نبردی در آینده که خداوند در آن، همانطور که در کتاب مقدس پیشگویی شده، لشگر ضد مسیح را نابود خواهد کرد، مترادف شده است (مکاشفه ۱۶:۱۶؛ ۱:۲۰-۳). گروه زیادی از مردم در این نبرد شرکت خواهند کرد و همه‌ی ملتها با هم متحد خواهند شد تا بر ضد مسیح بجنگند.

مکان دقیق دره‌ی حارمگدون مشخص نیست چون کوهی به نام مجدو وجود ندارد. اما از آنجاییکه «حار» می‌تواند به معنی تپه نیز باشد، بیشترین احتمال این است که محلی در منطقه‌ی تپه‌ای در اطراف دشت مجدو در ۶۰ مایلی شمال اورشلیم باشد. بیش از دویست نبرد در این منطقه رخ داده است. دشت مجدو و یزرعیل (دشت نزدیک آن)، کانون اصلی جنگها در نبرد حارمگدون خواهند بود، که تمام درازای اسرائیل را تا جنوبی‌ترین نقطه که شهر بُصرَه ادوم است فرا خواهد گرفت (اشعیا ۱:۶۳). دشت حارمگدون به دلیل دو پیروزی بزرگ در تاریخ اسرائیل مشهور بود: ۱) پیروزی باراق بر کنعانی‌ها (داوران ۱۵:۴) و ۲) پیروزی جدعون بر مدیانی‌ها (داوران ۷). حارمگدون همچنین محل دو تراژدی نیز بوده است: ۱) مرگ شائول و پسرانش (اول سموئیل ۸:۳۱) و ۲) مرگ پادشاه یوشیا (دوم پادشاهان ۲۹:۲۳-۳۰؛ دوم تواریخ ۲۲:۳۵).

به همین دلایل تاریخی، دشت حارمگدون به نماد نبرد نهایی خداوند با نیروهای شریر تبدیل شده است. واژه‌ی «حارمگدون» فقط در مکاشفه ۱۶:۱۶ آمده است: «آنگاه آن سه روح پلید شاهان زمین را در جایی که به زبان عبرانیان ‹حارمَگِدّون› خوانده می‌شود، گرد هم آوردند.» این آیه درباره‌ی پادشاهانی می گوید که به ضدمسیح وفادارند و با هم متحد شده تا برای آخرین بار به اسرائیل حمله کنند. در حارمگدون «جام سرشار از شراب خشم خروشان [خدا]» نوشانده خواهد شد (مکاشفه ۱۹:۱۶)، و ضدمسیح و تمامی پیروانش سرنگون و نابود خواهند شد. حارمگدون تبدیل به یک اصطلاح کلی شده که به پایان جهان اشاره می‌کند، نه فقط منحصراً به نبردی که در دشت مجدو اتفاق می‌افتد.

منبع: http://www.gotquestions.org

روز خداوند چیست؟

روز خداوند چیست؟
روز خداوند چیست؟
عبارت «روز خداوند» معمولاً وقایعی را مشخص می‌کند که در پایان تاریخ اتفاق خواهند افتاد (اشعیا ۱۸:۷-۲۵) و رابطه‌ی بسیار نزدیکی با عبارت «آن روز» دارد. یک نکته‌ی کلیدی برای درک این عبارتها این است که آنها همیشه یک فاصله‌ی زمانی را مشخص می‌کنند که خدا شخصاً، بطور مستقیم یا غیر مستقیم، در تاریخ بشر مداخله می‌کند تا جنبه‌های مشخصی از هدفش را به سرانجام برساند.

اکثر مردم روز خداوند را با دوره‌ی زمانی یا روز خاصی ارتباط می‌دهند که در آن هنگام، خواست و هدف خدا برای انسان و دنیا به ثمر می‌رسد. برخی از مفسران بر این باورند که روز خداوند، مدت زمانی بیشتر از یک روز است و یک دوره‌ی زمانی است که عیسی مسیح بر سراسر دنیا فرمانروایی خواهد کرد پیش از آنکه آسمان و زمین را در تدارک برای ابدیت همه‌ی بشریت پاک سازد. برخی دیگر از محققان اعتقاد دارند که روز خداوند یک رویداد آنی و لحظه‌ای است که در آن لحظه عیسی مسیح برای رهایی ایمانداران وفادارش و فرستادن بی‌ایمانان به لعنت ابدی باز می‌گردد.

عبارت «روز خداوند» اغلب در عهد قدیم استفاده شده است (اشعیا ۱۲:۲؛ ۶:۱۳، ۹؛ حزقیال ۵:۱۳؛ ۳:۳۰؛ یوئیل ۱۵:۱؛ ۱:۲‏‏، ۱۱، ۳۱؛ ۱۴:۳؛ عاموس ۱۸:۵، ۲۰؛ عوبدیا ۱۵؛ صفنیا ۷:۱، ۱۴؛ زکریا ۱:۱۴؛ ملاکی ۵:۴). و چندین بار هم در عهد جدید آمده است (اعمال ۲۰:۲؛ اول قرنتیان ۵:۵؛ دوم قرنتیان ۱۴:۱؛ اول تسالونیکیان ۲:۵؛ دوم تسالونیکیان ۲:۲؛ دوم پطرس ۱۰:۳). همچنین در متنهای دیگری بطور ضمنی به آن اشاره شده است ( مکاشفه ۱۷:۶؛ مکاشفه ۱۴:۱۶).

آیاتی از عهد قدیم که به روز خداوند پرداخته‌اند معمولاً یک معنی نزدیکی، قریب‌الوقوع بودن و انتظار را می‌رساند: «ناله کنید، زیرا روز خداوند نزدیک است روزی که خدای قادر مطلق شما را هلاک کند» (اشعیا ۶:۱۳)؛ «گریه کنید، چون آن روز هولناک نزدیک است. آن روز، روز خداوند است، روز ابرها و نابودی برای قومها!» (حزقیال ۳:۳۰)؛ «شیپور خطر را در اورشلیم به صدا درآورید! بگذارید صدای آن بر بالای کوه مقدس من شنیده شود! همه از ترس بلرزند، زیرا روز داوری خداوند نزدیک می‌شود» (یوئیل ۱:۲)؛ «مردم دسته‌دسته در «دره‌ی داوری» جمع می‌شوند، زیرا در آنجا روز خداوند بزودی فرا خواهد رسید» (یوئیل ۱۴:۳)؛ «در پیشگاه خداوندگارْ یهوه خاموش باشید، زیرا که روز خداوند نزدیک است» (صفنیا ۷:۱). متنهای عهد قدیم مانند پیشگوییهای آن، به روز خداوند صحبت از یک تحقق نزدیک می‌کند و هم یک تحقق دور. بعضی از آیات عهد قدیم که اشاره به روز خداوند دارند داوریهای تاریخی‌ای را توصیف می‌کنند که به‌نوعی پیشاپیش محقق شده است (اشعیا ۶:۱۳-۲۲؛ حزقیال ۲:۳۰-۱۹؛ یوئیل ۱۵:۱؛ ۱۴:۳؛ عاموس ۱۸:۵-۲۰؛ صفنیا ۱۴:۱-۱۸)، درحالیکه در برخی دیگر از آیات اشاره به داوریهای الهی دارد که نزدیک به پایان عصر اتفاق خواهد افتاد (یوئیل ۳۰:۲-۳۲؛ زکریا ۱:۱۴؛ ملاکی ۱:۴، ۵).

عهد جدید آن را «روز غضب،» «روز ملاقات،» و «روز عظیم خدای قادر مطلق» (مکاشفه ۱۴:۱۶) می‌نامد. و همچنین اشاره می‌کند به تحققی در آینده می‌کند آن‌هنگام که غضب خدا بر اسرائیل بی‌ایمان (اشعیا ۲۲؛ ارمیا ۱:۳۰-۱۷؛ یوئیل ۱—۲؛ عاموس ۵؛ صفنیا ۱) و بر دنیای بی‌ایمان (حزقیال ۳۸—۳۹؛ زکریا ۱۴) ریخته خواهد شد. کتاب مقدس می‌گوید که «روز خداوند» بسیار سریع مانند یک دزد در شب می‌آید (صفنیا ۱۴:۱-۱۵؛ دوم تسالونیکیان ۲:۲)، بنابراین مسیحیان باید مراقب و آماده‌ی بازگشت مسیح در هر لحظه باشند.

علاوه بر اینکه آن روز زمان داوری خواهد بود، همچنین زمانی خواهد بود که خداوند باقیمانده‌ی قوم اسرائیل را نجات خواهد داد و به وعده‌ی خود عمل کرده باشد که «تمامی اسرائیل نجات خواهد یافت» (رومیان ۲۶:۱۱) وگناهان آنان را خواهد بخشید و قوم برگزیده‌ی خود را به سرزمینی که به ابراهیم وعده داده بود باز خواهد گرداند (اشعیا ۲۷:۱۰؛ ارمیا ۱۹:۳۰-۳۱، ۴۰؛ میکاه ۴؛ زکریا ۱۳). نتیجه‌ی نهایی روز خداوند این خواهد بود که «تکبر انسان پست خواهد شد، و کبر و غرور آدمیان به زیر کشیده خواهد گشت؛ تنها خداوند در آن روز متعال خواهد بود» (اشعیا ۱۷:۲). تحقق نهایی پیشگوییهای مربوط به «روز خداوند» در پایان تاریخ فرا خواهد رسید، آن هنگام که خدا با قدرت شگفت‌انگیز خویش، شرارت را مجازات و وعده‌هایش را محقق خواهد کرد.

منبع: http://www.gotquestions.org

تفاوت بین رویداد ربوده شدن و آمدن ثانوی مسیح چیست؟

تفاوت بین رویداد ربوده شدن و آمدن ثانوی مسیح چیست؟
تفاوت بین رویداد ربوده شدن و آمدن ثانوی مسیح چیست؟
 رویداد ربوده شدن و آمدن ثانوی مسیح اغلب با هم اشتباه گرفته می‌شوند. بعضی وقتها مشخص کردن این موضوع که آیا یک آیه‌ی کتاب مقدس به ربوده شدن اشاره می‌کند و یا آمدن ثانوی، مشکل است. با این وجود، در مطالعه‌ی پیشگویی‌های کتاب مقدس درباره‌ی زمانهای آخر، تفاوت قائل شدن بین این دو مهم است.

ربوده شدن زمانی اتفاق می‌افتد که عیسی مسیح برای برداشتن کلیسا (همه‌ی ایمانداران) از روی زمین می‌آید. رویداد ربوده شدن در اول تسالونیکیان ۱۳:۴-۱۸ و اول قرنتیان ۵۰:۱۵-۵۴ توضیح داده شده است. ایماندارانی که مرده اند، بدنهایشان قیام خواهد کرد و همراه با ایماندارانی که زنده‌اند مسیح را در هوا ملاقات خواهند کرد. این رویداد در یک چشم بهم زدن اتفاق خواهد افتاد. آمدن ثانوی مسیح زمانی است که عیسی مسیح برای شکست دادن ضد مسیح، نابود کردن شیطان و تاسیس پادشاهی هزار ساله‌اش باز می‌گردد. آمدن ثانوی در مکاشفه ۱۱:۱۹-۱۶ توضیح داده شده است.

تفاوتهای مهم بین رویداد ربوده شدن و بازگشت دوباره عبارتند از: 

۱) در رویداد ربوده شدن، ایمانداران خداوند را در هوا ملاقات می‌کنند (اول تسالونیکیان ۱۷:۴). در آمدن ثانوی، ایمانداران همراه عیسی مسیح به زمین باز می‌گردند (مکاشفه ۱۴:۱۹).

۲) آمدن ثانوی پس از دوره مصیبت عظیم و هولناک روی خواهد داد (مکاشفه ۶—۱۹). رویداد ربوده شدن قبل از مصیبت عظیم اتفاق خواهد افتاد (اول تسالونیکیان ۹:۵؛ مکاشفه ۱۰:۳).

۳) رویداد ربوده شدن، شامل برداشتن ایمانداران از روی زمین به‌منزله‌ی عمل رهایی می‌باشد (اول تسالونیکیان ۱۳:۴-۱۷؛ ۹:۵). آمدن ثانوی شامل برداشتن غیر ایمانداران به‌منزله‌ی عمل داوری می‌باشد (متی ۴۰:۲۴-۴۱).

۴) رویداد ربوده شدن مخفی و آنی انجام خواهد شد (اول قرنتیان ۵۰:۱۵-۵۴). آمدن ثانوی برای همه آشکار و قابل دیدن خواهد بود (مکاشفه ۷:۱؛ متی ۲۹:۲۴-۳۰).

۵) آمدن ثانوی مسیح بعد از یک سری رویدادهای خاص زمانهای آخر اتفاق خواهد افتاد (دوم تسالونیکیان ۴:۲؛ متی ۱۵:۲۴-۳۰؛ مکاشفه ۶—۱۸). رویداد ربوده شدن بسیار فوری و در هر لحظه‌ای ممکن است اتفاق بیافتد (تیتوس ۱۳:۲؛ اول تسالونیکیان ۱۳:۴-۱۸؛ اول قرنتیان ۵۰:۱۵-۵۴).

چرا مهم است که رویداد ربوده شدن و آمدن ثانوی را متمایز کنیم؟

۱) اگر ربوده شدن و آمدن ثانوی یک رویداد باشند، پس ایمانداران نیز دوره‌ی مصیبت عظیم را پشت سر خواهد گذاشت (اول تسالونیکیان ۹:۵؛ مکاشفه ۱۰:۳).

۲) اگر ربوده شدن و آمدن ثانوی یک رویداد باشند، پس بازگشت مسیح قریب‌الوقوع نخواهد بود – خیلی چیزها هستند که باید اتفاق بیافتد پیش از آنکه او بتواند ظهور کند (متی ۴:۲۴-۳۰)

۳) در توضیح دوره‌ی مصیبت عظیم، در هیچ جای مکاشفه فصلهای ۶—۱۹ نامی از کلیسا برده نشده است. در دوره‌ی مصیبت عظیم که «زمان تنگی یعقوب» نیز نامیده می‌شود ( ارمیا ۷:۳۰)، خدا دوباره توجه اصلی خود را معطوف قوم اسرائیل خواهد کرد (رومیان ۱۷:۱۱-۳۱).

رویداد ربوده شدن و آمدن ثانوی شبیه هم هستند اما دو واقعه‌ی مجزا می‌باشند. هر دو شامل بازگشت مسیح می‌شوند. هر دو رویداد هایی مربوط به زمانهای آخر هستند. با این وجود، بسیار مهم است که تفاوتهای آنها را تشخیص دهیم. بطور خلاصه، رویداد ربوده شدن به بازگشت مسیح بر روی ابرها برای برداشتن همه‌ی ایمانداران از روی زمین قبل از زمان غضب خدا گفته می‌شود. آمدن ثانوی، به بازگشت مسیح به زمین برای پایان دادن به دوره‌ی مصیبت عظیم و شکست دادن ضد مسیح و امپراطوری پلید او می‌باشد.

منبع: http://www.gotquestions.org

چهار سوار آخر زمان چه کسانی هستند؟

چهار سوار آخر زمان چه کسانی هستند؟
چهار سوار آخر زمان چه کسانی هستند؟
 چهار سوار آخر زمان در مکاشفه ۱:۶-۸ توضیح داده شده است. چهار سوار آخر زمان یک توضیح نمادین از اتفاقات متفاوتی است که در زمانهای آخر رخ خواهد داد. اولین سوار آخر زمان در مکاشفه ۲:۶ بیان شده است: «همین که نظر کردم اسبی سفید پیش رویم پدیدار شد. آن که بر آن اسب سوار بود، کمانی در دست داشت؛ به او تاجی داده شد و او پیروزمندانه به پیش تاخت تا ظفر بیابد.» اولین سوار احتمالاً به ضد مسیح اشاره می‌کند که اقتدار به او داده خواهد شد و مخالفانش را سرکوب خواهد کرد. ضد مسیح مقلد دروغین مسیحِ حقیقی است، که سوار بر اسب سفید برخواهد گشت (مکاشفه ۱۱:۱۹-۱۶).

دومین سوار آخر زمان در مکاشفه ۴:۶ بیان شده است: «و اسبی دیگر بیرون آمد که به سرخی آتش بود، و به آن که بر آن اسب سوار بود قدرت داده شد تا صلح از روی زمین برگیرد و آدمیان را به کشتار یکدیگر برگمارد. و به او شمشیری بزرگ داده شد.» دومین سوار به جنگ وحشتناکی که در زمانهای آخر رخ خواهد داد اشاره می‌کند. سومین سوار در مکاشفه ۵:۶-۶ آمده است: «…اسبی سیاه پیش رویم پدیدار شد و آن که بر آن اسب سوار بود ترازویی در دست داشت. و از میان آن چهار موجود زنده، چیزی شبیه صدایی شنیدم که می‌گفت: «یک پیمانه گندم، یک دینار، و سه پیمانه جو، یک دینار؛ و روغن و شراب را ضایع مکن!»» سومین سوار آخر زمان به خشکسالی عظیمی اشاره می‌کند که احتمالاً در نتیجه‌ی جنگ های دومین سوار پدید می‌آید.

چهارمین سوار در مکاشفه ۸:۶ آمده است: «همین که نظر کردم، اسبی پریده‌رنگ پیش رویم پدیدار شد و آن که بر آن اسب سوار بود مرگ نام داشت و جهانِ مردگان از پی او می‌آمد. و به آنها بر یک‌ربع زمین قدرت داده شد تا بکشند با شمشیر و قحطی و بیماری مهلک و وحوش روی زمین.» چهارمین سوار آخر زمان نماد مرگ و نابودی است. به‌نظر می‌رسد که ترکیبی از سوارهای قبلی باشد. چهارمین سوار آخر زمان باعث جنگهای وحشتناک بیشتری خواهد شد و قحطی همراه با مصیبت و بیماریهای وخیم پدید خواهد آورد. حیرت‌انگیزترین و یا بهتر بگوییم شاید وحشتناکترین چیز این است که چهار سوار آخر زمان تنها «پیش‌درآمدی» بر داوریهای بدتری خواهند بود که در ادامه در دوره‌ی مصیبت عظیم به‌وقوع می‌پیوندد (مکاشفه فصلهای ۸، ۹، ۱۶).

منبع: http://www.gotquestions.org

ما در پرتو بازگشت مسیح، چگونه باید زندگی کنیم؟

ما در پرتو بازگشت مسیح، چگونه باید زندگی کنیم؟
ما در پرتو بازگشت مسیح، چگونه باید زندگی کنیم؟
ما باور داریم که بازگشت عیسی مسیح قریب‌الوقوع است، یعنی هر لحظه ممکن است اتفاق بیفتد. ما، همراه با پولس رسول، باید «منتظر آن امید مبارک، یعنی ظهور پرجلال خدای عظیم و نجات‌دهنده‌ی خویش عیسی مسیح» باشیم (تیتوس ۱۳:۲). بعضی‌ها اگر بدانند که عیسی مسیح امروز باز می‌گردد، هر کاری را که در حال انجامش هستند متوقف کرده و فقط «منتظر» آمدن او می‌شوند.

با این وجود، تفاوت بسیار زیادی بین دانستن اینکه عیسی مسیح می‌تواند همین امروز بازگردد با دانستن اینکه او امروز باز خواهد گشت، وجود دارد. عیسی مسیح گفت، «هیچ‌کس آن روز و ساعت را نمی‌داند جز پدر» (متی ۳۶:۲۴). زمان آمدن او چیزی است که خدا برای هیچ‌کس آشکار نکرده است، بنابراین ما باید تا زمانیکه او ما را نزد خود فرا بخواند، خدمت کردن به او را ادامه دهیم. در مثل عیسی درباره‌ی ده قنطار، پادشاه پیش از سفر به دستیاران خود گفت » «تا بازگشت من با این پول تجارت کنید» (لوقا ۱۳:۱۹).

بازگشت مسیح در کتاب مقدس همیشه یک عامل تشویق‌کننده برای حرکت کردن و عمل کردن می‌باشد، نه دلیلی برای دست از کار کشیدن. پولس رسول در اول قرنتیان ۵۸:۱۵، اینگونه جمع‌بندی می‌کند: «همواره مشغول خدمت به خداوند باشید.» او همچنین در اول تسالونیکیان ۶:۵، درباره‌ی بازگشت مسیح اینگونه نتیجه‌گیری می‌کند: «پس همانند دیگران به خواب نرویم، بلکه بیدار و هوشیار باشیم.» در انزوا رفتن و «حفظ امور در غیاب او» هرگز آن چیزی نیست که عیسی برای ما می‌خواست. بلکه باید تا زمانیکه می‌شود کار کنیم. «زیرا وقت کمی تا شب باقی مانده و در آن نمی‌توان کاری انجام داد» (یوحنا ۴:۹).

رسولان با این عقیده زندگی و خدمت می‌کردند که بازگشت عیسی در زمان حیات آنها اتفاق می‌افتاد؛ چه می‌شد اگر آنها هیچ کاری نمی‌کردند و فقط منتظر می‌ماندند؟ در این صورت، آنها از دستور مسیح سرپیچی کرده بودند که به آنها گفت «به سرتاسر جهان بروید و خبر خوش را به همه‌ی خلایق موعظه کنید» (مرقس ۱۵:۱۶)، پس اگر آنها از دستور عیسی مسیح سرپیچی کرده بودند و هیچ کاری نمی‌کردند، پیام انجیل هرگز به سراسر دنیا رسانده نمی‌شد. رسولان فهمیده بودند که بازگشت قریب‌الوقوع عیسی مسیح به این معنی است که آنها همواره باید مشغول خدمت‌رسانی به خدا باشند. آنها به‌طور کامل و در نهایتِ کارآمد بودن زندگی می‌کردند، جوری که انگار آخرین روز زندگی آنها می‌باشد. ما نیز باید هر روز از زندگی را مانند یک هدیه ببینیم و از آن برای جلال دادن خدا استفاده کنیم.

منبع: http://www.gotquestions.org

علامت وحش (۶۶۶) در کتاب مکاشفه چیست؟

علامت وحش (666) در کتاب مکاشفه چیست؟
علامت وحش (۶۶۶) در کتاب مکاشفه چیست؟
مکاشفه ۱۵:۱۳-۱۸ متن اصلی در کتاب مقدس می‌باشد که «علامت وحش» را عنوان کرده است. ارجاعات دیگری نیز مانند مکاشفه ۹:۱۴، ۱۱؛ ۲:۱۵؛ ۲:۱۶؛ ۲۰:۱۹؛ و ۴:۲۰ به این علامت اشاره می‌کنند. این علامت مانند یک مُهر و شناسه برای پیروان ضد مسیح و نبی دروغین (سخنگوی ضد مسیح) عمل می‌کند. نبی دروغین (وحش دوم) کسی است که مردم را مجبور می‌کند تا این علامت را بر خود داشته باشند. این علامت در واقع بر روی دست و یا پیشانی قرار می‌گیرد و صرفاً یک کارت نیست که کسی حمل کرده باشد.

پیشرفت اخیر در تکنولوژیهای پزشکی در زمینه‌ی کاشتن ریزتراشه‌ها، توجهات به علامت گفته شده‌ی وحش در مکاشفه فصل ۱۳ را بیشتر کرده است. ممکن است که فن‌آوری امروز آغاز کننده‌ی مرحله‌ای باشد که در نهایت به‌عنوان علامت وحش از آن استفاده شود. دانستن این مطلب مهم است که تراشه‌ی کاشته شده‌ی پزشکی علامت وحش نیست. علامت وحش چیزی خواهد بود که فقط به پرستش کنندگان ضد مسیح داده خواهد شد. یک ریزتراشه‌ی پزشکی یا مالی در دست راست و یا پیشانی، علامت وحش نیست. علامت وحش یک علامت شناسایی در زمانهای آخر خواهد بود که ضد مسیح، افراد را وادار به خرید و فروش آن می‌کند و فقط به کسانی تعلق می‌گیرد که ضد مسیح را پرستش می‌کنند.

بسیاری از توضیح دهندگان کاردان و خوب کتاب مکاشفه، در رابطه با ماهیت دقیق علامت وحش اختلاف نظر دارند. در کنار نظریه‌ی ریزتراشه‌ی کاشته شده در بدن، گمانه‌رنی‌های دیگری نیز در مورد علامت وحش وجود دارند که عبارتند از یک کارت شناسایی، ریزتراشه، بارکدی که روی پوست خالکوبی شده، و یا به سادگی یک علامتی که نشان دهنده‌ی وفادار بودن به پادشاهی ضد مسیح است. این مورد آخر احتمال بیشتری دارد برای اینکه اطلاعات بیشتری به آنچه کتاب مقدس به ما گفته اضافه نمی‌کند. به عبارت دیگر، همه‌ی این موارد امکان‌پذیر می‌باشند اما فقط در حد حدس و گمان هستند. ما نباید زمان زیادی برای گمانه‌زنی جزئیات دقیق این علامت صرف کنیم.

معنی ۶۶۶ نیز یک راز است. برخی حدس زده بودند که ارتباطی با ۶ ژوئن ۲۰۰۶ دارد (۰۶/۰۶/۰۶). اما در کتاب مکاشفه عدد ۶۶۶ مشخص‌کننده‌ی یک فرد است نه یک تاریخ. مکاشفه ۱۸:۱۳ به ما می‌گوید: «و این حکمت می‌طلبد. هر که بصیرت دارد، بگذار تا عدد آن وحش را محاسبه کند، چرا که آن، عدد انسان است. و عدد او ششصد و شصت و شش است.» به نوعی، ۶۶۶ مشخص کننده‌ی ضد مسیح خواهد بود. برای قرنها، مفسران کتاب مقدس سعی کردند که این علامت ۶۶۶ را به افراد خاصی نسبت دهند، اما نتیجه‌ای نداشت. به همین دلیل است که مکاشفه ۱۸:۱۳ به ما می‌گوید که برای شناسایی این عدد به هوش و خرد نیاز داریم. زمانیکه ضد مسیح ظهور می‌کند (دوم تسالونیکیان ۳:۲-۴)، مشخص خواهد شد که او کیست و عدد ۶۶۶ چگونه او را معرفی خواهد کرد.

منبع: http://www.gotquestions.org

هفت مُهر و هفت شیپور در کتاب مکاشفه یوحنا چه هستند؟

هفت مُهر و هفت شیپور در کتاب مکاشفه یوحنا چه هستند؟
هفت مُهر و هفت شیپور در کتاب مکاشفه یوحنا چه هستند؟
هفت مُهر (مکاشفه ۱:۶-۱۷؛ ۱:۸-۵)، هفت شیپور (مکاشفه ۶:۸-۲۱؛ ۱۵:۱۱-۱۹)، هفت جام (مکاشفه ۱:۱۶-۲۱) سه دسته از داوریها توسط خدا در زمانهای آخر هستند. داوریها به‌تدریج و با پیش‌روی زمانهای آخر، بدتر و سخت‌تر می‌شوند. هفت مُهر، هفت شیپور و هفت جام به یکدیگر مرتبط هستند. مُهر هفتم، هفت شیپور را معرفی می‌کند (مکاشفه ۱:۸-۵)، و شیپور هفتم، هفت جام را معرفی می‌کند (مکاشفه ۱۵:۱۱-۱۹؛ ۱:۱۵-۸).

چهار مُهر اول از هفت مُهر، به‌عنوان چهار سوار آخر الزمان شناخته می‌شوند. مُهر اول، ضد مسیح را معرفی می‌کند (مکاشفه ۱:۶-۲). مُهر دوم، باعث جنگ بزرگی می‌شود (مکاشفه ۳:۶-۴). مُهر سوم، باعث قحطی می‌شود (مکاشفه ۵:۶-۶). مُهر چهارم، باعث بیماری و جنگ و قحطی بیشتری می‌شود (مکاشفه ۷:۶-۸).

مُهر پنجم، به ما درباره‌ی کسانی می‌گوید که برای ایمانشان به مسیح در زمانهای آخر به شهادت رسیدند (مکاشفه ۹:۶-۱۱). خداوند ناله‌های آنان برای اجرای عدالت را می‌شنود و در زمان‌بندی خودش به شکل مُهر ششم، همراه با داوریهای شیپور و جام، به صدای عدالت‌خواهی آنها پاسخ می‌دهد. زمانیکه ششمین مُهر از هفت مُهر باز می‌شود زلزله‌ی شدیدی همراه با وقایع عجیب نجومی رخ می‌دهد و باعث ویرانی بسیار وحشتناکی می‌شود (مکاشفه ۱۲:۶-۱۴). آنهایی که زنده می‌مانند حق دارند فریادزنان بگویند: «بر ما فرود آیید و ما را از روی آن تخت‌نشین و از خشم بره فرو پوشانید. زیرا که روز بزرگ خشم آنان فرا رسیده و که را توان ایستادگی است؟» (مکاشفه ۱۶:۶-۱۷).

هفت شیپور در مکاشفه ۶:۸-۲۱ توضیح داده شده است. هفت شیپور «محتوای» مُهر هفتم هستند (مکاشفه ۱:۸-۵). شیپور اول باعث به وجود آمدن تگرگ و آتش می‌شود که گیاهان زمین را نابود می‌کند (مکاشفه ۷:۸). شیپور دوم چیزی مانند یک شهاب سنگ را ظاهر می‌کند که با برخورد به اقیانوسها باعث می‌شود تا اکثر جانوران دریایی نابود شوند (مکاشفه ۸:۸-۹). سومین شیپور شبیه شیپور دوم است با این تفاوت که به جای اقیانوسها بر روی رودخانه‌ها و دریاچه‌ها تاثیر می‌گذارد (مکاشفه ۱۰:۸-۱۱).

چهارمین شیپور باعث تاریک شدن خورشید و ماه می‌شود (مکاشفه ۱۲:۸). شیپور هفتم باعث هجوم «ملخ های شیطانی» می‌شود که به انسانها حمله‌ور شده و آنها را شکنجه می‌دهند (مکاشفه ۱:۹-۱۱). شیپور ششم یک لشگر شیطانی را به وجود می‌آورد که یک‌سوم انسانها را می‌کشند (مکاشفه ۱۲:۹-۲۱). شیپور هفتم، هفت فرشته با هفت جام از خشم خدا را فرا می‌خواند (مکاشفه ۱۵:۱۱-۱۹؛ ۱:۱۵-۸).

داوریهای هفت جام در مکاشفه ۱:۱۶-۲۱ توضیح داده شده است. داوریهای هفت جام با به صدا در آمدن شیپور هفتم آغاز می‌شوند. جام اول باعث می‌شود زخمهای دردناکی بر بدن انسان پدید آید (مکاشفه ۲:۱۶). جام دوم باعث مرگ همه‌ی موجودات دریایی می‌شود (مکاشفه ۳:۱۶). جام سوم باعث می‌شود آب رودخانه‌ها به خون تبدیل شود (مکاشفه ۴:۱۶-۷). جام چهارم باعث شد تا گرمای خورشید افزایش یابد و باعث دردهای زیادی شود (مکاشفه ۸:۱۶-۹). جام پنجم باعث تاریکی عظیم و افزایش دردهای حاصل از جام اول می‌شود (مکاشفه ۱۰:۱۶-۱۱). جام ششم باعث می‌شود رود فرات خشک شود و لشگر ضد مسیح دور هم جمع شوند تا برای نبرد حار مجدون آماده شوند (مکاشفه ۱۲:۱۶-۱۴). جام هفتم، زلزله‌ی بسیار شدیدی همراه با تگرگهای بسیار درشت پدید می‌آورد (مکاشفه ۱۵:۱۶-۲۱).

مکاشفه ۵:۱۶-۷ خطاب به خدا می‌گوید: «تو عادلی در این حکمها که کردی، تو که هستی و بوده‌ای، ای قدّوس؛ زیرا که آنان خون مقدسین و انبیای تو را ریختند، پس به آنان خون دادی تا بنوشند که سزایشان همین است. … آری، ای خداوندْ خدای قادر مطلق، حق است و عدل، کیفری که تو می‌دهی.»

منبع: http://www.gotquestions.org