مفهوم این آیه چیست ؟

بیست عملکرد کتاب مقدس در زندگی‌ ما

زیرا که فرشتگان خود را درباره تو امر خواهد فرمود تا در تمامی راههایت تو را حفظ نمایند.
مزمور ۹۱ آیه ۱۱

مفهوم این آیه
حفاظت خداوند در دسترس آنانی خواهد بود که خداوند را ملجا و پناهگاه خود قرار داده و آنانی که او را دوست می‌دارند. خداوند فرشتگان خود را می‌فرستد تا نگهبان آنانی باشند که توکل خود را بر خداوند قرار داده‌اند. اطمینان از حفاظت خدا صرفا بدین معنی نیست که ما می‌توانیم امتحان کنیم که تا چه حد خداوند از ما حفاظت می‌کند. خداوند جهت کسب اطمینان ما مجبور به «اثبات» خود نیست! توکل و اطمینان ما به خداوند باید کامل و مطلق، بدون قید و شرط، و همانند کودکان باشد.
بیاییم هرگز خداوند را مورد آزمون قرار ندهیم زیرا چنانچه خارج از اراده خدا عمل کنیم، آنگاه وعده حفاظت خدا، دیگر در مورد او اجراء نمی‌شود. تا زمانیکه ما در زیر نور پدر آسمانی خود حرکت می‌کنیم از حفاظت او به فراوانی برخوردار خواهیم بود.
منبع: رازگاه

Advertisements

مفهوم این آیه چیست ؟

مزمور ۲۴
پادشاه جلال

خدای خالق
دنیا و هر آنچه که در آن است به خدا تعلق دارد. او همان کسی است که آب دریاها را به کنار زد تا خشکی پدید آید.

شرایط پرستش
کی می‌تواند به کوه خداوند صعود نماید و به مکان او داخل شود؟ کی می‌تواند در حضور خدا بایستد؟ آنانی که از دروغ و تقلب بپرهیزند و پاک دست و صالح باشند. برکتی که آنها از خدا، نجات دهنده ایشان، دریافت می‌نمایند همانا عادل محسوب شدن در حضور وی می‌باشد. اینانند که اجازه دارند در حضور خداوند بایستند و خدای یعقوب را پرستش نمایند.

ورود پادشاه جلال
ای دروازه‌های ابدی باز شوید تا پادشاه جلال داخل شود. این پادشاه جلال کیست؟ خداوند قادر و تواناست که در جنگ شکست‌ناپذیر است. آری، باز شوید ای دروازه‌ها تا پادشاه جلال داخل شود. این پادشاه جلال کیست؟ او فرمانده تمام لشکریان آسمان است.
منبع :ایمانداران

مفهوم این آیه چیست ؟

 

بیست عملکرد کتاب مقدس در زندگی‌ ما

پس به این چیزها چه گوییم؟ هرگاه خدا با ما است کیست به ضد ما؟
رومیان باب ۸ آیه ۳۱

مفهوم این آیه
وقتی ما، این اتصالات ناگسستنی در زنجیره نجات و رهایی را بررسی می‌کنیم نتیجه‌اش اجتناب ناپذیر است! اگر خدا با ماست، به نوعی که خودش را مکشوف ساخته، پس هیچکس نمی‌تواند در ضدّیت با ما موفق باشد. اگر قادر مطلق به نفع ما کار می‌کند هیچ قدرت کمتر از او نمی‌تواند برنامه او را رد کند.
شیطان قادر است که حرکات و نقشه‌هایی بر ضد ما انجام دهد، ولی در آخر بر علیه ما به پیروزی نخواهد رسید. پس جای هیچ ترس و نگرانی برای ایمانداران به مسیح وجود ندارد زیرا هیچ کسی قادر نیست در مقابل ما بایستد، قدرت خدا مافوق همه قدرتهاست، همه چیز در تحت اراده و در دستان اوست، و او ما را دوست داشته و محبت می‌کند. پس بیاییم او را متبارک خوانده و در مسیح شاد باشیم.
منبع: رازگاه

مفهوم این آیه چیست ؟

زیرا اگر به سوی خداوند بازگشت نمایید، برادران و پسران شما به نظر آنانی که ایشان را به اسیری برده‌اند، التفات خواهند یافت و به این زمین مراجعت خواهند نمود، زیرا که یهُوَه خدای شما مهربان و رحیم است و اگر به سوی او بازگشت نمایید روی خود را از شما بر نخواهد گردانید.» دوم تواریخ باب ۳۰ آیه ۹

مفهوم این آیه
بیشتر مردم مبشرینی را که آنها را دعوت به سوی مسیح می‌کنند، گردن خویش را سخت ساخته و ایمانداران را ریشخند می‌کنند. باری تعداد کمی متواضع شده و توبه کرده و به مسیح ایمان می‌اورند. اما اگر بسوی خداوند بازگشت نماییم، او امین است که بواسطه خون عیسای مسیح، ما را از اسارت گناهان رهایی داده و اجازه دهد تا در حضور او بایستیم.
او فرزندان خود را بواسطه فیض و محبت عظیم خود هرگز ترک نخواهد کرد، آیا وعده‌ای بهتر از این هم وجود دارد. اگر از گناهان خود توبه کنیم، آنوقت خداوند ما را رد نخواهد کرد و یا عهد خود با ما را نخواهد شکست؛ او وعده های خود را فراموش نخواهد کرد. اما توبه کردن، شرط دریافت رحمت خداوند است. خداوند، خدای ما مهربان و بخشنده است و روی خود را از ما بر نخواهد گرداند اگر بسوی او بازگشت کنیم.
منبع: رازگاه

مفهوم این آیه چیست ؟

مزمور ۲۳
اطمینان شخص مؤمن

تدارک دیدن
چون خداوند شبان من است به چیزی احتیاج ندارم. در چمنزارها مرا می‌خواباند و به کنار چشمه‌های آب زلال و گوارا هدایتم می‌کند. سلامتی از دست رفته‌ام را به من بازگردانید. مرا در انجام کارهایی که موجب احترام او می‌شوند کمک می‌نماید.

هدایت نمودن
حتی هنگام عبور از دره تاریک مرگ هراسان نخواهم شد، زیرا تو در کنار من هستی. در طول راه حافظ و هادی من می‌باشی.

مشارکت داشتن
در حضور دشمنانم برای من خوراک لذیذ فراهم می‌کنی. مرا چون مهمان خود می‌پذیری؛ در برکات فراوان غرق می‌شوم! در طول عمرم نیکویی و لطف بی‌انتهای تو شامل حالم خواهد بود و پس از این زندگی زودگذر تا ابد در خانه تو خواهم زیست.

آمین آمین آمین

زمانی که مسیح به شباهت انسان درآمد، آیا از ابتدا می دانست که خداوند است؟

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ (کشیش کلیسای ایرانیان شادی در جنوب کالیفرنیا)

برخی از مسیحیان چنین تعلیم می دهند که عیسی به مرور زمان متوجه شد که خداوند است. آیا این تعلیم صحیح است؟

واقعیت این است که کتاب مقدس گزارش نداده که در چه زمانی عیسی پی برد که او خدا در جسم است. حتی نمی دانیم زمانی که در رحم بود، به عنوان جنین و نوزاد از این موضوع آگاهی داشت یا خیر. کتاب مقدس تعلیم می دهد که مسیح قدرت و جلال خود را کنار گذاشت و به شکل انسان درآمد (فیلیپیان فصل ۲ آیه ۷).

در غلاطیان می خوانیم که عیسی به صورت یک یهودی به دنیا آمد (غلاطیان فصل ۴ آیه ۴). به همین دلیل او مطیع شریعت خدا بود و آن را به طور کامل به انجام رساند.

از سوی دیگر، در اناجیل و رساله های رسولان هرگز گزارشی مبنی بر این که عیسی درباره هویت خود، دچار شک و تردید شده بود، ارائه نشده است.

عیسی زمانی که کودک بود، ستاره شناسان امپراطوری پارس در برابر او سجده کردند و او را پرستیدند (متی فصل ۲ آیه ۱۱).

وقتی عیسی دوازده ساله بود، برای اجرای مراسم عید پسح (یادآور ترک قوم اسرائیل از مصر / خروج فصل ۱۲) همراه مادرش و یوسف، به اورشلیم سفر کرد. اما عیسی بدون اطلاع آنان، در اورشلیم ماند. وقتی یوسف و مریم متوجه شدند که عیسی همراه آنان نیست، به اورشلیم بازگشتند و سرانجام عیسی را در معبد یافتند. او در میان علمای دینی نشسته بود و درباره مسائل عمیق گفتگو می کرد. همه از فهم و جواب های او در حیرت بودند. وقتی عیسی متوجه نگرانی مادرش و یوسف شد، چنین سوال کرد:» چه لزومی داشت برای پیدا کردنم، به این سو و آن سو بروید؟ مگر نمی دانستید که من باید در خانه پدرم باشم؟» (لوقا فصل ۲ آیات ۴۱- ۴۹).

از این آیات درمی یابیم که عیسی از همان دوران کودکی می دانست خداوند و مسیح موعود است، اگرچه مریم و یوسف می دانستند که عیسی شخص منحصر به فردی داشت، اما هنوز او را به طور کامل نمی شناختند.

با این توصیف، عبارتی که عیسی به زبان آورد (مگر نمی دانستید من در خانه پدرم باشم؟)، بیانگر آن است که مریم و یوسف از رابطه ویژه او با خدای پدر کاملا آگاهی داشتند. هم چنین این عبارت نشان می دهد که عیسی هویت خود را می شناخت و می دانست چرا به زمین آمده است.

در آن روزگارطبق سنت یهود، پسران از سن ۱۲ سالگی شروع به فراگیری حرفه و پیشه پدران خود می کردند . در حالی که عیسی در همان سن، رهبران مذهبی یهود را تعلیم می داد! ویلیام بارکلی از مفسران معروف کتاب مقدس می گوید که هر ساله در روز پسح، اعضای شورای سنهدرین در معبد حضور می یافتند و به سوالات مردم درباره عهد عتیق پاسخ می دادند.

عیسی بارها مورد پرستش قرار گرفت (متی فصل ۱۴ آیه ۳۳ و فصل ۲۸ آیه ۹، انجیل یوحنا فصل ۹ آیه۳۸). فرشتگان، پیامبران و رسولان هرگز اجازه نمی دادند که مورد پرستش قرار بگیرند.

مسیح در تعالیم خویش هرگز نمی گفت:»خداوند می فرماید». او با اقتدار تعلیم می داد:»اما من می گویم» (متی فصل های ۵ – ۷).

عیسی از شاگردانش پرسید:» شما مرا که می دانید؟» پطرس جواب داد:» مسیح، فرزند خدای زنده.» عیسی فرمود:» ای شمعون، پسر یونا، خوش به حال تو! زیرا تو این حقیقت را از انسان نیاموختی، بلکه پدر آسمانی من این را بر تو آشکار ساخته است» (متی فصل ۱۶ آیات ۱۳- ۱۷).

عیسی به عنوان خدا، گناهان را می آمرزید:» من اختیار و توانایی بخشیدن گناهان بشر را دارم» (مرقس فصل ۲ آیه ۱۰).

عیسی از رهبران مذهبی یهود پرسید:»چرا داود پادشاه با الهام از خدا، مسیح را خداوند می خواند؟» (متی فصل ۲۲ آیه ۴۳).

مسیح فرمود:»من و پدر یکی هستیم (یوحنا فصل ۱۰ آیه ۳۰). یهودیان بلافاصله خواستند او را سنگسار کنند. در موقعیت دیگر فرمود:»من قبل از ابراهیم وجود داشتم» رهبران مذهبی که طاقت شنیدن سخنان او را نداشتند، سنگ برداشتند تا او را بکشند (یوحنا فصل ۸ آیات ۵۸- ۵۹).

کاهن اعظم پرسید:»آیا تو مسیح، فرزند خدای متبارک هستی؟» عیسی گفت:»هستم. و یک روز پسر انسان را خواهی دید که در دست راست خدا نشسته ام و در ابرهای آسمان به زمین باز می گردم». کاهن اعظم لباس خود را پاره کرد و گفت:»دیگر چه می خواهید ؟ هنوز هم شاهد لازم دارید؟ خودتان شنیدید که کفر گفت. چه رای می دهید؟» پس به اتفاق آراء او را به مرگ محکوم کردند (مرقس فصل ۱۴ آیات ۶۱- ۶۴).

دشوار است که ادعا کنیم عیسی همواره می دانست به خاطر گناهان ما باید قربانی شود، اما درباره هویت الهی خود چیزی نمی دانست.

عکس ‏‎Mehran Pourpashang‎‏

آیا هیتلر مسیحی بود؟

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ (کشیش کلیسای ایرانیان شادی در جنوب کالیفرنیا)

بسیاری از غیر مسیحیان مانند مسلمانان یا مخالفان وجود خدا معتقدند که هیتلر مسیحی بود. آنان چنین استدلال می کنند که جنایات هیتلر ثابت نمود که هیچکس نباید پیرو مسیحیت باشد. اما وقتی درباره جنایات صدام یا طالبان و داعش سخن به میان می آوریم، مسلمانان پاسخ می دهند عملکرد آنان را نباید رفتار اسلامی ارزیابی کرد. یا وقتی از جنایات استالین و مائو سوال می کنیم، خدانشناس ها فورا جواب می دهند که سیستم کمونیزم با تفکر خرد و اندیشه هماهنگ نیست. پس چرا آنان معتقدند هیتلر که ده ها میلیون انسان را به قتل رساند، مسیحی بود؟ آیا هیتلر تحت تاثیر تعالیم مسیح بود؟

متاسفانه آن ها درس تاریخ را خوب فرا نگرفته اند. جنبش حزب نازی، یک ایدئولوژی سیاسی بود و نه یک نهضت مسیحی. این درست است که در آن زمان آلمان به لحاظ سنتی، مسیحی بود. هیتلر نمی توانست با اعتراض به آن به قدرت برسد. اما وقتی رهبری آلمان را به عهده گرفت نشان داد که او نه فقط مسیحی واقعی نیست، بلکه قوانینی بر ضد تعالیم مسیح تعیین کرد و به اجرا گذاشت.

تاریخ شهادت می دهد هیتلر یک نژاد پرست بود و تصمیم داشت نژادهای دیگر از جمله یهودیان را محو و نابود سازد. به خاطر داشته باشید که مسیح به عنوان انسان، یک یهودی بود. طبق گزارش کتاب مقدس، خداوند نسل یهودیان را از ابراهیم به وجود آورد. این نسل، خدای حقیقی، دین یهود و مسیحیت را به جهانیان معرفی کرد. هیتلر از این حقیقت طفره رفت که مسیح یهودی بود. زن سامری به عیسی گفت:» شما یهودی هستید» (یوحنا فصل ۴ آیات ۹- ۱۹).

هیتلر هم چنین بسیاری از کشیش ها و اسقف های پروتستان (مانند دیتریش بونهوفر/ یکی از آثار او به فارسی ترجمه شده) روانه اردوگاه های کار اجباری کرد و عده زیادی از آنان را به قتل رساند.

نیوریوک تایمز در سال ۱۹۴۲ گزارشی درباره وضعیت کلیسا و مسیحیان در آلمان منتشر کرد. حزب نازی قوانینی را به اجرا گذاشت. مثلا کتاب مقدس ها جمع آوری شد. کشیش ها مجاز نبودند در کلیساها موعظه کنند. فقط هواداران رایش اجازه داشتند به تعلیم و موعظه بپردازند. صلیب از کلیساها حذف گردید و به جای آن «صلیب شکسته» جایگزین شد…

هیتلر هرگز در سخنرانی هایش از مسیح نقل قول نکرد و مدعی نشد که برای گسترش مسیحیت می جنگد. طرفدارانش نیز چنین ادعایی نمی کنند. اگر هیتلر قصد گسترش مسیحیت را داشت باید به جای اشغال کشورهای مسیحی اروپایی، با همان کشورها متحد می گردید تا به کشورهای غیر مسیحی که در آن زمان بسیار ضعیف بودند، حمله می کرد. توجه به این ادعای بی اساس مانند این است که بگوییم صدام یا نادرشاه به خاطر توسعه اسلام، به کشورهای دیگر تجاوز کردند. چنین ادعایی را مسلمانان هم نمی پذیرند.

هیتلر نگرش مسیح را تعلیم نمی داد. مسیح به پیروانش دستور داد تا یکدیگر را محبت کنند و به جنگ و خشونت روی نیاورند. این پیام و فرمان مسیح شامل بخشیدن دشمنان و پدید آوردن امید، شادی و صلح میان خدا و انسان هاست. اگر هیتلر به این توصیه ها عمل می کرد، چه نتلیجی به بار می آورد و تاریخ چه دیدگاهی را درباره او به ثبت می رساند؟

کلام خدا می فرماید:» هر گاه روح خدا زندگی ما را هدایت فرماید، این ثمرات را در زندگی ما به وجود می آورد:» محبت، شادی، آرامش، بردباری، مهربانی، نیکوکاری، وفاداری، فروتنی و خویشتنداری» (غلاطیان فصل ۵ آیه ۲۲).

» در غیر این صورت، آن پیغام از سوی خداوند نیست، بلکه از جانب دجال است، یعنی آن دشمن مسیح… کسی که محبت نمی کند خدا را نمی شناسد، زیرا خدا محبت است… هر که با محبت زندگی می کند، با خدا زندگی می کند و خدا در وجود اوست» (اول یوحنا فصل ۴ آیات ۳، ۸، ۱۶).

گرهارد. ل. ویندبرگ در کتاب «لیست سخنان هیتلر در خلال سال های ۱۹۴۱- ۱۹۴۴» به مکالمات خصوصی او نیز می پردازد. جملات برگزیده زیر دقیقا همان چیزی است که هیتلر در مورد مسیحیت فکر می کرد:

یک. مسیحیت فقط تعصب است (صفحه ۸) ۱۱ جولای ۱۹۴۱
دوم. ما باید از بازگشت اکراین و کشورهای بالتیک به سوی مسیحیت خودداری کنیم (صفحه ۲۸) ۱۷ سپتامبر ۱۹۴۱
سوم. مسیحیت شورشی بر علیه غریزه و طبیعت بشر است که به شکست انسان می انجامد (صفحه ۴۱) ۱۰ اکتبر ۱۹۴۱

چهارم. باید کاری کنیم تا مسیحیت به تدریج نابود شود (صفحه ۴۸) ۱۴ اکتبر ۱۹۴۱
پنجم. مسیحیت هم چنان به سنت های خود چسبیده، در حالی که علم، بشریت را تحت تاثیر قرار داده است. علم نمی تواند دروغ بگوید، بلکه به دنبال کشف حقیقت است.علم با حسن نیت خطا می ورزد، اما مسیحیت دروغگوست و با خودش هم در تناقض است (صفحات ۴۸- ۴۹) ۱۴ اکتبر ۱۹۴۱
ششم. جهان باستان اصیل و آرام بود، چون از دو چیز رنج نمی برد: جهالت و مسیحیت (صفحه ۶۰) ۱۹ اکتبر ۱۹۴۱

هفتم. به طور قطع و یقین پولس تعالیم مسیح را تحریف کرد. او برای بهره برداری شخصی، این کار را با ظرافت انجام داد. (صفحه ۶۰) ۲۱ اکتبر ۱۹۴۱
هشتم. مسیحیت مبتنی بر مفاهیم کهنه و قدیمی است و با دانش مدرن مطابقت ندارد (صفحه ۹۶) ۱۱ نوامبر ۱۹۴۱
نهم. مسیحیت اختراع یک مغز بیمار است. آن طریق احمقانه و شرم آوری است که خدا را به چیزی مسخره تبدیل کرده (صفحه ۱۱۱) ۱۳ دسامبر ۱۹۴۱
دهم. دروغ و ظلم و ستم ناشی از نفوذ مسیحیت در جهان امروز می باشد (صفحه ۲۱۹) ۴ فوریه ۱۹۴۲

یازدهم. پولس «مسیحیت تقلبی» را با فریب و نیرنگ به دنیای باستان معرفی نمود. همین مشکل دوباره در عصر جدید تکرار می شود (صفحه ۲۳۸) ۱۷ فوریه ۱۹۴۲
دوازدهم. ژاپن «فلسفه سیاسی» خود را حفظ کرده و به نگرش مسیحیت توجه نکرده. این امر یکی از دلایل اصلی موفقیت این سرزمین است (صفحه ۲۹۷) ۴ آوریل ۱۹۴۲
سیزدهم. مسیحیت بشر را به «بلشویسم ماتریالیست» تبدیل می کند. این فاجعه ای وحشتناک است. (صفحه ۴۵۸) اول اوت ۱۹۴۲

چهاردهم. مسیحیت ساخته و پرداخته پولس است (صفحه ۵۴۸) ۳۰ نوامبر ۱۹۴۴
با این طرز تفکر، چگونه می توان هیتلر را مسیحی نامید؟ هیچ دلیلی برای ارتباط هیتلر با مسیحیت وجود ندارد. او به شدت تحت تاثیر فیلسوف ضد مسیحی «فریدریش نیچه» قرار گرفت. بازتاب نفوذ فلسفه نیچه در هیتلر در نگرش او به خوبی نمایان است. هیتلر مسیحیت را «پوچی»، «اختراع مغز بیمار» و غیره توصیف کرد. این دقیقا همان اصطلاحاتی است که نیچه در مورد مسیحیت به کار می برد.

کسانی که هیتلر را مسیحی معرفی می کنند، در واقع خواهان محو و نابودی مسیحیت هستند. هیتلر یک سیاستمدار بود و نه یک رهبر مذهبی. او برای حفظ قدرت دست به هر کاری می زد.