چگونه می‌توانم کتاب مکاشفه را درک کنم؟

چگونه می‌توانم کتاب مکاشفه را درک کنم؟
چگونه می‌توانم کتاب مکاشفه را درک کنم؟
کلید تفسیر کتاب مقدس، بخصوص کتاب مکاشفه، داشتن هرمنوتیکِ (دانش تفسیر) یکپارچه است. هرمنوتیک، مطالعه‌ی اصول تفسیر می‌باشد. به عبارت دیگر، روشی است که شما متن کتاب مقدس را تفسیر می‌کنید. یک هرمنوتیک عادی یا تفسیر عادی از کتاب مقدس یعنی اینکه باید آن متن یا آیه در مفهوم عادی خودش درک شود، مگر اینکه نویسنده از زبان استعاری در آن متن یا آیه استفاده کرده باشد. اگر معنای طبیعی یک متن، مفهوم داشته باشد دیگر به جستجوی معانی دیگر نخواهیم رفت. همچنین ما نباید با اختصاص دادن معانی برای کلمات یا عبارات کتاب مقدس آن را روحانیزه کنیم، در حالیکه معنی آن متن تحت هدایت روح‌القدس کاملاً واضح و روشن است و نویسنده قصد داشته که همانطوریکه نوشته شده درک شود.

یک مثال از این مورد، مکاشفه فصل ۲۰ می‌باشد. بسیاری از مردم معانی مختلفی به دوره‌ی هزار ساله اختصاص می‌دهند. اما زبان کتاب مقدس به هیچ‌وجه دلالت بر این ندارد اشاراتی که به هزار سال شده معنایی جز یک دوره‌ی هزار ساله به معنای تحت‌اللفظی برداشت شود.

یک طرح کلی ساده برای کتاب مکاشفه در مکاشفه ۱۹:۱ بیان شده است. در فصل اول، مسیح قیام کرده و جلال یافته با یوحنا صحبت می‌کند. مسیح به یوحنا می‌گوید «پس آنچه دیده‌ای، و آنچه اکنون هست و آنچه از این پس خواهد شد، همه را بنویس.» همه‌ی آن چیزهایی که یوحنا از قبل دیده بود در فصل اول ثبت شده است. «آنچه اکنون هست» (در زمان یوحنا حاضر بودند) در فصلهای ۲ تا ۳ ثبت شده‌اند (نامه‌ها به کلیساها). «آنچه از این پس خواهد شد» (رویداد های آینده) در فصلهای ۴ تا ۲۲ ثبت شده‌اند.

بطور کلی، فصلهای ۴ تا ۱۸ کتاب مکاشفه به داوری شدن مردم دنیا توسط خداوند می‌پردازد. این داوریها برای کلیسا نمی‌باشد (اول تسالونیکیان ۲:۵، ۹). قبل از اینکه داوری خدا آغاز شود، کلیسا در فرایندی به نام «ربوده شدن» از روی زمین برداشته می‌شود (اول تسالونیکیان ۱۳:۴-۱۸؛ اول قرنتیان ۵۱:۱۵-۵۲). فصلهای ۴ تا ۱۸ «دوران سخت یعقوب» (زمان سختی برای اسرائیل) را توضیح می‌دهد (ارمیا ۷:۳۰؛ دانیال ۱۲:۹؛ ۱:۱۲). همچنین زمانی خواهد بود که خداوند، غیر ایمانداران را بخاطر شورش بر ضد او داوری خواهد کرد.

فصل ۱۹، بازگشت مسیح همراه با کلیسا، عروس مسیح را توضیح می‌دهد. او وحش و معلمان دروغین را شکست می‌دهد و به دریاچه‌ی آتش می‌افکند. در فصل ۲۰، شیطان توسط عیسی مسیح به درون چاه بی‌انتها انداخته می‌شود. سپس عیسی مسیح پادشاهی خود بر روی زمین را برقرار می‌کند و تا هزار سال حکومت می‌کند. در پایان هزار سال، شیطان آزاد می‌شود و بر ضد خدا شورش می‌کند. اما به سرعت شکست می‌خورد و به دریاچه‌ی آتش انداخته می‌شود. سپس داوری نهایی رخ می‌دهد، تمامی غیر ایمانداران داوری شده و آنها نیز به دریاچه‌ی آتش انداخته خواهند شد.

فصلهای ۲۱ و ۲۲، حالت نهایی و ابدی دنیا را توصیف می‌کند. در این فصلها خدا به ما می‌گوید که ابدیت با او چه شکلی خواهد بود. کتاب مکاشفه قابل فهم است. اگر معنی کتاب مکاشفه سراسر راز بود، خداوند آن را به ما نمی‌‌داد. کلید درک کتاب مکاشفه این است که تا حد امکان آن را به معنی واقعی کلمه تفسیر کنیم. کتاب مکاشفه آنگونه می‌گوید که معنی می‌دهد، و آنگونه معنی می‌دهد که می‌گوید.

منبع: http://www.gotquestions.org

Advertisements

چرا باید عهد قدیم را مطالعه کنیم؟

چرا باید عهد قدیم را مطالعه کنیم؟
چرا باید عهد قدیم را مطالعه کنیم؟
 دلایل زیادی برای مطالعه عهد قدیم وجود دارد. یکی از این دلایل این است که عهد قدیم پایه و اساس تعالیم و رویدادهایی است که در عهد جدید دیده می شوند. کتاب مقدس یک رونمایی تدریجی و گام به گام است. اگر شما از نیمه اول هر کتابی را جا بیندازید و نخوانده رد شوید و سعی کنید که کتاب را تمام کنید؛ در درک شخصیتها، نقشه و هدف کتاب و درک پایان کتاب دچار مشکل خواهید شد. به همین طریق، عهد جدید تنها زمانی به طور کامل فهمیده می شود که ما اساس رویدادها، شخصیتها، قوانین، سیستم قربانی، عهدها و وعده های عهد قدیم را درک کنیم.

اگر ما فقط عهد جدید را در دست داشتیم، به سراغ انجیل ها می آمدیم و نمی دانستیم که چرا یهودیان به دنبال یک مسیح موعود (یک پادشاه منجی) می گشتند. نمی فهمیدیم که دلیل آمدن این مسیح چه بود (نگاه کنید به اشعیا فصل ۵۳) و نمی توانستیم که هویت عیسی ناصری را به عنوان مسیح از طریق پیشگویی های مفصلی که درباره او شده است شناسایی کنیم؛ به عنوان مثال محل تولد او (میکاه فصل ۵ آیه ۲)، چگونگی مرگ او (مزامیر فصل ۲۲، به خصوص آیه های۱، ۷ تا ۸، ۱۴ تا ۱۸ و فصل ۶۹ آیه ۲۱)، رستاخیز او (مزامیر فصل ۱۶ آیه ۱۰)، و جزئیات بسیار دیگری از خدمت او (اشعیا فصل ۹ آیه ۲؛ فصل ۵۲ آیه ۳).

مطالعه عهد قدیم برای درک سنتهای یهودی که در طول عهد جدید ذکر شده اند نیز مهم است. ما نمی فهمیدیم که فریسیان چگونه شریعت خدا را با افزودن سنتهای شخصی شان به آن منحرف کرده اند یا چرا عیسی هنگام پاکسازی معبد بسیار ناراحت بود، یا سخنانی که عیسی در بسیاری از پاسخهایش به مخالفینش می گفت از کجا نشات می گرفت.

عهد قدیم پیشگویی های بسیاری را با جزییات ثبت کرده که تنها زمانی درست خواهند بود که کتاب مقدس کلام خدا باشد و نه انسان (برای مثال، دانیال فصل ۷ و فصلهای بعد از آن). پیشگویی های دانیال جزئیات مشخصی را درباره صعود و سقوط ملتها ارائه می دهد. در واقع این پیشگویی ها آنقدر دقیق هستند که شک گرایان بر این باور هستند که اینها بعد از رخ دادن نوشته شده اند.

ما باید عهد قدیم را مطالعه کنیم چرا که درسهای بیشماری برای ما دارد. مشاهده زندگی شخصیتهای عهد قدیم، راهنمای زندگی ما خواهد بود. ترغیب می شویم که در هر شرایطی به خدا اعتماد کنیم (دانیال فصل ۳). یاد می گیریم که بر روی اعتقاد خود محکم بایستیم (دانیال فصل ۱) و در انتظار پاداش وفاداری بمانیم (دانیال فصل ۶). یاد می گیریم به جای اینکه تقصیر را به گردن دیگری بیندازیم در اسرع وقت و صادقانه به گناه خود اعتراف کنیم (اول سموئیل فصل ۱۵). یاد می گیریم که با گناه بازی نکنیم و حتی در فکر گناه کردن نیز نباشیم زیرا آشکار خواهد شد (داوران فصل های ۱۳ تا ۱۶). یاد می گیریم که گناهمان نه تنها برای خودمان بلکه برای عزیزانمان نیز عواقب دارد (پیدایش فصل ۳) و به طور عکس، رفتار خوبمان هم برای ما و هم برای اطرافیان ما پاداش خواهد داشت (خروج فصل ۲۰ آیه های ۵ تا ۶).

همچنین مطالعه عهد قدیم به ما کمک می کند تا نبوت را درک کنیم. عهد قدیم شامل وعده های زیادی است که خدا باز هم برای ملت یهود محقق خواهد کرد. عهد قدیم چیزهایی نظیر طول دوره رنج، و اینکه چگونه سلطنت هزار ساله مسیح، وعده هایش را برای یهودیان کامل تکمیل خواهد کرد را آشکار می سازد و همچنین آشکار می سازد که چگونه فرجام کتاب مقدس، سرِ آزاد نخ را که از ابتدای زمان باز بوده، می بندد.

در جمع بندی باید بگوییم که عهد قدیم به ما می آموزد که چطور خدا را دوست بداریم و او را خدمت کنیم، و جزئیات بیشتری را درباره شخصیت خدا آشکار می سازد. از طریق پیشگویی هایی که به طور مکرر محقق شده است، نشان می دهد که چرا کتاب مقدس در میان دیگر کتاب های مقدس منحصر به فرد است. کتاب مقدس به تنهای قادر است ادعایش در مورد خود را ثابت کند: یعنی کلام الهام شده ی خدا. اگر هنوز به صفحات عهد قدیم نگاهی نکرده اید، چیزهای زیادی از آنچه خدا برایتان در دسترس گذاشته را از دست داده اید.

منبع: http://www.gotquestions.org

کتابهای گمشده کتاب مقدس کدام هستند؟

کتابهای گمشده کتاب مقدس کدام هستند؟
کتابهای گمشده کتاب مقدس کدام هستند؟
هیچ «کتاب گمشده ای» از کتاب مقدس و یا کتاب هایی که از کتاب مقدس حذف شده باشند و یا کتاب هایی که در کتاب مقدس گنجانده نشده باشند، وجود ندارند. افسانه ها و شایعات زیادی درباره کتابهای گمشده وجود دارد، اما در کل هیچیک از این داستان ها و شایعات حقیقت ندارند. هر کتابی که مورد نظر خدا بوده و توسط او الهام شده در کتاب مقدس موجود می باشد. صدها کتاب مذهبی وجود دارند که در همان دوره نوشتن کتاب مقدس به نگارش درآمده اند. برخی از این کتاب ها شامل گزارشات درستی از وقایعی است که واقعاً اتفاق افتاد (به طور مثال، اول مکابیان). برخی شامل تعالیم روحانی خوب است (به طور مثال، حکمت سلیمان). اما این کتاب ها توسط خدا الهام نشده اند. اگر هر یک از این کتاب ها را بخوانیم، برای نمونه کتب اپوکریفا، باید آنان را در رده کتاب های تاریخی جایزالخطا قرار دهیم، نه در رده کلام الهام شده و بدون خطای خدا (دوم تیموتائوس فصل ۳ آیه های ۱۶ تا ۱۷).

به طور مثال، انجیل توما یک سند جعلی است که در قرن سوم یا چهارم نوشته شده است و ادعا می شود که توسط تومای رسول نوشته شده است. کلیسای اولیه تقریباً به طور سراسری انجیل توما را به عنوان یک بدعت شناخته و آن را رد کرده اند. انجیل توما شامل بسیاری از مطالب غلط و بدعت آمیزی است که گمان می شود که عیسی گفته و انجام داده است. هیچ یک از مطالبش (یا دست کم بیشتر آن) حقیقت ندارد. انجیل برنابا توسط برنابای کتاب مقدسی نوشته نشده است، بلکه توسط یک شیاد نوشته شده است. درباره انجیل فیلیپ، مکاشفه ی پطرس و … نیز همین را می توان گفت. همه این دسته کتاب ها و دیگر کتاب های شبیه آنها در دسته کتاب های سوداپیگرافا یا «دروغ نامیده ها» قرار دارند.

یک خدا وجود دارد. کتاب مقدس یک آفریدگار دارد. این یک کتاب است. این کتاب یک نقشه رحمت و بخشش دارد که از ابتدا، در طول اجرا، و تا انجام آن ثبت شده است. از زمانهای نا معلوم، کتاب مقدس داستان نجات قوم برگزیده خداوند را برای ستایش جلال خویش بازگو می کند. از آنجاییکه اهداف و نقشه رهایی بخش خدا در کتاب مقدس آشکار می شود، موضوعاتی که مرتبا تکرار و بر روی آنها تاکید می شوند شامل شخصیت خدا، داوری به خاطر گناه و نافرمانی، برکت به خاطر ایمان و فرمانبرداری، عیسی مسیح و فداکاری او برای بخشش گناهان بشر، پادشاهی آینده و جلال می باشند. خواست و هدف خدا این است که ما این پنج موضوع اصلی را بدانیم و پی ببریم چرا که زندگی و سرنوشت ابدی ما به اینها بستگی دارد. بنابراین نمی توان حتی فکر کرد که خدا اجازه بدهد برخی از این اطلاعات حیاتی به هر شکلی «گم» شود. کتاب مقدس کامل است به طوریکه ما که آن را می خوانیم و درکش می کنیم تا «کامل شویم و برای هر کار نیکو تجهیز گردیم» (دوم تیموتائوس فصل ۳ آیه های ۱۶ تا ۱۷).

منبع: http://www.gotquestions.org

آیا باید به بی اشتباه بودن کتاب مقدس ایمان داشته باشم تا نجات یابم؟

آیا باید به بی اشتباه بودن کتاب مقدس ایمان داشته باشم تا نجات یابم؟
آیا باید به بی اشتباه بودن کتاب مقدس ایمان داشته باشم تا نجات یابم؟
ما با ایمان به الهام یا عاری از خطا بودن کتاب مقدس نجات نمی یابیم. ما با ایمان به خداوند عیسی مسیح به عنوان نجات دهنده مان از گناه نجات یافته ایم (یوحنا فصل ۳ آیه ۱۶؛ افسسیان فصل ۲ آیه های ۸ تا ۹؛ رومیان فصل ۱۰ آیه های ۹ تا ۱۰). در عین حال، تنها از طریق کتاب مقدس است که می توانیم درباره عیسی مسیح و مرگ و رستاخیز او آگاه شویم (دوم قرنتیان فصل ۵ آیه ۲۱؛ رومیان فصل ۵ آیه ۸). ما مجبور نیستیم که برای نجات یافتن، به هر آنچه که در کتاب مقدس است ایمان آوریم، اما ما باید به عیسی مسیحی ایمان آوریم که توسط کتاب مقدس اعلام شده است. ما مطمئناً باید به کتاب مقدس به عنوان کلام خدا پایبند باشیم و مطمئناً باید به هر چیزی که کتاب مقدس تعلیم می دهد، ایمان داشته باشیم اما این اتفاق معمولا بعد از نجات یافتن به وقوع می پیوندد.

وقتی مردم تازه نجات می یابند، عموماً چیز بسیار کمی درباره کتاب مقدس می دانند. نجات، فرایندی است که با درکی از وضعیت گناه آلودمان آغاز می شود نه با درکی از بی خطا بودن کتاب مقدس. وجدان ما به ما می گوید که قادر نیستیم با شایستگی خودمان در حضور خدای قدوس بایستیم. ما می دانیم که به اندازه کافی پاک و پرهیزکار نیستیم که از عهده چنین کاری برآییم، بنابراین ما به سوی او برگشته و فداکاری پسرش روی صلیب، که پرداخت بهای گناهانمان است را می پذیریم. ما اعتماد کامل خود را بر او قرار می دهیم. از آن نقطه به بعد، ما طبیعتی کاملاً تازه داریم که خالص و پاک از گناه است. روح القدوس خدا در قلبهایمان زندگی می دهد و ما را برای ابدیت مُهر می کند. ما از آن نقطه به جلو می رویم و هر روزه خدا را بیشتر و بیشتر دوست می داریم و بیشتر اطاعت می کنیم. بخشی از این «حرکت رو به جلو» این است که روزانه خود را با کلام خدا خوراک دهیم تا در ایمان به او رشد کرده و قوی شویم. تنها کتاب مقدس است که قادر است این معجزه را در زندگی مان انجام دهد.

اگر ما به شخص و کار خداوند عیسی مسیح ایمان داریم، همانطور که کتاب مقدس تعلیم می دهد، ما نجات یافته ایم. وقتی که به عیسی مسیح اعتماد می کنیم، روح القدس در قلب و فکرمان کار خواهد کرد و ما را متقاعد خواهد کرد که کتاب مقدس حقیقت است و باید به آن ایمان داشته باشیم (دوم تیموتائوس فصل ۳ آیه های ۱۶ تا ۱۷). اگر شک و تردیدی درباره بی خطا بودن کتاب مقدس در ذهنمان داریم، بهترین راه این است که از خدا بخواهیم که درباره کلامش به ما تضمین دهد و به کلام او اطمینان پیدا کنیم. او بسیار راغب است به کسانیکه صادقانه و با تمام قلبشان او را می جویند، پاسخ دهد (متی فصل ۷ آیه های ۷ تا ۸).

منبع: http://www.gotquestions.org

چه تفاوت هایی بین عهد قدیم و عهد جدید وجود دارند؟

چه تفاوت هایی بین عهد قدیم و عهد جدید وجود دارند؟
چه تفاوت هایی بین عهد قدیم و عهد جدید وجود دارند؟
 درحالیکه کتاب مقدس یک کتاب یکپارچه است، تفاوتهایی بین عهد قدیم و عهد جدید وجود دارند. از بسیاری جهات این دو مکمل هم هستند. عهد قدیم پایه اصلی است؛ عهد جدید بر روی آن پایه بنا شده است و همچنین شناخت و رونمایی بیشتری از خداوند را برای ما فراهم کرده است. عهد قدیم اصولی را پایه ریزی می کند که گویای حقایق عهد جدید می باشند. عهد قدیم شامل پیشگویی های بسیاری است که در عهد جدید محقق شده است. عهد قدیم تاریخ یک قوم را عرضه می کند؛ درحالیکه عهد جدید بر روی یک شخص تمرکز می کند. عهد قدیم غضب خدا را در برابر گناه نشان می دهد (با در نظر گرفتن لطف و رحمت او)؛ عهد جدید لطف خدا را نسبت به گناهاکاران نشان می دهد (با در نظر گرفتن خشم او).

عهد قدیم یک مسیح را پیشگویی می کند (نگاه کنید به اشعیا فصل ۵۳)، و عهد جدید آشکار می کند که آن مسیح کیست (یوحنا فصل ۴ آیه های ۲۵ تا ۲۶). عهد قدیم اهدای شریعت خدا را ثبت می کند و عهد جدید نشان می دهد که چگونه عیسی مسیح آن شریعت را کامل و محقق کرد (متی فصل ۵ آیه ۱۷؛ عبرانیان فصل ۱۰ آیه ۹). در عهد قدیم، خدا عمدتاً به قوم برگزیده اش یعنی یهود می پردازد؛ در عهد جدید، خداوند عمدتا به کلیسای خود می پردازد (متی فصل ۱۶ آیه ۱۸). برکات جسمانی در عهد قدیم (تثنیه فصل ۲۹ آیه ۹) جایش را به برکات روحانی در عهد جدید می دهد (افسسیان فصل ۱ آیه ۳).

پیشگویی های عهد قدیم در رابطه با آمدن مسیح، اگرچه به طوری باورنکردنی به تفصیل و با جزییات بیان شده ، اما شامل مقداری ابهامات است که در عهد جدید برطرف شده است. به طور مثال، اشعیا درباره مرگ مسیح (اشعیا فصل ۵۳) و برقراری پادشاهی مسیح (اشعیا فصل ۲۶) می گوید، بدون اینکه به ترتیب زمانی این دو واقعه اشاره کند – هیچ اشاره ای حتی جزئی وجود ندارد که واقعه رنج و واقعه برقراری پادشاهی ممکن است بوسیله دوره های هزاره از هم جدا شوند. در عهد جدید، روشن می شود که مسیح دو ظهور دارد: در ظهور نخست او رنج می بیند و می میرد (و قیام می کند)، و در دوره دوم او پادشاهی اش را برقرار خواهد کرد.

از آنجا که رونمایی خدا در کتاب مقدس، تدریجی و گام به گام است، عهد جدید اصولی را که در عهد قدیم مطرح شده، در مرکز توجه بیشتری قرار می دهد. کتاب عبرانیان توضیح می دهد که چطور عیسی کاهن اعظم حقیقی است و چطور فداکاری او جایگزین تمام قربانیهای پیشین می شود، قربانی هایی که صرفاً سایه و مقدمه ای برای امور آینده بودند. بره پسح عهد قدیم (عزرا فصل ۶ آیه ۲۰) تبدیل به بره خدا در عهد جدید می شود (یوحنا فصل ۱ آیه ۲۹). عهد قدیم به ما شریعت را می دهد. عهد جدید روشن می کند که شریعت وسیله ای بود که نیاز به نجات را به انسانها نشان دهد و هرگز برای آن نبوده که وسیله نجات باشد (رومیان فصل ۳ آیه ۱۹).

عهد قدیم نشان داد که چگونه بهشت از دست آدم رفت. عهد جدید نشان می دهد که چطور بهشت از طریق آدم دوم (مسیح) بدست آورده می شود. عهد قدیم اعلام می کند که انسان به واسطه گناه از خدا جدا شد (پیدایش فصل ۳)، و عهد جدید اعلام می کند که انسان می تواند رابطه اش را با خدا احیا کند (رومیان فصل ۳ تا فصل ۶). عهد قدیم زندگی مسیح را پیشگویی می کند. انجیل ها زندگی عیسی را ثبت می کنند، و رسالات ( بقیه کتاب های عهد جدید) زندگی او را تفسیر می کنند و اینکه ما چگونه باید به تمام آنچه او انجام داده است پاسخ دهیم.

به طور خلاصه، عهد قدیم پایه و اساس و راه را برای آمدن مسیح آماده کرد که خودش را به خاطر گناهان جهان قربانی می کند (اول یوحنا فصل ۲ آیه ۲). عهد جدید خدمت عیسی مسیح را ثبت می کند و سپس آنچه را او انجام داد، و اینکه چه پاسخی باید در قبال کار او بدهیم را بازنگری می کند. هم عهد قدیم و هم عهد جدید همان خدای بخشنده و عادل را آشکار می کنند که گناه را محکوم می کند، اما اشتیاق دارد که گناهکاران را از طریق یک قربانی نجات دهد. در هر دو عهد، خدا خودش را به ما آشکار می کند و به ما نشان می دهد چطور می توانیم از طریق ایمان به سوی او بیاییم (پیدایش فصل ۱۵ آیه ۶؛ افسسیان فصل ۲ آیه ۸).

منبع: http://www.gotquestions.org

کانون کتاب مقدس چیست؟

کانون کتاب مقدس چیست؟
کانون کتاب مقدس چیست؟
واژه «کانون» به قاعده ای اشاره می کند که بوسیله آن مشخص می شود که آیا یک کتاب مطابق با استاندارد است یا نه و کانون کتاب مقدس به سری کتاب های معتبر کتاب مقدس می گویند. مهم است توجه کنیم که نوشته های کتاب مقدس در لحظه ای که نوشته می شدند، معتبر بودند. نوشته های کتاب مقدس آن هنگام که قلم، کاغذ را لمس می کرد، جزء کتاب مقدس محسوب می شدند. این مطلب خیلی مهم است زیرا مسیحیت با تعریف خدا یا عیسی مسیح یا نجات آغاز نمی شود. مبنای مسیحیت در قدرت کتاب مقدس یافت می شود. اگر ما نتوانیم متون مقدس را شناسایی کنیم، پس احتمالاً نمی توانیم هر حقیقت الهی را از نادرست تشخیص دهیم.

چه معیار یا سنجشی برای تعیین کتاب های کتاب مقدس استفاده شد؟ آیه کلیدی برای درک این پروسه و منظور، یهودا آیه ۳ است که می گوید که ایمان مسیحی » یکبار برای همیشه به مقدسین عطا شده است». از آنجاییکه ایمانمان بواسطه کتاب مقدس تعریف می شود، یهودا در اصل می گوید که کتاب مقدس یک بار برای منفعت تمام مسیحیان داده شد. آیا این شگفت انگیز نیست که بدانید که هیچ نوشته مخفی یا گمشده ای وجود ندارد که پیدا شود، هیچ کتب اسرارآمیزی وجود ندارد که تنها برای عده خاصی آشنا باشد، و هیچ انسان زنده ای وجود ندارد که مکاشفه خاصی داشته باشد و نیازمند آن باشد تا ما به کوه هیمالیا صعود کنیم تا ما را روشن ساخته از گمراهی نجات دهد؟ ما می توانیم مطمئن باشیم که خدا ما را بدون شاهد نگذاشته است. همان قدرت ما فوق طبیعه که خدا برای تولید کلامش بکار گرفت، برای نگهداری از آن نیز بکار گرفت.

مزامیر فصل ۱۱۹ آیه ۱۶۰ بیان می کند که کلام خدا حقیقت است. با این پیش فرض می توانیم نوشته های غیر معتبر خارج از کتاب مقدس را مقایسه و آزمایش کنیم تا ببینیم که آیا حقیقت دارند یا نه . به عنوان مثال، کتاب مقدس ادعا می کند که عیسی مسیح، خداست (اشعیا فصل ۹ آیه های ۶ تا ۷؛ متی فصل ۱ آیه های ۲۲ تا ۲۳؛ یوحنا فصل ۱ آیه های ۱۴،۲،۱؛ یوحنا فصل ۲۰ آیه ۲۸؛ اعمال فصل ۱۶ آیه های ۳۱،۳۴؛ فیلیپیان فصل ۲ آیه های ۵ تا ۶؛ کولسیان فصل ۲ آیه ۹؛ تیتوس فصل ۲ آیه ۱۳؛ عبرانیان فصل ۱ آیه ۸؛ دوم پطرس فصل ۱ آیه ۱). با این حال بسیاری از متون غیر کتاب مقدسی که ادعای کتاب مقدسی بودن دارند می گویند که عیسی خدا نیست. وقتی تناقضات واضحی وجود دارند، کتاب مقدس اصلی می باید مورد اعتماد قرار گیرد و دیگر نوشته ها در خارج از دایره کتاب مقدس گذاشته شود.

در قرون اولیه کلیسا، گاهی اوقات مسیحیان به خاطر در اختیار داشتن رونوشتهای کتاب مقدس کشته می شدند. به خاطر این آزار و اذیت ها، این پرسش بلافاصله مطرح شد که «کدام کتاب ها ارزش مردن را دارند؟» برخی از کتابها ممکن است سخنان عیسی را دربر داشته باشند، اما آیا آنگونه که در دوم تیموتائوس فصل ۳ آیه ۱۶ بیان می شود، از طرف خدا الهام شده بودند؟ شوراهای کلیسا نقشی را در به رسمیت شناختن عمومی کانون کتاب مقدس (کتاب های معتبر کتاب مقدس)ایفا کردند، اما اغلب، یک کلیسای واحد یا گروهی از کلیساها کتابی را بر اساس نوشته اش الهام شده از طرف خدا تشخیص دادند (کولسیان فصل ۴ آیه ۱۶، اول تسالونیکیان فصل ۵ آیه ۲۷). در سرتاسر قرون اولیه کلیسا، کتابهای اندکی مورد بحث و جدل قرار گرفت و فهرست کانون کتاب مقدس در سال ۳۰۳ میلادی مشخص شد.

در موضوع عهد قدیم، سه واقعیت مهم مورد توجه قرار گرفت: ۱) عهد جدید از تمام مطالب عهد قدیم به جز دو مورد، یا نقل قول می کند و یا اشاره ضمنی می کند ۲) عیسی مسیح در متی فصل ۲۳ آیه ۳۵ عملا کانون عبری ( کتاب های معتبر یهودیان ) را زمانی تصدیق می کند که یکی از اولین روایات و آخرین روایات کتاب مقدس را ذکر می کند. ۳) یهودیان در نگهداری متون مقدس بسیار دقیق و با وسواس بودند و بحث و جدل های اندکی بر سر اعتبار یا عدم اعتبار متون مقدس داشتند. آپوکریفای کاتولیک روم مطابق با کانون نبوده و خارج از تعریف کتاب مقدس قرار داشته و هرگز توسط یهودیان مورد قبول واقع نشده است

بیشتر پرسشها درباره اینکه کدام کتاب متعلق به کتاب مقدس است مربوط به زمان عیسی مسیح به بعد می شود. کلیسای اولیه معیارهای خیلی خاصی داشته که چه کتابهایی جزء عهد جدید محسوب شوند. این معیارها شامل این موارد بودند: آیا کتاب توسط کسی نوشته شده که شاهد عینی عیسی مسیح بوده؟ آیا آن کتاب «آزمون راستی» را گذرانده است (به عبارت دیگر، آیا با دیگر کتاب ها مورد توافق و هم رای است؟). کتاب های عهد جدید که مورد پذیرش قرار گرفتند در برابر آزمون زمانه تاب آوردند و مسیحیان راست آیین (ارتدکس) این کتب را با چالشهای کوچکی، برای قرنها پذیرفته است.

اطمینان در پذیرش این کتاب ها به مسیحیان قرن اول باز می گردد که شهادت های دست اول را به عنوان سندی برای گفته هایشان ارائه میدادند. از این گذشته، موضوع آخرالزمانی کتاب مکاشفه و ممنوعیت افزودن کلام به کتاب در مکاشفه فصل ۲۲ آیه ۱۸، به طور جدی می گوید که کانون کتاب مقدس در زمان نگارش آن ( آخرین آیه کتاب مکاشفه در سال ۹۵ میلادی) بسته شد.

یک نکته الهیاتی مهمی وجود دارد که نباید فراموش شود. خدا کلامش را برای چندین هزار سال به یک منظور اصلی بکار گرفته است — که خودش را آشکار کند و با بشریت رابطه برقرار کند. در نهایت، شوراهای کلیسا تصمیم نگرفتند که آیا کتابی جزء کتاب مقدس بوده یا خیر؛ بلکه این تصمیم هنگامی گرفته شد که نویسنده انسانی آن توسط خدا انتخاب شد تا آن را بنویسد. به منظور دستیابی به نتیجه پایانی، یعنی محافظت از کلام خویش در طول قرون، خدا شوراهای کلیسای اولیه را در به رسمیت شناختن کانون کتاب مقدس هدایت کرد.

دانستن موضوعاتی مانند ذات حقیقی خدا، منشأ هستی و زندگانی، هدف و معنای زندگی، عجایب نجات و رویدادهای آینده (شامل سرنوشت بشر) ماورای گنجایش علمی و مشاهداتی طبیعی بشریت هستند. کتاب مقدسی که به ما رسانده شده است برای قرنها توسط مسیحیان ارزش گذاری و به کار گرفته شده و برای دانستن هر آنچه در مورد مسیح لازم داریم کافی است (یوحنا فصل ۵ آیه ۱۸؛ اعمال رسولان فصل ۱۸ آیه ۲۸؛ غلاطیان فصل ۳ آیه ۲۲؛ دوم تیموتائوس فصل ۳ آیه ۱۵). کتاب مقدس ما را تعلیم دهد، اصلاح کند و ما را به سمت پارسایی و زندگی خداپسندانه هدایت می کند (دوم تیموتائوس فصل ۳ آیه ۱۶).

منبع: http://www.gotquestions.org

چرا خدا به ما چهار انجیل داد؟

چرا خدا به ما چهار انجیل داد؟
چرا خدا به ما چهار انجیل داد؟
 در اینجا چند دلیل برای اینکه چرا خدا به جای یک انجیل، چهار انجیل داده مطرح شده است:

۱) برای اینکه تصویر کاملتری از مسیح ارائه دهد. در حالیکه تمام کتاب مقدس الهام خداست (دوم تیموتائوس فصل ۳ آیه ۱۶)، اما خدا از نویسندگان بشری با پیش زمینه ها و شخصیتهای متفاوت استفاده کرده تا مقاصدش را از طریق نوشته هایشان محقق کند. هر یک از نویسندگان انجیل ها در پسِ انجیل خود هدف متفاوتی را داشته اند و در اجرای مقاصد خود، هریک بر جنبه های متفاوتی از شخصیت و خدمت عیسی مسیح تاکید کردند.

متی برای مخاطبان عبرانی می نوشت و یکی از اهدافش این بود که با استفاده از شجره نامه عیسی و تحقق پیشگویی های عهد قدیم نشان دهد که او همان مسیحی بود که از زمان های دور در انتظارش بودند و از اینرو می بایست به او ایمان داشت. تاکید متی این است که عیسی، «پادشاه موعود»، و «پسر داود» است که تا ابد بر تخت سلطنت اسراییل خواهد نشست (متی فصل ۹ آیه ۲۷؛ فصل ۲۱ آیه ۹).

مرقس، پسرعموی برنابا (کولسیان فصل ۴ آیه ۱۰)، شاهد عینی رویدادهای زندگی عیسی و همچنین دوست پطرس رسول بود. مرقس برای مخاطبان غیر یهودی نوشت و به همین خاطر، مطالبی را که برای خوانندگان یهودی مهم بوده (شجره نامه، مجادله عیسی با رهبران یهودی زمان او، ارجاعات مکرر به عهد قدیم و …) را در انجیل خود نیاورد. مرقس بر مسیح به عنوان خادم رنج دیده تاکید می کند، کسی که نیامد تا خدمتش کنند، بلکه آمد تا خدمت کند و جانش را در راه آزادی دیگران فدا کند (مرقس فصل ۱۰ آیه ۴۵).

لوقا، «پزشک محبوب» (کولسیان فصل ۴ آیه ۱۴)، بشارت دهنده، و همنشین پولس رسول، هم انجیل لوقا و هم اعمال رسولان را نوشت. لوقا تنها نویسنده غیر یهودی عهد جدید است. او مدتهاست که به عنوان یک تاریخ دان سخت کوش و ماهر توسط کسانیکه از نوشته هایش در مطالعات تاریخی و شجره نامه ای استفاده می کنند، پذیرفته شده است. به عنوان یک تاریخ نویس، او میگوید تمایل دارد که امور زندگی مسیح را بر پایه گزارشات شاهدان عینی به ترتیب زمانی به نگارش درآورد (لوقا فصل ۱ آیه های ۱ تا ۴). از آنجاییکه او به طور خاص خطاب به تئوفیلوس نوشته است، که ظاهراً از مقامات غیر یهودی بوده، انجیل او با ذهنیت یک مخاطب غیر یهودی نوشته شد و هدف او این است که نشان دهد که ایمان مسیحی بر مبنای رویدادهای قابل اعتماد و قابل تایید تاریخی است. لوقا اغلب به مسیح به عنوان «پسر انسان» اشاره می کند و بر انسان بودن او تاکید می کند و جزئیات بسیاری را که در سایر انجیل ها یافت نمی شود، به اشتراک می گذارد.

انجیل یوحنا، که توسط یوحنای رسول نوشته شده، متمایز از سه انجیل دیگر است و شامل محتوای الهیاتی بیشتری درباره شخص مسیح و مفهوم ایمان است. متی، مرقس و لوقا، به دلیل سبکهای مشابه شان و گزارش خلاصه ای از زندگی مسیح، به عنوان «انجیل های هم نوا» تلقی می شوند. انجیل یوحنا با تولد یا خدمت زمینی عیسی آغاز نمی شود بلکه پیش از آنکه او انسان شود، با فعالیت و شخصیت پسر خدا آغاز می شود (یوحنا فصل ۱ آیه ۱۴). انجیل یوحنا بر الوهیت مسیح تاکید می کند، همانطور که در استفاده از عباراتی نظیر «کلام، خدا بود» (یوحنا فصل ۱ آیه ۱)، «منجی جهان» (یوحنا فصل ۴ آیه ۴۲)، «پسر خدا» (بارها بکار گرفته شده)، و «خداوند و … خدا» (یوحنا فصل ۲۰ آیه ۲۸) دیده می شود. عیسی در انجیل یوحنا الوهیتش را با عبارات متعدد «من هستم» تصدیق می کند؛ قابل ملاحظه ترین اظهارات مربوط به یوحنا فصل ۸ آیه ۵۸ است که می گوید «پیش از آنکه ابراهیم باشد، من هستم» (مقایسه کنید با خروج فصل ۳ آیه های ۱۳ تا ۱۴). اما یوحنا بر حقیقت انسانیت عیسی نیز تاکید می کند و تمایل دارد که اشتباه فرقه مذهبی آن زمان یعنی گنوستیست ها را نشان دهد که بر انسانیت مسیح ایمان نداشتند. انجیل یوحنا هدف کلی نگارشش را مشخصاً اینگونه بیان داشته است: «شاگردان عیسی معجزات بسیاری از او دیدند که در این کتاب نوشته نشده است. ولی همین مقدار نوشته شد تا ایمان آورید که عیسی، همان مسیح و فرزند خداست و با ایمان به او، زندگی جاوید بیابید» (یوحنا فصل ۲۰ آیه های ۳۰ تا ۳۱).

بنابراین، با در دست داشتن چهار گزارش متمایز اما به یک اندازه صحیح از مسیح، جنبه های مختلف شخصیتی و خدمتش آشکار می شود. این چهار گزارش مثل نخهایی با رنگهای مختلف است که در یک پرده نقش دار در کنار یکدیگر بافته شده است تا تصویر کاملتری از این شخص که در ورای توصیف است را نشان دهد و از آنجاییکه ما هرگز همه چیز را درباره عیسی مسیح نخواهیم فهمید (یوحنا فصل ۲۰ آیه ۳۰)، از طریق چهار انجیل می توانیم به اندازه کافی بدانیم و درک کنیم که او کیست و برای ما چه کرده است تا اینکه از طریق ایمان به او زندگی جاودانه داشته باشیم.

۲) تا ما را قادر سازد که به طور عینی صداقت گزارش های آنها را بررسی کنیم. کتاب مقدس، از اولین دوران، بیان می کند که دادرسی در یک دادگاه قانون تنها با شهادت یک شاهد عینی بر ضد یک شخص انجام نخواهد گرفت، مگر با شهادت حداقل دو یا سه نفر (تثنیه فصل ۱۹ آیه ۱۵). با توجه به این موضوع، گزارشات مختلف از شخصیت و خدمات زمینی عیسی مسیح ما را قادر می سازد که صحت اطلاعاتی را که درباره او داریم، ارزیابی بکنیم.

سیمون گرینلیف، حقوق دان مشهور و شناخته شده در زمینه تشخیص و تعیین اینکه چه مدارکی در دادگاه قابل قبول هستند، چهار انجیل را از نقطه نظر قانونی مورد بررسی قرار داد. او متذکر شد که نوع گزارشات شهودی که در چهار انجیل داده شده – گزارشاتی که هم رای هستند، اما هر نویسنده خواسته که جزئیاتی را برای تفاوت داشتن با دیگران حذف یا اضافه کند – نوعی از مدارک قابل اعتماد و مستقل هستند که در یک دادگاه قانون به عنوان شواهد قوی مورد پذیرش قرار می گیرند. اگر انجیل ها دقیقاً دارای اطلاعات یکسان با جزئیات یکسان می بودند و از یک چشم انداز نوشته می شدند، این نشانگر تبانی بود، به عبارت دیگر در یک زمانی نویسندگان پیشاپیش با هم جمع شده اند که داستانهای خود را راست و ریست کنند تا نوشته هایشان به نظر معتبر بیایند. اما اختلافات بین انجیل ها، حتی تناقضات ظاهری که در دید اول اینگونه به نظر می رسند، دلیلی بر طبیعت مستقل هر کدام از نوشته هاست. از اینرو، طبیعت مستقل گزارشات چهار انجیل، که در اطلاعاتشان هم رای اما در چشم انداز، مقدار جزئیات، و اینکه کدام رویداد ثبت شده است، تفاوت دارند، نشان می دهد که گزارشی را که ما از زندگی و خدمت مسیح در انجیل ها داریم واقعی و قابل اعتماد است.

۳) تا جویندگان سخت کوش را پاداش دهد. با مطالعه هر انجیل اطلاعات بسیاری بدست می آید، اما با مقایسه و در مقابل هم قرار دادن گزارشات متفاوت رویدادهای خاص از خدمت عیسی، اطلاعات بیشتری بدست می آید. به طور مثال، در متی فصل ۱۴ گزارش خوراک دادن به ۵۰۰۰ تن و راه رفتن عیسی روی آب داده شده است. در متی فصل ۱۴ آیه ۲۲ گفته شده که » عیسی به شاگردانش فرمود که سوار قایق شده، به آنطرف دریاچه بروند. اما او خود همان جا ماند تا مردم را روانۀ خانه‌هایشان نماید» کسی ممکن است بپرسد که چرا عیسی چنین کاری را انجام داد؟ در گزارش متی هیچ دلیل آشکاری ذکر نشده است. اما وقتی که آن را با گزارش مرقس در فصل ۶ ترکیب می کنیم، می بینیم که هنگامی که عیسی شاگردان را دو به دو اعزام کرده بود و بدیشان قدرت بخشیده بود که ارواح خبیث را بیرون کنند و مردم را شفا دهند، آنان از این ماموریت با غرور و خودبینی برگشتند و جایگاه خود را فراموش کردند و اکنون آماده شدند تا حتی به او دستور هم بدهند(متی فصل ۱۴ آیه ۱۵). بنابراین، در مرخص کردن آنان هنگام غروب که به آنسوی دریای جلیل بروند، او دو چیز را بدیشان آشکار می سازد. از آنجاییکه آنان به خاطر تکیه و اعتماد به خودشان تا ساعات اولیه صبح گرفتار طوفان و امواج شدند (مرقس فصل ۶ آیه های ۴۸ تا ۵۰) متوجه دو چیز شدند: ۱) با توانایی شخصی شان هیچ چیزی را نمی توانند برای خدا بدست آورند و ۲) اگر او را صدا بزنند و با تکیه به قدرت او زندگی کنند، هیچ چیز غیر ممکن نیست. قسمتهای بسیاری از کلام وجود دارد که شبیه به «جواهرات» هستند که توسط دانش آموز سخت کوش کلام خدا که برای مقایسه متون کتاب مقدس با هم وقت می گذارند، پیدا می شوند.

منبع: http://www.gotquestions.org