آیا طلاق در مسیحیت محدود به خیانت همسر است؟

آیا طلاق در مسیحیت محدود به خیانت همسر است؟ ( متی فصل ۱۹ آیه ۹)

قسمت سوم

به طور کلی، مقصود مسیح آن بود که در انتخاب همسر آنقدر دقت کن که فقط علت زنا به طلاق منجر شود.
خیانت زیان آورترین عمل در یک ارتباط است که نه تنها منجر به صدمات غیر قابل جبران به طرفین می شود، بلکه اعتماد و اطـمینان کسی که مورد خیانت قرار گرفته شده را نیز نسبت به افراد دیگر از بین خواهد برد.

دلایلی که زمینه ساز خیانت می شوند عبارتند از:

یک. عدم رغبت و علاقه به روابط جنسی
کتاب مقدس تعلیم می دهد که زن و شوهر باید روابط جنسی داشته باشند. عدم پیروی از این دستور الهی، نه فقط گناه قلمداد می شود بلکه زوج برای خود دردسر ایجاد خواهند کرد. کلام خدا می فرماید:»به سبب وسوسه های جنسی که در اطراف ما وجود دارد، بهتر است هر زن برای خود شوهری اختیار کند و هر مرد برای خود زنی بگیرد. زن و مرد باید وظایف زناشویی خود را نسبت به یکدیگر انجام دهند، تا مبادا شیطان شما را به علت عدم تسلط بر نفس، در وسوسه اندازد» (اول قرنتیان فصل ۷ آیات ۱- ۵).
مقاومت در برابرامیال جنسی دشوار است، چون این گونه وسوسه ها به امیال طبیعی و عادی که خدا مقرر کرده است، مربوط می شوند. ما با توانایی بشری قادر به مقاومت در برابر این امیال نیستیم، چون تمایل جنسی بسیار قوی است. بنابراین، با همسر خود درباره تمایلات و نیازهای جنسی خود صحبت کنید. به خودتان نگویید که او همه چیز را درباره نیاز جنسی من می داند. خدا می خواهد زن و شوهر از یکدیگر لذت ببرند و برای برآورده شدن نیازهای جنسی به یکدیگر وابسته باشند. درباره روابط جنسی با همسر خود گفتگو کنید.

دو. اخلاق و رفتار غیر قابل تحمل همسر
رفتارهای زشت، نق زدنهای دائمی، نزاع ها و مجادله های فراوان دستور العمل مناسبی برای ایجاد سردرد است و در تصور برخی مردان ( البته به غلط )، خیانت بهترین راه فرار از جهنم خانه بوده و بهتر از آسپرین به درمان سردرد کمک می کند. وقتی از همسرتان ناراضی باشید، بذر خیانت به او در قلب تان کاشته خواهد شد.
بنابراین، قبل از جدی شدن مسئله، آن را حل کنید. صادقانه مشکل را با همسرتان درمیان بگذارید و به دنبال راه حل باشید. موضوع گفتگو این باید باشد که چه روش هایی به بهبود روابط و لذت از زندگی زناشویی کمک می کند. بدین ترتیب، از بروز فاجعه خیانت اجتناب خواهد شد.

سه. عدم جذابیت همسر
به این معنا که زن یا شوهر دیگر به سر و وضع خود نرسیده و جذابیتی ندارد و مانند گذشته به جذب همسر خود نمی پردازد. در نتیجه زن یا مرد نیز دیگر همسرش را زیبا نیافته و زندگی با او هیجان و لذت گذشته را نخواهد داشت.

این مطلب ادامه دارد.
نویسنده: کشیش مهران پورپشنگ
منبع: صفحه «دفاعیات مسیحی» در فیسبوک

Advertisements

آیا طلاق در مسیحیت محدود به خیانت همسر است؟ ( متی فصل ۱۹ آیه ۹)

آیا طلاق در مسیحیت محدود به خیانت همسر است؟ ( متی فصل ۱۹ آیه ۹)
آیا طلاق در مسیحیت محدود به خیانت همسر است؟ ( متی فصل ۱۹ آیه ۹)

متاسفانه امروزه طلاق به امری شایع و معمول تبدیل شده. مثلا در دهه ۱۹۲۰ در آمریکا، میزان طلاق ۱۴ درصد بود. این آمار در دهه ۱۹۷۰ به ۵۰ درصد رسید. امروزه در ایالات متحده، بیش از ۷۰ درصد از ازدواج ها به طلاق می انجامد.

هدف خدا از بنیاد ازدواج و خانواده، وفاداری متقابل بود و نه جدایی و طلاق. خدا ازدواج را امری دائمی تلقی می کند:» در آغاز خلقت خدا، مرد و زن را آفرید و دستور داد مرد (و زن ) از پدر و مادر خود جدا شود و برای همیشه به یکدیگر بپیوندند، و با او یکی شود. آن دو نفر دیگر دو تن نیستند، بلکه یک تن. هیچ انسانی حق ندارد آن دو را که خدا به هم پیوسته است، جدا کند» (متی فصل ۱۹ آیات ۱- ۶). هم چنین به پیدایش فصل ۲ آیات ۲۱- ۲۴ رجوع کنید.

طبق حکم شریعت یهود، طلاق هنگامی مجاز بود که زن و شوهر نتوانند با یکدیگر سازش داشته باشند (تثنیه فصل ۲۴ آیه ۱). این در حالی است که قانون اولیه در دوران آدم و حوا از طلاق سخنی به میان نمی آورد (پیدایش فصل ۲ آیات ۱۸- ۲۵)، زیرا ازدواج اتحادی فیزیکی است و فقط دو علت دیگر فیزیکی دیگر می توانند آن اتحاد را باطل سازند: مرگ یا زنا. در شریعت یهود، مرد یا زن زناکار اعدام می گردید. بنابراین زنا علت طلاق نبود، زیرا زناکار سنگسار می شد (تثنیه فصل ۲۲ آیه ۲۲).

حکم شریعت برای طلاق چنین بود:» اگر مردی پس از ازدواج با زنی، به عللی از او راضی نباشد، طلاق نامه ای نوشته و به او داده و رهایش سازد» (تثنیه فصل ۲۴ آیه ۱). «طلاق نامه» سند رسمی بود که زن را از تهمت و بدرفتاری اطرافیان محافظت می کرد و به او اجازه می داد تا مجددا ازدواج کند.

در دوران مسیح، استنباط و تفسیر رهبران یهودی از این حکم آن بود که طلاق یعنی آنچه مورد پسند شوهر نباشد. اما مسیح به هنگام مباحثه با رهبران یهود روشن کرد که طلاق حکم شریعت نبود، بلکه به علت سختدلی انسان، طلاق مجاز گردید (متی فصل ۱۹ آیه ۸). سپس مسیح در ادامه فرمود که طلاق فقط در صورت زنا (خیانت همسر) مجاز است (آیه ۹). به عبارت دیگر، عیسی حکم اعدام زناکار توسط کلیسا را صادر نکرد، بلکه طلاق را برابر با مرگ دانست. وقتی زن یا شوهری به علت خیانت همسرش، جدایی را برگزید، می تواند دوباره ازدواج نماید.

پولس مورد دیگری را به طلاق مسیحیان می افزاید:» اگر شوهر یا زن غیر مسیحی مایل باشد از همسر خود جدا شود، اشکالی ندارد. در این مورد، زن یا شوهر مسیحی نباید اصرار کند که همسرش با او بماند، زیرا خدا می خواهد که ما ایمانداران در آرامش و صفا زندگی کنیم» (اول قرنتیان فصل ۷ آیه ۱۵).

تجربه نشان داده ازدواج ایماندار مسیحی با همسر غیر مسیحی به بحث و مشاجرات اعتقاداتی منجر می شود. مثلا همسر غیر مسیحی مانع پرستش، مطالعه کتاب مقدس و حضور همسر مسیحی اش در کلیسا می شود. حتی در مواردی او را وادار می کند تا ایمانش را انکار نماید. وقتی ایماندار مسیحی درمی یابد که رابطه اش با خدا در خطر است، باید تصمیم بگیرد که به طور قانونی از همسر غیر مسیحی خود جدا شود. کلام خدا می فرماید:»دستور خدا را اطاعت کنیم و نه دستور انسان را» (اعمال رسولان فصل ۵ آیه ۲۹).

اما موارد دیگر نیز سبب شده تا برخی از مسیحیان طلاق را موجه بدانند. مثلا مرد یا زنی که نمی خواهد معاش خانواده اش را تامین کند. در نتیجه مشکل مالی محرومیت از نیازهای اساسی زندگی می شود (مانند کرایه منزل، غذا، تهیه پوشاک و لوازم التحریر برای فرزندان و هزینه مدرسه، عدم پرداخت قبوض آب، برق و تلفن…). کلام خدا می فرماید:»اگر کسی به احتیاجات خویشان و به خصوص اعضای خانواده خود بی توجه باشد، اجازه ندارد خود را مسیحی بنامد. چنین شخصی از یک کافر هم پست تر است» (اول تیموتاوس فصل ۵ آیه ۸).

موارد دیگر، خشونت و آزار و اذیت اعضای خانواده ناشی از اعتیاد و بیماری روانی همسر است.

به طور کلی، مقصود مسیح آن بود که در انتخاب همسر آنقدر دقت کن که فقط علت زنا به طلاق منجر شود.

خیانت زیان آورترین عمل در یک ارتباط است که نه تنها منجر به صدمات غیر قابل جبران به طرفین می شـود، بلـکه اعتماد و اطـمیـنان کسـی که مورد خیانت قرار گرفته شده را نیز نسبت به افراد دیـگر از بین خواهـد برد. دلایلی که زمینه ساز خیانت می شوند عبارتند از:

یک. عدم رغبت و علاقه به روابط جنسی

کتاب مقدس تعلیم می دهد که زن و شوهر باید روابط جنسی داشته باشند. عدم پیروی از این دستور الهی، نه فقط گناه قلمداد می شود بلکه زوج برای خود دردسر ایجاد خواهند کرد. کلام خدا می فرماید:»به سبب وسوسه های جنسی که در اطراف ما وجود دارد، بهتر است هر زن برای خود شوهری اختیار کند و هر مرد برای خود زنی بگیرد. زن و مرد باید وظایف زناشویی خود را نسبت به یکدیگر انجام دهند، تا مبادا شیطان شما را به علت عدم تسلط بر نفس، در وسوسه اندازد» (اول قرنتیان فصل ۷ آیات ۱- ۵).

مقاومت در برابرامیال جنسی دشوار است، چون این گونه وسوسه ها به امیال طبیعی و عادی که خدا مقرر کرده است، مربوط می شوند. ما با توانایی بشری قادر به مقاومت در برابر این امیال نیستیم، چون تمایل جنسی بسیار قوی است. بنابراین، با همسر خود درباره تمایلات و نیازهای جنسی خود صحبت کنید. به خودتان نگویید که او همه چیز را درباره نیاز جنسی من می داند. خدا می خواهد زن و شوهر از یکدیگر لذت ببرند و برای برآورده شدن نیازهای جنسی به یکدیگر وابسته باشند. درباره روابط جنسی با همسر خود گفتگو کنید.

دو. اخلاق و رفتار غیر قابل تحمل همسر

رفتارهای زشـت، نــق زدنــهـای دائـمی، نزاع ها و مجادله های فراوان دسـتور العمـل مناسبی برای ایجاد سردرد است و در تصـور برخـی مـردان ( البته به غلط )، خـیـانت بهترین راه فرار از جهنم خانه بوده و بهتر از آسپرین به درمان سـردرد کمک می کنــد.

وقتی از همسرتان ناراضی باشید، بذر خیانت به او در قلب تان کاشته خواهد شد. بنابراین، قبل از جدی شدن مسئله، آن را حل کنید. صادقانه مشکل را با همسرتان درمیان بگذارید و به دنبال راه حل باشید. موضوع گفتگو این باید باشد که چه روش هایی به بهبود روابط و لذت از زندگی زناشویی کمک می کند. بدین ترتیب، از بروز فاجعه خیانت اجتناب خواهد شد.

سه. عدم جذابیت همسر

به این معنا که زن یا شوهر دیگر به سر و وضع خود نرسیده و جذابـیـتی نـدارد و مانـنـد گـذشته به جذب همسر خود نمی پردازد. در نتیجه زن یا مرد نیز دیـگر همـسرش را زیبـا نیـافته و زنـدگی با او هیجان و لذت گذشته را نخواهد داشت.

چهار. تغییرات شدید شخصیتی و رفتاری همسر

او دیگر مانند گذشته مهربان و با محبت نیست، زود عصبانـی می شـود، بـه هـر دلیل نزاع به راه می اندازد، کم تر صحبت می کند، بهانه جویی مـی کنـد، ایـراد می گیـرد، بـه ظاهرش اهمیت نمی دهد، به همسرش اهمیت نمی دهد، دیگر از حرف های عاشقانه اش خبری نیست و همه چیز به یکباره تغییر کرده است. شخص به این علت به روابط نامشروع کشیده می شود، زیرا احتیاج دارد که فردی به او عشق بورزد.

پنج. پول و وضعیت اقتصادی

متاسفانه برخی از زنان به دلیل این که شوهر آنها دارای وضعیت مالی خوبی نیست و به مـقدار کافی به آنها پول پرداخت نمی کند فقط و فقط بخاطر پـول ( و نه عشق ) و برآورده شدن نیازهای مادی خود سمت دیگری کشیده می شوند. این بسیار جلوه زشت و نا پسند دارد، چرا که با کمی همدلی و تلاش می توان به راحتی به خواسته ای معقول مادی زندگی دست یافت.

شش. ابراز علاقه بیشتر توسط دیگری

در محل کار یا ماموریت یا مکان های دیگر یکی از زوجین در غیاب همسرش با شخص دیگری آشنا شده و ارتباط دوستی و صمیمیت برقرار می کند. این کار به خیانت منجر می شود. کلام خدا درباره عدم وفاداری یکی از زوجین می گوید:»بیا از یکدیگر لذت ببریم و تا صبح از عشق سیر شویم. همسرم در خانه نیست و به سفر دوری رفته است» (امثال سلیمان فصل ۷ آیات ۱۸- ۱۹). بکوشید تا همسرتان در اکثر مواقع همراه شما باشد، حتی در ماموریت های شغلی.

هفت. افکار ناپاک

مواظب افکار خود باشید. افکار انسان، مسیر زندگی شما را مشخص می کند. از مطالعه مطالب غیر اخلاقی و تصاویر مستهجن خودداری کنید. زیرا به خیال پردازی جنسی منجر خواهد شد. از رفتن به اماکن و معاشرت با کسانی که شما را به گناه وسوسه می کنند، اجتناب کنید. تنها به فکر زمان حال نباشید. لذت های امروز شاید به تباهی فردا بینجامد.

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ