هدف از شریعت موسی چه بود؟

هدف از شریعت موسی چه بود؟

سری دوم سوالات مهم برای نوکیشان مسیحی

قسمت پنجم

تداوم شریعت موسایی برای مسیحیان

ایمانداران دیگر بیش از این نیاز به پیروی از قوانین مدنی یا شرعی ندارند، این به انضمام قوانینی می‌باشد که مستلزم مجازات مرگ برای جرایم خاص است. از اینرو اغلب آنانی که به تداوم مثمر ثمر بودن شریعت موسایی اعتقاد دارند می‌گویند که ایمانداران امروزی فقط باید از فرامین اخلاقی شریعت یا فرامین مربوط به آن پیروی کنند. گرچه قوانین اخلاقی در ده فرمان و در فرامین تقدس کتاب لاویان فصل ۱۸ و ۱۹ خلاصه شده است، اما این محققین برای تمامی احکام اخلاقی که خداوند برای زندگی آنها تدوین کرده است کل شریعت موسایی را مورد بررسی و تفحص قرار می‌دهند.
بر طبق این اولین پاسخ، شریعت موسایی همچنان مثمر ثمر باقی مانده است، و نه فقط برای متقاعد ساختن غیر ایمانداران نسبت به گناه ایشان است (متی ۱۹: ۱۶-۲۲؛ رومیان ۷: ۷)، بلکه برای تعلیم ایمانداران برای گذار به تقدس نیز هست. وقتی پولس تعلیم می‌دهد که ما برای شریعت مرده شدیم (رومیان ۷: ۴)، این مسیحیان بر این باورند که منظور او این است که ما مردیم تا شریعت (کولسیان ۲: ۱۴) یا انجام قربانی‌های شرعی محکوم شود (عبرانیان ۱۰: ۱)، و نه اینکه در آنجا ملزومات اخلاقی نوشته شده خداوند محکوم شود. آنها معتقد هستند که مسیحیان هنوز از نظر اخلاقی در تحت شریعت قرار دارند و باید آنرا به عنوان قانون زندگی خود مورد نظر قرار دهند. برخی از یهودیان شریعت را به نادرستی مورد استفاده قرار می‌دهند، آنها به عنوان راهی برای کسب نجات و رستگاری، اطاعت از شریعت را جایگزین ایمان به خداوند می‌کنند (رومیان ۱۰: ۳). آنها از شریعت به نیکویی استفاده نمی‌کردند (اول تیموتائوس ۱: ۸). نجات و رستگاری صرفا فقط از طریق فیض خداوند مقدور شده است، پس شریعت نمی‌تواند برای کسب نجات به ما کمک کند. اما شریعت می‌تواند ایمانداران را به سمت یک زندگی مقدّس هدایت کند (لاویان ۱۹: ۲؛ اول پطرس ۱: ۱۵-۱۶). آنانی که این اولین پاسخ را پذیرفته‌اند می‌گویند که، ” شریعت موسایی یک نقشه یا یک کتاب راهنمای ثابت و ابدی خداوند است تا مسیحیانی را که امروز از آن استفاده می‌کنند مقدّس بسازد“.
این مطلب ادامه دارد.

Advertisements

هدف از شریعت موسی چه بود؟

هدف از شریعت موسی چه بود؟

سری دوم سوالات مهم برای نوکیشان مسیحی

قسمت چهارم

تداوم شریعت موسایی برای مسیحیان

دوم، این محققین همچنین بر این باور هستند که شریعت موسایی همچنان به عنوان بخشی دائمی و غیر قابل اجتناب از عهد جدید باقی می‌ماند (مزمور ۱۱۱: ۷-۸). مزمور ۱۱۹ می‌گوید که شریعت خداوند ابدی بوده و تا ابدالآباد برقرار خواهد ماند (۱۱۹: ۱۴۴، ۱۵۲، ۱۶۰). انبیا از تدوام شریعت خداوند تا واپسین روزها سخن گفته‌اند (اشعیا ۲: ۲-۳؛ حزقیال ۱۱: ۲۰). بر اساس دیدگاه این گروه، شریعت مسیح (غلاطیان ۶: ۲) همانند شریعت موسی است. آنها اعتقاد دارند که خداوند هیچ گونه شریعت دیگری را باب نکرده است زیرا خداوند متناقض با خودش عمل نمی‌کند. عیسی در مورد شکستن یکی از این کوچکترین احکام که منتسب به شریعت موسایی است هشدار داد (متی ۵: ۱۹). چنانچه عیسی تعلیم می‌دهد که عدالت و رحمت و ایمان از مهمترین و اعظم احکام شریعت هستند، و اضافه می‌کند که فریسیان نباید از مراعات آنها غفلت کنند درست همانطور که ده یک ادویه جات خود را می‌پردازند (متی ۲۳: ۲۳). پولس می‌گوید که با ایمان شریعت را استوار می‌سازیم (رومیان ۳: ۳۱). این مسیحیان معتقد هستند که شریعت عهد جدید همان شریعت مکتوب و نوشته شده در عهد قدیم است، فقط به شکل متفاوتی ارائه شده است. آنها می‌گویند که رومیان ۱۰: ۴ بدین مفهوم است که مسیح نه پایان دهنده فواید شریعت موسایی بلکه ” هدف“ شریعت موسایی است. یعقوب از لاویان ۱۹: ۱۸ و تثنیه ۱: ۱۷ به عنوان شریعت ملوکانه نام می‌برد از شریعت ملوکانه‌ای که در کتاب مقدّس ذکر شده است (یعقوب ۲: ۸-۹). پولس بر نگاه داشتن امرهای خداوند پافشاری می‌کند (اول قرنتیان ۷: ۱۹)، و بسیاری از فرامین ده فرمان را نیز در رومیان ۱۳: ۸-۱۰ فهرست می‌کند. خداوند در طی عهد موسایی مشتاق یک رابطه محبت آمیز و مقدّس با قوم خود بود. این گروه تعلیم می‌دهند که عهد جدید یک برنامه ریزی کاملا جدید نیست بلکه تجدید دوباره همان رابطه‌ای است که خداوند مشتاق آن بود (ارمیا ۳۱: ۳۳).
برخی از این ایمانداران اصول ساده‌ای را عنوان می‌کنند: ” مسیحیان باید به غیر از قوانینی که بوسیله عیسی مسیح یا رسولان منسوخ یا تغیرات خاصی در آنها بوجود آمده از تمامی فرامین شریعت موسایی پیروی کنند“. اما اغلب آنانی که بر تداوم شریعت معتقد هستند یک چنین اصول گسترده‌ای را نمی‌پذیرند. آنها انتظار ندارند که مسیحیان از هر فرمانی که در عهد جدید منسوخ نشده است پیروی کنند. آنها فرامین موسایی را به سه طبقه مختلف قوانین اخلاقی، شرعی، و مراسم شرعی تقسیم می‌کنند. آنها موافق هستند فرامینی که در آخرین طبقه جای گرفته است یعنی قوانین مربوط به قربانی حیوانات و مراسم پرستش در معبد یا خیمه مقدّس بوسیله مسیح یا رسولان کاملا تغییر یافته یا منسوخ شده است. اما آنها همچنین می‌گویند فرامینی که در طبقه قوانین شرعی قرار دارد فقط شامل حال قوم اسرائیل و بویژه شامل حال زندگی آنها در سرزمین موعود می‌شود (تثنیه ۶: ۱). از اینرو تاریخ مصرف چنین فرامینی دیگر به پایان رسیده و شامل حال مسیحیان نمی‌شود.
این مطلب ادامه دارد.

هدف از شریعت موسی چه بود؟

هدف از شریعت موسی چه بود؟

سری دوم سوالات مهم برای نوکیشان مسیحی

قسمت سوم

اما آیا مسیحیان به منظور داشتن یک زندگی مقدّس باید مبادرت به اطاعت از الباقی مفاد شریعت موسایی کنند؟ برای این سوال دو پاسخ اصلی وجود دارد.

تداوم شریعت موسایی برای مسیحیان

اولین پاسخ اصلی این است، ” بله، مسیحیان باید سعی به پیروی از شریعت موسایی نمایند“. آنانی که چنین پاسخی می‌دهند می‌گویند که شریعت موسایی همیشه شریعت خداوند بوده و همیشه شریعت خداوند نیز باقی خواهد ماند. از اینرو مسیحیان برای داشتن یک زندگی مقدّس باید همچنان به پیروی از شریعت موسایی ادامه دهند. آنها بر متی ۵: ۱۷-۱۹ تاکید می‌کنند که مسیح گفت، ”نیامده‌ام تا شریعت یا نبوتها را باطل نمایم بلکه تا تمام کنم “. آنها معتقد هستند که تمام کردن به مفهوم ” تایید یا تکمیل کردن“ است و نه به معنی ” پایان دادن“. عیسی اغلب در مخالفت با مفهوم تحریف شده و نادرست شریعت که بوسیله فریسیان تعلیم داده می‌شد مفهوم حقیقی شریعت را بطور واضح بازگو می‌کرد (متی ۵: ۱۹)، و او با روشن ساختن اصولی که در ورای شریعت قرار داشت مفهوم عمیق تر شریعت را معلوم می‌ساخت (۵: ۲۱-۴۸). مسیح می‌گوید که تا آسمان و زمین زایل نشود، همزه یا نقطه‌ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود (متی ۵: ۱۸). از اینرو این گروه بر این باورند که مسیحیان باید کوچکترین این احکام را مراعات و تعلیم دهند (۵: ۱۹). آنها معتقد هستند که اظهارات پولس مبنی بر اینکه مسیح است انجام شریعت، بدین مفهوم می‌باشد که او ” کامل“ یا ” هدف“ غایی شریعت است (رومیان ۱۰: ۴). تعلیمات آنانی که اولین پاسخ را می‌پذیرند می‌تواند در دو اصل کلی خلاصه شود.
اول از همه، آنها استدلال می‌کنند که در ارتباط با اخلاقیات شریعت خداوند، هیچ تفاوت فاحشی مابین عهد قدیم و جدید وجود ندارد. آنها بر اساس وحدت و تداوم در کتاب مقدّس تاکید می‌کنند. آنها اشاره می‌کنند که حتی انجیل در عهد قدیم موعظه می‌شده است (رومیان ۱: ۱-۲؛ غلاطیان ۳: ۸؛ عبرانیان ۴: ۲). بر طبق این پاسخ، شریعت موسایی یک وقفه در ” عهد فیض“ خداوند نبود (مقالات عمومی: عهدها و پیشگویی ها، مشاهده شود)، بلکه یک بخش مرکزی از عهد خداوند با قوم خودش بود. شریعت هرگز بد یا متضاد با وعده‌های خداوند نبود، بلکه مقدّس و نیکو بود (رومیان ۷: ۱۲؛ غلاطیان ۳: ۲۱). فیض خداوند حتی در عهد قدیم برای نجات قوم ضروری بود. خداوند از پیش و قبل از اینکه به اسرائیلیها شریعت موسایی را عطا کند ایشان را از مصر نجات داده بود (خروج ۲۰: ۲). حتی در عهد قدیم، ایمان به خدا تنها راه رستگاری بود گرچه مستلزم اطاعت نیز می‌شد (تثنیه ۹: ۲۳-۲۴). برای ایمان ابراهیم (پیدایش ۱۵: ۶)، و همچنین برای اینکه او در حفظ فرایض و احکام استوار باقی بماند دعا شده بود و این حتی قبل از عطای شریعت موسایی بود (پیدایش ۲۶: ۴-۵). شریعت غیر مکتوب خداوند که مدتها قبل به ابراهیم و اجداد اولیه اسرائیلیها داده شده بود هیچ تناقضی با شریعت مکتوب نداشت. گزینه‌های اخلاقی خداوند قبل از شریعت موسایی نیز درست بودند و حتی هنوز هم بعد از آمدن مسیح نیز درست هستند.
این مطلب ادامه دارد.

هدف از شریعت موسی چه بود؟

هدف از شریعت موسی چه بود؟

سری دوم سوالات مهم برای نوکیشان مسیحی

قسمت دوم

اسرائیلیها و شریعت

سوم، شریعت موسایی همانند یک تادیب کننده عمل می‌کرد، شریعت با هشدار بر علیه متمردین و یا با تهدید به مجازات، سعی داشت تا بسیاری را از به عمل آوردن اشتیاقات گناه آلود باز دارد. انبیای عهد قدیم بطور متمادی به اسرائیلیها درباره عواقب عدم اطاعت ایشان هشدار می‌دادند (تثنیه ۲۸: ۵۸-۶۸؛ دوم تواریخ ۳۴: ۲۳-۳۳؛ اشعیا ۵: ۲۴-۲۵). پولس نیز این زیر دست شریعت بودن را با قانون ناظران و وکلا مقایسه کرده است (غلاطیان ۳: ۲۵؛ ۴: ۲). او می‌گوید که همه ما اسرائیلیها قبل از آمدن ایمان، زیر شریعت نگاه داشته بودیم و برای آن ایمانی که می‌بایست مکشوف شود، بسته شده بودیم. پس شریعت لالای ما شد تا ما را به مسیح برساند (غلاطیان ۳: ۲۳-۲۴). گرچه فرامین شریعت سبب افزایش اشتیاقات گناه آلود باطنی گردید، اما مجازاتهای آن از گناهان ظاهری بسیاری جلوگیری کرد (غلاطیان ۳: ۱۹؛ اول تیموتائوس ۱: ۹).
شریعت موسایی همچنین به اسرائیلیها نشان داد که چطور باید برای خشنود ساختن خداوند زندگی کنند. حداقل این یک کتاب راهنما از طرف خداوند برای یک زندگی مقدّس بود. اما آیا خداوند چیزی بیش از یک کتاب ارائه داده بود؟ او وعده داد، ” فرایض و احکام مرا نگاه دارید، که هر آدمی که آنها را بجا آورد در آنها زیست خواهد کرد“ (لاویان ۱۸: ۵؛ با تثنیه ۴: ۱-۲؛ ۸: ۱؛ ۳۰: ۱۵-۱۹ مقایسه شود). واژه ” زیست“ در این آیه به چه مفهومی است؟
واضح نیست که آیا خداوند حیات ابدی را بواسطه شریعت ارائه داده است. پولس نیز در این امر به وضوح سخن نمی‌گوید (رومیان ۷: ۱۰ با غلاطیان ۳: ۲۱ مقایسه شود). محققین کتاب مقدّس نیز نمی‌توانند بطور قطع یقین داشته باشند که پولس به کل شریعت موسی یا فقط به بخشی از آن اشاره کرده است.
برخی از مسیحیان تعلیم می‌دهند که اگر اسرائیلیها قادر به اطاعت از شریعت می‌بودند، شریعت موسایی می‌توانست آنها را به نجات و رستگاری رهنمون سازد. آنها می‌گویند که در آنها زیست خواهد کرد در لاویان ۱۸: ۵ بدین مفهوم است که ” بخاطر اطاعت از شریعت، زندگی کنید“ (حزقیال ۳۳: ۱۵؛ متی ۱۹: ۱۷). بر طبق این دیدگاه، وعده نجات و رستگاری خداوند بواسط شریعت کاملا درست است، اما در عمل غیر ممکن است زیرا اسرائیلیها در اطاعت از شریعت شکست خوردند. سایر مسیحیان آموزش می‌دهند که حتی اطاعت کامل از شریعت موسایی نیز سبب نجات نمی‌شود. آنها ابراز می‌کنند که در آنها زیست خواهد کرد بدین مفهوم است که نه ” بخاطر“ شریعت بلکه ” مطابق“ شریعت زندگی کنید. بر طبق این دیدگاه، اگر اسرائیلیها از اعمال شریعت برای کسب رستگاری استفاده کنند، در واقع آنها در تلاش خواهند بود تا عدالت خود را ثابت کنند که پولس در رومیان ۱۰: ۳ چنین تلاشی را محکوم کرده است.
خواه خداوند حیات ابدی را به واسطه شریعت موسایی برقرار کرده باشد یا نکرده باشد، اسرائیلیها در واقع از آن اطاعت نکردند. صرفا فیض خداوند قادر به نجات آنها خواهد بود. عهد جدید واضح می‌سازد که هیچ کسی نه بواسطه اعمال خود و نه حتی با اعمال شریعت (غلاطیان ۲: ۱۶) و یا هر نوع اعمال خوب و نیکو، قادر به کسب نجات و رستگاری نیست (رومیان ۴: ۵؛ افسسیان ۲: ۸-۹). از اینرو تمامی مسیحیان موافق هستند که شریعت در واقع هرگز سبب نجات کسی نخواهد شد. گرچه درباره مثمر ثمر بودن شریعت موسایی برای مسیحیان، همه آنها اتفاق نظر ندارند. البته قربانیهای ضروری و ذکر شده در شریعت با تحقق آنها در مسیح به پایان رسیده است (عبرانیان فصل ۹-۱۰). اما آیا مسیحیان به منظور داشتن یک زندگی مقدّس باید مبادرت به اطاعت از الباقی مفاد شریعت موسایی کنند؟ برای این سوال دو پاسخ اصلی وجود دارد.
این مطلب ادامه دارد.

هدف از شریعت موسی چه بود؟

هدف از شریعت موسی چه بود؟

سری دوم سوالات مهم برای نوکیشان مسیحی

قسمت اول

عهد قدیم بیشتر بر شریعت موسایی متمرکز است. فهرستهای بلند بالایی از دستورات و قوانین بیش از هر چیز دیگری کتابهای خروج، لاویان، اعداد و تثنیه را پر کرده است. انبیا اغلب بر قصور اسرائیلیها در اطاعت از شریعت تمرکز کرده‌اند.
یک سوال برای مسیحیان بوجود می‌آید؛

آیا شریعت فقط مختص به اسرائیلیها بود یا برای استفاده مسیحیان امروزی نیز هست؟

عهد جدید به نظر می‌رسد که از پاسخی متضاد برخوردار است. مسیح ادعا کرد که او نیامده است تا شریعت یا سخنان انبیا را منسوخ کند بلکه تا تمام کند و اینکه تا آسمان و زمین زایل نشود حتی کوچکترین نقطه از شریعت نیز از بین نخواهد رفت (متی ۵: ۱۷-۱۸). اما درست پس از گفتن چنین چیزی، مسیح تعلیمات خودش را بازگو کرد که برتر از شریعت بود (۵: ۲۱-۴۸) و حتی برخی از آنان را نیز لغو کرد (مرقس ۷: ۱۹). پولس می‌نویسد که شریعت مقدّس است (رومیان ۷: ۱۲) و اینکه ما شریعت را استوار می‌داریم (۳: ۳۱). اما او همچنین می‌نویسد که مسیح است انجام شریعت (رومیان ۱۰: ۴)، و اینکه عیسی شریعت احکام را که در فرایض بود، به جسم خود نابود ساخت تا صلح و آرامی برقرار سازد (افسسیان ۲: ۱۵).

پس آیا شریعت موسی هنوز هم برای امروز معتبر است؟

قبل از اینکه پاسخ این سوال را بدهیم، ما باید هدف اصلی شریعت را درک کرده و مورد بررسی قرار دهیم. برای چنین کاری ما باید لزوما به هر دو عهد قدیم و جدید نگاه کنیم.

اسرائیلیها و شریعت

شریعت اول از همه شخصیت و فیض خداوند را آشکار می‌کند. خداوند شریعت را به عنوان بخشی از عهد خود با اسرائیلیها و بعد از خروج آنها از مصر به ایشان ارائه داد. خداوند اراده و خواست خود را بواسطه شریعت آشکار کرد و خواستار اطاعت از آن شد (لاویان ۱۱: ۴۵). شریعت همچنین به اسرائیلیها تعلیم داد که چطور خداوند را عبادت و پرستش کرده و همچنین چگونه قوم تازه تاسیس شده خود را اداره کنند. شریعت وعده برکت برای آنانی بود که از آن اطاعت کنند. در تثنیه ۷: ۱۳-۲۴ سه برکت جداگانه فهرست شده است که شامل کامیابی در سرزمین موعود، پیشگیری از بیماری، و پیروزی بر دشمنان اسرائیل می‌شود. موسی هشدار داد که اگر اسرائیلیها اطاعت نکنند تمامی این برکات زایل خواهند شد (تثنیه ۲۸: ۵۸-۶۸).
دوم، شریعت موسایی گناه انسان را هویدا کرد. فهرستهای موجود در لاویان که تا تثنیه نیز ادامه دارد نه تنها مشخص می‌کند که چه رفتارهایی گناه آلود هستند بلکه حتی اسرائیلیها را از طغیانها و گناهان باطنی نیز بر حذر می‌دارد. پولس می‌نویسد که از شریعت دانستن گناه است (رومیان ۳: ۲۰؛ ۷: ۷). شریعت شنوندگان خود را متقاعد می‌کند که شخصا گناهکار و جوابگو به خداوند و زیر قصاص خداوند هستند (رومیان ۳: ۱۹؛ غلاطیان: ۱۰)، و به آنها نشان می‌دهد که برده گناه هستند (غلاطیان ۳: ۲۲-۲۳). پولس حتی تعلیم می‌دهد که شریعت در میان آمد تا خطا زیاده شود (رومیان ۵: ۲۰). وقتی به ما فرمان داده شد که بعضی از کارها را انجام ندهیم، یک اشتیاق پر قدرت برای انجام آن چیزها در قلب ما سر برافراشت (پیدایش ۳: ۶؛ رومیان ۷: ۵، ۸). اما شریعت نه تنها گناهان ما را بیشتر می‌کند، بلکه جدیت گناه را با ایجاد سرکشی و تمرد بیشتر آشکار می‌کند. مسیح اشاره می‌کند آنانی که از فرامین ارباب خود سرپیچی می‌کنند نسبت به آنانی که از خواست ارباب خود مطلع نیستند مورد مجازات شدیدتری قرار خواهند گرفت (لوقا ۱۲: ۴۷-۴۸). یک فرمان واضح و روشن، جایی برای هیچ عذری باقی نمی‌گذارد (یوحنا ۹: ۴۱؛ رومیان ۴: ۱۵). تمرد و سرپیچی عمدی بغایت خبیث است و گناه محسوب می‌شود (رومیان ۵: ۱۳؛ ۷: ۱۳).
این مطلب ادامه دارد .