اگر من جای خدا بودم!

اگر من جای خدا بودم!

آیا خدا را زیر سوال بردن، کار اشتباهی است؟

قسمت سوم

علاوه بر این در کتاب پیدایش ۱:‏۲۷ می‌‌خوانیم که خدا انسان را به صورت خود آفرید.

سعدی می‌‌گوید:
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چه گوهری است که انسان‌‌ها دارند و حیوانات فاقد آنند؟ این گوهر، مُهر و تصویر خدا بر ماست. ارزش یک اسکناس ۵۰ دلاری ارزش قیمت کاغذ یا چاپ یا آن نوار نقره‌‌ای میانی یا هزینۀ تهیه‌‌اش نیست. بلکه ارزش آن در این است که یک بانک معتبر دنیا روی آن مُهر و نشانی زده است. به این خاطر در هر جای دنیا چه این اسکناس نو باشد چه کهنه آن را به اندازۀ ۵۰ دلار قیمت می‌‌گذارند.

در بین همۀ موجودات، خدا مُهر خود را بر روی انسان زده است. انسان است که خدا او را به صورت خود آفریده و قابلیت آن را دارد که تصویری از خدا را در خود منعکس سازد. همین حقیقت است که او را ارزشمند می‌‌کند. این ارزشمندی به مسائلی همچون زشتی و زیبایی او، داشتن سندروم داون یا فقدان آن، سالم بودن و یا نقص عضو بودن او، و یا فرزند یک شخص روحانی یا یک روسپی بودن بستگی ندارد.

مکس لوکادو در کتاب غریو آسمان ApplauseofHeaven دربارۀ ژاکتی صحبت می‌‌کند که در کمد لباس اوست و آن را بندرت می‌‌پوشد. این ژاکت دیگر به اندازۀ او نیست، آستین‌‌هایش آب رفته و جا شانه‌‌اش تنگ شده و دگمه‌‌هایش هم افتاده است. مکس می‌‌داند که آن را دیگر نخواهد پوشید و فقط جایی را در کمد لباسش اشغال می‌‌کند. عقل به او می‌‌گوید: «بندازش بره» ولی عشق مانع می‌‌شود چرا؟ این ژاکت از چه خصوصیتی برخوردار است که صاحب آن نمی‌‌تواند آن را دور بیندازد؟ اول از همه آنکه هیچ مارکی ندارد، هیچ علامت راهنمای شستشو و این حرف‌‌ها هم روی آن نیست و این خودش اهمیت این ژاکت را بیان می‌‌کند که در یک کارخانه تولیدی که شاید هر روز هزاران ژاکت به بازار عرضه می‌‌کند آن هم توسط عده‌‌ای کارگر غریب و مزدگیر ساخته نشده، بلکه این ژاکت با عشق و محبت مادرش تولید شده، ژاکتی برای او و مختص او! هر رِج آن با فکر کردن به او ساخته شده است. با گذشت زمان هر چند ژاکت شکل و قیافه‌‌اش را از دست داده اما ارزش خودش را از دست نداده است. این ژاکت پر ارزش است نه به‌‌خاطر فایده‌‌اش بلکه چون سازندۀ آن ارزشمند است. آنچه انسان را ارزشمند می‌‌کند مربوط به او و صفاتی که بعداً کسب می‌‌کند یا نمی‌‌کند و دست‌‌آوردها و شکست‌‌هایش نیست. ارزشمندی او توصیف خلقت والای خالق است و اهمیت حفظ حیات از همان ابتدا احترام به صانع است نه مصنوع!

در حقیقت عدم ایمان به این اصل الهی است که سبب می‌‌شود ما خودمان رُل خدا را بازی کنیم و با جنین مانند یک تکه گوشت حیوان رفتار نماییم نه انسانی که به‌‌صورت خدا آفریده شده است. اگر ایمان داریم که تصویر خدا بر روی انسان است و انسان از بین همه موجودات به‌‌صورت او آفریده شده آن وقت متوجه مسئولیت خود برای حفظ جانهایی که خدا آفریده می‌‌شویم.

کسی که می‌‌گفت: «اگه جای خدا بودم اوضاع و احوالتون از اینی که هستش هم بدتر می‌‌شد.» راست می‌‌گفت چون در دنیایی که ما خودمان را جای آفرینندۀ خود گذاشته و به خود حق می‌‌دهیم که تصمیم بگیریم چه کسی باید زنده باشد و چه کسی نباشد به جایی می‌‌رسیم که هر روز بیشتر از ۱۲۵ هزار کودک توسط سقط جنین کشته می‌‌شوند. یعنی در هر ساعت لااقل ۵۰۰۰ کودک! اگر کیفیت زندگی یک کودک چه از نظر سلامتی چه از نظر اقتصادی و چه از نظر خانوادگی و غیره طوری است که حق از بین بردن او را به من می‌‌دهد و من تصمیم می‌‌گیرم که اینکار را انجام دهم، در حقیقت خودم را جای خدا گذاشته‌‌ام. مسیحیان باید در برابر چنین اقدامی بایستند. بگذاریم خدا خدا باشد.
این مطلب ادامه دارد.
منبع: سایت کلمه

Advertisements

اگر من جای خدا بودم!

اگر من جای خدا بودم!

آیا خدا را زیر سوال بردن، کار اشتباهی است؟

قسمت دوم

اگر خدا خدا باشد، او آفرینندۀ جان انسان است
کار آسانی است که فکر کنیم خدا آفرینندۀ آسمان و زمین و همۀ کهکشانها و ستارگانی است که حتی رسیدن به برخی از آنها به هزاران سال نوری زمان نیاز دارد. عظمت کائنات به‌‌گونه‌‌ای است که ما را به‌‌سوی باورِ این حقیقت سوق می‌‌دهد، مگر اینکه عمداً نخواهیم آن را بپذیریم. به گفتۀ دانشمندان برخی از ستاره‌‌ها ۱۰ بیلیون سال عمر دارند. قطر برخی از ستاره‌‌ها ۱۰۰۰ برابر خورشید است. اگر خدا، خدا باشد اوست که آفرینندۀ این کائنات و میلیونها کهکشان است. کافی است یک شب به راه شیری خیره شویم تا از عظمت آفرینش او در حیرت افتیم، ولی آیا همین خدا آفرینندۀ جان انسان هم هست؟

کلام خدا در مزمور ۱۳۹:‏۱۳-‌‌‌‌‏۱۶ می‌‌گوید که خدای دانای کل، خدای حاضر مطلق و خدای خالق کل، آفرینندۀ انسان است. نه فقط انسان‌‌هایی که به دنیا آمده‌‌اند بلکه انسان‌‌هایی که در رحم مادر قرار دارند!

استعاراتی مانند آفریدن باطنیت جنین، تنیده شدن، عجیب و مهیب ساخته شدن، دیدن کالبد ناشکل‌‌گرفتۀ من و ثبت شدن روزهایی که برایم رقم زده شده، نه تنها گویای مهارت هنرمندانه و پیچیدگی خلقت خدا از همان بدو آفرینش انسان در رحم مادر است بلکه به نگرش خدا بر این موجود به‌‌عنوان یک انسان، نه یک تکه بافت سلولی و گوشتی اشاره می‌‌کند. به قول جان استات متفکر مسیحی حتی «قبل از آنکه ما بتوانیم در یک رابطۀ اگاهانه به خالق خود واکنش نشان بدهیم او ما را دوست داشت و در زندگی ما دخیل بود.» برای خدای آفریننده، انسان از زمان شکل گرفتن در رحم انسان است نه از زمان تولد! خدا سازنده و طراح خالق آفریننده و شکل‌‌دهندۀ جنین است نه تصادف به علاوۀ زمان! همین است که جنین را ارزشمند می‌‌کند. در کتاب اعمال رسولان ۱۷:‏۲۵ در مورد خدا می‌‌خوانیم که او «بخشندۀ حیات و نَفَس و هر چیز دیگر به آدمیان است.»

از همان لحظه لقاح کُد ژنتیکی شما که اطلاعات موجود در آن در همان لحظه ۵۰ برابر دایره‌‌المعارف ۳۲ جلدی بریتانیکا است توسط خدا برنامه‌‌ریزی شده است. به‌‌طوریکه رنگ پوست و مو و چشم شما در آن مشخص شده است، حتی برخی از خصوصیات اخلاقی شما در آن معلوم است. این نشانۀ زیبایی و عجایب خلقت خداست.

هر کدام از ما فرداً تنیده شده‌‌ و نقش‌‌دوزی شده‌‌ایم. منحصر به فرد بودن ما در این دنیایی که بیلیون‌‌ها آدم آمده‌‌ و رفته‌‌اند و در حال زندگی می‌‌کنند و در آینده خواهند آمد، طوری است که حتی دو نفر از لحاظ ژنتیکی اثر انگشت و مردمک چشمشان شبیه به هم نیست. این خود نشان ارزش و اهمیتی است که خدای آفریننده نسبت به فرد فرد انسانهایی دارد که خود آنها را ساخته است.

پس آن طراح ماهر و بی‌‌نظیر نه تنها بدن را ساخت بلکه انسان بودن و روح حیات را از همان بدو پیدایش در رحم مادر در او گذاشت و برایش هدفی را در نظر گرفته بود. مزمور ۱۳۹ گویای آن است که از نظر خدای آفریننده هستی انسان از رحم مادر آغاز می‌‌شود و از همان زمان است که خدا او را به‌‌عنوان انسان دوست دارد و برای او هدفی در نظر گرفته است. علاوه بر این در کتاب پیدایش ۱:‏۲۷ می‌‌خوانیم که خدا انسان را به صورت خود آفرید.
این مطلب ادامه دارد.
منبع: سایت کلمه

اگر من جای خدا بودم!

اگر من جای خدا بودم!

آیا خدا را زیر سوال بردن، کار اشتباهی است؟

قسمت اول

یا تا به حال فکر کرده‌‌اید که اگر شما جای خدا بودید چه می‌‌کردید؟ آیا هیچ وقت شده که آرزو کنید جای خدا می‌‌بودید و اگر بودید چه می‌‌کردید؟

در اینترنت افراد مختلف در این مورد نظرهای گوناگونی داده‌‌اند. یک نفر نوشته بود: «من اگه خدا بودم، اینترنت رو قطع می‌‌کردم تا مردم یه ذره زند‌‌گی کنند!» یکی دیگر که حتماً با ایمان مسیحی آشنا نبود اینطور نوشته بود: «من اگه خدا بودم پیامبر نمی‏فرستادم، مرد بودم، خودم می‏اومدم پایین!» شخص دیگری که خودش را خیلی قبول داشت نوشته بود: «من اگه خدا بودم، یعنی زندگی‌‌ای داشتیدا، زندگی. ……حال می‌‌کردین یعنیاااااااااااا» یکی دیگر نوشته بود: «من اگه خدا بودم، اصلاً رازدار نبودم، یه آبرویی از بنده‌‌هام می‌‌بردم که نگو و نپرس!» و یکی دیگر با پررویی نوشته بود: «اگه جای خدا بودم اوضاع و احوالتون از اینی که هستش هم بدتر می‌‌شد.» شخص دیگری نوشته بود: «من اگه خدا بودم یک Restart می‌‌کردم چون خیلی‌‌ها Hang کردند.» این بابا هم خبری از تولد تازه وRestart روحانی نداره.

معینی کرمانشاهی می‌‌گوید:
«عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
همان یک لحظه اول،
که اول ظلم را می‌‌دیدم -‌‌‌‏ از مخلوق بی‌‌وجدان،
جهان را با همه زیبایی و زشتی،
به‌‌روی یکدگر، ویرانه می‌‌کردم.

«عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم،
که می‌‌دیدم یکی عریان و لرزان
دیگری پوشیده از صد جامۀ رنگین
زمین و آسمان را
واژگون مستانه می‌‌کردم.

حقیقت این است که خیلی اوقات نه تنها «فکر می‌‌کنیم» که اگر جای خدا بودم چه می‌‌کردم بلکه عملاً دانسته یا نادانسته نقش خدا را در زندگی بازی می‌‌کنیم و خودمان خدای زندگی‌‌مان می‌‌شویم. و خدا نه سرِ زندگی ما است و نه مرکز، نه خدا و نه پادشاه. اگر هم باشد جایی در حاشیۀ زندگی ماست و حق خدایی کردن هم ندارد.

در این مقاله به یک جنبه از شخصیت خدا اشاره می‌‌کنیم که شاید در نظر اول بعید به نظر بیاید که ما بتوانیم جای خدا را در آن اشغال کنیم -‌‌‌‏ ولی می‌‌کنیم-‌‌‌‏ و آن جنبه خدای خالق یا آفریننده است. و برای اینکه بر این موضوع متمرکزتر باشیم، این را حتی بیشتر خرد می‌‌کنیم و به خدا به‌‌عنوان خالق انسان نگاه می‌‌کنیم. هدف این مقاله این است که بدانیم در این قرن حاضر آفریننده بودن خدا چه تأثیری بر زندگی شخصی‌‌ام به‌‌عنوان یک مسیحی و تصمیم‌‌گیری‌‌ها و لااقل یک نکته از اخلاقیات مسیحی‌‌ام دارد و آن نکته، معضل سقط جنین است. در حقیقت موضوع مورد بررسی در این مقاله «خدای آفریننده و معضل سقط جنین» است.
این مطلب ادامه دارد.
منبع: سایت کلمه

مشکل هم نظر بودن انجیلها چیست؟

مشکل هم نظر بودن انجیلها چیست؟

آیا یگانگی خدا را می توان ثابت کرد؟

وقتی سه انجیل متی، مرقس، و لوقا را با هم مقایسه می کنیم، کاملاً مسلم است که گزارشاتشان از لحاظ محتوا و بیان، بسیار شبیه به یکدیگر هستند. در نتیجه، متی، مرقس، و لوقا را «اناجیل هم نظر» می نامند. کلمۀ هم نظر اصولاً به معنای «با هم دیدن با نگاهی مشترک» می باشد. شباهتهای میان اناجیل هم نظر برخی را به این سمت سوق داده که شاید نویسندگان اناجیل منبع مشترکی داشتند، یعنی گزارش مکتوب دیگری از تولد، زندگی، خدمت، مرگ، و رستاخیر عیسی که نویسندگان اناجیل از آن مطالبی را برای اناجیلشان استخراج کردند. این مسئله که چطور شباهتها و تفاوتهای میان اناجیل هم نظر را می توان توضیح داد، مشکل هم نظر بودن نامیده می شود.

برخی استدلال می کنند که متی، مرقس، و لوقا آنقدر به هم شبیه هستند که حتماً باید از اناجیل یکدیگر یا از منبع مشترک دیگری استفاده کرده باشند. اسم این «منبع» مفروض را «Q» گذاشتند که از کلمه ی آلمانی quelle می آید که به معنای «منبع» است. آیا شواهدی دال بر وجود سند «ًQ» وجود دارد؟ خیر. هیج بخش یا ورق پاره ای از سند «Q» تاکنون کشف نشده است. هیچ یک از پدران اولیه کلیسا هرگز اشاره به یک «منبع» انجیل در نوشتجاتشان نکرده اند. «Q» اختراع «پژوهشگران» لیبرال است که الهامی بودن کتاب مقدس را انکار می کنند. به اعتقادشان کتاب مقدس چیزی نیست جز یک اثر ادبی، که در معرض همان نقادی ای قرار دارد که دیگر آثار ادبی قرار دارند. باز تاکید می کنیم که هیچ شواهدی برای سند «Q» چه از لحاظ کتاب مقدسی، چه الهیاتی، یا تاریخی وجود ندارد.

اگر متی، مرقس، و لوقا از سند «ًQ» استفاده نکردند، پس چرا اناجیلشان اینقدر شباهت دارد؟ دلایل محتمل زیادی وجود دارد. ممکن است که هر کدام از اناجیل که ابتدا نوشته شد (احتمالا مرقس، اگرچه پدران کلیسا گفته اند که متی نخست نوشته شد)، نویسندگان اناجیل دیگر به آن دسترسی داشتند. مطمئناً هیچ مشکلی با این ایده وجود ندارد که متی و یا لوقا متونی را از انجیل مرقس کپی کرده باشند و از آن در انجیل خود استفاده کرده باشند. شاید لوقا به مرقس و متی دسترسی داشت و متونی را از هر دویشان در انجیل خودش استفاده کرده باشد. لوقا ۱:۱-۴ به ما می گوید، «از آنجا که بسیاری دست به تألیف حکایت اموری زده‌اند که نزد ما به انجام رسیده است، درست همان‌گونه که آنان که از آغاز شاهدان عینی و خادمان کلام بودند به ما سپردند، من نیز که همه چیز را از آغاز به‌دقّت بررسی کرده‌ام، مصلحت چنان دیدم که آنها را به شکلی منظم برای شما، عالیجناب تِئوفیلوس، بنگارم، تا از درستی آنچه آموخته‌اید، یقین پیدا کنید.»

در پایان باید گفت که «مشکل» هم نظر بودن، آنطوری که برخی سعی می کنند آن را بزرگ جلوه دهند، مشکل بزرگی نیست. توضیح این که چرا اناجیل هم نظر اینقدر شبیه به هم هستند این است که همه آنها الهام یافته از یک روح القدس هستند و همه شان توسط افرادی نوشته شده اند که یا شاهد بودند یا درباره رویدادهای یکسانی به آنها گفته شده بود. انجیل متی توسط متی رسول نوشته شد که یکی از دوازده تنی بود که عیسی را پیروی می کرد و توسط او ماموریت یافت. انجیل مرقس توسط یوحنای مرقس نوشته شد که رابطه نزدیکی با پطرس رسول داشت که پطرس یکی از آن دوازده تن بود. انجیل لوقا توسط لوقا نوشته شد که رابطه نزدیکی با پولس رسول داشت.
چرا نباید انتظار داشته باشیم که گزارشاتشان خیلی شبیه به یکدیگر باشد؟

هر یک از اناجیل اساساً الهام روح القدس هستند (دوم تیموتائوس ۱۶:۳-۱۷؛ دوم پطرس ۲۰:۱-۲۱). بنابراین، باید انتظار پیوستگی و یکپارچگی را داشته باشیم.
منبع: gotquestions

من چطور می توانم آنهایی را که به من گناه می کنند ببخشم؟

جواب: برای همه پیش آمده است که در حقشان بدی شده باشد و یا آزرده شده باشند. مسیحیان در اینجور مواقع چگونه باید برخورد کنند؟ براساس کتاب مقدس ما باید ببخشیم. افسسیان فصل ۴ آیه ۳۲ می گوید، » نسبت به هم مهربان و دلسوز باشید و یکدیگر را ببخشید، همانطور که خدا نیز شما را بخاطر مسیح بخشیده است «. در همین راستا، کولسیان فصل ۳ آیه ۱۳ می گوید، » رفتار دیگران را تحمل کنید و آماده باشید تا ایشان را ببخشید. هرگز از یکدیگر کینه به دل نگیرید. از یاد نبرید که مسیح شما را بخشیده است؛ پس شما نیز باید دیگران را ببخشید «. نکته کلیدی هر دو قسمت در این است که همانطوریکه خدا ما را بخشیده است، ما هم باید دیگران را ببخشیم. چرا می بخشیم؟ چون ما هم بخشیده شده ایم! بخشیدن دیگران باید نشان دهنده بخشیده شدن ما از طرف خدا باشد.

برای بخشیدن کسانیکه در حق ما بدی کرده اند، در ابتدا باید بخشش خداوند را بطور کامل درک کنیم. خدا کسی را بدون پیش شرط نمی بخشد، اگر چنین بود دیگر دریاچه آتشی در مکاشفه فصل ۲۰ آیه ۱۴ تا ۱۵ وجود نداشت. درک صحیح از بخشش شامل توبه از سمت گناهکار و محبت و لطف از سمت خداوند است. عشق و لطف همیشه هستند اما این توبه است که اغلب انجام نمی شود. بنابراین، دستور کتاب مقدس مبنی بر بخشش یکدیگر بدین معنی نیست که نسبت به گناه بی اعتنا باشیم. بلکه بدین معنی است که ما با خوشحالی و از سر لطف و عشق، کسانی را که توبه می کنند، می بخشیم. ما هر زمانی که لازم باشد آماده بخشیدن هستیم. نه تنها هفت بار بلکه «هفتاد مرتبه هفت بار» (متی فصل ۱۸ آیه ۲۲) می بخشیم. جواب رد دادن به درخواست بخشش از طرف دیگران نشان دهنده خشم، تلخی و عصبانیت است که هیچکدام ویژگی یک مسیحی واقعی نیستند.

بخشیدن کسانی که در حق ما بدی و گناه کرده اند، نیازمند صبر و شکیبایی می باشد. کلیسا به ما دستور می دهد که «نسبت به همه، صبر و تحمل پیشه کنید» (اول تسالونیکیان فصل ۵ آیه ۱۴). ما باید بتوانیم که از آزردگی های جزئی و کم اهمیت چشم پوشی کنیم. عیسی مسیح گفت، «حتی اگر به گونۀ راست تو سیلی زند، گونۀ دیگرت را نیز پیش ببر تا به آن نیز سیلی بزند» (متی فصل ۵ آیه ۳۹). همه «سیلی ها» نیاز به پاسخ دادن ندارند.

برای بخشیدن کسانیکه در حق ما بدی و گناه کرده اند، نیاز به قدرت دگرگون کننده خدا در زندگی خود داریم. در اعماق وجود هر انسانی، چیزی وجود دارد که او را تشنه انتقام و تلافی می کند. ما به طور طبیعی می خواهیم که دیگران را در برابر بدی ای که در حق ما کرده اند، قصاص کنیم و فقط قانون چشم در برابر چشم می تواند عکس العمل عادلانه در برابر بدی باشد. اما در عیسی مسیح، به ما این قدرت داده شده که حتی دشمنان خود را نیز دوست بداریم. به کسانی که از ما نفرت دارند، خوبی کنیم. برای کسانی که به ما ناسزا می گویند، برکت بطلبیم و برای کسانیکه ما را آزار می دهند، دعای خیر کنیم (نگاه کنید به لوقا فصل ۶ آیه های ۲۷ تا ۲۸). عیسی مسیح به ما قلبی هدیه داده است که برای همیشه تمایل به بخشیدن دارد.

بخشیدن گناهی که دیگران در حق ما مرتکب شده اند زمانی آسان تر می شود که آن را با میزان بخشیدن گناهان ما توسط خدا مقایسه کنیم. ما که با دست و دلبازی بیش از اندازه مورد لطف و بخشش قرار گرفته ایم، حق نداریم لطف و بخشش را از دیگران دریغ کنیم. ما بی نهایت بیشتر از آنچه یک شخص می تواند در حق ما گناه کند، بر ضد خدا گناه کرده ایم. داستان عیسی مسیح در متی فصل ۱۸ آیه های ۲۳ تا ۳۵ نشان دهنده این واقعیت است.

خدا به ما قول داده، زمانیکه از او طلب بخشش می کنیم، او ما را براحتی می بخشد (اول یوحنا فصل ۱ آیه ۹). ما نیز باید کسانیکه از ما طلب بخشش می کنند را به همین راحتی ببخشیم ( لوقا فصل ۱۷ آیه های ۳ تا ۴).

چگونه می توان آمُرزش الهی را دریافت نمود؟

جواب: اعمال رسولان فصل ۱۳ آیه ۳۸ به ما می گوید که: «برادران، توجه کنید! در این عیسی برای گناهان شما امید آمرزش هست .»

آمُرزش گناهان چیست و چرا من به آن احتیاج دارم؟
«آمُرزش» یعنی پاک کردن، گذشتن از تقصیر، و بخشیدن قرض. وقتی نسبت به کسی بدی می کنیم، از او طلب بخشش می کنیم تا بتوانیم رابطه آسیب دیده خود با او را دوباره احیا کنیم. آمُرزش بدین معنی نیست که یک فرد استحقاق و لیاقت آمرزش را دارد. در واقع هیچکس لیاقت و استحقاق بخشیده شدن را ندارد. آمرزش عملی ناشی از محبت، رحمت و بخشش است. آمرزش تصمیمی است که شخص بخشنده ،علی رغم تمام بدی هایی که از طرف مقابل دیده است، می گیرد تا کینه و کدورتی از او در قلب خود نگه ندارد.

کتاب مقدس تعلیم می دهد که همۀ ما محتاج بخشش خداوند هستیم. ما آدمیان، همه گناه کرده ایم. خدا در جامعه فصل ۷ آیه ۲۰ به ما می گوید: «در دنیا آدم کاملاً درستکاری وجود ندارد که هر چه می‌کند درست باشد و هرگز خطایی از او سر نزند.» در اول یوحنا فصل ۱ آیه ۸ می خوانیم: «اگر بگوییم گناهی نداریم، خود را فریب می‌دهیم و از حقیقت گریزانیم.» گناه، به هرشکل و اندازه که باشد، سرکشی و نافرمانی از خداست (مزامیر فصل ۵۱ آیه ۴). در نتیجه، همۀ ما بطور جدی مُحتاج آمُرزش الهی هستیم. اگر گناهان ما آمرزیده نشوند، تمام ابدیت را در عذاب بسر خواهیم برد؛ عذابی که نتیجۀ گناهان خود ماست (متی فصل ۲۵ آیه ۴۶ ؛ یوحنا فصل ۳ آیه ۳۶).

من چگونه می توانم آمرزش الهی را دریافت کنم؟
خوشبختانه خداوند مهربان و بخشنده است. او بسیار مشتاق بخشیدن گناهان ما می باشد ! دوم پطرس فصل ۳ آیه ۹ خاطر نشان می سازد: «… در واقع، او صبر می‌کند و فرصت بیشتری می‌دهد تا گناهکاران توبه کنند، چون نمی‌خواهد کسی هلاک شود.» بنابراین، خدا می خواهد که ما بخشیده شویم و به همین خاطر راه نجات و بخشایش را برای ما فراهم کرده است.

تنها مجازات عادلانه برای گناهان ما مرگ می باشد. بخش اول رومیان فصل ۶ آیه ۲۳ می گوید: «مزد گناه مرگ است….» مرگ ابدی آن چیزی است که در قبال گناه نصیب ما خواهد شد. خدا، مطابق نقشۀ کامل خویش، در شخص عیسی مسیح، جسم انسانی به خود گرفت (یوحنا فصل ۱ آیه های ۱ و ۱۴). مسیح با مرگ خود برروی صلیب جریمه ای که ما مستحق آن بودیم (یعنی مرگ) را پرداخت. دوم قرنتیان فصل ۵ آیه ۲۱ به ما تعلیم می دهد که: «زیرا خدا بار گناهان ما را بر دوش مسیح بی‌گناه گذاشت، تا ما بعنوان پیروان او، آنطور که مورد پسند خداست، نیک و عادل شویم.» مسیح بر روی صلیب مُرد؛ او با مرگ خود جریمۀ گناهان ما را پرداخت! در مقام خدا، مرگ عیسی مسیح آمرزش الهی را برای همۀ گناهکاران فراهم کرد. اول یوحنا فصل ۲ آیه ۲ به ما می گوید: «او کسی است که تاوان گناهان ما را داده تا خدا ما را هلاک نسازد؛ او با این کار، رابطه‌ای دوستانه میان خدا و ما بوجود آورده است. او نه فقط برای گناهان ما، بلکه برای گناهان تمام مردم جهان فدا شد.» مسیح دوباره زنده شد و پیروزی خود بر گناه و مرگ را اعلام نمود (اول قرنتیان فصل ۱۵ آیه های ۱ تا ۲۸). سپاس خداوند را، که بواسطۀ مرگ و رستاخیز عیسی مسیح بخش دوم رومیان فصل ۶ آیه ۲۳ تحقق می یابد: «… اما هر که به خداوند ما عیسی مسیح ایمان آورد، پاداش او از خدا زندگی جاوید است..»

آیا می خواهید گناهانتان بخشیده شود؟ آیا شما در درون خود از احساس گناه و تقصیری که نمی توانید از دست آن خلاص شوید، رنج می برید؟ اگر به عیسی مسیح به عنوان نجات دهندۀ خود ایمان آورید، گناهان شما بخشیده خواهد شد. در افسسیان فصل ۱ آیه ۷ می خوانیم: «لطف و فیض خدا نسبت به ما بقدری زیاد بود که حتی حاضر شد به قیمت خون فرزندش تمام گناهان ما را ببخشد و ما را نجات دهد.» عیسی مسیح قرض ما را پرداخت نمود تا ما بخشیده شویم. آنچه که شما باید انجام دهید این است که ایمان آورید عیسی مسیح بر روی صلیب مُرد تا گناهان شما بخشیده شوند، و از خدا بخواهید تا بواسطۀ عیسی مسیح شما را ببخشد. در این صورت مُطمئن باشید که بخشیده شده اید. یوحنا فصل ۳ آیه های ۱۶ و ۱۷ حاوی این پیغام بی نظیر است: » زیرا خدا بقدری مردم جهان را دوست دارد که یگانه فرزند خود را فرستاده است، تا هر که به او ایمان آورد، هلاک نشود بلکه زندگی جاوید بیابد. خدا فرزند خود را فرستاده است نه برای اینکه مردم را محکوم کند بلکه بوسیله‌‌ او نجاتشان دهد.»

آیا می توان آمُرزش الهی را به این سادگی دریافت نمود؟
بله، به همین سادگی. آمُرزش الهی را نه میتوان خرید، و نه با انجام اعمال خاصّی آن را بدست آورد. آنچه شما میتوانید انجام دهید این است که بخشش گناهان را بواسطه ایمان دریافت کنید؛ بخششی که خدا فقط از روی مهربانی و رحمت خود، عطا می کند. اگر مایل هستید عیسی مسیح را به عنوان نجات دهندۀ خود بپذیرید، میتوانید به این روش دعا کنید. ولی این حقیقت را همیشه بیاد داشته باشید که گفتن و یا تکرار این دعا (و یا هر دعای دیگر) باعث نجات شما نمیشود. نجات واقعی تنها با اعتماد قلبی به عیسی مسیح که بر روی صلیب گناهان ما را آمرزید دریافت میشود. این دعا راه ساده ای است برای ابراز ایمان و قدردانی شما از خدایی که راه نجات را برای شما فراهم کرد. «خداوندا، می دانم که بر ضّد تو گناه کرده ام و مستحق مجازات می باشم. اما می دانم که عیسی مسیح، مجازاتی را که من شایستۀ آن بودم بر خود گرفت تا من بتوانم بوسیلۀ ایمان به او آمرزیده شوم. از گناه خود توبه میکنم و برای نجات فقط به تو اعتماد میکنم. تو را شکر می کنم که به خاطر لطف و مهربانی عظیمی که داری، گناهانم را بخشیدی و به من زندگی ابدی عطا کردی. آمین.

آیه قوت جمعه ۱۳ ژوئیه ۲۰۱۸

یوشع باب ۱ آیه 8
یوشع باب ۱ آیه ۸

 

یوشع باب ۱ آیه ۸

۸↵ کتاب تورات را همیشه درنظر داشته باش. آن را بخوان و دربارهٔ آن روز و شب تفکّر کن تا بتوانی تمام دستوراتی که در آن نوشته شده، پیروی و اطاعت نمایی. آنگاه موفّق و کامیاب خواهی شد.