انقلاب اسلامی با ارامنه ایران چه کرد؟ (بخش سوم)

انقلاب اسلامی ایران سدی بلند در مقابل پیشرفت موسیقی ارامنه بود و اکثر هنرمندان ارمنی که در حوزه‎ی موسیقی فعال بودند و در ایران ماندن ضرر کردند.

mohabatnews_art

به گزارش«محبت‌نیوز» سی و هشتمین سال از انقلاب اسلامی می‌گذرد و هر روز ابعاد تازه‎‎ای از آثار و تبعات منفی تحولی عظیم با زیربنایی ایدئولوژیک در نقطه به نقطه ‏ی زندگی فردی و اجتماعی ما نمایان می‎شود.

در بخش سوم بررسی تاثیرات انقلاب اسلامی بر جامعه‎ی ارامنه‎ و اقلیت‎های مسیحی به طور اجمالی به شرحی از افول موسیقی ارامنه پس از انقلاب می‌پردازیم.

به استناد تاریخ جامعه‎ی ارامنه‎ از پُل‌های ارتباطی موسیقی شرق و غرب بودند و موسیقی ایرانی همواره به ستارگان ارمنی خود می‌بالد.

چه در سال‌های دورتر که «مگردوم کاراپتیان» در اصفهان اولین ارکستر سازهای زهی را تأسیس کرد و «سوقومون سیمونیان» معروف به سلیمان‌خان ارکستر نظام دربار قاجار را اداره می‌کرد و چه امروز ، هنرمندان ارمنی به هنر موسیقی ایران خدمات شایانی کردند.
موسیقی‌ فاخر ایران مدیون تلاش‌های «روبن گریگوریان» پایه‌گذاری ارکستر سمفونیک تهران و «لوریس هایکازی چکناواریان» استاد و از رهبر ارکستر در ایران و ارمنستان است.

ارامنه در موسیقی پیشرو بودند، خانم «ساتنیک آقابابیان» خواننده‎ی اپرا و نخستین خواننده‌ی زن ایرانی بود که تابوهای حضور زنان در موسیقی را آن هم در دورانی که جامعه بسیار سنتی‎تر و متعصب‌تر از امروز بود شکست. با «سیمون آیوازیان» پدر گیتار کلاسیک ایران که سهم بزرگی در فراگیری این ساز در کشور داشت.

«گورگن موسسیان» رئیس گروه کُر سازمان صدا و سیما و در تالار وحدت رهبری همسرایان را به عهده داشت.

علاقمندان به موسیقی، نام زنده‎یاد «واروژان» (واروژ هاخباندیان) را هرگز فراموش نخواهند کرد. او از ستارگان آهنگ‎سازی موسیقی ما بود و آثار او همچنان در صدر بهترین آهنگ‌های موسیقی فارسی قرار دارد. واروژان سهم زیادی نیز در ساخت موسیقی متن فیلم داشت و یکی از بنیانگذاران موسیقی پاپ در ایران بود.

«ممل آمریکایی» و «در امتداد شب» از یادگارهای او در عرصه‎ی آهنگ‌سازی فیلم است.

از ارکان عصر طلایی موسیقی ایران که با وقوع انقلاب غروب کرد، ارامنه بودند. صدای گرم «ویگن دِردِریان» سلطان جاز ایران هرگز فراموش شدنی نیست، با فاصله‌ی کمی پس از او «مارتیک قره‌خانیان» از ستارگان موسیقی پاپ ایران شد. او که در نوازندگی هم برای خود سبک نویی داشت در کنار هم نسلی‌های خود از جمله ابی، داریوش، گوگوش و ستار همچنان به موسیقی ایران خدمت می‌کند.

آندرانیک (اندی) نیز از دیگر چهره‌های محبوب موسیقی ایران است که هنوز هم آثار و اجراهای او مارکت بالایی دارد و از جمله خوانندگان محبوب ایرانی است که مثل خیلی دیگر هم‎نسلی‌های خود مجبور شد پس از انقلاب اسلامی ۵۷ برای ادامه فعالیت هنری از ایران مهاجرت کند.

انوش، آرتوش، گورگن و بسیاری دیگر از خوانندگان، نوازندگان و آهنگ‎سازان موسیقی و …تمام این هنرمندان و ستارگان نسلی بودند که پیش از انقلاب پرورش یافتند و فارغ از جهت‌گیری‌های دینی مذهبی، خود را به عنوان هنرمند به جامعه‎ی ایرانی معرفی کردند و با آغوش باز به سرعت سهم خود را از مشارکت در جامعه‎ی هنری گرفتند.

اما انقلاب ایران سدی بلند در مقابل پیشرفت موسیقی ارامنه بود و اکثر هنرمندان ارمنی که در حوزه‎ی موسیقی فعال بودند و در ایران ماندن ضرر کردند.

روز یکشنبه پنجم دی ماه سال ۱۳۹۵ بنیامین بهادری از خوانندگان پاپ ایران در سالن برج میلاد کنسرت داشت و «ملانی آوانسیان» نوازنده‎ی ارمنی ویلن سُل گروه او بود، اما اجازه داده نشد او برای اجرا روی صحنه برود. ملانی آوانسیان به همراه برادرش استیو برای اجرا در کنسرت بنیامین حضور داشتند، اما مسائلی خارج از حیطه‎ی هنر دامن‌گیر او شد.
ملانی دختر کشیش «ورویر آوانسیان» بود که بدلیل فعالیت در میان مسیحیان فارسی زبان نامش در فهرست سیاه جمهوری اسلامی قرارداشت.

این کشیش شهرویور ماه سال ۱۳۹۲ به اتهامات اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ و بشارت مسیحیت بین مسیحیان فارسی زبان در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به صورت غیرعلنی محاکمه شد.

ورویر آوانسیان، سال‌های زیادی از عمر خود را صرف موسیقی کرده بود و یکی از خوانندگان به نام جامعه‎ی ارامنه بود که در کافه نادری تهران و بعدها از هنر خود در راه خدمت به موسیقی کلیسایی استفاده کرد و اجراهای پرستشی زیادی از خود به یادگار گذاشت.

در طول چهار دهه‎ای که از عمر انقلاب اسلامی می‌گذرد، موسیقی ارامنه در ایران روندی رو به سقوط به خود گرفت و هرگز نظیر هنرمندان پرظرفیتی که پیش از انقلاب رشد کرده بودند تکرار نشد.

انقلاب اسلامی با ارامنه ایران چه کرد؟ (بخش دوم)

انقلاب اسلامی با ارامنه ایران چه کرد؟ (بخش دوم)
انقلاب اسلامی با ارامنه ایران چه کرد؟ (بخش دوم)

در چهار دهه‎ی گذشته بیش از ۸۰ درصد نویسندگان، مترجمان، شعراء و روزنامه‎نگاران ارمنی، ایران را ترک کردند.

به گزارش «محبت‌نیوز» در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به آثار و تبعات انقلاب اسلامی بر جامعه‎ی ارامنه‎ی ایران و اقلیت‎های مسیحی پرداخته شد که بخش اول آن شامل مهاجرت، سرکوب‌ اعتقادات و استیلای نظام آموزشی و تاثیرات منفی انقلاب اسلامی بر ورزش ارامنه بود.

۲۰ دی ماه سال ۱۳۹۳ روبرت صافاریان، در دوهفته نامه‌ی‌ ارمنی «هویس» شماره ۱۸۵ می‌نویسد: «در همین هشت سال فعالیت مجله ما [مجله] دست کم نیمی از کارکنان‌مان رفته‌اند و برخی دیگر دارند بار سفر می‌بندند. مدارس ارمنی به سبب نبود دانش‌آموز یکی پس از دیگری تعطیل می‌شوند. آزاد ماتیان، استاد دانشگاه و مهم‌ترین نویسنده ارمنی ایران سال گذشته رفت».

او در این نوشتار با اشاره به دیگر اقوام و آشنایانش که در این چند سال ایران را ترک کردند و به گلندلِ کالیفرنیا رفته‌اند نوشته، «تنوع دینی جامعه در حال از میان رفتن است. فارغ از ارزیابی مثبت یا منفی‌مان از این مهاجرت، رویداد مهمی است. در سطح جامعه ایران رویداد مهمی است. در جامعه کوچک ارامنه ایران که مسلمن مهم‌ترین رویداد است».

مهاجرت نویسندگان، روزنامه‎‎نگاران ارمنی و تیغ سانسور بر گلوی نشریات
مستندات تاریخی نشان می‌دهد که صنعت نشر و چاپ را ارمنه‎ به ایران وارد کردند. بر همین اساس فرهنگ و ادبیات ارمنی به طور قابل ملاحظه‎ای رشد داشت. همچنین چاپ کتاب‌های مربوط به نویسندگان و شاعران و مترجمان ارمنی و همینطور کتاب‌های الهیاتی مسیحیان در مقاطعی از تاریخ رونق زیادی داشت که تا پیش از انقلاب هم ادامه داشت.

اما تیراژ این کتاب‌ها و مجلات و شمارش آنها پس از انقلاب به یکباره کاهش یافت و درست نقطه‎ی مقابل آن افزایش شمار کتاب‌ها و نشریاتی بود که در حوزه‎ی اسلامی و ایدئولوژیکی با انبوهی از سرمایه منتشر می‌شدند.

اولین نشریه ارامنه با نام «شاویق» (کوره راه) با مدیریت هوهانس ماسحیان در ۱۸۹۴ منتشر شد. در سال ۱۹۶۱ «انجمن نویسندگان ایرانی ارمنی» در تهران تأسیس شد.

جامعه‎ ارامنه‎ی ایران حدود چهل و هشت نشریه در تهران، دو ماهنامه در جلفای اصفهان و حدود ۱۶ نشریه در آذربایجان و یک روزنامه در رشت داشتند، اما شمار آنها امروز به زیر ۱۰ نشریه رسیده و تنها روزنامه‎ی آلیک، ماهنامه‌هایی مثل آرارات، آباگا (آینده)، پیمان، هفته نامه آراکس ( به دو زبان ارمنی، فارسی) و چند مجله و دو هفته‎نامه مثل لویس (نور) به اضافه تعدادی وب سایت مانند مؤسسه ترجمه و تحقیق «هور» و… باقی مانده‎اند.

روبرت صافاریان، سرگئی بارسقیان، آزاد ماتیان، کارو دردریا، یوریک کریم‌مسیحی، زویا پیرزاد و واهه آرمن نویسندگان معاصر و به نام ارامنه بودند که به نظر آخرین نسل نویسندگان حرفه‌ای در جامعه‌ی مسیحیان ارامنه‎ی ایران باشند که بعضی از آنها در داخل کشور فعال بودند.

آسیب جدی ارامنه عدم آموزش و پروش نویسندگانی بود که جایگزین پیشکسوتان و نخبگان ارمنی باشد و این خلاء به خصوص در رسانه‌های ارمنی بسیار مشهود است. شمار زیادی از ارامنه‏ ی مستعد در نویسندگی، ترجمه و روزنامه‎نگاری در سال‌های اخیر ایران را ترک کردند.

از طرفی انتشار مجلات، نشریات و کتب‌ در جامعه‏ی ارمنی با محدودیت‌های زیادی روبرو است که یک سرش عدم حمایت مالی و معنوی از نویسندگان مستقل است و سرش دیگر آن سانسور و محدودیت‌های حکومتی که ریشه به تیشه‏ ی فرهنگ غنی ارمنی در ایران زده و آن را با سیاست و ایدئولوژی متعصب  اسلامی شیعه زخم زده است.

در همین ارتباط خبرگزاری ایلنا چندی پیش نوشت که انتشارات نائیری (که با سرمایه‌گذاری مرحوم ساموئل ساروخانیان راه‌اندازی شد) نیز حدود ۷۰ سال است به عنوان تنها ناشر ارمنی‌زبان ایران در کنار انتشار فرهنگ‌های لغت، کتاب‌های مردم‌شناسی، هنری و تاریخی و حتی آثار کودک و نوجوان به زبان ارمنی و سابقه‌ای ۶۲ ساله در چاپ تقویم دیواری‌های ویژه‌ای که شامل روایتی از نیم‌قرن زندگی، فعالیت اجتماعی فرهنگی و تولیدات فکری ارمنیان ایران هستند، فعالیت دارد.

اما این‌ها در آینده‎ای نه چندان دور موسساتی خصوصی خواهند بود که از نیروی انسانی و نیروی فکری ممتاز ارمنی خالی هستند.

پیش انقلاب بخش خصوصی ارامنه کتاب‌هایی با تیراژ ۵۰هزار تا ۷۰هزار جلدی منتشر می‌کردند که شامل رمان‌ و داستان با محتوای تاریخی-اجتماعی بود. اما در حال حاضر اصلی‌ترین حوزه ‏ی انتشارات جامعه ‏ی ارمنی شورای خلیفه‎گری ارامنه شده که به طور خاص تحت نظارت و همکاری با جمهوری اسلامی است.

از این رو سانسور و رصد محتوای کتاب کمر فرهنگ و ادبیات ارمنی را هم در ایران شکست و تقریبن پس از انقلاب هیچ اثر قابل توجهی از نویسندگان و شاعران ارمنی ایرانی منتشر نشد.

روبرت صافاریان، مرداد ماه سال ۱۳۹۵ در گفتگو با ایلنا صراحتن اعلام کرد، ارمنی‌‌ها به شدت در حال مهاجرت از ایران هستند و این موضوع باید توسط مطبوعات و رسانه‌ها مطرح شده و دلایل آن را واکاوی کنند، در قالب یک آمار کلی می‌گوید: «براساس آمارها بعد از انقلاب به این طرف تعداد ارمنه در ایران به ۲۰درصد کاهش یافته (از این تعداد هم بخش قابل توجهی در تدارک برنامه‌ریزی برای مهاجرت هستند) و این یعنی ۸۰درصد از ارمنه‌ی ایران کشور را ترک کرده‌اند.»

انقلاب اسلامی با ارامنه ایران چه کرد؟ (بخش اول)

انقلاب اسلامی با ارامنه ایران چه کرد؟ (بخش اول)
انقلاب اسلامی با ارامنه ایران چه کرد؟ (بخش اول)

انقلاب اسلامی در ایران بر حوزه‎های مخلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، اجتماعی سایه‎ افکند، که در این میان جامعه‏ ی مسیحیان نیز از گزند آسیب‎های آن در امان نماندند.

سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی مقارن با نخستین روزهای ریاست جمهوری «دونالد ترامپ» چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا شد. فرامین ضدمهاجرتی ترامپ هرچند موقت در زندگی شهروندان ایران تاثیر منفی گذاشت که مسیحیان ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نبودند.

این قوانین هم روند پناهجویی نوکیشان مسیحی ایرانی را از طریق کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان با مشکل روبه رو کرد و هم برنامه «لوتنبرگ» برای اقلیت‌های مذهبی ایرانی را متوقف نمود. طرحی که طبق آن اقلیت‎های بهایی، زرتشتی و مسیحی ار طریق کمک سازمان‌های مهاجرتی مثل «هایاس» با پرداخت سه‌هزاردلار به ازای هرنفر و یک‌سال انتظار از طریق اتریش به آمریکا مهاجرت می‌کردند.

ارامنه یکی از بزرگترین جوامع غیر مسلمان در ایران می باشند. از جمعیت ارامنه ایران آمار دقیقی در دست نیست، اما طبق سرشماری‌ در سال ١٣۴۵ جمعیت کل مسیحیان ایران ١۴٩هزارنفر بود، اما در سال ۱۳۸۵ (چهل سال بعد) با وجود افزایش بیش از دوبرابری جمعیت ایران تعداد مسیحیان به ١٠٩هزار نفر کاهش پیدا کرده بود.

طبق گفته ارامنه‎ی نزدیک به حکومت از جمله «کارن خانلری» نماینده ارامنه تهران و شمال در مجلس در حال حاضر تعداد جمعیت ارمنی‌های ایران روند نزولی به خود گرفته و در حال حاضر این جامعه حدود ۶۰ تا ۷۰ هزار نفر جمعیت دارند که اکثر آنها در تهران، اصفهان و تبریز و رشت ساکن هستند. حتی برخی منابع غیررسمی تخمین می‌زنند که این تعداد به کمتر از ۴۰ هزار نفر هم رسیده است.

از همان نخستین روزهای انقلاب مشخص بود که ایران پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی جای خوبی برای اقلیت‌های مذهبی نخواهد بود، نخستین آثار انقلاب اسلامی اجباری شدن حجاب بود که پیر و جوان و مسلمان و غیرمسلمان به اجبار مشمول آن شدند.

انقلاب اسلامی تر و خشک را با هم سوزاند و هست و نیست بسیاری را یکی کرد، سینماها و کاباره‎ها و میخانه‌ها و هتل‌هایی که تعطیل یا به آتش کشیده شدند تا اسلام تقویت شود تا به خیال انقلابیون، فساد رخت بربندد، ایران اسلامی شود و دیو چو بیرون رود… اما نتیجه آن همه اسلامگرایی افراطی چیزی جز فقر و فساد، اختلاس و طلاق، بیکاری و اعتیاد… نبود.

در این بین فشارهای زیادی نیز متوجه جامعه‎ی اقلیت‌های مذهبی ایران شد چون آنها را حتی در خلوت خودشان هم از آئین های پرستشی و رعایت آداب و رسوم شان محدود می‌کرد. ساخته نشدن حتی یک کلیسا در طول حیات جمهوری اسلامی خود دال بر وضعیت موجود است.

سرکوب‌ اعتقادات و استیلای نظام آموزشی
حکومت با آغاز قتل‌های زنجیری که روشنفکران، دگراندیشان و منتقدین سیاسی و عقیدتی را سرکوب و قتل‌عام می‌کرد مسیحیان وکشیشان را هم از دم تیغ گذراند. بسیاری از هنرمندان ارمنی که ستارگان موسیقی، فیلم و نوازندگی و خوانندگی بودند مشاغل و اصناف خود را در نتیجه فشارهای حکومت و تفتیش در زندگی شخصی‎شان از دست دادند.

جمهوری اسلامی حتی نظام آموزشی ارامنه و مسیحیان را هم در سیطره خود گرفت. کاهش تعداد دانش‌آموزان مدارس ارمنی از ١٠هزار نفر به سه‌هزار نفر و تعطیلی بعضی مدرسه‌ها و ادغام بعضی دیگر، خبر از میزان بالای مهاجرت‌ها می‌داد.

امروز جمهوری اسلامی حتی در انتخاب مدیران و معاونان مدارس ارمنی هم دخالت می‌کند و کتب آموزشی و تربیتی و تعلیمی آنها هم رصد می‌کند.

هزاران نفر از ارامنه‎ی ایران عطای زندگی در سرزمین‏شان را به لقایش بخشیدند و کوله بار سفر جمع کردند و راهی غربت شدند.

نابودی ورزش ارامنه
از آثار مخرب نظام اسلامی بر جامعه‎ی ارامنه گرفتن شور و نشاط از آنها بود. ممنوعیت زنان ایران در انجام بسیاری از ورزش‌ها فرصت رشد و شکوفایی را از زنان ارامنی ایران گرفت.

بسیاری از فعالیت‌های باشگاه بزرگ آرارات تهران که تیم فوتبال آن در دهه ۶۰ خورشیدی پس از پرسپولیس و استقلال سومین تیم پرطرفدار فوتبال پایتخت بود منحل شد. تیم‌های دیگر آرارات در بخش مردان و زنان از تنیس و ژیمناستیک و شنا و واترپلو که پیش از انقلاب فعال بود نابود شدند و به تدریج رشته‌هایی چون والیبال و بسکتبال و هندبال هم به فراموشی سپرده شدند. تا جایی که تیم آرارات سقوط کرد و تازه در یکی دو سال گذشته با همت چند بازیکن قدیمی فوتبال از جمله ادمونک بزیک، ادموند اختر و فردملکیان بار دیگر کم‎رمق کارش را آغاز کرده است.

ادامه دارد…