چرا مسیح گفت راه منم، راستی من، زندگی منم، هیچکس نمی تواند به خدا برسد مگر بوسیله من

چرا مسیح گفت راه منم، راستی من، زندگی منم، هیچکس نمی تواند به خدا برسد مگر بوسیله من
چرا مسیح گفت راه منم، راستی من، زندگی منم، هیچکس نمی تواند به خدا برسد مگر بوسیله من

به این آیه در کتاب مقدس دقت کرده اید؟  کسی بغیر از مسیح این گونه سخن گفته است و توانسته است آنرا ثابت کند؟ « هیچکس نمی تواند به خدا برسد مگر بوسیله من!» خبر خوش انجیل چیست؟ آیا این آیه می تواند کمکی به ما بکند؟ ما به عنوان انسانهای خطاکار یا گناه کار، مهم نیست چه گناهی! «همه گناه کرده اند لیکن یکی هم نی!»  راهی برای رسیدن به خدای پاک و بی گناه داریم؟
روی سخن من با کسانی نیست که فکر می کنند گناهی مرتکب نشده اند یا تمامی قوانین شریعتی را که به آن ایمان دارد انجام داده اند، و هیچ خطایی از آنها سر نزده است!
من با کسانی می خواهم صحبت کنم که همه درها را به روی خود بسته می بینند و گناه خود را شناخته اند و فکر می کنند راه نجاتی نیست!
مسیح گفت: بیمارانند که به طبیب نیاز دارند، نه تندرستان، من برای دعوت پارسایان نیامده ام، بلکه آمده ام تا گناکاران را به توبه دعوت کنم. لوقا ۳۱: ۵
چرا مسیح تنها راه است؟ جواب شاید برای من بسیار ساده اما برای شما بسیار دشوار باشد، چون او فدیه گناهان ما شد، مسیح بر روی صلیب با مرگ خود و قربانی کردن خود باعث شد تا گناهان ما نزد خدا پاک شمرده شود، او تمامی خطایای ما را به جان خرید و گناهان گذشته حال و آینده ما با ایمان به او پاک شد.
وقتی در بیابان مارها به قوم اسرائیل حمله کردند خدا به موسی گفت ماری مفرقی درست کن و آن را برافشان تا هر مارگزیده ای به آن نگاه کند از زهر مار نجات یابد. مسیح در یوحنا ۳: ۱۴ گفت: «همانگونه که موسی آن مار را در بیابان برافراشت، پسر انسان نیز باید برافراشته شود تا هر که به او ایمان آورد، حیات جاویدان  داشته باشد.» اگر قوم اسرائیل با رد مار مفرقی از زهر مار می مردند ما نیز با رد مسیح در گناه خود خواهیم مرد!  با نجات ما از گناه ما برای همیشه فرزندان خدا هستیم!
اما خدا چه شهادتی داده است؟ شهادت خدا این است که او به ما حیات و زندگی جاوید عطا کرد و این حیات در فرزند او عیسی مسیح است، پس روشن است که هر کس مسیح را دارد به این حیات نیز دسترسی دارد اما هر که مسیح را ندارد از این حیات بی بهره خواهد ماند.
کتاب مقدس اطمینان می دهد که با پذیرفتن مسیح به زندگیمان ما اکنون فرزندان روحانی خدا شده ایم و این رابطه مانند رابطه پدر و فرزند است که هیچگاه قطع نمی شود. و حال با ایمان به مسیح ما با خدا در آشتی و صلح هستیم!
رومیان ۵: ۱ « پس چون بوسیله ایمان به عیسی مسیح در نظر خدا پاک و بی گناه محسوب شده ایم از رابطه مسالمت آمیز  با خدا بهره مند هستیم و این رابطه زمانی ایجاد شد که خداوند ما عیسی مسیح جانش را روی صلیب در راه ما فدا کرد»
آیا هنوز به آن مسیح برافراشته شده بر صلیب که به خاطر گناهان ما مرد شک دارید، تنها با ایمان به او می توانید از گناهانتان نجات پیدا کنید، با رد او از زهر مار خواهید مرد! تصمیم با شماست!!
یوحنا ۳: ۱۶ « زیرا خدا جهان را آنقدر محبت کرد که پسر یگانۀ خود را داد تا هر‌که به او ایمان آوَرَد هلاک نگردد، بلکه حیات جاویدان یابد»

چرا مسیح

چرا مسیح
چرا مسیح

 

هدف خدا از آفرینش انسان:   هدف خداوند از آفرینش انسان این بود که خانواده خود را کثیر گرداند. بخشندگی و سخاوت

 خدا آن را ایجاد میکرد که خداوند انسان را به شباهت خود بیافریند. خداوند به انسان ارادۀ آزاد و قدرت تصمیم گیری و  حکمرانی عطا فرمود. انسان نه از لحاظ ظاهر بلکه از لحاظ عاطفه و احساسات و محبت شبیه خدا آفریده شده است.

گناه و سقوط انسان:طبق ِارادۀ آزادی که خداوند در انسان قرار داده  بود  همچنین  یک صندوق رأی هم  باید وجود می داشت و خداوند درختی را درباغ عدن قرار داده بود که انسان در خوردن از آن از سوی خدا منع شده بود و این در واقع دموکرات بودن خداوند  را نشان می دهد. که خداوند انسان را آزاد آفرید و به  وی حق انتخاب داده  بود. اما متأسفانه شیطان که سابقاً به دلیل شورش علیه حقیقت و با استفاده از ارادۀ آزادی که داشت از منزلت و مقام خود سقوط کرده بود با فریب انسان و ترغیب وی( حوا) برای خوردن از آن درختی که خدا منع کرده  بود سعی کرد علیه مخلوق دستِ خدا عمل کند. و انسان هم با سرپیچی از قانون خدا در واقع با رای خود از منزلت و مقامی که در حضور خدا داشت سقوط کرد. این سقوط باعث یک مرگ روحانی در انسان شد و این مرگ روحانی به معنای عدم توانایی انسان برای برقراری ارتباطی زنده باخداوند شدانسان در واقع عملاً و قانوناً حکومت و قدر ت خود را به شیطان داد. نتیجه این سقوط سردرگمی انسان را در بر داشت. انسانی که تا قبل از گناه می توانست به راحتی با خدا ارتباط برقرار کند و با وی مشارکت داشته باشد. بعد از گناه و سرپیچی انسان از خدا لعنت وارد زندگی انسان شد و چون خدا قدّوس است و انسان گناهکار، امکان ایجاد رابطه وجود نداشت. و خداوندِ محبت به انسان وعده ای داد که بوی نجات از آن به مشام می رسید. وعده ای که ظهور یک نجات دهنده را ندا می داد. کسی که می بایست سر شیطان و قدرت مرگ را می کوبید. اما طبق قانون خداوند گناه بهایی دارد که باید پرداخته می شد. خداوند می بایست قانوناً این حیات از  دست رفته را  دوباره احیا می کرد.

نقشه نجات خدا خدا که سرشار از محبت و بخشندگی ست برای نجات انسان سقوط  کرده  نقشه ای تدوین کرد. برای اجرای آن نقشه خداوند شخصی به نام ابرام را فرا خواند با وی عهد بست که نسل او را کثیر و مبارک گرداند و از طریق نسل او همه اقوام جهان  برکت خواهند یافت که این برکت عظیم هدیه  خدا و نجاتی است که برای انسان در نظر دارد. خداوند  با وعده ها امید  را در ابرام زنده کرد و ابرام نیز با ایمان آن را پذیرفت در حالی که هنوز هیچ فرزندی نداشت. سپس خداوند نام ابرام را به ابراهیم تغییر داد که به معنای «پدر امتها» می باشد. بعد از تقریباً بیست و پنج سال از وعده خدا ابراهیم که صد ساله و همسرش سارا که نود ساله بودند و بدن آنها تقریباً مرده بود را فرزندی بخشید. بدین ترتیب وعده خدا به طور معجزه آسا به ظهور رسید تا نقشه عظیم خداوند همچنان به پیش رود سپس خداوند از طریق نسل ابراهیم قومی به وجود آورد و آن را اسراییل نامید. نام یکی از فرزندان اسحاق یعقوب بود که صاحب دوازده فرزند شد و سپس خداوند نام یعقوب را به  اسراییل تغییر داد که به معنای « مقدس شده» می باشد. این قوم بعدها به مصر کوچ کردند و در آنجا کثیر شدند. اما فرمانروای مصر آنها را به بردگی گرفت.

بعد از تقریباً چهارصد و پنجاه سال بردگی خداوند آنها را با دستی نیرومند و با معجزات به وسیله موسی بیرون آورد. اما قومی که برای نسلها در مصر مانده بودند، آداب و رسوم مصریان را فرا گرفته بودند. و فرهنگ بت پرستی در بین آنها رسوخ کرده بود. خدا  از طریق موسی شریعت را به آنها داد. و این شریعت آنها را از همه آداب و رسوم مصریان منع می- کرد و با این قوانین، قوم اسراییل از دیگر اقوم بت پرست تقدیس می شد. اما در کل، شریعت به ما نشان می دهد که حد اقل استاندارد خدا برای درست زیستن چیست واینکه هر انسانی بداند که نسبت به این استانداردها گناهکار است. و از جلال خدا قاصر آمده است. طبق بعضی از قوانین شریعت برای هر گناهی که سهواً انجام می شد باید با قربانی کردن حیوانی کفاره می شد که قادر نبود حس محکومیّت را  بردارد. انسان برده گناه شده بود و قدرت گناه بدون خواست انسان بر زندگی انسان حکمرانی می کرد. نتیجۀ گناه روز به روز بدتر می شد و انسان به دلیل سقوط از جایگاهش قادر نمی بود که قوانین شریعت را به جا آورَد. و قوم اسراییل برایهزاران سال، نقشه نجات انسان وکلام خدا را به دوش میکشیدند.

هنگامی که در اسراییل حکومت پادشاهی تأسیس شد خداوند وعده فرمود که نجات دهنده از نسل داود خواهد آمد، از باکره تولد خواهد شد، در بیت لحم متولد خواهد شد و جان او قربانی گناه خواهد شد. اما این امر چندان هم آسان نبوداین قوم صاحبِ وعده سالها با شیطان دست و پنجه نرم می کردند. و یا در جنگ بودند و یا به اسارت برده می شدند. اما هر بار انبیایی ظهور می کردند و وعده آمدن منجی را در اذهان قوم زنده  می کردند. و برگهای تاریخ این قوم روز به روز ضخیم تر و کهنه تر می شد که همه در تاریخِ ایّام پادشاهان اسراییل مکتوب است. اما همچنان وعده خدا پابر جا بود. تا اینکه فرشته خداوند بر دختری باکره، مریم نام ظاهر شد و تولّد نجات دهنده را از طریق وی اعلام کرد. تا پیشگویی کلام خدا در اشعیا ۷: ۱۴ به وقوع بپیوندد. آخرین نبی عهد عتیق یعنی قبل از مرگ و قیام عیسی مسیح، یحییِ تعمید دهنده بود که ظهور منجی را به مردم موعظه می کرد و این هم پیشگویی دیگر کتاب مقدّس می بود که در کتاب اشعیا نبی باب ۳:۴۰-۴ به آن اشاره می کند. یحیی  راه را برای خداوندعیسی مسیح مهیا می کرد.

تولّد عیسی مسیح

تا اینکه سر انجام وعدۀ عظیم خدا به وقوع پیوست. نوری عظیم در تاریکی درخشید.پادشاهی متولّد شد که پادشاهی او ابدی می باشد. کاهنی متولد شد که برای ما یک بار برای همیشه باید قربانی گناه را می گذراند. گناهانی که قرنها بر روی دوشِ بشریّت سنگینی می کرد. و نتایج آن دامنگیر همه خلقت شده بود. خلقتی که در دردی همچون درد زایمان به خود می پیچید. محبت عظیم خدا و کلام نجات بخش او جسم پوشیدیوحنا ۱:۱ .

این است داستان نجات دهنده ما،عیسی مسیح.بعد از ملاقات فرشته خداوند با مریم و مژده ظهور منجی از طریق وی سرانجام نجات دهنده چشم به جهانِ تاریک گشود. جهانی که تاریخ آن دستخوش تولد عیسی مسیح شد. خدا در جسم انسانی خود را آشکار کرد. کولسیان ۲ :۹« زیرا الوهیّت به طور کامل در مسیح مجسم شد» از آنجایی که انسان در اثر گناه شناخت خود را از خدا از دست داده بود. خدا در جسم انسانی یا( فرا باشنده ) در بُعد تاریخ ظاهر شد تا انسان درک درستی از خالق خود داشته باشد و بتواند راه گم شده خود را پیدا کند. عیسی مسیح فرمود هر کس مرا دیده پدر را دیده و هر کس به من ایمان آورد به فرستنده من ایمان آورده است. یوحنا ۹:۱۴-۱۱ .

مرگ عیسی مسیح از آنجایی که انسان در اثر سرپیچی از خدا، حاکمیّت خود را به طور قانونی به شیطان سپرده بود. بنابراین دچار یک مرگ روحانی شده بود. و انسان باید به طور قانونی حیات از دست رفته خود را بدست می گرفت. خدا نمی توانست با قدرت عظیمش این حاکمیّت را پس بگیرد. چون اگر این موضوع ِاعمال می شد خدا قانون خود را زیر پا می گذاشت. و همچنین انسان از دست داده بود، انسان نیز باید پس می گرفت. بنابراین خدا انسان شد تا به نمایندگی از انسان تمام بهای گناهان را پرداخت کند. عیسی مسیح با انجام معجزاتِ بسیار، مسیح بودن خود را ثابت کرد. و خود عیسی مسیح بارها اعلام کرد که باید در راه گناهان بسیاری بمیرد. مرقس ۱۰ : ۳۲-۳۴ « عیسی و شاگردان در راه اورشلیم بودند و عیسی پیشاپیش شاگردان حرکت میکرد. شاگردان متحیّر بودند و کسانیکه از عقب آنها می آمدند، بسیار می ترسیدند. عیسی دوازده شاگرد خود را به کناری برد و دربارهٔ آنچه که می باید برایش اتّفاق افتد، با آنها شروع به صحبت کرد  ۳۳و به آنها فرمود: «ما اکنون به اورشلیم می رویم و پسر انسان به دست سران کاهنان و علما سپرده خواهد شد. آنها او را محکوم به مرگ خواهند کرد و به دست بیگانگان خواهند سپرد.  ۳۴(متّی ۲۰:۲۰-۲۸) آنها او را مسخره خواهند نمود و به رویش آب دهان خواهند انداخت، او را تازیانه خواهند زد و خواهند کشت، امّا پس از سه روز دوباره زنده خواهد شد.» اما سر انجام زمان فرا رسید، وی بدست رومیان سپرده شد که کشته شود.

اما پیلاطس، فرماندار رومی وقتی از عیسی مسیح بازجویی نمود اعلام داشت که در وی هیچ گناهی نمی بیند واین مرا به یاد عهد عتیق می اندازد زمانی هم که در عهد گذشته گوسفند و یا گاوی را برای قربانی می آوردند، آن گوسفند برای آنکه سلامت و بی عیبی آن ثابت می شد باید مدتی در محلی نگهداری می شد تا از سلامت آن اطمینان حا صل می کردند. و عیسی مسیح نه تنها بوسیله پیلاطس بلکه بوسیله هیرودیس هم باز جویی شد ودر او عیبی یافت نشد. تا پیشگویی اشعیا نبی به وقوع بپیوندد که فرمودهر چند در او حیله ای یافت نشد اما خداوند را پسند آمد که او را مضروب نموده به دردها مبتلا سازد. چون جان او را قربانی گناه ساخت. اشعیا:۴:۵۳-۱۲.در اینجا به اهمیّت مرگ عیسی مسیح پی می بریم. او تمام سندهایی را که علیه ما بود بر صلیب خود میخکوب کرد. کولسیان ۱۴:۲ . سندهایی که گناهان و محکومییت ما را شاهد بودند. همه آنها بر صلیب عیسی مسیح میخکوب شد.

زمانی تمام قدرتهای تاریکی بر انسان حکمرانی می کردند اما مسیح ما را از چنگ نیرومند ظلمت رهانید و به پادشاهی خود منتقل ساخت. کولسیان ۱: ۱۳٫ وقتی انسان مرتکب گناه شد در واقع قانوناَ رأی و حاکمیت خود را به قدرتهای تاریکی داد. اما عیسی مسیح با مرگ خود ما را از این حاکمیت آزاد ساخت.مسیح بر روی صلیب، تمام قدرتهای آسمانی و فرمانروایان را خلع سلاح کرد، بر آنها پیروز شد و آنها را پیش همه رسوا ساخت. کولسیان ۲: ۱۵٫  گناه زمانی بر ما با قدرت فرمانروایی می کرد اما با مرگ عیسی مسیح شیطان وقدرتهای تاریکی خلع سلاح شدند. چون کسی که به عیسی مسیح ایمان دارد نسب به گناه مرده است در اینصورت گناه بر ما قدرت ندارد.

رومیان ۷ :۱-۶ .« ای دوستان من، شما از قوانین اطّلاع دارید و میدانید که انسان فقط تا زمانیکه زنده است، ملزم به اطاعت از قانون است. ۲مثلاً یک زن شوهردار، تا وقتیکه شوهرش زنده است، قانوناً به او تعلّق دارد، امّا اگر شوهر او بمیرد، دیگر آن زن از قانونی که او را به شوهرش مقیّد میساخت، آزاد است.  ۳از این جهت اگر آن زن در زمان حیات شوهرش با مرد دیگری زندگی کند، زناکار خوانده خواهد شدامّا اگر شوهرش بمیرد، دیگر این قانون شامل حال او نیست و چنانچه با مرد دیگری ازدواج کند، مرتکب زنا نمیشود.  ۴ای دوستان من، شما نیز در همین وضع هستید. شما چون جزئی از بدن مسیح هستید، نسبت به شریعت مرده اید و اکنون به آن کسیکه پس از مرگ زنده شد تعلّق دارید تا در نتیجه برای خدا ثمری بیاوریم.  ۵زیرا هنگامیکه ما گرفتار طبیعت نفسانی بودیم، شهوات گناه که به وسیلهٔ شریعت برانگیخته شده بود در وجود ما کار میکرد و موجب مرگ ما میشد.  ۶جنگ طبیعت نفسانی با روح خداامّا اکنون از قید شریعت آزاد شده ایم زیرا نسبت به آنچه که ما را در بردگی نگاه می داشت، مرده ایم تا به طور تازه ای یعنی به وسیلهٔ روح القدس خدا را خدمت کنیم، نه مانند گذشته که از قوانین نوشته شده اطاعت میکردیم. چون در مرگ مسیح شریک شده ایم. پس دیگر قانون شریعت نمی تواند بر ما حکمرانی کند. چون نسبت به گناه در مسیح مرده ایم و او که الحال در من زندگی میکند نه من بلکه مسیح است. عیسی مسیح در من تعویض شد.

من ذات قدوس مسیح را بر خود گرفتم و مسیح ذات گناهکار من را بر خود گرفت. دوم قرنتیان ۵ : ۲۱ .«زیرا او را که گناه نشناخت، در راه ما گناه ساخت تا ما در وی عدالت خدا شویم». زمانی به خاطر گناهانمان را بطه مان با خدا قطع شده بوداما مسیح با مرگ خود بر روی صلیب ما را با خدا آشتی داد و آن جدایی که بین انسان و خدا بود برداشته شد. ما زمانی از خدا دور و در افکار و اعمال خود با خدا دشمن بودیم. کولسیان ۱ : ۲۰ -۲۱ .اما الحال بوسیله مرگ جسمانی مسیح با او متحد شده و پاک و بی آلایش در حضور خدا هستیم. کولسیان ۱ : ۲۲.در گذشته اگر کسی می خواست جزو قوم یهود باشد، باید طی انجام مراسمی وبا پیروی از اصول و عقاید خاصی این عمل را انجام می داد. یکی از این رسومات عمل ختنه بود. و پولس رسول اشاره می کند که بوسیله کار مسیح بر روی صلیب و اتّحاد ما با وی، ختنه شده ایم، نه ختنه ای که با دست صورت گرفته، بلکه با ختنه مسیح یعنی قطع طبیعت نفسانی است از این طریق ما وارد عهد جدید خدا شده ایم واین عهد بهتر زعهد قدیم است. ما هم ارث با مسیح شده ایموصاحب وعده ها وحیات جاودانی. ما دیگر زیر شریعت نیستیم که مطابق با شریعت محکوم شویم بلکه زیر فیض هستیم ومحض فیض نجات پیداکرده ایم. ما نسبت به شریعت مرده ایم زیرا هر جا شریعت باشد گناه زنده می شود. اما درمسیح ما نجات و حیات داریم.

امروز همان حقی را که مسیح در حضور خدا دارد ما نیز از آن حق بهره مند هستیم. خدا در مسیح ما را خلقتی تازه ساخته و همه چیزهای کهنه در گذشته است. دوم قرنتیان ۵ : ۱۷ . ما در مسیح مجودی جدید هستی و هیچ محکومیتی برای ما وجود ندارد. رومیان ۸ : ۱ . زیرا فرمان حیات بخش روح القدس که در اتحاد با مسیح یافت می شود مرا از فرمان گناه و مرگ آزاد کرده است. رومیان ۸ :۲ . آنچه ما از انجامش عاجز بودیم در مسیح انجام شد و ما بوسیله ایمان به عیسی مسیح در اتحاد با وی قرار می گیریم و کامل می شویم. رومیان ۸ : ۳-۴ . آنچه را که شریعت به علّت ضعف طبیعت نفسانی نتوانست انجام دهد، خدا انجام داد. او فرزند خود را به صورت انسان جسمانی و گناهکار، برای آمرزش گناهان بشر فرستاد و به این وسیله گناه را در ذات انسانی محکوم ساخت. خدا چنین کرد تا احکام شریعت به وسیلهٔ ما که گرفتار طبیعت نفسانی خود نیستیم، بلکه مطیع روح خدا میباشیم، بجا آورده شود

ما امروز فرزند خدا هستیم و میتوانیم از حق فرزند خواندگی خود استفاده کنیم. افسسیان ۳ : ۱۴.امروز در مسیح ما مقدسین خوانده می شویم به خاطر آنچه مسیح انجام داده.پس خون مسیح عهدی تازه و برتر میباشد. و در شبی که خداوند ما تسلیم می شد نان را گرفت پاره کرده و به شاگردان داد و فرمود بگیرید و بخوریداین است بدن من که بری شما داده می شود و سپس جام را برداشت و فرمود بگیرید و بنوشید. این است خون من که به خاطر گناهان بسیاری ریخته می شود.پس خون مسیح عهدی جدید می باشد که در آن آمرزش گناهان از راه فیض میسر می باشد.قیام عیسی مسیح از مردگان.صبح روز یکشنبه وقتی مریم وچند تن از زنان دیگر برای تدهین عیسی به سر قبر رفتند با قبر خالی عیسی مسیح مواجه شدند.سپس دو نفر با لباس سفید به آنها گفتند که چرا زنده را در میان مردگان می جویید.وقتی عیسی مسیح بر صلیب جان داد، روز سوم از مرگ قیام کرد. اول قرنتیان ۱۵ :۳-۴ .

وقتی عیسی مسیح از مردگان قیام کرد ما به وسیله این قیام عادل شمرده شدیم. رومیان ۴ :۲۵ .او به خاطر گناهان ما تسلیم مرگ شد.در واقع مرگ مسیح به خاطر گناهان بشر بود و قیام وی و رفتن وی به حضور پدر به عنوان کاهن و بردن خون خود به عنوان کفاره ما را عادل شمرد. عیسی مسیح اکنون در دست راست پدر برای ما شفاعت می کند.همان طور که مرگ از طریق گناه آدم گریبانگیرهمه شد، همچنین از طریق مسیحقیامت از مردگان فرا رسید. اول قرنتیان ۱۵ : ۲۱ . عدالت خدا بر صلیب و بوسیله عیسی مسیح انجام شد. عیسی مسیح فرمود: من قیامت و حیات هستم. یوحنا ۱۱: ۲۵ .قیام مسیح بزرگترین واقعه ای است که تا کنون رخ داده. و تاریخ و زندگی بشر را دگرگون ساخته. مسیح کاهن اعظم به حضور خدای پدر می باشد با خون خود که قربانی ابدی و مورد پسند است برای ما شفاعت می کند.بعد از قیام مسیح و صعود وی به آسمان ماشاهد نزول روح القدس هستیم. چون خون مسیح گناهان ما را کفاره کرد. ودر قیام وی ما عادل شمرده شدیم. بعد از آن خدا از روح خود بر ما ریخت که ما را فرزند ساخت. همان روحی که بوسیله آن فریاد میزنم ابّا یعنی پدر.

آمین.

عید پنطیکاست

عید پنطیکاست
عید پنطیکاست

پنطیکاست! این کلمه برای هر مسیحی، در هر جا، یادآور منظرۀ پرشکوه قرارگیری زبانه‌های آتش بر سر مسیحیان اولیه و افاضۀ عطای شگفت‌انگیز زبان‌ها به‌عنوان نشانۀ افاضۀ روح‌القدس می‌باشد. این رویدادها در باب دوم کتاب اعمال رسولان ثبت شده است. اما آیا یادآوری این صحنۀ حیرت‌انگیز کافی است؟ آیا نباید معنی عمیق‌تر این رویداد را جستجو کرد؟ این واقعه چه مفهومی برای آنانی که آنجا حاضر بودند، داشت؟ و امروز چه مفهومی برای ما دارد؟ پنطیکاست در اصل واژه‌ای است یونانی به معنی پنجاه. این کلمه در ترجمۀ یونانی تورات، نام یکی از سه عید بزرگ یهودیان بود. در زبان عبری، این عید را «عید هفته‌ها» می‌نامیدند که شرح آن در لاویان باب ۲۳ و تثنیه باب ۱۶ آمده است. این دورۀ پنجاه روزه که منتهی به این عید می‌شد (نام پنطیکاست یا پنجاهه به همین جهت بر آن گذارده شده است)، از فردای آخرین شنبۀ عید پِسَح (فِصَح) آغاز می‌شد. در اولین روز این پنجاهه، اولین بافه از نوبر گندم را همراه با برۀ قربانی به حضور خداوند می‌آوردند. در روز پنجاهم، یعنی در روز پنطیکاست، دو گِردۀ نان که با خمیرمایه و با آرد مرغوب پخته شده، باز همراه با برۀ قربانی، به حضور خداوند آورده می‌شد. به این شکل، درو محصول را جشن می‌گرفتند. شور و شعف این جشن را به‌راحتی می‌توان تجسم کرد. پس از گذشت قرن‌ها، یهودیان پی‌بردند که این عید برای آنان معنایی عمیق‌تر در بردارد. عید پنطیکاست در ماه سوم سال عبری واقع بود، یعنی در همان ماهی که خداوند عهد خود را بر کوه سینا به موسی عطا فرمود (خروج ۱۹). خداوند وعده داده بود که اگر ایشان از فرایض این عهد اطاعت کنند، محصول ایشان را برکت خواهد داد (تثنیه ۲۸). پس جای تعجب نیست که برای قوم یهود، عید پنطیکاست نماد و مظهر تجدید عهد ایشان با خداوند بود. حال، بیایید به رویدادهای پنطیکاستِ عهدجدید نگاهی بیافکنیم. خداوند عیسی در روز تهیۀ عید پسح مصلوب شد و در فردای سَبّت پسح قیام فرمود. پیش از رنج صلیب، وعده داد که روح‌القدس را بفرستد (یوحنا ۱۴:‏۱۶-‏‏‏۱۷). به هنگام غروب روز قیام (که اولین روز دورۀ پنجاهه منتهی به روز پنطیکاست بود)، عیسی از درهای بسته عبور کرد و خود را به شاگردان ظاهر فرمود. او دو بار شاگردان را با کلمۀ «سلام» (سلامتی و آرامش)، تحیت گفت و آنگاه، بر ایشان دمید و فرمود‌: «روح‌القدس را بیابید!» (یوحنا ۲۰:‏۲۲). برای کسی که ایمان داشت، این نوبری بود برای عید پنطیکاست! بعد از پنجاه روز، «چون روز پنطیکاست رسید» (اعمال رسولان ۲:‏۱)، روح‌القدس نازل شد. روح‌القدس در وجود مؤمنین ساکن شد. همانگونه که گرده‌های نان تازه که در حضور خداوند در روز پنطیکاست تکان داده می‌شد، حاوی خمیرمایه بود، کلیسای تازه متولد شده، یعنی آنانی که در مسیح عادل شمرده شده بودند، در خود خمیرمایۀ روح‌القدس را داشتند. و همانگونه که عید پنطیکاست مظهر عهد خدا با قوم یهود بود، افاضۀ روح‌القدس نیز مظهر عهد و میثاق جدید خدا با تمام بشریت بود. این همان وعده‌ای است که خدا به زبان ارمیای نبی فرموده بود که «… با خاندان اسرائیل و خاندان یهودا عهد تازه‌ای خواهم بست، نه مثل آن عهدی که با پدران ایشان بستم… شریعت خود را در باطن ایشان خواهم نهاد و آن را بر دل ایشان خواهم نوشت و من خدای ایشان خواهم بود و ایشان قوم من خواهند بود» (ارمیا ۳۱:‏۳۱-‏‏‏۳۳). عهد قدیمی، عهدی بود بیرونی و مبتنی بر احکام و تشریفات؛ در حالی که عهد و میثاق نو، درونی است و بر دل و فکر انسان نوشته می‌شود. عهد قدیم نظامی بود که به گناه انسان اشاره می‌کرد، اما مجازات آن را به زمانی دورتر موکول می‌کرد؛ در این خصوص نویسندۀ رساله به عبرانیان چه زیبا می‌گوید که «… این قربانی‌ها همه ساله، … خاطرۀ تلخ نافرمانی‌ها و گناهان‌شان را به یادشان می‌آورد، زیرا محال است که خون گاوها و بزها واقعاً لکه‌های گناه را پاک سازد» (عبرانیان ۱۰:‏۳-‏‏‏۴ ترجمۀ تفسیری). اما میثاق جدید بر قربانیِ «یک‌بار برای همیشۀ» عیسی و بر عدالت او استوار است که تاوان تمام جهالت‌ها و بی‌ایمانی‌های ما را پس داد. حال، پنطیکاست امروز برای ما چه معنایی دارد؟ پاسخ آن، «تحول در زندگی» است. عیسی قربانی گناه و قربانی سلامتی ماست. اگر ایمان داشته باشیم که عیسی بر روی صلیب به‌جای ما مرده و اگر از گناهان‌مان توبه کنیم، میثاق و عهدجدید خدا شامل حال ما نیز می‌شود به‌عنوان نشان رابطۀ جدیدمان با خدا بر اساس این میثاق، روح‌القدس در وجود ما سکونت می‌گزیند و ما را وارد جشن شاد و پر شکوه پنطیکاست می‌سازد. روح‌القدس ما را توانایی می‌بخشد تا شریعت محبت را به‌جا آوریم، محبت به خدا و به انسان‌ها. ما عضو خانوادۀ الهی می‌گردیم و اجازه می‌یابیم آزادانه به حضور او داخل شویم. هر چقدر بیشتر تسلیم روح‌القدس شویم و اجازه دهیم که او وجود ما را کنترل کند، او ما را متوجه گناهان نهان و پوشیدۀ زندگی‌مان می‌سازد و به ما قدرت می‌بخشد تا بر آن گناهان چیره شویم. معنای دیگر پنطیکاست این است که همراه با افاضۀ روح‌القدس، مأموریت جدیدی نیز بر دوش ما گذارده می‌شود. عیسی به پیروانش دستور داد که «بروید و همۀ امت‌ها را شاگرد سازید» (متی ۲۸:‏۱۹). اما به ایشان فرمود که پیش از حرکت، در اورشلیم بمانند تا روح‌القدس موعود را بیابند. بنابراین، هدف عطای روح‌القدس، اعلام خبر خوش انجیل به انسان‌هاست. به یک معنی پنطیکاست ابطال لعنت برج بابل است (پیدایش ۱۱، خصوصاً آیات ۶ تا ۷). زمانی که تمام بشر یک قوم بود با یک زبان و با یک هدف شرارت‌بار، خدا زبان‌شان را منقسم کرد تا هدف‌شان را باطل سازد و ایشان را پراکنده کند. اما در پنطیکاست، نقشۀ الهی این بود که همۀ مؤمنین به‌واسطۀ روح‌القدس یک قوم گردند و یک هدف داشته باشند که همانا اعلام معرفت عیسای مسیح به جهان می‌باشد؛ و به ایشان یک زبان بخشیده شد تا این هدف را تحقق بخشند، و آن زبان محبت است. به گفتۀ پولس، خدا «… این مسئولیت را به ما سپرده تا پیغام این آشتی را به دیگران نیز برسانیم … ما سفیران مسیح هستیم. خدا به‌وسیلۀ ما با شما سخن می‌گوید» (دوم قرنتیان ۵:‏۱۸و۲۰). این دعوتی است والا و افتخاری است بس عظیم برای هر ایماندار. امروز، این است مفهوم و پیام پنطیکاست برای ما! پنطیکاست یعنی رابطه‌ای جدید با خدا، آغازی جدید، زندگی جدید، هدفی جدید، پیامی پیروزمند، و اطمینان از حیاتی نو در ملکوت جدید خداوند! باشد که در این پنطیکاست خداوند قلب و وجود شما را مالامال از قدردانی نماید، قدردانی به‌خاطر این هدیۀ پرارزش!

چرا شیطان با میکائیل (رئیس فرشتگان) بر سر جسد موسی بحث می کرد؟ (یهودا آیه ۹)

 چرا شیطان با میکائیل (رئیس فرشتگان) بر سر جسد موسی بحث می کرد؟ (یهودا آیه 9)
چرا شیطان با میکائیل (رئیس فرشتگان) بر سر جسد موسی بحث می کرد؟ (یهودا آیه ۹)

یهودا برادر یعقوب، یکی از رهبران کلیسای اولیه، برادر ناتنی عیسی بود. مادر او مریم بود. یهودا در دهه ۶۰ میلادی رساله ای نوشت که مخاطبین اصلی او مسیحیان یهودی نژاد بودند. علت اصلی نگارش این رساله آن بود که ایمانداران مسیحی مراقب تعالیم غلط باشند.

قیام عیسی مسیح

قیام عیسی مسیح
قیام عیسی مسیح

 

قیام عیسی مسیح از مردگان، پایه واساس ایمان مسیحی است. دلایل متعددی وجود دارد که نشان می دهد چرا آنانی که قیام مسیح را دیدند به آن ایمان آوردند. پیشگوئیها اول: عیسی مسیح خود مرگ و قیام خود را پیشگویی کرده بود و این واقعه دقیقا همانطور که او گفته بود عملی شد. قبر خالی دوم: چون قبر او خالی است. و این دلیلی دیگر بر قیام عیسی مسیح از مردگان است. مطالعه دقیق کلام خدا به ما نشان می دهد که پس از مدفون شدن عیسی مسیح، قبر او با سن

گ پوشانده و مُهر شد و سربازان رومی از قبر محافظت می کردند. شاهدان عینی سوم: عیسی مسیح پس از قیام از مرگ، خود را به افراد یکه او را می شناختند دست کم برای ده بار آشکار ساخت. عیسی مسیح نشان داد که او جسما از مردگان بر خاسته و رویداد قیام او یک خیال و توهم نبوده است. او با شاگردانش غذا خورد و آنان او را لمس کردند. تاسیس کلیسا چهارم: تاسیس کلیسا دلیل دیگری است مبنی بر قیام عیسی مسیح از مرگ. در دنیا کلیسا همواره بزرگترین گردهمایی را در طول تاریخ داشته است. زندگی های تغییر یافته پنجم: زندگی عوض شده شاگردان دلیل دیگری است بر قیام عیسی مسیح پس از مرگ. آنان قبل از مصلوب شدن عیسی او را ترک کردند، بعد از مرگش نا امید شدند و ترسیدند. شاگردان انتظار نداشتند که مسیح دوباره زنده بشود. اما اکنون پس از قیام مسیح و تجربه قدرت خداوند در روز پنتیکاست، همین شاگردان ترسو و نا امید بوسیله قدرت مسیح قیام کرده کاملا عوض شدند. با قدرت او بود که آنان تمامی دنیا را تغییر دادند. اگر کسی صادقانه مدارک و شواهد دال بر خداوندی عیسی مسیح و قیام او پس از مرگ را مطالعه نماید بی شک پی خواهد برد که او براستی پسر خدا و مسیح موعود است. کلام زنده عیسی مسیح امروز هم زنده است و وفادارانه زندگی کسانی را که به او توکل نموده و از او اطاعت می کنند را برکت می دهد. زندگی کسانی را که می توانند در دنیا تاثیر مثبت بگذارند. فیلسوف و فیزیکدان معروف فرانسوی پاسکال، نیاز انسان به عیسی مسیح را اینگونه تعریف می کند: در قلب انسانها خلاء یی وجود دارد، جایی که تنها با حضور عیسی مسیح می تواند پر بشود.

عید پاک،

عید پاک،
عید پاک،
عید پاک، ریشه ها و آیین ها:
عید پاک، مهم ترین روز مهم در میان مسیحیان است
  
جشن پاک مهمترین عید مسیحیان است که هر سال به یادبود قیام مسیح و زنده شدن او پس از مرگ، برگزار می‌ شود. زمان این عید، برخلاف سایر اعیاد و مراسم، ثابت نیست و هر سال میان ۲۲ مارس تا ۲۵ آوریل تغییر می ‌کند.

 

عید پاک (به زبان انگلیسی: Easter)، مهم ترین روز در مسیحیت محسوب می‌ شود که دارای تاریخ متغیر در تقویم کلیساهای مسیحی است. این روز به‌ عنوان عید رستاخیز عیسی  بوده که بر اساس روایات مسیحی سه روز پس از تصلیب وی، در سال های ٢٧ تا ٣٣ بعد از میلاد، صورت گرفته است و یکی از روزهای تعطیل در تقویم مسیحی است که یکشنبه‌ ای در ماه مارس یا آوریل است.

مسیحیان معتقد به کتاب ‌مقدس، رستاخیز مسیح را آغازگر خلقت تازه می‌دانند زیرا خدا در پی آن است که همه ی آفرینش خود را از نو احیا کند و از مؤمنان به خود نیز دعوت کرده تا در این پروژه ی نوسازی با او همکاری کنند.

روز عید پاک به پایان دوره ی پنجاه روز کلیسای که به عید پنجاهه ختم می‌شود اطلاق می‌شود. این روز را از طرفی یکشنبه ی رستاخیز نیز تعبیر کرده ‌اند. کلیساهای مسیحی در چنین روزی مراسم مختلفی را برگزار می‌ کنند که این مراسم در کلیساهای غربی و شرقی با یکدیگر تفاوت دارد.

واژه‌ شناسی و ریشه ی تاریخی

عید پاک در پایان هفته ی مقدسی است که عیسی وارد اورشلیم می‌شود و توسط سربازان رومی دستگیر و پس از تحمل مصائب و سختی‌ ها بر فراز تپه جلجتا در اورشلیم مصلوب می‌شود. اما ایمان مسیحیان مبتنی بر مرگ و قیام مسیح است. آن ‌ها بر این باور هستند که تمام ادعاهای مسیح به ‌وسیله ی قیامش تأیید می‌ شود. رستاخیر مسیح ثابت می‌ کند که تمام گفته‌ های او درست بوده و او واقعاً مسیح است‌. «با زنده شدنش پس از مرگ با قدرتی عظیم ثابت نمود که از لحاظ قدوسیت خدایی‌، او پسر خداست.»

از سویی دیگر، برخی از برجسته ‌ترین صاحب ‌نظران و الاهیدانان، تحت تأثیر جهان‌بینیِ عقل‌گرایانه ی خود، یا منکر رخداد رستاخیز شده ‌اند و یا با تلقی آن به ‌عنوان نمادی اسطوره ‌ای، کوشیده ‌اند تا این «رستاخیز» را در قالب تازه ‌ای تفسیر کنند و معانی الاهیاتی جدیدی را، با در نظر گرفتن ملزومات دنیای نو، بر آن حَمل کنند. این گروه از متفکران با اینکه ممکن است در مواردی با یکدیگر اختلاف ‌نظر داشته باشند، اما همگی در این نکته هم ‌صدا هستند که رستاخیز به معنای «واقعی و عینی و بدنی» رخ نداده است.

به هر حال، روز رستاخیز عیسی مسیح از مردگان یکی از مهمترین اعیاد مسیحیان است. روز یکشنبه برای اولین بار از سوی شورای نیقیه در سال ۳۲۵ میلادی رسما به‌ عنوان روز قیام مسیح معرفی شد و بدین ترتیب مسیحیان روز یکشنبه را جایگزین روز شنبه یا «شبات» کردند که مطابق شریعت یهود، روز استراحت مذهبی یهودیان بود. 

قیام مسیح از مردگان همه ساله در اواخر ماه مارس یا اوایل آوریل، در آغاز بهار جشن ‌گرفته می ‌شود. بد نیست دیده شود در پسِ عنوان و تاریخ این عید که در بین فارسی ‌زبانان به «عید پاک» و در دنیای انگلیسی ‌زبان به «ایستر» معروف است، چه سنتی نهفته است.

عنوان «پاک» برخلاف آنچه برخی تصور می‌کنند، ربطی به «پاکی» و «تمییزی» ندارد، بلکه ترجمه ی فرانسوی عید قیام است. واژه فرانسوی «پاک» نیز خود از واژه ی لاتین «پاسخا» (Paskha) مشتق شده است که ریشه ‌اش همان واژه عبری «پسَح»، مهمترین عید یهودیان است. علت این است که مصلوب شدن عیسی مسیح در هفته‌ ای اتفاق افتاد که یهودیان بره پسح یا فصح را به‌ یادبود خروج قوم یهود از اسارت مصر قربانی می‌ کردند. درست همانطور که در شب واقعه ی پسح، خون بره که بر سر در منازل قوم خدا پاشیده شده بود سبب رهایی آنان گردید، در واقعه صلیب و قیام مسیح نیز خون بره خدا سبب رهایی و رستگاری قوم جدید خدا ‌شد.

و اما در این مورد که واژه انگلیسیِ Easter از کجا آمده است دو نظر وجود دارد. برخی از محققین آن را برگرفته از لغت Easter می‌دانند که نام الهه ی نور یا بهار در میان اقوام آنگلوساکسون بود. آنگلوساکسون‌ها این الهه را مظهرِ نور در حال تزاید می ‌دانستند که نوید دهنده ی رسیدن بهار و آغاز سال بود. به همین دلیل امروزه در آلمان جشنی سنتی به‌نام Ester وجود دارد که در آن مردم تخم‌ مرغ ‌های قرمز رنگ به نشانه ی تولد دوباره به یکدیگر می ‌دهند.

برخی دیگر معتقدند که عنوان Easter از لغت Eostarun در زبان قدیمی آلمان به معنی «فجر» یا «سپیده‌ دم» آمده است. شبیه همین لغت در زبان آلمان قدیم به معنی «سفید» نیز هست. جالب است که عید قیام از دیرباز روزی «سفید» دانسته می ‌شد چون مسیحیانی که در این روز برای اولین بار غسل تعمید می ‌گرفتند، به مناسبت جشن قیام مسیح جامه‌ هایی سفید می‌ پوشیدند.

مسیحیان معتقد به کتاب‌مقدس، رستاخیز مسیح را آغازگر خلقت تازه می‌دانند زیرا خدا در پی آن است که همه ی آفرینش خود را از نو احیا کند و از مؤمنان به خود نیز دعوت کرده تا در این پروژه ی نوسازی با او همکاری کنند.

شام آخر

شامگاه پنجشنبه عیسی مسیح یاران نزدیک خود (حواریون) را فرا خواند تا با او شام بخورند. در این مهمانی، او به آن ها نان و شراب عرضه کرد، سپس برای آن ها سخنرانی کرد و خبر داد که به زودی دستگیر خواهد شد.

پس از پایان شام، بر اساس روایات یکی از حواریون، به نام یهودا اسخریوطی، مخفیانه به نزد حاکمان رومی رفت و در ازای پولی ناچیز مخفیگاه مسیح را به آن ها لو داد و زمینه ی دستگیری او را فراهم کرد. در پایان شب، وقتی حواریون به بستر خواب رفتند، مسیح به تنهایی به بالای کوه زیتون رفت و به مناجات پرداخت و دانست که عقوبتی سخت در انتظار اوست. سحرگاه جمعه (آدینه نیک) سربازان رومی مسیح را در موضعی به نام «باغ جتسمانی» دستگیر کردند و به مقر فرماندهی بردند. حاکمان رومی اورشلیم، به تحریک «رؤسای کهنه و مشایخ قوم»، مسیح را پس از شکنجه و آزار فراوان، واداشتند که صلیبی سنگین را بر روی دوش تا بالای تپه جلجتا حمل کند.

«جمعه نیک» روز سوگواری است. پیروان کلیسا در این روز معمولا از خوردن گوشت پرهیز می‌ کنند. در این روز هم سبزی‌ خواری و هم سبزه ‌کاری توصیه شده است. روز شنبه را، که روز خاکسپاری مسیح است، اهل کلیسا به عبادت و تأمل و خویشتن ‌داری برگزار می ‌کنند.

مطابق روایت، در سومین روز پس از تصلیب، یاران و نزدیکان مسیح سپیده دم به مدفن او رفتند تا جسد را تدهین کنند، اما عیسی را نیافتند و دانستند که به سوی «پدر خداوند» رفته است.

مسیحیان امروز در «شنبه مقدس» معمولاً به خانه ‌تکانی و خرید و آشپزی و تدارک بساط روز عید پاک مشغول هستند.

روزهای یکشنبه و دوشنبه در همه خانه ‌ها جشن برگزار می ‌شود، که با شادمانی و بزم همراه است. غذای اصلی در این روز معمولا از گوشت بره است.

عید پاک در مسیحیت غربی

جشن عید پاک به شیوه‌ های مختلفی در میان مسیحیان غربی برگزار می‌ شود. مراسم سنتی و عبادی عید پاک در میان کاتولیک‌ها، لوتری‌ها و انگلیکن‌ ها از شنبه مقدس با مراسم شامگاهی عید پاک آغاز شده که به عنوان مهمترین عبادت سال محسوب می‌شود. این مراسم در تاریکی مطلق که در آن تنها یک شمع به نماد بلند شدن مسیح (ع) از دنیای مردگان روشن می ‌شود و دعای ویژه ی عید پاک منسوب به «سنت آمروس» از میلان قرائت می‌ شود.

پیش از این مراسم بخش‌ هایی از عهد قدیم قرائت می ‌شود که عمدتا داستان آفرینش، قربانی اسحاق، گذشتن از دریای سرخ و پیش بینی ظهور مسیحی از عهد قدیم کتاب مقدس انتخاب می ‌شود. این بخش از مراسم روز عید پاک با سرود روحانی حمد خداوند و قرائت هایی از رستاخیر در انجیل به نقطه ی اوج خود می ‌رسد. موعظه ی پس از قرائت انجیل نیز از برنامه ‌های این روز محسوب می ‌شود. در قدیم، عید پاک به عنوان مناسب ترین زمان برای تعمید محسوب می ‌شد که اکنون این سنت تنها در کلیسای کاتولیک رم صورت می‌ گیرد. مراسم شامگاهی عید پاک با برگزاری عشای ربانی یا قربانی مقدس خاتمه می ‌یابد.

مراسم دیگر عید پاک در روز یکشنبه برگزار می ‌شود. برخی از کلیساها ترجیح می‌ دهند این مراسم شبانگاهی را در ساعات اولیه ی صبح یکشنبه برگزار کنند، البته تا شنبه شب، برخی از کلیساها نیز پیش از روشن کردن شمع به قرائت عهد قدیم می‌ پردازند.

در کشور فیلیپین که اکثریت جمعیت آن را مسیحیت کاتولیک تشکیل داده ‌اند، صبح روز عید پاک با جشن بسیار شادی همراه است که طی آن مجسمه‌ های بزرگی از عیسی مسیح (ع) و حضرت مریم (ع) را در کنار یکدیگر گذاشته و علت آن را اولین دیدار مسیح با مادر خود پس از رستاخیز عنوان می‌کنند.

عید پاک در مسیحیت شرقی

عید پاک مهمترین و بنیادی ترین عید ارتدکس شرقی محسوب می ‌شود و دیگر مراسم دینی چون کریسمس در تقویم ارتدکس شرقی از درجه ی دوم اهمیت برخوردار است. این امر بیشتر در فرهنگ کشورهایی به چشم می‌خورد که به صورت سنتی اکثریت جمعیت آنها را ارتدکسها تشکیل داده ‌اند. برخی از تحلیلگران مسیحیت سنت ‌های کلیساهای شرقی را اصلی و غنی توصیف می ‌کنند و از سوی دیگر سنت هایی را که زمان عید کریسمس اجرا می ‌شود را اصولا منسوب به کشورهای غربی چون آلمان یا ایالات متحده آمریکا می ‌دانند.

البته این امر بدان معنا نیست که کریسمس و دیگر مراسم عبادی در تقویم دینی مسیحیت نادیده انگاشته می ‌شود، بلکه این رویدادها نیز در جای خود از اهمیت بسیاری برخوردار است، نقطه ی اوج مراسم دینی مسیحیت روز رستاخیر مسیح محسوب می ‌شود. عید پاک تحقق هدف رسالت مسیح (ع) بر زمین است و این امر در سرودهای روحانی که در این روز خوانده می ‌شود نیز مورد تأکید قرار می ‌گیرد.

علاوه بر روزه گرفتن، صدقه دادن و دعا کردن، مسیحیان ارتدکس باید از تمام فعالیت های اضافه پرهیز کنند. بر اساس سنت های ارتدکس، در عصر روز شنبه ی مقدس پس از ساعت ۱۱ شب مراسم آغاز می‌ شود و تمام چراغ ها و روشنایی های ساختمان کلیسا خاموش می‌ شود و تنها یک شعله ی کوچک در محراب روشن می ‌شود و یا این که در ابتدا کشیش شمع خود را روشن کرده و پس از آن شمع های دیکون ‌ها را روشن می ‌کند و آن ها نیز شمع‌ های شرکت کنندگان در کلیسا را روشن خواهند کرد. درست زمان نیمه شب مراسم دعای ویژه ی نماز صبح برگزار می‌ شود. سهیم شدن در غذای خود با دیگران نیز از رسوم این ایام محسوب می‌شود.

روز پس از شنبه مقدس که روز عید پاک محسوب می ‌شود هیچ مراسم عبادی برگزار نمی ‌شود؛ چرا که مراسم آن روز در ساعات اولیه بامدادی به اتمام رسیده است، اما عصر عید پاک مراسم دعای عصرگاهی و سهیم کردن دیگران در یک وعده ی غذایی برگزار می‌ شود. در این مراسم که در طول چند قرن اخیر به یک رسم تبدیل شده کشیش و دیگر حاضران در کلیسا یک بخش از انجیل یوحنا را به هر زبانی که می ‌توانند قرائت می‌ کنند. 

هفته ‌ای که پس از یکشنبه ی عید پاک می ‌آید به هفته ی روشن شهرت دارد که روزه گرفتن ممنوع اعلام شده است و مسیحیان زمان دیدار با یکدیگر می ‌گویند مسیح برخاسته است و در پاسخ می ‌شنوند که به راستی که او برخاسته است.

عید پاک و باورهای آیین مسیحیت

از روز چهارشنبه ‌ی هفته‌ ی عید پاک تا روزی که حضرت مسیح را به صلیب می ‌کشند، نکاتی هست که باید از سوی معتقدان این دین رعایت شود و گرنه ممکن است انسان، گرفتار بلا یا مصیبتی گردد. از جمله‌ ی آن‌ ها می ‌توان به این موردها اشاره کرد:

در همه جا باید سکوت حاکم باشد و حتی زنگ هیچ کلیسایی نیز به صدا در نیاید.

تمام وسایلی که دارای چرخ هستند و یا گرد و مدوّرند، نباید مورد استفاده قرار گیرند؛ مانند چرخ نخ ریسی، آسیاب دستی، راندن گاری و وسایل چرخدار. آهنگری و هیزم‌شکنی و نظایر آن نیز ممنوع است.

چنین باوری ریشه در این مسئله داشت که در این روزها جادوگران به طرف محلی به نام «بلاکولا» (تپه ‌ی آبی رنگ)، در پروازند تا جشن بزرگ خود را بر پا دارند و تا صبح روز عید پاک به خانه بر ‌نمی ‌گردند. در این زمان، تأثیر جادو و جنبل بر انسان از هر وقت دیگر بیشتر است. به همین مناسبت در آن شب، آتش فراوان روشن می‌ کردند و ترقه ‌می ‌زدند تا به این وسیله آن ها را بترسانند.

مردم هرگز نباید جارو و یا هر چه را که دسته ‌ی بلند داشته باشد بیرون از خانه بگذارند. زیرا که جادوگران آن را بر می‌دارند و بر آن پرواز می‌ کنند.

خرگوش و تخم مرغ های رنگی عید پاک

خرگوش عید پاک که به خرگوش بهار شهرت داد در بخش هایی از ایالات متحده به عنوان خرگوش اساطیری که در روز عید پاک به کودکان هدیه می‌ دهند شناخته شده است و ریشه ی آن به فرهنگ های اروپای غربی باز می ‌گردد.

فرهنگ ارائه ی تخم مرغ توسط یک خرگوش از سوی پروتستان های آلمان به وجود آمده که می‌ خواستند از سنت خوردن تخم مرغ رنگی کاتولیک ها در روز عید پاک پرهیز کنند و از سویی هم نمی‌ خواستند فرزندان خود را با سنت های روزه داری کاتولیک آشنا کنند؛ چرا که در مذهب کاتولیک مسیحیت، خوردن تخم مرغ در ایام روزه ممنوع بود و به همین دلیل تخم مرغ در روز عید پاک فراوان بود.

از این رو، ایده ی خرگوشی که تخم مرغ به کودکان هدیه می‌دهد توسط مهاجران آلمانی به ایالات متحده راه یافت. هم اکنون در برخی از ایالت های آمریکا، بزرگسالان تخم مرغ رنگی ‌ها را پنهان می‌کنند تا کودکان آن ها را پیدا کنند و در برخی دیگر از ایالت ها تخم مرغ های عید پاک را هدیه ی خرگوش می ‌دانند.

تخم مرغ رنگ شده و خرگوش از نمادهای عید پاک هستند. در باور مردم، خرگوش ‌ها در این روز وارد لانه ی مرغ ‌ها شــده و تخم‌مـرغ‌ های آن هـا را می ‌دزدنـد. بنابراین مـردم تلاش می‌کننـد با رنگ ‌آمیـزی تخم مـرغ ‌ها آنهـا را از دیـد خرگـوش‌ ها پنهـان کننـد.

پنطیکاست!

پنطیکاست!
پنطیکاست!

این کلمه برای هر مسیحی، در هر جا، یادآور منظرۀ پرشکوه قرارگیری زبانه‌های آتش بر سر مسیحیان اولیه و افاضۀ عطای شگفت‌انگیز زبان‌ها به‌عنوان نشانۀ افاضۀ روح‌القدس می‌باشد. این رویدادها در باب دوم کتاب اعمال رسولان ثبت شده است. اما آیا یادآوری این صحنۀ حیرت‌انگیز کافی است؟ آیا نباید معنی عمیق‌تر این رویداد را جستجو کرد؟ این واقعه چه مفهومی برای آنانی که آنجا حاضر بودند، داشت؟ و امروز چه مفهومی برای ما دارد؟ پنطیکاست در اصل واژه‌ای است یونانی به معنی پنجاه. این کلمه در ترجمۀ یونانی تورات، نام یکی از سه عید بزرگ یهودیان بود. در زبان عبری، این عید را «عید هفته‌ها» می‌نامیدند که شرح آن در لاویان باب ۲۳ و تثنیه باب ۱۶ آمده است. این دورۀ پنجاه روزه که منتهی به این عید می‌شد (نام پنطیکاست یا پنجاهه به همین جهت بر آن گذارده شده است)، از فردای آخرین شنبۀ عید پِسَح (فِصَح) آغاز می‌شد. در اولین روز این پنجاهه، اولین بافه از نوبر گندم را همراه با برۀ قربانی به حضور خداوند می‌آوردند. در روز پنجاهم، یعنی در روز پنطیکاست، دو گِردۀ نان که با خمیرمایه و با آرد مرغوب پخته شده، باز همراه با برۀ قربانی، به حضور خداوند آورده می‌شد. به این شکل، درو محصول را جشن می‌گرفتند. شور و شعف این جشن را به‌راحتی می‌توان تجسم کرد. پس از گذشت قرن‌ها، یهودیان پی‌بردند که این عید برای آنان معنایی عمیق‌تر در بردارد. عید پنطیکاست در ماه سوم سال عبری واقع بود، یعنی در همان ماهی که خداوند عهد خود را بر کوه سینا به موسی عطا فرمود (خروج ۱۹). خداوند وعده داده بود که اگر ایشان از فرایض این عهد اطاعت کنند، محصول ایشان را برکت خواهد داد (تثنیه ۲۸). پس جای تعجب نیست که برای قوم یهود، عید پنطیکاست نماد و مظهر تجدید عهد ایشان با خداوند بود. حال، بیایید به رویدادهای پنطیکاستِ عهدجدید نگاهی بیافکنیم. خداوند عیسی در روز تهیۀ عید پسح مصلوب شد و در فردای سَبّت پسح قیام فرمود. پیش از رنج صلیب، وعده داد که روح‌القدس را بفرستد (یوحنا ۱۴:‏۱۶-‏‏‏۱۷). به هنگام غروب روز قیام (که اولین روز دورۀ پنجاهه منتهی به روز پنطیکاست بود)، عیسی از درهای بسته عبور کرد و خود را به شاگردان ظاهر فرمود. او دو بار شاگردان را با کلمۀ «سلام» (سلامتی و آرامش)، تحیت گفت و آنگاه، بر ایشان دمید و فرمود‌: «روح‌القدس را بیابید!» (یوحنا ۲۰:‏۲۲). برای کسی که ایمان داشت، این نوبری بود برای عید پنطیکاست! بعد از پنجاه روز، «چون روز پنطیکاست رسید» (اعمال رسولان ۲:‏۱)، روح‌القدس نازل شد. روح‌القدس در وجود مؤمنین ساکن شد. همانگونه که گرده‌های نان تازه که در حضور خداوند در روز پنطیکاست تکان داده می‌شد، حاوی خمیرمایه بود، کلیسای تازه متولد شده، یعنی آنانی که در مسیح عادل شمرده شده بودند، در خود خمیرمایۀ روح‌القدس را داشتند. و همانگونه که عید پنطیکاست مظهر عهد خدا با قوم یهود بود، افاضۀ روح‌القدس نیز مظهر عهد و میثاق جدید خدا با تمام بشریت بود. این همان وعده‌ای است که خدا به زبان ارمیای نبی فرموده بود که «… با خاندان اسرائیل و خاندان یهودا عهد تازه‌ای خواهم بست، نه مثل آن عهدی که با پدران ایشان بستم… شریعت خود را در باطن ایشان خواهم نهاد و آن را بر دل ایشان خواهم نوشت و من خدای ایشان خواهم بود و ایشان قوم من خواهند بود» (ارمیا ۳۱:‏۳۱-‏‏‏۳۳). عهد قدیمی، عهدی بود بیرونی و مبتنی بر احکام و تشریفات؛ در حالی که عهد و میثاق نو، درونی است و بر دل و فکر انسان نوشته می‌شود. عهد قدیم نظامی بود که به گناه انسان اشاره می‌کرد، اما مجازات آن را به زمانی دورتر موکول می‌کرد؛ در این خصوص نویسندۀ رساله به عبرانیان چه زیبا می‌گوید که «… این قربانی‌ها همه ساله، … خاطرۀ تلخ نافرمانی‌ها و گناهان‌شان را به یادشان می‌آورد، زیرا محال است که خون گاوها و بزها واقعاً لکه‌های گناه را پاک سازد» (عبرانیان ۱۰:‏۳-‏‏‏۴ ترجمۀ تفسیری). اما میثاق جدید بر قربانیِ «یک‌بار برای همیشۀ» عیسی و بر عدالت او استوار است که تاوان تمام جهالت‌ها و بی‌ایمانی‌های ما را پس داد. حال، پنطیکاست امروز برای ما چه معنایی دارد؟ پاسخ آن، «تحول در زندگی» است. عیسی قربانی گناه و قربانی سلامتی ماست. اگر ایمان داشته باشیم که عیسی بر روی صلیب به‌جای ما مرده و اگر از گناهان‌مان توبه کنیم، میثاق و عهدجدید خدا شامل حال ما نیز می‌شود به‌عنوان نشان رابطۀ جدیدمان با خدا بر اساس این میثاق، روح‌القدس در وجود ما سکونت می‌گزیند و ما را وارد جشن شاد و پر شکوه پنطیکاست می‌سازد. روح‌القدس ما را توانایی می‌بخشد تا شریعت محبت را به‌جا آوریم، محبت به خدا و به انسان‌ها. ما عضو خانوادۀ الهی می‌گردیم و اجازه می‌یابیم آزادانه به حضور او داخل شویم. هر چقدر بیشتر تسلیم روح‌القدس شویم و اجازه دهیم که او وجود ما را کنترل کند، او ما را متوجه گناهان نهان و پوشیدۀ زندگی‌مان می‌سازد و به ما قدرت می‌بخشد تا بر آن گناهان چیره شویم. معنای دیگر پنطیکاست این است که همراه با افاضۀ روح‌القدس، مأموریت جدیدی نیز بر دوش ما گذارده می‌شود. عیسی به پیروانش دستور داد که «بروید و همۀ امت‌ها را شاگرد سازید» (متی ۲۸:‏۱۹). اما به ایشان فرمود که پیش از حرکت، در اورشلیم بمانند تا روح‌القدس موعود را بیابند. بنابراین، هدف عطای روح‌القدس، اعلام خبر خوش انجیل به انسان‌هاست. به یک معنی پنطیکاست ابطال لعنت برج بابل است (پیدایش ۱۱، خصوصاً آیات ۶ تا ۷). زمانی که تمام بشر یک قوم بود با یک زبان و با یک هدف شرارت‌بار، خدا زبان‌شان را منقسم کرد تا هدف‌شان را باطل سازد و ایشان را پراکنده کند. اما در پنطیکاست، نقشۀ الهی این بود که همۀ مؤمنین به‌واسطۀ روح‌القدس یک قوم گردند و یک هدف داشته باشند که همانا اعلام معرفت عیسای مسیح به جهان می‌باشد؛ و به ایشان یک زبان بخشیده شد تا این هدف را تحقق بخشند، و آن زبان محبت است. به گفتۀ پولس، خدا «… این مسئولیت را به ما سپرده تا پیغام این آشتی را به دیگران نیز برسانیم … ما سفیران مسیح هستیم. خدا به‌وسیلۀ ما با شما سخن می‌گوید» (دوم قرنتیان ۵:‏۱۸و۲۰). این دعوتی است والا و افتخاری است بس عظیم برای هر ایماندار. امروز، این است مفهوم و پیام پنطیکاست برای ما! پنطیکاست یعنی رابطه‌ای جدید با خدا، آغازی جدید، زندگی جدید، هدفی جدید، پیامی پیروزمند، و اطمینان از حیاتی نو در ملکوت جدید خداوند! باشد که در این پنطیکاست خداوند قلب و وجود شما را مالامال از قدردانی نماید، قدردانی به‌خاطر این هدیۀ پرارزش!