آیه قوت سه شنبه ۱ مه ۲۰۱۸

یوحنا باب ۵ آیه ۲۴
یوحنا باب ۵ آیه ۲۴

یوحنا باب ۵ آیه ۲۴

«یقین بدانید، هرکه سخنان مرا بشنود و به فرستندهٔ من ایمان آورد، حیات جاودانی دارد و هرگز محکوم نخواهد شد، بلکه از مرگ گذشته و به حیات رسیده است.

Advertisements

دعا کنم یا دعا نکنم؟

گاهی جواب دعا زود می رسد، گاهی مثل دانیال ۲۱ روز طول می کشد و گاهی هم بیشتر به طول می انجامد.
اگر امروز ایمان داریم که خدا دریای سرخ را باز کرد، اگر ایمان داریم که خداوند بیماران را شفا داد، اگر ایمان داریم که خداوند کور را بینا کرد، اگر ایمان داریم که خداوند قلبها را لمس کرد، پس امروز با ایمان دعا می کنیم.
چرا خیلی از مواقع دعا نمی کنیم؟
چرا خیلی از وقتها با ایمان و اطمینان دعا نمی کنیم؟
آیا امروز ایمان داریم که خداوند می تواند قلب سیلاس را به پولس تبدیل کند؟
اگر ایمان داریم، چرا خیلی مواقع با اطمینان دعا نمی کنیم؟
برکت خدا، حضور لاینقطع خدا در زندگی های ماست.
چرا دعا کنیم؟
دعا در ایمان مسیحی مکالمه ای است با خدای زنده. با خدایی که گرز بدست نیست.
ما مثل فرزند خودمان را در آغوش پدر می اندازیم.
عیسی مسیح گفت: بیدار باشید و دعا کنید تا در وسوسه نیافتید.
نکته اول: چرا دعا کنم؟
چون دعا تنفس روحانی جانهای ماست.
ایمانداری که دعا نمی کند، تنفس روحانی ندارد.
چرا ایماندار ضعیف می شود؟
چون تنفس متداوم در دعا ندارد.
یک نهال نمی تواند بدون آب و اکسیژن رشد کند.
اگر امروز مایلی رشد سالم و متداوم داشته باشیم، باید مستمر در دعا باشیم و در دعا وقت بگذاریم.
اگر در زندگی ما دعا نباشد، چطور انتظار داریم خدا با ما راه رود؟
عیسی مسیح حتی وقتی می خواست بر روی صلیب رود، در حضور خدا دعا کرد.
امروز بیایید قبل از دشواری در حضور خدا در دعا باشیم.
ما دعا می کنیم چون بوسیله دعا خدا ما را عوض می کند.
اگر می خواهی خدا روی تو کار کند و به شباهت مسیح در آیی، در دعا باش.
امروز نیاز دنیا به دعاست، نه به نظرات سیاسی ما.
امروز به وسیله دعاست که زندگی های روحانی ما عوض می شود.
دعا لازمه زندگی یک ایماندار است.
نه فقط خدای ما خدای زنده است، او حتی قبل از اینکه چیزی به افکار ما خطور کند، از آن مطلع هست.
امروز اگر می خواهیم حضور خداوند ظاهر شود، در دعا وقت بگذارید.
چرا باید دعا کنیم؟
چون فرمان عیسی مسیح است.
مسیح فرمود: اگر می خواهید مرا محبت کنید، احکام مرا اطاعت کنید.
اگر امروز خودمان را ایماندار می دانیم، می بایست به قدرت دعا رسیده باشیم.
نکته دوم: چطور دعا کنیم؟
با ایمان دعا کنیم نه با امید.
دهانت را با ایمان باز کن.
با ایمان بپذیر آنچه را که هنوز در زندگی ات رخ نداده است.
متی ۲۲:۲۱
با ایمان روی وعده های خداوند خواهیم ایستاد.
ما هر چه بخواهیم، بر حسب اراده اش به ما خواهد داد.
خدا هرگز به ما برکتی نمی دهد که باعث ضرر ما شود.
بدون وقفه هر لحظه و هر آن در دعا باشید.
دعا یعنی داد و ستد با خدا.
متی ۶:۶
برو در خلوت دعا کن. بگذار ایمان کار را انجام دهد.
اگر دنیا را از خودمان جدا نکنیم، خیلی دشوار صدای خدا را بشنویم.
دعا فقط خواستن نیازها نیست، دعا اول تمجید و پرستش خداوند است.
بعد اعتراف به گناهان است.
بعد خدا را شکر کنیم برای اراده اش در حال حاضر در زندگی مان.
شکر کنیم بخاطر سلامتی.
با شادی و ترنم دعا کنیم.
و بعد نیازهای خود را به حضور خداوند ببریم.
باید دعا را با ضمیر و نیتی پاک به حضور خداوند بلند کرد.
خداوند تفتیش کننده قلبهاست. او نیتها را می داند.
و به همین نحو هم از خداوند می یابیم.
یک ایماندار هویتش در زمانی است که روی زانوهایش در دعا سپری می شود.
هر چقدر وقت بگذاریم، همان قدر قدرت می یابیم.
نکته سوم: آیا با این شناخت بیشتر دعا خواهی کرد؟
اگر مطمئن باشی خدا پاسخ می دهد، در وقت دعا سرمایه گذاری خواهی کرد؟
متی ۷:۷
خیلی وقتها نمی جوییم، نمی طلبیم و نمی کوبیم، اما انتظار داریم خدا جواب دهد.
دعا کردن یک برکتی به زندگی ما می آورد.
دعا فقط نباید در زمان نیاز باشد.
دعا باید در هر وقت و هر زمان باشد.
با خدا نیت کن. بایست و خسته خاطر نشو.
تو منتظر باش ببین خداوند چطور عمل خواهد کرد.
رومیان ۲۶:۸
حتی آن لحظه ای که دیگر نمی دانی به خدا چه بگویی، روح القدس داره عمل می کند.
او می داند نیاز و احتیاج تو چیست.

چرا شجره نامه عیسی مسیح در متی و لوقا اینقدر متفاوت است؟

چرا شجره نامه عیسی مسیح در متی و لوقا اینقدر متفاوت است؟
چرا شجره نامه عیسی مسیح در متی و لوقا اینقدر متفاوت است؟
جواب: در دو جای کتاب مقدس، شجره نامه ی عیسی مسیح ذکر شده است: متی فصل ۱ و لوقا فصل ۳ آیه های ۲۳ تا ۲۸٫ متی شجره نامه عیسی مسیح را تا ابراهیم ره یابی می‌کند. لوقا شجره نامه را از عیسی مسیح تا آدم ترسیم می‌کند. با این وجود، یک دلیل بسیار خوب وجود دارد تا متوجه شویم که متی و لوقا دو شجره نامه ی‌ کاملا متفاوت را دنبال می کردند. به عنوان مثال، متی پدر یوسف را یعقوب معرفی‌ می‌‌کند (متی فصل ۱ آیه ۱۶) در حالی‌ که لوقا پدر یوسف را هالی‌ می‌‌داند( لوقا فصل ۳ آیه ۲۳). متی‌، نسل را از طریق سلیمان پسر داوود دنبال می‌‌کند (متی فصل ۱ آیه ۶)، در حالی‌ که لوقا از طریق ناتان پسر داوود (لوقا فصل ۳ آیه ۳۱ ). در حقیقت بین داوود و عیسی مسیح، تنها نام‌های مشترک بین دو شجره نامه سالتی‌ئیل و زروبابل هستند. (متی فصل ۱ آیه ۱۲؛ لوقا فصل ۳ آیه ۲۷).

برخی این تفاوت ها را مدرکی مبنی بر اشتباهات در کتاب مقدس می دانند. در حالی که یهودیان حافظان بسیار دقیق اسناد و مدارک بخصوص در مورد شجره نامه ها بوده اند ، بنابراین غیر قابل درک است که متی و لوقا دو شجره نامه ی کاملا متناقض را از یک نسل روایت کنند. باز هم تاکید می کنیم که از داوود تا عیسی مسیح دو شجره نامه، کاملا متفاوت هستند. حتی اشاره به سالتی‌ئیل و زروبابل احتمالا اشاره به دو فرد متفاوت با نام های یکسان است. متی پدر سالتی‌ئیل را یکنیا معرفی می کند در حالی که لوقا پدر سالتی‌ئیل را نیری معرفی می کند. این مطلب کاملا طبیعی بود که مردی به نام سالتی‌ئیل، بر این اساس که نام افراد مهم و معروفی زروبابل بود، پسر خود را به این نام بنامد . ( به کتاب عزرا و نحمیا مراجعه کنید).

یک توضیح که توسط مورخ انجیلی اوسبیوس مطرح شده، این است که متی، نسل اولیه یا بیولوژیک ( ژنتیکی) مسیح را دنبال می کرده در حالی که لوقا واقعه ی » ازدواج مرد ی با همسر برادر متوفی خود» را مورد بررسی قرار داده است. اگر مردی بدون اینکه پسری می داشت فوت می کرد، رسم بر این بود که برادر متوفی با بیوه او ازدواج می کرد تا پسری بدنیا بیاید که نام مرد متوفی را حفظ کند. بنا به تئوری اوسبیوس ، ملکی ( لوقا فصل ۳ آیه ۲۴) و متان ( متی فصل ۱ آیه ۱۵) همسران یک زن ( به روایتی، استا) در زمان های متفاوت بوده اند. این واقعه باعث می شود تا هالی (لوقا فصل ۳ آیه ۲۳) و یعقوب ( متی فصل ۱ آیه ۱۵) برادر ناتنی باشند. هالی سپس بدون پسر می میرد و نا برادری او یعقوب با بیوه ی او ازدواج می کند که یوسف را به دنیا می آورند. این اتفاق، یوسف را از نظر قانونی پسر هالی و به صورت بیولوژیکی پسر یعقوب می کند. پس متی و لوقا هر دو یک شجره نامه ( متعلق به یوسف) را ثبت کرد ه اند، در حالی که لوقا شجره نامه ی قانونی و متی شجره نامه ی طبیعی (بیولوژیکی) را بررسی کرده اند.

امروزه بیشتر متفکران محافظه کار کتاب مقدس، بر این عقیده می باشند که لوقا شجره نامه ی مریم و متی شجره نامه ی یوسف را ثبت کرده است. متی نسل یوسف ( پدر قانونی عیسی مسیح) را از طریق سلیمان پسر داوود دنبال می کند در حالی که لوقا نسل مریم را ( نسب خونی مسیح) را از طریق نا تان پسر داوود دنبال می کند. به این دلیل که هیچ لغت یونانی برای «داماد» وجود نداشته، به واسطه ازدواج با مریم دختر هالی ، یوسف » فرزند هالی » خوانده شده است. عیسی چه از نسل مریم و چه از نسل یوسف، فرزند داوود و واجد شرایط مسیح موعود است. دنبال کردن شجره نامه از طریق مادر غیر متداول است ، ولی تولد از باکره هم غیر متداول بود. توضیح لوقا این است که عیسی مسیح پسر یوسف بود » بر حسب تصور مردم » (لوقا فصل ۳ آیه ۲۳).

منبع: http://www.gotquestions.org

آیا عیسی مسیح می توانست گناه کند؟

آیا عیسی مسیح می توانست گناه کند؟
آیا عیسی مسیح می توانست گناه کند؟
سوال: آیا عیسی مسیح می توانست گناه کند؟ اگر او قادر به گناه کردن نبود، واقعا چطور قادر است در ضعف های ما شریک شود (عبرانیان ۴: ۱۵)؟ اگر او نمی توانست گناه کند، پس وسوسه چه معنی می داد؟

جواب: این سوال جالب شامل دو وجه است. مهم است به یاد داشته باشیم که سوال این نیست که آیا عیسی مسیح گناه کرد یا نه. هر دو وجه، همان طور که کتاب مقدس به روشنی بیان می‌‌کند، با هم در توافق هستند که عیسی مسیح گناهی مرتکب نشد (دوم قرنتیان فصل ۵ آیه ۲۱؛ اول پطرس فصل ۲ آیه ۲۲) سوال این است که آیا عیسی مسیح قادر به گناه کردن بود؟ برخی معتقدند که عیسی مسیح قابلیت ارتکاب گناه را نداشت و اصولا نمی توانست گناه کند. و در مقابل برخی نیز بر این باورند که عیسی مسیح توانایی و قابلیت ارتکاب گناه را داشت اما گناه نمی کرد. کدام دیدگاه درست است؟ کتاب مقدس بصورت خیلی روشن و واضح به ما می گوید که عیسی مسیح نمی‌توانست گناه کند. اگر او می‌توانست گناه کند، تا همین امروز هم قادر به گناه کردن بود، چون او ماهیت و ذات خود را همان طور که قبل از مصلوب شدن و رستاخیزش بود، حفظ کرده است. او خداوند در جسم انسان بود و تا ابد همان گونه خواهد ماند ، او دارای ذات کامل الهی و طبیعت کامل انسانی، تفکیک ناپذیر از یکدیگر، در یک شخص به نام عیسی مسیح می باشد. معتقد بودن به اینکه عیسی مسیح می‌توانست گناه کند، همانند اینست که معتقد باشیم خدا می‌‌تواند گناه کند. «زیرا خدا اراده فرمود که الوهیت کامل او در وجود فرزندش قرار گیرد» (کلوسیان فصل ۱ آیه ۱۹). کلوسیان فصل ۲ آیه ۹ می افزاید: «در مسیح طبیعت و ذات الهی، بطور کامل، در یک بدن انسانی ظاهر شده است».

اگر چه عیسی مسیح یک انسان کامل است، اما او با طبیعت گناه کاری که ما با آن متولد شده ایم، بدنیا نیامد. او قطعا همان طور که ما وسوسه می‌شویم، وسوسه شد، یعنی شیطان او را مورد آزمایش قرار داد، اما او بیگناه باقی‌ ماند، زیرا خدا نمی‌تواند گناه کند. گناه کردن با اصل ذات او در تناقض است، ( متی فصل ۴ آیه ۱؛ عبرانیان فصل ۲ آیه ۱۸، فصل ۴ آیه ۱۵؛ یعقوب فصل ۱ آیه ۱۳). گناه در لغت به معنای تخطی از قانون شریعت است. خداوند شریعت را بنا نهاد، و طبعا قوانین شریعت روش خداوند است. بنا براین، گناه کردن بنا به اصل ذات خداوند برای او میسر نیست.

وسوسه شدن، به خودی خود، گناه نیست. شخصی‌ ممکن است شما را به انجام کاری مانند قتل یا انحراف جنسی‌ که هیچ تمایلی به انجام آن ندارید، وسوسه کند. شما احتمالا اصلا هیچ تمایلی به شرکت در آن امور ندارید، اگرچه چون کسی‌ امکان آن را پیشروی شما قرار داده است، وسوسه می‌‌شوید. حداقل دو معنا برای کلمه ی «وسوسه شده» وجود دارد.

۱ (داشتن یک پیشنهاد گناه آلود که توسط شخصی‌ یا چیزی خارجی‌ و یا توسط طبیعت گناه کار خودتان به شما پیشنهاد می‌‌شود.

۲ (در نظر داشتن شرکت در انجام آن عمل گناه آلود، یا لذت و پیامد‌های آن در ذهن به نحوی که گویی آن عمل در ذهن فرد انجام می‌پذیرد.

معنای اول هیچ عمل یا فکر گناه آلودی را توصیف نمی‌‌کند؛ ولی‌ معنای دوم این گونه نیست. اگر شما در مورد گناهی فکر کنید و تصور کنید که چگونه ممکن است بتوانید آن را به انجام برسانید، شما به مرز گناه رسیده اید. وسوسه شدن عیسی مسیح به صورت معنای اول بود، با این تفاوت که او هیچ گاه توسط یک طبیعت گناه کار وسوسه نشد زیرا چنین چیزی در او وجود نداشت. شیطان، او را برای ارتکاب گناه وسوسه کرد، ولی‌ او هیچ تمایل درونی‌ بر انجام آنها نداشت. بنابراین، او هم مانند ما وسوسه شد، اما بی گناه ماند.

افرادی که معتقدند، عیسی مسیح قابلیت گناه کردن را داشت ولی گناه نمی کرد بر این باورند که اگر مسیح قادر به گناه کردن نبود، هیچگاه به واقع نمی‌توانست وسوسه شدن را تجربه کند، و بنابراین نمی‌توانست، چالش ها و وسوسه هایی که ما با آنها درگیر هستیم را درک کند و با ما در این زمینه همدرد باشد. لازم است به یاد داشته باشیم که برای اینکه کسی‌ متوجه چیزی شود، لزوما نباید آن را تجربه کند. خدا از همه ی امور آگاه است. در حالی‌ که او هیچ گاه تمایلی به انجام گناه نداشته است و قطعا هیچ گاه گناه نکرده است ، ولی خدا گناه را درک می‌کند و می‌شناسد. او می داند که وسوسه شدن چگونه است. عیسی مسیح می تواند با وسوسه شدن‌های ما همدردی کند چون آن را می شناسد. این بدان معنی نیست که او آن چیزهای که ما تجربه کرده ایم را تجربه کرده است.

عیسی مسیح می داند که وسوسه شدن چگونه است، ولی‌ او گناه را تجربه نکرده است ولی این حقیقت او را از کمک کردن به ما باز نمی‌‌دارد. ما با گناهانی که برای انسانها مشترک است وسوسه شده ایم (اول قرنتیان فصل ۱۰ ایه ۱۳). این گناهان معمولاً به سه دسته قابل تقسیم اند: هوس‌های چشم، هوس‌های تن و غرور ناشی از ثروت و مقام (اول یوحنا فصل ۲ آیه ۱۶). وسوسه و گناه حوّا و وسوسه عیسی مسیح را بررسی کنید، خواهید یافت که هر دو وسوسه از این سه دسته می‌‌آیند. عیسی مسیح از هر لحاظ همچون ما وسوسه شد، ولی‌ کاملا مقدس باقی‌ ماند. اگر چه طبیعت آلوده ما تمایل درونی‌ به انجام گناه دارد اما ما توانایی غلبه بر گناه را، به وسیله عیسی مسیح ، یافته ایم چون ما دیگر بنده گناه نیستیم، بلکه بنده خداوند هستیم.( رومیان ۶، بویژه آیه ها ۲ و ۱۶تا۲۲).

منبع: http://www.gotquestions.org

آیا عیسی بین مرگ و قیامش، به جهنم رفت؟

آیا عیسی بین مرگ و قیامش، به جهنم رفت؟
آیا عیسی بین مرگ و قیامش، به جهنم رفت؟
سوال: آیا عیسی بین مرگ و قیامش، به جهنم رفت؟» اگر چنین است و اگر او روز یکشنبه قیام کرد، چطور می توان گفت که سه روز در قبر بود؟

جواب: ابهام زیادی در مورد این سوال وجود دارد. این موضوع اول از بیانات حواریون (شاگردان مسیح) سرچشمه گرفت که می گوید «او به جهنم نزول کرد». نوشته هایی هم وجود دارند که بسته به نوع ترجمه آنها، رفتن عیسی به «جهنم» را توضیح می دهد. در یادگیری این موضوع، مهم است که اول درک کنیم کتاب مقدس درباره مرگ چه می گوید.

در نوشته های عبری، کلمه ای که مرگ را توضیح می دهد، شئول است. این لغت به یعنی «محل مردگان» یا «محل ارواح جدا شده» می باشد. در عهد جدید، لغت یونانی «هیدز» آمده که به همان معنی و اشاره به «محل مردگان» است. قسمتهای دیگر عهد جدید می گوید که شئول/ هیدز مکانی موقتی است، جایی که ارواح در آنجا در انتظار قیام و داوری نهایی هستند. مکاشفه فصل ۲۰ آیه های ۱۱ تا ۱۵ توضیح روشنی در مورد تفاوت این دو می دهد. جهنم (دریاچه آتش) دائمی است و مکان داوری نهایی برای بی ایمانان می باشد. هیدز مکان موقتی است. پس عیسی به جهنم نرفت چون جهنم پدیده ایست در آینده و فقط بعد از داوری تخت بزرگ سفید بکار می آید (مکاشفه فصل ۲۰ آیه های ۱۱ تا ۱۵).

شئول/ هیدز مکانی است که دارای دو قسمت می باشد (متی فصل ۱۱ آیه ۲۳ و فصل ۱۶ آیه ۱۸؛ لوقا فصل ۱۰ آیه ۱۵ و فصل ۱۶ آیه ۲۳؛ اعمال رسولان فصل ۲ آیه های ۲۷ تا ۳۱). کتاب مقدس، محل نجات یافتگان و محل گمشدگان را هیدز عنوان می کند. محل نجات یافتگان «فردوس» و «آغوش ابراهیم» (به ترتیب، لوقا فصل ۱۶ آیه ۲۲؛ لوقا فصل ۲۳ آیه ۴۳) است که از محل گمشدگان بوسیله یک دره بزرگ جدا می شود(لوقا فصل ۱۶ آیه ۲۶). وقتی عیسی مُرد، او به قسمت برکت داده شده شئول رفت و در آنجا، ایمانداران را با خود به بهشت برد (افسسیان فصل ۴ آیه های ۸ تا ۱۰). آن قسمت از شئول/ هیدز که در آن گمشدگان هستند، عوض نشده باقی مانده است. همه بی ایمانان وقتی که می میرند به آنجا رفته منتظر داوری نهایی در آینده می شوند. آیا عیسی مسیح به شئول/ هیدز رفت؟ بله، بر اساس آنچه در افسسیان فصل ۴ آیه های ۸ تا ۱۰ و اول پطرس فصل ۳ آیه های ۱۸ تا ۲۰ می خوانیم.

بعضی از ابهامات از قسمتهایی مثل مزامیر فصل ۱۶ آیه های ۱۰ تا ۱۱ ایجاد شده که در ترجمه انگلیسی (کینگ جیمز)، «زیرا تو مرا در چنگال مرگ رها نخواهی کرد و کسی را که دوستش داری نخواهی گذاشت از بین برود». در ترجمه انگلیسی «در چنگال مرگ» یا همان «دنیای مردگان» با کلمه «جهنم» ترجمه شده است که ترجمه درستی از این آیه نیست. درست آن «قبر» یا «شئول» است.البته در ترجمه های فارسی مانند «ترجمه تفسیری» و یا «ترجمه فارسی امروزی» این واژه به درستی ترجمه شده و تا به حال تنها در ترجمه «هزاره نو» به هاویه یا همان جهنم ترجمه شده که ترجمه درستی نیست. عیسی به دزد کنارش گفت «خاطر جمع باش که تو همین امروز با من در بهشت خواهی بود» (لوقا فصل ۲۳ آیه ۴۳). بدن عیسی در قبر بود، روح او به قسمت بهشتی و برکت داده شده در شئول/ هیدز رفت. متاسفانه، در خیلی از ترجمه های کتاب مقدس، مترجم در ترجمه متن منسجم و یکپارچه عمل نمی کند و یک کلمه را هر بار یکسان و یا درست ترجمه نمی کند، مثل ترجمه لغت های عبری و یونانی برای عالم مردگان «شئول»، «هیدز»، و جهنم «هل» که در ترجمه بطور یکسان عمل نکرده است.

بعضی ها این عقیده را دارند که عیسی به جهنم یا قسمت عذاب در شئول/ هیدز رفت تا برای گناهان ما حتی بیشتر تنبیه شود. این عقیده کاملا بر خلاف کتاب مقدس است. مرگ عیسی بر روی صلیب و عذاب کشیدن او بجای ما بطور کامل بهای آزادی ما را پرداخت. خون ریخته شده او بود که گناهان ما را پاک کرد (اول یوحنا فصل ۱ آیه های ۷ تا ۹). وقتی او بر صلیب آویزان بود، تمام گناه بشر را بدوش کشید. او برای ما گناه شد.» زیرا خدا بار گناهان ما را بر دوش مسیح بی‌گناه گذاشت، تا ما بعنوان پیروان او، آنطور که مورد پسند خداست، نیک و عادل شویم» (دوم قرنتیان فصل ۵ آیه ۲۱). این بر دوش گرفتن گناه به ما کمک می کند که در باغ جتسیمانی درد مسیح را درباره جام گناه که باید بر روی صلیب بر او ریخته می شد، درک کنیم.

وقتی عیسی بر روی صلیب به آخرین لحظاتش نزدیک می شد، گفت، «تمام شد!»(یوحنا فصل ۱۹ آیه ۳۰). زجر کشیدن او به جای ما، کامل شد. روح او به هیدز ( دنیای مردگان ) رفت. مسیح به «جهنم» و یا قسمت رنج و عذاب هیدز نرفت او به «قسمت ابراهیم» و یا قسمت برکت داده شده هیدز رفت. رنج کشیدن عیسی مسیح در همان لحظه ای که بر روی صلیب جان سپرد، تمام شد. بهای گناهان پرداخت شد. سپس منتظر رستاخیر بدن خود و صعود به جلال و شکوهش شد.

آیا مسیح به «جهنم» رفت؟ خیر. آیا مسیح به شئول/هیدز رفت؟ بله.

منبع: http://www.gotquestions.org

عیسی مسیح در چه روزی از هفته مصلوب شد؟

عیسی مسیح در چه روزی از هفته مصلوب شد؟
عیسی مسیح در چه روزی از هفته مصلوب شد؟
سوال: عیسی مسیح در چه روزی از هفته مصلوب شد؟» اگر چنین است و اگر او روز یکشنبه قیام کرد، چطور می توان گفت که سه روز در قبر بود؟

جواب: کتاب مقدس دقیقا نمی گوید که چه روزی از هفته عیسی مصلوب شد. دو نظر عمومی بر این است که جمعه و یا چهارشنبه مصلوب شد. بعضی ها هم برای اینکه هر دو عقیده را در نظر بگیرند، پنج شنبه را روز مصلوب شدن او اعلام می کنند.

عیسی در انجیل متی فصل ۱۲ آیه ۴۰ می گوید «همانطور که یونس سه شبانه روز در شکم آن ماهی بزرگ ماند، من نیز سه شبانه روز در دل زمین خواهم ماند.» آنهایی که معتقدند مصلوب شدن در روز جمعه اتفاق افتاده است، می گویند روشی هست که می توان با آن، در قبر بودن عیسی مسیح بمدت سه روز را محاسبه کرد. در افکار عمومی جامعه یهودی قرن اول میلادی، قسمتی از روز بعنوان یک روز کامل محسوب می شد. از آنجایی که عیسی قسمتی از جمعه و تمام شنبه و قسمتی از یکشنبه را در قبر بود، می توان گفت که سه روز در قبر بوده است. یکی از بحث های اساسی در مورد اینکه جمعه روز مصلوب شدن بوده، در انجیل مرقس فصل ۱۵ آیه ۴۲ دیده می شود که می گوید عیسی در «روز قبل از سبت» مصلوب شد. اگر منظور، سبت هفتگی باشد، یعنی شنبه، آنوقت می توان گفت که روز جمعه روز مصلوب شدن او بوده است. بحث دیگر برای روز جمعه می گوید آیاتی مثل متی فصل ۱۶ آیه ۲۱و لوقا فصل ۹ آیه ۲۲ می گویند که عیسی روز سوم قیام می کند، بنابراین او مجبور نبود تمام سه شبانه روز را در قبر بگذراند. در حالیکه بعضی از ترجمه ها، نه همه آنها، حاکی از «در روز سوم» دارند و همه نیز موافق نیستند که «در روز سوم» بهترین ترجمه ایست که برای این آیات انجام شده است. بعلاوه، مرقس فصل ۸ آیه ۳۱ می گوید که عیسی» بعد» از سه روز قیام کرد.

بحث پنج شنبه نقطه نظر مصلوب شدن در جمعه را اینگونه توضیح داده، می گوید که وقایع زیادی ( بعضی می گویند حدود ۲۰ واقعه) بین زمان دفن کردن مسیح در عصر جمعه تا صبح روز یکشنبه در جریان بودند. کسانی که به مصلوب شدن در پنج شنبه معتقدند می گویند که چون شنبه، سبت یهودیان، تنها روز کامل بین عصر جمعه و صبح یکشنبه است، بنظر می آید که یکی دو روز اضافه این مشکل را حل می کند و اینطور استدلال می آورند که مثلا اگر شما دوستی را از دوشنبه شب ندیده باشید و او را صبح پنج شنبه ببینید، به او می گویید که سه روز است تو را ندیده ام، در حالیکه عملا ۶۰ ساعت (دو روز و نیم) بوده. اگر عیسی مسیح روز پنج شنبه مصلوب شد، مثل این مثال می توان گفت که سه روز در قبر بوده است.

کسانی که به مصلوب شدن عیسی در چهارشنبه معتقدند، میگویند در آن هفته دو سبت بوده است. بعد از اولین سبت، که در غروب مصلوب شدن بود (مرقس فصل ۱۵ آیه ۴۲ و لوقا فصل ۲۳ آیه های ۵۲ تا ۵۴ )، زنان عطریات خریدند- توجه کنید که بعد از سبت خرید کردند (مرقس فصل ۱۶ آیه ۱). این دید که چهار شنبه روز مصلوب شدن بود، می گوید «سبت» در جشن فصح بود (رجوع کنید به لاویان فصل ۱۶ آیه های ۲۹ تا ۳۱، فصل ۲۳ آیه های ۲۴ تا ۳۲ و آیه ۳۹ که در آنها روزهای خیلی مقدس نیز به عنوان سبت خوانده شده اند و سبت الزاما روز هفتم هفته نیست). سبت دوم آن هفته، سبت معمولی هفتگی بود. توجه کنید که در لوقا فصل ۲۳ آیه ۵۶، زنان که بعد از سبت اول عطریات خریده بودند، برگشتند، عطریات را آماده کردند و بعد «در روز سبت استراحت کردند» .عده ای می گویند که زنان نمی توانستند تا بعد از سبت عطریات بخرند، این در حالی است که، قبل از سبت آنها را آماده کرده بودند و این تنها در صورتی امکان دارد که دو سبت وجود داشته است. با این دید که دو سبت وجود داشته، اگر عیسی در پنح شنبه مصلوب شده، روز مقدس (فصح) پنج شنبه غروب شروع شده و غروب جمعه تمام شده یعنی در شروع سبت همیشگی هفتگی که شنبه می باشد. خرید عطریات بعد از سبت اول (فصح) به این معنی بوده که خرید آنها در روز شنبه، شکستن قانون سبت بوده است.

پس بر اساس عقیده مصلوب شدن عیسی مسیح در چهارشنبه، تنها توضیحی که گفته کتاب مقدس را در مورد زنها و عطریات بهم نمی زند و درک دقیقی از متی فصل ۱۲ آیه ۴۰ می دهد، این است که عیسی در چهارشنبه مصلوب شده باشد. روز سبت که روز خیلی مقدسی بود (فصح) در روز پنج شنبه بود، زنان عطریات را (بعد از آن) در جمعه خریداری کردند و به خانه ها برگشتند و در همان روز عطریات را آماده کردند و در شنبه که سبت هفتگی بود استراحت نمودند و بعد عطریات را صبح زود یکشنبه به قبر آوردند. عیسی نزدیک غروب چهارشنبه دفن شد، که در تقویم یهودی روز پنج شنبه محسوب می شود. با استفاده از تقویم یهودی، شما شب پنج شنبه (شب اول) را دارید، پنج شنبه (روز اول)، شب جمعه (شب دوم)، روز جمعه (روز دوم)، شب شنبه (شب سوم)، و روز شنبه (روز سوم). ما دقیقا نمی دانیم که او در چه موقع از روزقیام کرد، اما می دانیم که قبل از طلوع آفتاب در یکشنبه بوده است. این احتمال وجود دارد که او درست بعد از غروب شنبه، که اولین روز هفته در تقویم یهودیان است، قیام کرده باشد. کشف قبر خالی درست بعد از طلوع آفتاب اتفاق افتاده است (مرقس فصل ۱۶ آیه ۲) ، یعنی تا قبل از اینکه هوا کاملا روشن شود ( یوحنا فصل ۲۰ آیه ۱).

یک مشکل احتمالی با فرضیه چهارشنبه این است که شاگردانی که با عیسی در راه دهکده عموآس بودند، در همان روز قیام مسیح بوده است(لوقا فصل ۲۴ آیه ۱۳). شاگردان، که عیسی را تشخیص نمی دهند، برای او مصلوب شدن عیسی را تعریف می کنند (لوقا فصل ۲۴ آیه ۲۱) و می گویند که «امروز روز سوم از این وقایع است» (لوقا فصل ۲۴ آیه ۲۲). چهارشنبه تا یکشنبه، چهار روز است. یک توضیح احتمالی این است که ممکن است آنها از غروب چهارشنبه که عیسی را دفن کردند، حساب کرده باشند که شروع پنج شنبه در تقویم یهودیان است و پنج شنبه تا یکشنبه را می توان سه روز حساب کرد.

اینکه عیسی مسیح در چه روزی از هفته قیام کرد، اهمیتی ندارد. اگر این مطلب خیلی مهم بود، کلام خدا روز و وقت آن را بطور واضح برای ما بیان کرده بود. چیزی که مهم است این است که او مُرد و سپس با بدن فیزیکی خود زنده شد و از مردگان قیام کرد. چیزی که اهمیت دارد دلیل مرگ اوست که پرداخت بها و تاوان گناهان بشر بود. یوحنا فصل ۳ آیه ۱۶ و فصل ۳ آیه ۳۶ هر دو می گویند که نتیجه اعتماد کردن به او، بدست آوردن حیات ابدیست. این حقیقت دارای اهمیت می باشد، نه اینکه مصلوب شدن او دقیقا چهارشنبه، پنج شنبه یا جمعه بوده است.

منبع: http://www.gotquestions.org

عیسی مسیح کیست ۳ ؟

عیسی مسیح کیست 3 ؟
عیسی مسیح کیست ۳ ؟
جواب: بر خلاف این سوال که «آیا خدا وجود دارد؟» عده بسیار کمی هستند که وجود عیسی مسیح را زیر سوال برده باشند. این یک حقیقت پذیرفته شده توسط همه مردم است که عیسی مسیح، شخصی بود که ۲۰۰۰ سال پیش در سرزمین اسرائیل زندگی می کرد. بحث واقعی زمانی آغاز می شود که صحبت از هویت مسیح می شود. تقریباً در همۀ مذاهب اصلی دنیا، عیسی مسیح به عنوان یک پیامبر، یک معلم خوب، و یا یک شخص پارسا و خدا پرست عنوان شده است. مسئله اینجاست که کتاب مقدس به ما می گوید، عیسی مسیح بسیار والاتر از یک پیامبر، معلم و انسان خوب می باشد.

سی. اس. لوئیس، نویسندۀ برجستۀ مسیحی، در کتاب خود به نام «مسیحیت مطلق» می نویسد: «تلاش من آن است که به مردم یاد بدهم از بکارگیری الفاظ و عبارات احمقانه در مورد عیسی مسیح اجتناب کنند. هرگز نباید بگوییم «من حاضرم عیسی مسیح را به عنوان یک معلم اخلاق برجسته بپذیرم ولی ادعایش را مبنی بر اینکه او خداست، ردّ می کنم.» اگر عیسی مسیح چیزی بیش از یک انسان معمولی نبود؛ و در عین حال، چنین تعلیم والایی از زبانش جاری شد، از نقطه نظر اخلاقی لیاقت نمی داشت حتی یک معلم خوب خوانده شود. تحت این شرایط او یا می بایستی یک دیوانه باشد و یا شیطان. شما باید تصمیم خود را بگیرید. این انسان حقیقی یا باید پسر خدا باشد (چنانکه هست) و یا اینکه آدمی دیوانه (و شاید بدتر). شما می توانید به پیغام او بی توجه باشید، به صورت او آب دهان انداخته، او را بخاطر پلید بودنش به قتل رسانید. و یا اینکه به پاهای او افتاده، اقرار کنید که او سرور و خداوند شماست. پس بیایید این ادعای احمقانه که مسیح فقط یک انسان معمولی بوده است را کنار بگذاریم و درک کنیم که تعلیم کتاب مقدس در مورد شخصیت و ماهیت عیسی مسیح این است که او خداست و نه چیزی کمتر.»

بنابراین، عیسی مسیح چه ادعایی در مورد خود داشت؟ کتاب مقدس در بارۀ او چه می گوید؟ ابتدا بهتر است به کلمات خود عیسی مسیح در انجیل یوحنا فصل ۱۰ آیه ۳۰ توجه کنیم: «من و پدر یک هستیم.» در اولین نگاه بنظر نمی رسد که در این آیه عیسی مسیح ادعا کرده باشد که او خداست. ولی عکس العمل یهودیان نسبت به کلام او ثابت می کند که او چنین ادعایی نموده بود. «یهودیان در جواب گفتند، ما بخاطر کفری که می‌گویی می‌خواهیم تو را بکشیم، نه برای کارهای خوبت. چون تو یک انسانی ولی ادعای خدایی می‌کنی.» (یوحنا فصل ۱۰ آیه ۳۳). یهودیان به خوبی فهمیده بودند که وقتی عیسی مسیح مدعی شد که او و پدر یکی هستند، او در واقع ادعای الوهیت می کرد. جالب است که در آیات بعدی هیچگاه عیسی مسیح به آنان نگفت «من خدا نیستم!» پس برداشت یهودیان اشتباه نبوده است. با گفتن اینکه «من و پدر یک هستیم»( یوحنا فصل ۱۰ آیه ۳۰) عیسی مسیح ادعا کرد که خداست. این ادعا در یوحنا فصل ۸ آیه ۵۸ نیز دیده می شود: » این حقیقت محض است که قبل از اینکه حتی ابراهیم به این جهان بیاید، من وجود داشتم.» و یهودیان مجدداً قصد سنگسار او را کردند (یوحنا فصل ۸ آیه ۵۹).»من هستم» عبارتی که عیسی مسیح در مورد خود بکار گرفت، یکی از نام های خدا در عهد قدیم است (خروج فصل ۳ آیه ۱۴). تنها دلیل یهودیان برای سنگسار کردن عیسی این بود که آنان او را بخاطر ادعای الوهیت کافر می شمردند.

یوحنا فصل ۱ آیه ۱ می گوید: » و کلمه خدا بود». و در یوحنا فصل ۱ آیه ۱۴ می خوانیم: «و کلمه جسم گردید» این آیات به وضوح تعلیم می دهند که عیسی مسیح همان خدا در قالب و جسم انسان است. توما، یکی از شاگردان مسیح، اینچنین اعتراف کرد: «… ای خداوند من، و ای خدای من» (یوحنا فصل ۲۰ آیه ۲۸). و مجدداً عیسی مسیح را می بینیم که سعی نکرد کلام او را اصلاح کند. پولس رسول در نامه خود به تیطوس فصل ۲ آیه ۱۳ عیسی مسیح را اینچنین معرفی می کند: » خدای بزرگ و نجات دهنده‌مان عیسی مسیح». پطرس رسول نیز همین حقیقت را اقرار می کند: «خدای بزرگ و نجات دهنده‌مان عیسی مسیح» (دوم پطرس فصل ۱ آیه ۱). خدای پدر نیز بر الوهیت کامل عیسی مسیح شهادت می دهد: » ای خدا، سلطنت تو تا ابد برقرار است؛ اساس حکومت تو، بر عدل و راستی است»(عبرانیان فصل ۱ آیه ۸). پیشگویی های عهد قدیم بر خدا بودن عیسی مسیح شهادت می دهند: «زیرا فرزندی برای ما بدنیا آمده! پسری بما بخشیده شده! او بر ما سلطنت خواهد کرد. نام او «عجیب»، «مشیر»، «خدای قدیر»، «پدر جاودانی» و «سرور سلامتی» خواهد بود.»( اشعیا فصل ۹ آیه ۶ )

بنابراین، بر اساس مباحث سی. اس. لوئیس، ما نمی توانیم به عیسی مسیح فقط به عنوان یک معلم خوب ایمان داشته باشیم. عیسی مسیح بطور واضح و غیر قابل انکار ادعا کرد که خداست. اگر او خدا نباشد، پس یک دروغگوست؛ و واضح است که یک انسان دروغگو نمی تواند یک پیامبر، یک معلم خوب، و یا شخصی پارسا و خداپرست باشد. برای رد کردن الوهیت عیسی مسیح، بسیاری ازمحققان معاصرتلاش کرده اند تا ثابت کنند که ادعاهای ثبت شدۀ عیسی مسیح در انجیل، کلام واقعی او نمی باشند. آیا ما این شایستگی و حق را داریم که آنچه در کتاب مقدس در مورد ادعای عیسی مسیح آمده است را زیر سوال ببریم؟ آیا می توانیم قسمتی از کلام را بپذیریم و قسمتی دیگر را نقض کنیم؟! هرگز. و چگونه ممکن است یک محقق ۲۰۰۰ سال پس از مسیح بدنیا آید و مدعی باشد کلام و ماهیت عیسی مسیح را بهتر و عمیق تر از کسانی می شناسد که با او زندگی کردند، همراه او خدمت کردند و تحت تعلیم او قرار گرفتند (یوحنا فصل ۱۴ آیه ۲۶)؟

چرا بحث در مورد الوهیت عیسی مسیح اینقدر مهم است؟ چه فرقی میکند که مسیح خدا باشد و یا نباشد؟ مُهم ترین دلیل خدا بودن عیسی این است که اگر او خدا نباشد، مرگ او به عنوان یک انسان معمولی نمی تواند برای پرداخت جریمۀ گناهان همۀ جهان بسنده و کافی باشد (اول یوحنا فصل ۲ آیه ۲). تنها خدا می توانست، چنین جریمۀ سنگینی را پرداخت نماید (رومیان فصل ۵ آیه ۸؛ دوم قرنتیان فصل ۵ آیه ۲۱).عیسی مسیح باید خدا باشد تا بتواند تاوان سنگین گناه ما را بپردازد، و در ضمن باید انسان باشد تا بتواند بمیرد. نجات فقط از طریق ایمان به عیسی مسیح امکان پذیر است. الوهیت عیسی مسیح دلیلی است بر اینکه چرا او تنها راه نجات است. چون او حقیقتاً خداست پس اعلام کرد: «من راه و راستی و حیات هستم. هیچکس جز بوسیلۀ من نزدپدر نمی آید.» (یوحنا فصل ۱۴ آیه ۶)

منبع: http://www.gotquestions.org